فرهنگ جدید پول و امور مالی پل گریو < ، ذیل "gold standard" ). در این نظام ، قیمتها ثبات نسبی داشتند؛ اگر قیمت طلا و نقره در بازار از قیمت آنها در ضرابخانه کمتر می شد، فلزی که ارزش آن کاهش یافته بود از کالای پولی به کالای غیرپولی تبدیل می شد، و اگر ارزش آنها افزایش می یافت ، عکس این روند رخ می داد؛ درنتیجه نسبت بازار به نسبت ضرابخانه نزدیک می شد ( رجوع کنید به همان ، ذیل "bimetallism" ). نظام پولی دوفلزی مشکلاتی داشت که مهمترین آنها عبارت بود از کمیابی نسبی سکة طلا، تغییر نسبت مبادلة طلا و نقره با کشف معادن جدید و تغییر سطح قیمتها که به دلیل همین مشکلات ، از دهة 1290/1870 اغلب کشورها به نظام پولی یک فلزی روی آوردند. نظامِ پولی یک فلزی ــ بویژه طلا ــ ثبات قیمت بیشتری به همراه آورد و مانع ایجاد تورم یا کاهش ارزش پول توسط مقامات پولی می شد. استاندارد طلا ضعفها و کاستیهایی نیز داشت : هزینة حفظ استاندارد طلای تمام عیار زیاد بود؛ افزایشِ ناگهانیِ تقاضا و کاهش ناگهانی عرضة طلا قیمتها را بالا می برد؛ چون طلا منبعی پایان پذیر ولی بادوام بود، استاندارد آن قیمتها را کاهش می داد (همان ، ذیل "gold standard: theory" ). بعلاوه ، کشوری که دچار کسری تراز پرداختهای خارجی می شد، می بایست آن را به طلا بپردازد که این خود مستلزم خروج طلا از کشور ــ و درنتیجه کاهش آن در کشور ــ بود. خروج طلا در درازمدت نیز به کاهش سطح عمومی قیمتها می انجامید؛ اگر صادرات افزایش می یافت ، طلا دوباره به کشور بازمی گشت ، وگرنه به رکود و بیکاری ، کاهش قیمت سهام و ورشکستگی بنگاهها می انجامید، چنانکه این بحران در برخی کشورها به وقوع پیوست . این معایب ، در کنار گذاشتن استاندارد طلا در 1332/1914 تأثیر بسیار داشت . پول کالاییِ تمام عیار . از آغاز پیداییِ پولِ کالایی تا پایان دورة نظام پولیِ یک فلزی ، پول کالاییِ تمام عیار رایج بود. پول تمام عیار، پولی است که ارزش آن به عنوان یک کالا در اهداف غیرپولی ، معادل ارزش آن در اهداف پولی (به عنوان واسطة مبادله ) باشد؛ چنانکه پولهای کالایی فلزی و غیرفلزی ، ارزش پولی و غیرپولیِ معادل داشته اند. در زمان حاکمیت استاندارد طلا، سکه های طلا پول تمام عیار بودند. سکه های پولی تمام عیار را معمولاً دولتها ضرب و منتشر می کردند و ذوب کردن آنها برای استفادة غیرپولی ، قانونی بود. کشورهایی که از سکه های طلا استفاده می کردند، با کشف معادن جدید طلا یا کاهش هزینه های معدن کاوی طلا، دچار تورم اقتصادی می شدند (میلر و پولسینلی ، ص 27 ـ 28). پول تمام عیار نماینده . در تکامل پول کالایی ، پول تمام عیار نماینده پدید آمد. پول نماینده ، پول کاغذی یا سکه هایی جز طلا و نقره است که پشتوانة آن طلا و نقره می باشد و می تواند به آنها تبدیل شود. پول کاغذی در نظام پولی تمام عیار نماینده ، معادل سکه های تمام عیار است ؛ کاغذ ــ که ارزش کالاییش ناچیز است ــ نمایندة طلا یا نقرة پشتوانه است و به عبارت دیگر، دارندة پولِ نماینده ، طلبکار همان پشتوانه است . در اوایل قرن چهاردهم / بیستم در برخی کشورها گواهی طلا و گواهی نقره به عنوان پول نماینده به طور گسترده در گردش بود. پول نماینده هزینه های معاملاتی را کاهش می داد، زیرا نیازی به انتقال حجم بزرگی از طلا یا نقره نبود. ناشر پولِ نماینده ، بر روی پول ، متعهد می شد که دارندة آن هروقت بخواهد، می تواند آن را به مقدار معیّنی پشتوانة طلا یا نقره تبدیل کند (میلر و پولسینلی ، ص 28). پول اعتباری . پول نماینده ، زمینه ساز پیداییِ پول اعتباری شد. پول اعتباری پولی است که ارزش کالایی ناچیزی دارد و به تعبیر دیگر ارزش غیرپولی آن کمتر از ارزش پولی آن است . پول اعتباری سه نوع است : 1) پولی حُکمی ، 2) پول تحریری ، 3) پول الکترونیکی . 1) پول حکمی . انتشار بی رویة پولِ نماینده باعث شد تا ناشرانِ آن (دولتها) نتوانند به تعهد خویش (تبدیلِ رسید پول تمام عیار به پول فلزی ) عمل کنند؛ ازینرو به جای اینکه تبدیل پول نماینده را به سکة طلا تضمین کنند، قدرت حاکمیت دولتها را ــ با امضای رئیس کل بانک مرکزی و وزیر دارایی یا خزانه داری ــ ضمانت کردند. این نوع پول ، چون به فرمان و حُکم دولت می تواند در پرداختها به کارگرفته شود، پول حکمی خوانده می شود. پول حکمی را دولتها و بانکهای مرکزی منتشر می کنند. این پول را نمی توان به طلا و نقره تبدیل کرد. پولهای کاغذی و مسکوک رایج کنونی ، پولی حکمی هستند ( > دائرة المعارف کلمبیا < ، ذیل "fiat money" ). 2) پول تحریری . پول تحریری یا پول سپرده را نهادهای مالی سپرده پذیر منتشر می کنند. این نوع پول اعتباری به شکل حسابهای معاملات یا حساب جاری اند. بانکها، مؤسسات وام و پس انداز، اتحادیه های اعتباری و نهادهای مالی مشابه برخی از انواع حساب معاملات را به مشتریان ارائه می کنند و سپرده گذاران می توانند برای پرداخت بهای کالاها و خدمات ، چک بنویسند (میلر و پولسینلی ، ص 29). تفاوت پول حکمی با پول تحریری آن است که پول حکمی دارایی جامعه است و برای هیچکس بدهی به حساب نمی آید، اما پول تحریری به وسیله بدهیهای نگهداری شده توسط بانک منتشرکنندة آن ، پشتیبانی می شود. پول حکمی ، پول بیرونی است ولی پول تحریری ، پول درونی است . پول بیرونی ، برخلاف پول درونی ، ثروت خالص برای جامعه است ( > فرهنگ جدید پول و امور مالی پل گریو < ، ذیل "fiat money" ). پول تحریری درواقع حواله ای است برای دریافت پول حکمی . 3) پول الکترونیکی . این نوع از پول اعتباری در دهه های اخیر رایج شده است و افراد به جای استفاده از پول حکمی یا چک ، از بانکداری الکترونیکی استفاده می کنند و به وسیلة علایم الکترونیکی سپرده گذاری یا خرید می کنند. پول الکترونیکی انتقال موجودی پول حکمی را از حسابی به حساب دیگر تسهیل می کند. امروزه هر سه نوع پول اعتباری رواج دارد. با تکامل بانکداری ، سهم پول حکمیِ در جریان کاهش می یابد و سهم پول تحریری و الکترونیکی بیشتر می شود. ب ) نظام پولی در جهان اسلام . ظهور اسلام در زمان حاکمیت نظام پولی دو فلزی بود. دو پول فلزی رایج میان مسلمانان ، سکه های طلا و نقره بود که به ترتیب دینار و دِرهَم نام داشت (بعدها در مقاطعی از تاریخ اسلام سکه های نقره نیز دینار نام گرفتند رجوع کنید به سطور بعد). در گزارشهای تاریخی و احادیث منقول از پیشوایان دینی ، مطالبی دربارة پولهای فلزی آمده است . در فقه اسلامی ، در مبحث «بیعِ صَرْف »، به مقررات خریدوفروش دینار و درهم پرداخته شده است ( رجوع کنید به درهم * ، دینار * ، صَرف * ). اولین اقدام فوری مسلمانان برای اسلامی کردن مسکوکات افزودن واژة «بسم الله » بر مسکوکات ساسانی (درهم یا دینار) بود (دهخدا، ذیل «درهم »). در عین حال مسلمانان فعّالیتهای پراکنده ای نیز برای ضرب سکه به عمل آوردند. سکه ای ضرب شده در طبریة شام به تاریخ 15 هجری قدیمترین دینار شناخته ای است که به مسلمین نسبت می دهند. بر این سکه که مانند مسکوکات رومی حاوی نقوشی چون صلیب و تاج و چوگان است ، کلمة خالد ( بن ولید ) نقش شده است (زیدان ، ص 101ـ102). از سکه های دیگری نیز در دورة خلفای راشدین و امویان یاد شده است (همان ، ص 102). اما این نوع سکه ها در ممالک اسلامی رسمیت نیافت و معاملات معمولاً با دینار و درهم رومی و ایرانی صورت می گرفت ، تا اینکه عبدالملک مروان ، به توصیة امام محمدباقر علیه السّلام سکه های رایج را جمع آوری و سکه های اسلامی ضرب کرد (همانجا؛ بیهقی ، ج 2، ص 232ـ 236). بعدها با گسترش قلمرو مسلمانان و تشکیل حکومتهای مقتدر، سکه های اسلامی در شهرهای مهمِ خراسان ، عراق ، شام ، افریقیّه و اندلس ضرب می شد و به اقتضای زمان و مکان و سیاستهای مالی و افزایش طلا و نقره ، حجم و شکل آن تغییر می یافت (زیدان ، ص 103)؛ چنانکه در دورة 20 سالة حکومت یوسف بن تاشفین (حک : 480ـ500) از امرای مرابطون ، به طور متوسط سالی 13 نمونه دینار ضرب شد و شمار ضرّابخانه ها نیز افزایش یافت (مسیه ، ص 108ـ110). گاه پیش می آمد که برخی حکام محلی از عیار سکه ها می کاستند که این مسئله برای بازرگانان زیان آور بود، چنانکه در دورة ایلخانان مغول این مشکل گیخاتو (حک : 690ـ694) را واداشت تا اسکناس را رایج کند ( رجوع کنید به چاو * ) و در پی آن مردم موظف شدند تا تمام طلا و نقره ای را که داشتند، تحویل خزانة دولت دهند،هرچندکه مردم به این سیاست روی خوشنشان ندادند. چون غازان به حکومت رسید، اصلاحات وسیعی را در همة زمینه ها اعمال کرد، و از جمله سیاست پولی را نیز سامان داد؛ پیش از آن برخی حکام دست نشانده که حق ضرب سکه داشتند عیار سکه را تقلیل داده بودند. غازان برای اصلاح نظام پولی حق ضرب سکه را از این حکام سلب کرد و آن را به ضرابخانه های رسمی اختصاص داد. به فرمان وی واحد مسکوکات و واحد مقیاسات در سراسر قلمرو ایلخانان یکسان شد (اشپولر، ص 301ـ303). وی واحد جدیدی از مسکوکات یعنی دینار نقره معروف به دینار رابح را رایج کرد که 14ر2 گرم وزن داشت (همان ، ص 303؛ فراگنر، ص 271). در واقع در پرتو اصلاحات غازان از قرن 8 تا 12 نظام پولی یک فلزی (نقره ) حاکم شد. از مشهورترین سکه های این دورة سکه نقرة تَنْکه بود که امیرتیمور آن را ضرب کرد (فراگنر، ص 270، 272). در این قرنها، در عثمانی نیز نظام پولی دو فلزی حاکم نبود ــ هر چند که سکه های طلا و سکه های نقره در گردش بودند ــ زیرا دولت عثمانی هیچگاه بر رابطة میان سکه های طلا و نقره تأکید نکرد و نرخ قانونی ثابتی برای مبادلة آنها قرار نداد. دولت عثمانی کوشید میان پولهای خُرد که استفادة روزمره داشت مانند آقچه ، و سکه های نقرة بزرگتر که برای پرداختهای بین المللی استفاده می شد، رابطة قانونی برقرار کند (گربر، همانجا). آقچه (سکه نقره ) مهمترین سکة در سراسر قرون اولیّه حکومت عثمانی بود. در اینجا نیز کاهش عیار سکه تأثیرات مهمی بر نظام پولی نهاد. در واقع پست شدن ارزش سکه مهمترین ویژگی نظام پولی عثمانی بود. پست شدن ارزش آقچه تا آنجا ادامه یافت که سرانجام آقچه فاقد محتوای نقره شد (همان ، ص 310 ـ 312). با کمتر شدن ارزش آقچه ، قروش بسرعت جای آن را گرفت . دولت عثمانی حقوق نظامیان را با سکه هایی می داد که ارزش آنها تنزل یافته بود و بدین ترتیب سکه ها را توزیع می کرد. در پی کاستن ارزش سکه ، عناصر دیگری ، مانند جَعل سکه ، نیز به نظام پولی عثمانی ضربه زد (همان ، ص 312). مهمترین دلایل تنزل ارزش پول در دورة عثمانی عبارت بودند از: افزایش تقاضای پول در نتیجة رشد جمعیت ، رشد درآمد و افزایش «پولی شدن » اقتصاد عثمانی ؛ رشد مخارج و کسری بودجة دولت ؛ نامتعادل بودنِ موازنة پرداختها؛ فرسایش سکه های در گردش ؛ نوسانِ نرخِ بازاریِ مبادله بین طلا و نقره ؛ کارآمد نبودن دستگاه جمع آوری مالیات دولت عثمانی و نتیجتاً فرارهای مالیاتی بسیار (همان ، ص 315). در واقع نظام پولی دو فلزی ، عمدتاً با حاکمیت استاندارد طلا از صدر اسلام تا اوایل سدة چهاردهم ، نظام پولی رایج در جهان اسلام بوده است (احمد، ص 2). در عین حال گزارشهایی از ضرب سکة مسین توسط بنواُرتُق ، بنوزنگی ، ترکان آسیای صغیر و تیموریان در دست است ( د. اسلام ، چاپ اوّل ، ذیل "Dirham" ؛ توختییف ، ص 33، 35). همچنین در کنار یگانه پول رایج در دورة صفویان یعنی دینارِ عراق و تبریز، سکه های مسی با نام قاز یا قازبکی نیز ضرب می شده است (فراگنر، ص 276). امروزه نظام پولی در جهان اسلام تابع نظام پولی دنیاست و مسائل فقهی نیز با توجه به این نظام مطرح می شود ( رجوع کنید به ادامة مقاله ، بخش ج ، احکام فقهی ). در این میان ، برخی محققان و اقتصاددانان مسلمان معاصر دیدگاههایی خاص دربارة انتخاب نظام پولی ارائه کرده اند که به اهم آنها اشاره می شود: 1) بازگشت به نظام پولی دو فلزی . عمر ابراهیم وادیلو در کتاب > بازگشت دینار طلا < به دفاع از بازگشت از پول کاغذی موجود به نظام پولی دوفلزی دینار و درهم در صدراسلام ، پرداخته است . به نوشتة وی ، بازگشت دینار طلا منجر به حذف بانکهای مرکزی می شود. تعداد بسیاری مؤسسة مالی خصوصی ایجاد می شود که فعالیتهای مالی آنهابا100% ذخیره انجام می گیرد. به عقیدة وی ، ایجاد بانکهای اسلامی در کشورهای مسلمان بدون تغییر پول اساساً نادرست است و در فقه اسلامی جایی برای بانک اسلامی وجود ندارد (ص 13)، زیرا پول اعتباری رایج ، در واقع ، بدهی است و، برخلاف طلا و نقره ، ثروت واقعی نیست و بدهی در فقه اسلامی ، نمی تواند وسیلة مبادله باشد (همان ، ص 18). وی می افزاید: پول فلزی طلا و نقره ثروت واقعی است . یک جوجه مرغ در زمان پیامبر اکرم ــ صلی الله علیه وآله ــ یک درهم بود و امروزه در اروپا هم یک جوجه مرغ تقریباً معادل یک درهم است ؛ یعنی طی 1400 سال «اثرتورمی » نقره عملاً صفر بوده است ، اما در 25 سال گذشته در اروپای غربی قیمتها دست کم ده برابر، و در مکزیک و برزیل و ترکیه بمراتب بیشتر شده است (همان ، ص 19). روشهای پیشنهادی وادیلو برای انتقال از نظام پول اعتباری موجود به نظام پولی دوفلزی درهم و دینار عبارت اند از: ضرب و نشر دینار و درهم بر طبق وزنها و اندازه های مشخص و معیار سنّتی ؛ آزادی کامل در خرید و فروش و مالکیت هر مقدار از درهم و دینار در چارچوب فقه اسلامی که شامل چهار مرحله است (برای آگاهی از این مراحل رجوع کنید به همان ، ص 25)؛ تسهیل در حمل ونقل طلا برای تجارت بین المللی به وسیله شبکه ای از مؤسسات معیّن در سراسر جهان که شبیه به «تسویه در بانکداری » عمل می کند؛ برگزیدن دینارها و درهمهای ضرب شدة جدید به جای تمام پولهای کاغذی و مُلغی ' کردن تمام امتیازات پول کاغذی (همان ، ص 24). 2) بازگشت به استاندارد طلا. نظام پولی فلزی با حاکمیت استاندارد طلا، یکی دیگر از روشهای پیشنهادی برخی پژوهشگران مسلمان است ، زیرا از صدراسلام تا اوایل سدة چهاردهم ، پول جهان اسلام بوده است انتخاب این نظام باعث ثبات پایدار اقتصاد کلان در درازمدت می شود، برای مبارزه با بهره برتری دارد، و افزون بر اینها در محاسبه نصاب زکات نقدین از پول طلا استفاده می شود (احمد، ص 2). 3) ایجادنسبت ذخیرة صددرصد برای پول حکمی . در اقتصاد پولی بدون بهره ، کارایی نسبی پول حکمی را می توان با برقراری نسبت ذخیره ای برابر صددرصد در بانکها، افزایش داد ( رجوع کنید به جرحی ، ص 115). منابع : (1) برتولد اشپولر، تاریخ مغول در ایران : سیاست ، حکومت و فرهنگ دورة ایلخانان ، ترجمة محمود میرآفتاب ، تهران 1365 ش ؛ (2) ابراهیم بن محمد بیهقی ، المحاسن و المساوی ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، قاهره ?( 1380/1961 ) ؛ (3) عرفان توختییف ، سیاست پولی ـ مالی تیمور و خاندان او و سکه های آنها ، به کوشش بهمن اکبری ، قم 1377 ش ؛ (4) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران 1325ـ1359 ش ؛ (5) جرجی زیدان ، تاریخ تمدن اسلام ، ترجمه و نگارش علی جواهر کلام ، تهران 1369 ش ؛ (6) برت فراگنر، «اوضاع اجتماعی و اقتصادی داخلی »، در تاریخ ایران : دورة تیموریان ، پژوهش از دانشگاه کمبریج ، ترجمة یعقوب آژند، تهران 1379 ش ؛ Imad-ad-Dean Ahmad, The Dinar: indispensibility of hard money to the Islamic monetary regime . (30 Oct. 1998). [On-line(. Available: www. minaret. org/ monetary/ htm; The Columbia encyclopedia , 6th ed., New York 2000. )On-line(. Available: www. Bartleby. com, s.v. "fiat money"; EI 1 , s.v. "Dirham" (by E. V. Zambaur); Haim Gerber, "The monetary system of the Ottoman empire", Journal of the economic & social history of the Orient , vol. XXV, pt. III (1992); Mabid Ali Mohamad Mahmoud Jarhi, "The relative efficiency of interest-free monetary economics: the fiat money case", in Studies in Islamic economics , ed. Khurshid Ahmed, Leicester, U.K. 1980; Ronald A. Messier, "Quantitative analysis of Almoravid Dinars", Journal of the economic & social history of the Orient , vol. XXIII, pts. I & II (1990); Roger LeRoy Miller & Robert W. Pulsinelli, Modern money and banking , New York 1985; Victor E. Morgan, A history of money , Middlesex, Eng., 1969; The New Palgrave dictionary of money & finance , ed. Peter Newman, Murry Milgrate, and John Eatwell, London 1992, s.vv. "bimetallism" (by Michael D. Bordo), "fiat money" (by David Laidler), "gold standard" (by Marcello de Cecco), "gold standard: theory" (by Michael D. Bordo); Umar Ibrahim Vadillo, The return of the gold Dinar , Scotland. )On-line]. Available: www. murabitum. org/programme/ retgold/ htm/. [11 Oct. 2000]. / سیدحسین میرجلیلی / ج ) احکام فقهی . در متون اسلامی و از جمله درمنابع فقهی ، با واژه هایی چون ثمن ، درهم ، دینار، ذهب ، فضّه ، نقد و جز اینها به مفهوم پول اشاره شده است . در قرآن علاوه بر برخی از این تعابیر، واژة «وَرِق » هم به معنای نقره آمده است ( رجوع کنید به طبرسی ، ذیل «کهف : 19»؛ نیز رجوع کنید به زمخشری ، ذیل همان آیه ؛ ابن فارس ؛ فراهیدی ؛ طریحی ؛ ذیل «ورق »؛ همچنین برای واژه های دیگر در قرآن رجوع کنید به عبدالباقی ، ذیل «ذهب »، «فضّه »، «دینار»، «درهم » و «بضاعة »). در احادیث نیز از دینار و درهم بسیار سخن رفته است ، از جمله در احادیث مربوط به زکات (برای نمونه رجوع کنید به حرّعاملی ، ج 6، ص 92ـ 118) و روایاتی که از فواید درهم و دینار یاد کرده یا آن را موجب هلاکت اقوام پیشین دانسته اند ( رجوع کنید به مجلسی ، ج 93، ص 15، ش 30؛ کلینی ، ج 2، ص 270، 316). به طور کلی در این بحث پول را می توان به پنج قسم تقسیم کرد: 1) پول طلا و نقره ؛ 2) پول کاغذی جانشین ؛ 3) پول کاغذی با تعهد؛ 4) پول کاغذی بدون تعهد؛ 5) پول تحریری یا پول بانکی (نیز رجوع کنید به بخش اول مقاله ). نوع اول با نام درهم و دینار در منابع حدیثی و فقهی به صورت گسترده آمده است ، زیرا این دو در قرنهای متمادی از صدراسلام تا اوایل قرن چهاردهم در میان مسلمانان رایج بوده اند. نوع دوم جایگزین مقداری از طلا یا نقرة موجود در خزانة صادرکنندة پول است . نوع سوم نشان دهندة تعهد دستگاه صادرکنندة پول مبنی بر تبدیل به طلا به هنگام تقاضاست . پولهای نوع دوم و سوم در یک مقطع تاریخی محدود رواج داشته اند، ازینرو در منابع فقهی کمتر مطرح شده اند (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به صدر، ص 149ـ 151). نوع چهارم ، اسکناسهای امروزی است . ویژگی مهم اسکناس این است که ارزش مبادله ای آن به پشتوانة طلا یا نقره یا ارز خارجی بستگی ندارد. بر این اساس ، معامله با خود آنها صورت می گیرد و تبدیل پذیری آنها به طلا یا نقره مطرح نیست . علاوه بر این ، اسکناس و اصولاً پول کاغذی ، و حتی مسکوکات متداول از غیر طلا و نقره ، صرفاً دارای ارزش مبادله ای است و به خودی خود استفاده ای ندارد. این ویژگیها و اوصاف دیگر اسکناس ماهیت ویژه ای از این نوع پول ساخته است (یوسفی ، 1377ش ب ، ص 46). پول تحریری نیز پولی است که نزد بانکها سپرده گذاری می شود و به صاحب آن اعتبار می بخشد و بدون رد و بدل شدن پول کاغذی یا مسکوک نقل وانتقال می یابد ( رجوع کنید به یوسفی ، 1377ش ب ، ص 51ـ62؛ همو، 1377ش الف ، ص 115ـ 118). دو نوع اخیر که امروزه رایج اند، موجب طرح برخی مسائل جدید فقهی شده اند و به نظر برخی محققان ، پدیده ای مستحدث و جدید به شمار می روند ( رجوع کنید به همو، 1377ش ب ، ص 179). نخستین بحث در بارة پول رایج امروزی ، ماهیت آن از نظر فقهی است که آیا مال است یا چیز دیگری از قبیل سند اعتباری ، حواله یا حوالة انبار؟ برخی با این استدلال که اسکناس به خودی خود مال نیست ، بلکه حاکی از وجود مال در جامعه است ، آن را سندی اعتباری دانسته اند که نیاز به پشتوانة صد در صد ندارد (توتونچیان ، ص 15،20). برخی نیز آن را حواله ای بر ذمّة دولت یا بانک مرکزی می دانند که آنها را مدیون صاحب حواله می نماید (قرضاوی ، ج 1، ص 273؛ زحیلی ، ج 2، ص 772). بعضی آن را از قبیل حوالة انبار شمرده اند که در هر انباری به ازای آن مقداری کالا تحویل می دهند (بهشتی ، ص 93، پانویس 1). برخی نیز آن را رسید و مدرک بدهی دولت یا بانک مرکزی به مردم می دانند ( رجوع کنید به داوودی و دیگران ، ص 20). با اینهمه بیشتر فقیهانی که دربارة ماهیت پول بحث کرده اند، در مال بودن آن تردید نکرده اند که از این میان عده ای بدون ذکر دلیل به این موضوع تصریح کرده اند (امام خمینی ، ج 2، ص 613، مسئلة 5) و عده ای نیز دلیل نظر خود را بیان نموده اند: برخی از اینان پولهای امروزی را از آن جهت که حکومت به آنها اعتبار بخشیده است ، مال می دانند (خوئی ، «ملحقات رساله آیت اللّه خوئی »، ص 716؛ رهنمون ، ش 6، ص 108؛ موسوی بجنوردی ، 1373ش ، ص 60؛ همو، 1375ش ، ص 40؛ تجلیل ، ص 9؛ مرتضوی لنگرودی ، 1376ش الف ، ص 36؛ یوسفی ، 1377ش ب ، ص 152). شماری دیگر، از آنرو که عرف عمومی پول را مال می دانند، آن را مال دانسته اند (مطهّری ، ص 177؛ هاشمی شاهرودی ، ص 59؛ صالحی مازندرانی ، ص 42). برخی ، هم دولت و هم جامعه را در مال بودن پول دخیل دانسته اند (عبداللهی ، ص 291). تعدادی از این فقها، با ذکر ادله ای نظریة حواله بودن پول را صحیح ندانسته اند، از جمله اینکه در پرداخت پول ، شخص معیّنی «مُحال علیه » (کسی که حواله بر ذمّة اوست ) در نظر گرفته نمی شود و همچنین با از بین رفتن یا مفقود شدن پول برای صاحب آن حقی باقی نمی ماند، ولی در حواله چنین نیست . به طور کلی ، از آنجا که امروزه پول با پشتوانة طلا یا نقره ارتباطی ندارد و مردم هم در معاملات خود به پشتوانة آن هیچگونه توجّهی ندارند، نظریة حواله بودن و سند بودن پول پذیرفته نشده است . به نظر برخی محققان ، با اینکه پول از منظر اقتصاد خُرد مال به شمار می آید، از منظر اقتصاد کلان نوعی رسید بدهی دولت است ( رجوع کنید به آصفی ، ص 19ـ20؛ مرتضوی لنگرودی ، 1376ش الف ، ص 36ـ 37؛ یوسفی ، 1377ش ب ، ص 164ـ 165، 213). با اینهمه ، حتی اگر مال بودن پول پذیرفته شود، پولهای امروزی ویژگیهایی دارند که موجب تفاوتهای اساسی میان آنها و اموال دیگر شده است ، از جمله اینکه پول صرفاً ارزش مبادله ای دارد نه ارزش مصرفی ، مطلوب بودن آن عارضی است و معیار سنجش ارزش سایر اموال است ( رجوع کنید به یوسفی ، 1377ش ب ، ص 186ـ190؛ موسوی بجنوردی ، 1375ش ، ص 39ـ40؛ شمس ، ص 32). یکی از مسائل مهم فقهی دربارة پول اعتباری ، این است که آیا مالی مِثْلی است یا قیمی . نظر مشهور فقها درمورد پولهای اعتباری ای که ارزش و قدرت خرید آنها در طول زمان عرفاً ثابت می ماند، آن است که مانند پولهای طلا ونقره ، مالی مثلی به شمار می آیند، ولی در مورد پولهایی که ارزش و قدرت خرید آنها براثر تورّم به مرور زمان کاهش بسیار می یابد، آرای فقهی مختلفی پدید آمده است . برخی از فقهای امامی برآن اند که اساساً این تقسیم بندی در فقه ویژة اموال حقیقی است و شامل پول ــ که مالی اعتباری است ــ نمی گردد (تجلیل ، ص 10؛ موسوی بجنوردی ، 1375ش ، ص 40). بسیاری از فقها به طورکلی پول را مالی مثلی می دانند. برخی از اینان گفته اند که حتی با کاهش ارزش و قدرت خرید آن ، بدهکار، ضامن مِثلِ پول است و همان مبلغی را که مدیون بوده باید پرداخت نماید؛ به تعبیر دیگر، کاهش ارزش پول ، ضَمان ندارد (امام خمینی ، ج 1، ص 543، مسئلة 14؛ فاضل موحدی لنکرانی ، ص 322ـ324، سؤال 1174، 1178، 1184؛ رهنمون ، ش 6، ص 90). برای اثبات عدم ضمان ، علاوه بر احادیث و فتاوای فقها، به ادلّة دیگری نیز استناد شده است ، از جمله اینکه عدم نفع ، مشمول ضمان نیست یا اینکه با توجه به شرط معلوم بودن قیمت کالا (ثمن ) در صحت معاملات ، پذیرش ضمانِ کاهشِ ارزش پول ، موجب مجهول شدن قیمت در معاملات مدت دار (مؤجّل ) می شود یا اینکه تنها اوصاف ذاتی مقوّم مِثلیّت اشیا هستند و قدرت خرید از اوصاف نسبی است (تجلیل ، ص 11؛ مرعشی ، ص 32ـ 35؛ شمس ، ص 32ـ33؛ یوسفی ، 1377ش ب ، ص 167ـ169؛ داوودی و دیگران ، ص 76ـ80؛ شبیر، ص 159). انجمن علمی بانک توسعة اسلامی که با شرکت تعدادی از فقهای اهل سنّت از 27 شعبان تا اول رمضان 1407/25ـ 28 آوریل 1987 در جَدّه تشکیل شد، بیانیه ای صادر کرد که مطابق بندهای 3 و 7 آن ، پیوند زدن دُیون به سطح نرخها جایز نیست و کاهش یا افزایش ارزش پولهای کاغذی در میزانِ التزامِ متعهد تأثیری ندارد، مگر آنکه کاهش به حدّی برسد که پول ، مالیت و ارزش خود را از دست بدهد (رفیق المصری ، ص 83ـ84). براساس این نظریه ، لازم نیست مدیون ، به استناد کاهش ارزش پول ، مبلغی بیش از دیْن بپردازد و اگر دین او ناشی از قرض باشد، پرداختن مبلغ بیشتر غیرمجاز و در حکم رباست . شماری از فقها با آنکه به مِثلی بودنِ پول قایلند، از آنرو که قدرت خرید و ارزش تبادلی پول را در مثلیت دخیل می دانند، ضمان کاهش ارزش پول را پذیرفته اند. البته برخی از آنان ضمان را تنها در صورتی پذیرفته اند که کاهشِ ارزش ، چشمگیر باشد ( رجوع کنید به همو، 1377ش ب ، ص 166ـ 167 به نقل از محمدباقر صدر؛ هاشمی شاهرودی ، ص 73؛ مرتضوی لنگرودی ، 1376ش الف ، ص 38ـ40؛ صالحی مازندرانی ، ص 45ـ47). برخی فقها مدیون را ضامن کاهش ارزش پول نمی دانند، ولی چنانچه طلبکار ضمان کاهش ارزش را شرط کرده باشد، چنین شرطی را نافذ دانسته اند، زیرا در این صورت در واقع ارزش و مالیت پول برعهدة وی خواهد بود ( رجوع کنید به سبحانی ، در مجلة رهنمون ، ش 6، ص 91ـ93؛ مرعشی ، ص 35ـ36؛ صالحی مازندرانی ، ص 47). برخی فقهای دیگر اصولاً پول را مالی قیمی دانسته قایل به ضمان مذکور شده اند. مطابق این دیدگاه ، آنچه برعهدة مدیون است ، توان خرید و مال بودن پول است نه میزان آن ؛ بنابراین چنانچه عقلا براین باور باشند که ارزش پول در این فاصلة زمانی کاهش یافته است ، استیفای دِین تنها درصورتی حاصل می گردد که مال بودن پول درنظر گرفته شود، پس این افزایش میزان پول به هنگام ادای دین ، مصداق ربای قرضی نیست . ضمان مزبور، هم در عوامل اختیاری کاهش ارزش پول نافذ است هم در عوامل غیر اختیاری ؛ همچنین دیون مختلف از قبیل مهریه ، قرض و خمس از این نظر باهم تفاوتی ندارند ( رجوع کنید به شبیر، ص 157ـ 158؛ معرفت ، 1375ش ، ص 14ـ 18؛ آصفی ، ص 23ـ 28؛ موسوی بجنوردی ، 1375ش ، ص 40ـ42؛ رهنمون ، ش 6، ص 104، 110ـ111). به عقیدة برخی صاحب نظران حتی چنانچه پول ، مالی مثلی شمرده شود، درصورت بالابودن نرخ تورّم در فاصلة زمانی میان ایجاد و استیفای دین از مصادیق تعذّر ادای مثل خواهد بود، زیرا در عرف و نزد عقلا تغییر ارزش پول مورد توجه قرار می گیرد. در نتیجه ، با تعذّر مِثلی باید قیمت و ارزش پول محاسبه شود ( رجوع کنید به یوسفی ، 1377ش ب ، ص 177ـ 178؛ همو، 1377ش الف ، ص 118ـ 119). این نظریه نیز مطرح شده که پول ، چه کاغذی چه تحریری ، پدیده ای جدید و بی سابقه است ، ماهیتی ویژه دارد و تفاوتهای آن با سایر اموال آنچنان اساسی است که تقسیم بندی مزبور دربارة آن اعمال شدنی نیست ( رجوع کنید به همو، 1377 ش ب ، ص 178ـ183؛ همو، 1377ش الف ، ص 119ـ122). نظریات مذکور آثار فقهی دیگری دارد که برخی فقها دربارة آن بحث کرده اند، از جمله دربارة چگونگی تعلّق خمس ( رجوع کنید به «احکام فقهی پول : گفتگو با یکی از اساتید حوزه »، ص 51 ـ52؛ خمس * ). از جمله مسائل مستحدث دربارة پول ، که فقها بحث کرده اند، خرید و فروش پول است . البته بحث دربارة خرید و فروش پولِ طلا ونقره (دینار و درهم ) با عنوان بیع صَرف در منابع فقهی سابقه ای طولانی دارد (برای مباحث تفصیلی رجوع کنید به صَرف * ). اما از دیدگاه فقهای معاصر احکام صَرف بر پولهای جدید جاری نیست ؛ بنابراین مثلاً در خرید و فروشِ اسکناس ، قبض ، شرطِ صحّتِ معامله نیست (امام خمینی ، ج 1، ص 539 ـ 540، مسئلة 3؛ خوئی ، منهاج الصالحین ، ج 2، ص 55، مسئلة 226؛ صدر، ص 152؛ حکیم ، ص 77، مسئلة 4). با اینکه در اصل صحت خریدوفروش اسکناس کمتر تردید شده است ، معدودی از فقها بیع پول رایج یک کشور را با پول همان کشور صحیح نمی دانند (تجلیل ، ص 12) ولی بیشتر آنان خرید و فروش پول را، چنانچه دارای غرضی عقلایی باشد، حتی با تفاضل بها، صحیح می دانند، مانند معاملة پولِ خرد با پول درشت یا پول کهنه با پول نو. به گفتة فقها چون پول از موارد مکیل و موزون نیست و از معدودات به شمار می رود، ربای غیرقرضی در آن جاری نیست . البته برخی تصریح کرده اند که بیع مزبور نباید صوری و به قصد قرض باشد و برای فرار از ربا صورت گیرد بعضی فقها نیز در برخی صور شرایط خاصی را مطرح ساخته اند (حکیم ، ص 75، مسئلة 17؛ امام خمینی ، ج 2، ص 613ـ614، مسئلة 6؛ خوئی ، منهاج الصالحین ، ج 2، ص 54، مسئلة 22؛ همو، «ملحقات رساله آیت اللّه خوئی »، ص 715، مسئلة 16، ص 717، مسئلة 19؛ سیستانی ، ص 753؛ موسوی بجنوردی ، 1375ش ، ص 42؛ مرتضوی لنگرودی ، 1376ش الف ، ص 39ـ 40؛ صالحی مازندرانی ، ص 44ـ45؛ برای مسایل مربوط به ربا رجوع کنید به ربا * ). برطبق نظر مشهور فقهای شیعه ، زکات به پول اعتباری تعلق نمی گیرد، زیرا براساس احادیث ، تنها پول طلا و نقره مشمول زکات است نه طلا و نقره ای که پول نیست و نه پولی که طلا و نقره نیست (امام خمینی ، ج 2، ص 614، مسئلة 7؛ خوئی ، منهاج الصالحین ، ج 2، ص 55، مسئلة 226؛ حکیم ، ص 77، مسئلة 4؛ مرتضوی لنگرودی ، 1376ش ب ، ص 6، 8؛ دربارة نظر مخالف در شیعه رجوع کنید به معرفت ، 1376ش ، ص 20ـ21). ولی بیشتر فقهای اهل سنّت ، جز حنبلیان ، پول اعتباری را مشمول زکات می دانند. البته شماری از فقهای شافعی فتوا داده اند که تنها با گذشت یک سال از نگهداری آن و دریافت کردن طلا یا نقره برابر ارزش آن ، حکم زکات جاری می شود. همچنین برخی مفتیان مالکی زکات «اوراقی را که مهر سلطان برآن است و مانند درهم و دینار با آن معامله می شود» واجب نمی دانند ( رجوع کنید به زحیلی ، ج 2، ص 772؛ قرضاوی ، ج 1، ص 271). در بندِ نخستِ بیانیة انجمن علمی بانک توسعة اسلامی ، پولهای کاغذی ــ در صورت تحقق شرایط وجوب زکات مانند رسیدن به حد نصاب و گذشتن یک سال ــ مشمول حکم زکات دانسته شده است (رفیق المصری ، ص 83). مستند این رأی آن است که این پولها همان اعتبار و کارآیی پولهای طلا ونقره را دارند، وسیلة مبادله و مقیاس ارزش اند و موجب انتفاع دارندة آنها به شمار می آیند و نمی توان آنها را بر دیون قیاس نمود ( رجوع کنید به قرضاوی ، ج 1، ص 276؛ زحیلی ، ج 2، ص 772ـ773؛ مودودی ، ص 22، 24). منابع : (7) محمدمهدی آصفی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد حاج شیخ محمدمهدی آصفی »، فقه اهل بیت ، سال 2، ش 7 (پاییز 1375)؛ (8) ابن فارس ، معجم مقاییس اللّغة ، چاپ عبدالسلام محمدهارون ، قم 1404؛ (9) «احکام فقهی پول : گفتگو با یکی از اساتید حوزه »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 9 (بهار 1376)؛ (10) محمد بهشتی ، ربا در اسلام ، تهران 1369ش ؛ (11) ابوطالب تجلیل ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد حاج شیخ ابوطالب تجلیل »، فقه اهل بیت ، سال 2، ش 7 (پاییز 1375)؛ (12) ایرج توتونچیان ، «نگاهی به پول و وظایف آن در اقتصاد اسلامی »، در مجموعه مقالات فارسی اولین مجمع بررسیهای اقتصاد اسلامی ، زیرنظر محمد واعظ زاده خراسانی ، مشهد 1370ش ؛ (13) محمدبن حسن حرّ عاملی ، وسائل الشّیعة الی تحصیل مسائل الشریعة ، چاپ عبدالرحیم ربانی شیرازی ، بیروت 1403/1983؛ (14) محسن حکیم ، منهاج الصالحین : قسم المعاملات ، چاپ محمدباقر صدر، بیروت 1400/1980؛ روح الله خمینی ، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، تحریر (15) الوسیلة ، قم 1366ش ؛ (16) ابوالقاسم خوئی ، «ملحقات رساله آیت اللّه خوئی »، در توضیح المسائل مراجع : مطابق با فتاوای دوازده نفر از مراجع معظّم تقلید ، گردآوری محمدحسن بنی هاشمی خمینی ، ج 2، قم 1378ش ؛ (17) همو، منهاج الصالحین ، بیروت ( بی تا. ) ؛ (18) پرویز داوودی ، حسن نظری و حسین میرجلیلی ، پول در اقتصاد اسلامی ، ( تهیه شده برای ) دفتر همکاری حوزه و دانشگاه ، تهران : سمت ، 1374ش ؛ (19) یونس رفیق المصری ، الاسلام و النقود ، جده 1410/1990؛ رهنمون ، ش 6 (20) (پاییز 1372)؛ (21) وهبه مصطفی زحیلی ، الفقه الاسلامی و ادلّته ، دمشق 1409/1989؛ (22) محمودبن عمر زمخشری ، الکشّاف عن حقائق غوامض التّنزیل ، بیروت ( بی تا. ) ؛ (23) علی سیستانی ، «ملحقات رسالة آیت اللّه سیستانی »، در توضیح المسائل مراجع : مطابق با فتاوای دوازده نفر از مراجع معظّم تقلید ، ج 2، قم 1378ش ؛ (24) محمدعثمان شبیر، العاملات المالیة المعاصرة فی الفقه الاسلامی ، عمان 1418/1998؛ (25) حسین شمس ، «احکام فقهی پول : گفتگو با آیة الله سیدحسین شمس »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 9 (بهار 1376)؛ (26) اسماعیل صالحی مازندرانی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با آیت الله صالحی مازندرانی »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 9 (بهار 1376)؛ (27) محمدباقر صدر، البنک اللاّ ربویّ فی الاسلام ، بیروت 1403/1983؛ (28) فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی ، بیروت 1408/1988؛ (29) فخرالدین بن محمد طریحی ، مجمع البحرین ، چاپ احمد حسینی ، تهران 1362ش ؛ (30) محمدفؤاد عبدالباقی ، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم ، قاهره 1364؛ (31) محمود عبداللهی ، مبانی فقهی اقتصاد اسلامی ، قم 1371ش ؛ محمدفاضل موحدی (32) لنکرانی ، جامع المسائل : منتخبی از برخی استفتاءات ، قم 1375ش ؛ (33) خلیل بن احمد فراهیدی ، کتاب العین ، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی ، قم 1409؛ (34) یوسف قرضاوی ، فقه الزکاة ، بیروت 1413/1993؛ (35) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفاری ، بیروت 1401؛ (36) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت 1403/1983؛ (37) محمدحسن مرتضوی لنگرودی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با آیة الله مرتضوی لنگرودی »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 9 (بهار 1376 الف )؛ (38) همو، «مسائل مستحدثه زکات : ( مصاحبه با ) آیة الله سیدمرتضوی »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 10 (تابستان 1376 ب )؛ (39) محمدحسن مرعشی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد سیّدمحمّدحسن مرعشی »، فقه اهل بیت ، سال 2، ش 7 (پاییز 1375)؛ (40) مرتضی مطهری ، ربا، بانک ـ بیمه ، تهران 1364ش ؛ (41) محمدهادی معرفت ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد حاج شیخ محمدهادی معرفت »، فقه اهل بیت ، سال 2، ش 7 (پاییز 1375)؛ (42) همو، «مسائل مستحدثة زکات : مصاحبه با محمّدهادی معرفت »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 10 (تابستان 1376)؛ (43) ابوالاعلی مودودی ، فتاوی الزکاة ، جده 1405/1985؛ (44) محمدموسوی بجنوردی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد سیّدمحمّد موسوی بجنوردی »، فقه اهل بیت ، سال 2، ش 7 (پاییز 1375)؛ (45) همو، «دورالاوراق المالیة فی الشریعة الاسلامیة »، رهنمون ، ش 7 ( 1373ش ) ؛ (46) محمود هاشمی شاهرودی ، «احکام فقهی کاهش ارزش پول »، فقه اهل بیت ، سال 1، ش 2 (تابستان 1374)؛ (47) احمدعلی یوسفی ، «پول امروز، مثلی یا قیمی یا ماهیت سوّم ؟»، فقه اهل بیت ، سال 4، ش 14 (تابستان 1377 الف )؛ (48) همو، ماهیت پول و راهبردهای فقهی و اقتصادی آن ، تهران 1377ش ب . / غلامرضا مصباحی / "> فرهنگ جدید پول و امور مالی پل گریو < ، ذیل "gold standard" ). در این نظام ، قیمتها ثبات نسبی داشتند؛ اگر قیمت طلا و نقره در بازار از قیمت آنها در ضرابخانه کمتر می شد، فلزی که ارزش آن کاهش یافته بود از کالای پولی به کالای غیرپولی تبدیل می شد، و اگر ارزش آنها افزایش می یافت ، عکس این روند رخ می داد؛ درنتیجه نسبت بازار به نسبت ضرابخانه نزدیک می شد ( رجوع کنید به همان ، ذیل "bimetallism" ). نظام پولی دوفلزی مشکلاتی داشت که مهمترین آنها عبارت بود از کمیابی نسبی سکة طلا، تغییر نسبت مبادلة طلا و نقره با کشف معادن جدید و تغییر سطح قیمتها که به دلیل همین مشکلات ، از دهة 1290/1870 اغلب کشورها به نظام پولی یک فلزی روی آوردند. نظامِ پولی یک فلزی ــ بویژه طلا ــ ثبات قیمت بیشتری به همراه آورد و مانع ایجاد تورم یا کاهش ارزش پول توسط مقامات پولی می شد. استاندارد طلا ضعفها و کاستیهایی نیز داشت : هزینة حفظ استاندارد طلای تمام عیار زیاد بود؛ افزایشِ ناگهانیِ تقاضا و کاهش ناگهانی عرضة طلا قیمتها را بالا می برد؛ چون طلا منبعی پایان پذیر ولی بادوام بود، استاندارد آن قیمتها را کاهش می داد (همان ، ذیل "gold standard: theory" ). بعلاوه ، کشوری که دچار کسری تراز پرداختهای خارجی می شد، می بایست آن را به طلا بپردازد که این خود مستلزم خروج طلا از کشور ــ و درنتیجه کاهش آن در کشور ــ بود. خروج طلا در درازمدت نیز به کاهش سطح عمومی قیمتها می انجامید؛ اگر صادرات افزایش می یافت ، طلا دوباره به کشور بازمی گشت ، وگرنه به رکود و بیکاری ، کاهش قیمت سهام و ورشکستگی بنگاهها می انجامید، چنانکه این بحران در برخی کشورها به وقوع پیوست . این معایب ، در کنار گذاشتن استاندارد طلا در 1332/1914 تأثیر بسیار داشت . پول کالاییِ تمام عیار . از آغاز پیداییِ پولِ کالایی تا پایان دورة نظام پولیِ یک فلزی ، پول کالاییِ تمام عیار رایج بود. پول تمام عیار، پولی است که ارزش آن به عنوان یک کالا در اهداف غیرپولی ، معادل ارزش آن در اهداف پولی (به عنوان واسطة مبادله ) باشد؛ چنانکه پولهای کالایی فلزی و غیرفلزی ، ارزش پولی و غیرپولیِ معادل داشته اند. در زمان حاکمیت استاندارد طلا، سکه های طلا پول تمام عیار بودند. سکه های پولی تمام عیار را معمولاً دولتها ضرب و منتشر می کردند و ذوب کردن آنها برای استفادة غیرپولی ، قانونی بود. کشورهایی که از سکه های طلا استفاده می کردند، با کشف معادن جدید طلا یا کاهش هزینه های معدن کاوی طلا، دچار تورم اقتصادی می شدند (میلر و پولسینلی ، ص 27 ـ 28). پول تمام عیار نماینده . در تکامل پول کالایی ، پول تمام عیار نماینده پدید آمد. پول نماینده ، پول کاغذی یا سکه هایی جز طلا و نقره است که پشتوانة آن طلا و نقره می باشد و می تواند به آنها تبدیل شود. پول کاغذی در نظام پولی تمام عیار نماینده ، معادل سکه های تمام عیار است ؛ کاغذ ــ که ارزش کالاییش ناچیز است ــ نمایندة طلا یا نقرة پشتوانه است و به عبارت دیگر، دارندة پولِ نماینده ، طلبکار همان پشتوانه است . در اوایل قرن چهاردهم / بیستم در برخی کشورها گواهی طلا و گواهی نقره به عنوان پول نماینده به طور گسترده در گردش بود. پول نماینده هزینه های معاملاتی را کاهش می داد، زیرا نیازی به انتقال حجم بزرگی از طلا یا نقره نبود. ناشر پولِ نماینده ، بر روی پول ، متعهد می شد که دارندة آن هروقت بخواهد، می تواند آن را به مقدار معیّنی پشتوانة طلا یا نقره تبدیل کند (میلر و پولسینلی ، ص 28). پول اعتباری . پول نماینده ، زمینه ساز پیداییِ پول اعتباری شد. پول اعتباری پولی است که ارزش کالایی ناچیزی دارد و به تعبیر دیگر ارزش غیرپولی آن کمتر از ارزش پولی آن است . پول اعتباری سه نوع است : 1) پولی حُکمی ، 2) پول تحریری ، 3) پول الکترونیکی . 1) پول حکمی . انتشار بی رویة پولِ نماینده باعث شد تا ناشرانِ آن (دولتها) نتوانند به تعهد خویش (تبدیلِ رسید پول تمام عیار به پول فلزی ) عمل کنند؛ ازینرو به جای اینکه تبدیل پول نماینده را به سکة طلا تضمین کنند، قدرت حاکمیت دولتها را ــ با امضای رئیس کل بانک مرکزی و وزیر دارایی یا خزانه داری ــ ضمانت کردند. این نوع پول ، چون به فرمان و حُکم دولت می تواند در پرداختها به کارگرفته شود، پول حکمی خوانده می شود. پول حکمی را دولتها و بانکهای مرکزی منتشر می کنند. این پول را نمی توان به طلا و نقره تبدیل کرد. پولهای کاغذی و مسکوک رایج کنونی ، پولی حکمی هستند ( > دائرة المعارف کلمبیا < ، ذیل "fiat money" ). 2) پول تحریری . پول تحریری یا پول سپرده را نهادهای مالی سپرده پذیر منتشر می کنند. این نوع پول اعتباری به شکل حسابهای معاملات یا حساب جاری اند. بانکها، مؤسسات وام و پس انداز، اتحادیه های اعتباری و نهادهای مالی مشابه برخی از انواع حساب معاملات را به مشتریان ارائه می کنند و سپرده گذاران می توانند برای پرداخت بهای کالاها و خدمات ، چک بنویسند (میلر و پولسینلی ، ص 29). تفاوت پول حکمی با پول تحریری آن است که پول حکمی دارایی جامعه است و برای هیچکس بدهی به حساب نمی آید، اما پول تحریری به وسیله بدهیهای نگهداری شده توسط بانک منتشرکنندة آن ، پشتیبانی می شود. پول حکمی ، پول بیرونی است ولی پول تحریری ، پول درونی است . پول بیرونی ، برخلاف پول درونی ، ثروت خالص برای جامعه است ( > فرهنگ جدید پول و امور مالی پل گریو < ، ذیل "fiat money" ). پول تحریری درواقع حواله ای است برای دریافت پول حکمی . 