دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٤٠٤
چَتالْجَهلی علیافندی ، شیخالاسلام و مفتی حنفی در دوره عثمانی. وی در ١٠٤١در چَتالجَه*بهدنیا آمد. پدرش، شیخمحمد، از مشایخ اهل طریقت بود. علی تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش به پایان رساند. شیخالاسلام خوجهعبدالرحیم در ١٠٥٧ وی را به عنوان «ملازم» (دستیار) پذیرفت. علی سپس به شیخیحیی منقاریزاده (متوفی ١٠٨٨) پیوست و در ١٠٦٣، با انتصاب یحیی افندی به منصب قضا در مصر، در آنجا در مقام «نایب محكمه» مشغول به كار شد و بعدها در استانبول نیز همین منصب را به دست آورد. سپس به حج مشرّف شد و در ١٠٧١ دوباره به مصر رفت و نایب محكمه باب گردید [رجوع کنید به سامی، ذیل مادّه؛ محكمه باب به نیابت از قضات استانبول، در شهرهای دیگر به امور ازدواج و طلاق و ثبت اسناد رسیدگی میكرد (پاكالین، ذیل "Bab Mahkemesi" ).
چتالجهلی هنوز سی ساله نشده بود كه در محافل علمی صاحبْنام شده، با عنوان احترامآمیز «نایبْ چلبی» (میرزانایب [ محكمه ])، شهرت یافت و به تدریس پرداخت. وی در دو جنگ، قاضی عسكر بود و فاضلاحمدپاشا، صدراعظم وقت، از خدمات او تقدیر كرد.
چتالجهلی در ١٠٨٢ در مصر به منصب قضا رسید و در ١٠٨٤، هنگامی كه استادش منقاریزاده بیمار بود و سپاه عثمانی برای لشكركشی به اوكراین آماده شده بود، به توصیه فاضلاحمدپاشا، به درجه شیخالاسلامی نایل آمد. دوره تقریباً سیزده ساله شیخالاسلامی چتالجهلی با سلطنت محمد چهارم (حك: ١٠٥٨ـ١٠٩٩) و شكست سپاه عثمانی در وین و از دست دادن مجارستان هم زمان بود. از اینرو، او متهم شد كه وظیفه شیخالاسلامی خود را به نحو شایسته انجام نداده و به محمد چهارم، كه پیوسته در حال شكار بوده و به امور مملكت اهمیت نمیداده، هشدار نداده است. وی همچنین به سبب شركت نكردن سلطان در نماز جمعه و بیتوجهی او به امور دینی و دولتی موردپرسش قرارگرفتكه این اعتراضها و اهانتها موجب ناراحتی چتالجهلی شد، به طوری كه وقتی سلطان وی را برای مشورت در باره علل سقوط بوداپِست فراخواند، در آن جلسه شركت نكرد. در نتیجه، سلطانمحمد در ١٠٩٧ او را، عزل و بهبورسه تبعید كرد.
علی افندی چهار سال بعد به استانبول بازگشت و در ١١٠٣، به دعوت سلطان احمد دوم (حك: ١١٠٢ـ١١٠٦) به شهر اَدِرنه رفت و دوباره با احترام به مقام شیخالاسلامی منصوب شد، ولی پس از چهل روز، وفات یافت و در مسجدجامع ادرنه دفن گردید [ سامی، همانجا ].
چتالجهلی را حنفیمذهب دانستهاند (برای نمونه رجوع کنید به بغدادی، ج ١، ستون ٧٦٣)، [ ولی كحّاله (ج ٧، ص ١٨٨)، ظاهراً به اشتباه، او را حنبلی معرفی كرده است ]. چتالجهلی، به دلیل تأثیرپذیری از طریقت صوفیه، به مجمعالبحرین مشهور بود. از او نوشتههای زیادی بر جای مانده و فتواهایش، با عنوان فتاوی علیافندی، بارها در استانبول به چاپ رسیده است.
منابع:
(١) [اسماعیل بغدادی، هدیه العارفین،ج ١، در حاجی خلیفه، ج ٥ (؛
(٢) محمد راشد، تاریخ راشد، استانبول ١٢٨٢،ج ١، ص ٣٠٤ـ ٣٠٥،ج ٢، ص ١٨٣، ١٨٨؛
(٣) احمد رفعت، دوحه المشایخ،استانبول ١٩٧٨، ص ٧١ـ٧٢؛
(٤) ) شمسالدینبن خالد سامی، قاموس الاعلام،چاپ مهران، استانبول ١٣٠٦ـ١٣١٦/ ١٨٨٩ـ ١٨٩٨ (؛
(٥) محمدآغا سلاحدار فندقلیلی، سلاحدار تاریخی، چاپ احمد رفیق، استانبول ١٩٢٨، ج ١، ص ٦٣٢ـ٦٣٣، ج ٢، ص ٢١٦، ٢٤٥ـ ٢٤٨، ٦٢٣ـ٦٢٥؛
(٦) شیخی محمد افندی، وقایعالفضلاء، در شقائق نعمانیه و ذیللری، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول: دارالدعوه، ١٩٨٩، ج ٢، ص ٦٧ـ ٦٩؛
(٧) علمیه سالنامهسی، استانبول ١٣٣٤، ص ٤٨٥ ـ ٤٨٦؛
(٨) )عمررضا كحّاله، معجمالمؤلفین، دمشق ١٩٥٧ـ١٩٦١، چاپ افست بیروت، بیتا. ]؛
(٩) ]Mehmet Zeki Pakalin, Osmanl tarih deyimleri ve terimleri sozlugu, Istanbul ١٩٧١-١٩٧٢];
(١٠) Ismail Hakki Uzuncarsili, Osmanl tarihi, Ankara ١٩٤٧-١٩٥٩, III/٢, ٤٧٩-٤٨٠.
/ محمد ایپشیرلی ، تلخیص از د. ا. د. ترك /