دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٣٩٤
بیجاپور ، شهری در هند، پایتخت عادلشاهیان . این شهر (جمعیت در ١٣٦٠ ش /١٩٨١، ٠٣٨ ، ١٩٣تن ) که امروزه در ایالت کرناتَک * قرار دارد، در گذشته ویجیاپورا (شهر پیروزی ) خوانده می شد و پایتخت استان جنوبی پادشاهان هندوی یادَوا بود. زبان و فرهنگ ایرانی ، پس از فتح دکن به دست فیروزشاه خلجی (حک : ٦٨٩ـ٦٩٥)، به این خطّه وارد شد. بیجاپور تا به حکومت رسیدن «بهمنیان دکن * » ناحیة مرزی دورافتاده و ناآرامی بود، اما از این تاریخ به بعد و با آغاز دورة حکومت اسلامی ، ثبات بیشتری یافت .
مملکت بهمنیان را وزیر آنها، محمود گاوان * (٨٠٨ ـ ٨٨٦)، به هشت ناحیة اداری تقسیم کرد که یکی از آنها بیجاپور بود. در ٨٩٥، یکی از غلامان پیشین این وزیر به نام یوسف عادل خان ـ که ادعا می شد فرزند سلطان مراد دوم عثمانی است ـ (بعدها عادلشاه ) این شهر را مستقل کرد. در دورة محمد عادلشاه (١٠٣٥ـ١٠٦٦) بیجاپور و بسیاری از دژهای مهم آن به دست شیواجی ، رهبر مَراتهه ها، افتاد. در ١٠٩٧، در ایام سلطنت اسکندر عادلشاه (١٠٨٣ـ١٠٩٧)، آخرین پادشاه عادلشاهیان * ، اورنگ زیب (حک : ١٠٦٨ـ ١١١٨) بیجاپور را گرفت .
در ١١٠٠، طاعون سختی در بیجاپور باعث هلاکت ٠٠٠ ، ١٥٠ تن شد. اورنگ زیب در اواخر سلطنت خود، کوچکترین پسرش ، کامبخش ، را به حکومت بیجاپور منصوب کرد. با مرگ اورنگ زیب در ١١١٨، کامبخش خود را پادشاه بیجاپور اعلام کرد. در ١١٣٠، قحطی بزرگی رخ داد که شش سال طول کشید و باعث نابودی بسیاری از جمعیت شهر شد. در ١١٣٧، بیجاپور به قلمرو نظام حیدرآباد ضمیمه شد، ولی در ١١٧٤، در ازای شش میلیون روپیه ، به مراتهه ها واگذار شد. با سرنگونی ( آخرین ) «پیشوا * » در ١٢٣٤/ ١٨١٨، قوای انگلیس بیجاپور را اشغال کرد و آن را به راجة ستارا سپرد و شهر تا ١٢٦٦/١٨٤٨ که جزو قلمرو بریتانیا شد، در دست او بود.
چند خشکسالی سخت از ١٢٣٤ تا ١٢٨٣، شهر را به قصبه ای با چندهزار سکنه تبدیل کرد.
زبان فارسی در بیجاپور . از دورة عادلشاهیان تا پایان حکومت مغولان در ١٢٧٤، زبان رسمی دربار بیجاپور فارسی بود. از محمود گاوان ـ که از شخصیتهای برجستة ادبی به شمار می آمد ـ کتابی به نام ریاض الانشاء و دیوانی به جا مانده که هردو به فارسی اند. یوسف عادلشاه (حک : ٨٩٥ ـ٩١٦) و پسرش اسماعیل متخلص به «وفایی »، هردو به فارسی شعر می سرودند. عادلشاهیان مذهب تشیع را در بیجاپور رواج دادند و همواره نویسندگان و شخصیتهای مذهبی ایرانی را به مهاجرت به این خطّه تشویق می کردند. از جمله کسانی که به آنجا مهاجرت کردند «ظهوری ترشیزی * » شاعر بود که در ٩٨٨ از ایران به هند رفت و «ملک قمی * » که در ٩٨٧ به دکن رفت و در دورة پادشاهی ابراهیم دوم عادلشاه (٩٨٧ـ ١٠٣٥) در بیجاپور سکونت گزید و شاعر دربار و ملقب به «ملک الکلام » گردید.