3) پول الکترونیکی . این نوع از پول اعتباری در دهه های اخیر رایج شده است و افراد به جای استفاده از پول حکمی یا چک ، از بانکداری الکترونیکی استفاده می کنند و به وسیلة علایم الکترونیکی سپرده گذاری یا خرید می کنند. پول الکترونیکی انتقال موجودی پول حکمی را از حسابی به حساب دیگر تسهیل می کند. امروزه هر سه نوع پول اعتباری رواج دارد. با تکامل بانکداری ، سهم پول حکمیِ در جریان کاهش می یابد و سهم پول تحریری و الکترونیکی بیشتر می شود. ب ) نظام پولی در جهان اسلام . ظهور اسلام در زمان حاکمیت نظام پولی دو فلزی بود. دو پول فلزی رایج میان مسلمانان ، سکه های طلا و نقره بود که به ترتیب دینار و دِرهَم نام داشت (بعدها در مقاطعی از تاریخ اسلام سکه های نقره نیز دینار نام گرفتند رجوع کنید به سطور بعد). در گزارشهای تاریخی و احادیث منقول از پیشوایان دینی ، مطالبی دربارة پولهای فلزی آمده است . در فقه اسلامی ، در مبحث «بیعِ صَرْف »، به مقررات خریدوفروش دینار و درهم پرداخته شده است ( رجوع کنید به درهم * ، دینار * ، صَرف * ). اولین اقدام فوری مسلمانان برای اسلامی کردن مسکوکات افزودن واژة «بسم الله » بر مسکوکات ساسانی (درهم یا دینار) بود (دهخدا، ذیل «درهم »). در عین حال مسلمانان فعّالیتهای پراکنده ای نیز برای ضرب سکه به عمل آوردند. سکه ای ضرب شده در طبریة شام به تاریخ 15 هجری قدیمترین دینار شناخته ای است که به مسلمین نسبت می دهند. بر این سکه که مانند مسکوکات رومی حاوی نقوشی چون صلیب و تاج و چوگان است ، کلمة خالد ( بن ولید ) نقش شده است (زیدان ، ص 101ـ102). از سکه های دیگری نیز در دورة خلفای راشدین و امویان یاد شده است (همان ، ص 102). اما این نوع سکه ها در ممالک اسلامی رسمیت نیافت و معاملات معمولاً با دینار و درهم رومی و ایرانی صورت می گرفت ، تا اینکه عبدالملک مروان ، به توصیة امام محمدباقر علیه السّلام سکه های رایج را جمع آوری و سکه های اسلامی ضرب کرد (همانجا؛ بیهقی ، ج 2، ص 232ـ 236). بعدها با گسترش قلمرو مسلمانان و تشکیل حکومتهای مقتدر، سکه های اسلامی در شهرهای مهمِ خراسان ، عراق ، شام ، افریقیّه و اندلس ضرب می شد و به اقتضای زمان و مکان و سیاستهای مالی و افزایش طلا و نقره ، حجم و شکل آن تغییر می یافت (زیدان ، ص 103)؛ چنانکه در دورة 20 سالة حکومت یوسف بن تاشفین (حک : 480ـ500) از امرای مرابطون ، به طور متوسط سالی 13 نمونه دینار ضرب شد و شمار ضرّابخانه ها نیز افزایش یافت (مسیه ، ص 108ـ110). گاه پیش می آمد که برخی حکام محلی از عیار سکه ها می کاستند که این مسئله برای بازرگانان زیان آور بود، چنانکه در دورة ایلخانان مغول این مشکل گیخاتو (حک : 690ـ694) را واداشت تا اسکناس را رایج کند ( رجوع کنید به چاو * ) و در پی آن مردم موظف شدند تا تمام طلا و نقره ای را که داشتند، تحویل خزانة دولت دهند،هرچندکه مردم به این سیاست روی خوشنشان ندادند. چون غازان به حکومت رسید، اصلاحات وسیعی را در همة زمینه ها اعمال کرد، و از جمله سیاست پولی را نیز سامان داد؛ پیش از آن برخی حکام دست نشانده که حق ضرب سکه داشتند عیار سکه را تقلیل داده بودند. غازان برای اصلاح نظام پولی حق ضرب سکه را از این حکام سلب کرد و آن را به ضرابخانه های رسمی اختصاص داد. به فرمان وی واحد مسکوکات و واحد مقیاسات در سراسر قلمرو ایلخانان یکسان شد (اشپولر، ص 301ـ303). وی واحد جدیدی از مسکوکات یعنی دینار نقره معروف به دینار رابح را رایج کرد که 14ر2 گرم وزن داشت (همان ، ص 303؛ فراگنر، ص 271). در واقع در پرتو اصلاحات غازان از قرن 8 تا 12 نظام پولی یک فلزی (نقره ) حاکم شد. از مشهورترین سکه های این دورة سکه نقرة تَنْکه بود که امیرتیمور آن را ضرب کرد (فراگنر، ص 270، 272). در این قرنها، در عثمانی نیز نظام پولی دو فلزی حاکم نبود ــ هر چند که سکه های طلا و سکه های نقره در گردش بودند ــ زیرا دولت عثمانی هیچگاه بر رابطة میان سکه های طلا و نقره تأکید نکرد و نرخ قانونی ثابتی برای مبادلة آنها قرار نداد. دولت عثمانی کوشید میان پولهای خُرد که استفادة روزمره داشت مانند آقچه ، و سکه های نقرة بزرگتر که برای پرداختهای بین المللی استفاده می شد، رابطة قانونی برقرار کند (گربر، همانجا). آقچه (سکه نقره ) مهمترین سکة در سراسر قرون اولیّه حکومت عثمانی بود. در اینجا نیز کاهش عیار سکه تأثیرات مهمی بر نظام پولی نهاد. در واقع پست شدن ارزش سکه مهمترین ویژگی نظام پولی عثمانی بود. پست شدن ارزش آقچه تا آنجا ادامه یافت که سرانجام آقچه فاقد محتوای نقره شد (همان ، ص 310 ـ 312). با کمتر شدن ارزش آقچه ، قروش بسرعت جای آن را گرفت . دولت عثمانی حقوق نظامیان را با سکه هایی می داد که ارزش آنها تنزل یافته بود و بدین ترتیب سکه ها را توزیع می کرد. در پی کاستن ارزش سکه ، عناصر دیگری ، مانند جَعل سکه ، نیز به نظام پولی عثمانی ضربه زد (همان ، ص 312). مهمترین دلایل تنزل ارزش پول در دورة عثمانی عبارت بودند از: افزایش تقاضای پول در نتیجة رشد جمعیت ، رشد درآمد و افزایش «پولی شدن » اقتصاد عثمانی ؛ رشد مخارج و کسری بودجة دولت ؛ نامتعادل بودنِ موازنة پرداختها؛ فرسایش سکه های در گردش ؛ نوسانِ نرخِ بازاریِ مبادله بین طلا و نقره ؛ کارآمد نبودن دستگاه جمع آوری مالیات دولت عثمانی و نتیجتاً فرارهای مالیاتی بسیار (همان ، ص 315). در واقع نظام پولی دو فلزی ، عمدتاً با حاکمیت استاندارد طلا از صدر اسلام تا اوایل سدة چهاردهم ، نظام پولی رایج در جهان اسلام بوده است (احمد، ص 2). در عین حال گزارشهایی از ضرب سکة مسین توسط بنواُرتُق ، بنوزنگی ، ترکان آسیای صغیر و تیموریان در دست است ( د. اسلام ، چاپ اوّل ، ذیل "Dirham" ؛ توختییف ، ص 33، 35). همچنین در کنار یگانه پول رایج در دورة صفویان یعنی دینارِ عراق و تبریز، سکه های مسی با نام قاز یا قازبکی نیز ضرب می شده است (فراگنر، ص 276). امروزه نظام پولی در جهان اسلام تابع نظام پولی دنیاست و مسائل فقهی نیز با توجه به این نظام مطرح می شود ( رجوع کنید به ادامة مقاله ، بخش ج ، احکام فقهی ). در این میان ، برخی محققان و اقتصاددانان مسلمان معاصر دیدگاههایی خاص دربارة انتخاب نظام پولی ارائه کرده اند که به اهم آنها اشاره می شود: 1) بازگشت به نظام پولی دو فلزی . عمر ابراهیم وادیلو در کتاب > بازگشت دینار طلا < به دفاع از بازگشت از پول کاغذی موجود به نظام پولی دوفلزی دینار و درهم در صدراسلام ، پرداخته است . به نوشتة وی ، بازگشت دینار طلا منجر به حذف بانکهای مرکزی می شود. تعداد بسیاری مؤسسة مالی خصوصی ایجاد می شود که فعالیتهای مالی آنهابا100% ذخیره انجام می گیرد. به عقیدة وی ، ایجاد بانکهای اسلامی در کشورهای مسلمان بدون تغییر پول اساساً نادرست است و در فقه اسلامی جایی برای بانک اسلامی وجود ندارد (ص 13)، زیرا پول اعتباری رایج ، در واقع ، بدهی است و، برخلاف طلا و نقره ، ثروت واقعی نیست و بدهی در فقه اسلامی ، نمی تواند وسیلة مبادله باشد (همان ، ص 18). وی می افزاید: پول فلزی طلا و نقره ثروت واقعی است . یک جوجه مرغ در زمان پیامبر اکرم ــ صلی الله علیه وآله ــ یک درهم بود و امروزه در اروپا هم یک جوجه مرغ تقریباً معادل یک درهم است ؛ یعنی طی 1400 سال «اثرتورمی » نقره عملاً صفر بوده است ، اما در 25 سال گذشته در اروپای غربی قیمتها دست کم ده برابر، و در مکزیک و برزیل و ترکیه بمراتب بیشتر شده است (همان ، ص 19). روشهای پیشنهادی وادیلو برای انتقال از نظام پول اعتباری موجود به نظام پولی دوفلزی درهم و دینار عبارت اند از: ضرب و نشر دینار و درهم بر طبق وزنها و اندازه های مشخص و معیار سنّتی ؛ آزادی کامل در خرید و فروش و مالکیت هر مقدار از درهم و دینار در چارچوب فقه اسلامی که شامل چهار مرحله است (برای آگاهی از این مراحل رجوع کنید به همان ، ص 25)؛ تسهیل در حمل ونقل طلا برای تجارت بین المللی به وسیله شبکه ای از مؤسسات معیّن در سراسر جهان که شبیه به «تسویه در بانکداری » عمل می کند؛ برگزیدن دینارها و درهمهای ضرب شدة جدید به جای تمام پولهای کاغذی و مُلغی ' کردن تمام امتیازات پول کاغذی (همان ، ص 24). 2) بازگشت به استاندارد طلا. نظام پولی فلزی با حاکمیت استاندارد طلا، یکی دیگر از روشهای پیشنهادی برخی پژوهشگران مسلمان است ، زیرا از صدراسلام تا اوایل سدة چهاردهم ، پول جهان اسلام بوده است انتخاب این نظام باعث ثبات پایدار اقتصاد کلان در درازمدت می شود، برای مبارزه با بهره برتری دارد، و افزون بر اینها در محاسبه نصاب زکات نقدین از پول طلا استفاده می شود (احمد، ص 2). 3) ایجادنسبت ذخیرة صددرصد برای پول حکمی . در اقتصاد پولی بدون بهره ، کارایی نسبی پول حکمی را می توان با برقراری نسبت ذخیره ای برابر صددرصد در بانکها، افزایش داد ( رجوع کنید به جرحی ، ص 115). منابع : (1) برتولد اشپولر، تاریخ مغول در ایران : سیاست ، حکومت و فرهنگ دورة ایلخانان ، ترجمة محمود میرآفتاب ، تهران 1365 ش ؛ (2) ابراهیم بن محمد بیهقی ، المحاسن و المساوی ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، قاهره ?( 1380/1961 ) ؛ (3) عرفان توختییف ، سیاست پولی ـ مالی تیمور و خاندان او و سکه های آنها ، به کوشش بهمن اکبری ، قم 1377 ش ؛ (4) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران 1325ـ1359 ش ؛ (5) جرجی زیدان ، تاریخ تمدن اسلام ، ترجمه و نگارش علی جواهر کلام ، تهران 1369 ش ؛ (6) برت فراگنر، «اوضاع اجتماعی و اقتصادی داخلی »، در تاریخ ایران : دورة تیموریان ، پژوهش از دانشگاه کمبریج ، ترجمة یعقوب آژند، تهران 1379 ش ؛ Imad-ad-Dean Ahmad, The Dinar: indispensibility of hard money to the Islamic monetary regime . (30 Oct. 1998). [On-line(. Available: www. minaret. org/ monetary/ htm; The Columbia encyclopedia , 6th ed., New York 2000. )On-line(. Available: www. Bartleby. com, s.v. "fiat money"; EI 1 , s.v. "Dirham" (by E. V. Zambaur); Haim Gerber, "The monetary system of the Ottoman empire", Journal of the economic & social history of the Orient , vol. XXV, pt. III (1992); Mabid Ali Mohamad Mahmoud Jarhi, "The relative efficiency of interest-free monetary economics: the fiat money case", in Studies in Islamic economics , ed. Khurshid Ahmed, Leicester, U.K. 1980; Ronald A. Messier, "Quantitative analysis of Almoravid Dinars", Journal of the economic & social history of the Orient , vol. XXIII, pts. I & II (1990); Roger LeRoy Miller & Robert W. Pulsinelli, Modern money and banking , New York 1985; Victor E. Morgan, A history of money , Middlesex, Eng., 1969; The New Palgrave dictionary of money & finance , ed. Peter Newman, Murry Milgrate, and John Eatwell, London 1992, s.vv. "bimetallism" (by Michael D. Bordo), "fiat money" (by David Laidler), "gold standard" (by Marcello de Cecco), "gold standard: theory" (by Michael D. Bordo); Umar Ibrahim Vadillo, The return of the gold Dinar , Scotland. )On-line]. Available: www. murabitum. org/programme/ retgold/ htm/. [11 Oct. 2000]. / سیدحسین میرجلیلی / ج ) احکام فقهی . در متون اسلامی و از جمله درمنابع فقهی ، با واژه هایی چون ثمن ، درهم ، دینار، ذهب ، فضّه ، نقد و جز اینها به مفهوم پول اشاره شده است . در قرآن علاوه بر برخی از این تعابیر، واژة «وَرِق » هم به معنای نقره آمده است ( رجوع کنید به طبرسی ، ذیل «کهف : 19»؛ نیز رجوع کنید به زمخشری ، ذیل همان آیه ؛ ابن فارس ؛ فراهیدی ؛ طریحی ؛ ذیل «ورق »؛ همچنین برای واژه های دیگر در قرآن رجوع کنید به عبدالباقی ، ذیل «ذهب »، «فضّه »، «دینار»، «درهم » و «بضاعة »). در احادیث نیز از دینار و درهم بسیار سخن رفته است ، از جمله در احادیث مربوط به زکات (برای نمونه رجوع کنید به حرّعاملی ، ج 6، ص 92ـ 118) و روایاتی که از فواید درهم و دینار یاد کرده یا آن را موجب هلاکت اقوام پیشین دانسته اند ( رجوع کنید به مجلسی ، ج 93، ص 15، ش 30؛ کلینی ، ج 2، ص 270، 316). به طور کلی در این بحث پول را می توان به پنج قسم تقسیم کرد: 1) پول طلا و نقره ؛ 2) پول کاغذی جانشین ؛ 3) پول کاغذی با تعهد؛ 4) پول کاغذی بدون تعهد؛ 5) پول تحریری یا پول بانکی (نیز رجوع کنید به بخش اول مقاله ). نوع اول با نام درهم و دینار در منابع حدیثی و فقهی به صورت گسترده آمده است ، زیرا این دو در قرنهای متمادی از صدراسلام تا اوایل قرن چهاردهم در میان مسلمانان رایج بوده اند. نوع دوم جایگزین مقداری از طلا یا نقرة موجود در خزانة صادرکنندة پول است . نوع سوم نشان دهندة تعهد دستگاه صادرکنندة پول مبنی بر تبدیل به طلا به هنگام تقاضاست . پولهای نوع دوم و سوم در یک مقطع تاریخی محدود رواج داشته اند، ازینرو در منابع فقهی کمتر مطرح شده اند (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به صدر، ص 149ـ 151). نوع چهارم ، اسکناسهای امروزی است . ویژگی مهم اسکناس این است که ارزش مبادله ای آن به پشتوانة طلا یا نقره یا ارز خارجی بستگی ندارد. بر این اساس ، معامله با خود آنها صورت می گیرد و تبدیل پذیری آنها به طلا یا نقره مطرح نیست . علاوه بر این ، اسکناس و اصولاً پول کاغذی ، و حتی مسکوکات متداول از غیر طلا و نقره ، صرفاً دارای ارزش مبادله ای است و به خودی خود استفاده ای ندارد. این ویژگیها و اوصاف دیگر اسکناس ماهیت ویژه ای از این نوع پول ساخته است (یوسفی ، 1377ش ب ، ص 46). پول تحریری نیز پولی است که نزد بانکها سپرده گذاری می شود و به صاحب آن اعتبار می بخشد و بدون رد و بدل شدن پول کاغذی یا مسکوک نقل وانتقال می یابد ( رجوع کنید به یوسفی ، 1377ش ب ، ص 51ـ62؛ همو، 1377ش الف ، ص 115ـ 118). دو نوع اخیر که امروزه رایج اند، موجب طرح برخی مسائل جدید فقهی شده اند و به نظر برخی محققان ، پدیده ای مستحدث و جدید به شمار می روند ( رجوع کنید به همو، 1377ش ب ، ص 179). نخستین بحث در بارة پول رایج امروزی ، ماهیت آن از نظر فقهی است که آیا مال است یا چیز دیگری از قبیل سند اعتباری ، حواله یا حوالة انبار؟ برخی با این استدلال که اسکناس به خودی خود مال نیست ، بلکه حاکی از وجود مال در جامعه است ، آن را سندی اعتباری دانسته اند که نیاز به پشتوانة صد در صد ندارد (توتونچیان ، ص 15،20). برخی نیز آن را حواله ای بر ذمّة دولت یا بانک مرکزی می دانند که آنها را مدیون صاحب حواله می نماید (قرضاوی ، ج 1، ص 273؛ زحیلی ، ج 2، ص 772). بعضی آن را از قبیل حوالة انبار شمرده اند که در هر انباری به ازای آن مقداری کالا تحویل می دهند (بهشتی ، ص 93، پانویس 1). برخی نیز آن را رسید و مدرک بدهی دولت یا بانک مرکزی به مردم می دانند ( رجوع کنید به داوودی و دیگران ، ص 20). با اینهمه بیشتر فقیهانی که دربارة ماهیت پول بحث کرده اند، در مال بودن آن تردید نکرده اند که از این میان عده ای بدون ذکر دلیل به این موضوع تصریح کرده اند (امام خمینی ، ج 2، ص 613، مسئلة 5) و عده ای نیز دلیل نظر خود را بیان نموده اند: برخی از اینان پولهای امروزی را از آن جهت که حکومت به آنها اعتبار بخشیده است ، مال می دانند (خوئی ، «ملحقات رساله آیت اللّه خوئی »، ص 716؛ رهنمون ، ش 6، ص 108؛ موسوی بجنوردی ، 1373ش ، ص 60؛ همو، 1375ش ، ص 40؛ تجلیل ، ص 9؛ مرتضوی لنگرودی ، 1376ش الف ، ص 36؛ یوسفی ، 1377ش ب ، ص 152). شماری دیگر، از آنرو که عرف عمومی پول را مال می دانند، آن را مال دانسته اند (مطهّری ، ص 177؛ هاشمی شاهرودی ، ص 59؛ صالحی مازندرانی ، ص 42). برخی ، هم دولت و هم جامعه را در مال بودن پول دخیل دانسته اند (عبداللهی ، ص 291). تعدادی از این فقها، با ذکر ادله ای نظریة حواله بودن پول را صحیح ندانسته اند، از جمله اینکه در پرداخت پول ، شخص معیّنی «مُحال علیه » (کسی که حواله بر ذمّة اوست ) در نظر گرفته نمی شود و همچنین با از بین رفتن یا مفقود شدن پول برای صاحب آن حقی باقی نمی ماند، ولی در حواله چنین نیست . به طور کلی ، از آنجا که امروزه پول با پشتوانة طلا یا نقره ارتباطی ندارد و مردم هم در معاملات خود به پشتوانة آن هیچگونه توجّهی ندارند، نظریة حواله بودن و سند بودن پول پذیرفته نشده است . به نظر برخی محققان ، با اینکه پول از منظر اقتصاد خُرد مال به شمار می آید، از منظر اقتصاد کلان نوعی رسید بدهی دولت است ( رجوع کنید به آصفی ، ص 19ـ20؛ مرتضوی لنگرودی ، 1376ش الف ، ص 36ـ 37؛ یوسفی ، 1377ش ب ، ص 164ـ 165، 213). با اینهمه ، حتی اگر مال بودن پول پذیرفته شود، پولهای امروزی ویژگیهایی دارند که موجب تفاوتهای اساسی میان آنها و اموال دیگر شده است ، از جمله اینکه پول صرفاً ارزش مبادله ای دارد نه ارزش مصرفی ، مطلوب بودن آن عارضی است و معیار سنجش ارزش سایر اموال است ( رجوع کنید به یوسفی ، 1377ش ب ، ص 186ـ190؛ موسوی بجنوردی ، 1375ش ، ص 39ـ40؛ شمس ، ص 32). یکی از مسائل مهم فقهی دربارة پول اعتباری ، این است که آیا مالی مِثْلی است یا قیمی . نظر مشهور فقها درمورد پولهای اعتباری ای که ارزش و قدرت خرید آنها در طول زمان عرفاً ثابت می ماند، آن است که مانند پولهای طلا ونقره ، مالی مثلی به شمار می آیند، ولی در مورد پولهایی که ارزش و قدرت خرید آنها براثر تورّم به مرور زمان کاهش بسیار می یابد، آرای فقهی مختلفی پدید آمده است . برخی از فقهای امامی برآن اند که اساساً این تقسیم بندی در فقه ویژة اموال حقیقی است و شامل پول ــ که مالی اعتباری است ــ نمی گردد (تجلیل ، ص 10؛ موسوی بجنوردی ، 1375ش ، ص 40). بسیاری از فقها به طورکلی پول را مالی مثلی می دانند. برخی از اینان گفته اند که حتی با کاهش ارزش و قدرت خرید آن ، بدهکار، ضامن مِثلِ پول است و همان مبلغی را که مدیون بوده باید پرداخت نماید؛ به تعبیر دیگر، کاهش ارزش پول ، ضَمان ندارد (امام خمینی ، ج 1، ص 543، مسئلة 14؛ فاضل موحدی لنکرانی ، ص 322ـ324، سؤال 1174، 1178، 1184؛ رهنمون ، ش 6، ص 90). برای اثبات عدم ضمان ، علاوه بر احادیث و فتاوای فقها، به ادلّة دیگری نیز استناد شده است ، از جمله اینکه عدم نفع ، مشمول ضمان نیست یا اینکه با توجه به شرط معلوم بودن قیمت کالا (ثمن ) در صحت معاملات ، پذیرش ضمانِ کاهشِ ارزش پول ، موجب مجهول شدن قیمت در معاملات مدت دار (مؤجّل ) می شود یا اینکه تنها اوصاف ذاتی مقوّم مِثلیّت اشیا هستند و قدرت خرید از اوصاف نسبی است (تجلیل ، ص 11؛ مرعشی ، ص 32ـ 35؛ شمس ، ص 32ـ33؛ یوسفی ، 1377ش ب ، ص 167ـ169؛ داوودی و دیگران ، ص 76ـ80؛ شبیر، ص 159). انجمن علمی بانک توسعة اسلامی که با شرکت تعدادی از فقهای اهل سنّت از 27 شعبان تا اول رمضان 1407/25ـ 28 آوریل 1987 در جَدّه تشکیل شد، بیانیه ای صادر کرد که مطابق بندهای 3 و 7 آن ، پیوند زدن دُیون به سطح نرخها جایز نیست و کاهش یا افزایش ارزش پولهای کاغذی در میزانِ التزامِ متعهد تأثیری ندارد، مگر آنکه کاهش به حدّی برسد که پول ، مالیت و ارزش خود را از دست بدهد (رفیق المصری ، ص 83ـ84). براساس این نظریه ، لازم نیست مدیون ، به استناد کاهش ارزش پول ، مبلغی بیش از دیْن بپردازد و اگر دین او ناشی از قرض باشد، پرداختن مبلغ بیشتر غیرمجاز و در حکم رباست . شماری از فقها با آنکه به مِثلی بودنِ پول قایلند، از آنرو که قدرت خرید و ارزش تبادلی پول را در مثلیت دخیل می دانند، ضمان کاهش ارزش پول را پذیرفته اند. البته برخی از آنان ضمان را تنها در صورتی پذیرفته اند که کاهشِ ارزش ، چشمگیر باشد ( رجوع کنید به همو، 1377ش ب ، ص 166ـ 167 به نقل از محمدباقر صدر؛ هاشمی شاهرودی ، ص 73؛ مرتضوی لنگرودی ، 1376ش الف ، ص 38ـ40؛ صالحی مازندرانی ، ص 45ـ47). برخی فقها مدیون را ضامن کاهش ارزش پول نمی دانند، ولی چنانچه طلبکار ضمان کاهش ارزش را شرط کرده باشد، چنین شرطی را نافذ دانسته اند، زیرا در این صورت در واقع ارزش و مالیت پول برعهدة وی خواهد بود ( رجوع کنید به سبحانی ، در مجلة رهنمون ، ش 6، ص 91ـ93؛ مرعشی ، ص 35ـ36؛ صالحی مازندرانی ، ص 47). برخی فقهای دیگر اصولاً پول را مالی قیمی دانسته قایل به ضمان مذکور شده اند. مطابق این دیدگاه ، آنچه برعهدة مدیون است ، توان خرید و مال بودن پول است نه میزان آن ؛ بنابراین چنانچه عقلا براین باور باشند که ارزش پول در این فاصلة زمانی کاهش یافته است ، استیفای دِین تنها درصورتی حاصل می گردد که مال بودن پول درنظر گرفته شود، پس این افزایش میزان پول به هنگام ادای دین ، مصداق ربای قرضی نیست . ضمان مزبور، هم در عوامل اختیاری کاهش ارزش پول نافذ است هم در عوامل غیر اختیاری ؛ همچنین دیون مختلف از قبیل مهریه ، قرض و خمس از این نظر باهم تفاوتی ندارند ( رجوع کنید به شبیر، ص 157ـ 158؛ معرفت ، 1375ش ، ص 14ـ 18؛ آصفی ، ص 23ـ 28؛ موسوی بجنوردی ، 1375ش ، ص 40ـ42؛ رهنمون ، ش 6، ص 104، 110ـ111). به عقیدة برخی صاحب نظران حتی چنانچه پول ، مالی مثلی شمرده شود، درصورت بالابودن نرخ تورّم در فاصلة زمانی میان ایجاد و استیفای دین از مصادیق تعذّر ادای مثل خواهد بود، زیرا در عرف و نزد عقلا تغییر ارزش پول مورد توجه قرار می گیرد. در نتیجه ، با تعذّر مِثلی باید قیمت و ارزش پول محاسبه شود ( رجوع کنید به یوسفی ، 1377ش ب ، ص 177ـ 178؛ همو، 1377ش الف ، ص 118ـ 119). این نظریه نیز مطرح شده که پول ، چه کاغذی چه تحریری ، پدیده ای جدید و بی سابقه است ، ماهیتی ویژه دارد و تفاوتهای آن با سایر اموال آنچنان اساسی است که تقسیم بندی مزبور دربارة آن اعمال شدنی نیست ( رجوع کنید به همو، 1377 ش ب ، ص 178ـ183؛ همو، 1377ش الف ، ص 119ـ122). نظریات مذکور آثار فقهی دیگری دارد که برخی فقها دربارة آن بحث کرده اند، از جمله دربارة چگونگی تعلّق خمس ( رجوع کنید به «احکام فقهی پول : گفتگو با یکی از اساتید حوزه »، ص 51 ـ52؛ خمس * ). از جمله مسائل مستحدث دربارة پول ، که فقها بحث کرده اند، خرید و فروش پول است . البته بحث دربارة خرید و فروش پولِ طلا ونقره (دینار و درهم ) با عنوان بیع صَرف در منابع فقهی سابقه ای طولانی دارد (برای مباحث تفصیلی رجوع کنید به صَرف * ). اما از دیدگاه فقهای معاصر احکام صَرف بر پولهای جدید جاری نیست ؛ بنابراین مثلاً در خرید و فروشِ اسکناس ، قبض ، شرطِ صحّتِ معامله نیست (امام خمینی ، ج 1، ص 539 ـ 540، مسئلة 3؛ خوئی ، منهاج الصالحین ، ج 2، ص 55، مسئلة 226؛ صدر، ص 152؛ حکیم ، ص 77، مسئلة 4). با اینکه در اصل صحت خریدوفروش اسکناس کمتر تردید شده است ، معدودی از فقها بیع پول رایج یک کشور را با پول همان کشور صحیح نمی دانند (تجلیل ، ص 12) ولی بیشتر آنان خرید و فروش پول را، چنانچه دارای غرضی عقلایی باشد، حتی با تفاضل بها، صحیح می دانند، مانند معاملة پولِ خرد با پول درشت یا پول کهنه با پول نو. به گفتة فقها چون پول از موارد مکیل و موزون نیست و از معدودات به شمار می رود، ربای غیرقرضی در آن جاری نیست . البته برخی تصریح کرده اند که بیع مزبور نباید صوری و به قصد قرض