دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥١٩
الجُدَری و الحَصْبَة (آبله و سرخک ) ، رساله ای عربی دربارة دو بیماری آبله و سرخک ، تألیف ابوبکرمحمدبن
زکریای رازی * (٢٥١ـ٣١٣)، به درخواست یکی از بزرگان برای استفادة پزشکان .
در پزشکی دورة اسلامی ، برای بیماری سرخک واژة حصبه به کار می رفت و حصبه ای که امروزه می شناسیم ، در آن دوره «مُطْبِقة » نام داشت ( رجوع کنید به نجم آبادی ، ١٣٧١ ش ، ص ٧٩).
این رساله یکی از مهم ترین تألیفات پزشکی در جهان اسلام است و به گفتة گرین هیل (رازی ، ١٨٤٨، مقدمه ، ص ٩)، طی حدود ٣٥٠سال حدود ٣٥بار به زبانهای گوناگون چاپ شده است . وان دایک ، دانشمند امریکایی و از نخستین استادان دانشگاه امریکایی بیروت (١٨١٨ـ ١٨٩٥)، رازی را نخستین کسی دانسته که کتابی در بارة دو بیماری جدری و حصبه نگاشته است (رازی ، ١٨٧٢، مقدمه ، ص ٢).
جزئیات مذکور در رسالة رازی حاکی است که وی با معاینة دقیق بیماران ، نشانه های این دو بیماری و حالتهای عارض بر بیماران را با دقت بررسی کرده و روشهای درمانی متفاوتی ، بسته به نوع علائم و عوارض و مرحلة بیماری ، به کار برده و پزشکان را از روشهای دیگر برحذر داشته است . توصیة مؤکد او برای درمان بیمارِ مبتلا به آبله ، علاوه بر تجویز داروهای خنک کننده ، درصورت کم خون نبودن بیمار، فَصْد (رگزنی ) است . البته رازی در کتابهای دیگر خود، المنصوری فی الطب (ص ٤٨٩ـ٤٩١) و الحاوی (ج ١٧، ص ٥ ـ ١٨) و تقاسیم العلل (ص ٥٤٠، ٦٩٦ـ ٧٠٦)، نیز به وصف این دو بیماری پرداخته است .
رسالة الجدری والحصبة در چهارده فصل ، و کمابیش به ترتیب مراحل بیماری ، نوشته شده است . سپس هریک از فصول ، جداگانه شرح داده شده که خلاصه ای از محتوای آنها چنین است :
در فصل اول ، رازی نخست نظر کسانی را رد کرده که بر جالینوس خرده گرفته بودند که بیماری آبله را نمی شناخته و ذکری از آن نکرده است . رازی ، به نقل از برخی کتابهای جالینوس (از جمله کتاب النبض )، علت آبله را تعفن شدید خون و باقی ماندة غذاهایی که در بدن به خون مبدل نمی شوند، ذکرکرده است (١٨٧٢، ص ١٠). به عقیدة وان دایک (ص ٧٥ـ٧٦)، قدما این بیماری را نمی شناختند و اینکه رازی می گوید جالینوس این بیماری را ذکر کرده ، به سبب خطایی است که در ترجمة آثار جالینوس روی داده است ؛ اما، خود رازی سبب بروز این بیماری را وجود رطوبت و حرارت در خون و زمان بروز آن را هنگام غلیان و عفونت در خون ذکر کرده و اینکه چون حرارت و رطوبت خون کودکان و جوانان بیشتر است ، اینان بیشتر به این بیماری مبتلا می شوند (١٨٧٢، ص ١٣ـ ١٥). وی سپس تبدیل خون از حالتی به حالت دیگر و تغییر کمّی و کیفی آن را در سنین مختلف شرح داده است . رازی در این فصل می گوید هیچکس از ابتلا به بیماری آبله مصون نیست ، حتی پیران که احتمال ابتلای آنان در هنگام شیوع آبله افزایش می یابد.
در فصل دوم ، رازی مزاجهای مرطوب واشخاص سفیدپوست ، چاق و سرخ رو و کسانی را که در خوردن شیرینی (به خصوص خرما، عسل ، انجیر، انگور، حلواها و پالوده ها) و شراب و شیر افراط می کنند، مستعدّ ابتلا به این بیماری دانسته است . وی بدنهای لاغر و صاحبان مزاج صفرایی خشک را مستعدّ ابتلا به
سرخک ، ولی مصون از آبله ، دانسته است . به نظر او (همان ، ص ١٨)، آبله در اواخر پاییز، اوایل بهار و نیز تابستانهای پرباران که بادهای گرم جنوبی متوالیاً بوزد، شیوع می یابد. اگر تابستانها یا پاییز بسیار گرم وخشک باشد، اشخاص مستعد سرخک می گیرند.
