دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥١٧٣
جواهری ، آل، خاندان علمی شیعی در قرن سیزدهم تا پانزدهم در عراق. سرسلسله این خاندان شیخمحمدحسن نجفی*، فقیه مشهور امامی (متوفی ١٢٦٦)، معروف به صاحب جواهر، است. بهسبب اهمیت كتاب مشهور او ( جواهرالكلام*)، این خاندان به آلجواهری، آل صاحب جواهر و آل جواهرالكلام مشهور شدند (آلمحبوبه، ج ٢، ص ٩٩؛ خاقانی، ج١٠، ص ١٣٩). تعداد زیادی از فرزندان و نوادگان صاحب جواهر از عالمان، فقیهان و ادیبان عصر خود بودند. پسران وی عبارت بودند از: محمد، عبدالحسین، حسین، عبدعلی، باقر، حسن، ابراهیم و موسی.
١) محمد ، بزرگترین پسر صاحب جواهر، معروف به حُمَید، قبل از ١٢٢٥ در نجف به دنیا آمد و در جوانی (١٢٥٠) درگذشت. وی عالمی فاضل و از قریحه شعری بهرهمند بود. او با سیدصالح قزوینی، شاعر مشهور عراق (متوفی ١٣٠٦)، مكاتبات شعری میكرد (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٠٩ـ١١٠؛ خاقانی، همانجا؛ عبدالحسین جواهر كلام، مصاحبه مورخ ١٥ شهریور ١٣٨٥). فرزندان او، شیخحسین و شیخعلی، از عالمان بودند.
الف) حسین جواهری، فرزند محمد، در حدود ١٢٤٥ در نجف به دنیا آمد و نزد فقیهان بزرگ آن روزگار، شیخ مرتضی انصاری، سیدحسین كوهكَمَری و سیدمحمدحسن شیرازی درسخواند. وی در ١٢٩٠ درگذشت (رجوع کنید به آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٠٦، ١٣٦؛ عبدالحسینجواهری، ص ٩؛ عبدالحسین جواهركلام، همان مصاحبه). یكی از پسرانش، احمد (میراحمد) جواهری، از عالمان دینی بهشمار میرفت. وی قبل از ١٢٧٠ در نجف به دنیا آمد. دروس عالی فقه و اصول را نزد آخوند خراسانی و سیدمحمدكاظم طباطبایی یزدی خواند. سپس به ایران آمد و پس از هفت سال اقامت در تهران به نجف بازگشت. وی در ١٣٤٠ ق/ ١٣٠١ ش در نجف درگذشت (عبدالحسین جواهری، ص ٢؛ عبدالحسین جواهركلام، همان مصاحبه). از فرزندان متعدد او، یحیی و علی از عالمان دینی بودند.
شیخ یحیی از شاگردان آیتاللّه سیدابوالقاسم خوئی (متوفی ١٣٧١ ش) بود و پس از سالها تحصیل و تدریس در ١٣٥٩ ش در نجف درگذشت. شرح بر كفایه الاصول و چند رساله فقهی از آثار اوست (امینی، ١٤١٣، ج ١، ص ٣٧٥ـ٣٧٦؛ عبدالحسین جواهری، ص ٤٧).
شیخعلی در ١٢٨٣ ش در نجف بهدنیا آمد. پس از گذراندن دوره مقدماتی علوم دینی نزد پدرش، دروس عالی فقه و اصول را تا ١٣١٢ ش نزد عبدالحسین حِلّی، میرزاحسین نائینی، آقاضیاءالدین عراقی و سیدابوالحسن اصفهانی آموخت (خاقانی، ج ٦، ص ٤٢٥؛ انصاری قمی، ص ١١٢). وی در این مدت، علاوه بر تحصیل و تدریس، به خوزستان سفر میكرد و مجالس تبلیغ و ارشاد برپا میداشت (انصاری قمی، همانجا). شیخعلی جواهری در ١٣١٣ ش، به قصد زیارت مرقد امام رضا علیهالسلام، از نجف به ایران آمد و سپس به توصیه آیتاللّه حاجآقاحسین بروجردی * ، كه در آن زمان در بروجرد بود، در آن شهر ماندگار شد و علاوه بر بهره بردن از درس وی و شیخعلی محمد بروجردی، خود به تدریس فقه و اصول پرداخت. پس از عزیمت آیتاللّه بروجردی به قم، اداره مدرسه علمیه نوربخش بروجرد را برعهده گرفت. وی از میرزای نائینی، سیدابوالحسن اصفهانی، سیدعبدالهادی شیرازی، سیدحسین بروجردی و سید ابوالقاسم خوئی تصدیق اجتهاد داشت و در سرودن اشعار عربی توانا و مسلط بود (عبدالحسین جواهری، ص ٢٥؛ انصاری قمی، ص ١١٢ـ١١٣؛ خاقانی، ج ٦، ص ٤٢٦ـ٤٢٩؛ برای نمونه اشعار او رجوع کنید به خاقانی، ج ٦، ص٤٣٠ـ٤٣٥). او در ١٣٧٤ ش در بروجرد وفات كرد و در همانجا به خاك سپرده شد (انصاری قمی، ص ١١٣). برخی آثارش عبارتاند از: صَكُّ الاَمان فی اعمال شهر رمضان ؛ جواهرالعلوم فی الفقه المنظوم ، كه نظم عربی كتاب عروه الوثقی اثر سیدمحمدكاظم طباطبایییزدی است؛ تقریرات درس فقه آیتاللّه بروجردی؛ دیوان شعر؛ و رَشَحاتُ الفیوض فی علم العروض (رجوع کنید به انصاری قمی، همانجا؛ عبدالحسین جواهری، ص ٢٦).
