دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٩٤٣
پیرنیا ، ابوالحسن ، ملقب به معاضدالسلطنه ، والی و وزیر، و وکیل مجلس شورای ملی . در ١٢٨٦/١٢٤٨ش ، در نائین متولد شد. پدرش ، میرزامحمدخان ، از مالکان نائین بود. ابوالحسن تحصیلات خود را، اعم از قدیم و جدید، در موطن خود در حد عالی انجام داد (شجیعی ، ص ٣١٣). در ١٣١٠ به خدمت وزارت امورخارجه درآمد. اولین سمت وی عضویت کارگزاری در آذربایجان بود؛ بعد به تهران انتقال یافت و ریاست «دفتر ثبت نوشتجات » وزارت امورخارجه را برعهده گرفت و سپس به ریاست تنظیم «دفتر عتیق » وزارت امورخارجه منصوب شد. از دیگر مشاغل او ریاست دفتر جنرال (سر) کنسول تفلیس و کنسول بادکوبه بود (میرزاهاشم خان ، ص ١٢٧). معاضدالسلطنه در اوایل ١٣٢٤ به اروپا رفت و به تحصیل زبان فرانسه پرداخت و در کشورهای اروپا سیاحت کرد. مشاهدة زندگی پیشرفتة مردم اروپا افکارش را متحول کرد. او از آن پس هدف سیاسی و اجتماعی تازه ای پیدا کرد و اندیشه اش به سوسیالیزم ملی گرایید و با ندای مشروطه خواهان ایران هماهنگ شد (صفائی ، ج ١، ص ٦٣٠).
معاضدالسلطنه در ١٣٢٥ به ایران بازگشت و به نمایندگی دورة اول مجلس شورای ملی تعیین گردید (همانجا). هنگام به توپ بستن مجلس شورای ملی در جمادی الاولی ١٣٢٦، به اروپا سفر کرد و در لندن به اتفاق سیدحسن تقی زاده * ، کمیته ای تشکیل داد و بعد از فتح تهران در ١٣٢٧، به ایران آمد و
در دورة دوم مجلس شورای ملی نمایندة گیلان شد (بامداد، ج ١، ص ٣٩).
نجفقلی خان صمصام السلطنه بختیاری * در رجب ١٣٢٩/ مرداد ١٢٩٠ وزرای کابینة خود را به مجلس معرفی کرد. میرزاحسین خان دبیرالملک ، وزیر پست و تلگراف این کابینه ، پس از چندی استعفا کرد و معاضدالسلطنه ، که از جناح اعتدالی مجلس بود، جانشین او شد و در ١٧ رمضان ١٣٢٩ به مجلس معرفی گردید. در ترمیم کابینه ، که در ٧ ذیحجة ١٣٢٩/ ٦ آذر ١٢٩٠ انجام گرفت ، معاضدالسلطنه در سمت خود تثبیت شد، اما در اواسط ١٣٣٠/ اوایل ١٢٩١ ش ، که موضوع تمدید امتیاز «شرکت تلگرافی هند و اروپ » مطرح شد، به سبب مخالفت با آن ، از وزارت پست و تلگراف استعفا کرد (ضرغام بروجنی ، ص ٦٨ـ٧٦؛ صفائی ، ج ١، ص ٦٣٩).
پس از سقوط کابینة صمصام السلطنه ، معاضدالسلطنه به حکومت یزد و کرمان منصوب شد ولی در آن شغل چندان نپایید و پس از یک سال و اندی به تهران بازگشت (بامداد؛ صفائی ، همانجاها). در سومین کابینه مستوفی الممالک ، که هنگامة مهاجرت پیش آمد (محرم ١٣٣٤)، معاضدالسلطنه از روی احساسات ملی به گروه کوچندگان پیوست ولی چون با مقاصد شخصی و سیاسی آنان هماهنگی نداشت ، در کار مهاجرت منفرد بود و چندین ماه در سمیرم و شهرکرد بختیاری به سر برد. در حکومت اخیر وثوق الدوله ، وقتی قرارداد ١٩١٩ امضا و منتشر شد، معاضدالسلطنه به حکم احساسات تند ملی در صف مخالفان قرار گرفت ، ولی از آنجایی که مخالفت او آشکار و مستقیم نبود، وثوق الدوله متعرض وی نشد و تبعیدش نکرد (صفائی ، همانجا).
