دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١١٦٩
بُرَیْمی ، واحة وسیعی در مشرق عربستان که شهر عمدة آن نیز به همین نام خوانده می شود. شهر حَماسا، در مغرب شهر بریمی است و هر دو بر حاشیة یک نخلستان قرار گرفته اند. تنها مرکز دیگر این واحه که به سبب بازارش می توان نام شهر به آن داد، العَیْن در جنوبیترین منطقة مسکونی است . مساحت این واحه در حدود نه کیلومتر در شش کیلومتر است و دهکده های صَعری '، هیلی ، القَطّاره ، القیمی (تلفظ محلی : دْزیمی )، و المُعْتَرَض را نیز دربرمی گیرد. کشت در الجاهلی (تلفظ محلی : یاهِلی ) از نو احیا شده است و افراد آل بوفَلاح ، خاندان حاکم بر ابوظبی ، در المُوَیْقِع آب و ملک دارند. آب این واحه از قناتهایی («فَلَج » رجوع کنید به «أفلاج ») تأمین می شود که از کوههای الحَجَر ـ در مشرق و با فاصلة کمی از آنها ـ و نیز از تیغة صخره ای و سخت با شکوه جَبَل حَفیت ، که تنها برآمدگی جنوب این دشت است ، سرچشمه می گیرند.
بُرَیمی نزدیک غربیترین نقطة گردنة وادی الجِزْی است که خود این وادی بر کرانة الباطنه تا صُحار ادامه دارد؛ و نیز در کنار شاهراهی است که از دُبی و از طریق الظاهره به ضَنْک ، عِبری ، و نَزْوی ' ـ که بزرگترین شهر عُمان مرکزی و مدّتها مقر امام اباضیّه بوده ـ می رود. اغلب ساکنان این واحه ، حدود ده هزار تن ، از قبیلة نُعَیم اند (که دو شاخة اصلی آن ، آل بوخُرَیبان و آل بوشامِس است ) که برخی از آنها صحرانشین یا نیمه حرانشین اند، و گروهی به قبیلة یکجانشین ظواهر که تقریباً همگی در این واحه ساکن اند، تعلق دارند. بعضی دیگر از ساکنان این واحه از مردم قبایل بنی قِتَب ، بنی کَعْب ، آل بوحَمیر، آل بوفَلاسا و آل بوفَلاح اند.
شبکة قناتهای جاری در زیر سکونتگاهها، موجب وابستگی دهکده ها به یکدیگر شده است ؛ چنانکه بعضی از آنها در وضعی هستند که بر مصرف آب سایر مناطق نظارت دارند. از این واحه که بندر عمده اش دبی است ، انواع خرما، یونجه ، سبزی ، و میوه ـ از جمله انبه و پرتقال و نارنج ـ صادر می شود. بازار شهرها، از حیث تجارت دام ، حایز اهمیت است و مرکز مبادلة کالا برای قبایل و اقوام داخلی عربستان ، به شمار می رود.
بریمی را همان محلی دانسته اند که جغرافیدانان و لغت شناسان متقدم عرب توآم خوانده اند (در لسان العرب ، تُعام آمده و لَیْن از چند صورت دیگر آن نیز یاد کرده است ( دربارة توآم نیز رجوع کنید به بکری ؛ یاقوت حموی ) ) و مرکز فروش مروارید گفته اند (از همین جاست که «توآمیّه » به صورت مترادف با «لوءلوء» و «دُرّه » به کار رفته است ). اما در صحت این انطباق تردید هست ، و احتمالاً نام آن با نام محلی دیگر بر کرانة خلیج فارس ، خلط شده است . مؤلفان عربستان شرقی نیز، جَوّ و جَوف * را نامهای کهن این واحه دانسته اند.
آگاهی ما از تاریخ این واحه تا قبل از قرن سیزدهم /نوزدهم ، بسیار اندک و ناچیز است . به گفتة مورخان محلی ، خلیفه المعتضد با سپاهی که در ٢٨٠ از بحرین و از راه خشکی گسیل داشت ، این واحه را تصرف کرد.