حسن جواهری، نواده شیخ حسین، نیز از نویسندگان و شاعران و ادیبان معروف عراق بود (آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، قسم ١، ص ٤٣٤؛ خاقانی، ج ٣، ص ١٤٨ـ١٥٧).
ب) علیبن محمد، مشهور به عَلّاوی. وی با از دست دادن پدرش در كودكی، تحت سرپرستی جدّش، صاحب جواهر، قرار گرفت و بسیار مورد اعتماد او بود (حرزالدین، ج ٢، ص ١١٧؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، قسم ٤، ص ١٥١٩). علی مدتی از درس شیخانصاری بهره برد، ولی بیشتر نزد سیدحسین كوهكمری درس خواند و علاوه بر آنكه از او اجازه روایت داشت، شاگرد خاص و وصی او بود و تصدی امور او را پس از وفاتش برعهده گرفت. پس از اتمام تحصیلات، بهتدریس فقه و از جمله كتاب جواهرالكلام جدّش پرداخت. عبداللّه مامَقانی (فقیه و رجالی، متوفی ١٣١١ ش) از او اجازه روایت داشت (مامقانی، ص٢١٠؛ حرزالدین، ج ٢، ص ١١٧ـ ١١٨؛ آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٢٢ـ١٢٣). علاّ وی علاوه بر تعلیم و تعلم، به اقامه جماعت نیز اشتغال داشت. وی كلامی نافذ داشت و در فیصله دادن به خصومات و دعاوی توانا و محل مراجعه و اعتماد مردم بود. وی در ١٣١٧ در نجف وفات كرد و در مقبره خاندان جواهری به خاك سپرده شد. از او تألیفاتی در فقه و اصول برجای مانده است (حرزالدین، ج ٢، ص ١١٨؛ آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٢٣؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، قسم ٤، ص١٥٢٠). دو تن از فرزندان او، عباس و جواد، از عالمان معروف بودند.
عباس قبل از ١٢٧٧ در نجف به دنیا آمد و نزد بزرگانی چون شیخ انصاری، شیخمحمدحسین كاظمی، سیدمحمدحسن شیرازی و میرزاحبیباللّه رشتی درس خواند. وی در فقه و اصول، حدیث، حكمت و فلسفه، ریاضیات و علوم طبیعی تبحر داشت و در ١٣١٩ وفات كرد. او آثاری در ریاضیات و علوم طبیعی دارد (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١١٢؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، قسم ٣، ص ١٠٠٧؛ امینی، ١٤١٣، ج ١، ص ٣٦٨؛ عبدالحسین جواهركلام، همان مصاحبه).
یكی از فرزندان شیخعباس، هادی نام داشت كه از شاگردان پدرش بود و رسالهای در شرححال او نگاشت. شیخهادی تا پایان عمر (١٣١٣ ش) به تدریس و تحقیق مشغول بود (آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ؛ امینی، ١٤١٣، همانجاها؛ عبدالحسین جواهری، ص ٤٥). فرزند او، عبدالامیر، نیز عالمی فاضل و صاحب كتابخانهای غنی از نسخههای خطی بود. آقابزرگ طهرانی در تألیف الذریعه و طبقات اعلام الشیعه از این كتابخانه بسیار بهره برده است (عبدالحسین جواهری، ص ١٦؛ نیز رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج١٠، ص ١٩، ج ١٢، ص ٨٤، ج ١٣، ص ٩٨، ٣٠٩، ج ١٨، ص ٣١). وی در ١٣٥٤ ش/ ١٩٧٥ در بغداد وفات كرد و در مقبره خانوادگی دفن شد. دلیلالادیب (در ادبیات عربی) از آثار اوست (عبدالحسین جواهركلام، همان مصاحبه).