باشد و برای فرار از ربا صورت گیرد بعضی فقها نیز در برخی صور شرایط خاصی را مطرح ساخته اند (حکیم ، ص 75، مسئلة 17؛ امام خمینی ، ج 2، ص 613ـ614، مسئلة 6؛ خوئی ، منهاج الصالحین ، ج 2، ص 54، مسئلة 22؛ همو، «ملحقات رساله آیت اللّه خوئی »، ص 715، مسئلة 16، ص 717، مسئلة 19؛ سیستانی ، ص 753؛ موسوی بجنوردی ، 1375ش ، ص 42؛ مرتضوی لنگرودی ، 1376ش الف ، ص 39ـ 40؛ صالحی مازندرانی ، ص 44ـ45؛ برای مسایل مربوط به ربا رجوع کنید به ربا * ). برطبق نظر مشهور فقهای شیعه ، زکات به پول اعتباری تعلق نمی گیرد، زیرا براساس احادیث ، تنها پول طلا و نقره مشمول زکات است نه طلا و نقره ای که پول نیست و نه پولی که طلا و نقره نیست (امام خمینی ، ج 2، ص 614، مسئلة 7؛ خوئی ، منهاج الصالحین ، ج 2، ص 55، مسئلة 226؛ حکیم ، ص 77، مسئلة 4؛ مرتضوی لنگرودی ، 1376ش ب ، ص 6، 8؛ دربارة نظر مخالف در شیعه رجوع کنید به معرفت ، 1376ش ، ص 20ـ21). ولی بیشتر فقهای اهل سنّت ، جز حنبلیان ، پول اعتباری را مشمول زکات می دانند. البته شماری از فقهای شافعی فتوا داده اند که تنها با گذشت یک سال از نگهداری آن و دریافت کردن طلا یا نقره برابر ارزش آن ، حکم زکات جاری می شود. همچنین برخی مفتیان مالکی زکات «اوراقی را که مهر سلطان برآن است و مانند درهم و دینار با آن معامله می شود» واجب نمی دانند ( رجوع کنید به زحیلی ، ج 2، ص 772؛ قرضاوی ، ج 1، ص 271). در بندِ نخستِ بیانیة انجمن علمی بانک توسعة اسلامی ، پولهای کاغذی ــ در صورت تحقق شرایط وجوب زکات مانند رسیدن به حد نصاب و گذشتن یک سال ــ مشمول حکم زکات دانسته شده است (رفیق المصری ، ص 83). مستند این رأی آن است که این پولها همان اعتبار و کارآیی پولهای طلا ونقره را دارند، وسیلة مبادله و مقیاس ارزش اند و موجب انتفاع دارندة آنها به شمار می آیند و نمی توان آنها را بر دیون قیاس نمود ( رجوع کنید به قرضاوی ، ج 1، ص 276؛ زحیلی ، ج 2، ص 772ـ773؛ مودودی ، ص 22، 24). منابع : (7) محمدمهدی آصفی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد حاج شیخ محمدمهدی آصفی »، فقه اهل بیت ، سال 2، ش 7 (پاییز 1375)؛ (8) ابن فارس ، معجم مقاییس اللّغة ، چاپ عبدالسلام محمدهارون ، قم 1404؛ (9) «احکام فقهی پول : گفتگو با یکی از اساتید حوزه »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 9 (بهار 1376)؛ (10) محمد بهشتی ، ربا در اسلام ، تهران 1369ش ؛ (11) ابوطالب تجلیل ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد حاج شیخ ابوطالب تجلیل »، فقه اهل بیت ، سال 2، ش 7 (پاییز 1375)؛ (12) ایرج توتونچیان ، «نگاهی به پول و وظایف آن در اقتصاد اسلامی »، در مجموعه مقالات فارسی اولین مجمع بررسیهای اقتصاد اسلامی ، زیرنظر محمد واعظ زاده خراسانی ، مشهد 1370ش ؛ (13) محمدبن حسن حرّ عاملی ، وسائل الشّیعة الی تحصیل مسائل الشریعة ، چاپ عبدالرحیم ربانی شیرازی ، بیروت 1403/1983؛ (14) محسن حکیم ، منهاج الصالحین : قسم المعاملات ، چاپ محمدباقر صدر، بیروت 1400/1980؛ روح الله خمینی ، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، تحریر (15) الوسیلة ، قم 1366ش ؛ (16) ابوالقاسم خوئی ، «ملحقات رساله آیت اللّه خوئی »، در توضیح المسائل مراجع : مطابق با فتاوای دوازده نفر از مراجع معظّم تقلید ، گردآوری محمدحسن بنی هاشمی خمینی ، ج 2، قم 1378ش ؛ (17) همو، منهاج الصالحین ، بیروت ( بی تا. ) ؛ (18) پرویز داوودی ، حسن نظری و حسین میرجلیلی ، پول در اقتصاد اسلامی ، ( تهیه شده برای ) دفتر همکاری حوزه و دانشگاه ، تهران : سمت ، 1374ش ؛ (19) یونس رفیق المصری ، الاسلام و النقود ، جده 1410/1990؛ رهنمون ، ش 6 (20) (پاییز 1372)؛ (21) وهبه مصطفی زحیلی ، الفقه الاسلامی و ادلّته ، دمشق 1409/1989؛ (22) محمودبن عمر زمخشری ، الکشّاف عن حقائق غوامض التّنزیل ، بیروت ( بی تا. ) ؛ (23) علی سیستانی ، «ملحقات رسالة آیت اللّه سیستانی »، در توضیح المسائل مراجع : مطابق با فتاوای دوازده نفر از مراجع معظّم تقلید ، ج 2، قم 1378ش ؛ (24) محمدعثمان شبیر، العاملات المالیة المعاصرة فی الفقه الاسلامی ، عمان 1418/1998؛ (25) حسین شمس ، «احکام فقهی پول : گفتگو با آیة الله سیدحسین شمس »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 9 (بهار 1376)؛ (26) اسماعیل صالحی مازندرانی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با آیت الله صالحی مازندرانی »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 9 (بهار 1376)؛ (27) محمدباقر صدر، البنک اللاّ ربویّ فی الاسلام ، بیروت 1403/1983؛ (28) فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی ، بیروت 1408/1988؛ (29) فخرالدین بن محمد طریحی ، مجمع البحرین ، چاپ احمد حسینی ، تهران 1362ش ؛ (30) محمدفؤاد عبدالباقی ، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم ، قاهره 1364؛ (31) محمود عبداللهی ، مبانی فقهی اقتصاد اسلامی ، قم 1371ش ؛ محمدفاضل موحدی (32) لنکرانی ، جامع المسائل : منتخبی از برخی استفتاءات ، قم 1375ش ؛ (33) خلیل بن احمد فراهیدی ، کتاب العین ، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی ، قم 1409؛ (34) یوسف قرضاوی ، فقه الزکاة ، بیروت 1413/1993؛ (35) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفاری ، بیروت 1401؛ (36) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت 1403/1983؛ (37) محمدحسن مرتضوی لنگرودی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با آیة الله مرتضوی لنگرودی »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 9 (بهار 1376 الف )؛ (38) همو، «مسائل مستحدثه زکات : ( مصاحبه با ) آیة الله سیدمرتضوی »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 10 (تابستان 1376 ب )؛ (39) محمدحسن مرعشی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد سیّدمحمّدحسن مرعشی »، فقه اهل بیت ، سال 2، ش 7 (پاییز 1375)؛ (40) مرتضی مطهری ، ربا، بانک ـ بیمه ، تهران 1364ش ؛ (41) محمدهادی معرفت ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد حاج شیخ محمدهادی معرفت »، فقه اهل بیت ، سال 2، ش 7 (پاییز 1375)؛ (42) همو، «مسائل مستحدثة زکات : مصاحبه با محمّدهادی معرفت »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 10 (تابستان 1376)؛ (43) ابوالاعلی مودودی ، فتاوی الزکاة ، جده 1405/1985؛ (44) محمدموسوی بجنوردی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد سیّدمحمّد موسوی بجنوردی »، فقه اهل بیت ، سال 2، ش 7 (پاییز 1375)؛ (45) همو، «دورالاوراق المالیة فی الشریعة الاسلامیة »، رهنمون ، ش 7 ( 1373ش ) ؛ (46) محمود هاشمی شاهرودی ، «احکام فقهی کاهش ارزش پول »، فقه اهل بیت ، سال 1، ش 2 (تابستان 1374)؛ (47) احمدعلی یوسفی ، «پول امروز، مثلی یا قیمی یا ماهیت سوّم ؟»، فقه اهل بیت ، سال 4، ش 14 (تابستان 1377 الف )؛ (48) همو، ماهیت پول و راهبردهای فقهی و اقتصادی آن ، تهران 1377ش ب . / غلامرضا مصباحی / "> فرهنگ جدید پول و امور مالی پل گریو < ، ذیل "gold standard" ). در این نظام ، قیمتها ثبات نسبی داشتند؛ اگر قیمت طلا و نقره در بازار از قیمت آنها در ضرابخانه کمتر می شد، فلزی که ارزش آن کاهش یافته بود از کالای پولی به کالای غیرپولی تبدیل می شد، و اگر ارزش آنها افزایش می یافت ، عکس این روند رخ می داد؛ درنتیجه نسبت بازار به نسبت ضرابخانه نزدیک می شد ( رجوع کنید به همان ، ذیل "bimetallism" ). نظام پولی دوفلزی مشکلاتی داشت که مهمترین آنها عبارت بود از کمیابی نسبی سکة طلا، تغییر نسبت مبادلة طلا و نقره با کشف معادن جدید و تغییر سطح قیمتها که به دلیل همین مشکلات ، از دهة 1290/1870 اغلب کشورها به نظام پولی یک فلزی روی آوردند. نظامِ پولی یک فلزی ــ بویژه طلا ــ ثبات قیمت بیشتری به همراه آورد و مانع ایجاد تورم یا کاهش ارزش پول توسط مقامات پولی می شد. استاندارد طلا ضعفها و کاستیهایی نیز داشت : هزینة حفظ استاندارد طلای تمام عیار زیاد بود؛ افزایشِ ناگهانیِ تقاضا و کاهش ناگهانی عرضة طلا قیمتها را بالا می برد؛ چون طلا منبعی پایان پذیر ولی بادوام بود، استاندارد آن قیمتها را کاهش می داد (همان ، ذیل "gold standard: theory" ). بعلاوه ، کشوری که دچار کسری تراز پرداختهای خارجی می شد، می بایست آن را به طلا بپردازد که این خود مستلزم خروج طلا از کشور ــ و درنتیجه کاهش آن در کشور ــ بود. خروج طلا در درازمدت نیز به کاهش سطح عمومی قیمتها می انجامید؛ اگر صادرات افزایش می یافت ، طلا دوباره به کشور بازمی گشت ، وگرنه به رکود و بیکاری ، کاهش قیمت سهام و ورشکستگی بنگاهها می انجامید، چنانکه این بحران در برخی کشورها به وقوع پیوست . این معایب ، در کنار گذاشتن استاندارد طلا در 1332/1914 تأثیر بسیار داشت . پول کالاییِ تمام عیار . از آغاز پیداییِ پولِ کالایی تا پایان دورة نظام پولیِ یک فلزی ، پول کالاییِ تمام عیار رایج بود. پول تمام عیار، پولی است که ارزش آن به عنوان یک کالا در اهداف غیرپولی ، معادل ارزش آن در اهداف پولی (به عنوان واسطة مبادله ) باشد؛ چنانکه پولهای کالایی فلزی و غیرفلزی ، ارزش پولی و غیرپولیِ معادل داشته اند. در زمان حاکمیت استاندارد طلا، سکه های طلا پول تمام عیار بودند. سکه های پولی تمام عیار را معمولاً دولتها ضرب و منتشر می کردند و ذوب کردن آنها برای استفادة غیرپولی ، قانونی بود. کشورهایی که از سکه های طلا استفاده می کردند، با کشف معادن جدید طلا یا کاهش هزینه های معدن کاوی طلا، دچار تورم اقتصادی می شدند (میلر و پولسینلی ، ص 27 ـ 28). پول تمام عیار نماینده . در تکامل پول کالایی ، پول تمام عیار نماینده پدید آمد. پول نماینده ، پول کاغذی یا سکه هایی جز طلا و نقره است که پشتوانة آن طلا و نقره می باشد و می تواند به آنها تبدیل شود. پول کاغذی در نظام پولی تمام عیار نماینده ، معادل سکه های تمام عیار است ؛ کاغذ ــ که ارزش کالاییش ناچیز است ــ نمایندة طلا یا نقرة پشتوانه است و به عبارت دیگر، دارندة پولِ نماینده ، طلبکار همان پشتوانه است . در اوایل قرن چهاردهم / بیستم در برخی کشورها گواهی طلا و گواهی نقره به عنوان پول نماینده به طور گسترده در گردش بود. پول نماینده هزینه های معاملاتی را کاهش می داد، زیرا نیازی به انتقال حجم بزرگی از طلا یا نقره نبود. ناشر پولِ نماینده ، بر روی پول ، متعهد می شد که دارندة آن هروقت بخواهد، می تواند آن را به مقدار معیّنی پشتوانة طلا یا نقره تبدیل کند (میلر و پولسینلی ، ص 28). پول اعتباری . پول نماینده ، زمینه ساز پیداییِ پول اعتباری شد. پول اعتباری پولی است که ارزش کالایی ناچیزی دارد و به تعبیر دیگر ارزش غیرپولی آن کمتر از ارزش پولی آن است . پول اعتباری سه نوع است : 1) پولی حُکمی ، 2) پول تحریری ، 3) پول الکترونیکی . 1) پول حکمی . انتشار بی رویة پولِ نماینده باعث شد تا ناشرانِ آن (دولتها) نتوانند به تعهد خویش (تبدیلِ رسید پول تمام عیار به پول فلزی ) عمل کنند؛ ازینرو به جای اینکه تبدیل پول نماینده را به سکة طلا تضمین کنند، قدرت حاکمیت دولتها را ــ با امضای رئیس کل بانک مرکزی و وزیر دارایی یا خزانه داری ــ ضمانت کردند. این نوع پول ، چون به فرمان و حُکم دولت می تواند در پرداختها به کارگرفته شود، پول حکمی خوانده می شود. پول حکمی را دولتها و بانکهای مرکزی منتشر می کنند. این پول را نمی توان به طلا و نقره تبدیل کرد. پولهای کاغذی و مسکوک رایج کنونی ، پولی حکمی هستند ( > دائرة المعارف کلمبیا < ، ذیل "fiat money" ). 2) پول تحریری . پول تحریری یا پول سپرده را نهادهای مالی سپرده پذیر منتشر می کنند. این نوع پول اعتباری به شکل حسابهای معاملات یا حساب جاری اند. بانکها، مؤسسات وام و پس انداز، اتحادیه های اعتباری و نهادهای مالی مشابه برخی از انواع حساب معاملات را به مشتریان ارائه می کنند و سپرده گذاران می توانند برای پرداخت بهای کالاها و خدمات ، چک بنویسند (میلر و پولسینلی ، ص 29). تفاوت پول حکمی با پول تحریری آن است که پول حکمی دارایی جامعه است و برای هیچکس بدهی به حساب نمی آید، اما پول تحریری به وسیله بدهیهای نگهداری شده توسط بانک منتشرکنندة آن ، پشتیبانی می شود. پول حکمی ، پول بیرونی است ولی پول تحریری ، پول درونی است . پول بیرونی ، برخلاف پول درونی ، ثروت خالص برای جامعه است ( > فرهنگ جدید پول و امور مالی پل گریو < ، ذیل "fiat money" ). پول تحریری درواقع حواله ای است برای دریافت پول حکمی . 3) پول الکترونیکی . این نوع از پول اعتباری در دهه های اخیر رایج شده است و افراد به جای استفاده از پول حکمی یا چک ، از بانکداری الکترونیکی استفاده می کنند و به وسیلة علایم الکترونیکی سپرده گذاری یا خرید می کنند. پول الکترونیکی انتقال موجودی پول حکمی را از حسابی به حساب دیگر تسهیل می کند. امروزه هر سه نوع پول اعتباری رواج دارد. با تکامل بانکداری ، سهم پول حکمیِ در جریان کاهش می یابد و سهم پول تحریری و الکترونیکی بیشتر می شود. ب ) نظام پولی در جهان اسلام . ظهور اسلام در زمان حاکمیت نظام پولی دو فلزی بود. دو پول فلزی رایج میان مسلمانان ، سکه های طلا و نقره بود که به ترتیب دینار و دِرهَم نام داشت (بعدها در مقاطعی از تاریخ اسلام سکه های نقره نیز دینار نام گرفتند رجوع کنید به سطور بعد). در گزارشهای تاریخی و احادیث منقول از پیشوایان دینی ، مطالبی دربارة پولهای فلزی آمده است . در فقه اسلامی ، در مبحث «بیعِ صَرْف »، به مقررات خریدوفروش دینار و درهم پرداخته شده است ( رجوع کنید به درهم * ، دینار * ، صَرف * ). اولین اقدام فوری مسلمانان برای اسلامی کردن مسکوکات افزودن واژة «بسم الله » بر مسکوکات ساسانی (درهم یا دینار) بود (دهخدا، ذیل «درهم »). در عین حال مسلمانان فعّالیتهای پراکنده ای نیز برای ضرب سکه به عمل آوردند. سکه ای ضرب شده در طبریة شام به تاریخ 15 هجری قدیمترین دینار شناخته ای است که به مسلمین نسبت می دهند. بر این سکه که مانند مسکوکات رومی حاوی نقوشی چون صلیب و تاج و چوگان است ، کلمة خالد ( بن ولید ) نقش شده است (زیدان ، ص 101ـ102). از سکه های دیگری نیز در دورة خلفای راشدین و امویان یاد شده است (همان ، ص 102). اما این نوع سکه ها در ممالک اسلامی رسمیت نیافت و معاملات معمولاً با دینار و درهم رومی و ایرانی صورت می گرفت ، تا اینکه عبدالملک مروان ، به توصیة امام محمدباقر علیه السّلام سکه های رایج را جمع آوری و سکه های اسلامی ضرب کرد (همانجا؛ بیهقی ، ج 2، ص 232ـ 236). بعدها با گسترش قلمرو مسلمانان و تشکیل حکومتهای مقتدر، سکه های اسلامی در شهرهای مهمِ خراسان ، عراق ، شام ، افریقیّه و اندلس ضرب می شد و به اقتضای زمان و مکان و سیاستهای مالی و افزایش طلا و نقره ، حجم و شکل آن تغییر می یافت (زیدان ، ص 103)؛ چنانکه در دورة 20 سالة حکومت یوسف بن تاشفین (حک : 480ـ500) از امرای مرابطون ، به طور متوسط سالی 13 نمونه دینار ضرب شد و شمار ضرّابخانه ها نیز افزایش یافت (مسیه ، ص 108ـ110). گاه پیش می آمد که برخی حکام محلی از عیار سکه ها می کاستند که این مسئله برای بازرگانان زیان آور بود، چنانکه در دورة ایلخانان مغول این مشکل گیخاتو (حک : 690ـ694) را واداشت تا اسکناس را رایج کند ( رجوع کنید به چاو * ) و در پی آن مردم موظف شدند تا تمام طلا و نقره ای را که داشتند، تحویل خزانة دولت دهند،هرچندکه مردم به این سیاست روی خوشنشان ندادند. چون غازان به حکومت رسید، اصلاحات وسیعی را در همة زمینه ها اعمال کرد، و از جمله سیاست پولی را نیز سامان داد؛ پیش از آن برخی حکام دست نشانده که حق ضرب سکه داشتند عیار سکه را تقلیل داده بودند. غازان برای اصلاح نظام پولی حق ضرب سکه را از این حکام سلب کرد و آن را به ضرابخانه های رسمی اختصاص داد. به فرمان وی واحد مسکوکات و واحد مقیاسات در سراسر قلمرو ایلخانان یکسان شد (اشپولر، ص 301ـ303). وی واحد جدیدی از مسکوکات یعنی دینار نقره معروف به دینار رابح را رایج کرد که 14ر2 گرم وزن داشت (همان ، ص 303؛ فراگنر، ص 271). در واقع در پرتو اصلاحات غازان از قرن 8 تا 12 نظام پولی یک فلزی (نقره ) حاکم شد. از مشهورترین سکه های این دورة سکه نقرة تَنْکه بود که امیرتیمور آن را ضرب کرد (فراگنر، ص 270، 272). در این قرنها، در عثمانی نیز نظام پولی دو فلزی حاکم نبود ــ هر چند که سکه های طلا و سکه های نقره در گردش بودند ــ زیرا دولت عثمانی هیچگاه بر رابطة میان سکه های طلا و نقره تأکید نکرد و نرخ قانونی ثابتی برای مبادلة آنها قرار نداد. دولت عثمانی کوشید میان پولهای خُرد که استفادة روزمره داشت مانند آقچه ، و سکه های نقرة بزرگتر که برای پرداختهای بین المللی استفاده می شد، رابطة قانونی برقرار کند (گربر، همانجا). آقچه (سکه نقره ) مهمترین سکة در سراسر قرون اولیّه حکومت عثمانی بود. در اینجا نیز کاهش عیار سکه تأثیرات مهمی بر نظام پولی نهاد. در واقع پست شدن ارزش سکه مهمترین ویژگی نظام پولی عثمانی بود. پست شدن ارزش آقچه تا آنجا ادامه یافت که سرانجام آقچه فاقد محتوای نقره شد (همان ، ص 310 ـ 312). با کمتر شدن ارزش آقچه ، قروش بسرعت جای آن را گرفت . دولت عثمانی حقوق نظامیان را با سکه هایی می داد که ارزش آنها تنزل یافته بود و بدین ترتیب سکه ها را توزیع می کرد. در پی کاستن ارزش سکه ، عناصر دیگری ، مانند جَعل سکه ، نیز به نظام پولی عثمانی ضربه زد (همان ، ص 312). مهمترین دلایل تنزل ارزش پول در دورة عثمانی عبارت بودند از: افزایش تقاضای پول در نتیجة رشد جمعیت ، رشد درآمد و افزایش «پولی شدن » اقتصاد عثمانی ؛ رشد مخارج و کسری بودجة دولت ؛ نامتعادل بودنِ موازنة پرداختها؛ فرسایش سکه های در گردش ؛ نوسانِ نرخِ بازاریِ مبادله بین طلا و نقره ؛ کارآمد نبودن دستگاه جمع آوری مالیات دولت عثمانی و نتیجتاً فرارهای مالیاتی بسیار (همان ، ص 315). در واقع نظام پولی دو فلزی ، عمدتاً با حاکمیت استاندارد طلا از صدر اسلام تا اوایل سدة چهاردهم ، نظام پولی رایج در جهان اسلام بوده است (احمد، ص 2). در عین حال گزارشهایی از ضرب سکة مسین توسط بنواُرتُق ، بنوزنگی ، ترکان آسیای صغیر و تیموریان در دست است ( د. اسلام ، چاپ اوّل ، ذیل "Dirham" ؛ توختییف ، ص 33، 35). همچنین در کنار یگانه پول رایج در دورة صفویان یعنی دینارِ عراق و تبریز، سکه های مسی با نام قاز یا قازبکی نیز ضرب می شده است (فراگنر، ص 276). امروزه نظام پولی در جهان اسلام تابع نظام پولی دنیاست و مسائل فقهی نیز با توجه به این نظام مطرح می شود ( رجوع کنید به ادامة مقاله ، بخش ج ، احکام فقهی ). در این میان ، برخی محققان و اقتصاددانان مسلمان معاصر دیدگاههایی خاص دربارة انتخاب نظام پولی ارائه کرده اند که به اهم آنها اشاره می شود: 1) بازگشت به نظام پولی دو فلزی . عمر ابراهیم وادیلو در کتاب > بازگشت دینار طلا < به دفاع از بازگشت از پول کاغذی موجود به نظام پولی دوفلزی دینار و درهم در صدراسلام ، پرداخته است . به نوشتة وی ، بازگشت دینار طلا منجر به حذف بانکهای مرکزی می شود. تعداد بسیاری مؤسسة مالی خصوصی ایجاد می شود که فعالیتهای مالی آنهابا100% ذخیره انجام می گیرد. به عقیدة وی ، ایجاد بانکهای اسلامی در کشورهای مسلمان بدون تغییر پول اساساً نادرست است و در فقه اسلامی جایی برای بانک اسلامی وجود ندارد (ص 13)، زیرا پول اعتباری رایج ، در واقع ، بدهی است و، برخلاف طلا و نقره ، ثروت واقعی نیست و بدهی در فقه اسلامی ، نمی تواند وسیلة مبادله باشد (همان ، ص 18). وی می افزاید: پول فلزی طلا و نقره ثروت واقعی است . یک جوجه مرغ در زمان پیامبر اکرم ــ صلی الله علیه وآله ــ یک درهم بود و امروزه در اروپا هم یک جوجه مرغ تقریباً معادل یک درهم است ؛ یعنی طی 1400 سال «اثرتورمی » نقره عملاً صفر بوده است ، اما در 25 سال گذشته در اروپای غربی قیمتها دست کم ده برابر، و در مکزیک و برزیل و ترکیه بمراتب بیشتر شده است (همان ، ص 19). روشهای پیشنهادی وادیلو برای انتقال از نظام پول اعتباری موجود به نظام پولی دوفلزی درهم و دینار عبارت اند از: ضرب و نشر دینار و درهم بر طبق وزنها و اندازه های مشخص و معیار سنّتی ؛ آزادی کامل در خرید و فروش و مالکیت هر مقدار از درهم و دینار در چارچوب فقه اسلامی که شامل چهار مرحله است (برای آگاهی از این مراحل رجوع کنید به همان ، ص 25)؛ تسهیل در حمل ونقل طلا برای تجارت بین المللی به وسیله شبکه ای از مؤسسات معیّن در سراسر جهان که شبیه به «تسویه در بانکداری » عمل می کند؛ برگزیدن دینارها و درهمهای ضرب شدة جدید به جای تمام پولهای کاغذی و مُلغی ' کردن تمام امتیازات پول کاغذی (همان ، ص 24). 2) بازگشت به استاندارد طلا. نظام پولی فلزی با حاکمیت استاندارد طلا، یکی دیگر از روشهای پیشنهادی برخی پژوهشگران مسلمان است ، زیرا از صدراسلام تا اوایل سدة چهاردهم ، پول جهان اسلام بوده است انتخاب این نظام باعث ثبات پایدار اقتصاد کلان در درازمدت می شود، برای مبارزه با بهره برتری دارد، و افزون بر اینها در محاسبه نصاب زکات نقدین از پول طلا استفاده می شود (احمد، ص 2). 