، ج‌ 4، ص‌ 334) و در مدتی‌ كوتاه‌ به‌ شمارگان‌ بی‌سابقه‌ 000 ، 25 نسخه‌ دست‌ یافت‌ و شمارگان‌ آن‌ در آن‌ دوره‌ از 000 ، 12 نسخه‌ كمتر نشد و به‌ عنوان‌ ناشر افكار نوعثمانیان‌ تندرو شناخته‌ شد. عبرت‌ به‌ صورت‌ روزانه‌ (پنج‌ شماره‌ در هفته‌) انتشار می‌یافت‌ و در آن‌ به‌ مسائل‌ مبتلابه‌ كشور بیش‌ از اخبار اهمیت‌ داده‌ می‌شد. استقبال‌ از این‌ نشریه‌ چنان‌ بی‌سابقه‌ بود كه‌ در حدود یك‌ ماه‌ پس‌ از آغاز انتشار، برای‌ مدت‌ چهار ماه‌ توقیف‌ گردید و هركدام‌ از نویسندگان‌ آن‌، به‌ عنوان‌ مأمور، به‌ ولایتی‌ اعزام‌ و در واقع‌، از استانبول‌ تبعید گردیدند ( رجوع كنید به: كول‌اوغلو، ، ص‌ 83). نامق‌ كمال‌، پس‌ از بازگشت‌ از مأموریت‌، بار دیگر با قرارگرفتن‌ در رأس‌ عبرت‌ و دفاع‌ از آزادی‌ اندیشه‌ و نظام‌ پارلمانی‌ و دعوت‌ از همه‌ مسلمانان‌ برای‌ اتحاد، بر نفوذ روزنامه‌ افزود ( رجوع كنید به: همان‌، ص‌ 84)؛ با این‌ همه‌، دوره‌ اخیر عبرت‌ ، كه‌ از شماره‌ 97 آغاز شده‌ بود، پس‌ از انتشار شماره‌ 110 (8 ذیحجه‌ 1289) دوباره‌ توقیف‌ شد. اندكی‌ پس‌ از رفع‌ توقیف‌ دوم‌، در نتیجه‌ استقبال‌ بی‌نظیر مردم‌ و نیز تظاهراتی‌ كه‌ پس‌ از اجرای‌ نمایشنامه‌ وطن‌ یا خود سلستره‌ ، نوشته‌ نامق‌ كمال‌ ( رجوع كنید به: تان‌پینار، ص‌ 358ـ359)، در 3 صفر 1290 به‌ عمل‌ آمد، به‌ فرمان‌ سلطان‌ عبدالعزیز عبرت‌ برای‌ همیشه‌ توقیف‌ شد و هر یك‌ از اعضای‌ هیئت‌ تحریریه‌ آن‌ به‌ جایی‌ تبعید گردیدند و نامق‌ كمال‌ به‌ ماغوسه‌ (فاماگوستا) در جزیره‌ قبرس‌ تبعید شد. این‌ تبعید تا خلع‌ سلطان‌ عبدالعزیز و صدور فرمان‌ عفو از سوی‌ سلطان‌ مراد پنجم‌ در اواخر بهار 1293 (كارال‌، ج‌ 7، ص‌ 353) ادامه‌ یافت‌ ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 9، ص‌ 63). در مجموع‌، 132 شماره‌ از عبرت‌ به‌ چاپ‌ رسید. این‌ روزنامه‌ بهترین‌ مروّج‌ آرمانهای‌ آزادی‌خواهانه‌ در دوره‌ تنظیمات‌ شناخته‌ شده‌ است‌ ( د.اسلام‌، چاپ‌ دوم‌، ذیل ""Dj arida.III ). در حالی‌ كه‌ در فاصله‌ سالهای‌ 1276 تا 1283، فقط‌ هفده‌ نشریه‌ در استانبول‌ منتشر شده‌ بود (كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ 85)، در فاصله‌ ده‌ ساله‌ پیش‌ از اعلان‌ مشروطیت‌ اول‌ (ذیحجه‌ 1293)، ده‌ها نشریه‌ جدید در استانبول‌ و شهرهای‌ دیگر عثمانی‌ منتشر گردید (برای‌ مشخصات‌ دیگر نشریات‌ دوره‌ تنظیمات‌ رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ 151ـ 156؛ توپوز، ص‌ 26ـ 27؛ د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 369ـ370؛ د.ترك‌ ، ذیل‌ ""Basin؛ میدان‌ لاروس‌ ، ج‌ 2، ص‌ 178؛ د.اسلام‌ ، همانجا؛ نیز رجوع كنید به: ادامه‌ مقاله‌). گذشته‌ از استانبول‌، در دوره‌ موردبحث‌ در مراكز ولایات‌ هم‌ جرایدی‌ منتشر می‌شده‌ است‌. بنا به‌ تصویب‌ و پیگیریهای‌ دولتمردان‌ اصلاح‌طلب‌ تنظیمات‌، از 1280 به‌بعد چاپخانه‌هایی‌ در ولایات‌ تأسیس‌ گردید. در این‌ چاپخانه‌ها اوراق‌ دولتی‌، سالنامه‌ها و تقویم‌، روزنامه‌های‌ رسمی‌ ولایتی‌ و همچنین‌ كتابها و گاه‌ روزنامه‌های‌ غیررسمی‌ چاپ‌ می‌شد. جراید ولایات‌، كه‌ شمارگانشان‌ غالباً در حدود پانصد نسخه‌ یا كمتر بود، معمولاً دو زبانه‌ بودند، یعنی‌ بخشی‌ به‌ تركی‌ و بخش‌ دیگر به‌ زبان‌ متكلمان‌ غیرترك‌ ولایات‌، همچون‌ یونانی‌، ارمنی‌، بلغاری‌، عربی‌، و عبری‌؛ حتی‌ در ولایاتی‌ چون‌ سلانیك‌، نشریات‌ چندزبانه‌ بودند. در برخی‌ ولایات‌ روزنامه‌هایی‌ نیز به‌ زبان‌ تركی‌، با الفبای‌ یونانی‌ یا ارمنی‌، چاپ‌ می‌شد (كول‌اوغلو، ، ص‌ 85). نخستین‌ روزنامه‌ ولایتی‌، طونه‌ نام‌ داشت‌ كه‌ روزنامه‌ رسمی‌ ولایت‌ طونه‌ بود و در شوال‌ 1281، در دوره‌ والیگری‌ مدحت‌پاشا * (1238ـ1301)، در روسجق‌ (واقع‌ در ساحل‌ دانوب‌ ( طونه‌ ) و در مرز بلغارستان‌ و رومانی‌) منتشر شد. برخی‌ دیگر از جراید معروف‌ ولایات‌ عبارت‌ بودند از: انوار شرقیه‌ كه‌ از 1284 با الفباهای‌ عربی‌ و ارمنی‌ در ارزروم‌ منتشر می‌شد و در 1308 ش‌/1929 به‌ ارز روم‌ تغییرنام‌ یافت‌؛ دیار بكر كه‌ از 1286 تا 1350 (=1310 ش‌) /1869ـ1931 در دیاربكر منتشر شد؛ قسطمونی‌ كه‌ از 1289 تا 1357 (=1316 ش‌)/1872 تا 1938 در قسطمونی‌ انتشار یافت‌؛ و خداوندگار كه‌ از 1285/1869 در بورسه‌ ، مركز ولایت‌ خداوندگار، منتشر شد و پس‌ از تغییرنام‌ به‌ بورسه‌ در دوره‌ جمهوریت‌ تا 1329 ش‌/1950 انتشار یافت‌ (قوتلو، ص‌ 99ـ102). تعداد روزنامه‌های‌ ولایتی‌ در 1290 به‌ بیست‌ عنوان‌ رسید و در سالهای‌ بعد بر این‌ تعداد افزوده‌ شد (كول‌اوغلو، همانجا). سنّت‌ انتشار جراید ولایتی‌ تا اوایل‌ دوره‌ جمهوریت‌ ادامه‌ داشت‌ (برای‌ فهرست‌ مفصّل‌ چنین‌ روزنامه‌هایی‌ كه‌ دربردارنده‌ اطلاعاتی‌ در باره‌ مكان‌ و زمان‌ انتشار و زبانهای‌ آنهاست‌ رجوع كنید به: قاباجالی‌، 2000، ص‌90؛ قوتلو، ص‌100ـ101). جراید ولایات‌، افزون‌ بر اطلاع‌رسانی‌ به‌ مردم‌، از نظر تربیتِ استعدادِ نویسندگی‌ افراد محلی‌ و ایجاد ارتباطهای‌ فرهنگی‌ بین‌ روشنفكران‌ ولایات‌ نیز حائز اهمیت‌ بودند ( رجوع كنید به: كول‌اوغلو، همانجا). تأسیس‌ قرائتخانه‌ در استانبول‌ و برخی‌ مراكز ولایات‌ نیز در توسعه‌ جریده‌خوانی‌ مؤثر بوده‌ است‌ (همانجا). در این‌ دوره‌ مجلاتی‌ نیز منتشر می‌شده‌ است‌. نخستین‌ مجله‌ شناخته‌ شده‌ تركی‌ عثمانی‌، وقایع‌ طبیه‌ ( رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ 3، ص‌ 730ـ732) است‌ كه‌ از جمادی‌الاولی‌ 1265، هجده‌ سال‌ پس‌ از انتشار نخستین‌ جریده‌ عثمانی‌، منتشر شده‌است‌. صاحب‌ امتیاز و مدیر این‌ مجله‌، عبدالحق‌ ملا، حكیم‌باشی‌ آن‌ دوره‌، بر آن‌ بوده‌ است‌ كه‌ وقایع‌ طبی‌ كشور عثمانی‌ را گزارش‌ كند، اخبار طبی‌ خارجی‌ را به‌ اطلاع‌ خوانندگان‌ برساند، مردم‌ را از نظر سلامتی‌ تربیت‌ كند، آنها را با اطلاعات‌ مفید قابل‌ فهم‌ مجهز گرداند و برخی‌ داروها و وسایل‌ پزشكی‌ را به‌ طبیبان‌ بشناساند. این‌ مجله‌ حدود ششصد مشترك‌ داشته‌ و در حدود سه‌ سال‌، 28 شماره‌ از آن‌ منتشر شده‌ است‌ (توپراق‌ ، ص‌ 14). در سالهای‌ بعد نیز چند مجله‌ طبی‌ چون‌ تحفه‌الطب‌ ، جریده‌ طبیه‌ عسكریه‌ ، و صحت‌ نما در عثمانی‌ منتشر شد (همان‌، ص‌ 114، 116). مجلات‌ منتشر شده‌ در سراسر دوران‌ پیش‌ از مشروطیت‌ دوم‌، عموماً جنبه‌ دایره‌المعارفی‌ داشتند و می‌كوشیدند در زمینه‌ فرهنگ‌ و به‌ویژه‌ دانشهای‌ غربی‌، به‌ خوانندگان‌ اطلاعاتی‌ بدهند. نامهای‌ برخی‌ مجلات‌، چون‌ مجموعه‌ فنون‌ ، رهبر فنون‌، ثروت‌ فنون‌، خزینه‌ فنون‌ ، نیز حاكی‌ از اهمیتی‌ است‌ كه‌ ناشران‌ و خوانندگان‌ چنان‌ مجلاتی‌ برای‌ دانشهای‌ غربی‌ (با تأكید بر واژه‌ «فنون‌»، در برابر «علوم‌») قائل‌ بوده‌اند. مجموعه‌ فنون‌ ( رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ 3، ص‌ 254ـ256)، كه‌ ترجمان‌ (ارگان‌) جمعیت‌ علمیه‌ عثمانی‌ * بود، در تاریخ‌ روزنامه‌نگاری‌ عثمانی‌ از اهمیت‌ خاصی‌ برخوردار است‌. در این‌ مجله‌، اكثر اعضای‌ جمعیت‌ مذكور ــ كه‌ از دانشمندان‌ برگزیده‌ عثمانی‌ در آن‌ دوره‌ بودند در رشته‌های‌ تخصصی‌ خود، چون‌ زمین‌شناسی‌، زیست‌شناسی‌، فیزیك‌، جغرافی‌، علمِ ثروت‌ و تجارت‌، فلسفه‌، فنون‌ و صنایع‌، مقاله‌ می‌نوشتند (بوداق‌، ص‌ 227). مجموعه‌ فنون‌ از محرّم‌ 1279 ماهانه‌ منتشر می‌شد و پس‌ از دو سال‌ انتشار مرتب‌، با فواصل‌ كوتاه‌ و بلند چاپ‌ شد و آخرین‌ شماره‌اش‌، پس‌ از توقفی‌ پانزده‌ ساله‌، در ربیع‌الاول‌ 1300 انتشار یافت‌. چاپ‌ لطیفه‌ای‌ در این‌ شماره‌، باعث‌ توقیف‌ مجله‌ای‌ به‌ آن‌ اهمیت‌ شد زیرا در آن‌ از كرم‌ شب‌تاب‌ (ییلدیز بؤجكی‌) سخن‌ رفته‌ بود و «ییلدیز» (نام‌ قصر سلطان‌ عبدالحمید) از كلمات‌ ممنوعه‌ بود (رجوع كنید به: همان‌، ص‌ 231ـ237). احمد حمدی‌ تان‌پینار اهمیت‌ این‌ مجله‌ را ــ كه‌ به‌ همت‌ منیف‌پاشا * منتشر می‌شد در عثمانی‌ قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌ قابل‌ مقایسه‌ با اهمیت‌ در فرانسه‌ سده‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌ دانسته‌ است‌ (ص‌ 181ـ182؛ برای‌ آگاهی‌ بیشتر رجوع كنید به: بوداق‌، ص‌ 226ـ 288؛ آكونال‌ ، ص‌ 117ـ 118). مجله‌ مجموعه‌ علوم‌ نیز ترجمان‌ جمعیت‌ علمیه‌ (ظاهراً غیرمرتبط‌ با جمعیت‌ علمیه‌ عثمانی‌) بود و با مجموعه‌ فنون‌ همانندیها و تفاوتهایی‌ داشت‌. این‌ مجله‌ از 1296 تا 1297 (جمعاً هفت‌ شماره‌) منتشر می‌شد (بوداق‌، ص‌ 274ـ 275). مخاطب‌ مجلات‌ تا آستانه‌ اعلان‌ مشروطیت‌ اول‌ نخبگان‌ بودند و بنابراین‌، تعداد عناوین‌ و نیز شمارگان‌ آنها اندك‌ بود، اما از 1288 به‌ بعد تحولاتی‌ رخ‌داد؛ احمد مدحت‌افندی‌، روزنامه‌نگار، با انتشار مجله‌ طغارجق‌ (انبان‌) در 1289 به‌ زبانی‌ عامه‌ فهم‌ و با موضوعات‌ متنوع‌ و موردپسند قشر وسیع‌تری‌ از مردم‌، كه‌ غالباً هم‌ از مطبوعات‌ و منابع‌ اروپایی‌ ترجمه‌ شده‌ بود، گامی‌ در جهت‌ خطاب‌ به‌ توده‌ مردم‌، كه‌ باسواد بودند و البته‌ بخش‌ ناچیزی‌ از جمعیت‌ عثمانی‌ را تشكیل‌ می‌دادند، بر داشت‌ (وارلیق‌ ، ص‌ 114). رویكرد این‌ مجله‌ تلفیق‌ بین‌ علوم‌ و فلسفه‌ اروپایی‌ و بینشهای‌ جدید با اعتقادات‌ اسلامی‌ و سنّتی‌ بود، ولی‌ چون‌ بدون‌ كسب‌ اجازه‌ منتشر می‌شد، پس‌ از ده‌ شماره‌، مجلس‌ معارف‌ آن‌ را تعطیل‌ كرد (توپراق‌، ص‌ 16). در 1288 از 31 نشریه‌ ادواری‌ منتشر شده‌ در استانبول‌ تنها سه‌ مجله‌ به‌ زبان‌ تركی‌ بود، اما این‌ رقم‌ در سال‌ بعد به‌ بیش‌ از دَه‌ رسید. بین‌ سالهای‌ 1289 تا 1297 در حدود بیست‌ عنوان‌ مجله‌ منتشر شد. دوره‌ دوم‌ ، از 1293 تا 1326. در سالهای‌ پایانی‌ دوره‌ اول‌ فشار بر مطبوعات‌ روزافزون‌ بود، چنان‌ كه‌ در شعبان‌ 1292 تصمیم‌ گرفته‌ شد نشریات‌ و كتابهای‌ دارای‌ ماهیت‌ سیاسی‌، پیش‌ از چاپ‌ ممیزی‌ شوند و در ماههای‌ اول‌ 1293، در آستانه‌ خلع‌ سلطان‌ عبدالعزیز، اعلام‌ گردید كه‌ تمام‌ مطبوعات‌ باید پیش‌ از چاپ‌ به‌ نظر اداره‌ مطبوعات‌ (مطبوعات‌ دایره‌سی‌) برسند. تصاویر مطبوعات‌ نیز مشمول‌ ممیزی‌ شدند و در برابر ورود مطبوعات‌ خارجی‌ هم‌ موانع‌ سخت‌تری‌ گذاشته‌ شد (همان‌، ص‌ 85 86)؛ با این‌همه‌، روزنامه‌نگاران‌ در كوتاه‌ مدت‌ راه‌ پیشرفت‌ حرفه‌ای‌ را از مرحله‌ گزارش‌ به‌ اظهارنظر و از اظهارنظر به‌ انتقاد و از انتقاد به‌ مخالفت‌ و از مخالفت‌ به‌ مبارزه‌طلبی‌ طی‌ كردند ( رجوع كنید به: لوئیس‌، ص‌150) و روزنامه‌نگاری‌ عثمانی‌ در دوره‌ اول‌ از نظر كمّی‌ و كیفی‌ توسعه‌ یافت‌، به‌طوری‌ كه‌ شمار جرایدی‌ كه‌ در فاصله‌ سالهای‌ 1284 تا 1295/ 1867ـ 1878 فقط‌ در استانبول‌ منتشر شده‌، بیش‌ از 110 عنوان‌ بوده‌ است‌. ازاین‌رو، این‌ دوره‌، به‌ ویژه‌ دوره‌ بین‌ خلع‌ عبدالعزیز از سلطنت‌ (10 جمادی‌الاولی‌ 1293) تا انحلال‌ مجلس‌ مبعوثان‌ اول‌ عثمانی‌ در 11 صفر 1295، از حیث‌ كثرت‌ شماره‌ جراید منتشر شده‌، دوره‌ اول‌ انفجار مطبوعاتی‌ نامیده‌ شده‌ است‌ ( رجوع كنید به: كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ 85؛ برای‌ دوره‌ دوم‌ انفجار مطبوعاتی‌ رجوع كنید به: ادامه‌ مقاله‌). علی‌رغم‌ آنكه‌ عبدالحمید دوم‌ در آغاز سلطنت‌ خود، به‌ پیروی‌ از دولتمردانی‌ كه‌ او را به‌ سلطنت‌ رسانده‌ بودند، به‌ حكومت‌ مشروطه‌ تن‌ داد ( رجوع كنید به: رئیس‌نیا، ج‌ 3، ص‌ 175ـ 185) و مجلس‌ مبعوثان‌ را افتتاح‌ كرد ( رجوع كنید به: همان‌، ج‌ 3، ص‌ 197ـ 198)، پس‌ از استقرار بر تخت‌ سلطنت‌ بر آن‌ شد كه‌، با به‌ تصویب‌ رساندن‌ لایحه‌ای‌ كه‌ محدودیتهایی‌ را بر مطبوعات‌ تحمیل‌ می‌كرد، آنها را از آزادیهایی‌ كه‌ با خلع‌ سلطان‌ عبدالعزیز به‌ دست‌ آورده‌ بودند و مادّه‌ 12 قانون‌ اساسی‌ كه‌ «مطبوعات‌ را در دایره‌ قانون‌» آزاد شناخته‌ بود، محروم‌ كند (همان‌، ج‌ 3، ص‌ 182، 238ـ239)، اما با مخالفت‌ اكثر نمایندگان‌ مجلس‌ مواجه‌ شد. در این‌ لایحه‌ پیشنهاد شده‌ بود كه‌ تأسیس‌ مطبوعات‌ مشروط‌ به‌ كسب‌ اجازه‌ از دولت‌، و فعالیت‌ آنها تحت‌ نظر دولت‌ مجاز