شیخجواد، فرزند شیخعلی جواهری علاّ وی، كه در حدود ١٢٧٧ در نجف به دنیا آمد از شاگردان شیخعبداللّه مازندرانی و از عالمان بزرگ نجف بهشمار میرفت. از كارهای او تعمیر و توسعه مسجد جدّش، صاحب جواهر، بود. وی در ١٣٥٥/ ١٣١٥ ش درگذشت و، پس از تشییعی باشكوه، در مقبره خانوادگیشان بهخاك سپرده شد (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٠٢ـ ١٠٣؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، قسم ١، ص ٣٣٥؛ عبدالحسین جواهركلام، همان مصاحبه). شیخجواد، علاوه بر فعالیتهای علمی، به امور سیاسی نیز میپرداخت. وی از حامیان نهضت مشروطه در ایران بود (اسدی، ص ٥٨ـ٥٩؛ خاقانی، ج١٠، ص ١٤٢). هنگام حمله انگلستان به عراق در ١٣٣٢/ ١٩١٤ و تصرف بصره، او به همراه گروهی از مراجع و علما فتواهایی درباب وجوب جهاد با انگلیس و دفاع از سرزمینهای اسلامی صادر كرد و خود نیز در جنگ حضور یافت (رجوع کنید به جبوری، ص ٤٩ـ٥٠، ٦٢، ٧١، ٧٨، ٢٤٩ـ٢٥٠، ٢٥٣، ٣٧٧ـ ٣٧٨). همچنین در ١٣٣٦، در جریان قیام مردم نجف در برابر انگلیسیان ( رجوع کنید به انقلاب ١٩٢٠ عراق * )، جزو هیئتی بود كه از سوی سیدمحمد كاظم طباطبایی یزدی (مرجع شیعه، متوفی ١٣٣٧)، مأمور مذاكره با انگلیسیها شده بود ( رجوع کنید به اسدی، ص ٢٧٠ ـ ٢٧١، ٢٩٤ـ٢٩٥، ٢٩٧، ٣٦٩). در ١٣٠٣ ش نیز به نمایندگی از علمای عتبات، كه در اعتراض به اقدامات و سیاستهای ملك فیصل (پادشاه عراق) و انگلیسیها به قم رفته بودند، نزد فیصل رفت تا زمینه بازگشت آنان را فراهم سازد (حائری، ص ١٨٢ـ١٨٣).
٢) عبدالحسین ، فرزند صاحب جواهر، از شاگردان پدرش و شیخمرتضی انصاری، و نزد شیخانصاری بسیار محترم بود. وی از فقیهان مشهور زمان خود بهشمار میرفت و به مرجعیت رسید و مقلدانی داشت و در ١٢٧٣ وفات كرد (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١١٥؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: الكرام البرره، قسم ٢، ص٧٠٩؛ انصاری، ص٣٢٣ـ٣٢٤). امینی (١٤١٣، ج١، ص ٣٦٧) شرححال عبدالحسین را با حسین، فرزندِ دیگر صاحب جواهر، خلط كرده است. فرزندان عبدالحسین، احمد و شریف، نیز از علما بودند.
الف) شیخاحمد، فرزند عبدالحسین جواهری، از شاگردان عبدالحسین طُرَیحی، محمدحسین كاظمی و حاج آقارضا همدانی بود (همان، ج ١، ص ٣٦٥؛ عبدالحسین جواهری، ص ٣). محمد حسن كُبَّه (فقیه و شاعر، متوفی ١٣٣٦) از شاگردان اوست (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٠١). وی در ١٣٠٢ وفات كرد. دیوان شعر و چند رساله فقهی از او برجای مانده است (همان، ج ٢، ص١٠٠؛ امینی، همانجا).
محمدحسن، فرزند شیخاحمد، در ١٢٩٣ در نجف بهدنیا آمد. نزد آخوند خراسانی و سید محمد كاظم طباطبایی یزدی درس خواند. وی از شاگردان خاص حاج آقارضا همدانی بود و از برخی استادانش نیز اجازه اجتهاد داشت. هوش و فطانت او را ستودهاند. او شعر نیز میسرود و در ١٣٣٥ درگذشت (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٢٦ـ ١٢٨؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم١، ص٣٨٠؛ عبدالحسین جواهری، ص٣٢ـ ٣٣). منظومهای در علم كلام، به نام جواهرالكلام و نیز منظومهای در اصول فقه از آثار اوست (آقابزرگ طهرانی، الذریعه ، ج ١، ص ٤٩٣، ج ٥، ص ٢٧٥).
ب) شیخشریف جواهری، فقه را نزد میرزای شیرازی، میرزاحسین خلیلی تهرانی * و محمد حسین كاظمی فراگرفت و از كاظمی اجازه روایت داشت. او از شاگردان خاص شیخ محمدهادی تهرانی*بود. در نجف به كار خطابه اشتغال داشت (حرزالدین،ج ١، ص ٣٦١ـ٣٦٢؛ آلمحبوبه، ج ٢، ص ١١٠؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، قسم ٢، ص ٨٣٦ ـ٨٣٧). او به هنگام سربازگیری اجباری حكومت عثمانی برای خدمت نظام، عراق را ترك كرد و به ایران آمد و چهار سال در بروجرد ماند و در آنجا از درس سیدمحمود طباطبایی (صاحب المَواهِبُ السِّنِیه ، متوفی ١٣٠٠) بهره برد. سپس به نجف بازگشت و در ١٣١٤ در آنجا وفات یافت و در مقبره خانوادگیشان به خاك سپرده شد (حرزالدین، ج١، ص٣٦٢؛ آلمحبوبه، ج٢، ص١١٠ـ ١١١). از وی دو اثر بر جای مانده است: مقتل ابیعبداللّه الحسین كه در ١٣٣٠ چاپ شده است (آقا بزرگ طهرانی، الذریعه ، ج ٢٢، ص ٢٥) و مُثیرُالاَحزان فی احوال الائمه الاثنَی عشر امناء الرحمن ، در دو جلد، كه بارها به چاپ رسیده است ( رجوع کنید به آستان قدس رضوی. كتابخانه، ج ٥، ص ٣١٢؛ عواد، ١٩٦٩، ج ٢، ص ٩٠؛ امینی، ١٣٨٥، ص ٣٠٠؛ مشار، ج ٣، ستون ٤٢١). شیخ شریف دو پسر به نامهای محسن و عبدالرسول داشت.
