دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٤٧٣
بیستون ، مجموعة باستانی ـ تاریخی ، مفصّلترین سنگ نبشتة جهان ؛ نیز نام کوه ، دشت ، بخش و شهری در غرب ایران ، نزدیک کرمانشاه .
نام آن در بیشتر مآخذ «بیسْتون » یا «بیسُتُون »، در برخی مآخذ «بِهِسْتون » و «بِهِسْتان »، و در منابع عربی ، «بَهستون »، «بِهستون » و «بیستون »، و در منابع قدیم یونانی «بگیستانون » آمده است . واژة بیستون با کلمه و مفهوم ستون هیچ ربطی ندارد و شکل تغییریافتة صورت پارسی باستان بَغِستانه (مرکب از بَغ به معنای خدا و پسوند سِتان ، به معنای جایگاه ، و رویهمرفته به معنای «معبد» یا «جایگاه خدایان »، و اصطلاحاً «مکان مقدس ») است (کنت ، ص ١٠٨؛
اشمیت ، ص ١٧؛
جکسون ، ص ٢٠٥؛
برهان ، ج ١، ص ٣٣٧، پانویس ١).
١) کوه و دشت بیستون . کوه بیستون با ارتفاعی حدود ٨٠٠ ، ٢ متر، بلندترین دیوارة سنگی ایران است (جعفری ، ج ١، ذیل مادّه ). نام آن در متون کهن فارسی ، پَره و در متون عربی سِن سمیره (دندانِ سمیره ) آمده است ( رجوع کنید به ابن خرداذبه ، ص ٢٢٦؛
ابودلف خزرجی ، تعلیقات مینورسکی ، ص ١٢٥). بیستون کوه منفردی نیست ، بلکه نقطة پایانی یکی از رشته کوههای زاگرس * یا پاطاق * ، به نام کوههای پَرّو * است . بیستون از دو جبهه به سانِ دیواری صاف و سر به فلک کشیده به نظر می رسد و هیبتش از دیرباز نظر سیّاحان را به خود جلب کرده است . از دامنة آن چشمه ای پر آب (در اصطلاح محلی : سراب ) می جوشد که از دیرینه ترین ایّام ، اتراقگاه کاروانیان ، سپاهیان و مسافران بوده است .
بر سینة این کوه کتیبة بیستون نقش شده و در دامنة آن ، دشت و ناحیة تاریخی ، بخش و شهر کنونی بیستون قرار گرفته است . از دیرباز در آثار جغرافیایی و تاریخی به کوه بیستون اشاره شده است .
در دامنة شرقی ، جنوبی و قسمتهایی از دامنة غربی کوه بیستون ، دشت گسترده و سرسبز بیستون قرار دارد. رودخانة گاماساب * که از کوههای الوند سرچشمه می گیرد، در ناحیة بیستون با رود دینَوَر * تلاقی می کند و از پای کوه بیستون و از میان دشت بیستون می گذرد ( رجوع کنید به افشین ، ج ١، ص ٣٨٢). این دشت یکی از حاصلخیزترین زمینهای کشاورزی و از قدیمترین نقاطی است که کشت و کار در آنها آغاز شده است . پوشش طبیعی گیاهی دشت سبب شده است که از دیرترین ایّام چراگاه و یکی از عمده ترین مراکز پرورش اسبهای مرغوب باشد (رشیدیاسمی ، ص ٦٣؛
کمرون ، ١٣٦٥ ش ، ص ١٣٠)؛
ازینرو این دشت ارزش نظامی نیز داشته است .
امروزه دشت بیستون به سبب آب و هوای مناسب و خاک مرغوب ، به منطقة کشت صنعتی و محل مناسبی برای توسعة برخی فعالیتهای صنعتی تبدیل شده است . کارخانة قند بیستون ، که جز تولید قند و شکر تولیدهای جنبی دیگری هم دارد، از مهر ١٣٤٢ به بهره برداری رسیده است . اکنون (زمستان ١٣٧٨ش ) با ٣٢٥ تن کارکنان دایمی ، سالانه ٠٠٠ ، ٢٠ تا ٠٠٠ ، ٢٧ تُن قند و شکر و ٠٠٠ ، ١٤ تا ٠٠٠ ، ١٧ تن تفالة خشک تولید می کند (شرکت سهامی عام قند بیستون . دفتر مدیرعامل در تهران ، دورنگار مورخ ٢٥/١٠/١٣٧٨). هنرستان این کارخانه نیروی فنّی و ماهر مورد نیاز را تربیت می کند. کارخانة شیر پاستوریزه (تأسیس ١٣٤٧ش )، آزمایشگاه خاکشناسی و تحقیقاتی زراعتی و انبار ادارة کل کشاورزی استان کرمانشاهان از مجموعة تأسیسات فنّی ـ اقتصادی است که در دشت بیستون ، در دامنة کوه و نزدیک هم بنا شده اند (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلّح ، ج ٤٦، ص ٨٤).
در دشت بیستون غلات ، حبوبات ، چغندر قند، توتون ، پنبه ، انواع صیفی و درختان میوه کشت می شود. یکی دیگر از محصولات عمدة این دشت ، چوب سپیدار و درختان شبیه به آن است . کشاورزی و باغداری در این دشت ، شغل اکثر ساکنان بخش بیستون است . از نقاط کوهستانی بیستون گیاهانی مانند کنگر، ریواس و قارچ به دست می آید (شورای عالی برنامه ریزی استان باختران ، ج ٢، ص ٣٧؛
سازمان جغرافیائی نیروهای مسلّح ، همانجا).
