دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٧٣٩
حالى ، الطاف حسین، از شاعران و تذكرهنویسانِ ادب فارسى و اردو. وى در حدود ١٢٥٣ در پانیپَتِ* هند به دنیا آمد (حالى، ١٩٦٨ـ١٩٧٠، ج ١، ص ١). پدرش، خواجه ایزدبخش، از احفاد خواجه عبداللّه انصارى* بود. خواجه ملك على، از اجداد حالى، در ٦٧٥، در زمان غیاثالدین بَلْبَن*، از هرات به هندوستان مهاجرت كرد و در پانیپت اقامت گزید. بلبن براى مدد معاش او زمینهایى در پانیپت به وى اختصاص داد. همچنین منصب قضا، صدارت، تشخیص نرخ كالا در بازار، تولیت مزار بزرگان در نواحى پانیپت و خطابت نماز عیدین را به او واگذاشت. محله انصاریان در پانیپت منسوب به اولاد خواجه ملك على انصارى است (همان، ج ١، ص ٢ـ٣).
حالى نخست در پانیپت نزد مولوى ممتاز على انصارى قرآن مجید را از حفظ كرد و سپس كتابهاى درسى فارسى را نزد سید جعفرعلى و كتابهاى درسى عربى را نزد حاجى ابراهیمحسین انصارى خواند (همان، ج ١، ص ٤). وى در حدود ١٢٦٩ به دهلى رفت و منطق را نزد مولوى نوازش على، ادبیات عرب را نزد مولوى فیضالحسن سَهارَنپورى و مولوى امیراحمد، و علم حدیث را نزد سید نذیرحسین، محدّث دهلوى، خواند (همان، ج ١، ص ٥، نیز رجوع کنید به ص ٦، پانویس ١ـ٣). وى در ١٢٧١ به پانیپت بازگشت و منطق و فلسفه و حدیث و تفسیر را نزد مولوى عبدالرحمان، مولوى محباللّه و مولوى قلندرعلى فراگرفت (همان، ج ١، ص ٧ـ٨). وى در سالهاى ١٢٧٩ـ١٢٨٦ در مصاحبتِ نواب مصطفیخان، متخلص به شیفته، در جهانگیرآباد بود و در صحبتش ذوق ادبى او نشو و نمو یافت. پس از وفات شیفته در ١٢٨٦، حالى به لاهور رفت و چهار سال در انتشارات دولتى بك دپو (دپو) در پنجاب، ویرایش آثار ادبى مترجَم از انگلیسى به اردو را برعهده گرفت. این كار باعث آشنایى او با ادبیات انگلیسى شد (همان، ج ١، ص ٩ـ١١). وى در ١٢٩١ یا ١٢٩٢ به دهلى نقل مكان كرد و در مدرسه انگلو عربیك معلم شد (همان، ج ١، ص ١١). در ١٢٨٩ با نوشتن مقالاتى براى نهضت علیگر (على گره ) با سیداحمدخان آشنا شد و در ١٢٩٢ عضو ثابت این نهضت شد (همان، ج ١، ص ١٢، پانویس ١). در ١٣٠٦ بازنشسته شد و به موطن خود بازگشت. در ربیعالآخر ١٣٢٢ دولت بریتانیا در هند به او لقب شمسالعلماء داد (همان، ج ١، ص ١٦ـ١٧). او در ١٣ صفر ١٣٣٣/ اول ژانویه ١٩١٥ در پانیپت درگذشت و در محوطه درگاه بوعلى قلندر دفن شد (همو، ١٩٦٧ـ١٩٦٨، ج ١، مقدمه پانیپتى، ص ه ). از میان معاصران نامآور، میرزا اسداللّهخان غالب دهلوى*، مولانا محمدحسین آزاد*، سرسید احمدخان* و مولانا شبلى نعمانى* از دوستان نزدیك حالى بودند و در تكوین افكار و تعیین جهت ادبى و شعر ملیگراى او تأثیر عمیقى داشتند. حالى یكى از بزرگترین نقادان و بنیانگذاران و پیشگامان شعر جدید اردوست. او به شعر اردو جنبش و حیاتى تازه داد و با شعر خود شعور ملى و قومى را در هموطنانش بیدار نمود (همو، ١٩٦٨ـ١٩٧٠، ج ١، مقدمه صدیقى، ص ٢٥).
