دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٨١
جَلْدَكی ، اَیدُمِربن علی(بن ایدمر) ، ملقب به عزالدین، كیمیادان كثیرالتألیف سده هشتم. او آخرین كیمیادان برجسته مسلمان در دورهای است كه این علم از لحاظ نظری و عملی به غرب منتقل شده بود (رجوع کنید به هولمیارد، ص١٠٠). نام او و نام پدرانش را، به اختلاف، چنین ضبط كردهاند: ایدمربن علیبن ایدمر (آربِری ، ج٥، ص٩؛ آلوارت ، ج٣، ص٥٣٥؛ بروكلمان ، ج٢، ص١٧٣)، ایدمربن علی (حاجیخلیفه، ج١، ستون٢٣٠، ٢٤١)، علیبن اَیدِمُربن علیبن ایدمر (بغدادی، ج١، ستون ٧٢٣)، اَیدِمُربن علیبن محمد (فاضل خلیل ابراهیم، ص٦١٣) و ایدمربن علیبن عبداللّه (لوكلر، ج٢، ص٢٨٠؛ نیز رجوع کنید به زركلی، ج٥، ص٥). مؤلفان متأخر، او را در اصل ایرانی و از قریه جَلْدَك خراسان دانستهاند (اعتمادالسلطنه، ج٤، ص٢٢٣٧؛ كوربن، ص٦٦ـ٦٧، مقدمه لوری ، ص٢٧). جز آنچه خود او در برخی آثارش نوشته، اطلاعی از زندگیاش در دست نیست (فاضل خلیل ابراهیم، ص٦١٤). وی، به گفته خودش، در دمشق و قاهره اقامت داشته و برای درك محضر استادان فن و گردآوری كتابهای راجع به كیمیا هفده سال در عراق، آسیای میانه، یمن، حجاز و مغرب سفر كرده است (رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم، تكمله ٥ ـ ٦، ذیل مادّه). از استادان او اطلاعی نداریم (فاضل خلیل ابراهیم، همانجا). بقیه عمرش را احتمالاً صرف نوشتن كرده، زیرا دستكم ٢٥ كتاب نوشته است كه برخی از آنها چند جلدیاند (هولمیارد، همانجا). از نسخههای متعدد آثار باقیمانده او میتوان حدسزد كه مورد مراجعه و استفاده بسیار بودهاند (د. اسلام ، چاپ اول، ج٤، ص١٠١١). براساس نوشتههایش میتوان نتیجه گرفت كه وی شیعه مذهب بوده است (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ج٣، ص٨٩؛ كوربن، همان مقدمه، ص٢٨). در مورد سال درگذشت او اختلاف نظر وجود دارد؛ آن را در ٧٤٣ (آربری، همانجا)، ٧٥٠ (كوربن، ص٦٧)، ٧٦١ یا ٧٦٢ (همانجا؛ بروكلمان، ج٢، ص١٧٣؛ > ذیل <، ج٢، ص١٧١) ذكر كردهاند.
جلدكی را آخرین نماینده معروف گرایش رمزی و باطنی در كیمیای اسلامی دانستهاند (لوكلر، همانجا؛ د.اسلام ، چاپ دوم، تكمله ٥ـ٦، همانجا)، كه در كنار خواص اصلی اشیا، ویژگیهای سحرآمیز و باطنی برای آنها قائل بوده است (سارتون، ١٩٤٤، ص٢٢٦، به نقل از هولمیارد). زبان نوشتههای جلدكی، همچون دیگر كیمیاگرانِ این گرایش، ابهامآمیز و دشوار است ( د. اسلام ، چاپ اول، ج٤، ص١٠١٢)، كه به منظور پنهانكاری، تعمداً دشوارتر هم شده است (سارتون، ١٩٢٣، ص٥٣٤، به نقل از ویدمان). اهمیت آثار او از نظر تاریخ شیمی، به سبب نقلقولهای فراوان وی از منابعی است كه بخشی از آنها از دست رفته است، و مقایسه آنچه جلدكی نقل كرده با آنچه از آن منابع باقیمانده، نشاندهنده دقت وی در نقل گفتههای دیگران است (هولمیارد، ص١٠١). جلدكی در آثارش از بیش از ٤٢ كتاب جابربن حیان، و تعداد كثیری از كتابهای دیگر نویسندگان یونانی، هندی، ایرانی و عرب، چون ابناُمَیل (كیمیاگر سده چهارم)، ابنسینا، مَسْلَمَهبن احمد مَجْریطی، خالدبن یزید، حسینبن علی طغرایی، بلینوس (آپولونیوس) تیانایی (سارتون، ١٩٧٥، ج٣، بخش١، ص٧٥٩؛
هولمیارد، همانجا)، ابن ارفع رأس، سیماوی، هِرْمِس و دیگران نام برده ( د. اسلام ، چاپ دوم، تكمله ٥ـ ٦، همانجا) و به آنها ارجاع داده یا آرای آنها را تفسیر كرده است (برای اطلاع از برخی از این منابع رجوع کنید به سزگین، ج٤، فهرست، ص٣٦١) ولی چگونگی نقل گفتههای گذشتگان نشان میدهد كه آنها را به خوبی درك نكرده است (سارتون، ١٩٤٤، همانجا، به نقل از هولمیارد).
