دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢٨٩
حصیرى ، جمالالدین، فقیه و محدّث حنفى قرن ششم و هفتم. ابوالمحامد محمودبن احمد بخارى، در ٥٤٦ در بخارا متولد شد. سبب شهرت او و پدرش به حصیرى، سكونت آنان در محله حصیربافان بخارا بود (رجوع کنید به ابن صابونى، ص ١٢٩؛ ابنابیالوفا، ج ٣، ص ٤٣٢).
حصیرى در بخارا از ابوالفتح منصوربن عبدالمنعم حدیث شنید و نزد حسنبن منصور قاضیخان اوزجندى فقه خواند و از شاگردان خاص او شد. در نیشابور، از قاضى ابراهیمبن على مُغیثى، عبداللّهبن عمربن صفّار، منصوربن عبدالمنعم فُراوى و مؤیدبن محمد طوسى، و در حلب، از شریف عبدالمطلببن فضل هاشمى حدیث آموخت (رجوع کنید به مُنذِرى، ج ٣، ص ٤٩٩؛ ابنصابونى، ص ١٢٨ـ ١٢٩؛ ذهبى، ج ٢٣، ص ٥٣ـ٥٤؛ ابنقطلوبغا، ص ٢٤٤). بعد از اتمام تحصیلات، در دمشق به تدریس و افتا پرداخت و به ریاست دینى حنفیان رسید (ابنكثیر، ج ١٣، ص ١٥٢؛ ابنتغرى بردى، ج ٦، ص ٣١٣).
وى از ٦١١ تا پایان عمر به تدریس در مدرسه نوریه (مدرسه حنفیان در شام؛ رجوع کنید به نعیمیدمشقى، ج ١، ص ٦٠٦ـ٦٠٧) اشتغال داشت. از جمله شاگردان او پسرش احمد، عیسیبن ایوب معظم (حاكم دمشق؛ رجوع کنید به ابندقماق، ص ١١٢)، سلیمانبن وُهَیب، عبدالدائمبن محمود موصلى، محمدبن عَبّاد خِلاطى، سبط ابنجوزى، محمودبن عابد صَرْخَدى و بدرالدین یوسفبن عبداللّه بودند (سبط ابنجوزى، ج ٨، قسم ٢، ص ٧٢١؛ ابنابیالوفا، ج ١، ص ٣٢٥، ج ٢، ص ٢٣٧، ٣٧٢، ج ٣، ص ١٨٠، ٤٤١، ٦٢٩). عبدالعظیمبن عبدالقوى مُنذِرى، فاطمه دختر ابراهیمبن جوهر بطائحیة، و جمالالدین محمد معروف به ابنصابونى از او اجازه نقل حدیث گرفته یا حدیث روایت كردهاند (منذرى، همانجا؛ ابنصابونى، ص ١٢٩).
شرححالنویسان، حصیرى را به تواضع، حسن معاشرت، تعبد، تقوا و دیگر محاسن اخلاقى ستودهاند (براى نمونه رجوع کنید به سبط ابنجوزى،ج ٨، قسم ٢، ص ٧٢٠؛ ابنصابونى؛ ابنتغرى بردى، همانجاها). او نزد عیسیبن ایوب، حاكم دمشق، و پسرش ناصر محترم بود (ابندقماق، ص ١١٢). وى در ٦٣٦ (ابنتغرى بردى، همانجا؛ ابنعماد، ج ٥، ص ١٨٢) یا ٦٣٧ (لكنوى، ص ٢٠٥) در دمشق از دنیا رفت و در مقابر صوفیه دفن شد (رجوع کنید به ابنكثیر؛ ابندقماق، همانجاها).
