دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٨٦
جَصّاص ، ابوبكراحمدبن علیرازی ، فقیه، محدّث و مفسر بزرگ حنفی قرن چهارم. وی در ٣٠٥ در شهر ری به دنیا آمد (خطیب بغدادی، ج ٥، ص ٥١٥؛ جصّاص، ١٤٠٥ـ ١٤٠٨، ج ١، مقدمه نشمی، ص ٧، ١٠ـ١١). برخی زادگاه او را بغداد دانستهاند ( رجوع کنید به لكنوی، ص ٢٨؛ هاشمی، ص ٥٩) كه ظاهراً اشتباه است ( رجوع کنید به هاشمی، ص ٦١ـ٦٢). واژه جصّاص ، به معنای گچساز یا گچكار ( جوهری؛ ابنمنظور؛ فیروزآبادی، ذیل «جصص»)، نام مشهورِ چند عالِم دیگر نیز هست ( رجوع کنید به جصّاص، ١٤٠٥ـ ١٤٠٨، ج١، همان مقدمه، ص ٩ـ ١٠؛ هاشمی، ص ٦١).
جصّاص تا بیست سالگی در ری به تحصیل علوم گوناگون پرداخت. در ٣٢٥، به بغداد رفت و در آنجا از محضر فقیه مشهور حنفی، ابوالحسن كرخی (متوفی ٣٤٠)، بهره علمی برد و سپس به سبب گرانی و مشكلات اقتصادی به اهواز (خوزستان) رفت و پس از بر طرف شدن مشكلات به بغداد بازگشت (جصّاص، ١٤٠٥ـ ١٤٠٨، ج ١، همان مقدمه، ص ١١، ١٤، ٢٤). وی بعد از مدتی، با مشورت استادش كرخی، برای افزایش اندوختههای علمی خود، همراه با حاكم نیشابوری (متوفی ٤٠٥) به نیشابور سفر كرد و در ٣٤٤، دو باره به بغداد بازگشت و كرسی تدریس كرخی را و نیز منصب اِفتا را از آنِ خود ساخت و ریاست مذهب حنفی را تا پایان عمر بر عهده داشت (ابنابیالوفا، ج ١، ص ٢٢٣؛ تمیمی، ج ١، ص ٤١٤؛ لكنوی، همانجا؛ جصّاص، ١٤٠٥ـ ١٤٠٨، ج ١، همان مقدمه، ص ١٤).
جصّاص فقه و اصول را نزد ابوالحسن كرخی، حدیث را نزد عبدالباقیبن قانع، ابوالقاسم سلیمانبن احمد طَبَرانی، ابوالعباس اصَمّ نیشابوری، دعلجبن احمد و احتمالاً حاكم نیشابوری و ادبیات را نزد ابوسهل زجاجی و ابوعلی فارسی فراگرفت (خطیب بغدادی، ج ٥، ص ٥١٤؛ ذهبی، ج ١٦، ص ٣٤٠؛ جصّاص، ١٤٠٥ـ ١٤٠٨، همان مقدمه، ص ٢٤).
برخی شاگردان وی عبارت بودند از: ابوجعفر نسفی (متوفی ٤١٤)، محمدبن موسی خوارزمی (متوفی٤٠٣)، محمدبن یحیی جرجانی (متوفی ٣٩٨)، محمدبناحمد زعفرانی (متوفی ٣٩٣) و احمدبن محمد معروف به ابنمَسْلَمه (متوفی ٤١٥؛ ابن ابیالوفا، ج ١، ص ٢٢٣؛ لكنوی، همانجا؛ تمیمی، ج ١، ص ٤١٤؛ جصّاص، ١٤١٧، ج ١، مقدمه نذیر احمد، ص ٧٢).