شواهدی در دست است مبنی بر اینكه وی در زمینه شیمی تجربه عملی نیز داشته است (د.اسلام ، چاپ دوم، تكمله ٥ـ ٦، همانجا)؛
از جمله، نخستین كسی است كه به روش جدا كردن نقره از طلا با استفاده از اسیدنیتریك (سارتون، ١٩٧٥، ج٣، بخش١، ص٧٦٠؛
حكمت نجیب عبدالرحمان، ص٢٧٨) و قانون نسبتهای ثابت مواد در تركیبات شیمیایی پیبرده (حكمت نجیب عبدالرحمان، همانجا؛
شكیل، ص٩٠)، فرآیند اُكسایشفلزات را وصف كرده و میدانسته است كه با اكسیده شدن فلزات، مواد معینی به وجود میآیند كه رنگ و خواص ویژه خود را دارند (شكیل، ص٩١؛
برای موارد دیگر رجوع کنید به همانجا).
ارزیابی آثار پرشمار او دشوار است، زیرا مستلزم آگاهی و تسلط بر منابع گسترده كیمیایی مورد استفاده اوست. چنین بررسیای را كسانی چون روسكا، استیپلتون و هولمیارد آغاز كردهاند (سارتون، ١٩٧٥، همانجا).
برخی از آثار او عبارتاند از: البدرُالمنیر فی اسرارالاكسیر، الدُّرّالمنثور، و كشفُ السُتور كه هر سه، شرح وی بر شذورالذهب فی فنالسلامات از علیبن موسی ارفع رأس هستند؛
البرهان فی اسرار علمالمیزان ، اثری در چهار باب در زمینههای كیمیا، تاریخ طبیعی، طبیعیات و مابعدالطبیعه، مشتمل بر شروح وی بر رساله منسوب به بلینوس درباره اجساد سبعه (فلزات و سیارات)، و درباره اجساد سبعه و «میزان» (نسبت)های تركیب از نظر جابربن حیان. هانری كوربن شرح جلدكی بر كتاب السبعة بلینوس و متن ترجمه شده عربی كتاب السبعة را، كه اصل آن باقینمانده، از عربی به فرانسه ترجمه كرده است (رجوع کنید به كوربن، ص٨٧ـ١٣٠). دو باب از كتابالسبعة در سِرّالقدماء فی علم الكیمیا در ١٤١٢/١٩٩٢ در بیروت چاپ شده است؛
المصباح فی اسرار علمالمفتاح كه در مقدمه آن تاریخ مختصری از كیمیای دوره اسلامی آورده و پس از آن توضیح داده كه جابربن حیان سه هزار جلد كتاب تصنیف كرده بوده كه المصباح خلاصه پنج جلدی آن آثار است (لوكلر، ج٢، ص٢٨١)، این كتاب در ١٣٠٢/١٨٨٤ در قاهره چاپ شده است (سركیس، ج١، ستون٧٠٣ـ٧٠٤)؛
نهایة الطَلَب فی شرح المكْتَسَب ، شرحی مفصّل بر كتاب العلم المكتسب فی زراعة الذهب اثر ابوالقاسم عراقی، كه به همراه متن فارسی آن در ١٣٠٧/١٨٩٠ در بمبئی چاپ سنگی شده است (سارتون، ١٩٧٥، همانجا)؛
كنزالاختصاص و دُرّة الغوّاص فی معرفة اسرار علم الخواص ، درباره اجرام سماوی و زمینی، گیاهان، سنگهای معدنی و علوم غریبه، كه در ١٣٠٩/١٨٩٢ در بمبئی به چاپ رسیده است (سركیس، ج١، ستون٧٠٤)؛
نتائجُ الفِكَر فی الفحص عن احوالِ الحَجَر ، چاپ بدون تاریخ در بولاق (همانجا؛
برای فهرست كامل آثار جلدكی رجوع کنید به بغدادی، ج١، ستون٧٢٣ـ٧٢٤؛
بروكلمان، > ذیل <، ج٢، ص١٧٢؛
فاضل خلیل ابراهیم، ص٦١٩ـ٦٢٥؛
طائی، ص٣٥٦ـ٣٥٨). هانری كوربن، شرح او بر خطبةالبیان منسوب به امام علی علیهالسلام را از روی نسخه خطی به فرانسه ترجمه كرده است (رجوع کنید به كوربن، ص٢٩ـ٥٥) و پیر لوری مواضع جلدكی را در این شرح، دلیل شیعه بودن او دانسته است (همان، مقدمه، ص٢٨). بیشتر آثار او به صورت نسخههای خطی (سارتون، ١٩٧٥، همانجا) در كتابخانههای دنیا پراكندهاند (از جمله رجوع کنید به پرچ، ج٢، ص٤٦٥، ٤٦٨ـ٤٦٩، ٤٧٣ـ٤٧٥؛
همو، ج٤، ص١٣٤ـ١٣٥؛
آلوارت، همانجا؛
آربری، ج١، ص٤٣، ج٥، ص٩، ج٦، ص٢، ١٧، ١٦٦، ج٧، ص٩٣؛
حمارنه، ص٣٧١، ٣٧٣ـ٣٧٤، ٣٧٦). در كتابخانههای ایران نیز نسخه خطی برخی آثار او به صورت منفرد یا در مجموعهها محفوظاند (صدرایی خوئی، ج٣٦، ص٣٢ـ٣٣، ٥٤، ٧٥ـ ٧٦، ٨١ـ٨٢، ٨٤ـ ٨٥، ١٢٥ـ ١٢٦، ١٤٥ـ ١٤٦، ١٦٠ـ١٦٢؛
افشار و دانشپژوه، ج١١، ص٩٢ـ٩٣؛
دانشپژوه، ج١، ص٣٥٦، ٦٤٦؛
برای ترجمههای فارسی آثار او رجوع کنید به منزوی، ج٥، ص٣٩٤١، ٣٩٤٤ـ٣٩٤٥).