3) ایجادنسبت ذخیرة صددرصد برای پول حکمی . در اقتصاد پولی بدون بهره ، کارایی نسبی پول حکمی را می توان با برقراری نسبت ذخیره ای برابر صددرصد در بانکها، افزایش داد ( رجوع کنید به جرحی ، ص 115). منابع : (1) برتولد اشپولر، تاریخ مغول در ایران : سیاست ، حکومت و فرهنگ دورة ایلخانان ، ترجمة محمود میرآفتاب ، تهران 1365 ش ؛ (2) ابراهیم بن محمد بیهقی ، المحاسن و المساوی ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، قاهره ?( 1380/1961 ) ؛ (3) عرفان توختییف ، سیاست پولی ـ مالی تیمور و خاندان او و سکه های آنها ، به کوشش بهمن اکبری ، قم 1377 ش ؛ (4) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران 1325ـ1359 ش ؛ (5) جرجی زیدان ، تاریخ تمدن اسلام ، ترجمه و نگارش علی جواهر کلام ، تهران 1369 ش ؛ (6) برت فراگنر، «اوضاع اجتماعی و اقتصادی داخلی »، در تاریخ ایران : دورة تیموریان ، پژوهش از دانشگاه کمبریج ، ترجمة یعقوب آژند، تهران 1379 ش ؛ Imad-ad-Dean Ahmad, The Dinar: indispensibility of hard money to the Islamic monetary regime . (30 Oct. 1998). [On-line(. Available: www. minaret. org/ monetary/ htm; The Columbia encyclopedia , 6th ed., New York 2000. )On-line(. Available: www. Bartleby. com, s.v. "fiat money"; EI 1 , s.v. "Dirham" (by E. V. Zambaur); Haim Gerber, "The monetary system of the Ottoman empire", Journal of the economic & social history of the Orient , vol. XXV, pt. III (1992); Mabid Ali Mohamad Mahmoud Jarhi, "The relative efficiency of interest-free monetary economics: the fiat money case", in Studies in Islamic economics , ed. Khurshid Ahmed, Leicester, U.K. 1980; Ronald A. Messier, "Quantitative analysis of Almoravid Dinars", Journal of the economic & social history of the Orient , vol. XXIII, pts. I & II (1990); Roger LeRoy Miller & Robert W. Pulsinelli, Modern money and banking , New York 1985; Victor E. Morgan, A history of money , Middlesex, Eng., 1969; The New Palgrave dictionary of money & finance , ed. Peter Newman, Murry Milgrate, and John Eatwell, London 1992, s.vv. "bimetallism" (by Michael D. Bordo), "fiat money" (by David Laidler), "gold standard" (by Marcello de Cecco), "gold standard: theory" (by Michael D. Bordo); Umar Ibrahim Vadillo, The return of the gold Dinar , Scotland. )On-line]. Available: www. murabitum. org/programme/ retgold/ htm/. [11 Oct. 2000]. / سیدحسین میرجلیلی / ج ) احکام فقهی . در متون اسلامی و از جمله درمنابع فقهی ، با واژه هایی چون ثمن ، درهم ، دینار، ذهب ، فضّه ، نقد و جز اینها به مفهوم پول اشاره شده است . در قرآن علاوه بر برخی از این تعابیر، واژة «وَرِق » هم به معنای نقره آمده است ( رجوع کنید به طبرسی ، ذیل «کهف : 19»؛ نیز رجوع کنید به زمخشری ، ذیل همان آیه ؛ ابن فارس ؛ فراهیدی ؛ طریحی ؛ ذیل «ورق »؛ همچنین برای واژه های دیگر در قرآن رجوع کنید به عبدالباقی ، ذیل «ذهب »، «فضّه »، «دینار»، «درهم » و «بضاعة »). در احادیث نیز از دینار و درهم بسیار سخن رفته است ، از جمله در احادیث مربوط به زکات (برای نمونه رجوع کنید به حرّعاملی ، ج 6، ص 92ـ 118) و روایاتی که از فواید درهم و دینار یاد کرده یا آن را موجب هلاکت اقوام پیشین دانسته اند ( رجوع کنید به مجلسی ، ج 93، ص 15، ش 30؛ کلینی ، ج 2، ص 270، 316). به طور کلی در این بحث پول را می توان به پنج قسم تقسیم کرد: 1) پول طلا و نقره ؛ 2) پول کاغذی جانشین ؛ 3) پول کاغذی با تعهد؛ 4) پول کاغذی بدون تعهد؛ 5) پول تحریری یا پول بانکی (نیز رجوع کنید به بخش اول مقاله ). نوع اول با نام درهم و دینار در منابع حدیثی و فقهی به صورت گسترده آمده است ، زیرا این دو در قرنهای متمادی از صدراسلام تا اوایل قرن چهاردهم در میان مسلمانان رایج بوده اند. نوع دوم جایگزین مقداری از طلا یا نقرة موجود در خزانة صادرکنندة پول است . نوع سوم نشان دهندة تعهد دستگاه صادرکنندة پول مبنی بر تبدیل به طلا به هنگام تقاضاست . پولهای نوع دوم و سوم در یک مقطع تاریخی محدود رواج داشته اند، ازینرو در منابع فقهی کمتر مطرح شده اند (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به صدر، ص 149ـ 151). نوع چهارم ، اسکناسهای امروزی است . ویژگی مهم اسکناس این است که ارزش مبادله ای آن به پشتوانة طلا یا نقره یا ارز خارجی بستگی ندارد. بر این اساس ، معامله با خود آنها صورت می گیرد و تبدیل پذیری آنها به طلا یا نقره مطرح نیست . علاوه بر این ، اسکناس و اصولاً پول کاغذی ، و حتی مسکوکات متداول از غیر طلا و نقره ، صرفاً دارای ارزش مبادله ای است و به خودی خود استفاده ای ندارد. این ویژگیها و اوصاف دیگر اسکناس ماهیت ویژه ای از این نوع پول ساخته است (یوسفی ، 1377ش ب ، ص 46). پول تحریری نیز پولی است که نزد بانکها سپرده گذاری می شود و به صاحب آن اعتبار می بخشد و بدون رد و بدل شدن پول کاغذی یا مسکوک نقل وانتقال می یابد ( رجوع کنید به یوسفی ، 1377ش ب ، ص 51ـ62؛ همو، 1377ش الف ، ص 115ـ 118). دو نوع اخیر که امروزه رایج اند، موجب طرح برخی مسائل جدید فقهی شده اند و به نظر برخی محققان ، پدیده ای مستحدث و جدید به شمار می روند ( رجوع کنید به همو، 1377ش ب ، ص 179). نخستین بحث در بارة پول رایج امروزی ، ماهیت آن از نظر فقهی است که آیا مال است یا چیز دیگری از قبیل سند اعتباری ، حواله یا حوالة انبار؟ برخی با این استدلال که اسکناس به خودی خود مال نیست ، بلکه حاکی از وجود مال در جامعه است ، آن را سندی اعتباری دانسته اند که نیاز به پشتوانة صد در صد ندارد (توتونچیان ، ص 15،20). برخی نیز آن را حواله ای بر ذمّة دولت یا بانک مرکزی می دانند که آنها را مدیون صاحب حواله می نماید (قرضاوی ، ج 1، ص 273؛ زحیلی ، ج 2، ص 772). بعضی آن را از قبیل حوالة انبار شمرده اند که در هر انباری به ازای آن مقداری کالا تحویل می دهند (بهشتی ، ص 93، پانویس 1). برخی نیز آن را رسید و مدرک بدهی دولت یا بانک مرکزی به مردم می دانند ( رجوع کنید به داوودی و دیگران ، ص 20). با اینهمه بیشتر فقیهانی که دربارة ماهیت پول بحث کرده اند، در مال بودن آن تردید نکرده اند که از این میان عده ای بدون ذکر دلیل به این موضوع تصریح کرده اند (امام خمینی ، ج 2، ص 613، مسئلة 5) و عده ای نیز دلیل نظر خود را بیان نموده اند: برخی از اینان پولهای امروزی را از آن جهت که حکومت به آنها اعتبار بخشیده است ، مال می دانند (خوئی ، «ملحقات رساله آیت اللّه خوئی »، ص 716؛ رهنمون ، ش 6، ص 108؛ موسوی بجنوردی ، 1373ش ، ص 60؛ همو، 1375ش ، ص 40؛ تجلیل ، ص 9؛ مرتضوی لنگرودی ، 1376ش الف ، ص 36؛ یوسفی ، 1377ش ب ، ص 152). شماری دیگر، از آنرو که عرف عمومی پول را مال می دانند، آن را مال دانسته اند (مطهّری ، ص 177؛ هاشمی شاهرودی ، ص 59؛ صالحی مازندرانی ، ص 42). برخی ، هم دولت و هم جامعه را در مال بودن پول دخیل دانسته اند (عبداللهی ، ص 291). تعدادی از این فقها، با ذکر ادله ای نظریة حواله بودن پول را صحیح ندانسته اند، از جمله اینکه در پرداخت پول ، شخص معیّنی «مُحال علیه » (کسی که حواله بر ذمّة اوست ) در نظر گرفته نمی شود و همچنین با از بین رفتن یا مفقود شدن پول برای صاحب آن حقی باقی نمی ماند، ولی در حواله چنین نیست . به طور کلی ، از آنجا که امروزه پول با پشتوانة طلا یا نقره ارتباطی ندارد و مردم هم در معاملات خود به پشتوانة آن هیچگونه توجّهی ندارند، نظریة حواله بودن و سند بودن پول پذیرفته نشده است . به نظر برخی محققان ، با اینکه پول از منظر اقتصاد خُرد مال به شمار می آید، از منظر اقتصاد کلان نوعی رسید بدهی دولت است ( رجوع کنید به آصفی ، ص 19ـ20؛ مرتضوی لنگرودی ، 1376ش الف ، ص 36ـ 37؛ یوسفی ، 1377ش ب ، ص 164ـ 165، 213). با اینهمه ، حتی اگر مال بودن پول پذیرفته شود، پولهای امروزی ویژگیهایی دارند که موجب تفاوتهای اساسی میان آنها و اموال دیگر شده است ، از جمله اینکه پول صرفاً ارزش مبادله ای دارد نه ارزش مصرفی ، مطلوب بودن آن عارضی است و معیار سنجش ارزش سایر اموال است ( رجوع کنید به یوسفی ، 1377ش ب ، ص 186ـ190؛ موسوی بجنوردی ، 1375ش ، ص 39ـ40؛ شمس ، ص 32). یکی از مسائل مهم فقهی دربارة پول اعتباری ، این است که آیا مالی مِثْلی است یا قیمی . نظر مشهور فقها درمورد پولهای اعتباری ای که ارزش و قدرت خرید آنها در طول زمان عرفاً ثابت می ماند، آن است که مانند پولهای طلا ونقره ، مالی مثلی به شمار می آیند، ولی در مورد پولهایی که ارزش و قدرت خرید آنها براثر تورّم به مرور زمان کاهش بسیار می یابد، آرای فقهی مختلفی پدید آمده است . برخی از فقهای امامی برآن اند که اساساً این تقسیم بندی در فقه ویژة اموال حقیقی است و شامل پول ــ که مالی اعتباری است ــ نمی گردد (تجلیل ، ص 10؛ موسوی بجنوردی ، 1375ش ، ص 40). بسیاری از فقها به طورکلی پول را مالی مثلی می دانند. برخی از اینان گفته اند که حتی با کاهش ارزش و قدرت خرید آن ، بدهکار، ضامن مِثلِ پول است و همان مبلغی را که مدیون بوده باید پرداخت نماید؛ به تعبیر دیگر، کاهش ارزش پول ، ضَمان ندارد (امام خمینی ، ج 1، ص 543، مسئلة 14؛ فاضل موحدی لنکرانی ، ص 322ـ324، سؤال 1174، 1178، 1184؛ رهنمون ، ش 6، ص 90). برای اثبات عدم ضمان ، علاوه بر احادیث و فتاوای فقها، به ادلّة دیگری نیز استناد شده است ، از جمله اینکه عدم نفع ، مشمول ضمان نیست یا اینکه با توجه به شرط معلوم بودن قیمت کالا (ثمن ) در صحت معاملات ، پذیرش ضمانِ کاهشِ ارزش پول ، موجب مجهول شدن قیمت در معاملات مدت دار (مؤجّل ) می شود یا اینکه تنها اوصاف ذاتی مقوّم مِثلیّت اشیا هستند و قدرت خرید از اوصاف نسبی است (تجلیل ، ص 11؛ مرعشی ، ص 32ـ 35؛ شمس ، ص 32ـ33؛ یوسفی ، 1377ش ب ، ص 167ـ169؛ داوودی و دیگران ، ص 76ـ80؛ شبیر، ص 159). انجمن علمی بانک توسعة اسلامی که با شرکت تعدادی از فقهای اهل سنّت از 27 شعبان تا اول رمضان 1407/25ـ 28 آوریل 1987 در جَدّه تشکیل شد، بیانیه ای صادر کرد که مطابق بندهای 3 و 7 آن ، پیوند زدن دُیون به سطح نرخها جایز نیست و کاهش یا افزایش ارزش پولهای کاغذی در میزانِ التزامِ متعهد تأثیری ندارد، مگر آنکه کاهش به حدّی برسد که پول ، مالیت و ارزش خود را از دست بدهد (رفیق المصری ، ص 83ـ84). براساس این نظریه ، لازم نیست مدیون ، به استناد کاهش ارزش پول ، مبلغی بیش از دیْن بپردازد و اگر دین او ناشی از قرض باشد، پرداختن مبلغ بیشتر غیرمجاز و در حکم رباست . شماری از فقها با آنکه به مِثلی بودنِ پول قایلند، از آنرو که قدرت خرید و ارزش تبادلی پول را در مثلیت دخیل می دانند، ضمان کاهش ارزش پول را پذیرفته اند. البته برخی از آنان ضمان را تنها در صورتی پذیرفته اند که کاهشِ ارزش ، چشمگیر باشد ( رجوع کنید به همو، 1377ش ب ، ص 166ـ 167 به نقل از محمدباقر صدر؛ هاشمی شاهرودی ، ص 73؛ مرتضوی لنگرودی ، 1376ش الف ، ص 38ـ40؛ صالحی مازندرانی ، ص 45ـ47). برخی فقها مدیون را ضامن کاهش ارزش پول نمی دانند، ولی چنانچه طلبکار ضمان کاهش ارزش را شرط کرده باشد، چنین شرطی را نافذ دانسته اند، زیرا در این صورت در واقع ارزش و مالیت پول برعهدة وی خواهد بود ( رجوع کنید به سبحانی ، در مجلة رهنمون ، ش 6، ص 91ـ93؛ مرعشی ، ص 35ـ36؛ صالحی مازندرانی ، ص 47). برخی فقهای دیگر اصولاً پول را مالی قیمی دانسته قایل به ضمان مذکور شده اند. مطابق این دیدگاه ، آنچه برعهدة مدیون است ، توان خرید و مال بودن پول است نه میزان آن ؛ بنابراین چنانچه عقلا براین باور باشند که ارزش پول در این فاصلة زمانی کاهش یافته است ، استیفای دِین تنها درصورتی حاصل می گردد که مال بودن پول درنظر گرفته شود، پس این افزایش میزان پول به هنگام ادای دین ، مصداق ربای قرضی نیست . ضمان مزبور، هم در عوامل اختیاری کاهش ارزش پول نافذ است هم در عوامل غیر اختیاری ؛ همچنین دیون مختلف از قبیل مهریه ، قرض و خمس از این نظر باهم تفاوتی ندارند ( رجوع کنید به شبیر، ص 157ـ 158؛ معرفت ، 1375ش ، ص 14ـ 18؛ آصفی ، ص 23ـ 28؛ موسوی بجنوردی ، 1375ش ، ص 40ـ42؛ رهنمون ، ش 6، ص 104، 110ـ111). به عقیدة برخی صاحب نظران حتی چنانچه پول ، مالی مثلی شمرده شود، درصورت بالابودن نرخ تورّم در فاصلة زمانی میان ایجاد و استیفای دین از مصادیق تعذّر ادای مثل خواهد بود، زیرا در عرف و نزد عقلا تغییر ارزش پول مورد توجه قرار می گیرد. در نتیجه ، با تعذّر مِثلی باید قیمت و ارزش پول محاسبه شود ( رجوع کنید به یوسفی ، 1377ش ب ، ص 177ـ 178؛ همو، 1377ش الف ، ص 118ـ 119). این نظریه نیز مطرح شده که پول ، چه کاغذی چه تحریری ، پدیده ای جدید و بی سابقه است ، ماهیتی ویژه دارد و تفاوتهای آن با سایر اموال آنچنان اساسی است که تقسیم بندی مزبور دربارة آن اعمال شدنی نیست ( رجوع کنید به همو، 1377 ش ب ، ص 178ـ183؛ همو، 1377ش الف ، ص 119ـ122). نظریات مذکور آثار فقهی دیگری دارد که برخی فقها دربارة آن بحث کرده اند، از جمله دربارة چگونگی تعلّق خمس ( رجوع کنید به «احکام فقهی پول : گفتگو با یکی از اساتید حوزه »، ص 51 ـ52؛ خمس * ). از جمله مسائل مستحدث دربارة پول ، که فقها بحث کرده اند، خرید و فروش پول است . البته بحث دربارة خرید و فروش پولِ طلا ونقره (دینار و درهم ) با عنوان بیع صَرف در منابع فقهی سابقه ای طولانی دارد (برای مباحث تفصیلی رجوع کنید به صَرف * ). اما از دیدگاه فقهای معاصر احکام صَرف بر پولهای جدید جاری نیست ؛ بنابراین مثلاً در خرید و فروشِ اسکناس ، قبض ، شرطِ صحّتِ معامله نیست (امام خمینی ، ج 1، ص 539 ـ 540، مسئلة 3؛ خوئی ، منهاج الصالحین ، ج 2، ص 55، مسئلة 226؛ صدر، ص 152؛ حکیم ، ص 77، مسئلة 4). با اینکه در اصل صحت خریدوفروش اسکناس کمتر تردید شده است ، معدودی از فقها بیع پول رایج یک کشور را با پول همان کشور صحیح نمی دانند (تجلیل ، ص 12) ولی بیشتر آنان خرید و فروش پول را، چنانچه دارای غرضی عقلایی باشد، حتی با تفاضل بها، صحیح می دانند، مانند معاملة پولِ خرد با پول درشت یا پول کهنه با پول نو. به گفتة فقها چون پول از موارد مکیل و موزون نیست و از معدودات به شمار می رود، ربای غیرقرضی در آن جاری نیست . البته برخی تصریح کرده اند که بیع مزبور نباید صوری و به قصد قرض باشد و برای فرار از ربا صورت گیرد بعضی فقها نیز در برخی صور شرایط خاصی را مطرح ساخته اند (حکیم ، ص 75، مسئلة 17؛ امام خمینی ، ج 2، ص 613ـ614، مسئلة 6؛ خوئی ، منهاج الصالحین ، ج 2، ص 54، مسئلة 22؛ همو، «ملحقات رساله آیت اللّه خوئی »، ص 715، مسئلة 16، ص 717، مسئلة 19؛ سیستانی ، ص 753؛ موسوی بجنوردی ، 1375ش ، ص 42؛ مرتضوی لنگرودی ، 1376ش الف ، ص 39ـ 40؛ صالحی مازندرانی ، ص 44ـ45؛ برای مسایل مربوط به ربا رجوع کنید به ربا * ). برطبق نظر مشهور فقهای شیعه ، زکات به پول اعتباری تعلق نمی گیرد، زیرا براساس احادیث ، تنها پول طلا و نقره مشمول زکات است نه طلا و نقره ای که پول نیست و نه پولی که طلا و نقره نیست (امام خمینی ، ج 2، ص 614، مسئلة 7؛ خوئی ، منهاج الصالحین ، ج 2، ص 55، مسئلة 226؛ حکیم ، ص 77، مسئلة 4؛ مرتضوی لنگرودی ، 1376ش ب ، ص 6، 8؛ دربارة نظر مخالف در شیعه رجوع کنید به معرفت ، 1376ش ، ص 20ـ21). ولی بیشتر فقهای اهل سنّت ، جز حنبلیان ، پول اعتباری را مشمول زکات می دانند. البته شماری از فقهای شافعی فتوا داده اند که تنها با گذشت یک سال از نگهداری آن و دریافت کردن طلا یا نقره برابر ارزش آن ، حکم زکات جاری می شود. همچنین برخی مفتیان مالکی زکات «اوراقی را که مهر سلطان برآن است و مانند درهم و دینار با آن معامله می شود» واجب نمی دانند ( رجوع کنید به زحیلی ، ج 2، ص 772؛ قرضاوی ، ج 1، ص 271). در بندِ نخستِ بیانیة انجمن علمی بانک توسعة اسلامی ، پولهای کاغذی ــ در صورت تحقق شرایط وجوب زکات مانند رسیدن به حد نصاب و گذشتن یک سال ــ مشمول حکم زکات دانسته شده است (رفیق المصری ، ص 83). مستند این رأی آن است که این پولها همان اعتبار و کارآیی پولهای طلا ونقره را دارند، وسیلة مبادله و مقیاس ارزش اند و موجب انتفاع دارندة آنها به شمار می آیند و نمی توان آنها را بر دیون قیاس نمود ( رجوع کنید به قرضاوی ، ج 1، ص 276؛ زحیلی ، ج 2، ص 772ـ773؛ مودودی ، ص 22، 24). منابع : (7) محمدمهدی آصفی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد حاج شیخ محمدمهدی آصفی »، فقه اهل بیت ، سال 2، ش 7 (پاییز 1375)؛ (8) ابن فارس ، معجم مقاییس اللّغة ، چاپ عبدالسلام محمدهارون ، قم 1404؛ (9) «احکام فقهی پول : گفتگو با یکی از اساتید حوزه »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 9 (بهار 1376)؛ (10) محمد بهشتی ، ربا در اسلام ، تهران 1369ش ؛ (11) ابوطالب تجلیل ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد حاج شیخ ابوطالب تجلیل »، فقه اهل بیت ، سال 2، ش 7 (پاییز 1375)؛ (12) ایرج توتونچیان ، «نگاهی به پول و وظایف آن در اقتصاد اسلامی »، در مجموعه مقالات فارسی اولین مجمع بررسیهای اقتصاد اسلامی ، زیرنظر محمد واعظ زاده خراسانی ، مشهد 1370ش ؛ (13) محمدبن حسن حرّ عاملی ، وسائل الشّیعة الی تحصیل مسائل الشریعة ، چاپ عبدالرحیم ربانی شیرازی ، بیروت 1403/1983؛ (14) محسن حکیم ، منهاج الصالحین : قسم المعاملات ، چاپ محمدباقر صدر، بیروت 1400/1980؛ روح الله خمینی ، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، تحریر (15) الوسیلة ، قم 1366ش ؛ (16) ابوالقاسم خوئی ، «ملحقات رساله آیت اللّه خوئی »، در توضیح المسائل مراجع : مطابق با فتاوای دوازده نفر از مراجع معظّم تقلید ، گردآوری محمدحسن بنی هاشمی خمینی ، ج 2، قم 1378ش ؛ (17) همو، منهاج الصالحین ، بیروت ( بی تا. ) ؛ (18) پرویز داوودی ، حسن نظری و حسین میرجلیلی ، پول در اقتصاد اسلامی ، ( تهیه شده برای ) دفتر همکاری حوزه و دانشگاه ، تهران : سمت ، 1374ش ؛ (19) یونس رفیق المصری ، الاسلام و النقود ، جده 1410/1990؛ رهنمون ، ش 6 (20) (پاییز 1372)؛ (21) وهبه مصطفی زحیلی ، الفقه الاسلامی و ادلّته ، دمشق 1409/1989؛ (22) محمودبن عمر زمخشری ، الکشّاف عن حقائق غوامض التّنزیل ، بیروت ( بی تا. ) ؛ (23) علی سیستانی ، «ملحقات رسالة آیت اللّه سیستانی »، در توضیح المسائل مراجع : مطابق با فتاوای دوازده نفر از مراجع معظّم تقلید ، ج 2، قم 1378ش ؛ (24) محمدعثمان شبیر، العاملات المالیة المعاصرة فی الفقه الاسلامی ، عمان 1418/1998؛ (25) حسین شمس ، «احکام فقهی پول : گفتگو با آیة الله سیدحسین شمس »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 9 (بهار 1376)؛ (26) اسماعیل صالحی مازندرانی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با آیت الله صالحی مازندرانی »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 9 (بهار 1376)؛ (27) محمدباقر صدر، البنک اللاّ ربویّ فی الاسلام ، بیروت 1403/1983؛ (28) فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی ، بیروت 1408/1988؛ (29) فخرالدین بن محمد طریحی ، مجمع البحرین ، چاپ احمد حسینی ، تهران 1362ش ؛ (30) محمدفؤاد عبدالباقی ، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم ، قاهره 1364؛ (31) محمود عبداللهی ، مبانی فقهی اقتصاد اسلامی ، قم 1371ش ؛ محمدفاضل موحدی (32) لنکرانی ، جامع المسائل : منتخبی از برخی استفتاءات ، قم 1375ش ؛ (33) خلیل بن احمد فراهیدی ، کتاب العین ، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی ، قم 1409؛ (34) یوسف قرضاوی ، فقه الزکاة ، بیروت 1413/1993؛ (35) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفاری ، بیروت 1401؛ (36) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت 1403/1983؛ (37) محمدحسن مرتضوی لنگرودی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با آیة الله مرتضوی لنگرودی »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 9 (بهار 1376 الف )؛ (38) همو، «مسائل مستحدثه زکات : ( مصاحبه با ) آیة الله سیدمرتضوی »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 10 (تابستان 1376 ب )؛ (39) محمدحسن مرعشی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد سیّدمحمّدحسن مرعشی »، فقه اهل بیت ، سال 2، ش 7 (پاییز 1375)؛ (40) مرتضی مطهری ، ربا، بانک ـ بیمه ، تهران 1364ش ؛ (41) محمدهادی معرفت ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد حاج شیخ محمدهادی معرفت »، فقه اهل بیت ، سال 2، ش 7 (پاییز 1375)؛ (42) همو، «مسائل مستحدثة زکات : مصاحبه با محمّدهادی معرفت »، فقه اهل بیت ، سال 3، ش 10 (تابستان 1376)؛ (43) ابوالاعلی مودودی ، فتاوی الزکاة ، جده 1405/1985؛ (44) محمدموسوی بجنوردی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد سیّدمحمّد موسوی بجنوردی »، فقه اهل بیت ، سال 2، ش 7 (پاییز 1375)؛ (45) همو، «دورالاوراق المالیة فی الشریعة الاسلامیة »، رهنمون ، ش 7 ( 1373ش ) ؛ (46) محمود هاشمی شاهرودی ، «احکام فقهی کاهش ارزش پول »، فقه اهل بیت ، سال 1، ش 2 (تابستان 1374)؛ (47) احمدعلی یوسفی ، «پول امروز، مثلی یا قیمی یا ماهیت سوّم ؟»، فقه اهل بیت ، سال 4، ش 14 (تابستان 1377 الف )؛ (48) همو، ماهیت پول و راهبردهای فقهی و اقتصادی آن ، تهران 1377ش ب . / غلامرضا مصباحی / ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٨٧٦