به نظر برخی دانشمندان (از جمله قاضی عبدالجباربن احمد، ص ١٢٥؛ هاشمی، ص ٦٧، به نقل از جشمی)، جصّاص از نظر كلامی در شمار معتزله است، زیرا در باره موضوعاتی چون رؤیت خدا و سِحر با معتزلیان موافق بوده و تفسیر فقهی او نیز بسیار متأثر از آرای آنان است (محمدحسین ذهبی، ج ٢، ص ٤٨٣؛ هاشمی، ص ٦٧ـ٧٦،٨٠؛ برای برخی موارد رجوع کنید به جصّاص، ١٤١٥، ج ١، ص ٤٨ـ ٥٨). هاشمی (ص ٧٩ـ٨٠) هر چند معتزلی بودن جصّاص را مردود دانسته، تمایل وی را به عقاید معتزلیان پذیرفته است. برخی منابع، جصّاص را در زمره علمای طبقه چهارم حنفی یا اصطلاحاً اصحاب تخریج (علمایی كه صرفاً به تبیین و دستهبندی آرای پیشینیان پرداختند) شمردهاند، ولی از این دیدگاه انتقاد شده است (رجوع کنید به جصّاص، ١٤١٧، ج ١، همان مقدمه، ص ٧٦). وی در دفاع از مذهب حنفی بسیار متعصب بوده است (محمدحسین ذهبی، ج ٢، ص ٤٨١؛
هاشمی، ص ٧٧ـ٧٩؛
نیز برای نمونه رجوع کنید به جصّاص، ١٤١٥، ج ١، ص ٢٣٤، ٢٨٢ـ٢٨٣، ٤٠١، ج ٢، ص ٦١ ٦٤).
جصّاص را به تقوا، زهد و تواضع ستودهاند، آنچنانكه حاكم وقت (باتوجه به زندگینامه كرخی، احتمالاً سیفالدوله حمدانی، حك : ٣٠١ یا ٣٠٣ـ٣٥٦) دو بار منصب قضا را به او پیشنهاد كرد، اما او نیز همچون كرخی، آن را نپذیرفت (خطیب بغدادی، همانجا؛
ابنجوزی، ج ١٤، ص ٢٧٧).
جصّاص در ٣٧٠ در بغداد درگذشت و شاگردش خوارزمی بر پیكر وی نماز گزارد (خطیب بغدادی، ج ٥، ص ٥١٥؛
ابنجوزی، ج ١٤، ص ٢٧٨؛
حاجی خلیفه، ج ١، ستون ٢٠). برخی تاریخ فوت او را ٣٧٦ ذكر كردهاند (برای نمونه رجوع کنید به داوودی، ج ١، ص ٥٦).
از جصّاص آثار علمی متعددی بر جای مانده كه مهمترین و مشهورترین آنها احكامالقرآن است (جصّاص، ١٤٠٥ـ ١٤٠٨، ج ١، همان مقدمه، ص ٢٢ـ٢٣؛
همو، ١٤١٧، ج ١، همان مقدمه، ص ٧٣ـ٧٤) كه بارها چاپ شده است. این كتاب، كه آخرین كتاب اوست و در آن بارها به سایر آثار خود ارجاع داده است، نزد حنفیان از مهمترین منابع تفسیر فقهی به شمار میرود. جصّاص آیاتی را كه در بر دارنده احكام فقهی است، به ترتیب سورهها (و در هر سوره به ترتیب آیات) تفسیر و كتاب را بر اساس عناوین فقهی تبویب كرده است. گاهی به مناسبت، برخی مسائل فقهی را كه مستند به آیات قرآن نیست نیز مطرح كرده است (محمدحسین ذهبی، ج ٢، ص ٤٨٠). در بسیاری موارد، جصّاص برای یك مطلب، جز آیه مورد بحث، به آیات دیگر و نیز احادیث استشهاد یا استناد كرده است. همچنین، آرای فقهای متقدم، به ویژه صحابه و تابعین، و حتی نظر فقهای سایر مذاهب اهلسنّت را در برخی مسائل ذكر نموده است. احكامالقرآن علاوه بر مباحث فقهی، متضمن مطالب دیگر، از جمله نكات قرآنی و حدیثی و ادبی و كلامی، نیز هست. وی در این كتاب بر دفاع از آرای حنفیان اصرار كرده و با مخالفانِ دارای مذاهب دیگر، به ویژه امام شافعی، با لحنی شدید سخن گفته است (هاشمی، ص ١١٢؛
برای نمونه رجوع کنید به جصّاص، ١٤١٥، ج ٢، ص ١٤٨).
