دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٨٩٦
خاويار ، خاويار، تخمكهاى لقاح نيافته گروهى از ماهيان غضروفى متعلق به خانواده تاسماهيان كه پس از فرايند عملآورى به مصرف تغذيه مىرسند. تاسماهيان موجوداتى با قدمت بسيار هستند و منشأ آنها به دوران اول برمىگردد؛ ازاينرو، گاه به آنها فسيل زنده مىگويند. اين ماهيها داراى بدنى كشيده، دراز، دوكىشكل و پوشيده از پنج رديف پلاكهاى استخوانى، اسكلت بيشتر غضروفى، پوزه كشيده مخروطى يا پارويى و باله دمى شكافدار كه گاه فلسهاى لوزىشكلى رويش قرار دارد هستند. در اوايل زندگى دندان دارند، اما كمكم آنها را از دست مىدهند (فيروز، ص ٧٦؛ كيوانفر، ١٣٨٢ش، ص ٣٥؛ «خاويار معجزه طبيعت»، ص ٥٦).
٩٠% از كل خاويار دنيا از ماهيهاى خاويارى درياى خزر* به دست مىآيد. به همين دليل، درياى خزر را درياى تاسماهيان مىنامند. اين ماهيها در درياى خزر شامل پنجگونه اصلىاند :
١) ماهى خاويار بزرگ (فيل ماهى يا بلوگا)، با نام علمى Huso huso، بزرگترين ماهى آب شيرين جهان و نيز بزرگترين آبزى آبهاى ايران است، بهطورى كه وزن برخى نمونههاى صيد شده آن بيش از يك تن بودهاست. عمر اين ماهى به صد سال هم مىرسد. جنس ماده بين شانزده تا هجده سالگى به بلوغ مىرسد. بهطور متوسط از اين ماهى هفده تا بيست كيلوگرم خاويار بلوگا به دست مىآيد، ٢) تاسماهى ايرانى يا قرهبرون، با نام علمى Acipenser persicus، وزن متوسط آن در آبهاى ايران شانزده تا بيست كيلوگرم است و خاويار حاصل از آن چهار تا هفت كيلوگرم وزن دارد. خاويار آسترا از اينگونه به دست مىآيد.اينگونه فراوانترين گونه ماهى خاويارى حوضه جنوبى درياى خزر است.٣)ازونبرون،با نام علمى .stellatusA كه وزن متوسط آن بين نه تا ده كيلوگرم است. ماده آن بين چهارده تا هفده سالگى به بلوغ مىرسد. هر ماهى در هر بار حدوداً ٥ر١ تا ٢ كيلوگرم خاويار توليد مىكند. خاويار سوروگا از اين ماهى به دست مىآيد. ٤)تاسماهى روسى يا چالباش، با نام علمى . gueldenstaedtiA. ٥)تاسماهى شكم برهنه يا شيپ، با نام علمى . nudiventrisA. در آبهاى ايران، سهگونه اول ارزش اقتصادى دارند (ايرانشهر، ج ٢، ص ١٦٩٩ـ١٧٠٢؛ د. ايرانيكا، ذيل "Caviar"؛ ببران و غمخوار، ص ٢٠٢؛ پوركاظمى، ١٣٨٠ش، ص١١٩ـ١٣٢؛ كوچكيان، ص٤٩ـ٥٠؛ بهمنى، ص٢٤ـ ٢٥). مكانهاى مهم صيد ماهيهاى خاويارى ايران، حوضه سفيدرود، ميانكاله، آستارا، كياشهر و قرهسو است (پوركاظمى، ١٣٨٠ش، ص١٣٠؛ بهمنى، ص١٧؛ همشهرى، سال١٤، ش٤١١٥، ٣٠ مهر ١٣٨٥، ص ٧).
براى مصرف خاويار، ابتدا بايد تخمكهاى ماهى را، در مراحل مختلفى، عملآورى كرد (رجوع کنید به محمودنژاد، ص ٨ـ١١؛ «خاويار معجزه طبيعت»، ص ٥٧). خاويار درياى خزر براساس گونه ماهى، كيفيت و طرز عملآورى، دانهدانه يا فشرده بودن، و رنگ و مقاومت آن، درجهبندى مىشود و به دو صورت كلى «دان» و «افشرده» وجود دارد كه، باتوجه به ديگر ويژگيها، به انواع ممتاز (دربارى يا طلايى سفيد)، دان درجه يك، دان درجه دو و فشرده تقسيم مىشود (پوركاظمى، ١٣٨٠ش، ص١٢٠ـ ١٢١؛ نيز رجوع کنید به «خاويار معجزه طبيعت»، ص ٥٨ـ٥٩). خاويار و گوشت ماهيهاى خاويارى ايران، از لحاظ كيفيت، در دنيا بهترين شناخته شدهاند («خاويار ايران»، ص ٢١؛ اخلاق نجات، ص ٩).
