دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦١٢٩
حسن اَبدال ، شهرى تاریخى در شمالغربى شهرستان راولپندى در ایالت پنجاب* پاكستان.
بلندترین مكان شهر، تپه ولیقندهارى یا باباحسن ابدال است و حدود سى چشمه آبگرم و معدنى در دامنههاى آن وجود دارد كه به رودهاى نیلى، حسن، جِهبلات و كالا میپیوندند. میانگین دماى سالیانه شهر در سردترین ماه سال ْ٢- و در گرمترین ماه سال ْ٤٤ است (صدیقى، ص٢٢٠ـ٢٢٥، ٣٥٨).
اقتصاد شهر مبتنى بر كشاورزى، باغدارى، تجارت و صنعت است و حسن ابدال یكى از قطبهاى صنعتى پاكستان به شمار میآید (همان، ص ٢٢٦ـ٢٢٧، ٢٩٩ـ٣٠٠).
اهالى آن به زبانهاى اردو و پنجابى سخن میگویند. بیشتر آنها حنفى، چهار درصد شیعه دوازده امامى، و حدود دو درصد نیز مسیحى، سیك و قادیانیاند (همان، ص ٣٠١ـ٣٠٢). این شهر داراى ٢٨ مسجد است كه مسجد شاهجهانى متعلق به سال ١٠٥٥ (دوره شاهجهان، حك: ١٠٣٧ـ ١٠٦٨) و مسجد چودوریان متعلق به دوره احمدشاه درّانى (حك: ١١٦٠ـ١١٨٦) از قدیمترین آنها هستند (رجوع کنید به همان، ص ٣٠٦ـ٣١٦؛ كنبو، ج ٢، ص ٣٩١).
این شهر با راه اصلى به فاصله ٤٩ كیلومتر با شهر راولپندى در مشرق مرتبط است و از طریق شهر هتیان به ناحیه آزاد كشمیر راه مییابد. راهآهن سراسرىِ ایالتِ پنجاب نیز از میان شهر میگذرد (صدیقى، ص ٢١٩).
مهمترین آثار تاریخى آن عبارتاند از: تخت ابدال در تپههاى ولیقندهارى، خانقاه ولیقندهارى، آرامگاه حكیم ابوالفتح گیلانى (متوفى ٩٩٧) و برادرش حكیم كریمالدین نجیبالدین (متوفى ١٠٠٤) كه ایرانیالاصل و از امراى جلالالدین محمد اكبرشاه بودند (جهانگیر، ص ٥٩؛ علّامى، ١٨٧٧ـ ١٨٨٦، ج ٣، ص ٥٥٩ـ٥٦٠؛ صدیقى، ص ٢٦، ٧٧؛ آفتاب اصغر، ص ١٤٢). سراى شاهجهانى و باغ حسن ابدال از بناهاى دوره شاهجهاناند (صدیقى، ص ٥٩، ٦٢؛ كنبو، ج ٢، ٤٢١؛ لاهورى، ج ٢، ص ١٤٣).
پیشینه. حسن ابدال در قدیم هرو خوانده میشد (صدیقى، ص ١٧). نام حسن ابدال برگرفته از نام باباحسن ولیقندهارى، معروف به ابدال (عارف مشهور قندهار)، است كه اصلاً سبزوارى بود و در دوره امیرتیمور (حك : ٧٧١ـ٨٠٧) از قندهار به هرو رفت و در بین مردم مشهور شد (بیل، ص ١٥٥؛ الفینستون، ج ١، ص ٩٩؛ صدیقى، ص ١٩ـ٢٥). سلسله نسب باباحسن ابدال به امام موسى كاظم علیهالسلام میرسد (رجوع کنید به بكرى، ص ح، پانویس ٢). شاهرخمیرزا، پسر امیرتیمور، به او ارادت خاص داشت (همان، ص١٣٤). ظاهراً نخستین بار نام وى در منابع قرن دهم آمده است (رجوع کنید به علّامى، ١٨٩٢ـ١٨٩٣، ج ٢، ص١٦٠؛
همو، ١٨٧٧ـ١٨٨٦، ج ٣، ص ٤٧٤؛
جهانگیر، ص ٥٨).
اكبرشاه در ٩٩٤ وارد حسن ابدال شد و براى سركوب شورش قبیله یوسفزائى* كشمیر، لشكر خود را از حسن ابدال روانه كشمیر كرد (علّامى، ١٨٧٧ـ١٨٨٦، ج ٣، ص ٤٧٤). با تسلط او بر كشمیر، بازرگانى از راه حسن ابدال و راولپندى تا آسیاى میانه گسترش یافت (صدیقى، ص ٤٠).
