دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٩٣٩
خِداشبن زُهير عامرى ، خِداشبن زُهير عامرى، شاعر جاهلى. نام او خداشبن اَزْهَر نيز آمده است (ابنكلبى، ج ١، ص ٣٦٦؛ قس ابن حزم، ص ٢٨١ كه نام وى را خداش بن زهيربن اَزْهر آورده و ظاهرآ از هر نام جدّ اوست). كنيه اش ابوزهير و از شاعران بزرگ و مشهور قبيله قيس بود و به نظر مىرسد كه در دوره جاهلى درگذشته باشد (ابن سلام جمحى، سفر١، ص ٤٠؛ ابنقتيبه، ص ٤٣٠؛ آمدى، ص ١٨٠؛ سزگين، ج ٢، جزء٢، ص ١٩٥)، اما به نقلى ديگر از سزگين (همانجا) وى تا ابتداى قرن اول هجرى زندگى كرد.
پدرش در جنگ با قريش معروف به فِجار، جنگهايى كه در ماههاى حرام رخ مى داد، كشته شد. خود نيز از مخالفان قبيله خزرج بود (ابن سلام جمحى، سفر١، ص ١٤٤؛ سزگين، همانجا؛ حسين مؤنس، ص ١٨٨). خداش سواركارى شجاع و در صف مشركان شاهد جنگ حنين بود، ولى اندكى پس از آن اسلام آورد (ابن حجر عسقلانى، ج ١، ص ٤٦٢؛ جاحظ، ١٣٥١، ج ٣، ص ١٤، پانويس؛ همو، ١٤١١، ج ٢، ص ٢٠٩، پانويس ٦؛ سزگين، همانجا).
ابن سلام جمحى در طبقات فحول الشعراء (سفر١، ص ١٤٣) نام او را در شمار شعراى رده پنجم آورده است. ابوعمروبن علاء (متوفى ٥٤)، ذوق و قريحه و همچنين ساختار شعرى وى را بر لَبيدبن ربيعه* (متوفى ٤١) مقدّم شمرده است (رجوع کنید به همان، سفر١، ص ١٤٤؛ ابنقتيبه، همانجا).
در برخى از منابع (رجوع کنید به قرشى، ص ٤١٣ـ٤١٨؛ ابوتمّام، ص ٩٤، ١٠٠؛ ابن سلام جمحى، سفر١، ص ١٤٤ـ١٤٦؛ ابن شجرى، ص ٣٠ـ٣١) ابياتى از وى با مضامين فخر و حماسه و هجو آمده است (نيز رجوع کنید به بابتى، ذيل مادّه). ابوالفرج اصفهانى (ج ١٨، ص ١٣٦ـ١٣٧) مدحى را از اعشى به نقل از خداش آورده است.
شعر خداش در شيوه فخر و هجو مقامى والا دارد. قصيده مُجَمْهَرَة با مضمون تغزل وصف و فخر، از مشهورترين قصايد وى است (سزگين؛ بابتى، همانجاها). جاحظ (١٣٥١، ج ٣، ص ١٤؛ همو، ١٤١١، ج ٢، ص ٢٠٩) و سيوطى (ج ١، ص ٦٦، ٣٨٢) از ابيات خداش به عنوان شاهد لغوى استفاده كردهاند.
اشعار خداش از جمله اشعارى بوده كه ابوسعيد سُكّرى (متوفى ٢٧٥) به جمعآورى آن مبادرت كرده است (ابننديم، ص ١٧٨). ديوان وى در بيروت در ١٤٠١/١٩٨١ و بار ديگر بههمت مجمعاللغة العربية دمشق در ١٤٠٦/١٩٨٦ به چاپ رسيد (بابتى، همانجا).
منابع :
(١)حسنبن بشر آمدى، المؤتلف و المختلف فى اسماء الشعراء و كناهم و القابهم و انسابهم و بعض شعرهم، در محمدبن عمران مرزبانى، معجمالشعراء، چاپ ف. كرنكو، بيروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٢) ابنحجر عسقلانى، كتاب الاصابة فى تمييز الصحابة، مصر ١٣٢٨، چاپ افست بيروت [.بىتا]؛
(٣) ابنحزم، جمهرة انسابالعرب، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٤) ابنسلام جمحى، طبقات فحولالشعراء، چاپ محمود محمد شاكر، جده [١٩٨٠/١٤٠٠]؛
(٥) ابنشجرى، كتابالحماسة، حيدرآباد، دكن ١٣٤٥؛
(٦) ابنقتيبه، الشعر و الشعراء، او، طبقاتالشعراء، چاپ مفيد قميحه و نعيم زرزور، بيروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٧) ابنكلبى، جمهرةالنسب، ج ١، چاپ ناجى حسن، بيروت ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(٨) ابننديم (تهران)؛
(٩) ابوالفرج اصفهانى؛
(١٠) حبيببن اوس ابوتمّام، كتاب الوحشيات و هوالحماسه الصغرى، چاپ عبدالعزيز ميمنى راجكوتى، قاهره ١٩٧٠؛
(١١) عزيزه فوال بابتى، معجمالشعراء الجاهلين، بيروت ١٩٩٨؛
(١٢) عمروبن بحر جاحظ، البيان و التبيين، چاپ حسن سندوبى، قاهره ١٣٥١/١٩٣٢؛
(١٣) همو، كتابالبخلاء، چاپ احمد عوامرى و على جارم، بيروت ١٤١١/١٩٩١؛
(١٤) حسين مؤنس، تاريخ قريش: دراسة فى تاريخ اصغر قبيلة عربية جعلهاالاسلام اعظم قبيلة فى تاريخالبشر، جده ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٥) فؤاد سزگين، تاريخالتراث العربى، ج ٢، جزء٢، نقله الى العربية محمود فهمى حجازى، ]رياض[ ١٤٠٣/١٩٨٣، چاپ افست قم ١٤١٢؛
(١٦) عبدالرحمانبن ابىبكر سيوطى، المزهر فى علوم اللغة و انواعها، چاپ محمد احمد جادالمولى، على محمد بجاوى، و محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره [.بىتا]؛
(١٧) محمدبن ابىالخطاب قرشى، جمهرة اشعار العرب فى الجاهلية و الاسلام، چاپ على محمد بجاوى، قاهره ] ١٩٨١[.
/ مريم حسنى/