٢) بخش و شهر بیستون . بخش بیستون از شمال به بخش تاریخی دینَوَر، از مشرق به بخش مرکزی شهرستان صحنه * ، و از جنوب و مغرب به بخش مرکزی شهرستان هَرْسین محدود است . بیستون در تقسیمات کشوری قبلی در بخش صحنه و تابع شهرستان کرمانشاه * بود (ایران . وزارت کشور، ص ٦٧ـ ٦٨) و اکنون از بخشهای تابع شهرستان هرسین در استان کرمانشاهان است . براساس سرشماری ١٣٧٥ ش ، جمعیت بخش بیستون ٠٥٨ ، ٢٧ تن و شمار باسوادان آن در همین سال ٥٤٩ ، ١٧ تن بوده است (مرکز آمار ایران ، ص ٢ـ٣). این بخش ، از دو دهستان تشکیل می شود، چمچمال * (با ٥٧ آبادی ) و شیزر (با ١٥ آبادی ). از این تعداد ٣٩ آبادی جلگه ای ، ٢٤ آبادی کوهستانی و بقیه جلگه ای و کوهستانی و جلگه ای و جنگلی است (همان ، ص ٢ـ١٠). اهالی بیستون شیعه اند و به فارسی و گویش کردی کرمانشاهی سخن می گویند (رزم آرا، ص ٦٦).
شهر بیستون ، مرکز این بخش ، با ارتفاع ٣٢٠ ، ١ متر از سطح دریا، در حدود سی کیلومتری شمال شرقی شهر کرمانشاه ، میان کوه بیستون و رود گاماساب ، بر سر راه اصلی مرکز به غرب کشور قرار گرفته است . تا پیش از تصویبنامة هیئت وزیران (شمارة ٩٣٨٠٨/ ت ٩٠٧، مورّخ ٢٤/١/١٣٦٨ ش ) بیستون آبادی و مرکز دهستان چمچمال بود، اما پس از اجرای تصویبنامه ، به مرکز بخش بیستون و به شهر تبدیل شد (ایران . قوانین و احکام ، ص ١٣٧).
گسترش سریع شهر کرمانشاه از سمت شمال و شمال شرقی در سالهای اخیر، احداث فرودگاه جدید کرمانشاه ، تأسیس چند کارخانة صنعتی و شهرکهای جدید میان آن شهر و بیستون ، تقریباً دو شهر را به هم متصل کرده است . استعداد صنعتی ـ تولیدی و کشاورزی منطقة بیستون ، شهر بیستون را بیش از پیش به سمت تراکم فعالیتها و جمعیت سوق می دهد.
پیشینه . بیستون بر سر راه تاریخی میان شرق و غرب قرار داشت ، راهی که ری و هَگمتانه (همدان ) را به حُلوان ، بابِل و بغداد متصّل می کرد و از بین النهرین در سه شاخه به سمت مصر، شرق مدیترانه و آسیای صغیر و یونان و غرب امتداد می یافت ، و پایتختهای امپراتوریهای بزرگ آن عصر را به یکدیگر مرتبط می ساخت . از دیرباز جغرافی نگاران و سیّاحان بسیاری در نوشته های خود، به بیستون و برخی آثار و بناهای تاریخی آن اشاره کرده اند. ارتشهایی که از خطة غرب می گذشتند، کنار چشمه های پر آب بیستون و در حاشیة رود گاماساب اتراق یا استراحت می کردند. گذشته از این اهمیت سوق الجیشی و نظامی ، بیستون نزد ایرانیان قدیم جایگاهی در خور ستایش و احترام بود (کمرون ، ١٣٣٨ش ، ص ١٣٩؛
گیرشمن ، ص ١٥٨).
قدیمترین مأخذی که در آن به کوه و کتیبة بیستون اشاره شده ، نوشتة دیودوروس سیسیلی مورخ (متوفی پس از ٢١ ق م ) است (جکسون ، ص ٢٠٥، پانویس ٢؛
داندامایف ، ص ٤٧). به گفتة وی ، اسکندر مقدونی ضمن لشکرکشی از شوش به همدان ، از بیستون دیدن کرده است . در منابع قدیم یونانی نیز ـ چنانکه گفته شد ـ نام بیستون آمده است . ایسیدوروس خاراکسی ، جغرافی نگار اواخر قرن اول ق م ، دربارة راه کاروانرو شرق بابل شرحی نگاشته و در آن ، بیستون را «باپتانا » نامیده است (داندامایف ، ص ٤٩) که در ناحیة کامپاندا در سرزمین مادها قرار داشته و در کتیبة بیستون از آن نام برده شده است (همانجا). تاکیتوس (تاسیت )، مورخ رومی قرن اول میلادی ، به پرستشگاهی اشاره کرده که ایرانیان در دامنة کوه بیستون ساخته بودند (همان ، ص ٤٨). عربها در لشکرکشی به ایران در جنگ نهاوند، راهی جز عبور از بیستون و پل ساسانی نداشته اند ( رجوع کنید به«آثار دیگر» در ادامة مقاله ).
در قرون نخستین اسلامی ، شهرهای دینور و قَرمیسین (کرمانشاه ) رو به ترقی گذاشت ، و بیستون میان این دو و بر سر راه حلوان به همدان و ری و اصفهان قرار داشت . در آثار قدیم اسلامی ، و در بیشتر منابع جغرافیایی اسلامی که به بلاد ایران پرداخته اند، از بیستون یاد شده است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ).
در نیمة اول قرن چهارم ، خاندان حَسَنویه * (نیز معروف به کُردان بَرزَکانی )، از معاصران آل بویه ، قیام کردند و به قدرت رسیدند. شهر دینور و قلعة سَرماج * ، هر دو در نزدیکی بیستون ، از اقامتگاهها و مراکز قدرت آنان بود (رشید یاسمی ، ص ١٨٢).در آثار جغرافیایی عمدة قرن چهارم ، بیستون بارها وصف شده است . ابن رُسته (حدود اوایل قرن چهارم ) به کوه بیستون ، درة دامنة آن و چشمه ای در کنار درّه ، که می تواند «پنج سنگ آسیاب را بگرداند» (ص ١٩٥) اشاره کرده است . به نوشتة مقدسی (متوفی ٣٧٥ یا ٣٨٠)، بیستون یکی از منازل میان قرمیسین و همدان است و شگفتیهایی در آنجاست (ص ٣٩٦، ٤٠١). در ٣٤١، ابودُلَف از کوه بیستون ، تصویرها و نقشها و پل عظیمی بر رودخانة گاماساب یاد کرده است (ص ٦٣). ابن حوقل (نیمة دوم قرن چهارم ) در کتاب صورة الارض مطلب مستقلی را به بیستون اختصاص داده ، اما آثار تاریخی بیستون و طاق بستان را درهم آمیخته است . در ذکر مسافات نوشته است که از قریة ابی ایوب تا بیستون دو فرسنگ و از آنجا تا قرمیسین هشت فرسنگ است (ص ١٠٢ـ١٠٣). او کتیبه و نقش بیستون را اینطور وصف می کند: «و کسی به من چنین گفت که ... به مسافتی دورتر ( از طاق بستان ) نقش سنگیِ مکتبی با معلم و بچه ها دیده است و در دست معلم تسمه ای است که بدان قصد زدن بچه ها را دارد» (ص ١١٦). وی داریوش را معلم ، و امیران شورشی اسیر را که در برابر وی صف کشیده اند، بچه های مکتبی پنداشته است . اصطخری (متوفی ٣٦٦) نیز در ذکر مسافات ، به فاصلة بیستون تا قرمیسین اشاره کرده است (ص ١٦٣).