در اوایل آبان ١٣٠٢ احمد شاه قاجار، در فترت بین مجلس چهارم و پنجم ، سردار سپه رضاخان ، وزیر جنگ ، را به رئیس الوزرایی برگزید. وی بی درنگ به تعیین وزیران پرداخت و روز پنجم آبان آنان را به احمدشاه معرفی کرد. در اولین کابینة سردار سپه ، معاضدالسلطنه به وزارت عدلیه رسید و تا ٧ شهریور ١٣٠٣ در این سمت ماند. در آن تاریخ ، ادیب السلطنه به جای وی وزیر عدلیه شد. معاضدالسلطنه در انتخابات دورة پنجم مجلس شورای ملی (٢٢ بهمن ١٣٠٢ ـ ٢٢ بهمن ١٣٠٤) از نائین به وکالت مجلس شورای ملی تعیین گردید ولی به علت عضویت در کابینه در جلسات مجلس شرکت ننمود و بعداً در شهریور ١٣٠٣ به مجلس وارد شد (عاقلی ، ج ١، ص ١٨٠، ١٨٧ـ ١٨٨، ١٩١؛ فرهنگ قهرمانی ، ص ٥٤، ٦١). پس از پایان مجلس پنجم ، معاضدالسلطنه پیرنیا قریب دو سال خانه نشین بود، و سرانجام در ٢٢ مرداد ١٣٠٨ والی کرمان شد (عاقلی ، ج ١، ص ٢٤٦؛ صفائی ، ج ١، ص ٦٤٦). در انتخابات دورة هشتم مجلس شورای ملی نیز مجدداً از نائین به وکالت مجلس شورای ملی تعیین شد. این مجلس در ٢٤ آذر ١٣٠٩ افتتاح ، و در ٢٤ دی ١٣١١ اختتام یافت (فرهنگ قهرمانی ، ص ٩٦، ١٠٢).
پس از اختتام دورة هشتم ، معاضدالسلطنه به استانداری فارس تعیین شد. فارس در آن هنگام ، بر اثر اغتشاشهای داخلی و شورش عشایر فارس و خشونت رفتار نظامیان و تحریکات قوام ، آرام نبود. با اقداماتی که وی در سمت خود انجام داد، امنیت و آرامش به حوزة فارس بازگشت (صفائی ، ج ١، ص ٦٤٧). در ١٣١٤ ش معاضدالسلطنه بار دیگر به استانداری کرمان منصوب گردید (باستانی پاریزی ، ص ٦٣٨). او در اردیبهشت ١٣١٨ بار دیگر به استانداری فارس منصوب شد. در این اوقات ، در اطراف فارس ناامنی تازه ای روی داده بود، و او با سابقه ای که در فارس داشت ، می توانست در این مأموریت مفید واقع گردد و منشأ خدمتی شود. معاضدالسلطنه ، در حالی که برای آرامش حوزة فارس گامهای مفیدی برمی داشت ، در شب ١٣ آذر ١٣١٨، پس از ترک باشگاه شیراز، به منزل خود نرسید و بامدادان جسد بی روح او را جلو خانه اش (باغ منتصریه ) و جسد نوکرش را در کنار رودخانه پیدا کردند. این حادثه مردم فارس را متأثر کرد. مرگ وی کاملاً مشکوک و مرموز بود و به توطئه شباهت داشت ؛ توطئه ای که احتمالاً بعضی از مأموران نظامی فارس آن را طراحی کرده بودند (صفائی ، ج ١، ص ٦٤٨).
منابع :
(١) محمدابراهیم باستانی پاریزی ، «فهرست اسامی حکام کرمان »، در یحیی احمدی کرمانی ، فرماندهان کرمان ، چاپ محمدابراهیم باستانی پاریزی ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٢) مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران در قرن ١٢ و ١٣ و ١٤ هجری ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٣) زهرا شجیعی ، نمایندگان مجلس شورای ملی در بیست ویکدوره قانونگذاری ، تهران ١٣٤٤ ش ؛
(٤) ابراهیم صفائی ، رهبران مشروطه ، ج ١، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٥) جمشید ضرغام بروجنی ، دولتهای عصر مشروطیّت ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٥٠ ش ) ؛
(٦) باقر عاقلی ، روزشمارتاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٧) عطاءالله فرهنگ قهرمانی ، اسامی نمایندگان مجلس شورای ملی از آغاز مشروطیت تا دورة ٢٤ قانونگذاری و نمایندگان مجلس سنا در هفت دورة تقنینیه از ٢٥٠٨ تا ٢٥٣٦ شاهنشاهی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٨) میرزا هاشم خان ، «تعرفة احوال و اعضاء وزارت امورخارجه دولت علیّه ایران »، در مهدی بن رضاقلی ممتحن الدوله ، رجال وزارت خارجه در عصر ناصری و مظفّری ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٥ ش .
/ باقر عاقلی /