جصّاص برخی مباحث اصول فقه را، كه عمدتاً در موضوع الفاظ است، به عنوان مقدمه كتاب احكامالقرآن نگاشته ( رجوع کنید به جصّاص، ١٤١٥، ج ١، ص ٦) كه بارها مستقلاً و با عنوان الفصولفیالاصول یا اصولالجصّاص چاپ شده است. البته برخی مباحث اصولی كه در این مقدمه به تفصیل آمده، در متن كتاب مجدداً مطرح شده و با توجه به آیات قرآن بر مصادیق فقهی تطبیق گردیده است (هاشمی، ص ١١٠ـ١١٢). جصّاص در كتاب اصول خود علاوه بر استادش كرخی، از آثار عیسیبن ابان (متوفی ٢٢٠) بسیار تأثیر پذیرفته و از الجامعالكبیر محمدبن حسن شیبانی نیز بهره برده است. همچنین از آرای شافعی، به ویژه كتاب الرساله وی، انتقاد كرده است (جصّاص، ١٤٠٥ـ ١٤٠٨، ج ١، همان مقدمه، ص ٢٥ـ٢٦).
سایر آثار مهم او عبارتاند از: شرح سه كتاب فقهی الجامعالكبیر، الجامعالصغیر و المناسك ، هر سه از محمدبن حسن شیبانی (متوفی ١٨٩)؛
شرح مختصرالفقه، اثر احمدبن محمد طحاوی (متوفی ٣٢١)؛
شرح المختصر، اثر ابوالحسن كرخی؛
شرح ادبالقاضی ، اثر احمدبن عَمرو خصاف (متوفی ٣١٧)؛
مختصر اختلافالعلماء ، تلخیص كتاب اختلافالعلماء اثر طحاوی در علم خلاف؛
و جوابات المسائل (بغدادی، ج ١، ستون ٦٧؛
لكنوی، ص ٢٨؛
جصّاص، ١٤٠٥ـ ١٤٠٨، ج ١، همان مقدمه، ص ٢٢).
منابع:
(١) ابن ابیالوفا، الجواهر المضیة فی طبقات الحنفیة، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، ریاض ١٤١٣/ ١٩٩٣؛
(٢) ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوك و الامم ، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(٣) ابنمنظور؛
(٤) اسماعیل بغدادی، هدیة العارفین، ج ١، در حاجیخلیفه، ج ٥؛
(٥) تقیالدینبن عبدالقادر تمیمی، الطبقات السنیة فی تراجم الحنفیة، ج ١، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، ریاض ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٦) احمدبن علی جصّاص، احكامالقرآن ، چاپ عبدالسلام محمدعلی شاهین، بیروت ١٤١٥/١٩٩٤؛
(٧) همو، أصولالفقه، المسمی ب ا لفصول فی الاصول ، چاپ عجیل جاسم نشمی، كویت ١٤٠٥ـ ١٤٠٨/ ١٩٨٥ـ ١٩٨٨؛
(٨) همو، مختصر اختلافالعلماء، بیروت ١٤١٧/١٩٩٦؛
(٩) اسماعیلبن حماد جوهری، الصحاح: تاجاللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت [ بیتا. ]، چاپ افست تهران ١٣٦٨ ش؛
(١٠) حاجی خلیفه؛
(١١) خطیب بغدادی؛
(١٢) محمدبن علی داوودی، طبقات المفسرین، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٣) محمدبن احمد ذهبی؛
(١٤) محمدحسین ذهبی، التفسیر و المفسرون، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٥) محمدبن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط ، بیروت ١٤١٢/١٩٩١؛
(١٦) قاضی عبدالجباربن احمد، المنیة و الامل فی شرح كتاب الملل و النحل ، اسكندریه ١٩٧٢؛
(١٧) عبدالحیبن عبدالحلیم لكنوی، الفوائد البهیة فی تراجم الحنفیة، كراچی ١٣٩٣؛
(١٨) عبدالمنعم هاشمی، الامام الجصّاص ابوبكر احمدبن علی الرازی الحنفی ، بیروت ١٤١٨/١٩٩٧.
/ حسین قافی /