دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٠٠٦
بَرْقی ، ابوعبدالله محمدبن خالدبن عبدالرحمان ، از راویان و مؤلفان امامی مذهب قرن دوم و اوایل قرن سوم . نامش در کتب اربعة حدیثی شیعه ، در سلسلة رواتِ بیش از پانصد حدیث ، آمده است . ابن ندیم (ص ٢٧٦) کنیة ابوالحسن را نیز برای او ذکر کرده است . بعد از اینکه محمدبن علی ، جدّ اعلای برقی از مردم کوفه ، به دلیل شرکت در قیام زیدبن علی بن الحسین به دستور یوسف بن عمر ثقفی حاکم کوفه ، دستگیر و کشته شد، عبدالرحمان همراه فرزند خردسالش از کوفه گریخت و روانة قم شد (نجاشی ، ص ٧٦؛ یاقوت حموی ، الادباء ، ج ٤، ص ١٣٢). وی در رُستاق برقْرود (محل اقامت برخی از طوایف عرب ) سکونت گزید (دربارة تعریف رُستاق رجوع کنید به قمی ، ص ٥٧). این رستاق در کنار رستاق جاپلق و تَیمره (که بعداً به کَمَره تغییر نام داده رجوع کنید به فرهادی ، ١٣٦٣ ش ، ص ٦٦٠، ١٣٦٥ ش ، ص ٥٨٤، ٥٨٨) و در نزدیکی قم قرار داشته است . قمی (ص ٥٦ ـ٨٦) نام رستاقهای قم را، به نقل از احمدبن ابی عبداللّه برقی و دیگران ، ثبت کرده ولی برق رود در شمار آنها نیامده است . یعقوبی (ص ٢٧٣) برق رود و جاپلق را در همسایگی کرجِ * ابودُلف می داند. گفته می شود که برق رود در ١٨٩ به دستور هارون الرشید از مضافات قم شد. نجاشی (ص ٣٣٥) نام آن را بَرقه رود (در برخی نسخه ها برقرود)، قریه ای در حومة قم ، نوشته که خالی از مسامحه نیست (نیز در این باره رجوع کنید به یاقوت ، البلدان ، ج ١، ص ٥٧٥(
محمدبن خالد در برق رود زاده شد و شهرت او به برقی از همین روست . ظاهراً وی نخستین شخصیت نامبردار علمی این خاندان است ، ولی فرزندش احمد بیش از پدر شهرت دارد ( رجوع کنید به برقی * ، ابوجعفر احمدبن محمد). گاهی برای تشخیص این دو از یکدیگر، پدر را «کبیر» و پسر را «صغیر» خوانده اند ( رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، ج ١٠، ص ٩٩ـ١٠٠؛ مدرس تبریزی ، ج ١، ص ٢٥١). برخی دیگر از شخصیتهای علمی این خاندان : حسن بن خالد، برادر محمد که ثقه بود و چند کتاب تألیف کرد (نجاشی ، ص ٦١؛ طوسی ، ١٣٥١ ش ، ص ٤٩، ش ١٥٨؛ تستری ، ج ٣، ص ١٥٥)؛ علی بن محمد بندار، نوة دختری احمد برقی ، که محدثی ثقه و از مشایخ کلینی در کافی بوده است ( رجوع کنید به خوئی ، ج ١١، ص ٢٤١)؛ علی بن احمدبن عبدالله بن احمدبن محمدبن خالد از مشایخ صدوق (همان ، ج ١١، ص ٢٥٢، به نقل از مشیخة فقیه ). نجاشی (ص ٣٣٥) نوة برادر برقی ، علی بن علاءبن فضل را نیز که فقیه بوده ، نام برده است . در نسخة چاپی رجال شیخ طوسی (ص ٣٦٠) شخصی به نام «منصوربن خالد البرقی » در شمار اصحاب امام کاظم علیه السلام بدون ذکر هیچ مشخصة دیگر، معرّفی شده است که از نظر زمانی می توان او را برادر محمدبن خالدبرقی دانست ؛ ولی تستری (ج ٩، ص ١٢٨) منکر وجود این نام در رجال طوسی شده است . قُهپایی نیز، که اسامی مذکور در کتب پنجگانة رجالی را گرد آورده ، این نام را ذکر نکرده است ( رجوع کنید به ج ٥، ص ٢٠٥، ٢٠٦؛ ج ٧، ص ١١٧). در نسخه های معتبر خطی موجود نیز این اسم دیده نمی شود. به نظر می رسد که این نام در اصل «محمدبن خالد البرقی » بوده و در برخی نسخه ها تحریف شده است .
