دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٠
بالْکان ، جنگ ، جنگی میان دولت عثمانی و دولتهای بالکان در دو مرحله (٢٦ شوال ١٣٣٠ـ٢٧ شوال ١٣٣١/٨ اکتبر ١٩١٢ـ٢٩ سپتامبر ١٩١٣).
کنگرة برلین * (١٢٩٥/١٨٧٨) بخش بزرگی از سرزمینهای روم ایلی را از دولت عثمانی جدا کرد، اما نتوانست به کشمکش موجود بر سر تقسیم سرزمینهای بالکان پایان دهد. سیاست پان اسلاویستی روسیه و رقابت مداوم آن کشور با اتریش نیز این درگیریها را تشدید کرد و در بروز جنگ بالکان سخت مؤثر افتاد. از مهمترین مسائل داخلی دولتهای بالکان ،
که مدتها مانع اتّحاد آنها بر ضد عثمانی می شد، «مسئلة کلیساها» بود، یعنی جدا شدن کلیسای بلغار از کلیسای ارتدوکس ، و اختلاف بر سر این که کلیساها و مدارس مقدونیه ، به کدام کشور تعلق دارد. سلطان عبدالحمید دوّم نیز در مدت سلطنت خود (١٢٩٣ـ١٣٢٧)، بر این عدم تفاهم دامن می زد.
پس از اعلام مشروطیت دوم (٢٤ جمادی الا´خره ١٣٢٦/٢٤ ژوئیة ١٩٠٨)، به سبب همکاری جمعیّت اتّحاد و ترّقی * با کمیته های صرب ، بلغار و یونان ، عملیات قوای نامنظم موقتاً متوقف شد و دولتهای اروپایی نظارت خود را بر اصلاحات مقدونیه لغو کردند (٧ رمضان ١٣٢٦/٣ اکتبر ١٩٠٨). دو روز بعد اتریش ، بوسنی ـ هرزگووین را به خاک خود ملحق کرد، شاهزاده نشین خودمختار بلغارستان اعلام استقلال نمود و کِرِت هم به یونان پیوست .
اقدامات حکومت عثمانی بر ضد یونان ، به قصد تصرّف صربستان و بلغارستان ، مانع اتّحاد این سه دولت نشد. رهبری جمعیّت اتّحاد و ترّقی با قانون ٦ رجب ١٣٢٩/٣ ژوئیة ١٩١١، «مسئلة کلیساها» را، که مهمترین سدّ راه تفاهم دولتهای بالکان بود، حل کرد و هنگامی که سرگرم حوادث داخلی و خارجی بود، روسیه موضوع تقسیم مقدونیه را، که به ترکیه تعلق داشت ، مطرح کرد و در پی تحریکات آن کشور، در ٢٤ شوال ١٣٣٠/ ٦ اکتبر ١٩١٢، بلغارستان با یونان و قره داغ * با صربستان و همچنین در رمضان ١٣٣٠/اوت ١٩١٢، قره داغ با بلغارستان پیمان بستند و سرانجام اتحاد بالکان بر ضد عثمانی عملی شد.
ظاهراً باب عالی * از تحولات بالکان بیخبر بود و دولت سعیدپاشا هم اخطارهای فرانسه و هشدارهای غالب کمال بیگ (سویْلَمَز اوغلی )، کارگزار ترک در آتن ، را جدی نگرفت .
در این هنگام ، دولت عثمانی بحرانیترین روزهای خود را می گذرانید. ایتالیاییها، در ادامة جنگ طرابلس غرب ، به چناق قلعه * رسیده بودند و استانبول را تهدید می کردند. شورش آلبانی نیز شدت یافته بود و افسران مخالف دولت به نام «خلاص کاران » در کوهستانها مخفی شده بودند. ازینرو دولت سعیدپاشا مجبور به استعفا شد و حکومت جمعیّت اتّحاد و ترّقی به پایان رسید. حکومت جدید غازی احمدمختار هم ، که در ٦ شعبان ١٣٣٠ تشکیل شد، به اتّحاد ملتهای بالکان بر ضد عثمانی توجهی نکرد.