مهمترین تألیفات حصیرى، كه عمدتاً فقهیاند، عبارتاند از : شرح مفصّلِ الجامعالكبیر فیالفروع محمدبن حسن شیبانى*، به نام التحریر و شرحى موجز بر همان كتاب؛ شرح السِیرالكبیر و السیرالصغیر شیبانى؛ خَیرُالمطلوب فى العلمِ المرغوب، در فقه، كه آن را براى ملك ناصر نوشته است؛ الطریقةالحصیریة، در بیان موارد اختلاف شافعیان و حنفیان؛ مناسكالحج؛ كتاب فتوایىِ الوجیز، در فقه حنفى؛ النجمالهادى السارى الى حل ّالفاظ صحیحالبخارى (رجوع کنید به ابنابیالوفا، ج ٣، ص ٤٣٣؛ حاجیخلیفه، ج ١، ستون ٥٦٨، ٧٢٧، ج ٢، ستون ١٠١٤، ١٨٣١؛ بغدادى، ج ٢، ستون ٤٠٥؛ زركلى، ج ٧، ص ١٦١).
پس از حصیرى، فرزندش قوامالدین محمد به جاى او تدریس در مدرسه نوریه را برعهده گرفت كه تا زمان فوت او در ٦٦٥ ادامه داشت (نعیمیدمشقى، ج ١، ص ٦١٩). فرزند دیگر حصیرى، نظامالدین احمد، فقه را از پدرش و كسانى دیگر آموخت و پس از برادرش به تدریس در مدرسه نوریه و افتا پرداخت. ابنكثیر دمشقى از جمله شاگردان نظامالدین احمد بود. نظامالدین، كه نایبِ قاضى حُسامالدین حسنبن احمد نیز بود، در ٦٩٨ درگذشت و در جوار پدرش دفن شد (رجوع کنید به ابنابیالوفا، ج ١، ص ٣٢٥ـ٣٢٦؛ نعیمیدمشقى، ج ١، ص ٦١٩، ٦٢١؛ تمیمى، ج ٢، ص ١٠٢).
منابع :
(١) ابنابیالوفا، الجواهرالمضیة فى طبقاتالحنفیة، چاپ عبدالفتاح محمدحلو، ریاض ١٤١٣/١٩٩٣؛
(٢) ابنتغرى بردى، النجوم الزاهرة فى ملوك مصر و القاهرة، قاهره [? ١٣٨٣[ـ ١٣٩٢/ [? ١٩٦٣[ـ١٩٧٢؛
(٣) ابندقماق، نزهةالانام فى تاریخ السلام: ٨٢٦ ه ـ ٩٥٦ ه ، چاپ سمیر طبَّاره، صیدا ١٤٢٠/١٩٩٩؛
(٤) ابنصابونى، كتاب تكملة اكمال الاكمال فى الانساب و الاسماء و الالقاب، بیروت ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(٥) ابنعماد؛
(٦) ابنقطلوبغا، تاجالتراجم فى من صنّف من الحنفیة، چاپ ابراهیم صالح، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٧) ابنكثیر، البدایة و النهایة، بیروت ١٤١١/١٩٩٠؛
(٨) اسماعیل بغدادى، هدیةالعارفین، ج ٢، در حاجیخلیفه، ج ٦؛
(٩) تقیالدینبن عبدالقادر تمیمى، الطبقات السنیة فى تراجم الحنفیة، ج ٢، چاپ عبدالفتاح محمدحلو، ریاض ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٠) حاجیخلیفه؛
(١١) ذهبى؛
(١٢) خیرالدین زركلى، الاعلام، بیروت ١٩٨٠؛
(١٣) سبط ابنجوزى، مرآةالزمان فى تاریخ الاعیان، ج ٨، حیدرآباد، دكن ١٩٥١ـ١٩٥٢؛
(١٤) عبدالحیبن عبدالحلیم لكنوى، الفوائد البهیة فى تراجم الحنفیة، كراچى ١٣٩٣؛
(١٥) عبدالعظیمبن عبدالقوى مُنذِرى، التكملة لوفیات النقلة، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٦) عبدالقادربن محمد نعیمیدمشقى، الدارس فى تاریخ المدارس، چاپ جعفر حسنى، (قاهره) ١٩٨٨.
/ لیلى كریمیان /