در فصل سوم ، علائم ابتلا به آبله آمده ، که از آن جمله است : تب مُطْبِقه ، کمردرد، خارش بینی ، بی خوابی ، مورمور شدن همة بدن ، پف کردن صورت و برافروخته شدن آن ، سرخ شدن گونه ها و چشمها، و سنگین شدن بدن . رازی در انتهای این فصل (همان ، ص ٢٠) از آبلة خوش خیم (به تعبیر نجم آبادی : آبله مرغان رجوع کنید بهرازی ، ١٣٧١ ش ، ترجمة فارسی ، ص ٧٦) یاد کرده که در آن ضرر زیاد بودن خون بیمار بیش از تعفن آن است .
فصل چهارم در بیان کلیاتی در درمان آبله است .
در فصل پنجم ، رازی برای پیشگیری از ابتلا به آبله ، توصیه می کند که کودکان زیر چهارده سال را حجامت و بزرگ تر از آنها را فصد کنند، به خصوص در مواقع و فصول بروز آبله . به علاوه بهتر است به کودکان آب خنک با یخ بنوشانند، بستر آنان را تر کنند و میوه های ترش نظیر انار ترش و توت و ریواس به آنان بدهند تا بخورند. وی سپس دستور غذای مبتلایان را، که بیشتر غذاهای خنک کننده همراه با انواع ترشی است ، بسته به نوع مزاج و طبعشان و باتوجه به حالتهای بیمار، به تفصیل بیان کرده و آنان را از خوردن غذاهای گرم و شیرین برحذر داشته است . پس از آن ، وی نام بعضی از رگهای بدن را برای گرفتن خون ذکر کرده و خوراندن آب بسیار سرد را به بیمار، تحت شرایط خاص ، توصیه نموده است . به گفتة وی ، اگر حال بیمار بهتر نشود، پزشک باید شیوه ای پیش گیرد که به بیرون ریختن جوشهای آبله کمک کند.
فصل ششم در بیان شیوة اخیر است ، از جمله نوشیدن آب بسیار سرد، بخار دادن به بدن برای گشودن منافذ پوست و بیرون ریختن بُثورات جلدی و جز اینها.
فصل هفتم در بارة نحوة مراقبت از چشم ، گوش ، بینی ، حلق و مفاصل بیمار است تا این اعضا از ابتلا به آبله مصون بمانند. در مورد چشم ، رازی چکاندن آب سرد و گلاب و در مورد حلق ، غرغرة آب انارترش و امثال آن را مفید دانسته است (١٨٧٢، ص ٤٣ـ ٤٥).
فصل هشتم در بیان نحوة کمک به رسیدن دانه های آبله و گشوده شدن آنهاست . فصل نهم در بارة شیوة خشک کردن دانه ها و فصل دهم در بارة چگونگی رفع پوسته های خشک شدة به جای مانده از دانه هاست .
فصل یازدهم دربارة موادی است که آثار آبله را از چشم و دیگر نقاط بدن می زداید. بوره ، نشادر، کف دریا (= زَبَدالبحر) و فضلة گنجشک و پرستو، از جمله موادی است که رازی برای باز گرداندن بینایی به چشم آبله زده در نسخه های ترکیبی ذکر کرده است .
در فصل دوازدهم ، دستور غذای بیمار آبله ای و سرخکی باتوجه به نوع مزاج بیمار آمده است ؛ مثلاً، ماءالشعیر مخلوط با آب انارترش برای بیمار آبله ای بسیار نافع و برای بیمار مبتلا به سرخک مفیدتر است (همان ، ص ٦١ ـ٦٢).
موادی چون آب کدو و آب هندوانه ، که تولید بلغم و رطوبت می کنند، برای بیماران سرخکی نافع تر است تا برای بیماران آبله ای ، چون به عقیدة وی سرخک از غلبة صفرا در خون حادث می شود و موادی چون آب انار و آبغوره که علاوه بر تبرید، خشکی و غلظت می آورند، برای بیمار آبله ای مناسب ترند (همان ،ص ٦٢).
