دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٨٠٦
خان السلطان ، خان السلطان، كاروانسرايى در فلسطين، از دوره مملوكانِ بُرجىِ مصر، از سده هشتم. اين خان در بافت قديم و در مركز بازار اصلى شهر بيتالمقدّس* قرار دارد. براساس كتيبه بنا، نام آن پيش از دوره مماليك* (٧٨٤ـ٩٢٢) و در همان دوره، قيساريه/ قيصريه بوده است (عسلى، ص ٤٥؛ بورگوين، ج ٢، ص ٤٧٩). بنابر نوشته عُلَيمىحنبلى (ج ٢، ص ٥٢) و اسناد قضايى بيتالمقدّس (رجوع کنید به عسلى، ص ٤٨)، اين بنا از زمان مماليك و در اوايل دوره عثمانى دارالوكاله و خانالوكاله نام داشته است. اگرچه از زمان اطلاق نام خانالسلطان به اين بنا آگاهى دقيقى نيست، اما عسلى (همانجا) كاربرد آن را پس از سده دهم دانسته است و چون به كليه مؤسسات تجارى در بيشتر كشورهاى اسلامى، خان، قيساريه، دارالوكاله، رِباع و سپس فندق اطلاق مىشد، تغيير نام اينگونه بناها عادى بوده است (دزى، ذيل «وكالة»؛ علىسيد على، ص ٢٠٤؛ براى اطلاع بيشتر رجوع کنید به عسلى، ص ٤٨ـ٤٩؛ نيز رجوع کنید به بازار*، بخش ٣).
خانالسلطان در ضلع شمالى خيابان بابالسلسله واقع و دسترسى به آن از طريق كوچه باريكى منشعب از اين خيابان امكانپذير است (بورگوين، همانجا). ساختمان خان در تمامى اضلاع به جز مدخل جنوبى رو به بابالسلسله محصور شده است. در جنوب ساختمان، فروشگاههايى در مسير بابالسلسله وجود دارد و افزون بر اين، راسته كوچكى با هفت دهانه طاق بر روى ضلع غربى مدخل گذرگاه ساخته شده است. اين ساختمان در ضلع غربى نيز با مغازههاى بازار تجار (سوق الخواجات) و در ضلع شمالى و شرقى با بناهايى با كاركرد نامشخص محصور شده است (همانجا؛ عسلى، ص ٤٤).
به نوشته بورگوين (ج ٢، ص ٤٨٠)، با توجه به نشانههاى موجود بر بخشىاز تاوههاى (چفدرهاى طاقهاى درگاهى كمخيز) ستوندار در راسته بازارچه و پشت ديوار اصطبل خانالسلطان، اين بنا را براى اقامت زائران و بازرگانان ساخته بودهاند. افزون بر اين، بنابر كتيبه نماى غربى ساباطى (رجوع کنید به ساباط*)، كه از خيابان بازارچه به مدخل ورودى خانالسلطان راه مىيابد، ساختمان به فرمان سلطان برقوق*، و در زمان سيفالدين بيدمر خوارزمى (نايب حاكم شام) و با نظارت سيفى اصغابن بلاط (ناظر حرمين شريفين)، در ٧٨٨ تجديدبنا شده است. اين كتيبه كه وان برخم آن را يافته، بر سنگ مرمرى به ابعاد ٤٨ × ٦٦ سانتيمتر و به خط نسخ نگاشته شده است و در ارتفاع نزديك به چهار مترى از سطح زمين قرار دارد (عسلى، ص ٤٥). عليمىحنبلى (همانجا) اين ساختمان را عظيم و موقوفه مسجدالاقصى معرفى كرده است. به نوشته او (همانجا)، اجاره ساختمان ساليانه چهارصد دينار بود و در آن انواع كالا خريدوفروش مىشد. دو سند از اسناد وقفى حرم شريف قدس از دوره عثمانى و به تاريخهاى ٩٤١ و ٩٤٣ موجود است. براساس سند مورخ ٩٤١، مستأجران خان از تجار جزء بودهاند. سند مورخ ٩٤٣ نيز اطلاعاتى درباره پيوستن دو بنگاه تجارى خانالوكاله و دارالخضر و همچنين دعوى حقوقى بين تجار به دست مىدهد (رجوع کنید به عسلى، ص٤٨ـ ٤٩؛ هيلن برند، ص ٧٨). بنابر كتيبهاى كه بر سنگ آهك در ديوار شمالى صحن خانالسلطان به دست آمده، ساختمان خان به همراه آبانبار (سبيل سلطان) در زمان مصطفاى سوم، سلطان عثمانى، در ١١٧٧ بازسازى شده است (بورگوين، ج ٢، ص ٤٨١؛ عسلى، ص ٤٤).
خانالسلطان كه دوران پرشكوه آن در اواخر سده هشتم ونهم بود، در قرن يازدهم بهسبب اوضاع نابسامان دولت عثمانى رونق خود را از دست داد و در قرن سيزدهم محلى براى اسكان فقرا، نگهدارى حيوانات باركش و كارگاههايى براى صاحبان برخى حرفهها شد (عسلى، ص٥٠). در سالهاى اخير اين ساختمان بارها مرمت شده است، از جمله حفظ و تميز كردن و بندكشى سنگهاى فرسوده، سفيدكارى طاقها، كفسازى، نصب درها و پنجرههاى مناسب، گشودن نورگيرها، حفاظت پلكانها، راهاندازى شبكه آب در طبقه اول، زدودن رنگ و سفيد كردن ديوارهاى مسجد، حفظ محراب و وضوخانه، نصب درِ مسجد، آجرچينى گنبدها بهويژه گنبد مسجد و نصب ناودان آب در طبقه دوم در آن صورت گرفته است (كنوزالقدس، ص ٢٦٢ـ٢٦٣).