باشد ( رجوع كنید به: كارال‌، ج‌ 8، ص‌ 407ـ410؛ رئیس‌نیا، ج‌ 3، ص‌ 239ـ240). سلطان‌ عبدالحمید اندكی‌ بعد مجلس‌ مبعوثان‌ را، به‌ بهانه‌ جنگ‌ روسیه‌ و عثمانی‌، بست‌ و با بسته‌ شدن‌ مجلس‌، محدودیتهای‌ شدیدی‌ بر مطبوعات‌ حاكم‌ شد ( رجوع كنید به: كارال‌، ج‌ 7، ص‌ 411) و با تحمیل‌ شرط‌ ممیزی‌ پیش‌ از چاپ‌ بر مطبوعات‌، آزادیهای‌ تازه‌ به‌ دست‌ آمده‌ از دست‌ رفت‌ (همان‌، ج‌ 7، ص‌ 413). برای‌ اعمال‌ ممیزی‌ هم‌ دو نهاد عریض‌ و طویل‌ تشكیل‌ شده‌ بود: انجمن‌ تفتیش‌ و معاینه‌ وزارت‌ معارف‌، كه‌ عهده‌دار ممیزی‌ كتابها و نشریات‌ ادواری‌ بود؛ و مدیریت‌ مطبوعات‌ وابسته‌ به‌ وزارت‌ كشور، كه‌ ممیزی‌ پیش‌ از انتشار روزنامه‌ها را برعهده‌ داشت‌ ( رجوع كنید به: توق‌گؤز ، ص‌ 42ـ43). در 1305، با لغو كلیه‌ مجوزهای‌ نشر مجله‌، اكثر مجلات‌ از ادامه‌ انتشار بازماندند و بدین‌ ترتیب‌ ضربه‌ شدیدی‌ بر نشریات‌ وارد آمد ( رجوع كنید به: همان‌، ص‌ 44ـ 45). گرفتن‌ جواز نشر مطبوعات‌ هم‌ كار بسیار دشواری‌ بود، زیرا جواز پس‌ از تأیید شخص‌ سلطان‌ صادر می‌شد و تأیید یا هرگز صورت‌ نمی‌گرفت‌ یا بسیار دیر اعلان‌ می‌شد. اورحان‌ كول‌اوغلو (1994، ص‌ 39) در این‌ مورد، با استناد به‌ اسناد یك‌ آرشیو، به‌ چگونگی‌ توقیف‌ روزنامه‌ اختر و ناكامی‌ مدیر آن‌ در گرفتن‌ امتیاز روزنامه‌ای‌ به‌ نام‌ خورشید پرداخته‌ است‌. بدین‌ترتیب‌، با استیلای‌ استبداد سی‌ ساله‌ عبدالحمیدی‌ بر كشور (كارپات‌، ص‌ 36) و تشدید روزافزون‌ ممیزی‌ (رئیس‌نیا، ج‌ 3، ص‌ 243ـ 247؛ قاباجالی‌، 2000، ص‌ 95)، از رونق‌ روزنامه‌نگاری‌ و شمار جراید، به‌ ویژه‌ جراید خبری‌ و سیاسی‌، به‌ سرعت‌ كاسته‌ شد؛ چنان‌ كه‌ تعداد روزنامه‌های‌ روزانه‌ كه‌ در عثمانی‌ منتشر می‌شدند، در 1308 به‌ شش‌ و چند سال‌ بعد به‌ سه‌ عنوان‌ تقلیل‌ یافت‌. این‌ سه‌ روزنامه‌ ــ كه‌ مساعده‌ دولتی‌ می‌گرفتند، اما در قبال‌ آن‌، نظارت‌ شدید دربار و شخص‌ سلطان‌ را تحمل‌ می‌كردند عبارت‌ بودند از ترجمان‌ حقیقت‌ ، صباح‌ و اقدام‌ ( رجوع كنید به: لوئیس‌، ص‌ 194). این‌ روزنامه‌ها از درج‌ اخبار و مقالات‌ مشكل‌آفرین‌ احتراز می‌كردند و بیشتر به‌ مطالب‌ و مباحث‌ علمی‌ و فنی‌ می‌پرداختند ( رجوع كنید به: قاباجالی‌، 2000، ص‌ 96ـ97؛ كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ 87 89؛ توپوز، ص‌ 73 80). در مقابل‌، روشنفكران‌ عثمانی‌، كه‌ ادامه‌ فعالیت‌ سیاسی‌ و مطبوعاتی‌ را در كشور ناممكن‌ یافته‌ بودند، در اروپا و مصر به‌ نشر جرایدی‌ پرداختند كه‌ غالباً از مشی‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌ * جانبداری‌ می‌كردند. به‌ این‌ ترتیب‌، در سالهای‌ پس‌ از 1311، در حالی‌ كه‌ در هر سال‌ پنج‌ ـ شش‌ روزنامه‌ جدید تبعیدی‌ منتشر می‌شد، در داخل‌ كشور هر سال‌ به‌ طور متوسط‌ فقط‌ یك‌ روزنامه‌ جدید انتشار می‌یافت‌ (كول‌اوغلو، ، ص‌ 89). برخی‌ از روزنامه‌های‌ برون‌مرزی‌، كه‌ به‌رغم‌ موانع‌، كم‌ و بیش‌ به‌ كشور راه‌ می‌یافتند، عبارت‌ بودند از: استقبال‌ ، مشورت‌ ، اذان‌ ، عثمانلی‌ ، قانون‌ اساسی‌ ، حق‌ ، حقیقت‌ ، خلافت ، اَنینِ (ناله‌) مظلوم‌ ، انتقام‌، نظام‌ عدالت‌، امل‌، مشروطیت‌، شورای‌ امت‌، ترقی‌ و اجتهاد (رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ 159ـ164؛ توپوز، ص‌ 40ـ42؛ د. ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 372؛ د. اسلام‌ ، همانجا). همچنین‌ در سالهای‌ 1297 تا 1307، پنجاه‌ عنوان‌ مجله‌ در عثمانی‌ منتشر می‌شد، اما شمار آنها از 1307 تا اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌ در 1326، از پنج‌ عنوان‌ تجاوز نمی‌كرد. این‌ سیر نزولی‌ بی‌گمان‌ ناشی‌ از تشدید فشار دوره‌ استبداد عبدالحمیدی‌ بوده‌ است‌. در این‌ دوره‌، تنها یك‌ مجله‌ مهم‌ منتشر شد و آن‌ ثروت‌ فنون‌ * بود (علاوه‌ بر مدخل‌ رجوع كنید به: دوغان‌ ، ص‌ 12ـ 15؛ توپراق‌، ص‌ 17ـ19؛ قاباجالی‌، 2000، ص‌ 97ـ 98؛ توق‌گؤز، ص‌ 53 به‌ بعد). در دوره‌ مورد بحث‌، مجلات‌ دیگری‌ هم‌ انتشار می‌یافتند، از جمله‌ در زمینه‌های‌ نظامی‌، مانندِ جریده‌ عسكریه‌ كه‌ از 1281 تا 1337 از طرف‌ «اركان‌ حربیه‌ عمومیه‌» (ستاد ارتش‌) منتشر می‌شد ( رجوع كنید به: توپراق‌، ص‌ 15)؛ تجاری‌، مانند مجله‌ دو زبانه‌ تركی‌ فرانسه‌ تقویم‌ تجارت‌ ( رجوع كنید به: همانجا)؛ فرهنگی‌، مانند انسانیت‌، ویژه‌ بانوان‌؛ و فكاهی‌ چون‌ دیوژن‌ ، چنغراقلی‌ تاتار (تاتار زنگوله‌دار) و خیال‌ (درمان‌، ص‌ 71ـ72). یكی‌ از نخستین‌ اقدامات‌ حكومت‌ عبدالحمید پس‌ از استقرار، جلوگیری‌ از انتشار مجلات‌ فكاهی‌ بود و از آن‌ پس‌ تا اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌ هیچ‌ مجله‌ فكاهی‌ اجازه‌ انتشار نیافت‌ (همانجا). ویژگی‌ بارز مجلات‌ دوره‌ دوم‌، سیاست‌ گریزی‌ بود. مجموعه‌ فنون‌ ، كه‌ اعلام‌ كرده‌ بود به‌ سیاست‌ نمی‌پردازد، اگر چه‌ از شماره‌ چهارم‌ تحت‌ عنوان‌ «خلاصه‌ پولیتیقه‌» اخبار سیاسی‌ دنیا را منعكس‌ می‌كرد، هرگز در باره‌ مسائل‌ و حتی‌ اخبار سیاسی‌ داخلی‌ مطلبی‌ چاپ‌ نكرد. در واقع‌، سیاست‌گریزی‌، به‌ویژه‌ در دوره‌ سلطنت‌ عبدالحمید، شعار بسیاری‌ از نشریات‌ ادواری‌ شد و حتی‌ در بسیاری‌ از جراید و مجلات‌ قید گردید (آكونال‌، ص‌ 117). دوره‌ سوم‌ ، از اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌ (23 جمادی‌الا´خره‌ 1326) تا اعلان‌ جمهوریت‌ (5 آبان‌ 1302/ 29 اكتبر 1923). با تجدید حیات‌ قانون‌ اساسی‌، نظام‌ ممیزی‌ برچیده‌ شد و مطبوعات‌ عثمانی‌ یك‌ شبه‌ به‌ آزادی‌ نامحدودی‌ دست‌ یافتند. در دوره‌ جمهوری‌، دوم‌ مرداد/ 24 ژوئیه‌ هر سال‌، به‌ مناسبت‌ سالگرد نخستین‌ انتشار بدون‌ ممیزی‌ مطبوعات‌ در روز بعد از اعلان‌ حریت‌، عید روزنامه‌نگاران‌ اعلام‌ شده‌ است‌. پس‌ از اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌، روزنامه‌های‌ جدید پیاپی‌ به‌ سه‌ روزنامه‌ دوره‌ استبداد، اقدام‌ و صباح‌ و ترجمان‌ حقیقت‌ (رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ 170ـ171)، افزوده‌ شد. اشتیاق‌ به‌ انتشار و خواندن‌ مطبوعات‌ چنان‌ شدت‌ یافته‌ بود كه‌ در دوره‌ 45 روزه‌ پس‌ از اعلان‌ حریت‌، بیش‌ از دویست‌ روزنامه‌ و مجله‌ منتشر گردید (قاباجالی‌، 2000، ص‌ 133) و شمارگان‌ روزنامه‌ها از دو هزار به‌ پنج‌ هزار نسخه‌ افزایش‌ یافت‌ كه‌ دوره‌ دوم‌ انفجار مطبوعاتی‌ نامیده‌ شده‌ است‌ (توپوز، ص‌ 103). در دوره‌ هشت‌ و نیم‌ ماهه‌ بعدی‌، تا حادثه‌ 22 ربیع‌الاول‌ 1327/ 13 آوریل‌ 1909 (31 مارت‌، قیام‌ ضدمشروطه‌ در استانبول‌ كه‌ به‌ ولایتهای‌ دیگر هم‌ سرایت‌ كرد و با سركوبی‌ آن‌، عبدالحمید دوم‌ از سلطنت‌ خلع‌ گردید؛ كارال‌، ج‌ 9، ص‌ 89 107؛ شاو، ج‌ 2، ص‌ 472ـ476؛ آقشین‌، 1987، ص‌ 125ـ 135)، حدود 350 عنوان‌ روزنامه‌ و مجله‌ منتشر شد (قاباجالی‌، همانجا). تمام‌ جریانهای‌ نوظهور سیاسی‌ و فكری‌، ترجمانهای‌ مطبوعاتی‌ خود را منتشر و پیشنهادهای‌ خویش‌ را در باره‌ راههای‌ رهایی‌ كشور از مشكلات‌ مطرح‌ می‌كردند. اقلیتهای‌ غیر ترك‌ و غیرمسلمان‌ هم‌، در رقابت‌ با یكدیگر، بر تعداد روزنامه‌های‌ خود می‌افزودند؛ با این‌همه‌، بیشتر آنها پس‌ از انتشار دو سه‌ شماره‌ تعطیل‌ می‌شدند ( رجوع كنید به: همانجا؛ شاپولیو، ص‌ 172ـ173). با گذشت‌ زمان‌، تب‌ تأسیس‌ روزنامه‌ فروكش‌ كرد؛ چنان‌ كه‌ تعداد آنها در 1326 به‌ 130، یك‌ سال‌ پس‌ از آن‌ به‌ 124 و در 1332 به‌ 70 عنوان‌ تقلیل‌ یافت‌ ( رجوع كنید به: د. اسلام‌ ، همانجا). با تشدید اختلافات‌ و كشمكشها بین‌ جمعیتها و احزاب‌، بسیاری‌ از جراید نیز، به‌ طرفداری‌ از آنها، در برابر یكدیگر صف‌آرایی‌ كردند (برای‌ ترجمانهای‌ مطبوعاتی‌ و جراید هوادار احزاب‌ اتحاد و ترقی‌، احرار عثمانی‌، دموكرات‌ عثمانی‌، و اتحاد محمدیه‌ رجوع كنید به: تونایا ، ج‌ 1، ص‌ 33، 47ـ 48، 175ـ176، 191). با پیروزی‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌ بر جمعیتها و احزاب‌ دیگر، نشریات‌ وابسته‌ به‌ آنها دستخوش‌ توقیف‌ و تعلیق‌ شدند (قاباجالی‌، 2000، ص‌ 136) و حتی‌ برخی‌ از روزنامه‌نگاران‌ مخالف‌ ترور گردیدند، اشخاصی‌ چون‌ حسن‌ فهمی‌، سردبیر روزنامه‌ سربستی‌ و مدافع‌ جمعیت‌ فداكاران‌ ملت‌، از جمعیتهای‌ مخالف‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌، در 15 ربیع‌الاول‌ 1327، هفت‌ روز پیش‌ از حادثه‌ 31 مارت‌؛ احمد صمیم‌، سردبیر روزنامه‌ صدای‌ ملت‌ و مدافع‌ حزب‌ احرار عثمانی‌، از احزاب‌ مخالف‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌، در اول‌ جمادی‌الا´خره‌ 1328؛ و زكی‌بیگ‌، متخصص‌ امور مالی‌ و مخالف‌ اتحادیون‌، در سومین‌ سالگرد اعلان‌ حریت‌ یعنی‌ 26 رجب‌ 1329 (تونایا، ج‌ 1، ص‌ 416ـ420؛ توپوز، ص‌ 107ـ 111؛ شاپولیو، ص‌ 177ـ182). یك‌ روزنامه‌نگار تاتار، كه‌ در سالهای‌ 1330 از استانبول‌ دیدن‌ كرده‌، به‌ تشدید فشار دولت‌ و وجود ممیزی‌ نظامی‌ بر مطبوعات‌ و به‌ویژه‌ سختگیری‌ بر روزنامه‌ها و مجلات‌ بدون‌ حامی‌، در مقایسه‌ با روزنامه‌های‌ بیگانه‌ و جراید اقلیتهای‌ قومی‌ و مذهبی دارای‌ حامیان‌ خارجی‌، سخن‌ گفته‌ است‌ (كریمی‌، ص‌ 338ـ339). تصاویر این مدخل:تقویم وقایع (سال اول، ش1، 25 جمادی الاولی 1247) منبع: دومان، ج3، ص 626جریده حوادث (سال اول، ش 1، اول جمادی الآخره 1256) منبع: دومان، ج3، ص51ترجمان احوال (سال اول، ش2، 13 ربیع الآخر 1277) منبع: دومان، ج3، ص652مجله مجموعه فنون (سال سوم، ش26، 1281) منبع: دومان، ج3، ص254اقدام (سال پانزدهم، ش0111، 10 رجب 1326) منبع: د.ا.ترک، ذیل: Ikdamمجله بوش بوغاز (سال اول، ش اول، 9 رجب 1326) منبع: دومان، ج3، ص47رسملی استانبول (سال اول، ش اول، 8 حزیران 1325/1327 ق) منبع: دومان، ج3، ص484مجله سبیل الرشاد (ش 466، 3 ربیع الآخر 1339) منبع: دومان، ج3، ص541مجله گنج قلملر (ش 15، اشباط 1327/1329ق) منبع: دومان، ج3، ص113چوجوق باغچه سی (ش 1، 13 کانون الثانی 1320/1322ق) منبع: دومان، ج3، ص72 "> ، ج‌ 4، ص‌ 334) و در مدتی‌ كوتاه‌ به‌ شمارگان‌ بی‌سابقه‌ 000 ، 25 نسخه‌ دست‌ یافت‌ و شمارگان‌ آن‌ در آن‌ دوره‌ از 000 ، 12 نسخه‌ كمتر نشد و به‌ عنوان‌ ناشر افكار نوعثمانیان‌ تندرو شناخته‌ شد. عبرت‌ به‌ صورت‌ روزانه‌ (پنج‌ شماره‌ در هفته‌) انتشار می‌یافت‌ و در آن‌ به‌ مسائل‌ مبتلابه‌ كشور بیش‌ از اخبار اهمیت‌ داده‌ می‌شد. استقبال‌ از این‌ نشریه‌ چنان‌ بی‌سابقه‌ بود كه‌ در حدود یك‌ ماه‌ پس‌ از آغاز انتشار، برای‌ مدت‌ چهار ماه‌ توقیف‌ گردید و هركدام‌ از نویسندگان‌ آن‌، به‌ عنوان‌ مأمور، به‌ ولایتی‌ اعزام‌ و در واقع‌، از استانبول‌ تبعید گردیدند ( رجوع كنید به: كول‌اوغلو، ، ص‌ 83). نامق‌ كمال‌، پس‌ از بازگشت‌ از مأموریت‌، بار دیگر با قرارگرفتن‌ در رأس‌ عبرت‌ و دفاع‌ از آزادی‌ اندیشه‌ و نظام‌ پارلمانی‌ و دعوت‌ از همه‌ مسلمانان‌ برای‌ اتحاد، بر نفوذ روزنامه‌ افزود ( رجوع كنید به: همان‌، ص‌ 84)؛ با این‌ همه‌، دوره‌ اخیر عبرت‌ ، كه‌ از شماره‌ 97 آغاز شده‌ بود، پس‌ از انتشار شماره‌ 110 (8 ذیحجه‌ 1289) دوباره‌ توقیف‌ شد. اندكی‌ پس‌ از رفع‌ توقیف‌ دوم‌، در نتیجه‌ استقبال‌ بی‌نظیر مردم‌ و نیز تظاهراتی‌ كه‌ پس‌ از اجرای‌ نمایشنامه‌ وطن‌ یا خود سلستره‌ ، نوشته‌ نامق‌ كمال‌ ( رجوع كنید به: تان‌پینار، ص‌ 358ـ359)، در 3 صفر 1290 به‌ عمل‌ آمد، به‌ فرمان‌ سلطان‌ عبدالعزیز عبرت‌ برای‌ همیشه‌ توقیف‌ شد و هر یك‌ از اعضای‌ هیئت‌ تحریریه‌ آن‌ به‌ جایی‌ تبعید گردیدند و نامق‌ كمال‌ به‌ ماغوسه‌ (فاماگوستا) در جزیره‌ قبرس‌ تبعید شد. این‌ تبعید تا خلع‌ سلطان‌ عبدالعزیز و صدور فرمان‌ عفو از سوی‌ سلطان‌ مراد پنجم‌ در اواخر بهار 1293 (كارال‌، ج‌ 7، ص‌ 353) ادامه‌ یافت‌ ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 9، ص‌ 63). در مجموع‌، 132 شماره‌ از عبرت‌ به‌ چاپ‌ رسید. این‌ روزنامه‌ بهترین‌ مروّج‌ آرمانهای‌ آزادی‌خواهانه‌ در دوره‌ تنظیمات‌ شناخته‌ شده‌ است‌ ( د.