ابن فقیه ، جغرافیدان اوایل قرن پنجم ، از «بَهِسْتون » در ردیف ایوان مداین ، ستونهای قصر دزدان (آثار بنای آناهیتا در کنگاور) و منار ذات الحوافر در همدان یاد کرده است (ص ٨٩). یاقوت حموی (متوفی ٦٢٦) فاصلة بیستون را تا همدان چهار منزل و تا قرمیسین هشت فرسنگ ذکر کرده است . به گفتة او، کوههای بیستون چنان بلند است که نمی توان بر فراز آن صعود کرد. راه زایران حج از پایین همین کوه است (ج ١، ص ٧٦٩). یاقوت حموی به برخی از آثار بیستون اشاره کرده (ج ١، ص ٧٦٩ـ ٧٧٠) اما او نیز آنها را با آثار باستانیِ طاق بستان درهم آمیخته است . با این حال ، ظاهراً نخستین جغرافیدان اسلامی است که احتمال داده است آثار بیستون متعلق به عصر ساسانی باشد. ابوالفداء (متوفی ٧٣٢) در فصل کوهها به کوه بیستون اشاره نموده و سپس عبارت ابن حوقل را دربارة آن نقل کرده است (ص ٩٧).
دشت بیستون در عصر مغولان و تیموریان ظاهراً از مراکز اصلی پرورش اسب برای سپاهیان بوده است . منطقة چمچمال ، که بیستون از دیرباز مرکز اصلی آن قلمداد می شد، مورد توجه ابوسعید بهادرخان (حک : ٧١٧ـ٧٣٦) قرار گرفته بود. گویا امیران مغول در نظر داشتند که به جای بهار * ، نزدیک همدان ، چمچمال را کرسی ولایت کردستان قرار دهند ( کرمانشاهان باستان ، ص ١٢٤). در عصر حکومت سلطان محمد خدابنده ، الجایتو (٧٠٣ـ٧١٦) در پای کوه بیستون مرکزی ساخته شد که به آن «سلطان آبادِ چمچمال » یا «بغداد کوچک » گفته اند. در کاوشهای باستانی ، از بناهای این مرکز آثاری به دست آمده است ( رجوع کنید به«آثار دیگر» در ادامة مقاله ) که نشان می دهد ایلخانان می خواسته اند در بیستون مرکزیتی در نواحی غربی ایران ایجاد کنند (گلزاری ، ج ١، ص ٣٩٩).
در عصر صفویه و در دورة ممتد منازعات و اختلافات مرزی ایران و عثمانی ، حتی تا دوره ای طولانی در عهد قاجاریه ، که کرمانشاهان منطقة با اهمیتی به شمار می رفت ، والیان قدرتمند و با نفوذی به حکومت این ولایت منصوب می شدند، و بیستون به جهت اهمیت سوق الجیشی و جغرافیایی یکی از نقاط مورد توجه بود. شاهرخ بیگ ، برادر شیخ علی خان زنگنه * ، در ١٠٤٨ به حکومت ناحیة کرمانشاه ، کَلهُر، سُنقُر، هَرسین و بیستون منصوب شد ( کرمانشاهان باستان ، ص ١٢٩). اسکندربیگ منشی در تاریخ عالم آرای عباسی به رباطی در بیستون اشاره کرده است که زایران عتبات مقدسه در آن اتراق می کرده اند، و گفته است که شهر جدید چمچمال پای کوه بیستون برای زایران ترتیب یافته است (ج ٢، ص ١١١١). متن وقفنامة شیخ علی خان زنگنه ( رجوع کنید به«آثار دیگر» در ادامة مقاله ) در ١٠٩٣، که حاکی از وقف املاکی چند در منطقة چمچمال و دینور، برای رفاه حال سادات فاطمی ، به کاروانسرای بیستون است ، از اهمیت بیستون در مسیر زیارتی حکایت می کند.
وصف اعتمادالسلطنه (متوفی ١٣١٣) از بیستون در اوایل قرن چهاردهم ، در اصل نقل از منابع متقدم است ، و فقط او تصریح کرده است که راه زایران مکه از دامنة کوه بیستون است (ج ١، ص ٤٩٤)، اما وصف ناصرالدین شاه قاجار (حک : ١٢٦٣ـ ١٣١٣) زنده تر و حاوی اطلاعات بیشتری است . او از خود ده بیستون ، کاروانسرا، چشمة آبی که یک سنگ آب دارد، پل چهار چشمه بر رود گاماساب ، و باغ احداثیِ صارم الدوله در بیستون که بیشتر درختانش تبریزی است ، سخن گفته و از آثار و بناهای تاریخی بیستون بازدید کرده و آن را بتفصیل و به گونه ای خوشایند شرح داده است ( رجوع کنید به ناصرالدین قاجار، ص ٤٧ـ٤٩). کاروانسرای بیستون در دورة صدارت میرزا آقاخان نوری ، صدر اعظم ناصرالدین شاه ، مرمت شده است (گلزاری ، ج ١، ص ٤٠٨).
منطقة بیستون در جنگ جهانی دوم (١٣١٨ـ١٣٢٤ ش /١٩٣٩ـ ١٩٤٥) یکی از محلهای استقرار نیروهای متفقین بود. آثاری از ساختمانهایی که نیروهای نظامی در آنها مستقر بودند، هنوز برجاست .