از نظر فقهى، حلال بودن ماهى منوط به فلسدار بودن آن و حكم خاويار نيز همان حكم ماهى خاويار است (براى نمونه رجوع کنید به امامخمينى، ١٣٦٦ش، ج ٢، ص ١٥٥؛ همو، ١٣٨٠ش، ج ٢، ص ٥٠٤؛ تبريزى، ص ٤٠١). ظاهراً به دليل اين تصور كه ماهيان خاويارى فلس ندارند، خوردن آن و اجزاى متعلق به آن را حرام مىدانستند، اما در سال ١٣٦٢ش، متخصصان زيستشناس و مورد اعتماد گواهى دادند كه انواع تاسماهيان خزر در قسمتهايى از بدنشان فلس دارند (گواهى، ص ٢٣٥ـ٢٣٧). بدينترتيب، خوردن ماهيهاى خاويارى و فراوردههاى آنها حلال اعلام شد (رجوع کنید به جناتى، ج ٣، ص ٣٢٨).
واژگان. برخى مؤلفان، به اشتباه، برآناند كه واژه خاويار منشأ غيرفارسى دارد، چنانكه گاه آن را داراى ريشه روسى، تركى يا ايتاليايى دانستهاند (رجوع کنید به بهمنى، ص ٤؛ كيوانفر، ١٣٨٢ش، ص ٩؛ عمادى، ١٣٧٢ش، ص ٣)، اما دلايل متقن آيلرس(ص ٣٨١ـ٣٩٠) نشان مىدهد كه اين واژه، ايرانى و صورت تغييريافته واژه خايهدار است (قس مِسيه، ١٩٩٨). واژه خاويار در ايران فقط براى تخمك ماهيهاى خانواده تاسماهيان بهكار مىرود، چنانكه در شمال، به تخم ديگر ماهيها اِشبَل/ اَشبول مىگويند (عمادى، ١٣٧٢ش، همانجا؛ قس پاينده، ص ٣١٨).
تاريخچه. هرچند برخى منابع غربى، ايرانيان مجاور رود كُر را نخستين مصرفكنندگان خاويار دانستهاند (رجوع کنید به مسيه، ١٩٩٨؛ ياسايى، ٢٠٠٥)، اما از بررسى منابع تاريخى ايرانى اطلاعى به دست نيامد. همچنين گمان مىرود كه مصريها و فنيقيها در ٢٤٠٠ سال قبل از ميلاد، ياد گرفته بودند كه تخم ماهيها را نمك سود كنند تا براى مواقع ضرورى، نظير جنگ و قحطى و سفر، بماند. نقشبرجستههاى قبرستان سقّاره، در نزديكى يكى از اهرام مصر، ماهيگيرى را نشانمىدهد كه مشغول خارجكردن تخمماهى است (گوردون و هات، ٢٠٠٩). حداقلاز ١١٠٠قم، ماهيگيران تجارى، ماهيان خاويارى را براى خاويار و گوشتشان صيد مىكردهاند (اسپير و لاك، ص٦). هرودوت (كتاب٦، ص١٣٣) از ماهيهاى انتاكهدر سرزمين سكاها نام برده است كه براى نمك سود كردن آنها از نمك فراوان مصبّ يكى از رودهاى اين سرزمين استفاده مىكردند. استرابون (ج ٣، ص ٢٢٥، ٢٢٧) نيز از ماهيهايى به همين نام ياد كرده و گفته است تقريباً به اندازه دلفيناند و مترجم، آن را نوعى ماهى خاويار دانسته است (رجوع کنید به همان، ج٣، ص٢٢٥، پانويس٨). نويسنده ديگرى در سه قرن قبل از ميلاد نوشته است كه در درياى خزر فيلماهى را صيد و خشك مىكنند و سپس آن را به اكباتان مىبرند (رجوع کنید به كيوانفر، ١٣٣٤ش، ص يد). به نظر پلينيوس/ پلينىاكبر (ج ٣، كتاب٢٧، ص٢٠٣، ج ٨ ، كتاب ٣٢، ص٥٥٩)، ماهى خاويارى باشكوهترين