شیخمحسن جواهری، فقیه و ادیب و شاعر بود. وی در ١٢٩٥ در نجف بهدنیا آمد. از میرزا حسین نائینی و شیخالشریعه اصفهانی (متوفی ١٣٣٩) مراتب بالای فقه و اصول را فراگرفت و از میرزای نائینی اجازه اجتهاد گرفت. وی حكمت و كلام را نیز آموخت (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٢٤ـ ١٢٥). برخی از شاگردانش، عبداللّهبن محمدصالح قطیفی، سیدعلی وداعی، علی شرقی (متوفی ١٣٨٤) و حسین قدیحی بودند (محسن جواهری، ج ١، مقدمه محمدحسن جواهری، ص «ف»؛ خاقانی، ج٧، ص٢٤٠). او پس از سفری به بحرین، به خوزستان رفت و در فَلاحیه (شادِگان) سكونت گزید و در آن شهر مقبولیت عام یافت. در جریان جنگ جهانی اول (١٩١٤ـ ١٩١٨) و حمله انگلستان به عراق، شیخمحسن در كنار دیگر فقهای عراق، مانند سیدمحمد سعید حَبّوبی * ، در جهاد با انگلیس شركت كرد و مجروح شد. پس از شكست عراق، وی به نجف رفت و پس از مدتی به فلاحیه بازگشت. در ١٣٠٨ ش به اهواز رفت و به تصدی امور دینی مردم پرداخت. در ١٣١٥ ش، به علت بیماری، بر بازگشت به نجف مصمم شد و در بصره وفات یافت. پیكرش را در مراسم باشكوهی تا نجف تشییع كردند و در مقبره خانوادگیشان به خاك سپردند (خاقانی، ج ٧، ص٢٤٠ـ٢٤٢؛ آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٢٤).
شیخ محسن جواهری شاعری توانا بوده و اشعار فراوانی سروده است (برای نمونه اشعار او رجوع کنید به خاقانی، ج ٧، ص ٢٤٣ـ ٢٥٥). برخی از آثار او عبارتاند از: الفَرائدُ الغَوالی علی شواهد الاَمالی، كه شرحی است بر الامالی سیدمرتضی، و جلد ١ـ٣ آن در سالهای ١٩٦٦ ـ ١٩٦٧ در نجف چاپ شده است؛ نَهْجُ السّداد فی شرح نجاه العباد؛ حاشیه بر كفایه الاصول؛ القلائد الدرر فی امامه الائمه الاثنیعشر ؛ تصحیح و شرح دیوان ابنخیاط * دمشقی (متوفی ٥١٧)؛ شرحی بر الشهابالثاقب ، اثر منظوم سیدمحمدباقر طباطبایی حائری (متوفی ١٣٣١) در باره اثبات امامت علی علیهالسلام و فرزندان ایشان (محسن جواهری، ج ١، مقدمه محمد حسن جواهری، ص «ق ـ ر»؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعه ، ج ١، ص ٤٦٢؛ امینی، ١٣٨٥، ص ١٧٤؛ عواد، ١٩٩٩، ج ١، ص ٥٤٣؛ حسن امین، ج ٥، ص ٢٩٩)؛ دیوان شعر كه فرزندش، محمدحسن، آن را جمعآوری كرده است؛ و منظومههایی در علم كلام، تجوید و فقه (آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ١، ص ٤٦٨، ج ٩، قسم ٣، ص ٩٧٦، ج ٢٣، ص ١٥ـ١٦، ١٢٥، ج ٢٦، ص ٣٦؛ برای دیگر آثار رجوع کنید به محسن جواهری، همانجا؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج ٨، ص ١٢٢، ج ١١، ص ٨٦؛ خاقانی، ج ٧، ص ٢٤٢ـ٢٤٣).
محمدحسن، فرزند شیخمحسن جواهری، در ١٣٢٧ در نجف بهدنیا آمد. ابتدا نزد پدر و عمویش درس خواند و سپس نزد محمدرضا آلیاسین، سیدعبدالهادی شیرازی، سیدمحسن طباطبایی حكیم، شیخ عبدالحسین حلّی و سیدابوالقاسم خوئی به تحصیل پرداخت.وی در ادبیات تبحر داشت و شعر نیز میسرود (عبدالحسین جواهری، ص ٣٧ـ ٣٨؛ عبدالحسین جواهر كلام، ج ٣، ص ٢٠٠). محمدحسن جواهری خطیب بود و در خوزستان اقامت میكرد و مجالس وعظ برپا میداشت. وی هنگام رواج مكتبهایالحادی در عراق، برای مقابله با آن، با تعدادی از همفكران خود، در تأسیس جماعهالعلماء فی النجفالاشرف * همكاری كرد. در ١٣٥٩ ش به ایران تبعید شد و در قم سكونت گزید. محمدحسن جواهری در ١٤٠٨ در قم درگذشت و در صحن حرم حضرت معصومه سلاماللّهعلیها به خاك سپرده شد (عبدالحسین جواهركلام، همانجا). از جمله آثار اوست: شرح قصیده ابن عبدون الحضرمی در سه جلد؛ دیوان شعر ؛ تصحیح بشاره المصطفی لشیعه المرتضی ، اثر عمادالدین محمدبن ابوالقاسم طبری (متوفی ح ٥٥٤)، كه در ١٣٦٩/ ١٣٢٩ ش در نجف چاپ شده است؛و حاشیه بر الفرائد الغوالی فی شرح شواهد الامالی، نوشته پدرش، كه هشت جلد آن چاپ شده و هشت جلد دیگر آن مخطوط است (امینی، ١٣٨٥، ص ١٠٧؛ عبدالحسین جواهركلام، همانجا).