از حدود ٦٩٩ـ٧٠٠، بیجاپور شمار کثیری از صوفیان را به خود جلب کرده بود. برخی از مهمترین آنان که نوشته هایشان به فارسی است عبارت اند از: شیخ محمود خوش دهن ، مؤلف اسرارالحق (تألیف در ١٠٦٨) و صلات عاشقین (بی تا.)؛ محمدقاسم صاحب نفایس الانفاس (تألیف در ١٠٨٠)؛ شاه نعیم اللّه مؤلف گنج اسرار (تألیف در ١٠٧٥)؛ و محمد غوری ، مؤلف گلزارِ ابرار فی سِیَرالاخیار (تألیف در ١٠٢٢).
بسیاری از تاریخهای این خطّه نیز به فارسی نوشته شده است که مشهورترین آنها تاریخ فرشته * (تألیف در ١٠٣٠) اثر محمدقاسم فرشته و تذکرة الملوک (تألیف در ١٠١٧) تألیف رفیع الدین ابراهیم شیرازی است .
منابع :
(١) محمد ابراهیم ، روضة الاولیاء بیجاپور ، چاپ سیدروشن علی ، حیدرآباد ١٣١٤/١٨٩٦؛
(٢) بشیرالدین احمد، تاریخ بیجانگر ، ١٩١١؛
(٣) همو، واقعات مملکت بیجاپور (اردو)، حیدرآباد ١٩١٤؛
(٤) ضیاءالدین برنی ، تاریخ فیروزشاهی ، کلکته ١٨٦٢، ص ٣٩٠؛
(٥) محمدقاسم بن غلامعلی فرشته ، تاریخ فرشته ، لکهنو، ١٨٦٤ـ ١٨٦٥، ج ١، ص ١٢٥؛
(٦) Henry Cousens, Bijapur and its architectural remains , Bombay ١٩١٦, pl.XXXII, figs. ٢٦, ١١٥;
(٧) idem, Guide to Bijapur , Bombay ١٩٠٥;
(٨) R. M. Eaton, Sufis of Bijapur, ١٣٠٠-١٧٠٠ , Princeton ١٩٧٨, ٢٨٣;
(٩) Imp. gazetteer of India , Oxford ١٩٠٨, VIII, ١٧٥-١٨٨.
(١٠) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به ایرانیکا ، ذیل "ijapur B و د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل r""ijapur B ¦.
(١١) / محمدباقر ، تلخیص از ( ایرانیکا )؛
بزمی انصاری ، تلخیص از ( د. اسلام ) /
آثار تاریخی . عادلشاهیان هنر معماری را بیش از هنرهای دیگر توسعه دادند. معماری آنان از نظر طرح و شکل ابنیه و تزیینات ، از بهترین نمونه های سبک معماری دکن است . ازینرو پایتخت آنان ، بیجاپور، بیش از دیگر شهرهای هند، جز دهلی ، ساختمانهای عالی و پراهمیت دارد. سبک معماری بیجاپور دارای انسجام و تناسبی ویژه است و پیشرفت آن را از صورت اولیه تا مراحل کمال در آثار به جا مانده می توان بخوبی تشخیص داد. ویژگیهای بارز این معماری عبارت است از: گنبدهای مدوّر با اسلوب به اصطلاح «آویخته »، مناره ها و گلدسته های فراوان تزیینی ، قرنیزها و گچبریهای پرنقش و نگار، و استفاده از مصالح بسیار محکم و بادوام . موادِ به کار رفته ، قلوه سنگ و گچ یا تخته سنگهای تراشیده است . سنگی که در ساختمانها به کار رفته از نوع سنگهای محلی ، و بسیار شکننده است . طبق شواهد و قرائن موجود، معماران این آثار از هند شمالی آمده بوده اند و از استادان و صنعتگران بومی هندو مذهب نیز استفادة فراوان می شده است .