نقشه ساختمان تقريباً مربعشكل (رجوع کنید به بورگوين، همانجا) و شامل ورودى اصلى در جنوبِ بنا با يك درگاه با قوس تيزهدار است. اين درگاه به درون بازارچهاى با طاق گهوارهاى راه مىيابد كه در دو طبقه ساخته شده است (كنوزالقدس، ص ٢٦١). قسمت شرقى اين بازارچه داراى تيمچههايى است و در غرب بازارچه مدخل ورودى خان و سپس راسته بازار در جهت شرقى ـ غربى با طاقهاى گهوارهاى از سنگ تراشخورده قرار دارد (رجوع کنید به بورگوين، ج ٢، ص ٤٧٩ـ٤٨٠) و در امتداد طاق گهوارهاى نورگيرهايى ساخته شده است (رجوع کنید به كنوزالقدس، ص ٢٦٣، نقشه). به نظر بورگوين (ج ٢، ص ٤٨٠)، اين راسته احتمالا همان دارالوكالهاى است كه عليمى حنبلى (همانجا) به آن اشاره كرده و باتوجه به جرزهاى قطور و پشتيبان، آن را متعلق به عهد صليبيان دانسته است. در ميانه ضلعغربى بازارچه و بعد از دالانى باريك، اصطبلى بزرگ قرار دارد كه در جهت شمالى ـ جنوبى با طاق گهوارهاى ساخته شده است و سه ستون چهارگوش در وسط دارد. در هر ضلعِ بازارچه، دالانهايى براى دسترسى به اتاقهاى طبقه بالا، كه سكونتگاه بازرگانان بوده، ساخته شده است (رجوع کنید به بورگوين، ج ٢، ص ٤٧٩، ٤٨١، تصوير). در انتهاى شمالى اين بازارچه، ساباطى است كه به حياطى بزرگ در بخش مركزى خانالسلطان، با دو طبقه حجره با طاقهاى گهوارهاى بر روى اضلاع شرقى و غربى و اتاقهاى بسيار وسيع در انتهاى شمالى آن، گشوده مىشود (همان، ص ٤٧٩ـ٤٨٠؛ كنوزالقدس، ص ٢٦٣، تصاوير). اين صحنِ به نسبت وسيع را انبارهاى غله و دكانهايى دربرگرفتهاند (عسلى، ص ٤٤). به نظر بورگوين (ج ٢، ص ٤٨٠)، حياط و حجرههاى واقع در ميانه ضلع غربى و بخش شمالى ضلع شرقى آن مربوط به ساخت و سازهاى برقوق است. راهروهاى اطراف حياط و بازارچه با پلكانهايى كه بزرگترينشان در زاويه شمالغربى و دوتاى ديگر در ضلع جنوبغربى و جنوبشرقى واقعاند، راه دسترسى به حجرههاى طبقات بالا را فراهم مىآورند. حجرههاى شمالى، غربى و شرقى طبقه دوم به سرسرايى روباز گشوده مىشودند. طول اين سرسرا به اندازه طول حياط خان است (عسلى، ص ٤٤ـ٤٥). در قسمت شمالغربى، در طبقه دوم، مسجدى كوچك و ساده وجود دارد كهدسترسى به آن از طريق پلكان شمالغربى امكانپذير است (كنوزالقدس، ص ٢٦١ـ٢٦٢؛ عسلى، ص ٤٥). در ضلع شمالى حياط چاه قديمى و آبانبار خان قرار دارد (عسلى، ص ٤٤). به نوشته عسلى (ص ٥٠)، دولت اردن طرحى براى بازسازى خانالسلطان و تبديل آن به موزه آثار ملى داشت كه به سبب جنگ ١٣٤٦ش/١٩٦٧ (جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل) عملى نگرديد.
منابع:
(١) كامل جميل عسلى، من آثارنا فى بيتالمقدس، عَمّان ١٩٨٢؛
(٢) على سيد على، القدس فى العصر المملوكى، (قاهره ١٣٦٥)؛
(٣) مجيرالدين عبدالرحمانبن محمد عُلَيمىحنبلى، الأُنس الجليل بتاريخ القدس و الخليل، نجف ١٣٨٦/١٩٦٦، چاپ افست قم ١٣٦٨ش؛
(٤) كنوز القدس، تأليف رائف يوسف نجم و ديگران، (قم): مؤسسة آلالبيت، ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٥) Michael Hamilton Burgoyne, Mamluk Jerusalem: an architectural study, with additional historical research by D.S. Richards, [London] ١٩٨٧;
(٦) Reinhart Pieter Anne Dozy, Supplement aux dictionnaires arabes, Leiden ١٨٨١, repr. Beirut ١٩٨١;
(٧) Robert Hillenbrand, The architecture of Ottoman Jerusalem: an introduction, London ٢٠٠٢.
/ جواد نيستانى /