دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٤٨٦
ذات الصَوارى (يا ذوالصوارى) ، نخستين نبرد بزرگ دريايى مسلمانان و روميان در سال ٣١ يا ٣٤. صَوارى جمع صاريه به معناى دكل است. گفته شده است كه سبب نام گذارى اين جنگ به ذاتالصوارى (مسعودى، ص ١٥٨؛ ابنخلدون، ج ٢، ص ٥٧٥)، ذوالصوارى (ابنعبدالحكم، ص ٢٩٩، ٣٢٠؛ كندى، ص ٣٦) و الصوارى (رجوع کنید به خليفة بن خياط، ص ٩٨؛ طبرى، ج ٤، ص ٢٨٨) آن است كه در اين جنگ، كشتيهاى جنگى بسيارى به كار گرفته شد كه داراى دكل بود (كندى، ص ٣٦ـ٣٧؛ مسعودى، همانجا؛ نيز رجوع کنید به حتّى، ص٢٠٠، پانويس ٦). بنابر رواياتى نيز ذاتالصوارى نام محل جنگ بوده است (ابنعبدالحكم، ص ٣٢١؛ طبرى، ج ٤، ص ٢٩١ـ٢٩٢؛ ابنخلدون، همانجا). به روايت ابناعثم كوفى (ج ٢، ص ٣٥٥)، مسلمانان مصر و شام با كشتيهاى خود از ساحل بندر عكّا حركت كردند. مورخان در ذكر مكان جنگ اختلاف دارند؛ به روايتى (ابنعبدالحكم، همانجا؛ ابنتغرى بردى، ج ١، ص٨٠)، اين جنگ در دريا و نزديك سواحل اسكندريه روى داده است. برخى محققان معاصر، محل جنگ را نزديك فينيكس (فينيكى امروز در تركيه) در ساحل ليكيه در جنوب آناطولى دانستهاند (حتّى، ص٢٠٠؛ د.اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه). تاريخ وقوع جنگ را واقِدى سال ٣١ و ابومَعْشَر سال ٣٤ ذكر كرده (طبرى، ج ٤، ص ٢٨٨)، كه ظاهرآ روايت دوم صحيح است (رجوع کنید به ادامۀ مقاله).
زمينهها و علت وقوع جنگ: معاويه كه در زمان خلافت عمر فقط حاكم دمشق و اردن بود، در ابتداى خلافت عثمان رفتهرفته حاكم تمام شام شد (طبرى، ج ٤، ص ٢٨٨ـ٢٩٠؛ ابناثير، ج ٣، ص ١١٧). وى براى خود نيروى دريايى تشكيل داد و از عثمان اجازۀ حملۀ دريايى خواست، كه عثمان پذيرفت. معاويه دو جزيرۀ قبرس (قبرص) و رودس را بهترتيب، در سالهاى ٢٨ و ٥٣ فتح كرد (رجوع کنید به ابناعثم، ج ٢، ص ٣٤٧ـ٣٥٤؛ ابناثير، ج ٣، ص ٩٥، ٤٩٣).
كنستانس دوم ، فرمانرواى رومشرقى (بيزانس)، كه از فتوحات مسلمانان در درياى مديترانه و سواحل افريقيه به تنگ آمده بود، با لشكرى عظيم از راه دريا به سوى سرزمين مسلمانان حركت كرد. گفته شده است كه از آغاز نبرد مسلمانان با روميان تا آنزمان، چنين نيرويى از روميان بسيج نشده بود. شمار كشتيهاى جنگى روميان را در اين نبرد از پانصد تا هزار كشتى نوشتهاند (طبرى، ج ٤، ص٢٩٠؛ ابنحبيش، ج ١، ص ٣٧٨؛ ابناثير، ج ٣، ص ١١٧ـ١١٨؛ قس ابناعثم كوفى، ج ٢، ص ٣٥٥). چون اين خبر به عثمان رسيد، به معاويه و عبداللّهبن سعدبن ابيسَرح، حاكم مصر (٢٥ـ٣٥)، دستور داد تا از طريق دريا با سپاه شام و مصر به مقابله دشمن بروند، همچنين به عمروبن عاص دستور داد تا با مال و سلاح به عبداللّه كمك كند (ابناعثم، ج ٢، ص ٣٥٤ـ٣٥٥).