محمدبن خالد برقی ، بنا برگفتة نجاشی (ص ٣٣٥)، با ابوموسی اشعری و به گفتة ابن غضائری ( رجوع کنید به قهپائی ، ج ٥، ص ٢٠٥) با جریر (یا حریز)بن عبدالله پیوند ولاء داشته است . تستری (ج ٨، ص ١٦٤) قول نجاشی را درست تر می داند و احتمال می دهد که «محمدبن خالد الاشعریِ» مذکور در رجال نجاشی (ص ٣٤٣) مؤلّف کتاب نوادر ، همین برقی باشد که شهرت اشعری را به دلیل ولاء به دست آورده است . به نوشتة نجاشی (همانجا)، نوادر را احمد پسر همین برقی روایت کرده است . او در برشماری آثار محمدبن خالد برقی کتابی به این نام به او نسبت نمی دهد ( رجوع کنید به ص ٣٣٥)، اما طوسی (١٣٥١ ش ، ص ١٤٨، ش ٦٢٨) فقط کتابی با این نام را از آنِ برقی می داند که راوی آن نیز احمد پسر اوست . بعلاوه طوسی کسی به نام محمدبن خالد اشعری را نام نبرده است . براین اساس ، به نظر می رسد که احتمال شوشتری درست باشد. نجاشی دربارة ابوموسی اشعری هیچ توضیحی نمی دهد. حال اگر ابوموسی اشعری همان تابعی معروف و حاکم بصره در دوران خلافت عثمان باشد، باید پیوند ولاء را پدران برقی برقرار کرده باشند، نه خود او. البته به نظر خوئی (ج ١٦، ص ٦٧) ابوموسی اشعری مذکور در اینجا غیر از آن شخص معروف است .
به گمان قوی ، در پی انتقال اشعریان از کوفه به قم (در این باره رجوع کنید به قمی ، ص ٢٤٠ـ ٢٦٥) جد برقی قم را برای سکونت خود برگزیده و این شهر به پایگاهی برای پیروان تشیع تبدیل شده است ؛ بخصوص که در چند حدیث ، که برقی نیز برخی از آنها را با واسطه از امامان شیعه روایت کرده ، از آیندة درخشان قم و امنیت و رشد علمی آن ، همزمان با کم رونق شدن علم در کوفه ، سخن گفته شده است ( رجوع کنید به قمی ، ص ٩٠ـ١٠٠). از کیفیّت و زمان سکونت خاندان برقی در قم اطلاعی در دست نیست ، اما قراین نشان می دهد که برقی کبیر و نسل پس از او در قم می زیسته اند. از مسافرتهای برقی و تحصیلات وی در حدیث نیز گزارشی ثبت نشده است .