فصل سیزدهم به بررسی مزاج بیمار آبله ای از نظر لینت و یبوست اختصاص دارد. در این فصل ، تفاوت روشهای درمانی از نظر تجویز دارو و تعیین دستور غذایی برای هر دو مزاج شرح داده شده است .
در فصل چهاردهم ، از جمله نشانه های انواع بی خطر آبله و سرخک ، تنفس منظم ، هوشیاری ، میل به غذا، چابکی در حرکات ، خواب آرام و نبض مرتب را ذکر کرده و سپس به شرح علائم انواع کم خطر و وخیم این دو بیماری پرداخته است .
به گفتة وان دایک روش رازی در درمان این دو بیماری ، استفاده از مواد خنک کننده و خنک کردن مکان بیمار و پوشاندن او با پارچه های نازک ، برای پایین آوردن تب ، بوده است ؛ اما، پس از رازی اطبا این روش را ترک کردند و استعمال داروهای گرم و گرم کردن بیمار با پوشش گرم به منظور بالابردن حرارت بدن را تجویز نمودند، زیرا تصور می کردند گرمای بدن عکس العملی طبیعی برای دفع بیماری است ؛ اما با این روش بیشتر بیماران می مردند. از این رو، در سدة سیزدهم / نوزدهم ، اطبای ماهر برای درمان این دو بیماری به روش رازی بازگشتند (رازی ، ١٨٧٢، مقدمه ، ص ٢).
جدری و حصبه پیش از رازی . پیش از رازی ، ثابت بن قرّه (٢٢١ـ ٢٨٨) کتابی با همین عنوان داشته که نسخة منحصر به فرد آن در مجموعة سباط ، در کتابخانة الماشطة شهرِ حلب ، موجود است ( رجوع کنید به سزگین ، ج ٣، ص ٢٦١). از دیگر پیشینیان رازی ، علی بن سهل طبری (متولد ١٩٢) در وصف بیماری آبله نوشته است که چشمها و صورت سرخ می شود، حرارت خون بالامی رود، سروبدن سنگین ، و بینی بسته می شود و بیمار عطسه می کند و دچار غم و اندوه می گردد. سپس برای بهبود یا مصونیت چشم بیمار داروهایی تجویز کرده و دستورهایی نیز برای غذای بیمار داده است . در مورد طبع بیمار، اشاره کرده که بیمار تا هفت روز نباید از مواد ملیّن استفاده کند. در آخر، علائم
آبلة وخیم را ذکر کرده است (ص ٣٠٧).
جدری و حصبه پس از رازی . از نخستین پزشکان پس از رازی ، که در درمان این دو بیماری از رازی تأثیر پذیرفته اند، علی بن عباس مجوسی (متوفی ٣٧٢) است که در کامل الصناعة (ج ١، ص ٣٠٩ـ ٣١٠)، با اینکه سرخک را نوعی آبله دانسته ، شیوه اش برای درمان سرخک به اظهارات رازی در این باره شباهت بسیاری دارد.
ابن سینا (٣٧٠ـ ٤٢٨) نیز سرخک را آبلة صفراوی دانسته است . از نظر او سرخک فقط پوست بدن را مبتلا می کند و جز این ، در بیشتر موارد، تفاوتی میان این دو بیماری نیست . وی علائم و شیوة درمان را ذکر و توصیه هایی کرده است که با مطالب موجود در رسالة رازی شباهت بسیار دارد ( رجوع کنید به ج ٣، کتاب ٤، ص ١٨٣٤ـ١٨٤١؛ برای فهرست نسخه های خطی موجود از رسالة الجدری و الحصبة رجوع کنید بهسزگین ، ج ٣، ص ٣٨٦؛ برای نسخه های موجود در ایران ، از جمله رجوع کنید به افشار و دانش پژوه ، ج ٧، ص ٤٤٩؛ عرفانیان ، ج ١٩، ص ١٤٢ـ١٤٣).