چون دولت عثمانی برای سرکوب شورشیان آلبانی ، که به ارتفاعات قره داغ پناه برده بودند، به آن منطقه لشکر کشید، کشورهای متّحد بلغارستان ، صربستان ، یونان و قره داغ یادداشت مشترکی به باب عالی تسلیم کردند (٢١ شوّال ١٣٣٠/ ٣ اکتبر ١٩١٢) و از حکومت ترک خواستند که طی سه روز به صربستان ، مقدونیه ، آلبانی و کرت خودمختاری دهد؛ یادداشتی هم به دولتهای غربی تسلیم و اعلام کردند که اگر خواستهایشان
برآورده نشود، به سلاح متوّسل خواهند شد. سرانجام با اعلان جنگ قره داغ به عثمانی در ٢٦ شوال ١٣٣٠/ ٨ اکتبر ١٩١٢، اولین مرحلة جنگهای بالکان آغاز شد. بقیة متّحدان با یادداشت دیگری ، خواستارِ تسلیم ولایت روم ایلی ، براساس ملیّت ، به حکومتهای خودمختار شدند، امّا باب عالی به این یادداشت هم پاسخی نداد. روز بعد، دولتهای بلغارستان و صربستان به عثمانی اعلان جنگ کردند و یونان نیز به آنان پیوست .
نیروی عثمانی در سه جبهة شرق و غرب و دریا با متّحدان می جنگید. سپاهیان جبهة شرق از بلغارها شکست خوردند و تا چتالجه * عقب نشستند. سپاه غرب در کومانوا ، مغلوب صربها شد و تحسین پاشا هم در سلانیک * (= سالونیک ) خود را به یونانیان تسلیم کرد. در نتیجة این شکستها، دولت غازی احمد مختارپاشا در ١٨ ذیقعده /٢٩ اکتبر، استعفا کرد. هنگامی که دولت کامل پاشا با پادرمیانی دولتهای بزرگ سرگرم مذاکره بود، جمعیّت اتّحاد و ترّقی ، شکست بالکان را دستاویز ساخت و با کودتایی خونین حکومت را به دست گرفت .
در ٢٥ صفر ١٣٣١/٣ فوریة ١٩١٣، جنگ دوباره آغاز شد. جمعیّت اتّحاد و ترّقی با از دست دادن یانیه * ، ادرنه و اِشکودرا (اِشقودره )، ناچار شرایط صلح را پذیرفت . به موجب عهدنامه ای که کنفرانس لندن در ٢٣ جمادی الا´خره ١٣٣١/٣٠ مه ١٩١٣ به امضای عثمانی و دولتهای بالکان رسانید، خط میدیه ـ اِنِز مرز عثمانی و بلغارستان شناخته شد. ادرنه ، تراکیا * و دده آغاج به بلغارستان ؛ سلانیک و مقدونیة جنوبی و کرت به یونان ؛ مقدونیة شمالی و مرکزی به صربستان وسلستره به رومانی واگذار شد.