سیّاحان خارجی بسیاری از بیستون دیدار کرده اند که برخی از مهمترین آنان عبارت اند از: بمبو در نیمة دوم سدة یازدهم /نیمة دوم سدة هفدهم ؛
اوته ، حدود ١١٤٨/١٧٣٥. وی ظاهراً نخستین اروپایی بوده که توجه اذهان را به بیستون جلب کرده است ؛
اولیویه ، در اوایل سدة سیزدهم / اواخر سدة هجدهم ؛
گاردان ، برادر ژنرال گاردان معروف ، در اوایل سدة سیزدهم /اواخر سدة هجدهم و اوایل سدة نوزدهم که نقشهای کتیبة بیستون را پیکرهای دوازده حواری مسیح می پنداشت ؛
کینیر و ژوبر در اوایل سدة نوزدهم ؛
کر پورتر که در ١٢٣٣/ ١٨١٨ از بیستون دیدار کرده و نقشها را به اسباط اسرائیل و اسارت آنان نسبت داده است ؛
و هنری راولینسون * ( رجوع کنید بهقسمت سوم مقاله ) که در ١٢٥١/١٨٣٥ کتیبة بیستون را از لحاظ علمی و فنی بررسی کرد و در نتیجة کشفیات او بود که بیستون شهرتی جهانی یافت و توجه خاورشناسان ، ایرانشناسان و سیاحان به آن جلب شد (برای تفصیل بیشتر رجوع کنید بهجکسون ، ص ٢٠٦ـ ٢٠٨؛
داندامایف ، ص ٤٩ـ٥٢). در ١٢٥٥/ ١٨٣٩ دو سیّاح فرانسوی به نامهای فلاندن و کوست ، بازمانده هایی از ویرانه ای تاریخی را در دامنة کوه بیستون کشف کردند. این دو گمان می کردند که این آثار متعلق به شهر باستانی کامپاندا باشد. در نیمة دوم قرن سیزدهم / نوزدهم و در قرن چهاردهم / بیستم بسیاری از دانشمندان ، باستانشناسان و سیاحان خارجی از بیستون دیدار کرده و برخی از آنان شرح مطالعات یا مشاهداتشان را انتشار داده اند (برای آگاهی از مهمترین آنها رجوع کنید بهادامة مقاله ).
٣) سنگ نبشتة (کتیبة ) بیستون . مهمترین اثر تاریخی ، ادبی ، هنری از عصر هخامنشی ، مفصلترین سنگ نبشتة جهان ، قدیمترین متن شناخته شدة ادبیات ایرانی ، و کلید کشف زبانهای بابلی و آشوری و همة زبانهایی است که به خط میخی نوشته شده است . این کتیبه به «لوح روزتا (رشید) آسیا» ( > فرهنگ جغرافیایی وبستر < ، ذیل مادّه ) و«ملکة کتیبه های شرقی باستان » (اشمیت ، ص ١٧) نیز معروف است .
کتیبة بیستون به احتمال زیاد، حداکثر بین سالهای ٥٢١ تا ٥١٧ق م و بیش از یک نوبت ، به فرمان داریوش یکم ، شاهنشاه هخامنشی (حک : ٥٢١ ـ٤٨٦ ق م )، و پس از پیروزی قطعی او بر گئوماتا (بردیای دروغین )، و احتمالاً موفقیت در نبردی در ناحیة نسایه در ماد، واقع در نزدیکی کوه بیستون ، و نیز قلع و قمع شورشیان دیگر و استقرار آرامش در کشور، کنده شده است (همان ، ص ١٨؛
احتشام ، ص ١٧٠).
کتیبه بر دیوارة سنگی بیستون ، که صعود به آن بدون تجهیزات و مهارت ممکن نیست ، کنده شده و فاصلة کتیبه تا سطح زمین ، به سبب دشواری اندازه گیری ، با ارقام مختلف در منابع ذکر شده است . براساس اندازه گیری مسعود گلزاری ، باستانشناس و نویسندة کتاب کرمانشاهان و کردستان ، ارتفاع پایین ترین سطر کتیبه تا نقطه ای صُفه مانند در پای دیوارة سنگی ، که می توان در آنجا ایستاد، پنجاه متر و از آنجا تا سطح جادة آسفالته در دامنة کوه ، حدود بیست تا سی متر است (درگفتگو با نویسنده ).
کتیبه ٢٢ متر درازا و ٨ر٧ متر پهنا، و نقش سنگی ٣ متر پهنا و ٤٨ر٥ متر درازا دارد. کتیبه به سه زبان فارسی باستان ، عیلامی و بابلی است . متن اول عیلامی در سمت راست نقش ، متن بابلی در سمت چپ نقش ، متن دوم عیلامی زیر متن بابلی ، و متن فارسی باستان زیرنقش و زیر متن اول عیلامی است . متنهای عیلامی جمعاً در هفت ستون و رویهمرفته در ٥٨٢ سطر، متن بابلی در یک ستون و جمعاً در ١١٢ سطر و متن فارسی باستان در پنج ستون ، ٤١٤ سطر و با ٦٠٠ ، ٣ واژه نوشته شده است ( ایرانیکا ، ج ٤، ص ٣٠٢). درازای ستون متن فارسی باستان ٤ متر و پهنای آن ٢ متر، اندازة حروف ٣٢ و فاصلة سطرهای متن ٤٢ میلیمتر است (داندامایف ، ص ٤٦؛
جکسون ، ص ٢٢٦).