در اين جنگ، معاويه با همدستى ناوگان عبداللّهبن سعد به مقابله با دشمن برآمد (طبرى، ج ٤، ص٢٩٠). مجموع كشتيهاى جنگى مسلمانان را از دويست تا پانصد نوشتهاند (ابناعثم كوفى؛ كندى، همانجاها؛ ابنتغرى بردى، ج ١، ص٨٠). برخى از قبطيان نيز همراه مسلمانان در اين جنگ شركت داشتند (طبرى، ج ٤، ص ٢٩١). هنگام رويارويى مسلمانان و روميان، وزش باد مخالفى كه سه روز به طول انجاميد سبب شد تا دو طرف لنگر بيندازند و تا آرام شدن دريا صبر كنند (بلعمى؛ ابنحبيش، همانجاها؛ ابناثير، ج ٣، ص ١١٨). پس از آن، مسلمانان براى روميان پيغام فرستادند كه يك شب ميان دو طرف امان باشد و روميان پذيرفتند. مسلمانان آن شب را تا صبح به نماز و دعا و خواندن قرآن گذراندند و روميان نيز به نواختن ناقوس (ابنحبيش؛ ابناثير، همانجاها) و چنگ و طنبور پرداختند و در بوقها ميدميدند و شراب مينوشيدند (ابناعثم كوفى، ج ٢، ص ٣٥٥). روز بعد، معاويه و ابنابيسرح كسى را نزد كنستانس فرستادند و پيشنهاد كردند جنگ در خشكى باشد، اما روميان نپذيرفتند و خواهان نبرد در دريا بودند (همانجا؛ طبرى، ج ٤، ص٢٩٠). نقل است كه كشتيهاى روميان حامل شيشههاى نفت و وسايل آتشزنه بود (ابناعثم، همانجا). جنگ با پرتاب تير و سنگ آغاز شد و بهتدريج شدت يافت. بنابر گزارش مورخان مسلمان، مسلمانان با روشى خاص هر كشتى خود را به يك كشتى رومى ميبستند و به جنگ تن به تن ميپرداختند (ابنعبدالحكم، ص ٣٢٢؛ طبرى، ج ٤، ص٢٩٠). تعداد كشتههاى دو طرف بسيار زياد بود، آب اجساد را به ساحل آورد و تلى از اجساد بهوجود آمد، آب دريا نيز رنگ خون گرفت (طبرى، ج ٤، ص٢٩٠ـ٢٩١؛ ابنحبيش؛ ابناثير، همانجاها). در اين جنگ، كنستانس زخمهايى برداشت كه تا مدتها درمان نشد؛ ازاينرو، و نيز بهسبب كثرت كشتگان و زخميان، قسطنطين هزيمت يافت و روانۀ صقليه گرديد و از روميان جز اندكى نجات نيافتند و مسلمانان پيروز شدند (طبرى، ج ٤، ص ٢٩٢؛ مسعودى، ص ١٥٨؛ ابناثير، ج ٣، ص ١١٨؛ ابنكثير، ج ٧، ص ١٦٤).
اين جنگ، كه در آن نيروى دريايى روم (بيزانس) بهكلى درهم شكست، چندان اهميت داشت كه فيليپ حِتّى، مورخ معاصر عرب، آن را با نبرد يَرموك مقايسه كرده است. بااينحال، مسلمانان از اين پيروزى بهره نگرفتند و حمله را تا قسطنطنيه ادامه ندادند؛ شايد بهسبب آشوبهاى داخلى مسلمانان و قتل عثمان در سال ٣٥ (حتّى، ص ٢٠١) زيرا بنابر روايتى كه طبرى نقل كرده، همزمان با اين جنگ، شورشهايى بر ضد عثمان آغاز شد و حتى افرادى از سپاهيان ابنابيسرح در جنگ ذاتالصوارى، در ميان همراهان خود به تبليغ بر ضد عثمان ميپرداختند (رجوع کنید به طبرى، ج ٤، ص ٢٩٢). اگر اين روايت درست باشد، جنگ ذاتالصوارى بايد نزديك به زمان قتل عثمان رخ داده باشد كه در اين صورت، روايت ابومعشر دربارۀ تاريخ اين جنگ، يعنى سال ٣٤، مرجّح مينمايد.
منابع :
(١) ابناثير؛
(٢) ابومحمد احمد ابناعثم كوفى، كتاب الفتوح، چاپ على شيرى، بيروت ١٤١١/١٩٩١؛
(٣) ابوالمحاسن يوسف ابنتغرى بردى، النجوم الزاهرة فى ملوك مصر و القاهرة، قاهره، بيتا؛
(٤) عبدالرحمنبن محمدبن ابنحبيش، غزوات ابنحبيش، چاپ سهيل زكّار، بيروت، ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٥) ابنخلدون؛
(٦) عبدالرحمنبن عبداللّهبن عبدالحكم، فتوح مصر و اخبارها، چاپ محمد حجيرى، بيروت ١٤١٦/١٩٩٦؛
(٧) عمادالدينبن اسماعيل ابنكثير، البدايه والنهايه، چاپ احمد ابوملحم و ديگران، بيروت، بيتا؛
(٨) ابوعليمحمد بلعمى، تاريخنامه طبرى، چاپ محمد روشن، تهران ١٣٨٠ش؛
(٩) خليفهبن خياط، تاريخ خليفةبن خياط، چاپ مصطفى نجيب فوّاز و حكمت كشلى فوّاز، بيروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(١٠) طبرى، تاريخ (بيروت)؛
(١١) محمدبن يوسف كِندى، ولاة مصر، چاپ حسين نصّار، بيروت ١٣٧٩/١٩٥٩؛
(١٢) مسعودى، تنبيه؛
(١٣) EI٢, s. v., "DHA¦T Al-S¤AWA¦RI¦", by C.E. Bosworth;
(١٤) Hitti, philip K., History of the Arabs, London ١٩٧٧.
/ على جليلى /
تاریخ انتشار اینترنتی: ٢٤/ ١٠/ ١٣٨٧