منابع:
(١) آقابزرگ طهرانی؛
(٢) اعتمادالسلطنه؛
(٣) ایرج افشار و محمدتقی دانشپژوه، فهرست الفبایی مؤلفان، مصنفان، گردآورندگان كتابخانه ملی ملك ، تهران ١٣٧٥ش؛
(٤) اسماعیل بغدادی، هدیة العارفین ، ج١، در حاجیخلیفه، ج٥؛
(٥) حاجیخلیفه؛
(٦) حكمت نجیب عبدالرحمان، دراسات فی تاریخ العلوم عندالعرب، موصل ١٣٩٧/١٩٧٧؛
(٧) سامی خلف حمارنه، فهرس مخطوطات دارالكتب الظاهریة: الطب و الصیدلة، چاپ اسماء حمصی، دمشق ١٣٨٩/١٩٦٩؛
(٨) محمدتقی دانشپژوه، فهرست میكروفیلمهای كتابخانه مركزی دانشگاه تهران ، ج١، تهران ١٣٤٨ش؛
(٩) خیرالدین زركلی، الاعلام ، بیروت ١٩٩٩؛
(١٠) یوسف الیان سركیس، معجم المطبوعات العربیة و المعرّبة، قاهره ١٣٤٦/١٩٢٨، چاپ افست قم ١٤١٠؛
(١١) علی جمعان شكیل، الكیمیاء فی الحضارة الاسلامیة، قاهره ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(١٢) علی صدرایی خوئی، فهرست نسخههایخطی كتابخانه مجلس شورای اسلامی ، ج٣٦، قم ١٣٧٧ش؛
(١٣) فاضل احمد طائی، اعلام العرب فی الكیمیاء، بغداد [ ١٩٨١ ]؛
(١٤) فاضل خلیل ابراهیم، «عزالدین أیدمرالجلدكی: مكانته العلمیة و مؤلفاته فی الكیمیاء»، مجله معهد المخطوطات العـربیة، ج٢٩، ش٢ (شوال ١٤٠٥ـ ربیعالآخر ١٤٠٦)؛
(١٥) احمد منزوی، فهرستواره كتابهای فارسی ، تهران ١٣٧٤ش ـ ؛
(١٦) W. Ahlwardt, Die Handschriften-Verzeichnisse der Koniglichen Bibliothek zu Berlin: Verzeichniss der arabischen Handschriften , vol.٣, Berlin ١٨٩١;
(١٧) Arthur John Arberry, The Chester Beatty Library: a handlist of the Arabic manuscripts , Dublin, vol. ٢, ١٩٥٦, vol.٥, ١٩٦٢, vol.٧, ١٩٦٤;
(١٨) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litterature , Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩, Supplementband , ١٩٣٧-١٩٤٢;
(١٩) Henry Corbin, L'alchimie comme art hieratique , Paris ١٩٨٦;
(٢٠) EI ١ , s.v. "Al-Kimiya" (by E. Wiedemann);
(٢١) EI ٢ , suppl ., fascs ٥-٦, Leiden ١٩٨٢, s.v. " A l-Djildaki" (by G. Strohmaier);
(٢٢) Eric John Holmyard, Alchemy , Middlesex, Engl. ١٩٥٧;
(٢٣) Lucien Leclerc, Histoire de la medecine arabe , New York ١٩٧١;
(٢٤) Wilhelm Pertsch, Die arabischen Handschriften der Herzoglichen Bibliothek zu Gotha , Gotha, vol.٢, ١٨٨٠, vol.٤ [n.d.(;
(٢٥) George Sarton, "Fourteenth critical bibliography )Review of Wiedemann, Zur Alchemie[" , ISIS , vol. ٥ (١٩٢٣);
(٢٦) idem, Inroduction to the history of science , Malabar, Fla. ١٩٧٥;
(٢٧) idem, "Sixty-sixth critical bibliography [Review of Eric John Holmyard, ، Aidamir A l-Jildaki', Iraq , ٤ (١٩٣٧), pp. ٤٧-٥٣"[ ,ISIS , vol.٣٥ (١٩٤٤);
(٢٨) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden ١٩٦٧- .
/ نگار نادری /