نقش بیستون پیروزی داریوش یکم را بر گئوماتا و نُه شورشی نشان می دهد. نماد فروهر، در حال پرواز، بالای نقش دیده می شود. داریوش دست راستش را به نشانة ستایش اهورامزدا بالا برده و پای چپش را بر سینة گئوماتا، که زیر پای او افتاده ، نهاده است . شورشیان که دستهایشان از پشت و گردنشان با ریسمان به هم بسته شده است ، پشت سر هم در برابر داریوش ایستاده اند. یک نیزه دار و یک کماندار پشت سر داریوش دیده می شوند (اشمیت ، تصویر ٢٩). بلندی قامت داریوش در نقش ١٨٠، قامت نیزه دار و کماندار حدود ١٥٠، و قامت شورشیان حدود ١٢٠ سانتیمتر است (داندامایف ، ص ٤٧). متن و نقش بر اثر عواملی چند، از جمله عوامل زمین شناختی ، فرسایش باران و باد، رسوب مواد آلی ، رشد جلبک در درز سنگها و تأثیر سایر پدیده های طبیعی ، فیزیکی ، شیمیایی ، و نیز تخریب به دست بشر، بویژه در عصر رواج تفنگ ـ که از قسمتهای برجسته و نمایانتر نقش و از فاصلة دور به عنوان نشانه استفاده می کرده اند ـ و ناآگاهیها و بی مبالاتیهای دیگر، آسیب جدّی دیده است . گویا در سالهای اخیر و درپی تصویب طرحی در سازمان میراث فرهنگی کشور به منظور حفاظت از آثار تاریخی بیستون و طاق بستان در قالب یکی از طرحهای ملی ، اقداماتی برای نجات دادن مهمترین کتیبة سنگی جهان و حفاظت علمی و روشمند از آن آغاز شده است ( رجوع کنید بهمهدی آبادی ، ص ٦١ به بعد؛
سازمان میراث فرهنگی . پروژه های بزرگ بیستون و طاق بستان ، نامة مورخ ١٠/٢/١٣٧٩).
نکته های اصلی کتیبة بیستون از این قرار است : معرفی داریوش از زبان خود او، دودمان هخامنشی ، چگونگی اعادة پادشاهی به هخامنشیان ، شیوة حکومت داریوش ، مرگ کمبوجیه ، طغیان گئوماتا و کشته شدن او در پاییز ٥٢٢ ق م ، شورش و طغیان در بسیاری از سرزمینها و سرکوبی آنها و اعادة نواحی بسیاری که از فرمانبرداری سر باز زده بودند، پیروزیهایی که در نوزده نبرد نصیب داریوش شده است و از جمله پیروزی مهم و دشوار بر سکاها، چگونگی استقرار آرامش و امنیت در امپراتوری پهناور، ردّ ادعاهای طاغیانِ ضدّحکومت ، هشدار نسبت به دروغگویی ، دفاع از راستی و راستگویی ، دعای نیک در حق کشور و مردم ، سپاسگزاری داریوش از یاریهای اهورامزدا در غلبه بر معارضان و بازگشتن صلح ، اندرز به شاهان آینده و کسانی که کتیبة بیستون را می خوانند، نام کسانی که در غلبه بر گئوماتا از داریوش پشتیبانی کردند، و اشاره به انتشار متن کتیبه در سراسر قلمرو هخامنشی (برای آگاهی از متن کامل کتیب رجوع کنید بهکنت ، ص ١١٦؛
شارپ ، ص ٣٢ـ٧٧؛
اشمیت ، خلاصة کتیبه ، ص ٢٠ـ٢٢، کل متن ، ص ٢٧ـ٧٧).
بررسیهای علمی و فنّی نشان داده است که متنهای کتیبه در دوره های مختلفِ حکومت داریوش نوشته شده است . متنهای بابلی و فارسی باستان ، و نقش سکاییِ تیز خود در انتهای صف شورشیان ، گویا بعداً افزوده شده است ( ایرانیکا ، ج ٤، ص ٣٠١ـ ٣٠٢). در ستون چهارم کتیبه آمده است که متن کتیبه را به دستور داریوش شاه بر لوح و چرم نوشته ، به همه جای کشور فرستاده اند (شارپ ، ص ٧٣؛
شهبازی ، ص ٣٦).
رمز گشایی خطوط کتیبة بیستون ، سرآغاز فصلی نو در مطالعات باستانشناسی و خاورشناسی ، و کشف بخشهایی ازتاریخ ناشناختة ایران باستان و برخی اقوام و ملتهای همجوار بوده است . گروتفند * (١٧٧٥ـ١٨٥٣میلادی )، زبانشناس و باستانشناس آلمانی ، توانست ده نشانة خط پارسی باستان را کشف کند (شارپ ، ص ١). دو دانشمند فرانسوی نیز با حمایت مراکز علمی فرانسه برای نسخه برداری از کتیبة بیستون به ایران آمدند، اما نتوانستند کتیبه را بخوانند (کمرون ، ١٣٣٨ ش ، ص ١٤٢). هنری راولینسون انگلیسی (١٨١٠ـ ١٨٩٥میلادی ) با پشتکار و حوصله ای بی مانند در سالهای ١٢٥١تا١٢٥٣/ ١٨٣٥ـ١٨٣٧ (در دورة حکومت محمد شاه قاجار) و ١٢٦٠ و ١٢٦٣/ ١٨٤٤و١٨٤٧ (مقارن آغاز حکومت ناصرالدین شاه ) توانست کتیبه را از نزدیک بررسی کند و از قسمتی از آن رونوشت بردارد. وی در ١٢٦٥ـ١٢٦٧/ ١٨٤٩ـ١٨٥١ کتابی با نام > کتیبه های میخی فارسی در بیستون < نوشت . او رمزگشای خط میخی پارسی باستان ، و راهگشای کشف خطوط عیلامی و بابلی و یاری رسانِ مطالعات آشورشناسی است (کمرون ، ١٣٣٨ش ، ص ١٤٣؛
داندامایف ، ص ٥٠؛
ایرانیکا ، ج ٤، ص ٣٠٠). آبراهام جکسون (١٨٦٢ـ١٩٣٧میلادی )، زبانشناس و ایرانشناس امریکایی ، در ١٣٢١/١٩٠٣ (اواخر دورة حکومت مظفرالدین شاه قاجار) رونوشتهای کتیبه را با اصل مقابله کرد و برای نخستین بار از کتیبه و نقش بیستون عکس گرفت . همچنین توانست برخی از خطاهای راولینسون را در خواندن نشانه ها تصحیح کند ( رجوع کنید بهجکسون ، فصل مربوط به بیستون ). در ١٣٢٢/١٩٠٤، ویلیام کینگ و رگینالد تامپسون ، از نقطه ای هفتادمتر بالاتر از کتیبه به کمک ریسمان پایین آمدند و قسمتهای مختلف کتیبه را بررسی و شماری از قرائتهای راولینسون را تصحیح کردند (کمرون ، ١٣٣٨ش ، همانجا؛
داندامایف ، ص ٥٣). جورج کمرون * (١٩٠٥ـ ١٩٧٨)، باستانشناس ، ایرانشناس و عیلامشناس امریکایی ، نیز نسخة دیگری از کتیبه تهیه کرد و توانست شمار دیگری از واژه ها و حروف خوانده نشده را بخواند و از چهار ستون کتیبه ، که قبلاً از آنها نسخه برداری نشده بود، نسخه بردارد و از نشانه ها با خمیر کائوچو قالبگیری کند و نیز متن کامل کتیبه های عیلامی ، بابلی و پارسی باستان را مقابله و بسیاری از مشکلات آنها را مرتفع سازد، و سرانجام برای رسیدن به کتیبه از پایین راهی بیابد (١٣٣٨ ش ، ص ١٤٨ـ ١٤٩، ١٥٦). پس از این بررسیها، داوری دربارة مُفاد کتیبة بیستون مبنای استوارتری یافت . به گفتة یوزف هینتس ، دانشمندان روسی در خلال جنگ جهانی اول توانستند کتیبه و آثار بیستون را از نزدیک و بدقت بررسی کنند (اشمیت ، ص ٢٥).