عبدالرسول جواهری، فرزند دوم شیخشریف، در ١٣٠١ در نجف بهدنیا آمد. فقه و اصول را از قاسمبن حَمود قَسّام، علیبن باقر جواهری، محمدكاظم طباطبایی یزدی، آخوند خراسانی، میرزا حسین نائینی و سیدابوتراب خوانساری *فراگرفت (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١١٦ـ١١٧، ج ٣، ص ٨٩ ـ٩٠). حسینبن مشكور حولاوی (متوفی ١٣٤٧ ش)، محمدطاهربن عبداللّه آل راضی (متوفی ١٣٥٩ ش) و سیدضیاءالدینبن محمدعلی بحرالعلوم از شاگردان او بودند (حرزالدین، ج ١، ص ٣١٢، پانویس ١، ج ٣، ص ٩، پانویس ١؛ بحرالعلوم، ج ١، ص ١٧٩). عبدالرسول در ١٣٤٦ ش وفات كرد و در مقبره خانوادگیشان دفن شد (عبدالحسین جواهری، ص٢٠). او كتاب اَنیس الموحدین ملامهدی نراقی (متوفی ١٢٠٩) را از فارسی به عربی ترجمه كرده است (آقابزرگ طهرانی، الذریعه ، ج ٢، ص ٤٦٦).
فرزند عبدالرسول جواهری، شیخ محمدتقی، در ١٣٠١ ش بهدنیا آمد. نزد پدر خود، میرزاباقر زنجانی، سیدمحسن حكیم و سیدابوالقاسم خوئی درس خواند. وی كه امام جماعتِ مسجد جواهری نجف بود، از سوی حكومت بعث عراق دستگیر شد و در ١٣٥٩ ش به شهادت رسید. تألیفات او عبارتاند از: مدارك العروه الوثقی ؛ غایه المأمول فی علم الاصول ؛ درر الجواهر (دیوان شعر)؛ منظومةٌ فی فروع العلم الاجمالی ؛ و رسالاتی در فقه و اصول (امینی، ١٤١٣، ج ١، ص ٣٧٤؛ عبدالحسین جواهری، ص ٣٢؛ غروی، ج ٢، ص ٥٥٧).
٣) حسین ، فرزند صاحب جواهر، ادیب و شاعری توانا و معروف بود. او در ١٢٧٧ یا ١٢٨٠ وفات كرد و در مقبره خانوادگیشان به خاك سپرده شد. از او دیوان شعری برجای مانده است (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٠٧؛ برای نمونه اشعار او رجوع کنید به خاقانی، ج ٣، ص ١٧٥ـ ١٧٨).
٤) عبدعلی ، فرزند صاحب جواهر، در حدود ١٢٦٠ در نجف به دنیا آمد و از عالمان بود. وی در ١٣١٦ وفات یافت (خاقانی، ج١٠، ص ١٣٩؛ عبدالحسین جواهری، ص ٢٣؛عبدالحسین جواهركلام، همان مصاحبه).
فرزند عبدعلی، عبدالحسین، در ١٢٨٢ یا ١٢٨٦ در نجف به دنیا آمد و فقه و اصول را نزد استادان مبرّز میرزاحسین خلیلی تهرانی، آخوند خراسانی، آقارضا همدانی و محمدطه نجف فراگرفت (آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، قسم ٣، ص ١٠٤٧). وی ادیبی متبحر و شاعری توانا بود و نزد عالمان و ادیبان زمان مقبولیت بسیار داشت و مرجعی برای حل مسائل علمی و ادبی بهشمار میرفت. او در ١٣٣٥ در نجف وفات یافت و پس از تشییع باشكوهی در مقبره خانوادگیشان دفن گردید. در رثایش اشعار زیادی سرودند (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١١٢ ـ ١١٣؛ آقابزرگ طهرانی، همانجا؛ خاقانی، ج ٥، ص ١٦٥ـ١٦٧؛ برای نمونه نثر و شعر او رجوع کنید به خاقانی، ج ٥، ص ١٦٧ـ ١٩٨). فرزندانش جعفر (دانشآموخته رشته حقوق، مقتول در ١٣٢٧ ش/ ١٩٤٨)، هادی (ادیب و شاعر و نویسنده)، محمدمهدی و عبدالعزیز نام داشتند و دو نفر اخیر شهرت یافتند ( رجوع کنید به عبدالحسین جواهری، ص ٤ـ٥، ٤٦ـ٤٧؛ در باره محمدمهدی رجوع کنید به جواهری*، محمدمهدی).