شیخ طوسی (١٣٨١، ص ٣٨٦، ٤٠٤)، برقی را در شمار اصحاب امام رضا علیه السلام (متوفی ٢٠٣) و امام جواد علیه السلام (متوفی ٢٢٠) نام برده و در هردوجا تصریح کرده که وی از اصحاب امام کاظم علیه السلام نیز بوده است (نیز رجوع کنید به آقا بزرگ طهرانی ، ج ١٠، ص ١٠٠). این قول ، احتمال وقوع تحریف پیشین (منصوربن خالد به محمدبن خالد) را تقویت می کند. با اینهمه وی جز دو روایت که از امام جواد علیه السلام نقل کرده ، به رغم کثرت روایات ، از دو امام دیگر شخصاً روایت نکرده است (تستری ، ج ٨، ص ١٦٥؛ خوئی ، همانجا). یک روایت نیز به نقل از او به امام صادق علیه السلام نسبت می دهند (کلینی ، ج ٨، ص ١٨٣؛ خوئی ، ج ١٦، ص ٥٨) که در آن یا واسطه ای حذف شده یا اشتباه دیگری در نقل رخ داده است . با توجه به اینکه طوسی او را از اصحاب امام هادی علیه السلام ذکر نکرده ، ظاهراً برقی روزگار آن حضرت را درک نکرده یا در سالهای آغاز امامت ایشان (سال ٢٢٠) در گذشته بوده است . وی از مشاهیر حدیث ، از جمله ابن ابی عمیر، یونس بن عبدالرحمان ، فضالة بن ایّوب ، سعدبن سعد اشعری ، محمدبن سنان و حمّادبن عیسی روایت کرده و شماری از رُوات ، مثل ابراهیم بن هاشم قمی ، احمدبن محمدبن عیسی ، احمدبن محمد برقی و حسین بن سعید اهوازی از وی اخذ حدیث کرده اند (بحرالعلوم ، ج ٣، ص ٢٦٩ـ٢٧٠؛ خوئی ، ج ١٦، ص ٦٣ـ ٦٥، ٣٥٤ـ ٣٦٩، ج ٢١، ص ٢١٨ـ٢٢٠؛ نوری ، ج ٣، ص ٥٧٤ ؛ کشّی ، ص ٥٤٦). نجاشی (ص ٣٣٥) برقی را علاوه بر اشتغال به حدیث ، آگاه از تاریخ و دانشهای عرب معرفی می کند و کتابهایی در موضوعهای تاریخی و کلامی و ادبی و قرآنی به وی نسبت می دهد. ابن ندیم (ص ٢٧٧) علاوه بر چند کتاب حدیثی و رجالی ، کتابی به نام البلدان (آقابزرگ طهرانی ، ج ٣، ص ١٤٥ : البلدان و المساحة ) را از تألیفات برقی و کتابی پر حجم تر را به همین نام از فرزندش احمد می داند. کتاب اخیر از مآخذ تاریخ قم (به عنوان بنیان در نسخة چاپی ، ص ٢٠) بوده و همان است که با عناوین التبیان و التبیان فی احوال البلدان و المساحة نیز یاد می شود ( رجوع کنید به مسعودی ، ج ١، ص ١٣). ظاهراً هیچیک از کتابهای برقی کبیر در دست نیست و نسبت داشتن قطعی محاسن به برقی صغیر این گمان را که ابن ندیم ـ که در نسبت دادن کتابهایی از جمله محاسن به پدر، منحصر به فرد است ـ دچار اشتباه شده تقویت می کند (دربارة آثار برقی ، علاوه بر منابع مزبور رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، ج ٣، ص ٣١٥ و ج ١٥، ص ٣٦٢؛
مدرس تبریزی ، ج ١، ص ٢٥١(
وثاقت برقی را بیشتر عالمان رجالی همچون شیخ طوسی (١٣٨٠، ص ٣٨٦)، علاّ مه حلّی (ص ١٣٩، ش ١٤)، سید بحرالعلوم (ج ٣، ص ٢٧٠) صریحاً و برخی همچون شیخ صدوق ( رجوع کنید به مامقانی ، ج ٣، ص ١١٣) و ابن قولویه ( رجوع کنید به خوئی ، ج ١٦، ص ٦٦) به طور ضمنی تأیید کرده اند؛
فقط ابن غضائری ( رجوع کنید به قهپائی ، ج ٥، ص ٢٠٥) و نجاشی (همانجا) او را ضعیف الحدیث خوانده اند، که این هم ناشی از روش او در اخذ و نقل حدیث ، و این ویژگی است که در میان حدود چهل راوی از برخی افراد متهم به کذب یا افراد توثیق نشده ، مانند عَمْروبن شَمِر، قاسم بن عروه ، اسماعیل بن سَهل نیز روایت کرده و به روایات مرسل اعتماد ورزیده است . به دلیل همخوان نبودن عبارت نجاشی و ابن غضائری با توثیق شیخ طوسی و دیگران ، در بیشتر کتب رجالی دربارة وثاقت برقی بتفصیل بحث شده است ( رجوع کنید به مامقانی ، ج ٣، ص ١١٣ـ١١٤؛
خوئی ، ج ٣، ص ١٤١، ج ١٣، ص ١٠٨، ج ١٤، ص ٢٦ـ٣٠، ج ١٦، ص ٦٤ـ٦٧؛
نوری ، ج ٣، ص ٥٧٤).