آثار دیگر. در کاوشهای باستانشناسی در دهة ١٣٤٠ش ، چند غار از دوران پیش از تاریخ و آثاری از سکونت انسان در منطقة بیستون به دست آمد ( ایرانیکا ، ج ٤، ص ٢٩١)، از جمله غار کوچکی احتمالاً مربوط به شکارچیان پیش از تاریخ ( کرمانشاهان باستان ، ص ١٤؛
گلزاری ، ج ١، ص ٣٢٦). در کاوشهای ١٣٤٢ تا ١٣٤٦ ش ، صفه ای سنگی ، یک راهرو، اتاقی مستطیل شکل و سفالینه هایی متعلق به هزارة اول ق م و عصر حکومت مادها در دامنة کوه بیستون کشف شد که احتمالاً آثاری از مکانی مقدس است (گلزاری ، ج ١، ص ٣٢٨؛
ایرانیکا ، همانجا). در بهمن ١٣٣٧ تندیسی از هرکول (احتمالاً متعلق به ١٥٣ق م ) که تاکنون نظیر آن در ایران دیده نشده ، به دست آمد و چون اشکانیان آن را از بین نبرده اند، تفسیرهای تاریخی مختلفی را برانگیخته است . پشت سر این تندیس کتیبة کوچکی است به خط و زبان یونانی ، با نقشهای درخت زیتون و کماندان و تیردانی که از شاخة درخت آویخته شده است . شاید این تندیس را یکی از فرماندهان سلوکی ، که توانسته سپاهش را از تنگنای جنگ با مهرداد اشکانی برهاند، به یادگار این پیروزی برپا کرده باشد. عبارت کتیبة یونانی هم مؤید همین معناست (حاکمی ، ص ٧ـ ٨).آثاری هم از عصر اشکانیان (٢٥٠ ق م ـ ٢٢٦ میلادی ) در کاوشهای مشترک ایران و آلمان به سرپرستی لوشای باستان شناس در دهة ١٣٤٠ش کشف شده است . نقشهای سنگی مهرداد دوم (حک : ١٢٣ـ ٨٨ یا ٨٧ ق م ) و گودرز دوم (حک : ٤٠ـ٥١ میلادی ) که بشدت آسیب دیده از کهنترین نقشهای عصر اشکانی است (گیرشمن ، ص ٣٣٢؛
ایرانیکا ، ج ٤، ص ٢٩٣). بر تخته سنگی چهار ضلعی در شرق نقش گودرز، نقشهایی حجّاری شده که یکی از آنها نقش وَلَخش اشکانی است (گلزاری ، ج ١، ص ٣٧٤). کتیبه ای به زبان و خط یونانی ، که جز نام گودرز بقیة کلمات آن ناپیداست ، بر یکی از دیواره های سنگی بیستون نقر شده است . در کاوشهای دهة ١٣٤٠ش ، بازماندة پرستشگاهی عظیم و مقداری ظروف سفالین متعلق به همان عصر اشکانی در دامنة کوه بیستون به دست آمد (همان ، ج ١، ص ٣٧٧). در حدود ١٥٠متری دامنة کوه بیستون ، تخته سنگی هرمی شکل یافت شده که نقش مردی در کنار آتشدان بر آن کنده شده است . از طرز لباس احتمال می دهند که متعلق به عصر اشکانیان باشد ( کرمانشاهان باستان ، ص ٤٤).
از عصر ساسانیان (٢٢٦ـ٦٥٢ میلادی ) آثار بمراتب بیشتری در بیستون کشف شده است . در فاصلة حدود ٣٠٠متری جنوب غربی کتیبة بیستون ، سطحی مستطیلی به پهنای ١٨٠ متر و ارتفاع ٢٣ متر در پایة کوه بیستون تراشیده شده که به فرهادتراش (در اصطلاح محلی : فَراتاش ) معروف است و احتمالاً بزرگترین صفحة تراشیدة سنگی در ایران باشد و گمان می رود که برای نقر کتیبه و نقش سنگی تدارک شده بوده است . در افسانه ها و نیز قصه های محلی ، این صفحه را کار فرهاد، شخصیت افسانه ای قصة شیرین و فرهاد، می دانند ( کرمانشاهان باستان ، ص ٧١؛
گلزاری ، ج ١، ص ٣٧٨ـ٣٨٠). پلِ خسرو، که آثاری از آن بر رود گاماساب دیده می شود، در مقابل کتیبة بیستون قرار گرفته است . ابودلف از آن با عنوان پل عظیم و ساختمانی عجیب یاد کرده است (ص ٦٣). این پل که بر سر راه قرمیسین (کرمانشاه ) به همدان قرار داشته ، احتمالاً گذرگاه سپاه عرب در جنگ نهاوند بوده است ( کرمانشاهان باستان ، ص ٧٢؛
گلزاری ، ج ١، ص ٣٨٢ـ ٣٨٤؛
ایرانیکا ، ج ٤، ص ٢٩٣ـ ٢٩٥). در دو سوی پل خسرو، آثاری از جاده ای مفروش با قلوه سنگ و ملاط ، بازمانده از عصر ساسانی ، دیده می شود (گلزاری ، ج ١، ص ٣٨٤). برخی از دیگر آثار مهم دورة ساسانیان عبارت است از: بنایی سنگی به طول ٨٥ متر و عرض ٨٠ متر با ٦٣ اتاق گرداگرد آن و دیواری به طول تقریبی ٩٣٧، ارتفاع ٤ و قطر ٥ر٢ متر، که نشانه های سنگتراشان ساسانی نیز بر آن دیده می شودو آثاری از باغی مستطیل شکل با چهار خیابان ، به شیوة باغهای کهن ایرانی ، رو به رود گاماساب ، و سرانجام سرستونهایی که نقش شاهان ساسانی و ایزدبانو آناهیتا بر آنها نقر شده است ( کرمانشاهان باستان ، ص ٧٠ـ٧١؛
ایرانیکا ، همانجا).