عمارت باباحسن ابدال به اهتمام جهانگیر پادشاه (حك: ١٠١٤ـ ١٠٣٧) بنا شد و پل باباحسن ابدال نیز به فرمان او تعمیر گردید (همان، ص٥٠). شاهجهان، هنگام سفر به كابل و كشمیر، چندین بار در حسن ابدال اقامت كرد (كنبو، ج ٣، ص ٧٩، ١٠٨). اورنگزیب عالمگیر در ١٠٨٥، براى انتظام امور، به حسن ابدال رفت و حدود هجده ماه در آنجا ماند و حسن ابدال را پایتخت ثانوى دولت خود قرار داد (فرهنگ، ج ١، قسمت ١، ص ٥٣؛
صدیقى، ص ٩١). در ١٠٨٧، محمدافضل سرخوش، شاعر معروف، قاضى حسن ابدال شد (سرخوش لاهورى، ص ٣). احمدشاه درّانى، در حمله سوم خود به هندوستان در ١١٦٦، لاهور و ملتان و حسن ابدال را تحت حاكمیت دولت افغانها قرار داد (ظهورالدین احمد، ج ٣، ص ٤).
حسن ابدال تا ١٢٤٥ در تسلط درّانیان* بود (رجوع کنید به صدیقى، ص ١٠٧ـ١١٣). بعد از آن، در جنگ بین افغانها و سیكها* در ١٢٢٣، قلعه اتك* و حوالى آن تحت تسلط مهارجه رِنجیت سینگ درآمد و امنیت این منطقه تا پیشاور* با خطر جدّى مواجه شد (فرهنگ، ج ١، قسمت ١، ص٢١٠ـ٢١١). حسن ابدال نیز یكى از پادگانهاى مهم ارتش سیكها بهشمار میرفت. در حمله سیكها به شهرستان هزاره ایالت سرحد، نیروى انسانى و موادغذایى آنان از حسن ابدال تأمین میشد (صدیقى، ص ١٢٢). از اوایل قرن چهاردهم/ اواخر قرن نوزدهم، حسن ابدال براى انگلیسیها اهمیت سیاسى یافت. آنان در حسن ابدال مراكز سیاسى و تجارى، بزرگراه و ایستگاه راهآهن احداث كردند. این تسلط تا زمان تجزیه هند در ١٣٢٦ش/١٩٤٧ ادامه یافت (همان، ص ١٨٦، ٢١٣، ٢١٦).
با الحاق پنجاب به پاكستان در ١٣٥٦ش/ ١٩٧٧، حسن ابدال یكى از شهرهاى پاكستان شد.
منابع :
(١) آفتاب اصغر، تاریخنویسى فارسى در هند و پاكستان، لاهور ١٣٦٤ش؛
(٢) محمد معصوم بكرى، تاریخ سند، المعروف به تاریخ معصومى، چاپ عمربن محمد داودپوته، بمبئى ١٩٣٨؛
(٣) جهانگیر، امپراتور هند، جهانگیرنامه (یا) توزك جهانگیرى، چاپ محمدهاشم، تهران ١٣٥٩ش؛
(٤) محمد افضلبن محمدمعصوم سرخوش لاهورى، كلمات الشعرا: مشتمل بر ذكر شعراى عصر جهانگیر تا عهد عالمگیر، چاپ صادق على دلاورى، لاهور [? ١٩٤٢[؛
(٥) منظورالحق صدیقى، تاریخ حسن ابدال، لاهور ١٣٥٦/١٩٧٧؛
(٦) ظهورالدین احمد، پاكستان مین فارسى ادب، ج ٣، لاهور ١٩٧٧؛
(٧) ابوالفضلبن مبارك علّامى، آئین اكبرى، چاپ سنگى لكهنو ١٨٩٢ـ١٨٩٣؛
(٨) همو، اكبرنامه، چاپ آغا احمدعلى، كلكته ١٨٧٧ـ١٨٨٦؛
(٩) میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، قم ١٣٧٤ش؛
(١٠) محمدصالح كنبو، عمل صالح، الموسوم به شاه جهاننامه، ترتیب و تحشیه غلام یزدانى، چاپ وحید قریشى، لاهور ١٩٦٧ـ١٩٧٢؛
(١١) عبدالحمید لاهورى، بادشاهنامه، چاپ كبیرالدین احمد و عبدالرحیم، كلكته ١٨٦٧ـ١٨٦٨؛
(١٢) نقشه راهنماى پاكستان، مقیاس٠٠٠‘٠٠٠‘٢ :١ تهران: گیتاشناسى، (بیتا.)؛
(١٣) Thomas William Beale, An Oriental biographical dictionary, Delhi ١٩٧١;
(١٤) Mountstuart Elphinstone, An account of the kingdom of Caubul, Karachi ١٩٧٢.
/ شكیل اسلمبیگ /