 

پول ، واحد ارزش و رایجترین واسطة دادوستد و وسیلة پرداخت . این مقاله مشتمل است بر سه بخش :

الف ) تاریخچه و اقسام پول .

ب ) نظام پولی در جهان اسلام .

ج ) احکام فقهی .

الف ) تاریخچه و اقسام پول

در جوامع ابتدایی به جای استفاده از پول در معاملات ، دادوستد به صورت پایاپای (تهاتُری )، یعنی تبادل کالا یا خدمت با کالا یا خدمت دیگر، انجام می گرفت . اما این نوع معامله معایبی داشت که از مهمترین آنهاست : ١) عدم امکان ذخیرة قدرت خرید به دلیل پایین آمدن کیفیت کالا یا تغییرِ سلیقه ها که موجب کاهش ارزش مبادله ای کالا می شده است ؛ ٢) فقدان معیار همگانی برای سنجش ارزش کالاها؛ ٣) عدم امکان انعقاد قراردادهای مشروط به پرداخت در آینده (میلر و پولسینلی ، ص ٣٣؛ نیز رجوع کنید به تهاتر * ).

پولِ کالایی . برای غلبه بر مشکلات اقتصاد تهاتری ، در هر یک از جوامع ، کالایی به عنوان پول انتخاب شد که به آن پولِ کالایی گفته می شود. نوع پول کالایی به تناسب شرایط جغرافیایی و اقتصادیِ جوامع متفاوت بود: در آبادیهای کنار دریاها، صدف ؛ در مناطق سردسیر، پوست حیوانات ؛ و در جامعه های کشاورزی و دامداری ، چارپایان اهلی بویژه گاو ( رجوع کنید به مورگان ، ص ١١ـ١٢).

پول فلزی ( یا پول کالاییِ فلزی ) . پول فلزی ، بویژه از طلا و نقره ، در تکاملِ پول کالایی پدید آمد و رایج شد. این فلزات به این دلایل به عنوان پول انتخاب شدند: دوام ، یک شکل بودن ، سهولت در استاندارد شدن ، و آسانیِ تشخیص و حمل و ذخیره سازی و تقسیم پذیری آنها.

پولِ کالاییِ فلزی از سدة هشتم پیش از میلاد تا سدة چهاردهم / بیستم رایج بوده است . سابقة رواج سکة فلزی به قرن هشتم یا نهم پیش از میلاد در لیدیا، واقع در آسیای صغیر، می رسد. در قرن چهارم پیش از میلاد، ایران نخستین کشوری بود که نسبت برابری سکه های نقره و طلا را برمبنای ١٣١٢ و یک قرار داد (همان ، ص ١٣، ١٥).

در دورة طولانی رواج پولِ کالایی فلزی ، دو نظام پولی در جهان وجود داشته است : ١) نظام پولی دو فلزی (طلا و نقره ) که از آغاز پدید آمدن پول فلزی تا قرن سیزدهم / نوزدهم رایج بود؛ ٢) نظام پولی یک فلزی (طلا یا نقره ) که از ١٢٩٧ تا ١٣٣٢/ ١٨٨٠ـ١٩١٤ رواج داشت ( > فرهنگ جدید پول و امور مالی پل گریو < ، ذیل "gold standard: theory" ) و از ١٣٠٤ تا ١٣١٠ ش / ١٩٢٥ ـ ١٩٣١ استاندارد طلا ـ ارز و از ١٣٣٨ تا ١٣٥٠ ش / ١٩٥٩ ـ ١٩٧١ استاندارد طلا ـ دلار برقرار بود (همانجا).

در نظام پولی دو فلزی ، طلا و نقره پول رایج قانونی بودند. در این نظام نرخ قانونی ثابتی برای مبادلة سکه های طلا و نقره با یکدیگر وجود داشت ، این نرخ در ضرابخانه تعیین می شد و به ارزش واقعی طلا و نقره در بازار وابسته نبود (گربر ، ص ٣٠٨ ـ ٣١٠). سکه ها استاندارد بودند و وزن ثابتی داشتند و معلوم بود که از مقدار معینی فلز، چند سکه می توان ضرب کرد ( > فرهنگ جدید پول و امور مالی پل گریو < ، ذیل "gold standard" ). در این نظام ، قیمتها ثبات نسبی داشتند؛ اگر قیمت طلا و نقره در بازار از قیمت آنها در ضرابخانه کمتر می شد، فلزی که ارزش آن کاهش یافته بود از کالای پولی به کالای غیرپولی تبدیل می شد، و اگر ارزش آنها افزایش می یافت ، عکس این روند رخ می داد؛ درنتیجه نسبت بازار به نسبت ضرابخانه نزدیک می شد ( رجوع کنید به همان ، ذیل "bimetallism" ).

نظام پولی دوفلزی مشکلاتی داشت که مهمترین آنها عبارت بود از کمیابی نسبی سکة طلا، تغییر نسبت مبادلة طلا و نقره با کشف معادن جدید و تغییر سطح قیمتها که به دلیل همین مشکلات ، از دهة ١٢٩٠/١٨٧٠ اغلب کشورها به نظام پولی یک فلزی روی آوردند.