از عصر اسلامی هم آثاری متعلق به دوره های مختلف بر جای مانده است ، از جمله قسمتی از سردری سنگی به خط کوفی تزیینی مربوط به اوایل عصر اسلامی ، کتیبة سنگی متعلق به حدود قرون سوم و چهارم و کتیبة تزیینی دیگری احتمالاً بعد از آن قرون (گلزاری ، ج ١، ص ٣٩٧ـ ٣٩٨). کاروانسرایی قدیمی ، که سیّاحانی چون آبل پینکون منشی آنتونی شرلی در ١٠٠٦/ ١٥٩٨، پیترو دلا واله در ١٠٢٧/ ١٦١٨ و ژان دُ تونو در ١٠٥٤/ ١٦٦٤ به آن اشاره و احیاناً در آن بیتوته کرده بودند، تا سالهای اخیر ناشناخته بود، زیرا آبادی قدیمی بیستون ویرانه های آن را پوشانده بود. کاوشهای باستانشناسی ، آثار بنایی را به مساحت ٦٠٠ ، ٣ متر مربع آشکار ساخت . نخست احتمال می رفت که این بنا ساسانی باشد، اما اختلاف جهت بنا با جهت بناهای ساسانی و یافت نشدن هیچ نشانه ای از عصر ساسانی و کشف بنای کوچکی در میان محوطة کاروانسرا، که با هیچکدام از بناهای ساسانی سازگاری ندارد، معلوم می دارد که این بنا در قرون نخستین اسلامی ساخته شده و بنای کوچک وسطِ رو به قبله در واقع قدیمترین نمونة شناخته شدة مسجد ایرانی است . لوشای این احتمال را هم می دهد که امیران حسنویه این مسجد را ساخته باشند و بنای اطراف آن نه کاروانسرا، که پاسگاهی بر سر راه همدان ـ قرمیسین بوده است ( ایرانیکا ، ج ٤، ص ٢٩٧).
لوشای همچنین آثار بنایی را با نمایی آجری شبیه گنبد علویان ، اما متعلق به عصر مغولان ، بر ساحل رود گاماساب کشف کرد (همانجا). بقایای کاروانسرای دیگری ، که با استفاده از مصالح بنایی قدیمتر احتمالاً در عصر ایلخانیان بازسازی شده ، برجاست (گلزاری ، ج ١، ص ٤٠٠ـ٤٠١).
از عصر صفویه (٩٠٧ـ ١١٣٥) آثاری در بیستون باقی است ، از جمله پل صفوی ، نیز معروف به پل شاه عباسی یا پل نادرآباد، که هنوز از آن استفاده می شود ( کرمانشاهان باستان ، ص ١٤٧؛
برای وصف دقیق و ذکر جزئیات رجوع کنید به گلزاری ، ج ١، ص ٤٠٢ـ٤٠٤). کاروانسرای جدید بیستون ، نیز معروف به کاروانسرای شاه عباسی و شیخ علی خان زنگنه ، در ١٠٩٢ـ١٠٩٦ در روزگار شاه عباس دوم صفوی (١٠٥٢ـ١٠٧٧) ساخته شده و وقفنامة آن در ١٠٩٣ به مهر ملامحمد باقر مجلسی ، ملا میرزای شروانی و آقا جمال خوانساری رسیده است ( کرمانشاهان باستان ، ص ١٥٧). بانی آن شیخ علی خان زنگنه ، صدراعظم شاه سلیمان صفوی ، است . این بنا چهار برج و چهارده اتاق و چهار اصطبل بزرگ داشته است (کیانی و کلایس ، ج ١، ص ١٠٦). شیخ علی خان ، بخشی از املاک خود را وقف تعمیرات آن کرده و متن وقفنامه را به بهای تراشیدن حجاریهای عصر اشکانی بر دامنه کوه نقرکرده است .
دو کتیبة سنگی دیگر از عهد قاجار نیز باقی است (گلزاری ،ج ١، ص ٤٠٨ـ ٤٠٩). جز این آثار باستانی و تاریخی ، بقعه ای آجری معروف به بقعة امامزاده باقر بن موسی الکاظم علیه السلام زیارتگاه مردم است که تاریخ بنای آن دقیقاً معلوم نیست (برای آگاهی از جزئیات تفصیلی و دقیق هر یک از آثار باستانی و تاریخی بیستون رجوع کنید به گلزاری ).
از «بیستون » به عنوان نام کوچک استفاده شده است ؛
مانند بیستون بن وُشمگیر از امیران آل زیار، بیستون از حکمرانان سلسلة بادوسپانی ، و بیستون میرزا در دوره های جدیدتر.
در شعر فارسی ، بویژه هر جا که افسانة شیرین و فرهاد یا خسرو و شیرین مضمون قرار گرفته ، معمولاً بگونه ای از بیستون نیز یاد شده است (برای نمونه رجوع کنید به فردوسی ، فرخی سیستانی ، نظامی گنجوی ، سعدی شیرازی ، وحشی بافقی ، و نیز در شعرهای برخی از شاعران متأخرتر و معاصر). «بیستون را عشق کَند و شهرتش فرهاد بُرد»، مصراعی است از شعری که مَثَل شده است (امینی ، ص ١٢٢؛
شکورزاده ، ص ٢٠٧). در بسیاری از
١٦ تصویر
ترانه های کردیِ محلی ، از بیستون به عنوان شاهدی برای عشقی حزن انگیز و ناکام یاد شده است . در شاهکارهایی از نگارگری ایرانی ، نمایی خیالی از کوه بیستون و صحنه هایی از کوهتراشی فرهاد مشاهده می شود.