در فاصلة ١٣١٣ ش /١٩٣٤ تا شروع جنگ جهانی دوم ، میان عربستان سعودی و بریتانیا، به نیابت از حاکم ابوظبی ، دربارة مرزهای جنوبی و شرقی عربستان مذاکراتی صورت گرفت ، اما در آن زمان بریمی به هیچ وجه مسئله ای خاص برای مذاکره شمرده نمی شد. در ١٣٣١ ش /١٩٥٢، از جانب عربستان سعودی «امیر»ی به منطقه آمد و در حَماسا مستقر شد تا در مقابل حکام ابوظبی و مسقط ، حاکمیت عربستان را تثبیت کند. در ١٣٣٣ ش /١٩٥٤، عربستان سعودی و بریتانیا توافق کردند که اختلافات ناشی از این اقدام ، و نیز ادعاهای طرفین بر بیش از هفتاد هزار کیلومتر مربع واقع در جنوب غربی بریمی را به حکمیت واگذارند. به مناسبت همین حکمیت ، جغرافیا، تاریخ معاصر، و جمعیت شناسی بریمی با دقت ثبت و ضبط شد، زیرا هریک از دو طرف ، مطالب مشروحی به دادگاه ارائه کرد که در آنها مسائل یادشده ، بررسی شده بود. عربستان سعودی ، مدعی بود که تمامی واحه ، جزء لایتجزای مملکت سعودی است . بریتانیا از واگذاری حق حاکمیت واحه به امیر ابوظبی وسلطان مسقط ، حمایت می کرد و نیز تأکید داشت که براساس سنن موجود، افراد قبیلة نُعَیم (که در شهر بریمی ، حماساو صَعْری ' اکثریت داشتند) به سلطان مسقط ، و افراد قبیلة ظواهر (که در مناطق دیگر اکثریت داشتند) به حکومت ابوظبی وفا دارند.پس از آنکه انگلیسیها، سعودیان را به پرداخت رشوه و اعمال ناشایست دیگر متهم کردند، عضو بریتانیایی دادگاه کناره گیری کرد؛ ازینرو دادگاه در محرم ١٣٧٥/سپتامبر ١٩٥٥، پیش از آنکه قضیه را عمیقاً بررسی و حکمی صادر کند، منحل شد. در ربیع الاول /اکتبر همان سال ، نیروهای «عُمان المتصالح » به فرماندهی افسران انگلیسی ، بریمی را اشغال کردند، و سپس این واحه میان ابوظبی و مسقط تقسیم شد. سلطان مسقط فردی را «والی » شهر بریمی کرد و امیرابوظبی نیز یکی از برادران خود را به نمایندگی به آن واحه فرستاد. صقْربن سلطان ، شیخ بزرگ قبیلة نُعَیم ، و نیز چند تن از شیوخ دیگر، به همراهی پیروان خود، جلای وطن کردند و به دمّام : مرکز استانِ شرقی عربستان سعودی ، کوچیدند.
منابع :
(١) ابن بشر، عنوان المجد ؛
(٢) ابن رزیق ، الفتح المبین فی سیرة السادة آل بوسعیدیین ؛
(٣) چاپ عبدالمنعم عامر و محمد مرسی عبدالله ، عمان ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٤) ( ابن منظور، لسان العرب ، چاپ علی سیری ، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩٢ ) ؛
(٥) علی بن عیسی اربلی ، کشف الغمة فی معرفة الائمة ، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٦) عبدالله بن عبدالعزیز بکری ، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد والمواضع ، قاهره ١٩٥٤ـ١٩٥١؛
(٧) عبدالله بن حُمَید سالمی ، تحفة الاعیان بسیرة اهل عمان ، قاهره ١٣٣٢ـ١٣٤٧؛
(٨) حسین بن غنام وهابی ، روضة الافکار ، بمبئی ١٣٣٧؛
(٩) ( یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥ ) ؛
(١٠) The Aramco reports on Al-Hasa and Oman ١٩٥٠-١٩٥٥ , vol : Oman and the southern shore of the Persian Gulf, London ١٩٩٠;
(١١) Arbitration concerning Buraimi and the common frontier between Abu Dhabi and Saudi Arabia , United Kingdom ١٩٥٥;
(١٢) Gazetteer of Arabia : a geographical and tribal history of the Arabian Peninsula , edited by sheila A. Scoville, Grag ١٩٧٦, s.v. "Baraimi (Oasis)";
(١٣) D.Harrison, Footstep in the sand , London ١٩٥٩;
(١٤) H. Hazard, Eastern Arabia , New Haven ١٩٥٦;
(١٥) idem, Saudi Arabia , ١٩٥٦;
(١٦) Iraq Petroleum Co., Handbook , London ١٩٤٨;
(١٧) J. B. Kelly, "The Buraimi Oasis dispute", International Affairs, ٣٢ (١٩٥٦), ٣١٨-٣٢٦;
(١٨) J.Lorimer, Gazetteer of the Persian Gulf, 'Oma ¦ n, and Central Arabia , Calcutta ١٩٠٨-١٩١٥;
(١٩) Memorial of the government of Saudi Arabia [al-Buraym ¦ arbitration], ١٩٥٥;
(٢٠) S. Miles, The Countries and tribes of the Persian Gulf , London ١٩١٩;
(٢١) J. Morris, Sultan in Oman , London ١٩٥٧;
(٢٢) H. Philby, Sa`udi Arabia , London ١٩٥٥;
(٢٣) E.Ross, Annals of Oman , Calcutta ١٨٧٤;
(٢٤) Selections from the records of the Bombay government , n.s.,XXIV, Bombay ١٨٥٦;
(٢٥) B.Thomas, Alarms and excursions in Arabia , Indianapolis ١٩٣١;
(٢٦) Uniled Kingdom. Admiralty, A handbook of Arabia , London ١٩١٦-١٩١٧;
(٢٧) idem, Iraq and the Persian Gulf , London ١٩٤٤.
/ گ . رنتس و و. مولیگان ( د. اسلام ) /