نظامِ پولی یک فلزی ــ بویژه طلا ــ ثبات قیمت بیشتری به همراه آورد و مانع ایجاد تورم یا کاهش ارزش پول توسط مقامات پولی می شد. استاندارد طلا ضعفها و کاستیهایی نیز داشت : هزینة حفظ استاندارد طلای تمام عیار زیاد بود؛ افزایشِ ناگهانیِ تقاضا و کاهش ناگهانی عرضة طلا قیمتها را بالا می برد؛ چون طلا منبعی پایان پذیر ولی بادوام بود، استاندارد آن قیمتها را کاهش می داد (همان ، ذیل "gold standard: theory" ). بعلاوه ، کشوری که دچار کسری تراز پرداختهای خارجی می شد، می بایست آن را به طلا بپردازد که این خود مستلزم خروج طلا از کشور ــ و درنتیجه کاهش آن در کشور ــ بود. خروج طلا در درازمدت نیز به کاهش سطح عمومی قیمتها می انجامید؛ اگر صادرات افزایش می یافت ، طلا دوباره به کشور بازمی گشت ، وگرنه به رکود و بیکاری ، کاهش قیمت سهام و ورشکستگی بنگاهها می انجامید، چنانکه این بحران در برخی کشورها به وقوع پیوست . این معایب ، در کنار گذاشتن استاندارد طلا در ١٣٣٢/١٩١٤ تأثیر بسیار داشت .

پول کالاییِ تمام عیار . از آغاز پیداییِ پولِ کالایی تا پایان دورة نظام پولیِ یک فلزی ، پول کالاییِ تمام عیار رایج بود. پول تمام عیار، پولی است که ارزش آن به عنوان یک کالا در اهداف غیرپولی ، معادل ارزش آن در اهداف پولی (به عنوان واسطة مبادله ) باشد؛ چنانکه پولهای کالایی فلزی و غیرفلزی ، ارزش پولی و غیرپولیِ معادل داشته اند. در زمان حاکمیت استاندارد طلا، سکه های طلا پول تمام عیار بودند. سکه های پولی تمام عیار را معمولاً دولتها ضرب و منتشر می کردند و ذوب کردن آنها برای استفادة غیرپولی ، قانونی بود. کشورهایی که از سکه های طلا استفاده می کردند، با کشف معادن جدید طلا یا کاهش هزینه های معدن کاوی طلا، دچار تورم اقتصادی می شدند (میلر و پولسینلی ، ص ٢٧ ـ ٢٨).

پول تمام عیار نماینده . در تکامل پول کالایی ، پول تمام عیار نماینده پدید آمد. پول نماینده ، پول کاغذی یا سکه هایی جز طلا و نقره است که پشتوانة آن طلا و نقره می باشد و می تواند به آنها تبدیل شود. پول کاغذی در نظام پولی تمام عیار نماینده ، معادل سکه های تمام عیار است ؛ کاغذ ــ که ارزش کالاییش ناچیز است ــ نمایندة طلا یا نقرة پشتوانه است و به عبارت دیگر، دارندة پولِ نماینده ، طلبکار همان پشتوانه است . در اوایل قرن چهاردهم / بیستم در برخی کشورها گواهی طلا و گواهی نقره به عنوان پول نماینده به طور گسترده در گردش بود. پول نماینده هزینه های معاملاتی را کاهش می داد، زیرا نیازی به انتقال حجم بزرگی از طلا یا نقره نبود. ناشر پولِ نماینده ، بر روی پول ، متعهد می شد که دارندة آن هروقت بخواهد، می تواند آن را به مقدار معیّنی پشتوانة طلا یا نقره تبدیل کند (میلر و پولسینلی ، ص ٢٨).

پول اعتباری . پول نماینده ، زمینه ساز پیداییِ پول اعتباری شد. پول اعتباری پولی است که ارزش کالایی ناچیزی دارد و به تعبیر دیگر ارزش غیرپولی آن کمتر از ارزش پولی آن است . پول اعتباری سه نوع است : ١) پولی حُکمی ، ٢) پول تحریری ، ٣) پول الکترونیکی .

١) پول حکمی . انتشار بی رویة پولِ نماینده باعث شد تا ناشرانِ آن (دولتها) نتوانند به تعهد خویش (تبدیلِ رسید پول تمام عیار به پول فلزی ) عمل کنند؛ ازینرو به جای اینکه تبدیل پول نماینده را به سکة طلا تضمین کنند، قدرت حاکمیت دولتها را ــ با امضای رئیس کل بانک مرکزی و وزیر دارایی یا خزانه داری ــ ضمانت کردند. این نوع پول ، چون به فرمان و حُکم دولت می تواند در پرداختها به کارگرفته شود، پول حکمی خوانده می شود. پول حکمی را دولتها و بانکهای مرکزی منتشر می کنند. این پول را نمی توان به طلا و نقره تبدیل کرد. پولهای کاغذی و مسکوک رایج کنونی ، پولی حکمی هستند ( > دائرة المعارف کلمبیا < ، ذیل "fiat money" ).

٢) پول تحریری . پول تحریری یا پول سپرده را نهادهای مالی سپرده پذیر منتشر می کنند. این نوع پول اعتباری به شکل حسابهای معاملات یا حساب جاری اند. بانکها، مؤسسات وام و پس انداز، اتحادیه های اعتباری و نهادهای مالی مشابه برخی از انواع حساب معاملات را به مشتریان ارائه می کنند و سپرده گذاران می توانند برای پرداخت بهای کالاها و خدمات ، چک بنویسند (میلر و پولسینلی ، ص ٢٩). تفاوت پول حکمی با پول تحریری آن است که پول حکمی دارایی جامعه است و برای هیچکس بدهی به حساب نمی آید، اما پول تحریری به وسیله بدهیهای نگهداری شده توسط بانک منتشرکنندة آن ، پشتیبانی می شود. پول حکمی ، پول بیرونی است ولی پول تحریری ، پول درونی است . پول بیرونی ، برخلاف پول درونی ، ثروت خالص برای جامعه است ( > فرهنگ جدید پول و امور مالی پل گریو < ، ذیل "fiat money" ). پول تحریری درواقع حواله ای است برای دریافت پول حکمی .

٣) پول الکترونیکی . این نوع از پول اعتباری در دهه های اخیر رایج شده است و افراد به جای استفاده از پول حکمی یا چک ، از بانکداری الکترونیکی استفاده می کنند و به وسیلة علایم الکترونیکی سپرده گذاری یا خرید می کنند. پول الکترونیکی انتقال موجودی پول حکمی را از حسابی به حساب دیگر تسهیل می کند.

امروزه هر سه نوع پول اعتباری رواج دارد. با تکامل بانکداری ، سهم پول حکمیِ در جریان کاهش می یابد و سهم پول تحریری و الکترونیکی بیشتر می شود.

ب ) نظام پولی در جهان اسلام .

ظهور اسلام در زمان حاکمیت نظام پولی دو فلزی بود. دو پول فلزی رایج میان مسلمانان ، سکه های طلا و نقره بود که به ترتیب دینار و دِرهَم نام داشت (بعدها در مقاطعی از تاریخ اسلام سکه های نقره نیز دینار نام گرفتند رجوع کنید به سطور بعد). در گزارشهای تاریخی و احادیث منقول از پیشوایان دینی ، مطالبی دربارة پولهای فلزی آمده است . در فقه اسلامی ، در مبحث «بیعِ صَرْف »، به مقررات خریدوفروش دینار و درهم پرداخته شده است ( رجوع کنید به درهم * ، دینار * ، صَرف * ).

اولین اقدام فوری مسلمانان برای اسلامی کردن مسکوکات افزودن واژة «بسم الله » بر مسکوکات ساسانی (درهم یا دینار) بود (دهخدا، ذیل «درهم »). در عین حال مسلمانان فعّالیتهای پراکنده ای نیز برای ضرب سکه به عمل آوردند. سکه ای ضرب شده در طبریة شام به تاریخ ١٥ هجری قدیمترین دینار شناخته ای است که به مسلمین نسبت می دهند. بر این سکه که مانند مسکوکات رومی حاوی نقوشی چون صلیب و تاج و چوگان است ، کلمة خالد ( بن ولید ) نقش شده است (زیدان ، ص ١٠١ـ١٠٢). از سکه های دیگری نیز در دورة خلفای راشدین و امویان یاد شده است (همان ، ص ١٠٢). اما این نوع سکه ها در ممالک اسلامی رسمیت نیافت و معاملات معمولاً با دینار و درهم رومی و ایرانی صورت می گرفت ، تا اینکه عبدالملک مروان ، به توصیة امام محمدباقر علیه السّلام سکه های رایج را جمع آوری و سکه های اسلامی ضرب کرد (همانجا؛ بیهقی ، ج ٢، ص ٢٣٢ـ ٢٣٦). بعدها با گسترش قلمرو مسلمانان و تشکیل حکومتهای مقتدر، سکه های اسلامی در شهرهای مهمِ خراسان ، عراق ، شام ، افریقیّه و اندلس ضرب می شد و به اقتضای زمان و مکان و سیاستهای مالی و افزایش طلا و نقره ، حجم و شکل آن تغییر می یافت (زیدان ، ص ١٠٣)؛ چنانکه در دورة ٢٠ سالة حکومت یوسف بن تاشفین (حک : ٤٨٠ـ٥٠٠) از امرای مرابطون ، به طور متوسط سالی ١٣ نمونه دینار ضرب شد و شمار ضرّابخانه ها نیز افزایش یافت (مسیه ، ص ١٠٨ـ١١٠). گاه پیش می آمد که برخی حکام محلی از عیار سکه ها می کاستند که این مسئله برای بازرگانان زیان آور بود، چنانکه در دورة ایلخانان مغول این مشکل گیخاتو (حک : ٦٩٠ـ٦٩٤) را واداشت تا اسکناس را رایج کند ( رجوع کنید به چاو * ) و در پی آن مردم موظف شدند تا تمام طلا و نقره ای را که داشتند، تحویل خزانة دولت دهند،هرچندکه مردم به این سیاست روی خوشنشان ندادند. چون غازان به حکومت رسید، اصلاحات وسیعی را در همة زمینه ها اعمال کرد، و از جمله سیاست پولی

را نیز سامان داد؛ پیش از آن برخی حکام دست نشانده که

حق ضرب سکه داشتند عیار سکه را تقلیل داده بودند. غازان برای اصلاح نظام پولی حق ضرب سکه را از این حکام سلب کرد و آن را به ضرابخانه های رسمی اختصاص داد. به فرمان وی واحد مسکوکات و واحد مقیاسات در سراسر قلمرو ایلخانان یکسان شد (اشپولر، ص ٣٠١ـ٣٠٣). وی واحد جدیدی از مسکوکات یعنی دینار نقره معروف به دینار رابح را رایج کرد که ١٤ر٢ گرم وزن داشت (همان ، ص ٣٠٣؛ فراگنر، ص ٢٧١). در واقع در پرتو اصلاحات غازان از قرن ٨ تا ١٢ نظام پولی یک فلزی (نقره ) حاکم شد. از مشهورترین سکه های این دورة سکه نقرة تَنْکه بود که امیرتیمور آن را ضرب کرد (فراگنر، ص ٢٧٠، ٢٧٢). در این قرنها، در عثمانی نیز نظام پولی دو فلزی حاکم نبود ــ هر چند که سکه های طلا و سکه های نقره در گردش بودند ــ زیرا دولت عثمانی هیچگاه بر رابطة میان سکه های

طلا و نقره تأکید نکرد و نرخ قانونی ثابتی برای مبادلة آنها

قرار نداد. دولت عثمانی کوشید میان پولهای خُرد که استفادة روزمره داشت مانند آقچه ، و سکه های نقرة بزرگتر که برای پرداختهای بین المللی استفاده می شد، رابطة قانونی برقرار کند (گربر، همانجا).

آقچه (سکه نقره ) مهمترین سکة در سراسر قرون اولیّه حکومت عثمانی بود. در اینجا نیز کاهش عیار سکه تأثیرات مهمی بر نظام پولی نهاد. در واقع پست شدن ارزش سکه مهمترین ویژگی نظام پولی عثمانی بود. پست شدن ارزش آقچه تا آنجا ادامه یافت که سرانجام آقچه فاقد محتوای نقره شد (همان ، ص ٣١٠ ـ ٣١٢).

با کمتر شدن ارزش آقچه ، قروش بسرعت جای آن را گرفت . دولت عثمانی حقوق نظامیان را با سکه هایی می داد که ارزش آنها تنزل یافته بود و بدین ترتیب سکه ها را توزیع می کرد. در پی کاستن ارزش سکه ، عناصر دیگری ، مانند جَعل سکه ، نیز به نظام پولی عثمانی ضربه زد (همان ، ص ٣١٢). مهمترین دلایل

تنزل ارزش پول در دورة عثمانی عبارت بودند از: افزایش تقاضای پول در نتیجة رشد جمعیت ، رشد درآمد و افزایش «پولی شدن » اقتصاد عثمانی ؛ رشد مخارج و کسری بودجة دولت ؛ نامتعادل بودنِ موازنة پرداختها؛ فرسایش سکه های

در گردش ؛ نوسانِ نرخِ بازاریِ مبادله بین طلا و نقره ؛ کارآمد نبودن دستگاه جمع آوری مالیات دولت عثمانی و نتیجتاً فرارهای مالیاتی بسیار (همان ، ص ٣١٥).

در واقع نظام پولی دو فلزی ، عمدتاً با حاکمیت استاندارد طلا از صدر اسلام تا اوایل سدة چهاردهم ، نظام پولی رایج در جهان اسلام بوده است (احمد، ص ٢). در عین حال گزارشهایی از ضرب سکة مسین توسط بنواُرتُق ، بنوزنگی ، ترکان آسیای صغیر و تیموریان در دست است ( د. اسلام ،

چاپ اوّل ، ذیل "Dirham" ؛ توختییف ، ص ٣٣، ٣٥). همچنین در کنار یگانه پول رایج در دورة صفویان یعنی دینارِ عراق و تبریز، سکه های مسی با نام قاز یا قازبکی نیز ضرب می شده است (فراگنر، ص ٢٧٦).

امروزه نظام پولی در جهان اسلام تابع نظام پولی دنیاست و مسائل فقهی نیز با توجه به این نظام مطرح می شود ( رجوع کنید به ادامة مقاله ، بخش ج ، احکام فقهی ). در این میان ، برخی محققان و اقتصاددانان مسلمان معاصر دیدگاههایی خاص دربارة انتخاب نظام پولی ارائه کرده اند که به اهم آنها اشاره می شود:

١) بازگشت به نظام پولی دو فلزی . عمر ابراهیم وادیلو

در کتاب > بازگشت دینار طلا < به دفاع از بازگشت از پول کاغذی موجود به نظام پولی دوفلزی دینار و درهم در صدراسلام ، پرداخته است . به نوشتة وی ، بازگشت دینار طلا

منجر به حذف بانکهای مرکزی می شود. تعداد بسیاری مؤسسة مالی خصوصی ایجاد می شود که فعالیتهای مالی آنهابا١٠٠% ذخیره انجام می گیرد. به عقیدة وی ، ایجاد بانکهای اسلامی در کشورهای مسلمان بدون تغییر پول اساساً نادرست است و در فقه اسلامی جایی برای بانک اسلامی وجود ندارد (ص ١٣)، زیرا پول اعتباری رایج ، در واقع ، بدهی است و، برخلاف طلا و نقره ، ثروت واقعی نیست و بدهی در فقه اسلامی ، نمی تواند وسیلة مبادله باشد (همان ، ص ١٨). وی می افزاید: پول فلزی طلا و نقره ثروت واقعی است . یک جوجه مرغ در زمان پیامبر اکرم ــ صلی الله علیه وآله ــ یک درهم بود و امروزه در اروپا هم یک جوجه مرغ تقریباً معادل یک درهم است ؛ یعنی طی ١٤٠٠ سال «اثرتورمی » نقره عملاً صفر بوده است ، اما در ٢٥ سال گذشته در اروپای غربی قیمتها دست کم ده برابر، و در مکزیک و برزیل و ترکیه بمراتب بیشتر شده است (همان ، ص ١٩).

روشهای پیشنهادی وادیلو برای انتقال از نظام پول اعتباری موجود به نظام پولی دوفلزی درهم و دینار عبارت اند از: ضرب و نشر دینار و درهم بر طبق وزنها و اندازه های مشخص و معیار سنّتی ؛ آزادی کامل در خرید و فروش و مالکیت هر مقدار از درهم و دینار در چارچوب فقه اسلامی که شامل چهار مرحله است (برای آگاهی از این مراحل رجوع کنید به همان ، ص ٢٥)؛ تسهیل در حمل ونقل طلا برای تجارت بین المللی به وسیله شبکه ای از مؤسسات معیّن در سراسر جهان که شبیه به «تسویه در بانکداری » عمل می کند؛ برگزیدن دینارها و درهمهای ضرب شدة جدید به جای تمام پولهای کاغذی و مُلغی ' کردن تمام امتیازات پول کاغذی (همان ، ص ٢٤).

٢) بازگشت به استاندارد طلا. نظام پولی فلزی با حاکمیت استاندارد طلا، یکی دیگر از روشهای پیشنهادی برخی پژوهشگران مسلمان است ، زیرا از صدراسلام تا اوایل سدة چهاردهم ، پول جهان اسلام بوده است انتخاب این نظام باعث ثبات پایدار اقتصاد کلان در درازمدت می شود، برای مبارزه با بهره برتری دارد، و افزون بر اینها در محاسبه نصاب زکات نقدین از پول طلا استفاده می شود (احمد، ص ٢).





٣) ایجادنسبت ذخیرة صددرصد برای پول حکمی . در اقتصاد پولی بدون بهره ، کارایی نسبی پول حکمی را می توان با برقراری نسبت ذخیره ای برابر صددرصد در بانکها، افزایش داد ( رجوع کنید به جرحی ، ص ١١٥).


منابع :
(١) برتولد اشپولر، تاریخ مغول در ایران : سیاست ، حکومت و فرهنگ دورة ایلخانان ، ترجمة محمود میرآفتاب ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٢) ابراهیم بن محمد بیهقی ، المحاسن و المساوی ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، قاهره ?( ١٣٨٠/١٩٦١ ) ؛
(٣) عرفان توختییف ، سیاست پولی ـ مالی تیمور و خاندان او و سکه های آنها ، به کوشش بهمن اکبری ، قم ١٣٧٧ ش ؛
(٤) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران ١٣٢٥ـ١٣٥٩ ش ؛
(٥) جرجی زیدان ، تاریخ تمدن اسلام ، ترجمه و نگارش علی جواهر کلام ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٦) برت فراگنر، «اوضاع اجتماعی و اقتصادی داخلی »، در تاریخ ایران : دورة تیموریان ، پژوهش از دانشگاه کمبریج ، ترجمة یعقوب آژند، تهران ١٣٧٩ ش ؛


Imad-ad-Dean Ahmad, The Dinar: indispensibility of hard money to the Islamic monetary regime . (٣٠ Oct. ١٩٩٨). [On-line(. Available: www. minaret. org/ monetary/ htm;
The Columbia encyclopedia , ٦th ed., New York ٢٠٠٠. )On-line(. Available: www. Bartleby. com, s.v. "fiat money";
EI ١ , s.v. "Dirham" (by E. V. Zambaur);
Haim Gerber, "The monetary system of the Ottoman empire", Journal of the economic & social history of the Orient , vol. XXV, pt. III (١٩٩٢);
Mabid Ali Mohamad Mahmoud Jarhi, "The relative efficiency of interest-free monetary economics: the fiat money case", in Studies in Islamic economics , ed. Khurshid Ahmed, Leicester, U.K. ١٩٨٠;
Ronald A. Messier, "Quantitative analysis of Almoravid Dinars", Journal of the economic & social history of the Orient , vol. XXIII, pts. I & II (١٩٩٠);
Roger LeRoy Miller & Robert W. Pulsinelli, Modern money and banking , New York ١٩٨٥;
Victor E. Morgan, A history of money , Middlesex, Eng., ١٩٦٩;
The New Palgrave dictionary of money & finance , ed. Peter Newman, Murry Milgrate, and John Eatwell, London ١٩٩٢, s.vv. "bimetallism" (by Michael D. Bordo), "fiat money" (by David Laidler), "gold standard" (by Marcello de Cecco), "gold standard: theory" (by Michael D. Bordo);
Umar Ibrahim Vadillo, The return of the gold Dinar , Scotland. )On-line].

Available: www. murabitum. org/programme/ retgold/ htm/. [١١ Oct. ٢٠٠٠].

/ سیدحسین میرجلیلی /

ج ) احکام فقهی . در متون اسلامی و از جمله درمنابع فقهی ، با واژه هایی چون ثمن ، درهم ، دینار، ذهب ، فضّه ، نقد و جز اینها به مفهوم پول اشاره شده است . در قرآن علاوه بر برخی از این تعابیر، واژة «وَرِق » هم به معنای نقره آمده است ( رجوع کنید به طبرسی ، ذیل «کهف : ١٩»؛
نیز رجوع کنید به زمخشری ، ذیل همان آیه ؛
ابن فارس ؛
فراهیدی ؛
طریحی ؛
ذیل «ورق »؛
همچنین برای واژه های دیگر در قرآن رجوع کنید به عبدالباقی ، ذیل «ذهب »، «فضّه »، «دینار»، «درهم » و «بضاعة »). در احادیث نیز از دینار و درهم بسیار سخن رفته است ، از جمله در احادیث مربوط به زکات (برای نمونه رجوع کنید به حرّعاملی ، ج ٦، ص ٩٢ـ ١١٨) و روایاتی که از فواید درهم و دینار یاد کرده یا آن را موجب هلاکت اقوام پیشین دانسته اند ( رجوع کنید به مجلسی ، ج ٩٣، ص ١٥، ش ٣٠؛
کلینی ، ج ٢، ص ٢٧٠، ٣١٦).

به طور کلی در این بحث پول را می توان به پنج قسم تقسیم کرد: ١) پول طلا و نقره ؛
٢) پول کاغذی جانشین ؛
٣) پول کاغذی با تعهد؛
٤) پول کاغذی بدون تعهد؛
٥) پول تحریری یا پول بانکی (نیز رجوع کنید به بخش اول مقاله ).

نوع اول با نام درهم و دینار در منابع حدیثی و فقهی به صورت گسترده آمده است ، زیرا این دو در قرنهای متمادی از صدراسلام تا اوایل قرن چهاردهم در میان مسلمانان رایج بوده اند. نوع دوم جایگزین مقداری از طلا یا نقرة موجود در خزانة صادرکنندة پول است . نوع سوم نشان دهندة تعهد دستگاه صادرکنندة پول مبنی بر تبدیل به طلا به هنگام تقاضاست . پولهای نوع دوم و سوم در یک مقطع تاریخی محدود رواج داشته اند، ازینرو در منابع فقهی کمتر مطرح شده اند (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به صدر، ص ١٤٩ـ ١٥١). نوع چهارم ، اسکناسهای امروزی است . ویژگی مهم اسکناس این است که ارزش مبادله ای آن به پشتوانة طلا یا نقره یا ارز خارجی بستگی ندارد. بر این اساس ، معامله با خود آنها صورت می گیرد و تبدیل پذیری آنها به طلا یا نقره مطرح نیست . علاوه بر این ، اسکناس و اصولاً پول کاغذی ، و حتی مسکوکات متداول از غیر طلا و نقره ، صرفاً دارای ارزش مبادله ای است و به خودی خود استفاده ای ندارد. این ویژگیها و اوصاف دیگر اسکناس ماهیت ویژه ای از این نوع پول ساخته است (یوسفی ، ١٣٧٧ش ب ، ص ٤٦). پول تحریری نیز پولی است که نزد بانکها سپرده گذاری می شود و به صاحب آن اعتبار می بخشد و بدون رد و بدل شدن پول کاغذی یا مسکوک نقل وانتقال می یابد ( رجوع کنید به یوسفی ، ١٣٧٧ش ب ، ص ٥١ـ٦٢؛
همو، ١٣٧٧ش الف ، ص ١١٥ـ ١١٨). دو نوع اخیر که امروزه رایج اند، موجب طرح برخی مسائل جدید فقهی شده اند و به نظر برخی محققان ، پدیده ای مستحدث و جدید به شمار می روند ( رجوع کنید به همو، ١٣٧٧ش ب ، ص ١٧٩).