آثار قبل از دورة عادلشاهیان معدود است : مناره های ساده با راهروهای چوبی در اطراف «مکه مسجد»؛
و مسجد کریم الدین که کتیبة آن متعلق به ٧٢٠ است و در آن از ستونهای معابد قدیمی هندو استفاده شده است . سقف این مسجد تیری است ،
قسمت مرکزی آن مرتفعتر است و پنجره هایی دارد که نور از آنها به داخل بنا می رسد و از این لحاظ شبیه مساجد گجرات است .
هیچیک از بناهای عادلشاهی را با اطمینان نمی توان به دوران سلطنت یوسف نسبت داد. قدیمترین ساختمان تاریخدار (تاریخ کتیبه : ٩١٨)، معروف به «جامع مسجدِ یوسف »، از ظهور سبکی نو خبر می دهد؛
در آن ، یک گنبد نیمکره ای بر بالای استوانة بلندی بنا شده و قاعدة استوانه را حلقه ای از طرح شاخ و برگهای عمودی دربرگرفته است به نحوی که مجموعة گنبد مانند غنچه ای است که اطراف آن را گلبرگها و کاسبرگها فرا گرفته باشد. از جمله بناهای عهد سلطنت ابراهیم شاه ، ساختمان بزرگ «دکنی عیدگاه » (در داخل دیوارهای شهر فعلی ) و چند مسجد کوچک ، از جمله مسجد اخلاص خان ، است .
دیوارهای شهر از نظر کیفیت ساخت ناهمگن است ، زیرا هر قسمت از آنها به دستور یکی از اشراف و بزرگان بنا شده است . شهر دارای پنج دروازة اصلی است که از دو طرف با باروهای مزغل دار حفاظت می شود، و راه آنها پلهای متحرکِ روی خندق است و در آن سوی خندق یک خاکریز و یک راه پنهانی ساخته شده است .
قرنیزبندی و کتیبه سازی نیز، نسبت به کارهای اولیه ، پیشرفت بسیار کرده است ؛
به جای اشکال یکسان و یکنواخت ، طرحهای هلالی شکل با عمق بیشتر بر بالای جرزها دیده می شود. گنبدسازی نیز مبتنی بر اسلوب طاقهای متقاطع است . برای سبک کردن بار دیوارهای خارجی ، در آنها یک ردیف طاقنما (پنجره های کاذب ) در سطح همکف زده اند.
در عهد سلطنت ابراهیم دوم ، سنگ کاری و حجّاری جای گچ و سنگ را گرفت . مجموعة بناهای قصر در حدود ٩٩٠ تاریخگذاری شده است .اولین بنای سنگی که بسیار استادانه حجاری شده ، مسجد ملکة جهان (٩٩٤) است . در مقبرة ابراهیم دوم و خانواده اش ، معروف به «ابراهیم روضه » ـ که شاید بزرگترین کار معماری دوران عادلشاهی باشد ـ نیز سنگ کاری عالی دیده می شود. محلی که مقبره در آن قرار دارد، با طرحهای هندسی و خطوط خوش تزیین شده ، و مشهور است که خطاطی آن شامل تمامی متن قرآن کریم است . بناهای این دوره شامل «آنندمحل » (بساتین السلاطین ) است که برای تفریح و تفرج ساخته شده ، و «آثار محل » (١٠٠٠) با تزیینات چوبی که به طرز عالی نقاشی شده ، و از جمله چند نقاشی آبرنگ بر روی گچ در آن دیده می شود که ظاهراً کار هنرمندان ایتالیایی است . از آثار دیگر، مسجد «نوگنبد» است که تنها بنای بیجاپور است که چند گنبد دارد و بقعة زیبا ولی ناتمامِ دو برادر به نامهای پیرحمید (١٠١١) و لطیف الله قادری (١٠٢١). نمونة عالی کارهای اواخر این دوره ، «مهتری محل » است که در حقیقت دروازه ای است در محوطة داخلی مسجدی در شهر، دارای سر در باریکی که بر دو پایة مربع شکل عمودی قرار گرفته و با نقوش و گل و بوته های سنگی تزیین شده ، و نیز ایوانی که بر پایه های سنگی بلندی بنا شده است ، و نقوش و طرحهای حجاری شده که در ظرافت مانند منبت کاری است . سقف داخلی بنا نیز بسیار استادانه از تخته های چوب ساخته شده و قسمت خارجی آن دارای کتیبه ها و قرنیزها و مناره های عالی با طرحهای زیباست .