ماهى بوده و بسيارى از مردم آن را از نظر طعم بهترين دانستهاند. چينيها از قرن چهارم/ دهم، خاويار را از تاسماهيان رودخانه يانگتسه استحصال كرده و با دانههاى گياهى به نام Gleditschia sinensis(گونهاى ليلَكى/ لالَكى) و آبنمك عملآورى و نگهدارى مىكردند (بهمنى، ص ٤). اولين مدرك مكتوب در مورد خاويار، متعلقبه باتو (نوه چنگيزخان) در دهه ٦٤٠/ ١٢٤٠ است (>«تاريخچه مختصر ماهى خاويار»<، ٢٠٠٩). ماركوپولو (ج ١، ص ٥٢) درياى خزر را محل صيد ماهيهاى بزرگى چون ماهى خاويار معرفى كرده است. همچنين از درياى آزوف خاويار مطبوع و گرانبهايى به دست مىآمده و صادر مىشده است(رجوع کنید به اشكلوفسكى، ص ٧٨). در ديگر نوشتههاى اروپايى، از جمله >رساله پلاتينا<، چاپ ٨٦٢/ ١٤٥٨ (رجوع کنید به كيوانفر، ١٣٨٢ش، ص٩)، رابله (١٤٩٤ـ١٥٥٣؛ ص ٢٦٠، ٣٠١ـ٣٠٢) و شكسپير (ص ٧٠) واژه خاويار وجود دارد. اولئاريوس (ص ١٤٤) كه در ١٠٤٦ به ايران سفر كرد، از ماهيهاى خاويارى فراوان خزر نام برده است. روسها، تاتارها، روميها، انگليسيها و چينيهاى قديم خاويار را مادّهاى ارزشمند و غذايى لذيذ و دربارى مىدانستند. اما از قرن يازدهم تا سيزدهم/ هفدهم تا نوزدهم كه خاويار، بهعنوان غذايى اشرافى، هرچه بيشتر در غرب شناخته مىشد، همچنان تمامى مردم حاشيه خزر از آن بهره مىبردند (كيوانفر، ١٣٨٢ش، ص ٧ـ ٨). تا حدود اوايل قرن سيزدهم/ نوزدهم خاويار محصولى بينالمللى شناخته نمىشد، تا اينكه در اواخر دهه ١٨٠٠ ميلادى، فرانسه شروع به واردات آن از روسيه كرد و اين مادّه غذايى از آن پس شهرت يافت (>«تاريخچه مختصر ماهى خاويار»<، ٢٠٠٩). در آثار مطالعه شده قديم ايرانى، از خاويار نامى نيست، فقط ابوبكر مطهر جمالى يزدى در قرن ششم(ص١٠٧) از گرانى خايه ی ماهى و دشوارى به دست آوردن آن ياد كرده است.
ماهيگيران ايرانى و روسى از زمانهاى بسيار دور از آبزيان خزر بهرهبردارى مىكردند و تا زمان قاجار، حكومتها دخالت آشكارى در اين زمينه نداشتند. البته بهنظر مىرسد ماهيهاى خاويارى درياى خزر، به دليل نداشتن فلس آشكار، و بالطبع منع فقهى، در آن زمان مورد توجه ايرانيان نبود و زمينه براى بهرهبردارى هرچه بيشتر روسها از ذخاير جنوبى درياى خزر فراهم بود و فرمانداران محلى هم هر رودخانه يا هر قسمت از دريا را، با استفاده از موقعيت خود، به اتباع روسى اجاره مىدادند. به علاوه، ايرانيان نيز قادر به استحصال خاويار نبودند و براى فراورى صنعتى آن از روسها كمك مىگرفتند. اين عوامل باعث شده بود كه روسها بر درياى خزر و خاويار آن مسلط شوند (كيوانفر، ١٣٨٢ش، ص ١٢؛ مكنزى، ص ١١٧، ٢٠٢؛ مفخم پايان، ص ٤٠٢؛ تاجبخش، ص ١١١).