نخستین بحث در بارة پول رایج امروزی ، ماهیت آن از نظر فقهی است که آیا مال است یا چیز دیگری از قبیل سند اعتباری ، حواله یا حوالة انبار؟ برخی با این استدلال که اسکناس به خودی خود مال نیست ، بلکه حاکی از وجود مال در جامعه است ، آن را سندی اعتباری دانسته اند که نیاز به پشتوانة صد در صد ندارد (توتونچیان ، ص ١٥،٢٠). برخی نیز آن را حواله ای بر ذمّة دولت یا بانک مرکزی می دانند که آنها را مدیون صاحب حواله می نماید (قرضاوی ، ج ١، ص ٢٧٣؛
زحیلی ، ج ٢، ص ٧٧٢). بعضی آن را از قبیل حوالة انبار شمرده اند که در هر انباری به ازای آن مقداری کالا تحویل می دهند (بهشتی ، ص ٩٣، پانویس ١). برخی نیز آن را رسید و مدرک بدهی دولت یا بانک مرکزی به مردم می دانند ( رجوع کنید به داوودی و دیگران ، ص ٢٠). با اینهمه بیشتر فقیهانی که دربارة ماهیت پول بحث کرده اند، در مال بودن آن تردید نکرده اند که از این میان عده ای بدون ذکر دلیل به این موضوع تصریح کرده اند (امام خمینی ، ج ٢، ص ٦١٣، مسئلة ٥) و عده ای نیز دلیل نظر خود را بیان نموده اند: برخی از اینان پولهای امروزی را از آن جهت که حکومت به آنها اعتبار بخشیده است ، مال می دانند (خوئی ، «ملحقات رساله آیت اللّه خوئی »، ص ٧١٦؛
رهنمون ، ش ٦، ص ١٠٨؛
موسوی بجنوردی ، ١٣٧٣ش ، ص ٦٠؛
همو، ١٣٧٥ش ، ص ٤٠؛
تجلیل ، ص ٩؛
مرتضوی لنگرودی ، ١٣٧٦ش الف ، ص ٣٦؛
یوسفی ، ١٣٧٧ش ب ، ص ١٥٢). شماری دیگر، از آنرو که عرف عمومی پول را مال می دانند، آن را مال دانسته اند (مطهّری ، ص ١٧٧؛
هاشمی شاهرودی ، ص ٥٩؛
صالحی مازندرانی ، ص ٤٢). برخی ، هم دولت و هم جامعه را در مال بودن پول دخیل دانسته اند (عبداللهی ، ص ٢٩١).

تعدادی از این فقها، با ذکر ادله ای نظریة حواله بودن پول را صحیح ندانسته اند، از جمله اینکه در پرداخت پول ، شخص معیّنی «مُحال علیه » (کسی که حواله بر ذمّة اوست ) در نظر گرفته نمی شود و همچنین با از بین رفتن یا مفقود شدن پول برای صاحب آن حقی باقی نمی ماند، ولی در حواله چنین نیست . به طور کلی ، از آنجا که امروزه پول با پشتوانة طلا یا نقره ارتباطی ندارد و مردم هم در معاملات خود به پشتوانة آن هیچگونه توجّهی ندارند، نظریة حواله بودن و سند بودن پول پذیرفته نشده است . به نظر برخی محققان ، با اینکه پول از منظر اقتصاد خُرد مال به شمار می آید، از منظر اقتصاد کلان نوعی رسید بدهی دولت است ( رجوع کنید به آصفی ، ص ١٩ـ٢٠؛
مرتضوی لنگرودی ، ١٣٧٦ش الف ، ص ٣٦ـ ٣٧؛
یوسفی ، ١٣٧٧ش ب ، ص ١٦٤ـ ١٦٥، ٢١٣). با اینهمه ، حتی اگر مال بودن پول پذیرفته شود، پولهای امروزی ویژگیهایی دارند که موجب تفاوتهای اساسی میان آنها و اموال دیگر شده است ، از جمله اینکه پول صرفاً ارزش مبادله ای دارد نه ارزش مصرفی ، مطلوب بودن آن عارضی است و معیار سنجش ارزش سایر اموال است ( رجوع کنید به یوسفی ، ١٣٧٧ش ب ، ص ١٨٦ـ١٩٠؛
موسوی بجنوردی ، ١٣٧٥ش ، ص ٣٩ـ٤٠؛
شمس ، ص ٣٢).

یکی از مسائل مهم فقهی دربارة پول اعتباری ، این است که آیا مالی مِثْلی است یا قیمی . نظر مشهور فقها درمورد پولهای اعتباری ای که ارزش و قدرت خرید آنها در طول زمان عرفاً ثابت می ماند، آن است که مانند پولهای طلا ونقره ، مالی مثلی به شمار می آیند، ولی در مورد پولهایی که ارزش و قدرت خرید آنها براثر تورّم به مرور زمان کاهش بسیار می یابد، آرای فقهی مختلفی پدید آمده است . برخی از فقهای امامی برآن اند که اساساً این تقسیم بندی در فقه ویژة اموال حقیقی است و شامل پول ــ که مالی اعتباری است ــ نمی گردد (تجلیل ، ص ١٠؛
موسوی بجنوردی ، ١٣٧٥ش ، ص ٤٠). بسیاری از فقها به طورکلی پول را مالی مثلی می دانند. برخی از اینان گفته اند که حتی با کاهش ارزش و قدرت خرید آن ، بدهکار، ضامن مِثلِ پول است و همان مبلغی را که مدیون بوده باید پرداخت نماید؛
به تعبیر دیگر، کاهش ارزش پول ، ضَمان ندارد (امام خمینی ، ج ١، ص ٥٤٣، مسئلة ١٤؛
فاضل موحدی لنکرانی ، ص ٣٢٢ـ٣٢٤، سؤال ١١٧٤، ١١٧٨، ١١٨٤؛
رهنمون ، ش ٦، ص ٩٠).

برای اثبات عدم ضمان ، علاوه بر احادیث و فتاوای فقها، به ادلّة دیگری نیز استناد شده است ، از جمله اینکه عدم نفع ، مشمول ضمان نیست یا اینکه با توجه به شرط معلوم بودن قیمت کالا (ثمن ) در صحت معاملات ، پذیرش ضمانِ کاهشِ ارزش پول ، موجب مجهول شدن قیمت در معاملات مدت دار (مؤجّل ) می شود یا اینکه تنها اوصاف ذاتی مقوّم مِثلیّت اشیا هستند و قدرت خرید از اوصاف نسبی است (تجلیل ، ص ١١؛
مرعشی ، ص ٣٢ـ ٣٥؛
شمس ، ص ٣٢ـ٣٣؛
یوسفی ، ١٣٧٧ش ب ، ص ١٦٧ـ١٦٩؛
داوودی و دیگران ، ص ٧٦ـ٨٠؛
شبیر، ص ١٥٩). انجمن علمی بانک توسعة اسلامی که با شرکت تعدادی از فقهای اهل سنّت از ٢٧ شعبان تا اول رمضان ١٤٠٧/٢٥ـ ٢٨ آوریل ١٩٨٧ در جَدّه تشکیل شد، بیانیه ای صادر کرد که مطابق بندهای ٣ و ٧ آن ، پیوند زدن دُیون به سطح نرخها جایز نیست و کاهش یا افزایش ارزش پولهای کاغذی در میزانِ التزامِ متعهد تأثیری ندارد، مگر آنکه کاهش به حدّی برسد که پول ، مالیت و ارزش خود را از دست بدهد (رفیق المصری ، ص ٨٣ـ٨٤). براساس این نظریه ، لازم نیست مدیون ، به استناد کاهش ارزش پول ، مبلغی بیش از دیْن بپردازد و اگر دین او ناشی از قرض باشد، پرداختن مبلغ بیشتر غیرمجاز و در حکم رباست .

شماری از فقها با آنکه به مِثلی بودنِ پول قایلند، از آنرو که قدرت خرید و ارزش تبادلی پول را در مثلیت دخیل می دانند، ضمان کاهش ارزش پول را پذیرفته اند. البته برخی از آنان ضمان را تنها در صورتی پذیرفته اند که کاهشِ ارزش ، چشمگیر باشد ( رجوع کنید به همو، ١٣٧٧ش ب ، ص ١٦٦ـ ١٦٧ به نقل از محمدباقر صدر؛
هاشمی شاهرودی ، ص ٧٣؛
مرتضوی لنگرودی ، ١٣٧٦ش الف ، ص ٣٨ـ٤٠؛
صالحی مازندرانی ، ص ٤٥ـ٤٧). برخی فقها مدیون را ضامن کاهش ارزش پول نمی دانند، ولی چنانچه طلبکار ضمان کاهش ارزش را شرط کرده باشد، چنین شرطی را نافذ دانسته اند، زیرا در این صورت در واقع ارزش و مالیت پول برعهدة وی خواهد بود ( رجوع کنید به سبحانی ، در مجلة رهنمون ، ش ٦، ص ٩١ـ٩٣؛
مرعشی ، ص ٣٥ـ٣٦؛
صالحی مازندرانی ، ص ٤٧).

برخی فقهای دیگر اصولاً پول را مالی قیمی دانسته قایل به ضمان مذکور شده اند. مطابق این دیدگاه ، آنچه برعهدة مدیون است ، توان خرید و مال بودن پول است نه میزان آن ؛
بنابراین چنانچه عقلا براین باور باشند که ارزش پول در این فاصلة زمانی کاهش یافته است ، استیفای دِین تنها درصورتی حاصل می گردد که مال بودن پول درنظر گرفته شود، پس این افزایش میزان پول به هنگام ادای دین ، مصداق ربای قرضی نیست . ضمان مزبور، هم در عوامل اختیاری کاهش ارزش پول نافذ است هم در عوامل غیر اختیاری ؛
همچنین دیون مختلف از قبیل مهریه ، قرض و خمس از این نظر باهم تفاوتی ندارند ( رجوع کنید به شبیر، ص ١٥٧ـ ١٥٨؛
معرفت ، ١٣٧٥ش ، ص ١٤ـ ١٨؛
آصفی ، ص ٢٣ـ ٢٨؛
موسوی بجنوردی ، ١٣٧٥ش ، ص ٤٠ـ٤٢؛
رهنمون ، ش ٦، ص ١٠٤، ١١٠ـ١١١). به عقیدة برخی صاحب نظران حتی چنانچه پول ، مالی مثلی شمرده شود، درصورت بالابودن نرخ تورّم در فاصلة زمانی میان ایجاد و استیفای دین از مصادیق تعذّر ادای مثل خواهد بود، زیرا در عرف و نزد عقلا تغییر ارزش پول مورد توجه قرار می گیرد. در نتیجه ، با تعذّر مِثلی باید قیمت و ارزش پول محاسبه شود ( رجوع کنید به یوسفی ، ١٣٧٧ش ب ، ص ١٧٧ـ ١٧٨؛
همو، ١٣٧٧ش الف ، ص ١١٨ـ ١١٩). این نظریه نیز مطرح شده که پول ، چه کاغذی چه تحریری ، پدیده ای جدید

و بی سابقه است ، ماهیتی ویژه دارد و تفاوتهای آن با سایر

اموال آنچنان اساسی است که تقسیم بندی مزبور دربارة

آن اعمال شدنی نیست ( رجوع کنید به همو، ١٣٧٧ ش ب ، ص ١٧٨ـ١٨٣؛
همو، ١٣٧٧ش الف ، ص ١١٩ـ١٢٢). نظریات مذکور آثار فقهی دیگری دارد که برخی فقها دربارة آن بحث کرده اند، از جمله دربارة چگونگی تعلّق خمس ( رجوع کنید به «احکام فقهی پول : گفتگو با یکی از اساتید حوزه »، ص ٥١ ـ٥٢؛
خمس * ).

از جمله مسائل مستحدث دربارة پول ، که فقها بحث کرده اند، خرید و فروش پول است . البته بحث دربارة خرید و فروش پولِ طلا ونقره (دینار و درهم ) با عنوان بیع صَرف در منابع فقهی سابقه ای طولانی دارد (برای مباحث تفصیلی رجوع کنید به صَرف * ). اما از دیدگاه فقهای معاصر احکام صَرف بر پولهای جدید جاری نیست ؛
بنابراین مثلاً در خرید و فروشِ اسکناس ، قبض ، شرطِ صحّتِ معامله نیست (امام خمینی ، ج ١، ص ٥٣٩ ـ ٥٤٠، مسئلة ٣؛
خوئی ، منهاج الصالحین ، ج ٢، ص ٥٥، مسئلة ٢٢٦؛
صدر، ص ١٥٢؛
حکیم ، ص ٧٧، مسئلة ٤). با اینکه در اصل صحت خریدوفروش اسکناس کمتر تردید شده است ، معدودی از فقها بیع پول رایج یک کشور را با پول همان کشور صحیح نمی دانند (تجلیل ، ص ١٢) ولی بیشتر آنان خرید و فروش پول را، چنانچه دارای غرضی عقلایی باشد، حتی با تفاضل بها، صحیح می دانند، مانند معاملة پولِ خرد با پول درشت یا پول کهنه با پول نو. به گفتة فقها چون پول از موارد مکیل و موزون نیست و از معدودات به شمار می رود، ربای غیرقرضی در آن جاری نیست . البته برخی تصریح کرده اند که بیع مزبور نباید صوری و به قصد قرض باشد و برای فرار از ربا صورت گیرد بعضی فقها نیز در برخی صور شرایط خاصی را مطرح ساخته اند (حکیم ، ص ٧٥، مسئلة ١٧؛
امام خمینی ، ج ٢، ص ٦١٣ـ٦١٤، مسئلة ٦؛
خوئی ، منهاج الصالحین ، ج ٢، ص ٥٤، مسئلة ٢٢؛
همو، «ملحقات رساله آیت اللّه خوئی »، ص ٧١٥، مسئلة ١٦، ص ٧١٧، مسئلة ١٩؛
سیستانی ، ص ٧٥٣؛
موسوی بجنوردی ، ١٣٧٥ش ، ص ٤٢؛
مرتضوی لنگرودی ، ١٣٧٦ش الف ، ص ٣٩ـ ٤٠؛
صالحی مازندرانی ، ص ٤٤ـ٤٥؛
برای مسایل مربوط به ربا رجوع کنید به ربا * ).

برطبق نظر مشهور فقهای شیعه ، زکات به پول اعتباری تعلق نمی گیرد، زیرا براساس احادیث ، تنها پول طلا و نقره مشمول زکات است نه طلا و نقره ای که پول نیست و نه پولی که طلا و نقره نیست (امام خمینی ، ج ٢، ص ٦١٤، مسئلة ٧؛
خوئی ، منهاج الصالحین ، ج ٢، ص ٥٥، مسئلة ٢٢٦؛
حکیم ، ص ٧٧، مسئلة ٤؛
مرتضوی لنگرودی ، ١٣٧٦ش ب ، ص ٦، ٨؛
دربارة نظر مخالف در شیعه رجوع کنید به معرفت ، ١٣٧٦ش ، ص ٢٠ـ٢١). ولی بیشتر فقهای اهل سنّت ، جز حنبلیان ، پول اعتباری را مشمول زکات می دانند. البته شماری از فقهای شافعی فتوا داده اند که تنها با گذشت یک سال از نگهداری آن و دریافت کردن طلا یا نقره برابر ارزش آن ، حکم زکات جاری می شود. همچنین برخی مفتیان مالکی زکات «اوراقی را که مهر سلطان برآن است و مانند درهم و دینار با آن معامله می شود» واجب نمی دانند ( رجوع کنید به زحیلی ، ج ٢، ص ٧٧٢؛
قرضاوی ، ج ١، ص ٢٧١). در بندِ نخستِ بیانیة انجمن علمی بانک توسعة اسلامی ، پولهای کاغذی ــ در صورت تحقق شرایط وجوب زکات مانند رسیدن به حد نصاب و گذشتن یک سال ــ مشمول حکم زکات دانسته شده است (رفیق المصری ، ص ٨٣). مستند این رأی آن است که این پولها همان اعتبار و کارآیی پولهای طلا ونقره را دارند، وسیلة مبادله و مقیاس ارزش اند و موجب انتفاع دارندة آنها به شمار می آیند و نمی توان آنها را بر دیون قیاس نمود ( رجوع کنید به قرضاوی ، ج ١، ص ٢٧٦؛
زحیلی ، ج ٢، ص ٧٧٢ـ٧٧٣؛
مودودی ، ص ٢٢، ٢٤).


منابع :
(٧) محمدمهدی آصفی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد حاج شیخ محمدمهدی آصفی »، فقه اهل بیت ، سال ٢، ش ٧ (پاییز ١٣٧٥)؛
(٨) ابن فارس ، معجم مقاییس اللّغة ، چاپ عبدالسلام محمدهارون ، قم ١٤٠٤؛
(٩) «احکام فقهی پول : گفتگو با یکی از اساتید حوزه »، فقه اهل بیت ، سال ٣، ش ٩ (بهار ١٣٧٦)؛
(١٠) محمد بهشتی ، ربا در اسلام ، تهران ١٣٦٩ش ؛
(١١) ابوطالب تجلیل ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد حاج شیخ ابوطالب تجلیل »، فقه اهل بیت ، سال ٢، ش ٧ (پاییز ١٣٧٥)؛
(١٢) ایرج توتونچیان ، «نگاهی به پول و وظایف آن در اقتصاد اسلامی »، در مجموعه مقالات فارسی اولین مجمع بررسیهای اقتصاد اسلامی ، زیرنظر محمد واعظ زاده خراسانی ، مشهد ١٣٧٠ش ؛
(١٣) محمدبن حسن حرّ عاملی ، وسائل الشّیعة الی تحصیل مسائل الشریعة ، چاپ عبدالرحیم ربانی شیرازی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٤) محسن حکیم ، منهاج الصالحین : قسم المعاملات ، چاپ محمدباقر صدر، بیروت ١٤٠٠/١٩٨٠؛
روح الله خمینی ، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، تحریر

(١٥) الوسیلة ، قم ١٣٦٦ش ؛
(١٦) ابوالقاسم خوئی ، «ملحقات رساله آیت اللّه خوئی »، در توضیح المسائل مراجع : مطابق با فتاوای دوازده نفر از مراجع معظّم تقلید ، گردآوری محمدحسن بنی هاشمی خمینی ، ج ٢، قم ١٣٧٨ش ؛
(١٧) همو، منهاج الصالحین ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٨) پرویز داوودی ، حسن نظری و حسین میرجلیلی ، پول در اقتصاد اسلامی ، ( تهیه شده برای ) دفتر همکاری حوزه و دانشگاه ، تهران : سمت ، ١٣٧٤ش ؛
(١٩) یونس رفیق المصری ، الاسلام و النقود ، جده ١٤١٠/١٩٩٠؛
رهنمون ، ش ٦

(٢٠) (پاییز ١٣٧٢)؛
(٢١) وهبه مصطفی زحیلی ، الفقه الاسلامی و ادلّته ، دمشق ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٢٢) محمودبن عمر زمخشری ، الکشّاف عن حقائق غوامض التّنزیل ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٣) علی سیستانی ، «ملحقات رسالة آیت اللّه سیستانی »، در توضیح المسائل مراجع : مطابق با فتاوای دوازده نفر از مراجع معظّم تقلید ، ج ٢، قم ١٣٧٨ش ؛
(٢٤) محمدعثمان شبیر، العاملات المالیة المعاصرة فی الفقه الاسلامی ، عمان ١٤١٨/١٩٩٨؛
(٢٥) حسین شمس ، «احکام فقهی پول : گفتگو با آیة الله سیدحسین شمس »، فقه اهل بیت ، سال ٣، ش ٩ (بهار ١٣٧٦)؛
(٢٦) اسماعیل صالحی مازندرانی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با آیت الله صالحی مازندرانی »، فقه اهل بیت ، سال ٣، ش ٩ (بهار ١٣٧٦)؛
(٢٧) محمدباقر صدر، البنک اللاّ ربویّ فی الاسلام ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٨) فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢٩) فخرالدین بن محمد طریحی ، مجمع البحرین ، چاپ احمد حسینی ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٣٠) محمدفؤاد عبدالباقی ، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم ، قاهره ١٣٦٤؛
(٣١) محمود عبداللهی ، مبانی فقهی اقتصاد اسلامی ، قم ١٣٧١ش ؛
محمدفاضل موحدی

(٣٢) لنکرانی ، جامع المسائل : منتخبی از برخی استفتاءات ، قم ١٣٧٥ش ؛


(٣٣) خلیل بن احمد فراهیدی ، کتاب العین ، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی ، قم ١٤٠٩؛
(٣٤) یوسف قرضاوی ، فقه الزکاة ، بیروت ١٤١٣/١٩٩٣؛


(٣٥) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفاری ، بیروت ١٤٠١؛
(٣٦) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣٧) محمدحسن مرتضوی لنگرودی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با آیة الله مرتضوی لنگرودی »، فقه اهل بیت ، سال ٣، ش ٩ (بهار ١٣٧٦ الف )؛
(٣٨) همو، «مسائل مستحدثه زکات : ( مصاحبه با ) آیة الله سیدمرتضوی »، فقه اهل بیت ، سال ٣، ش ١٠ (تابستان ١٣٧٦ ب )؛
(٣٩) محمدحسن مرعشی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد سیّدمحمّدحسن مرعشی »، فقه اهل بیت ، سال ٢، ش ٧ (پاییز ١٣٧٥)؛
(٤٠) مرتضی مطهری ، ربا، بانک ـ بیمه ، تهران ١٣٦٤ش ؛
(٤١) محمدهادی معرفت ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد حاج شیخ محمدهادی معرفت »، فقه اهل بیت ، سال ٢، ش ٧ (پاییز ١٣٧٥)؛
(٤٢) همو، «مسائل مستحدثة زکات : مصاحبه با محمّدهادی معرفت »، فقه اهل بیت ، سال ٣، ش ١٠ (تابستان ١٣٧٦)؛
(٤٣) ابوالاعلی مودودی ، فتاوی الزکاة ، جده ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٤٤) محمدموسوی بجنوردی ، «احکام فقهی پول : مصاحبه با استاد سیّدمحمّد موسوی بجنوردی »، فقه اهل بیت ، سال ٢، ش ٧ (پاییز ١٣٧٥)؛
(٤٥) همو، «دورالاوراق المالیة فی الشریعة الاسلامیة »، رهنمون ، ش ٧ ( ١٣٧٣ش ) ؛
(٤٦) محمود هاشمی شاهرودی ، «احکام فقهی کاهش ارزش پول »، فقه اهل بیت ، سال ١، ش ٢ (تابستان ١٣٧٤)؛
(٤٧) احمدعلی یوسفی ، «پول امروز، مثلی یا قیمی یا ماهیت سوّم ؟»، فقه اهل بیت ، سال ٤، ش ١٤ (تابستان ١٣٧٧ الف )؛
(٤٨) همو، ماهیت پول و راهبردهای فقهی و اقتصادی آن ، تهران ١٣٧٧ش ب .

/ غلامرضا مصباحی /