دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٩٨١
دمشقى، ابومُسهِر ، عبدالاعليبن مسهر غسانى، محدّث و رجالى شامى قرن دوم و سوم. كنيۀ او ابنابيدرامه بود (ابنعساكر، ج ٣٣، ص ٤٢١؛ ذهبى، تاريخ الاسلام، ج ١٥، ص ٢٤٤؛ قس همو، تذكرةالحفاظ، ج ١، ص ٣٨١؛ صفدى، ج ٩، ص ١٨، كه ابنابيدارمه ثبت كردهاند). نياى وى، ابودرامه، نيز از حافظان حديث بود (دربارۀ او رجوع کنید به ابنعساكر، ج ٣٣، ص ٤٢٠ـ٤٢١). ابومسهر در صفر ١٤٠ در دمشق متولد شد (خطيب بغدادى، ج ١٢، ص ٣٥٠؛ ابنعساكر، ج ٣٣، ص ٤٢٤). قرآن را بر نافعبن ابينعيم (قارى مدينه)، ايوب بن تميم و صدق بن خالد قرائت كرد (ابنعساكر، ج ٣٣، ص ٤٢١؛ ذهبى، سير اعلامالنبلاء، ج ١٠، ص ٢٢٨؛ همو، تاريخ الاسلام، ج ٥، ص ٣٦٣). مهمترين استاد او سعيد بن عبدالعزيز تنوخى دمشقى بود كه ابومسهر دوازده سال از محضر او بهره گرفت. سعيد بن عبدالعزيز به او حرمت بسيار مينهاد و با ستودن قدرت حافظۀ او و مقايسۀ او از اين لحاظ با جدش، وى را هم رديف سليمانبن موسى، مفتى دمشق، ميدانست (رجوع کنید به ابوزرعه دمشقى، ج ١، ص ٥٨٠؛ ابنعساكر، ج ٣٣، ص ٤٢٩؛ مزّى، ج ١٦، ص ٣٧٤). ابومسهر نيز با مقدّم داشتن او بر عبدالرحمانبن عمرو، مشهور به اوزاعى، همواره تأكيد ميكرد كه با شاگردى سعيدبن عبدالعزيز، از ديگر استادان بينياز شده است (رجوع کنید به ابنابيحاتم رازى، ج ٤، ص ٤٣؛ ابنعساكر، ج ٢١، ص ٢٠٤). ابومسهر دمشقى تصريح كرده كه در سال ١٦٠، موطأ را نزد مالكبن انس خوانده است (رجوع کنید به مزّى، ج ١٦، ص ٣٣٦). او همچنين از محدّثانى چون اوزاعى، سفيانبن عيينه، محمدبن مسلم طائفى و ابوعبدالرحمان حضرمى حديث نقل كرده است (ابنعساكر، ج ٣٣، ص ٤٢١ـ٤٢٢؛ مزّى، ج ١٦، ص ٣٧٠؛ ذهبى، سير اعلام النبلاء، ج ١٠، ص ٢٢٨ـ٢٢٩؛ براى فهرست كامل استادان او رجوع کنید به همانجاها).
از شاگردان دمشقى ميتوان به يحييبن معين، احمدبن حنبل، ابوزرعه دمشقى، احمدبن ابيالحوارى و محمدبن يحيى ذهلى اشاره كرد (ابنابيحاتم رازى، ج ٦، ص ٢٩؛ ابنعساكر، ج ٣٣، ص ٤٢٢ـ٤٢٣؛ مزّى، ج ١٦، ص ٣٧٠ـ٣٧٣؛ براى فهرست شاگردان او رجوع کنید به ابنعساكر؛ مزّى، همانجاها). در كتب ششگانۀ اهلسنّت از او روايت نقل شده است (ذهبى، سير اعلام النبلاء، ج ١٠، ص ٢٣٦؛ ابنحجر عسقلانى، تهذيب التهذيب، ج ٦، ص ٩٠).