رسالة الجدری و الحصبة رازی نخست به سریانی ، سپس به یونانی و پس از آن به لاتینی ترجمه شد که نسخه های متعددی از آن با عنوان > در بارة طاعون < و > در بارة آبله و سرخک < وجود دارد. در ٧٥٠/١٣٤٩، مترجمی ایتالیایی به نام آبراهام کاسلاری ، دستور معالجات این رساله را به لاتینی ترجمه کرد و ترجمة یونانی این اثر در ٩٥٥/ ١٥٤٨ به چاپ رسید (اشتاین اشنایدر ، ص ٤٦ـ٤٧). وان دایک این رساله را، با استفاده از برخی از نسخه های چاپی اروپا و مقابله با نسخه های کتابخانة ونیز، در ١٢٨٩/١٨٧٢ در بیروت منتشر کرد ( رجوع کنید بهرازی ، ١٨٧٢، مقدمة وان دایک ، ص ٢). نجم آبادی ترجمة فارسی الجدری و الحصبة همراه با متن عربی آن را در ١٣٤٣ از روی چاپ وان دایک ، به چاپ رساند ( رجوع کنید بهرازی ، ١٣٧١ ش ، مقدمة نجم آبادی ، ص شش ـ هفت ). مقایسة متنی که وان دایک منتشر کرده با نسخة کتابخانة لیدن ( رجوع کنید به گ ٩٤ر ـ ٧٩ر)، نشان می دهد که این دو تفاوتهای بسیاری دارند (برای نمونه رجوع کنید بهرازی ، ١٨٧٢، ص ٢٢ـ٣٦ و نسخة خطی ، گ ٨٣ ر ـ ٨٦ ر).
از الجدری و الحصبة چاپهای دیگری نیز صورت گرفته است (برای فهرست مهم ترین چاپهای آن ، از جمله رجوع کنید بهسزگین ، همانجا؛ بروکلمان ، ج ١، ص ٢٦٩؛ رازی ، ١٣٧١ ش ، همانجا؛ نجم آبادی ، ١٣٦٢ ش ، ص ١٨٠ـ ١٨٢؛ رازی ، ١٨٤٨، مقدمة گرین هیل ، ص ٥ ـ٩؛ مشار، ج ٢، ستون ١٥٢٤).
منابع :
(١) ابن سینا؛
(٢) ایرج افشار و محمدتقی دانش پژوه ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة ملی ملک ، ج ٧، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٣) محمدبن زکریا رازی ، تقاسیم العلل : کتاب التقسیم والتشجیر ، تحقیق و ترجمة صبحی محمود حمامی ،حلب ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٤) همو، کتاب الحاوی فی الطب ، حیدرآباد دکن ١٣٧٤ـ١٣٩٠/ ١٩٥٥ـ١٩٧١؛
(٥) همو، کتاب فی الجدری و الحصبة ، نسخة خطی کتابخانة لیدن ، ش ٥٨٥، میکروفیلم کتابخانة بنیاد دائرة المعارف اسلامی ؛
(٦) همان ، چاپ کورنلیوس وان آلن وان دایک ، بیروت ١٨٧٢؛
(٧) همان : ترجمة کتاب الجدری و الحصبه ( آبله وسرخک )، با حواشی و ملحقات به سعی و اهتمام محمود نجم آبادی ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٨) همو، المنصوری فی الطب ، چاپ حازم بکری صدیقی ، کویت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(٩) علی بن سهل طبری ، فردوس الحکمة فی الطب ، چاپ محمد زبیرصدیقی ، برلین ١٩٢٨؛
(١٠) غلامعلی عرفانیان ، فهرست کتب خطی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد آستان قدس رضوی ، ج ١٩، مشهد ١٣٨٠ش ؛
(١١) علی بن عباس مجوسی ، کامل الصناعة الطبیة ، بولاق ١٢٩٤؛
(١٢) خانبابامشار، فهرست کتابهای چاپی فارسی ، تهران ١٣٥٠ـ١٣٥٥ ش ؛
(١٣) محمود نجم آبادی ، «آبله و سرخک از نظر رازی و مقایسة آن با موازین طب امروز»، در مجموعة مقالات در بارة طب سنتی ایران ، تهران : مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی ، ١٣٦٢ ش ؛
(١٤) همو، مؤلفات و مصنفات ابوبکر محمدبن زکریای رازی ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(١٥) کورنلیوس وان آلن وان دایک ، رسالة فی الجدری ، در محمدبن زکریای رازی ، رسالة فی الجدری و الحصبة ، چاپ کورنلیوس وان آلن وان دایک ، بیروت ١٨٧٢؛
(١٦) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur , Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩;
(١٧) Muh ¤ammad B . Zakariyya ¦ Ra ¦z ¦, A treatise on the small-pox and measles . tr. William Alexander Greenhill, London ١٨٤٨;
(١٨) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums ,Leiden١٩٦٧-;
١٩- Moritz Steinschneider, Die europجischen غbersetzungen aus dem Arabischen bis Mittedes ١٧. Jahrhunderts , Graz ١٩٥٦.
/ مستوره خضرایی /