در ١٨ رجب ١٣٣١/٢٣ ژوئن ١٩١٣، جنگ دوم بالکان بر سر تقسیم میراث عثمانی و در اعتراض به بلغارستان ، در میان متّحدان آغاز شد. در ١٦ شعبان /٢١ ژوئیه ، جمعیت اتّحاد و ترّقی ، ادرنه را بدون هیچگونه مقاومتی از بلغارها پس گرفت . جنگ دوم بالکان در ٧ رمضان ١٣٣١/١٠ اوت ١٩١٣ با عقد پیمان بُکْرَش (بخارست ) میان بلغارستان ، صربستان ، یونان و قره داغ پایان یافت . دولت عثمانی نیز با دولتهای بالکان پیمانهای جداگانه بست و در ٢٧ شوال ١٣٣١/٢٩ سپتامبر ١٩١٣، پیمان استانبول با بلغارستان را در بیست ماده امضا کرد، که طبق آن ، ادرنه در تصرّف عثمانی باقی ماند؛ تراکیای غربی به بلغارستان پس داده شد و رودخانة مریچ مرز میان دو دولت شناخته شد. همچنین به موجب «صورت مجلس راجع به مفتیان » که به پیمان نامه افزوده شده بود، مسلمانان باقیمانده در بلغارستان باید مفتیان خود را برمی گزیدند و مفتیان نیز در بین خود مفتی بزرگ را انتخاب می کردند و نتیجة این انتخاب را سفیر کبیر عثمانی در صوفیه به آگاهی شیخ الاسلام استانبول می رسانید. مفتیان به امور شرعی و آموزشی مسلمانان ، همچنین بازرسی و تأسیس مدارس جدید رسیدگی می کردند، و حقوق آنان و هزینة مؤسسات آموزشی را دولت بلغارستان می پرداخت . آموزش اصلی به ترکی و آموزش بلغاری نیز اجباری بود. در جاهایی که بیشتر جمعیت آن مسلمان بود، مجالس جماعت اسلامی برپا می شد.
عهدنامة عثمانی ـ یونان در ١٣ ذیقعده ١٣٣١/١٤ اکتبر ١٩١٣، در آتن به امضا رسید و طبق آن حقوق مسلمانان یونان ، همانند مسلمانان بلغارستان ، با یونانیان برابر شد. به موجب مادة ٥ عهدنامة لندن ، حل مسائل جزایر به دولتهای بزرگ واگذار شد و این دولتها در ١٧ محرم ١٣٣٢/١٦ دسامبر ١٩١٣، طی تصمیمی ، ایمروز، بوزجه آطه و مه ئیس را به ترکیه دادند و بقیة جزایر را در اختیار یونان گذاشتند. با آنکه بعد از تجزیة متصرّفات عثمانی در روم ایلی ، دیگر مناسباتی با صربستان باقی نمانده بود، در ١٦ ربیع الا´خر ١٣٣٢/١٤ مارس ١٩١٤، با صربها نیز عهدنامه ای عمومی امضا شد.
جنگهای بالکان نقطة عطفی در تاریخ عثمانی بود. در روم ایلی هزاران مسلمان بیرحمانه قتل عام شدند و بسیاری به آناطولی پناه بردند. تنها در ادرنه بیش از ٠٠٠ ، ٢٢٥ مسلمان در اسارت سپاه بلغار از گرسنگی جان دادند و کوچ روزافزون مسلمانان ترک تبار تا امروز ادامه یافته است .
منابع :
(١) میرلوا پترف ، ( دمیرخان ) ، بالکان حربنده بویوک قرارگاه عمومی ، استانبول ١٩٢٧، ص ١٩، ٢٤، ٣٦، ٤٧ـ ٦٨؛
(٢) ابراهیم حلمی ، بالکان حربنده عسکری مغلوبیت لریمیزین اسبابی ، استانبول ١٣٢٩، قسم ٢، ص ٢٧ـ٨٩؛
(٣) Balkan Harbi, ed. Genelkurmay ATASE, Ankara ١٩٧٩, ٣٥-٦٩;
(٤) Mahmut Belig § , " ´ atalca ve Sag § Cenah Ordular â n â n Hareka ª t â ", in Askerر Mecmua, no. ٢١, Ankara ١٩٣١, ٢-٨٥;
(٥) I smail Hami Dani í mend, I zahl i Osmanl i Tarihi Kronolojisi, Istanbul ١٩٤٧-١٩٥٥, IV, ٣٨٨-٤٠٧;
(٦) Nihat Erim, Siyasر Tarih Metinleri, Ankara ١٩٥٣, I, ٤٥٧-٤٩٧;
Ali Fuat Tدrkgeldi, Gخrدp I í ittiklerim, Ankara ١٩٤٣, ٥٧-٧٥.
) / د. ا. د. ترک / جودت کوچوک (