دمشقى را در طبقۀ هفتم تابعين (اتباع تابعين) جاى دادهاند (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٧، ص ٤٧٣؛ ذهبى، تذكرةالحفاظ، ج ١، ص ٣٨١). نويسندگان آثار رجالى در توثيق وى متفقالقول بوده و از او با الفاظى چون امام ياد كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به ابنابيحاتم رازى، ج ١، ص ٢٨٧؛ ابنحبان، ج ٨، ص ٤٠٨؛ ابنعساكر، ج ٣٣، ص ٤٣٢ـ٤٣٥). او در علم جرح و تعديل نيز دست داشته و ابنابيحاتم رازى (ج ١، ص ٢٨٦ـ٢٩٢)، در بحث از عالمان متخصص در اين علم، فصلى را به ابومسهر اختصاص داده، همچنين در جاى جاى كتاب خود از آراى وى در توثيق يا رد راويان بهره گرفته است (براى نمونه رجوع کنید به ج ٦، ص ٢٦٧، ج ٨، ص ١٩٥، ج ٩، ص ١٢٣). وى را امام اهل شام در حفظ و انفاق دانستهاند كه در مغازى، انساب و اخبار اهل شام صاحبنظر بوده و اهالى شام براى جرح و تعديل مشايخ خود به او رجوع ميكردند. يحييبن معين، از شاميان كسانى را تأييد ميكرد كه ابومسهر تأييد كرده بود. وى ميگفت در شهرى كه ابومسهر حديث روايت ميكند، شايسته نيست ديگرى حديث بگويد (رجوع کنید به ابنحبان، ج ٨، ص ٤٠٨؛ خطيب بغدادى، ج ١٢، ص ٣٥٣؛ مزّى، ج ١٦، ص ٣٧٤).
ابومسهر سرآمد محدّثان، اهل شام بود. مردم دمشق به او احترام بسيارى مينهادند، به گونهاى كه ابوحاتم رازى گفته است كه كسى را در ميان هموطنان خود همانند ابومسهر نديده، و هنگامى كه ابومسهر از مسجد خارج ميشده است، مردم به صف ميايستادند تا به او سلام كنند و دستانش را ببوسند (رجوع کنید به ابنابيحاتم رازى، ج ١، ص ٢٩١؛ ابنعساكر، ج ٣٣، ص ٤٢١).
در ١٩٥ در دوران خلافت امين عباسى، ابوعميطر سفيانى در دمشق شورش كرد و با اخراج عامل امين، براى خود بيعت گرفت (رجوع کنید به ابناثير، ج ٦، ص ٢٤٩ـ٢٥٠). وى مسئوليت قضاى دمشق را بر عهده ابومسهر نهاد. در ١٩٨ پس از شكست سفيانى و فرار وى، ابومسهر از قضاوت كناره گرفت. ابومسهر بعدها در سخنان خود از مأمون انتقاد ميكرد و از اينرو، پس از واقعۀ محنه* (در مورد مسئلۀ خلق قرآن)، به رقّه فراخوانده شد. مأمون پس از توبيخ ابومسهر به سبب همكارى با سفيانى (رجوع کنید به ابنعساكر، ج ٣٣، ص ٤٣٦)، در بارۀ خلق قرآن از او پرسيد. ابومسهر در آغاز با استشهاد به آيۀ ششم سورۀ توبه، قرآن را كلام خدا دانست و مخلوق بودن آن را نپذيرفت. اما پس از آنكه فرمان قتلش صادر شد، خلق قرآن را پذيرفت و مأمون از كشتن او صرف نظر و وى را به حبس محكوم كرد. در ربيعالآخر ٢١٨، ابومسهر را از رقّه به بغداد بردند و زندانى كردند. وى حدود صد روز در حبس بود تا اينكه در اول رجب همان سال درگذشت و در قبرستان بابالتبن بغداد به خاك سپرده شد (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٧، ص ٤٧٣؛ خطيب بغدادى، ج ١٢، ص ٣٥٤ـ٣٥٥؛ ذهبى، سير اعلام النبلاء، ج ١٠، ص ٢٣٣ـ٢٣٥).
افزون بر روايات نقل شده از ابومسهر دمشقى در كتب مختلف، وى جزئى حديثى داشته كه سزگين (ج ١، ص ٤٧٣) از آن ياد كرده و نسخههاى خطى موجود از آن را ذكر كرده است. جزئى نيز با عنوان نسخة ابيمسهر با تحقيق مجدى فتحى سيد (طنطا ١٤١٠) منتشر شده كه فقط بخش نخست آن از ابيمسهر است و پس از آن اجزايى از ديگر محدّثان آمده است. نسخهاى از احاديث وى نيز به روايت ابوالقاسم فضلبن جعفر تميمى با تحقيق ابوعبدالرحمانبن عقيل ظاهرى در مجله عالم الكتب (سال ٦، ش ٣، محرّم ١٤٠٦، ص ٣٥١ـ٣٦٥) به چاپ رسيده است (رجوع کنید به عطيه و ديگران، ج ٢، ص ٥٦٨).