عبدالعزیز جواهری در ١٣٠٨/١٢٦٩ ش در نجف به دنیا آمد. دروس مقدماتی را نزد پدرش خواند و فقه و اصول را از علمای نجف فراگرفت و به تحقیق و تألیف پرداخت، سپس در ایران سكونت گزید. وی به دانشهای گوناگون وقوف داشت و شعر نیز میسرود. عبدالعزیز در دانشگاه تهران تدریس میكرد و بیش از شصت سال ساكن تهران بود و در ١٣٦٤ ش در این شهر درگذشت (خاقانی، ج ٥، ص ٤٤٧؛ عبدالحسین جواهری، ص ٢١ـ٢٣؛ حسن امین، ج ٣، ص ١٣٣؛ برای نمونه اشعار او رجوع کنید به خاقانی، ج ٥، ص ٤٤٩ـ٤٦٦). برخی از تألیفات وی عبارتاند از: شرحِ كفایه الاصول، در سه جلد؛ ترجمه مقدمه ابنخلدون به فارسی؛ كتابخانههای ایران از ماقبل از اسلام تا عصر حاضر (تهران ١٣١١ ش)؛ آثار الشیعه الامامیه، در بیست جلد، در باره ادوار سیاسی و ادبی، آثار ادبی، تاریخ بلاد و شرح حال افراد نامی شیعه از ابتدای شكلگیری آن تا عصر حاضر كه مؤلف برای نگارش آن از كتابخانههای ایران، عراق و دیگر كشورها استفاده كرده است. جلد دوم و سوم این كتاب در ١٣٠٣ ش و ١٣٠٧ ش در تهران چاپ شده است. جلد چهارم آن را علی جواهرالكلام (از نوادگان دختری صاحب جواهر، متوفی ١٣٥٥ ش) به فارسی ترجمه كرده كه در ١٣٠٨ ش در تهران بهچاپ رسیده است (آقا بزرگ طهرانی، الذریعه، ج ١، ص ٨، ج ١٧، ص ٢٧٣؛ مشار، ج ٣، ستون ٨٦٥، ٨٦٦؛ عبدالعزیز جواهركلام، ص ١ـ٣). از دیگر آثار اوست: جواهرالا´ثار ، در شش جلد به عربی، كه ترجمه منظوم مثنوی مولوی است، جلد اول و دوم آن در ١٣٣٦ ش و ١٣٣٧ ش در تهران چاپ شده است؛ تاریخ طهران و ری ، در دو جلد (جلد اول چاپ ١٣٢٥ ش در تهران)؛ دائرهالمعارف الشیعه الامامیه الاثْنَی عَشَریه ، كه در آن به اَعلام، خاندانها، كتابها و نیز مسائلی كه امامیه با فرقههای دیگر در آن اختلافنظر دارند، پرداخته است و شش جلد از آن در فاصله سالهای ١٣٣٦ تا ١٣٣٩ ش در تهران چاپ شده است؛ فهرست نسخ خطی كتابخانه معارف (دو جلد، تهران ١٣١٣ـ١٣١٤ ش) و دیوان شعر (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، الذریعه ، ج ٩، قسم ٣، ص ٦٨٩، ج ١٦، ص ٣٨٨؛ مشار، ج ٣، ستون ٨٦٥ ـ٨٦٦؛ عواد، ١٩٦٩، ج ٢، ص ٢٨٥؛ عبدالحسین جواهری، ص ٢٢؛ برای دیگر آثار رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، الذریعه ، ج ٩، قسم ١، ص ٢٢٩؛ عبدالعزیز جواهركلام، ص ٣؛ مشار، ج ٣، ستون ٨٦٥؛ عبدالحسین جواهری، همانجا). همچنین مقالات بسیاری از عبدالعزیز در نشریات مصر و بیروت بهچاپ رسیده است (عبدالعزیز جواهركلام، همانجا؛ حسن امین، ج ٣، ص ١٣٣).
٥) باقر ، از فرزندان صاحب جواهر. وی قبل از ١٢٦٠ در نجف به دنیا آمد و در ١٣١٧ وفات كرد. او شش پسر داشت كه از میان آنان صادق و علی فقهایی مشهور بودند (آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، قسم ٢، ص ٨٦٢؛ عبدالحسین جواهركلام، همان مصاحبه).
الف) شیخ صادق جواهری، از شاگردان حاجمیرزا حسین خلیلی تهرانی، آخوند خراسانی، محمدحسین كاظمی و محمدطه نجف بود (آقابزرگ طهرانی، همانجا). وی از فقیهان بزرگ زمان خود بهشمار میرفت و آیتاللّه سیدمحسن حكیم نزد او درس خوانده بود (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١١١؛ محسن امین، ج ٩، ص ٥٦). شیخصادق در ١٣٢٩ وفات كرد (آلمحبوبه؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، همانجاها).
ب) شیخ علی جواهری در نجف به دنیا آمد و سرپرستی و تربیت او را برادر بزرگش، صادق، برعهده گرفت (آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ٢، ص ٨٦٢). وی فقه و اصول را نزد استادان حوزه فراگرفت و در علم رجال از دانش سیدمحمد هندی بهره برد. استادانش به رفعت علم و فضل و اجتهاد وی تصریح نمودهاند (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٢١؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، قسم ٤، ص١٣٥٠). او از علوم غریبه نیز مطّلع بود (آلمحبوبه؛ آقابزرگ طهرانی، همانجاها). شیخعلی جواهری در نجف حلقه درس تشكیل داد و بهسبب احاطهاش بر آرای فقیهان متقدم و متأخر، عمق تحقیق، تسلط در تدریس، شیوایی بیان و دقتنظر، از مشهورترین فقهای زمان خود شد و شاگردان فراوانی در حلقه درسش شركت میكردند و برخی از او اجازه روایت نیز گرفتند (حرزالدین، ج ٢، ص ٧١ـ٧٢، ٢٤٦ـ٢٤٧؛ آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٢٠،٢٧٠، ٢٧٦، ج ٣، ص ٣٦٦؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، قسم ١، ص ٣٥١، ٤٣١، قسم ٤، ص ١٣٥٠؛ محسن امین، ج ٥، ص ٢٨٤، ج ٦، ص ١٣١، ج ٩، ص ٥٦، ٣٣١؛ مرعشی نجفی، ص ١٠٥ـ١٠٦).