در ١٢٥١، محمدشاه قاجار همه اجارهنامههاى بدون نظارت دولت را باطل اعلام كرد و حاجىميرزا آقاسى، صدراعظم وقت، براى تحكيم فرمان مذكور، شخصاً تمام شيلات را از شاه اجاره كرد. پس از او و در سالهاى بعد افراد ديگرى شيلات را اجاره كردند. اين افراد گاه سودجوييهايى مىكردند كه با مقاومت اميركبير مواجه مىشدند (مفخم پايان، ص ٣٤٩؛ اسناد روابط ايران و روسيه، ص ٨٥؛ كيوانفر، ١٣٨٢ش، ص ١٢ـ١٣). پس از كشته شدن او، شيلات در درياى خزر تحت تسلط اتباع حقيقى روسى و از ١٣٠٦ش، به مدت ٢٥ سال، تحت نظارت شركت مشترك ايرانى ـ روسى به كار ادامه داد (منشور گرگانى، ص٢١٥ـ٢٢٢، ٢٦٩ـ٢٧٠، ٢٨٨ـ٢٩٨؛ فرهمند، ص ١٥٦ـ١٥٨؛ نيز رجوع کنید به شيلات*). در ١٣٣١ش، دولت ايران شيلات را ملى اعلام كرد و شركت جديدى به نام شركت سهامى شيلات ايران ايجاد شد (كيوانفر، ١٣٨٢ش، ص ١٤). پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ و بازگشت محمدرضا پهلوى به ايران، وى انحصار صادرات كل خاويار ايران را به امير هوشنگ دَوَلّو قاجار، از نزديكان دربار و حاميان شاه در دوره مصدق، سپرد. از آن زمان تا ١٣٥٧ش عملا امتياز فروش خاويار ايران در دست دولّو و خاندانش بود («خاويار ايران...»، ص ١٧؛ براى آگاهى از اسناد سودجوييهاى دولوّ و خاندانش رجوع کنید به فرهمند، ص ١٥٨ـ٢٢٧). در ١٣٣٣ش/ ١٩٥٤ بازار بينالمللى خاويار ايران رونق بيشترى گرفت، زيرا واردكنندگان امريكايى به جاى خريد از روسيه، بازار جديدى براى خاويار ايران تدارك ديدند (آمريكانا، ذيل "Caviar"). پس از پيروزى انقلاب اسلامى، سازمان شيلات متصدى امور صنعت خاويار بوده است (رجوع کنید به شيلات*).
وضع بهرهبردارى. روند ثبت ميزان صيد ماهيهاى خاويارى در ايران از ١٣٠٧ش آغاز گرديده است. در اين آمار فقط به مقادير استحصال گوشت و خاويار تاسماهى اشاره شده است و آمار استحصال خاويار دو گونه فيلماهى و ازونبرون از ١٣٠٩ش در دست است. از اين تاريخ تا زمان ملىشدن صنعت خاويار، مقادير كمى خاويار به دست آمده است (رجوع کنید به پوركاظمى، ١٣٨٠ش، ص ١٢٤). مصرف خاويار در ايران تا ١٣٢٩ش رايج نبود، اما از اين سال به بعد در مهمانيهاى دربار متداول شد. تجارت خاويار نيز از دهه ١٣٣٠ش رونق گرفت (حسينى، ص١٧). پس از ملى شدن صنعت شيلات (١٣٣١ش)، استحصال خاويار روندى صعودى داشت، بهطورىكه از ١٣٣٧ تا ١٣٤٧ش، با تغيير روشهاى صيد، ميزان صيد افزايش چشمگيرى يافت و البته عمده خاويار استحصال شده از گونه ازونبرون بود (پوركاظمى، ١٣٨٠ش، ص ١٢٤ـ١٢٥). در ١٣٤٢ش، براى جلوگيرى از صيد بچه ماهيها، روش «دام گستر» در صيد ممنوع شد. اما صيد بىرويه و كاهش زيستگاهها موجب شد كه از ١٣٤٧ تا ١٣٥٧ش، ميزان صيد ماهيهاى خاويارى كاهش يابد. از اينرو، براى اولينبار در ١٣٥٠ش، كارگاه تكثير و پرورش ماهيهاى خاويارى در سدّ سنگر (شهيد بهشتى) تأسيس شد (بهمنى، ص ٦ـ٧). در ١٣٤٤ش، به منظور نظارت و بهرهبردارى صحيح، تعاونيهاى صيد پَرّه بهوجود آمدند كه صيد را براى صيادانِ غيرعضو ممنوع اعلام كردند. ازاينرو، بسيارى به صيد غيرمجاز روى آوردند كه پيامد آن تأسيس گارد شيلات در ١٣٥٢ش بود. پساز پيروزىانقلاباسلامى (١٣٥٧ش) و نظارت نكردن گارد شيلات، بسيارى به صيد غيرمجاز پرداختند كه سبب برخى درگيريها شد. براى جلوگيرى از تكرار اين درگيريها، در ١٣٥٩ش «شوراىاسلامى صيادان سنّتى» ايجاد گرديد كه براى صيادان پروانه صيد صادر مىكرد. از آن زمان تاكنون، قوانين صيد براى حفظ نسل ماهيهاى خاويارى، تغييرات بسيارى كرده است، چنانكه اكنون مجازاتهاى سختتر و روشهاى پيشرفتهترى براى برخورد با متخلفان در نظر گرفتهاند (پوركاظمى، ١٣٨٠ش، ص ١٢٨ـ١٢٩؛ ببران و غمخوار، ص ٢٠٩ـ٢١٠).