منابع :
(١) ابن ابيحاتم رازى، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن ١٣٧٢/١٩٥٢؛
(٢) ابناثير جزرى، الكامل، چاپ عبدالوهاب نجّار، دمشق ١٣٥٦/١٩٣٧؛
(٣) ابنجوزى، ابوالفرج عبدالرحمن، مناقب الامام احمدبن حنبل، چاپ محمدامين خانجى كتبى، مصر (بيتا.)؛
(٤) ابنحبان تميمى، كتابالثقاب، حيدرآباد دكن ١٣٩٣؛
(٥) ابنحجر عسقلانى، تقريب التهذيب، چاپ مصطفى عبدالقادر عطا، بيروت ١٤١٣/١٩٩٣، ج ١، ص ٥٥٢؛
(٦) همو، تهذيبالتهذيب، چاپ مصطفى عبدالقادر عطا، بيروت ١٤١٥/١٩٩٤؛
(٧) ابنسعد، الطبقاتالكبرى، چاپ محمد عبدالقادر عطا، بيروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٨) ابنشاهين، ابوحفص عمربن احمد، تاريخ اسماءالثقات، چاپ صبحى سامرائى، كويت ١٤٠٤/١٩٨٤، ص ١٧٠؛
(٩) ابنعساكر، تاريخ مدينة دمشق، چاپ على شيرى، بيروت ١٤١٦/١٩٩٦؛
(١٠) ابنعماد حنبلى، شذراتالذهب، بيروت ١٤١٤/١٩٩٤، ج ٢، ص ٤٤؛
(١١) ابنالقيسرانى، محمدبن طاهر مقدسى، الجمع بين رجال الصحيحين، حيدرآباددكن، ١٣٢٣؛
(١٢) ابوزعه عبدالرحمنبن عمرو دمشقى، تاريخ ابيزرعة الدمشقى، چاپ شكراللّه قوچانى، بيجا. (بيتا.)؛
(١٣) احمدبن حنبل، الجامع فى العلل و معرفة الرجال، چاپ محمد حسام بيضون، بيروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(١٤) باجى، سليمانبن خلف، التعديل و التجريح، چاپ احمد بزار، مراكش، (بيتا.) ؛
(١٥) خطيب بغدادى، تاريخ بغداد، بيروت (بيتا.)؛
(١٦) بخارى، ابوعبداللّه اسماعيلبن ابراهيم، التاريخالكبير، بيروت (بيتا.)؛
(١٧) خطيب بغدادى، تاريخ بغداد، بيروت (بيتا.)؛
(١٨) دولابى، ابوبشر محمدبن احمد، الكنى و الاسماء، چاپ زكريا عميرات، بيروت ١٤٢٠/١٩٩٩؛
(١٩) ذهبى، شمسالدين محمد، تاريخالاسلام، چاپ بشار عواد معروف، بيروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(٢٠) همو، تذكرةالحفاظ داراحياءالتراثالعربى، (بيتا.)؛
(٢١) همو، تذهيب تهذيب الكمال فى اسماء الرجال، چاپ ايمن سلامه، قاهره ١٤٢٥/٢٠٠٤؛
(٢٢) همو، سيراعلامالنبلاء، چاپ محمدنعيم عرقسوسى، بيروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢٣) همو، العبر، چاپ ابوهاجر محمدسعيدبن بيسونى زغلول، بيروت (بيتا.)؛
(٢٤) همو، الكاشف فى معرفة من له رواية فيالكتب الستة، چاپ عزّت على عيد عطيه و موسى محمدعلى موشى، قاهره ١٣٩٢/١٩٧٢ ؛
(٢٥) همو، المقتنى فى سردالكنى، ١٤٠٨/١٩٧٧؛
(٢٦) سيوطى، جلالالدين عبدالرحمن، طبقات الحفاظ، ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢٧) صفدى، صلاحالدين خليلبن ايبك، الوافى بالوفيات، چاپ ايمن فؤاد سيد، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢٨) قاضى عياضبن موسى، ترتيبالمدارك و تقريب المسالك لمعرفة اعلام مذهب مالك، چاپ عبدالقادر صحراوى، مغرب ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٩) مزّى، جمالالدين ابيالحجاج يوسف، تذيب الكمال فى اسماءالرجال، چاپ بشارعواد معروف، بيروت ١٤٠٦؛
(٣٠) ابنمبرد، بحرالدم فيمن تكلم احمد بمدح أو ذم، چاپ ابواسامه وصياللّهبن محمدبن عباس، رياض ١٤٠١/١٩٨٩؛
(٣١) محيالدين عطيه و ديگران، دليل مؤلفات الحديث الشریفالمطبوعة القديمة و الحديثة، بيروت، ١٤١٦/١٩٩٥؛
(٣٢) عبدالخفاربن سليمان بغدادى و سيد كردى حسن، موسوعة رجالالكتب ا لتسعه، بيروت ١٤١٣/١٩٩٣.
/ مينا احمديان /
تاریخ انتشار اینترنتی: ٢٤/٠٨/١٣٨٨