شیخعلی جواهری، پس از وفات میرزامحمدتقی شیرازی در ١٣٣٨، یكی از مراجع تقلید شد و در پی رحلت شیخالشریعه اصفهانی در ١٣٣٩، از مراجع تقلید مشهور گشت و مقلدان فراوانی در عراق و دیگر بلاد اسلامی یافت (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٢٠؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، قسم ٤، ص ١٣٥٠؛ خاقانی، ج ١٠، ص ١٤١). وی در ١٣٤٠/ ١٣٠١ ش وفات كرد و در مقبره خانوادگیشان دفن شد. در سوك او مجالس متعددی برگزار و در رثایش اشعار بسیاری سروده شد (رجوع کنید به حرزالدین، ج ٢، ص١٣٠؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، قسم ٤، ص ١٣٥١). حاشیه بر عروهالوثقی از آثار اوست (همانجاها).
٦) شیخحسن ، معروف به حسن صغیر، كوچكترین فرزند صاحب جواهر. وی در ١٢٦٤ یا ١٢٦٥ یا ١٢٦٦ (مقارن با وفات پدرش) در نجف به دنیا آمد ( رجوع کنید به حرزالدین، ج ١، ص ٢٤٧؛ آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٠٤؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، قسم ١، ص ٣٩٣) و تحت سرپرستی برادرزادهاش، شیخ علیبن محمد جواهری، قرار گرفت (آلمحبوبه، همانجا). او پس از گذراندن دروس مقدماتی، مدارج عالی فقه و اصول را نزد استادان آن روزگار سپری كرد (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٠٥؛ آقابزرگ طهرانی، همانجا؛ عبدالحسین جواهری، ص ٧)، اما بیشترین بهره را از محضر حاج آقارضا همدانی برد و از نزدیكان او به شمار میآمد (آلمحبوبه، همانجا).
شیخ حسن سپس به تدریس پرداخت و شاگردانی را تربیت كرد. وی در ١٣٠٦ ش در نجف وفات یافت (حرزالدین، ج ١، ص ٢٤٧؛ آلمحبوبه، ج ٢، ص ١٠٥). آثار او عبارتاند از: شرح شرایعالاسلام محقق حلّی، و حاشیه بر فرائدالاصول شیخمرتضی انصاری، بر پایه تقریرات درس آخوند خراسانی (آلمحبوبه، همانجا). شیخحسن جواهری سه پسر داشت به نامهای عبدالصاحب، محمدعلی و جواد.
الف) عبدالصاحب در ١٣٠٠ در نجف متولد شد. وی به تحصیل علومپرداخت و بیشتریناستفاده علمی را از آقاضیاءالدین عراقی (متوفی ١٣٢١ ش) برد و از شاگردان خاص و مقرِّر درس او بهشمار میرفت (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١١٧؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، قسم ٣، ص ١١٢٨؛ آستان قدس رضوی. كتابخانه، ج ٥، ص ٢٢٦). وی در تدریس متون درسی فقه و اصول مهارت داشت (مشار، ج٣، ستون ٨٥٨). سیدضیاءالدینبن محمدعلی بحرالعلوم و جعفر آلمحبوبه از شاگردان او بودند (بحرالعلوم، ج ١، ص ١٧٩؛ آلمحبوبه، همانجا). عبدالصاحب در ١٣١٢ ش در نجف درگذشت (آلمحبوبه، ج ٢، ص ١١٨؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر، قسم ٣، ص ١١٢٩). آثار او عبارتاند از: شرحِ تبصره المتعلمین علامه حلّی (آقابزرگ طهرانی، الذریعه ، ج ١٣، ص ١٣٥)؛ الاشارات و الدلائل فی ما تقدم و تأخر من الوسائل ، در باره تعیین مواردی در كتاب وسائل الشیعه كه شیخ حرّعاملی با تعابیر «تقدم» و «تأخر» و مانند اینها و بدون ذكر نشانی به احادیث هممضمون ارجاع داده است. این كتاب در ١٣٥٦/ ١٣١٦ ش چاپ شد (آقابزرگ طهرانی، الذریعه ، ج ٢، ص ٩٥؛ عواد، ١٩٦٩، ج ٢، ص٢٨٠؛ آستان قدس رضوی. كتابخانه، ج ٥، ص ٢٢٦ـ٢٢٧). تقریراتِ درس آقاضیاءالدین عراقی در باره مباحث الفاظ و ادله عقلی، و حاشیه بر بعضی كتابهای فقهی نیز از دیگر آثار اوست (آقابزرگ طهرانی، طبقات: نقباءالبشر ، قسم ٣، ص ١١٢٩).