به گواه رابينو (نايب كنسول انگليس در رشت از ١٣٢٤ تا ١٣٣٠/ ١٩٠٦ـ١٩١٢؛ ص ٤٥)، تراكم ماهيهاى خاويارى در دهانه رودخانهها آنقدر زياد بوده است كه آنها را با دست يا پارو مىگرفتهاند. اما امروزه ميزان بهرهبردارى از خاويار درياى خزر كاهش چشمگيرى يافته، بهطورى كه مثلا ميزان صادرات خاويار از ٥ر٩٩ تن در ١٣٧٥ش به ١ر٩ تن در ١٣٨٤ش رسيده است (سازمان شيلات ايران، ص٥٥) و گونههاى خاويارى در فهرست سرخ گونههاى در معرض خطر قرار گرفتهاند (سياهه سرخ اتحاديه جهانى حفاظت طبيعت و منابع طبيعى، ذيل "Acipenser") و به اعتقاد برخى كارشناسان، احتمال انقراض اين ماهيها وجود دارد (اصلان پرويز، ص ٤٣؛ عمادى، ١٣٧٥ش، ص ٢ـ٣).
به سبب كاهش ذخاير طبيعى خاويار، موافقتنامه «همكاريهاى شيلاتى بين جمهورى اسلامى ايران و دولت روسيه فدراتيو» در ٢٩ ارديبهشت ١٣٧٥ به امضاى ايران، روسيه و ديگر جمهوريهاى حوزه خزر رسيد. در اين موافقتنامه، برنامههايى براى حفظ تاسماهيان و ديگر منابع حياتى خزر عرضه شده است (كيوانفر، ١٣٨٢ش، ص ٤، ٣٤١ـ٣٤٤؛ قس صفارودى، ص ٥٦ـ٥٩). علل اصلى كاهش ذخاير عبارتاند از: صيد بىرويّه و قاچاق، مخصوصاً توسط جمهوريهاى استقلاليافته حاشيه خزر؛ نبود مديريت و جدّيت لازم در برخورد با قاچاقچيان و صيادان غيرمجاز؛ از بين رفتن بچهماهيها بر اثر بهكارگيرى روشهاى سنّتى صيادى؛ ايجاد سازههاى آبى در رودخانههاى محل تخمريزى؛ آلودگيهاى زيستمحيطى و در نتيجه تخريب زايشگاه طبيعى اين ماهيها، يعنى رودخانههاى اطراف خزر؛ و هزينه هنگفت تكثير مصنوعى و رهاسازى بچهماهيها باتوجه به مشكلات اقتصادى جمهوريهاى استقلاليافته (رجوع کنید به پوركاظمى، ١٣٨٦ش، ص ١١؛ جوادى و ثاقب، ١٩٩٤؛ ببران و غمخوار، ص٢١٠ـ٢١٤؛ مهربانى، ص ٤٥ـ٤٩). در اين ميان، ايران براى حفظ نسل ماهيهاى خاويارى و صنعت خاويار اقدامات بهترى كرده است. از جمله آنها، كاهش برداشت خاويار، پرورش ماهيهاى خاويارى به منظور توليد و رهاسازى بچهماهيها (فابريكانت، ٢٠٠٠؛ جعفرى، ص ١٠)، و تأسيس مؤسسه تحقيقات بينالمللى تاسماهيان درياى خزر در ١٣٧٣ش بوده است (پوركاظمى، ١٣٨٠ش، ص ١٢٦). اقدامات مفيد ايران از سويى و بىتوجهى ديگر كشورهاى حوزه خزر باعث شده است كه گاه كنوانسيون تجارت بينالمللى گونههاى در حال انقراض، صيد ماهيهاى خاويارى توسط چهار كشور آذربايجان، قزاقستان، تركمنستان و روسيه را تحريم كند، اما ايران مجاز به صيد باشد (رجوع کنید به بهكام، دوره ١، ش ١٠، مرداد ١٣٨٠، ص٣٠؛ ببران و غمخوار، ص ٢٠٧). در ١٣٨٧ش/٢٠٠٨، ٥٠% سهم استحصال خاويار خزر به ايران تخصيص يافت، كه به اين ترتيب ايران رتبه اول را احراز كرد (كيهان، سال ٦٤، ش ١٨٩١٣٤، ٢٥ تير ١٣٨٧، ص ١١، به نقل از محمد پوركاظمى).