ابوالقاسم لاهوتی * ، شاعر انقلابی معاصر، روزنامه ای با عنوان بیستون منتشر می کرد که سخنگوی حزب دموکرات بود.
منابع :
(١) ابن حوقل ، صورة الارض ، ترجمة جعفر شعار، تهران ١٣٤٥ ش ؛
(٢) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک و الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٣) ابن رسته ، الاعلاق النفیسة ، ترجمة حسین قرچانلو، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٤) ابن فقیه ، مختصر کتاب البلدان : بخش مربوط به ایران ، ترجمة ح .مسعود، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(٥) اسماعیل بن علی ابوالفداء، تقویم البلدان ، ترجمة عبدالمحمد آیتی ، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(٦) مسعربن مهلهل ابودلف خزرجی ، سفرنامة ابودلف در ایران ، با تعلیقات و تحقیقات ولادیمیر مینورسکی ، ترجمة ابوالفضل طباطبائی ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(٧) مرتضی احتشام ، ایران در زمان هخامنشیان ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٨) اسکندر منشی ، تاریخ عالم آرای عباسی ، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(٩) ابراهیم بن محمد اصطخری ، مسالک و ممالک ، ترجمة فارسی قرن پنجم / ششم هجری ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١٠) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، مرآة البلدان ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث ، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ؛
(١١) یدالله افشین ، رودخانه های ایران ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(١٢) امیرقلی امینی ، فرهنگ عوام ، یا، تفسیر امثال و اصطلاحات زبان پارسی ، تهران ( بی تا. ) ؛
(١٣) ایران . قوانین و احکام ، مجموعه قوانین سال ١٣٧٥ ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١٤) ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی . دفتر تقسیمات کشوری ، سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(١٥) محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمدمعین ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(١٦) عباس جعفری ، گیتاشناسی ایران ، ج ١: کوهها و کوهنامة ایران ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١٧) آبراهام والنتاین ویلیامز جکسون ، سفرنامة جکسن : ایران در گذشته و حال ، ترجمة منوچهر امیری و فریدون بدره ای ، تهران ١٣٥٢ ش ؛
(١٨) علی حاکمی ، «مجسمة هرکول در بیستون »، مجلة باستانشناسی ، ش ٣ و ٤ (پاییز و زمستان ١٣٣٨)؛
(١٩) محمد داندامایف ، «در پیرامون تاریخ پژوهش کتیبة بیستون »، باستانشناسی و هنر ایران ، دورة ١، ش ٣ (تابستان ١٣٤٨)؛
(٢٠) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران (آبادیها)، ج ٥: استان پنجم (کردستان )، تهران ١٣٣١ ش ؛
(٢١) غلامرضا رشیدیاسمی ، کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او ، چاپ افست تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٢٢) سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٤٦: کرمانشاه ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٢٣) رالف نورمن شارپ ، فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی ، شیراز ( تاریخ مقدمه ١٣٤٦ ش ) ؛
(٢٤) ابراهیم شکورزاده ، ده هزار مثل فارسی و بیست و پنج هزار معادل آنها ، مشهد ١٣٧٢ ش ؛
(٢٥) شورای عالی برنامه ریزی استان باختران ، گزارش عملکرد گذشته و وضع موجود بخشهای اقتصادی ـ اجتماعی ـ فرهنگی استان باختران ١٣٦٣ ؛
(٢٦) علیرضا شاپور شهبازی ، جهانداری داریوش بزرگ ، شیراز ١٣٥٠ ش ؛
(٢٧) کرمانشاهان باستان : از آغاز تا آخر سدة سیزدهم هجری قمری ، ( بی جا، بی تا. ) ؛
(٢٨) جورج گلن کمرون ، ایران در سپیده دم تاریخ ، ترجمة حسن انوشه ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٢٩) همو، «چگونگی نسخه برداری از کتیبه های بزرگ داریوش »، ترجمة فرهاد آبادانی ، مجلة باستانشناسی ، ش ١ و ٢ (بهار و تابستان ١٣٣٨)؛
(٣٠) محمدیوسف کیانی و ولفرام کلایس ، فهرست کاروانسراهای ایران ، تهران ١٣٦٢ـ ١٣٦٨ ش ؛
(٣١) مسعود گلزاری ، کرمانشاهان ـ کردستان ، ج ١، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٥٧ ش ) ؛
(٣٢) رومن گیرشمن ، ایران از آغاز تا اسلام ، ترجمة محمد معین ، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(٣٣) مرکز آمار ایران ، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: شناسنامة آبادیهای کشور، استان کرمانشاه ، شهرستان هرسین ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٣٤) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٣٥) ملیحه مهدی آبادی ، «بررسی و شناخت آسیب های کتیبه داریوش بیستون »، اثر ، ش ٢٨ (١٣٧٦ش )؛
(٣٦) ناصرالدین قاجار، شاه ایران ، شهریار جاده ها: سفرنامة ناصرالدین شاه به عتبات ، چاپ محمدرضا عباسی و پرویز بدیعی ، تهران ١٣٧٢ش ؛
(٣٧) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٣٨) Encyclopaedia Iranica , s.v. "B ¦âsotu ¦n. II: Archeology" (by Heinz Luschey), "B ¦âsotu ¦n. III: Darius's inscription" (by Rدdiger Schmitt);
(٣٩) R. G. Kent, Old Persian , New Haven ١٩٦١;
(٤٠) Rدdiger Schmitt, The Bisitun inscriptions of Darius the Great: Old Persian text , London ١٩٩١;
(٤١) Webster's new geographical dictionary , Springfield ١٩٨٨, s.v. "B ¦âs itu ¦n".
/ عبدالحسین آذرنگ /