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی ، الذریعة الی تصانیف الشیعة ، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) ابن ندیم ، کتاب الفهرست ، چاپ رضا تجدد، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٩٣/١٩٧٣ ) ؛
(٣) محمدمهدی بن مرتضی بحرالعلوم ، رجال السید بحرالعلوم : المعروف بالفوائدالرجالیة ، چاپ محمد صادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٤) محمدتقی تستری ، قاموس الرجال ، تهران ١٣٧٩ـ ١٣٩١؛
(٥) ابوالقاسم خوئی ، معجم رجال الحدیث ، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٦) محمدبن حسن طوسی ، رجال الطوسی ، نجف ١٣٨٠/ ١٩٦١؛
(٧) همو، الفهرست ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف ١٣٥٦/١٩٣٧، چاپ افست قم ١٣٥١ ش ؛
(٨) حسن بن یوسف علاّ مه حلّی ، رجال العلامة الحلی ، نجف ١٣٨١/١٩٦١، چاپ افست قم ١٤٠٢؛
(٩) مرتضی فرهادی ، «جغرافیای تاریخی کمره »، آینده ، سال دهم ، ش ١٠ـ١١ (دی ـ بهمن ١٣٦٣)، سال دوازدهم ، ش ٩ـ١٠ (آذر ـ دی ١٣٦٥)؛
(١٠) حسن بن محمد قمی ، کتاب تاریخ قم ، ترجمة حسن بن علی قمی ، چاپ جلال الدین طهرانی ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(١١) عنایة الله قهپائی ، مجمع الرجال ، چاپ ضیاءالدین علامه اصفهانی ، اصفهان ( ١٣٤٧ ش ) ؛
(١٢) محمدبن عمر کشّی ، اختیار معرفة الرجال ، ( تلخیص ) محمدبن حسن طوسی ، چاپ حسن مصطفوی ، مشهد ١٣٤٨ ش ؛
(١٣) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفاری ، بیروت ١٤٠١؛
(١٤) عبدالله مامقانی ، تنقیح المقال فی علم الرجال ، نجف ١٣٤٩ـ١٣٥٢؛
(١٥) محمدعلی مدرس تبریزی ، ریحانة الادب ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٦) علی بن حسین مسعودی ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، مصر ١٣٨٤ـ ١٣٨٥/ ١٩٦٤ـ١٩٦٥؛
(١٧) احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسماء مصنّفی الشیعة المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی ، قم ١٤٠٧؛
(١٨) حسین بن محمدتقی نوری ، مستدرک الوسائل ، تهران ١٣١٨ـ ١٣٢١/ ١٩٠٠ـ١٩٤٠؛
(١٩) یاقوت حموی ، معجم الادباء ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٠) همو،معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٢١) احمدبن اسحاق یعقوبی ، کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧.
/ حسن طارمی /