حالى چند رساله خُرد در ابتداى كار تألیف و ترجمه كرد، مانند تریاق مسموم (در رد مسیحیت) در ١٢٨٥ در پانیپت، رساله طبقات الارض در ١٣٠٠ در لاهور، مجالسالنساء (قصههاى آموزشى براى زنان) در ١٢٩١ و اصول فارسى (دستور زبان فارسى؛ نسخه خطى كتابخانه دانشگاه پنجاب، لاهور، ش Api-II-١٨). كارهاى اصلى و ماندگار او در شرححال بزرگان ادب است، از جمله: ١) حیات سعدى، به اردو، در احوال و نقد آثار سعدى شیرازى. این كتاب اولین نمونه شرححالنویسى جدید در زبان اردوست و شاید نخستین كتاب تحقیقى و جامع به زبانهاى شرقى است كه راجع به سعدى نگاشته شده است. این كتاب نخستینبار در ١٣٠٣ در دهلى چاپ شد (همان، ج ١، ص ١٢، ١٣ و پانویس ٣، ص ١٤ و پانویس ٢؛ همو، ١٩٩٥، ص ٥) و با همین نام، به قلم نصراللّه سروش به فارسى ترجمه و در ١٣١٦ش در تهران چاپ گردید (مشار، ج ٢، ستون ١٨٢٦). ٢) مقدمه سفرنامه حكیم ناصرخسرو، به فارسى، در شرححال حكیم ناصرخسرو. چاپ انتقادى، با ترجمه اردوى محمدصدیق طاهر شادانى، در ١٣٥٢ش/ ١٩٧٣ در لاهور منتشر شد. ٣) یادگار غالب، به اردو، در شرححال و نقد شعر و گزیده نظم و نثر فارسى و اردوى اسداللّهخان غالب دهلوى، نخستینبار در ١٣١٥/ ١٨٩٧ در كانپور به چاپ رسید. گزیده ترجمه و تحشیه فارسى آن با همین نام، به قلم شریف حسین قاسمى، در ١٤٢٠/٢٠٠٠ در دهلى چاپ شده است. ٤) حیات جاوید، به اردو، در شرححال و افكار سرسید احمدخان، چاپ اول در ١٣١٩/١٩٠١. ٥) ضمیمه اردو كلیات نظم حالى مشتمل بر نظم و نثر فارسى و عربى، مجموعه غزلیات، قطعات تاریخ، قصاید، مرثیهها، رقعات فارسى و قصیدهاى عربى كه نخستینبار در ١٣٣٢/١٩١٤ در دهلى به چاپ رسید (حالى ١٩٦٨ـ١٩٧٠، ج ١، ص ١٤ـ١٥، همان مقدمه، ص ٢٣، ٢٥).
آثار منظوم اردوى حالى بارها به صورت پراكنده به چاپ رسیده است، اما جامعترین مجموعه اشعار او كلیات نظم حالى، گردآورى افتخار احمد صدیقى، است كه در دو جلد (لاهور ١٣٤٧ـ١٣٤٩ش/ ١٩٦٨ـ١٩٧٠) منتشر شده است. در میان منظومههاى اردوى حالى، مسدسى با عنوان مدّ و جزرِ اسلام (سروده ١٢٩٦/١٨٧٩) مشهور است. این شعر تأثیر عمیقى بر جامعه اسلامى شبهقاره گذاشته است. در این منظومه، شرح ظهور دین اسلام و شأن و شوكت مسلمانان در قرون نخستین و سپس افول شوكت نخستین آنان، به شیوهاى مؤثر، بیان شده است (همان، ج ١، ص ٢٦، ٣٠). دو ترجمه منظوم فارسى آن چاپ شده است: یكى از فیروزالدین احمد فائضى شهرمیرى در ١٣٠٨/١٨٩١ در اَمرتْسَر و دیگرى از نجفعلى عاصى جلالپورى در ١٣٥٧ش/١٩٧٨ در پیشاور.
مجموعه نامهها و مقالههاى حالى نیز به صورت پراكنده چاپ شده، كه از آن جمله است: مقالات حالى در دو مجلد (چاپ حیدرآباد، دكن ١٣٠٤ش/ ١٩٢٥)؛ و مكتوباتِ حالى در دو مجلد (چاپ پانیپت ١٩٢٥). شیخ محمداسماعیل پانیپتى همه نوشتههاى منثور حالى را در كلیات نثر حالى در دو مجلد گردآورده، كه مشتمل است بر مقالههاى دینى و اجتماعى و تاریخى و ادبى (درباره ادبیاتفارسى)، تراجمِ رجال، سخنرانیها و تقریظهاى كتب و نشریات (چاپ لاهور ١٣٤٦ـ١٣٤٧ش/ ١٩٦٧ـ١٩٦٨). در میان آثار منثور حالى، مقدمه شعر و شاعرى ــكه اولینبار با دیوان حالى، در ١٣١١/١٨٩٣ منتشر شدــ نخستین كتاب روشمند و عالمانهاى است كه در اصولِ نقد شعر به زبان اردو نگاشته شده است (همان، ج ١، مقدمه افتخار احمد صدیقى، ص ٢٧؛ براى نقدى كه بر آن نوشته شده است رجوع کنید به قریشى، ١٩٥٣؛ علوى، ٢٠٠٠).
حالى طرفدار شعر طبیعتگرا بود و تشبیهات و استعارات نامأنوس را مطرود میدانست. شعر وى نقطه عطفى در شعر طبیعتگراى ادبیات اردوست. با وجود محبوبیت و استقبال از غزل در شبهقاره و زبان اردو، حالى به جاى غزل، با نوآورى در قالبهاى دیگر، اشعارى با موضوعاتِ ملى سرود (حالى، ١٩٦٨ـ١٩٧٠، ج ١، ص ٣٩، ٤٤ـ٤٥).
منابع :
(١) الطاف حسین حالى، حیات سعدى، لاهور ١٩٩٥؛
(٢) همو، كلیات نثر حالى، مرتبه محمد اسماعیل پانیپتى، لاهور ١٩٦٧ـ١٩٦٨؛
(٣) همو، كلیات نظم حالى، مرتبه افتخار احمد صدیقى، لاهور ١٩٦٨ـ١٩٧٠؛
(٤) وارث علوى، حالى: مقدمه اور هم، كراچى ٢٠٠٠؛
(٥) وحید قریشى، تدوین مقدمه شعر و شاعرى، لاهور ١٩٥٣؛
(٦) خانبابا مشار، فهرست كتابهاى چاپى فارسى، تهران ١٣٥٠ـ١٣٥٥ش.
/ عارف نوشاهى /