كاربردها. خاويار سرشار از چربى و پروتئين است و ارزش غذايى آن خيلى بيشتر از گوشت ماهى است. همچنين مقدار كافى از ويتامينهاى A، D و E، لسيتين (از چربيهاى ارزشمند براى تقويت دستگاه عصبى) و موادمعدنى از قبيل يد و فسفر دارد و به همين دليل، خوردنآن در دورهنقاهت بيمارى و پس از جراحيهاى بزرگ و نيز در بيماريهاى عفونى توصيه مىشود. همچنين اثر بيهوشى ناشى از كلروفرم را برطرف مىكند و در درمان سل نيز مؤثر است. برخى محصولات خاويار در رفع مشكلات پوستى نيز بهكار مىرود («خاويار ايران...»، ص ١٨؛ پوركاظمى، ١٣٨٠ش، ص ١١٩ـ١٢٠). علاوه بر خاويارِ تاسماهيان، گوشت و پوست اين ماهيها و نيز چسب ساخته شده از اين جانوران نيز استفاده و صادر مىشود («خاويار معجزه طبيعت»، ص ٥٩).
منابع :
(١)على اخلاق نجات، «مرواريد سياه در دام صيادان خزر»، جامجم، ش ١٢١٥، ١٩ مرداد ١٣٨٣؛
(٢) اسناد روابط ايران و روسيه در دوران فتحعلى شاه و محمدشاه قاجار، به كوشش فاطمه قاضيها، تهران : وزارت امورخارجه، مركز اسناد و تاريخ ديپلماسى، ١٣٨٠ش؛
(٣) ويكتور باريسوويچ اشكلوفسكى، جهانگردى ماركوپولو، ترجمه م. عباسى، تهران ١٣٣٤ش؛
(٤) حسن اصلان پرويز، «وداع با ذخائر ماهيان خاويارى درياى خزر»، ماهنامه آبزيان، سال ٧، ش ٢ (ارديبهشت ١٣٧٥)؛
(٥) امامخمينى، استفتاآت، قم ١٣٨٠ش؛
(٦) همو، تحريرالوسيله، قم ١٣٦٦ش؛
(٧) ايرانشهر، تهران : كميسيون ملى يونسكو در ايران، ١٣٤٢ـ١٣٤٣ش؛
(٨) صديقه ببران و عليرضا غمخوار، «نسل ماهى خاويار درياى خزر رو به انقراض است»، راهبرد، ش ٤٣ (بهار ١٣٨٦)؛
(٩) محمود بهمنى، خاويار ايران، تهران ١٣٨٤ش؛
(١٠) محمود پاينده، فرهنگ گيل و ديلم: فارسى به گيلكى، تهران ١٣٦٦ش؛
(١١) محمد پوركاظمى، «خاويار درياى خزر ١٤ سال ديگر به صفر مىرسد»، مردم سالارى، ش ١٥٨٣، ١٣ مرداد ١٣٨٦؛
(١٢) همو، «درياى خزر: تاريخ صنعت خاويار»، مطالعات آسياى مركزى و قفقاز، ش ٣٦ (زمستان ١٣٨٠)؛
(١٣) احمد تاجبخش، روابط ايران و روسيه در نيمه اول قرن نوزدهم: ١٨٥٠ـ ١٨٠٠، تبريز ١٣٣٧ش؛
