دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٠١١
تاج (٢) ، کاخی در شرق بغداد از اواخر قرن سوم . طرح و پایة این کاخ به دست معتضد (حک : ٢٧٩ـ٢٨٩) ریخته شد، اما انجام آن در روزگار پسرش مکتفی (٢٨٩ـ ٢٩٥) صورت پذیرفت (یاقوت حموی ، ج ١، ص ٨٠٦). شمار معدودی از منابع کهن در بارة این بنا اطلاعاتی به دست داده اند. از این میان ، وصف دقیق جزئیات این بنا تنها در معجم البلدان یاقوت و مراصدالاطلاع ِ ابن عبدالحق (متوفی ٧٣٩) آمده است . گزارش خطیب بغدادی (متوفی ٤٦٣؛
ج ١، ص ٩٩) که ابن جوزی (متوفی ٥٩٧) آن را عیناً در المنتظم نقل کرده (ج ١٢، ص ٣٣٥)، بیشتر متضمن اشاراتی دربارة بناهای مجاور آن مانند قصرحسنی و قصر ثریاست تا خود آن . به نوشتة یاقوت ، بخشی از مصالح ساختمان تاج از بقایای قصرهای «کامل » و «ابیض » در مدائن فراهم گردید. نمای ساختمان پنج طاق داشت که هریک بر دَه ستون مرمرین به ارتفاع پنج ذرع استوار بود (یاقوت حموی ، ج ١، ص ٨٠٨ ـ٨٠٩). بندی نیز برای جلوگیری از پیشرفت آب بر کرانة دجله ساختند که شکل خاصی به قصر می بخشید و قصر مانند تاج بر آن مشرف بود (جواد و سوسه ، ص ١٢٥؛
نیز رجوع کنید به یاقوت حموی ، ج ١، ص ٨٠٩). شاید از همین رو بود که به گفتة یاقوت (ج ١، ص ٨٠٦) معتضد نام تاج را برقصر گذاشت . در کنار تاج ساختمانها و خانه هایی نیز بنا شد که از جملة آنها گنبدی نیم دایره به نام قبة الحمار بود. علت این نامگذاری آن بود که مکتفی از طریق پله های گرداگرد گنبد، سوار بر خر کوچکی ، به بالای آن می رفت (همان ، ج ١، ص ٨٠٩). وسعت مجموعة قصر تاج چندان بود که گفته اند مکتفی پس از مرگ ، نُه هزار رأس اسب و استر و شتر برجای گذاشت که همه در اصطبلهای قصر نگهداری می شد (جواد و سوسه ، ص ١٢٦). در دورة خلیفة بعدی ، مقتدر (٢٩٥ـ٣٢٠)، ساختمانهای مختلفی در اطراف تاج ساخته شد (همانجا). قاهر (حک : ٣٢٠ـ٣٢٢)، برادر و جانشین مقتدر، نیز در حریم قصر تاج بوستان زیبایی ایجاد کرد (همان ، ص ١٢٦ـ١٢٧). در ٤٦٧ مقتدی عباسی دارالشاطئیه را با بناهای شگفتِ داخل آن ، در پشت کاخ تاج ساخت (ابن جوزی ، ج ١٦، ص ١٦٦؛
ابن عبدالحق ، ج ١، ص ٢٤٨). در ٥٢٤ به فرمان خلیفه ساختمان تاج را از بیم فروریختن ویران کردند؛
در دیوار ضلع شمالی آن مصحفی به خط کوفی در میان جعبه ای از چوب ساج با روکشی از سرب یافتند که احتمالاً به قصد تبرک نهاده شده بود. در پایان همین سال تاج را از نو ساختند (ابن جوزی ، ج ١٧، ص ٢٥٦). در ٥٤٩، در روزگار خلافت مقتفی ، این قصر به مدت نُه شبانه روز در آتش ناشی از صاعقه سوخت و به تلّی از خاکستر تبدیل شد. خلیفه به بازسازی آن با گچ و آجر همت گماشت ، اما پیش از اتمام کار درگذشت . در ٥٧٤ مستضی ء این ساختمان را ویران کرد و پس از آشکار شدن آب بند، ساختمان جدیدِ تاج را در مقابل آن پی ریزی کرد (یاقوت حموی ، همانجا). مستنصر (حک : ٦٢٣ـ٦٤٠) نیز به تجدید بنای تاج همت گماشت . گزارش ابن عبدالحق که کتابش تلخیص و گاه عملاً شرح معجم البلدان یاقوت است ، در وصف جزئیات ساختمان تاج دقیقتر از گزارش یاقوت است و تفاوتهایی هم با آن دارد که احتمالاً ناشی از تفاوت بنای نوساختة تاج ، در روزگار نویسنده ، با ساختمان اولیة آن بوده باشد. برپایة نوشتة او (همانجا)، تاج که در هفتاد ذراعیِ دجله قرار داشت ، بنایی رواق مانند با پنج طاق بود که بین هر دو طاق ، پنج ستون مرمرین قرار داشت . طاق میانی در قیاس با چهار طاق طرفین بسیار بلند بود. به نوشتة او، دارالشاطئیه که در پشت تاج واقع بود، غرفة بزرگ گنبدداری داشت که خلفا برای بیعت در آنجا می نشستند. این غرفه به صحن بزرگی که مردم برای بیعت با خلیفه در آن اجتماع می کردند راه داشت (همانجا). ساختمان تاج ، بنا برنظر برخی محققان ، شکل بزرگ شده ای از معماری «حیری » بوده است . در این سَبک ، مدخل ساختمان یک طاق بزرگ و دو طاق کوچک در دو طرف داشت که از آنها به کُمَّین (دو آستین ) تعبیر می کرده اند. نمونة ساده تر آن ، کاخهای متوکل در سامرا بوده است (متز، ج ٢، ص ٢٠٨).
تاج احتمالاً در دهه های نخست قرن هشتم از میان رفته بوده یا دست کم رونقی نداشته است ؛
مخصوصاً از آنرو که مستوفی در نزهة القلوب (تألیف ٧٣٠) و ابن بطوطه ــ که در همین سالها از بغداد دیدن کرده و بتفصیل از بناهای آن سخن گفته است ــ نامی از تاج به میان نیاورده اند.
منابع :
(١) ابن جوزی ، المنتظم فی تاریخ الملوک والامم ، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٢) ابن عبدالحق ، مراصدالاطلاع ، چاپ علی محمد بجاوی ، بیروت ١٣٧٣ـ ١٣٧٤/ ١٩٥٤ـ١٩٥٥؛
(٣) مصطفی جواد و احمد سوسه ، دلیل خارطة بغداد المفصّل فی خطوط بغداد قدیماً و حدیثاً ، بغداد ١٣٧٨/ ١٩٥٨؛
(٤) خطیب بغدادی ؛
(٥) آدام متز، الحضارة الاسلامیّة فی القرن الرابع الهجری ، نقله الی العربیة محمد عبدالهادی ابوریده ، قاهره ١٣٧٧/١٩٥٧؛
(٦) یاقوت حموی .
/ قنبرعلی رودگر/