برای آثار معماری دورة محمد، ترتیب تاریخی دقیقی نمی توان تعیین کرد، زیرا کتیبه یا اشارة تاریخی در آنها نیست . سرای مصطفی خان با کتیبه ای به تاریخ ١٠٥٠، یک «محل » در عین پور، مقبره های نوازخان وزیر (متوفی ١٠٥٨) و چندین «پیر»، سیر قهقرایی سبک معماری آن دوره را نشان می دهند؛
مثلاً طبقة فوقانی بر آنها بنا شده و گنبدهاشان نسبت به حجم کل بنا بسیار کوچک است . همچنین ، مقبره و مسجد افضل خان که ارتفاع طبقة فوقانی آن از حدّ معمول کمتر است . این مسجد تنها مسجد دو طبقه در بیجاپور است و ایوان فوقانی آن کاملاً مشابه ایوان پایین است ، جز اینکه منبر در آن ساخته نشده و محتملاً ویژة قسمت زنانة خانوادة افضل خان بوده است ، که مقابر ٦٣ تن از آنان ـ به طوری که در میان مردم شهرت دارد ـ در یک کیلومتری جنوب ( مسجد ) واقع است (تاریخ کتیبة مقبره : ١٠٦٤). بزرگترین بنای این دوره ، مقبرة خود محمد است که «گل گنبد» نام دارد و یکی از عالیترین آثار معماری اسلامی به شمار می رود. ساختمان مقبره ، که در میان این مجموعه قرار دارد، از لحاظ ساخت ساده است : یک گنبد نیمکره ای که روی پایه ای مکعب شکل قرار گرفته و در هر زاویة آن یک برج هشت ضلعی بنا شده است . مساحت فضای پوشیده شدة زیر گنبد، حدود ٦٩٣ ، ١ متر مربع است که از این نظر در جهان یگانه است . تزیینات خارجی بنا ساده است و گنبد بر چهار قوس ( = طاق ) ساخته شده است ، چنانکه در مسجد جامع نیز دیده می شود. کتیبة بالایِ درِ جنوبی تاریخ وفات محمد (١٠٦٧) را با حروف ابجد نشان می دهد که در آن سال احتمالاً کار ساختمانِ بنا متوقف شده و گچبری آن ناقص مانده است .
بناهایی که از عهد علی دوم باقی مانده ، عبارت است از: شاه نشینی به نام «پانی محل » بر بالای دیوارة ارگ و «مکه مسجد»، که هر دو از لحاظ اسلوب ساختمان و کنده کاریهای روی بنا بسیار عالی ساخته شده اند؛
عمارت مقبرة «یاقوت دابُلی » که مسجد آن برخلاف معمول بزرگتر از مقبره است ؛
و مقبرة علی ، که ناتمام مانده است .
منابع :
(١٢) محمدابراهیم زبیری ، تاریخ بیجاپور، مسمی به بساتین السلاطین ، چاپ سنگی حیدرآباد دکن ( بی تا ) ؛
(١٣) محمدقاسم بن غلامعلی فرشته ، تاریخ فرشته ، لکهنو ١٨٦٤ـ ١٨٦٥؛
(١٤) C. Batley, The design development of Indian architecture , London ١٩٥٤;
(١٥) Henry Cousens, B i ¦ja ¦pu ¦r and its architectural remains , Bombay ١٩١٦;
(١٦) M. Nazim, Bijapur inscriptions , Dehli ١٩٣٦;
(١٧) Sidney Toy, The strongholds of India , London ١٩٥٧.
(١٨) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل idjapur B .
/ جی . برتون ـ پیج ، تلخیص از ( د. اسلام ) /