(١٤) جواد تبريزى، استفتائات جديد، قم ١٣٨٣ش؛
(١٥) محمد جعفرى، «خاويار پرورشى جايگزين براى ذخاير طبيعى»، جهان اقتصاد، سال ١٢، ش ٢٨٤٣، ٣١ ارديبهشت ١٣٨٣؛
(١٦) مطهربن محمد جمالى يزدى، فرّخنامه: دائرةالمعارف علوم و فنون و عقائد، چاپ ايرج افشار، تهران ١٣٤٦ش؛
(١٧) محمدابراهيم جناتى، رساله توضيحالمسائل، ج ٣، قم ١٣٨٢ش؛
(١٨) محمدرضا حسينى، «خاويار در خطر انقراض»، زمان، دوره جديد، ش ١٦ (ارديبهشت ١٣٧٦)؛
(١٩) «خاويار ايران بهترين و گرانبهاترين خاويار جهان»، برزگر، ش ٦٥٧ (مرداد ١٣٧٢)؛
(٢٠) «خاويار معجزه طبيعت»، دامداران ايران، ش ٣٢ (مرداد ١٣٨١)؛
(٢١) سازمان شيلات ايران. دفتر طرح و توسعه. گروه آمار و خدمات ماشينى، سالنامه آمارى شيلات ايران: ١٣٧٥ـ١٣٨٤ش، تهران ١٣٨٥ش؛
(٢٢) علىاصغر صفارودى، «اجلاس هماهنگى حفاظت و بهرهبردارى ذخاير تاسماهيان در تهران»، ماهنامه آبزيان، سال ٧، ش ٣ (خرداد ١٣٧٥)؛
(٢٣) حسين عمادى، «از بين رفتن نسل ماهيان خاويارى درياى خرز حتمى است»، همان، سال ٧، ش ١ (فروردين ١٣٧٥)؛
(٢٤) همو، «خاويار»، همان، سال ٤، ش ١٢ (اسفند ١٣٧٢)؛
(٢٥) جلال فرهمند، «سلطان خاويار ايران»، تاريخ معاصر ايران، ش ٤١ (بهار ١٣٨٦)؛
(٢٦) اسكندر فيروز، حياتوحشايران :مهرهداران، تهران ١٣٧٨ش؛
(٢٧) انوشه كوچكيان، ماهى و شيلات ايران، ]بىجا[ ١٣٦٨ش؛
(٢٨) امين كيوانفر، خاويار، شامل ماهيهاى خاويارى (تاسماهيان)، طرز تهيه انواع خاويار، بازرسى بهداشتى كالاهاى گوشتى و خاويار تاسماهيان، ]تهران[ ١٣٣٤ش؛
(٢٩) همو، ماهيان خاويارى ايران، تهران ١٣٨٢ش؛
(٣٠) زهرا گواهى، مبانى فقهى آراء خاص امام خمينى، تهران ١٣٨٢ش؛
(٣١) منصور محمودنژاد، خاويارچيستوچگونه به دست مىآيد؟، تهران١٣٨١ش؛
(٣٢) لطفاللّه مفخم پايان، درياى خزر، ترجمه و تحقيق جعفر خمامى زاده، رشت ١٣٧٥ش؛
(٣٣) چارلز فرانسيس مكنزى، سفرنامه شمال، ترجمه منصوره اتحاديه (نظام مافى)، تهران ١٣٥٩ش؛
(٣٤) محمدعلى منشور گرگانى، رقابت شوروى و انگليس در ايران: از ١٢٩٦ تا ١٣٠٦ خورشيدى، تهران ١٣٦٨ش؛
(٣٥) عزتاللّه مهربانى، «ماهيان خاويارى: ادامه حيات يا نابودى!»، ماهنامه آبزيان، سال ٥، ش ٧ (دى ١٣٧٣)؛
(٣٦) Wilhelm Eilers, "Le caviar", in Hommage universel [a lIran], Acta Iranica, ٢, Tehran and Liege ١٩٧٤.
(٣٧) EIr., s.v. "Caviar" (by Husang Alam).