ب) جواد (متوفی قبل از ١٣٠٦ ش)، از عالمان نیكوسیرت به شمار میرفت. پسرش، اسحاق، مدرّس ریاضیات بود (عبدالحسین جواهری، ص ١، ٥؛ امینی، ١٣٨٥، ص ١٢٩).
پسر دیگر شیخجواد، اسماعیل، نیز شماری از رباعیات خیام را به عربی ترجمه كرد (عبدالحسین جواهركلام، همان مصاحبه).
از شرح احوال و سوانح حیات دو پسر دیگر صاحب جواهر (ابراهیم و موسی) و فرزندان آنان اطلاعی در دست نیست. تنها گفته شده است كه شیخجعفربن باقربن صادق، فرزند ابراهیم، از عالمان خرمشهر بود و در زمان حكومت رضاشاه، به سبب انتقادات بسیار از او، به بروجرد تبعید شد و در ١٣٥٠ در آنجا درگذشت (عبدالحسین جواهری، ص ٧).
شیخ عیسی جواهری، فرزند شیخ موسی، نیز از عالمان بود. وی در نجف متولد شد. در جوانی به ایران آمد و در كرمانشاه سكونت گزید. عیسی جواهری در ١٣٠٧ ش در كرمانشاه وفات یافت و در مقبره خانوادگی در نجف به خاك سپرده شد (عبدالحسین جواهركلام، همان مصاحبه).
منابع:
(١) آستان قدس رضوی. كتابخانه، فهرست كتابخانه آستانه قدس رضوی ، ج ٥، مشهد ١٣٢٩ ش؛
(٢) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه ، چاپ علینقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣) همو، طبقات اعلام الشیعه: الكرام البرره ، مشهد ١٤٠٤؛
(٤) همان: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر ، مشهد ١٤٠٤؛
(٥) جعفربن باقر آلمحبوبه، ماضی النجف و حاضرها ، بیروت ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(٦) حسن اسدی، ثوره النجف علی الانگلیز، او، الشراره الاولی لثوره العشرین، بغداد ١٩٧٥؛
(٧) حسن امین، مستدركات اعیان الشیعه ، بیروت ١٤٠٨ـ ١٤١٦/١٩٨٧ـ١٩٩٦؛
(٨) محسنامین؛
(٩) محمدهادی امینی، معجمالمطبوعات النجفیه: منذ دخول الطباعه الی نجف حتی الان، نجف ١٣٨٥/ ١٩٦٦؛
(١٠) همو، معجم رجال الفكر و الادب فی النجف خلال الف عام ، نجف ١٤١٣/١٩٩٢؛
(١١) مرتضی انصاری، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری قدسسره ، قم ١٣٧٣ ش؛
(١٢) ناصرالدین انصاری قمی، «درگذشت آیتاللّه حاجشیخ علی جواهری»، آینه پژوهش، سال ٦، ش ١ (فروردین و اردیبهشت ١٣٧٤)؛
(١٣) محمدمهدیبن مرتضی بحرالعلوم، رجال السید بحرالعلوم، المعروف بالفوائد الرجالیه، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسین بحرالعلوم، تهران ١٣٦٣ ش؛
(١٤) كامل سلمان جبوری، النجف الاشرف و حركه الجهاد: عام ١٣٣٢ـ١٣٣٣ ه / ١٩١٤ م ، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(١٥) عبدالحسین جواهركلام، تربت پاكان قم ، قم ١٣٨٢ـ ١٣٨٣ش؛
(١٦) عبدالعزیز جواهركلام، كتابخانهای ایران: از ماقبل از اسلام تا عصر حاضر ، تهران ١٣١١ ش؛
(١٧) عبدالحسین جواهری، «النجم الزاهر فی اعلام آلالجواهر»، (جزوه تكثیر شده)؛
(١٨) محسن جواهری، الفرائد الغوالی علی شواهد الامالی السیدالمرتضی ، ج ١، چاپ محمدحسن جواهری، نجف: مطبعه الا´داب، [بیتا.]؛
(١٩) عبدالهادی حائری، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق ، تهران ١٣٦٤ ش؛
(٢٠) محمد حرزالدین، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء ، قم ١٤٠٥؛
(٢١) علی خاقانی، شعراء الغری ، نجف ١٣٧٣/١٩٥٤، چاپ افست قم ١٤٠٨؛
(٢٢) كوركیس عواد، الذخائر الشرقیه ، چاپ جلیل عطیه، بیروت ١٩٩٩؛
(٢٣) همو، معجم المؤلفین العراقیین فی القرنین التاسع عشر و العشرین، بغداد ١٩٦٩؛
(٢٤) محمد غروی، مع علماء النجف الاشرف، بیروت ١٤٢٠/١٩٩٩؛
(٢٥) عبداللّه مامقانی، مخزن المعانی فی ترجمه المحقق المامقانی، چاپ محمدرضا مامقانی، قم ١٤٢٣؛
(٢٦) شهابالدین مرعشی نجفی، الاجازه الكبیره، او، الطریق و المحجّه لثمره المهجه ، اعداد و تنظیم محمد سمامی حائری، قم ١٤١٤؛
(٢٧) خانبابا مشار، مؤلفین كتب چاپی فارسی و عربی ، تهران ١٣٤٠ـ١٣٤٤ ش.
/ خدیجه كثیری بیدهندی /