(٣٨)The Encyclopedia Americana, Danbury ١٩٨٤, s.v. "Caviar" (by Arnold H. Hansen- Sturm).
(٣٩) Florence Fabricant, "The dearest eggs since Faberge, Iranian caviar returns", The New York Times, ٤ Oct. ٢٠٠٠. Retrieved Sept. ٢٢, ٢٠٠٩, from http://www. nytimes.com/٢٠٠٠/١٠/٠٤/dining/the-dearest-eggs-since- faberge-iranian-caviar-returns.html? scp=١&sq=the+ dearest+eggs+science+faberge & st=nyt.
(٤٠) Meredith B.Gordon and Hutt, "Such stuff as dreams are made on: the story of caviar, from prehistory to the present", Legal Electronic Document Archive. Retrieved Sept.٢٢, ٢٠٠٩, form http://leda.law.harvard.edu/leda/data/٥٠٤/Gordon. html.
(٤١) Herodotus, The history of Herodotus, tr. George Rawlinson, Chicago ١٩٥٢.
(٤٢) The IUCN Red List, ٢٠٠٩.RetrievedDec. ١, ٢٠٠٩, from http://www.iucnredlist.org.
(٤٣) Masoud Javadi and Nasser Sagheb, "Caspian caviar in peril", Azerbaijan international, vol.٢, no.٣ (Aut. ١٩٩٤). Retrieved Sept. ٢٣, ٢٠٠٩, from http://www.azer.com/ aiweb/Categories/magazine/٢٣-folder/٢٣-articles/٢٣- caviar.html.
(٤٤) Marco Polo, The book of Ser Marco Polo the venetian concerning the kingdoms and marvels of the East, translated and edited, with notes by Henry Yule, ١٨٧١, ٣rd. ed. by Henry Cordier, ١٩٠٣-١٩٢٠, repr. London ١٩٧٥.
(٤٥) Martin Messier, "The beluga sturgeon:caviar in danger?",TED case studies, vol.٨, no.٢ (Jun. ١٩٩٨). Retrieved Sept. ٢٧, ٢٠٠٩, from http://www١.american.edu/TED/sturgeon. htm.
(٤٦) Adam Olearius, The Voyage and travells ambassadorssent by Frederick Duke of Holstein, to the great Duke of Muscovy, and the king of Persia, begun in the year M.DC. XXXIII. and finish'd in M. DC. containing a compleat history of Muscovy, Tartary, Persia, and other adjacent countries, Faithfully rendered into English by John ,Davies, London [١٦٦٩].
(٤٧) Plinius/ Pliny [the Elder] Natural history, with an English translation, vol.٣, tr. H. Rockham, Cambridge, Mass. ١٩٦٧, vol.٨, tr. W. H. S. Jones, Cambridge, Mass. ١٩٧٥.
(٤٨) Francois Rabelais, Gargantua.
(٤٩) and, pantagruel, tr. Thomas Urquhart and Peter Motteux, Chicago ١٩٥٢.
(٥٠) Hyacinth Louis Rabino, Les provinces caspiennes de la Perse: Le Guilan, Paris ١٩١٧.
(٥١) William Shakespeare, The tragedy of Hamlet:prince of Denmark, ed. Tucker Brooke and Jack Rondall Crawford, New Haven ١٩٦٢.
(٥٢) "A Short sturgeon history", SterlingCaviar,٢٠٠٩.Retrieved Aug.١٥, ٢٠٠٩, fromhttp://www.sterling caviar.com/sterlingcaviar/caviar history.asp.
(٥٣) Lisa Speer and Liz Lauck, "Roe to ruin: the decline of Strugeon in the Caspian Sea and the road to recovery", Sea Web, ٢٠٠٩. RetrievedSept.٢٣,٢٠٠٩,fromhttp://www.seaWeb, org/resources/documents/reports-roe-to-ruin.pdf.
(٥٤)Strabo, The geography of Strabo, with an English translation by Horace Leonard Jones, vol.٣, Cambridge, Mass.١٩٦٧.
(٥٥) Mougeh Yasai, "Iranian caviar", TED case studies, vol.١٥, no.٢ (Jun. ٢٠٠٥). Retrieved July ٢٩, ٢٠٠٨, from http://www١.american.edu/ted/iran-caviar.htm.
/ شمامه محمدی فر/