اسلام‌، چاپ‌ دوم‌، ذیل ""Dj arida.III ). در حالی‌ كه‌ در فاصله‌ سالهای‌ 1276 تا 1283، فقط‌ هفده‌ نشریه‌ در استانبول‌ منتشر شده‌ بود (كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ 85)، در فاصله‌ ده‌ ساله‌ پیش‌ از اعلان‌ مشروطیت‌ اول‌ (ذیحجه‌ 1293)، ده‌ها نشریه‌ جدید در استانبول‌ و شهرهای‌ دیگر عثمانی‌ منتشر گردید (برای‌ مشخصات‌ دیگر نشریات‌ دوره‌ تنظیمات‌ رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ 151ـ 156؛ توپوز، ص‌ 26ـ 27؛ د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 369ـ370؛ د.ترك‌ ، ذیل‌ ""Basin؛ میدان‌ لاروس‌ ، ج‌ 2، ص‌ 178؛ د.اسلام‌ ، همانجا؛ نیز رجوع كنید به: ادامه‌ مقاله‌). گذشته‌ از استانبول‌، در دوره‌ موردبحث‌ در مراكز ولایات‌ هم‌ جرایدی‌ منتشر می‌شده‌ است‌. بنا به‌ تصویب‌ و پیگیریهای‌ دولتمردان‌ اصلاح‌طلب‌ تنظیمات‌، از 1280 به‌بعد چاپخانه‌هایی‌ در ولایات‌ تأسیس‌ گردید. در این‌ چاپخانه‌ها اوراق‌ دولتی‌، سالنامه‌ها و تقویم‌، روزنامه‌های‌ رسمی‌ ولایتی‌ و همچنین‌ كتابها و گاه‌ روزنامه‌های‌ غیررسمی‌ چاپ‌ می‌شد. جراید ولایات‌، كه‌ شمارگانشان‌ غالباً در حدود پانصد نسخه‌ یا كمتر بود، معمولاً دو زبانه‌ بودند، یعنی‌ بخشی‌ به‌ تركی‌ و بخش‌ دیگر به‌ زبان‌ متكلمان‌ غیرترك‌ ولایات‌، همچون‌ یونانی‌، ارمنی‌، بلغاری‌، عربی‌، و عبری‌؛ حتی‌ در ولایاتی‌ چون‌ سلانیك‌، نشریات‌ چندزبانه‌ بودند. در برخی‌ ولایات‌ روزنامه‌هایی‌ نیز به‌ زبان‌ تركی‌، با الفبای‌ یونانی‌ یا ارمنی‌، چاپ‌ می‌شد (كول‌اوغلو، ، ص‌ 85). نخستین‌ روزنامه‌ ولایتی‌، طونه‌ نام‌ داشت‌ كه‌ روزنامه‌ رسمی‌ ولایت‌ طونه‌ بود و در شوال‌ 1281، در دوره‌ والیگری‌ مدحت‌پاشا * (1238ـ1301)، در روسجق‌ (واقع‌ در ساحل‌ دانوب‌ ( طونه‌ ) و در مرز بلغارستان‌ و رومانی‌) منتشر شد. برخی‌ دیگر از جراید معروف‌ ولایات‌ عبارت‌ بودند از: انوار شرقیه‌ كه‌ از 1284 با الفباهای‌ عربی‌ و ارمنی‌ در ارزروم‌ منتشر می‌شد و در 1308 ش‌/1929 به‌ ارز روم‌ تغییرنام‌ یافت‌؛ دیار بكر كه‌ از 1286 تا 1350 (=1310 ش‌) /1869ـ1931 در دیاربكر منتشر شد؛ قسطمونی‌ كه‌ از 1289 تا 1357 (=1316 ش‌)/1872 تا 1938 در قسطمونی‌ انتشار یافت‌؛ و خداوندگار كه‌ از 1285/1869 در بورسه‌ ، مركز ولایت‌ خداوندگار، منتشر شد و پس‌ از تغییرنام‌ به‌ بورسه‌ در دوره‌ جمهوریت‌ تا 1329 ش‌/1950 انتشار یافت‌ (قوتلو، ص‌ 99ـ102). تعداد روزنامه‌های‌ ولایتی‌ در 1290 به‌ بیست‌ عنوان‌ رسید و در سالهای‌ بعد بر این‌ تعداد افزوده‌ شد (كول‌اوغلو، همانجا). سنّت‌ انتشار جراید ولایتی‌ تا اوایل‌ دوره‌ جمهوریت‌ ادامه‌ داشت‌ (برای‌ فهرست‌ مفصّل‌ چنین‌ روزنامه‌هایی‌ كه‌ دربردارنده‌ اطلاعاتی‌ در باره‌ مكان‌ و زمان‌ انتشار و زبانهای‌ آنهاست‌ رجوع كنید به: قاباجالی‌، 2000، ص‌90؛ قوتلو، ص‌100ـ101). جراید ولایات‌، افزون‌ بر اطلاع‌رسانی‌ به‌ مردم‌، از نظر تربیتِ استعدادِ نویسندگی‌ افراد محلی‌ و ایجاد ارتباطهای‌ فرهنگی‌ بین‌ روشنفكران‌ ولایات‌ نیز حائز اهمیت‌ بودند ( رجوع كنید به: كول‌اوغلو، همانجا). تأسیس‌ قرائتخانه‌ در استانبول‌ و برخی‌ مراكز ولایات‌ نیز در توسعه‌ جریده‌خوانی‌ مؤثر بوده‌ است‌ (همانجا). در این‌ دوره‌ مجلاتی‌ نیز منتشر می‌شده‌ است‌. نخستین‌ مجله‌ شناخته‌ شده‌ تركی‌ عثمانی‌، وقایع‌ طبیه‌ ( رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ 3، ص‌ 730ـ732) است‌ كه‌ از جمادی‌الاولی‌ 1265، هجده‌ سال‌ پس‌ از انتشار نخستین‌ جریده‌ عثمانی‌، منتشر شده‌است‌. صاحب‌ امتیاز و مدیر این‌ مجله‌، عبدالحق‌ ملا، حكیم‌باشی‌ آن‌ دوره‌، بر آن‌ بوده‌ است‌ كه‌ وقایع‌ طبی‌ كشور عثمانی‌ را گزارش‌ كند، اخبار طبی‌ خارجی‌ را به‌ اطلاع‌ خوانندگان‌ برساند، مردم‌ را از نظر سلامتی‌ تربیت‌ كند، آنها را با اطلاعات‌ مفید قابل‌ فهم‌ مجهز گرداند و برخی‌ داروها و وسایل‌ پزشكی‌ را به‌ طبیبان‌ بشناساند. این‌ مجله‌ حدود ششصد مشترك‌ داشته‌ و در حدود سه‌ سال‌، 28 شماره‌ از آن‌ منتشر شده‌ است‌ (توپراق‌ ، ص‌ 14). در سالهای‌ بعد نیز چند مجله‌ طبی‌ چون‌ تحفه‌الطب‌ ، جریده‌ طبیه‌ عسكریه‌ ، و صحت‌ نما در عثمانی‌ منتشر شد (همان‌، ص‌ 114، 116). مجلات‌ منتشر شده‌ در سراسر دوران‌ پیش‌ از مشروطیت‌ دوم‌، عموماً جنبه‌ دایره‌المعارفی‌ داشتند و می‌كوشیدند در زمینه‌ فرهنگ‌ و به‌ویژه‌ دانشهای‌ غربی‌، به‌ خوانندگان‌ اطلاعاتی‌ بدهند. نامهای‌ برخی‌ مجلات‌، چون‌ مجموعه‌ فنون‌ ، رهبر فنون‌، ثروت‌ فنون‌، خزینه‌ فنون‌ ، نیز حاكی‌ از اهمیتی‌ است‌ كه‌ ناشران‌ و خوانندگان‌ چنان‌ مجلاتی‌ برای‌ دانشهای‌ غربی‌ (با تأكید بر واژه‌ «فنون‌»، در برابر «علوم‌») قائل‌ بوده‌اند. مجموعه‌ فنون‌ ( رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ 3، ص‌ 254ـ256)، كه‌ ترجمان‌ (ارگان‌) جمعیت‌ علمیه‌ عثمانی‌ * بود، در تاریخ‌ روزنامه‌نگاری‌ عثمانی‌ از اهمیت‌ خاصی‌ برخوردار است‌. در این‌ مجله‌، اكثر اعضای‌ جمعیت‌ مذكور ــ كه‌ از دانشمندان‌ برگزیده‌ عثمانی‌ در آن‌ دوره‌ بودند در رشته‌های‌ تخصصی‌ خود، چون‌ زمین‌شناسی‌، زیست‌شناسی‌، فیزیك‌، جغرافی‌، علمِ ثروت‌ و تجارت‌، فلسفه‌، فنون‌ و صنایع‌، مقاله‌ می‌نوشتند (بوداق‌، ص‌ 227). مجموعه‌ فنون‌ از محرّم‌ 1279 ماهانه‌ منتشر می‌شد و پس‌ از دو سال‌ انتشار مرتب‌، با فواصل‌ كوتاه‌ و بلند چاپ‌ شد و آخرین‌ شماره‌اش‌، پس‌ از توقفی‌ پانزده‌ ساله‌، در ربیع‌الاول‌ 1300 انتشار یافت‌. چاپ‌ لطیفه‌ای‌ در این‌ شماره‌، باعث‌ توقیف‌ مجله‌ای‌ به‌ آن‌ اهمیت‌ شد زیرا در آن‌ از كرم‌ شب‌تاب‌ (ییلدیز بؤجكی‌) سخن‌ رفته‌ بود و «ییلدیز» (نام‌ قصر سلطان‌ عبدالحمید) از كلمات‌ ممنوعه‌ بود (رجوع كنید به: همان‌، ص‌ 231ـ237). احمد حمدی‌ تان‌پینار اهمیت‌ این‌ مجله‌ را ــ كه‌ به‌ همت‌ منیف‌پاشا * منتشر می‌شد در عثمانی‌ قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌ قابل‌ مقایسه‌ با اهمیت‌ در فرانسه‌ سده‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌ دانسته‌ است‌ (ص‌ 181ـ182؛ برای‌ آگاهی‌ بیشتر رجوع كنید به: بوداق‌، ص‌ 226ـ 288؛ آكونال‌ ، ص‌ 117ـ 118). مجله‌ مجموعه‌ علوم‌ نیز ترجمان‌ جمعیت‌ علمیه‌ (ظاهراً غیرمرتبط‌ با جمعیت‌ علمیه‌ عثمانی‌) بود و با مجموعه‌ فنون‌ همانندیها و تفاوتهایی‌ داشت‌. این‌ مجله‌ از 1296 تا 1297 (جمعاً هفت‌ شماره‌) منتشر می‌شد (بوداق‌، ص‌ 274ـ 275). مخاطب‌ مجلات‌ تا آستانه‌ اعلان‌ مشروطیت‌ اول‌ نخبگان‌ بودند و بنابراین‌، تعداد عناوین‌ و نیز شمارگان‌ آنها اندك‌ بود، اما از 1288 به‌ بعد تحولاتی‌ رخ‌داد؛ احمد مدحت‌افندی‌، روزنامه‌نگار، با انتشار مجله‌ طغارجق‌ (انبان‌) در 1289 به‌ زبانی‌ عامه‌ فهم‌ و با موضوعات‌ متنوع‌ و موردپسند قشر وسیع‌تری‌ از مردم‌، كه‌ غالباً هم‌ از مطبوعات‌ و منابع‌ اروپایی‌ ترجمه‌ شده‌ بود، گامی‌ در جهت‌ خطاب‌ به‌ توده‌ مردم‌، كه‌ باسواد بودند و البته‌ بخش‌ ناچیزی‌ از جمعیت‌ عثمانی‌ را تشكیل‌ می‌دادند، بر داشت‌ (وارلیق‌ ، ص‌ 114). رویكرد این‌ مجله‌ تلفیق‌ بین‌ علوم‌ و فلسفه‌ اروپایی‌ و بینشهای‌ جدید با اعتقادات‌ اسلامی‌ و سنّتی‌ بود، ولی‌ چون‌ بدون‌ كسب‌ اجازه‌ منتشر می‌شد، پس‌ از ده‌ شماره‌، مجلس‌ معارف‌ آن‌ را تعطیل‌ كرد (توپراق‌، ص‌ 16). در 1288 از 31 نشریه‌ ادواری‌ منتشر شده‌ در استانبول‌ تنها سه‌ مجله‌ به‌ زبان‌ تركی‌ بود، اما این‌ رقم‌ در سال‌ بعد به‌ بیش‌ از دَه‌ رسید. بین‌ سالهای‌ 1289 تا 1297 در حدود بیست‌ عنوان‌ مجله‌ منتشر شد. دوره‌ دوم‌ ، از 1293 تا 1326. در سالهای‌ پایانی‌ دوره‌ اول‌ فشار بر مطبوعات‌ روزافزون‌ بود، چنان‌ كه‌ در شعبان‌ 1292 تصمیم‌ گرفته‌ شد نشریات‌ و كتابهای‌ دارای‌ ماهیت‌ سیاسی‌، پیش‌ از چاپ‌ ممیزی‌ شوند و در ماههای‌ اول‌ 1293، در آستانه‌ خلع‌ سلطان‌ عبدالعزیز، اعلام‌ گردید كه‌ تمام‌ مطبوعات‌ باید پیش‌ از چاپ‌ به‌ نظر اداره‌ مطبوعات‌ (مطبوعات‌ دایره‌سی‌) برسند. تصاویر مطبوعات‌ نیز مشمول‌ ممیزی‌ شدند و در برابر ورود مطبوعات‌ خارجی‌ هم‌ موانع‌ سخت‌تری‌ گذاشته‌ شد (همان‌، ص‌ 85 86)؛ با این‌همه‌، روزنامه‌نگاران‌ در كوتاه‌ مدت‌ راه‌ پیشرفت‌ حرفه‌ای‌ را از مرحله‌ گزارش‌ به‌ اظهارنظر و از اظهارنظر به‌ انتقاد و از انتقاد به‌ مخالفت‌ و از مخالفت‌ به‌ مبارزه‌طلبی‌ طی‌ كردند ( رجوع كنید به: لوئیس‌، ص‌150) و روزنامه‌نگاری‌ عثمانی‌ در دوره‌ اول‌ از نظر كمّی‌ و كیفی‌ توسعه‌ یافت‌، به‌طوری‌ كه‌ شمار جرایدی‌ كه‌ در فاصله‌ سالهای‌ 1284 تا 1295/ 1867ـ 1878 فقط‌ در استانبول‌ منتشر شده‌، بیش‌ از 110 عنوان‌ بوده‌ است‌. ازاین‌رو، این‌ دوره‌، به‌ ویژه‌ دوره‌ بین‌ خلع‌ عبدالعزیز از سلطنت‌ (10 جمادی‌الاولی‌ 1293) تا انحلال‌ مجلس‌ مبعوثان‌ اول‌ عثمانی‌ در 11 صفر 1295، از حیث‌ كثرت‌ شماره‌ جراید منتشر شده‌، دوره‌ اول‌ انفجار مطبوعاتی‌ نامیده‌ شده‌ است‌ ( رجوع كنید به: كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ 85؛ برای‌ دوره‌ دوم‌ انفجار مطبوعاتی‌ رجوع كنید به: ادامه‌ مقاله‌). علی‌رغم‌ آنكه‌ عبدالحمید دوم‌ در آغاز سلطنت‌ خود، به‌ پیروی‌ از دولتمردانی‌ كه‌ او را به‌ سلطنت‌ رسانده‌ بودند، به‌ حكومت‌ مشروطه‌ تن‌ داد ( رجوع كنید به: رئیس‌نیا، ج‌ 3، ص‌ 175ـ 185) و مجلس‌ مبعوثان‌ را افتتاح‌ كرد ( رجوع كنید به: همان‌، ج‌ 3، ص‌ 197ـ 198)، پس‌ از استقرار بر تخت‌ سلطنت‌ بر آن‌ شد كه‌، با به‌ تصویب‌ رساندن‌ لایحه‌ای‌ كه‌ محدودیتهایی‌ را بر مطبوعات‌ تحمیل‌ می‌كرد، آنها را از آزادیهایی‌ كه‌ با خلع‌ سلطان‌ عبدالعزیز به‌ دست‌ آورده‌ بودند و مادّه‌ 12 قانون‌ اساسی‌ كه‌ «مطبوعات‌ را در دایره‌ قانون‌» آزاد شناخته‌ بود، محروم‌ كند (همان‌، ج‌ 3، ص‌ 182، 238ـ239)، اما با مخالفت‌ اكثر نمایندگان‌ مجلس‌ مواجه‌ شد. در این‌ لایحه‌ پیشنهاد شده‌ بود كه‌ تأسیس‌ مطبوعات‌ مشروط‌ به‌ كسب‌ اجازه‌ از دولت‌، و فعالیت‌ آنها تحت‌ نظر دولت‌ مجاز باشد ( رجوع كنید به: كارال‌، ج‌ 8، ص‌ 407ـ410؛ رئیس‌نیا، ج‌ 3، ص‌ 239ـ240). سلطان‌ عبدالحمید اندكی‌ بعد مجلس‌ مبعوثان‌ را، به‌ بهانه‌ جنگ‌ روسیه‌ و عثمانی‌، بست‌ و با بسته‌ شدن‌ مجلس‌، محدودیتهای‌ شدیدی‌ بر مطبوعات‌ حاكم‌ شد ( رجوع كنید به: كارال‌، ج‌ 7، ص‌ 411) و با تحمیل‌ شرط‌ ممیزی‌ پیش‌ از چاپ‌ بر مطبوعات‌، آزادیهای‌ تازه‌ به‌ دست‌ آمده‌ از دست‌ رفت‌ (همان‌، ج‌ 7، ص‌ 413). برای‌ اعمال‌ ممیزی‌ هم‌ دو نهاد عریض‌ و طویل‌ تشكیل‌ شده‌ بود: انجمن‌ تفتیش‌ و معاینه‌ وزارت‌ معارف‌، كه‌ عهده‌دار ممیزی‌ كتابها و نشریات‌ ادواری‌ بود؛ و مدیریت‌ مطبوعات‌ وابسته‌ به‌ وزارت‌ كشور، كه‌ ممیزی‌ پیش‌ از انتشار روزنامه‌ها را برعهده‌ داشت‌ ( رجوع كنید به: توق‌گؤز ، ص‌ 42ـ43). در 1305، با لغو كلیه‌ مجوزهای‌ نشر مجله‌، اكثر مجلات‌ از ادامه‌ انتشار بازماندند و بدین‌ ترتیب‌ ضربه‌ شدیدی‌ بر نشریات‌ وارد آمد ( رجوع كنید به: همان‌، ص‌ 44ـ 45). گرفتن‌ جواز نشر مطبوعات‌ هم‌ كار بسیار دشواری‌ بود، زیرا جواز پس‌ از تأیید شخص‌ سلطان‌ صادر می‌شد و تأیید یا هرگز صورت‌ نمی‌گرفت‌ یا بسیار دیر اعلان‌ می‌شد. اورحان‌ كول‌اوغلو (1994، ص‌ 39) در این‌ مورد، با استناد به‌ اسناد یك‌ آرشیو، به‌ چگونگی‌ توقیف‌ روزنامه‌ اختر و ناكامی‌ مدیر آن‌ در گرفتن‌ امتیاز روزنامه‌ای‌ به‌ نام‌ خورشید پرداخته‌ است‌. بدین‌ترتیب‌، با استیلای‌ استبداد سی‌ ساله‌ عبدالحمیدی‌ بر كشور (كارپات‌، ص‌ 36) و تشدید روزافزون‌ ممیزی‌ (رئیس‌نیا، ج‌ 3، ص‌ 243ـ 247؛ قاباجالی‌، 2000، ص‌ 95)، از رونق‌ روزنامه‌نگاری‌ و شمار جراید، به‌ ویژه‌ جراید خبری‌ و سیاسی‌، به‌ سرعت‌ كاسته‌ شد؛ چنان‌ كه‌ تعداد روزنامه‌های‌ روزانه‌ كه‌ در عثمانی‌ منتشر می‌شدند، در 1308 به‌ شش‌ و چند سال‌ بعد به‌ سه‌ عنوان‌ تقلیل‌ یافت‌. این‌ سه‌ روزنامه‌ ــ كه‌ مساعده‌ دولتی‌ می‌گرفتند، اما در قبال‌ آن‌، نظارت‌ شدید دربار و شخص‌ سلطان‌ را تحمل‌ می‌كردند عبارت‌ بودند از ترجمان‌ حقیقت‌ ، صباح‌ و اقدام‌ ( رجوع كنید به: لوئیس‌، ص‌ 194). این‌ روزنامه‌ها از درج‌ اخبار و مقالات‌ مشكل‌آفرین‌ احتراز می‌كردند و بیشتر به‌ مطالب‌ و مباحث‌ علمی‌ و فنی‌ می‌پرداختند ( رجوع كنید به: قاباجالی‌، 2000، ص‌ 96ـ97؛ كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ 87 89؛ توپوز، ص‌ 73 80). در مقابل‌، روشنفكران‌ عثمانی‌، كه‌ ادامه‌ فعالیت‌ سیاسی‌ و مطبوعاتی‌ را در كشور ناممكن‌ یافته‌ بودند، در اروپا و مصر به‌ نشر جرایدی‌ پرداختند كه‌ غالباً از مشی‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌ * جانبداری‌ می‌كردند. به‌ این‌ ترتیب‌، در سالهای‌ پس‌ از 1311، در حالی‌ كه‌ در هر سال‌ پنج‌ ـ شش‌ روزنامه‌ جدید تبعیدی‌ منتشر می‌شد، در داخل‌ كشور هر سال‌ به‌ طور متوسط‌ فقط‌ یك‌ روزنامه‌ جدید انتشار می‌یافت‌ (كول‌اوغلو، ، ص‌ 89). برخی‌ از روزنامه‌های‌ برون‌مرزی‌، كه‌ به‌رغم‌ موانع‌، كم‌ و بیش‌ به‌ كشور راه‌ می‌یافتند، عبارت‌ بودند از: استقبال‌ ، مشورت‌ ، اذان‌ ، عثمانلی‌ ، قانون‌ اساسی‌ ، حق‌ ، حقیقت‌ ، خلافت ، اَنینِ (ناله‌) مظلوم‌ ، انتقام‌، نظام‌ عدالت‌، امل‌، مشروطیت‌، شورای‌ امت‌، ترقی‌ و اجتهاد (رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ 159ـ164؛ توپوز، ص‌ 40ـ42؛ د. ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 372؛ د. اسلام‌ ، همانجا). همچنین‌ در سالهای‌ 1297 تا 1307، پنجاه‌ عنوان‌ مجله‌ در عثمانی‌ منتشر می‌شد، اما شمار آنها از 1307 تا اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌ در 1326، از پنج‌ عنوان‌ تجاوز نمی‌كرد. این‌ سیر نزولی‌ بی‌گمان‌ ناشی‌ از تشدید فشار دوره‌ استبداد عبدالحمیدی‌ بوده‌ است‌. در این‌ دوره‌، تنها یك‌ مجله‌ مهم‌ منتشر شد و آن‌ ثروت‌ فنون‌ * بود (علاوه‌ بر مدخل‌ رجوع كنید به: دوغان‌ ، ص‌ 12ـ 15؛ توپراق‌، ص‌ 17ـ19؛ قاباجالی‌، 2000، ص‌ 97ـ 98؛ توق‌گؤز، ص‌ 53 به‌ بعد). در دوره‌ مورد بحث‌، مجلات‌ دیگری‌ هم‌ انتشار می‌یافتند، از جمله‌ در زمینه‌های‌ نظامی‌، مانندِ جریده‌ عسكریه‌ كه‌ از 1281 تا 1337 از طرف‌ «اركان‌ حربیه‌ عمومیه‌» (ستاد ارتش‌) منتشر می‌شد ( رجوع كنید به: توپراق‌، ص‌ 15)؛ تجاری‌، مانند مجله‌ دو زبانه‌ تركی‌ فرانسه‌ تقویم‌ تجارت‌ ( رجوع كنید به: همانجا)؛ فرهنگی‌، مانند انسانیت‌، ویژه‌ بانوان‌؛ و فكاهی‌ چون‌ دیوژن‌ ، چنغراقلی‌ تاتار (تاتار زنگوله‌دار) و خیال‌ (درمان‌، ص‌ 71ـ72). یكی‌ از نخستین‌ اقدامات‌ حكومت‌ عبدالحمید پس‌ از استقرار، جلوگیری‌ از انتشار مجلات‌ فكاهی‌ بود و از آن‌ پس‌ تا اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌ هیچ‌ مجله‌ فكاهی‌ اجازه‌ انتشار نیافت‌ (همانجا). ویژگی‌ بارز مجلات‌ دوره‌ دوم‌، سیاست‌ گریزی‌ بود. مجموعه‌ فنون‌ ، كه‌ اعلام‌ كرده‌ بود به‌ سیاست‌ نمی‌پردازد، اگر چه‌ از شماره‌ چهارم‌ تحت‌ عنوان‌ «خلاصه‌ پولیتیقه‌» اخبار سیاسی‌ دنیا را منعكس‌ می‌كرد، هرگز در باره‌ مسائل‌ و حتی‌ اخبار سیاسی‌ داخلی‌ مطلبی‌ چاپ‌ نكرد. در واقع‌، سیاست‌گریزی‌، به‌ویژه‌ در دوره‌ سلطنت‌ عبدالحمید، شعار بسیاری‌ از نشریات‌ ادواری‌ شد و حتی‌ در بسیاری‌ از جراید و مجلات‌ قید گردید (آكونال‌، ص‌ 117). دوره‌ سوم‌ ، از اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌ (23 جمادی‌الا´خره‌ 1326) تا اعلان‌ جمهوریت‌ (5 آبان‌ 1302/ 29 اكتبر 1923). با تجدید حیات‌ قانون‌ اساسی‌، نظام‌ ممیزی‌ برچیده‌ شد و مطبوعات‌ عثمانی‌ یك‌ شبه‌ به‌ آزادی‌ نامحدودی‌ دست‌ یافتند. در دوره‌ جمهوری‌، دوم‌ مرداد/ 24 ژوئیه‌ هر سال‌، به‌ مناسبت‌ سالگرد نخستین‌ انتشار بدون‌ ممیزی‌ مطبوعات‌ در روز بعد از اعلان‌ حریت‌، عید روزنامه‌نگاران‌ اعلام‌ شده‌ است‌. پس‌ از اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌، روزنامه‌های‌ جدید پیاپی‌ به‌ سه‌ روزنامه‌ دوره‌ استبداد، اقدام‌ و صباح‌ و ترجمان‌ حقیقت‌ (رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ 170ـ171)، افزوده‌ شد. اشتیاق‌ به‌ انتشار و خواندن‌ مطبوعات‌ چنان‌ شدت‌ یافته‌ بود كه‌ در دوره‌ 45 روزه‌ پس‌ از اعلان‌ حریت‌، بیش‌ از دویست‌ روزنامه‌ و مجله‌ منتشر گردید (قاباجالی‌، 2000، ص‌ 133) و شمارگان‌ روزنامه‌ها از دو هزار به‌ پنج‌ هزار نسخه‌ افزایش‌ یافت‌ كه‌ دوره‌ دوم‌ انفجار مطبوعاتی‌ نامیده‌ شده‌ است‌ (توپوز، ص‌ 103). در دوره‌ هشت‌ و نیم‌ ماهه‌ بعدی‌، تا حادثه‌ 22 ربیع‌الاول‌ 1327/ 13 آوریل‌ 1909 (31 مارت‌، قیام‌ ضدمشروطه‌ در استانبول‌ كه‌ به‌ ولایتهای‌ دیگر هم‌ سرایت‌ كرد و با سركوبی‌ آن‌، عبدالحمید دوم‌ از سلطنت‌ خلع‌ گردید؛ كارال‌، ج‌ 9، ص‌ 89 107؛ شاو، ج‌ 2، ص‌ 472ـ476؛ آقشین‌، 1987، ص‌ 125ـ 135)، حدود 350 عنوان‌ روزنامه‌ و مجله‌ منتشر شد (قاباجالی‌، همانجا). تمام‌ جریانهای‌ نوظهور سیاسی‌ و فكری‌، ترجمانهای‌ مطبوعاتی‌ خود را منتشر و پیشنهادهای‌ خویش‌ را در باره‌ راههای‌ رهایی‌ كشور از مشكلات‌ مطرح‌ می‌كردند. اقلیتهای‌ غیر ترك‌ و غیرمسلمان‌ هم‌، در رقابت‌ با یكدیگر، بر تعداد روزنامه‌های‌ خود می‌افزودند؛ با این‌همه‌، بیشتر آنها پس‌ از انتشار دو سه‌ شماره‌ تعطیل‌ می‌شدند ( رجوع كنید به: همانجا؛ شاپولیو، ص‌ 172ـ173). با گذشت‌ زمان‌، تب‌ تأسیس‌ روزنامه‌ فروكش‌ كرد؛ چنان‌ كه‌ تعداد آنها در 1326 به‌ 130، یك‌ سال‌ پس‌ از آن‌ به‌ 124 و در 1332 به‌ 70 عنوان‌ تقلیل‌ یافت‌ ( رجوع كنید به: د. اسلام‌ ، همانجا). با تشدید اختلافات‌ و كشمكشها بین‌ جمعیتها و احزاب‌، بسیاری‌ از جراید نیز، به‌ طرفداری‌ از آنها، در برابر یكدیگر صف‌آرایی‌ كردند (برای‌ ترجمانهای‌ مطبوعاتی‌ و جراید هوادار احزاب‌ اتحاد و ترقی‌، احرار عثمانی‌، دموكرات‌ عثمانی‌، و اتحاد محمدیه‌ رجوع كنید به: تونایا ، ج‌ 1، ص‌ 33، 47ـ 48، 175ـ176، 191). با پیروزی‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌ بر جمعیتها و احزاب‌ دیگر، نشریات‌ وابسته‌ به‌ آنها دستخوش‌ توقیف‌ و تعلیق‌ شدند (قاباجالی‌، 2000، ص‌ 136) و حتی‌ برخی‌ از روزنامه‌نگاران‌ مخالف‌ ترور گردیدند، اشخاصی‌ چون‌ حسن‌ فهمی‌، سردبیر روزنامه‌ سربستی‌ و مدافع‌ جمعیت‌ فداكاران‌ ملت‌، از جمعیتهای‌ مخالف‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌، در 15 ربیع‌الاول‌ 1327، هفت‌ روز پیش‌ از حادثه‌ 31 مارت‌؛ احمد صمیم‌، سردبیر روزنامه‌ صدای‌ ملت‌ و مدافع‌ حزب‌ احرار عثمانی‌، از احزاب‌ مخالف‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌، در اول‌ جمادی‌الا´خره‌ 1328؛ و زكی‌بیگ‌، متخصص‌ امور مالی‌ و مخالف‌ اتحادیون‌، در سومین‌ سالگرد اعلان‌ حریت‌ یعنی‌ 26 رجب‌ 1329 (تونایا، ج‌ 1، ص‌ 416ـ420؛ توپوز، ص‌ 107ـ 111؛ شاپولیو، ص‌ 177ـ182). یك‌ روزنامه‌نگار تاتار، كه‌ در سالهای‌ 1330 از استانبول‌ دیدن‌ كرده‌، به‌ تشدید فشار دولت‌ و وجود ممیزی‌ نظامی‌ بر مطبوعات‌ و به‌ویژه‌ سختگیری‌ بر روزنامه‌ها و مجلات‌ بدون‌ حامی‌، در مقایسه‌ با روزنامه‌های‌ بیگانه‌ و جراید اقلیتهای‌ قومی‌ و مذهبی دارای‌ حامیان‌ خارجی‌، سخن‌ گفته‌ است‌ (كریمی‌، ص‌ 338ـ339). تصاویر این مدخل:تقویم وقایع (سال اول، ش1، 25 جمادی الاولی 1247) منبع: دومان، ج3، ص 626جریده حوادث (سال اول، ش 1، اول جمادی الآخره 1256) منبع: دومان، ج3، ص51ترجمان احوال (سال اول، ش2، 13 ربیع الآخر 1277) منبع: دومان، ج3، ص652مجله مجموعه فنون (سال سوم، ش26، 1281) منبع: دومان، ج3، ص254اقدام (سال پانزدهم، ش0111، 10 رجب 1326) منبع: د.ا.ترک، ذیل: Ikdamمجله بوش بوغاز (سال اول، ش اول، 9 رجب 1326) منبع: دومان، ج3، ص47رسملی استانبول (سال اول، ش اول، 8 حزیران 1325/1327 ق) منبع: دومان، ج3، ص484مجله سبیل الرشاد (ش 466، 3 ربیع الآخر 1339) منبع: دومان، ج3، ص541مجله گنج قلملر (ش 15، اشباط 1327/1329ق) منبع: دومان، ج3، ص113چوجوق باغچه سی (ش 1، 13 کانون الثانی 1320/1322ق) منبع: دومان، ج3، ص72 "> ، ج‌ 4، ص‌ 334) و در مدتی‌ كوتاه‌ به‌ شمارگان‌ بی‌سابقه‌ 000 ، 25 نسخه‌ دست‌ یافت‌ و شمارگان‌ آن‌ در آن‌ دوره‌ از 000 ، 12 نسخه‌ كمتر نشد و به‌ عنوان‌ ناشر افكار نوعثمانیان‌ تندرو شناخته‌ شد. عبرت‌ به‌ صورت‌ روزانه‌ (پنج‌ شماره‌ در هفته‌) انتشار می‌یافت‌ و در آن‌ به‌ مسائل‌ مبتلابه‌ كشور بیش‌ از اخبار اهمیت‌ داده‌ می‌شد. استقبال‌ از این‌ نشریه‌ چنان‌ بی‌سابقه‌ بود كه‌ در حدود یك‌ ماه‌ پس‌ از آغاز انتشار، برای‌ مدت‌ چهار ماه‌ توقیف‌ گردید و هركدام‌ از نویسندگان‌ آن‌، به‌ عنوان‌ مأمور، به‌ ولایتی‌ اعزام‌ و در واقع‌، از استانبول‌ تبعید گردیدند ( رجوع كنید به: كول‌اوغلو، ، ص‌ 83). نامق‌ كمال‌، پس‌ از بازگشت‌ از مأموریت‌، بار دیگر با قرارگرفتن‌ در رأس‌ عبرت‌ و دفاع‌ از آزادی‌ اندیشه‌ و نظام‌ پارلمانی‌ و دعوت‌ از همه‌ مسلمانان‌ برای‌ اتحاد، بر نفوذ روزنامه‌ افزود ( رجوع كنید به: همان‌، ص‌ 84)؛ با این‌ همه‌، دوره‌ اخیر عبرت‌ ، كه‌ از شماره‌ 97 آغاز شده‌ بود، پس‌ از انتشار شماره‌ 110 (8 ذیحجه‌ 1289) دوباره‌ توقیف‌ شد. اندكی‌ پس‌ از رفع‌ توقیف‌ دوم‌، در نتیجه‌ استقبال‌ بی‌نظیر مردم‌ و نیز تظاهراتی‌ كه‌ پس‌ از اجرای‌ نمایشنامه‌ وطن‌ یا خود سلستره‌ ، نوشته‌ نامق‌ كمال‌ ( رجوع كنید به: تان‌پینار، ص‌ 358ـ359)، در 3 صفر 1290 به‌ عمل‌ آمد، به‌ فرمان‌ سلطان‌ عبدالعزیز عبرت‌ برای‌ همیشه‌ توقیف‌ شد و هر یك‌ از اعضای‌ هیئت‌ تحریریه‌ آن‌ به‌ جایی‌ تبعید گردیدند و نامق‌ كمال‌ به‌ ماغوسه‌ (فاماگوستا) در جزیره‌ قبرس‌ تبعید شد. این‌ تبعید تا خلع‌ سلطان‌ عبدالعزیز و صدور فرمان‌ عفو از سوی‌ سلطان‌ مراد پنجم‌ در اواخر بهار 1293 (كارال‌، ج‌ 7، ص‌ 353) ادامه‌ یافت‌ ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ 9، ص‌ 63). در مجموع‌، 132 شماره‌ از عبرت‌ به‌ چاپ‌ رسید. این‌ روزنامه‌ بهترین‌ مروّج‌ آرمانهای‌ آزادی‌خواهانه‌ در دوره‌ تنظیمات‌ شناخته‌ شده‌ است‌ ( د.اسلام‌، چاپ‌ دوم‌، ذیل ""Dj arida.III ). در حالی‌ كه‌ در فاصله‌ سالهای‌ 1276 تا 1283، فقط‌ هفده‌ نشریه‌ در استانبول‌ منتشر شده‌ بود (كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ 85)، در فاصله‌ ده‌ ساله‌ پیش‌ از اعلان‌ مشروطیت‌ اول‌ (ذیحجه‌ 1293)، ده‌ها نشریه‌ جدید در استانبول‌ و شهرهای‌ دیگر عثمانی‌ منتشر گردید (برای‌ مشخصات‌ دیگر نشریات‌ دوره‌ تنظیمات‌ رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ 151ـ 156؛ توپوز، ص‌ 26ـ 27؛ د.ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 369ـ370؛ د.ترك‌ ، ذیل‌ ""Basin؛ میدان‌ لاروس‌ ، ج‌ 2، ص‌ 178؛ د.اسلام‌ ، همانجا؛ نیز رجوع كنید به: ادامه‌ مقاله‌). گذشته‌ از استانبول‌، در دوره‌ موردبحث‌ در مراكز ولایات‌ هم‌ جرایدی‌ منتشر می‌شده‌ است‌. بنا به‌ تصویب‌ و پیگیریهای‌ دولتمردان‌ اصلاح‌طلب‌ تنظیمات‌، از 1280 به‌بعد چاپخانه‌هایی‌ در ولایات‌ تأسیس‌ گردید. در این‌ چاپخانه‌ها اوراق‌ دولتی‌، سالنامه‌ها و تقویم‌، روزنامه‌های‌ رسمی‌ ولایتی‌ و همچنین‌ كتابها و گاه‌ روزنامه‌های‌ غیررسمی‌ چاپ‌ می‌شد. جراید ولایات‌، كه‌ شمارگانشان‌ غالباً در حدود پانصد نسخه‌ یا كمتر بود، معمولاً دو زبانه‌ بودند، یعنی‌ بخشی‌ به‌ تركی‌ و بخش‌ دیگر به‌ زبان‌ متكلمان‌ غیرترك‌ ولایات‌، همچون‌ یونانی‌، ارمنی‌، بلغاری‌، عربی‌، و عبری‌؛ حتی‌ در ولایاتی‌ چون‌ سلانیك‌، نشریات‌ چندزبانه‌ بودند. در برخی‌ ولایات‌ روزنامه‌هایی‌ نیز به‌ زبان‌ تركی‌، با الفبای‌ یونانی‌ یا ارمنی‌، چاپ‌ می‌شد (كول‌اوغلو، ، ص‌ 85). نخستین‌ روزنامه‌ ولایتی‌، طونه‌ نام‌ داشت‌ كه‌ روزنامه‌ رسمی‌ ولایت‌ طونه‌ بود و در شوال‌ 1281، در دوره‌ والیگری‌ مدحت‌پاشا * (1238ـ1301)، در روسجق‌ (واقع‌ در ساحل‌ دانوب‌ ( طونه‌ ) و در مرز بلغارستان‌ و رومانی‌) منتشر شد. برخی‌ دیگر از جراید معروف‌ ولایات‌ عبارت‌ بودند از: انوار شرقیه‌ كه‌ از 1284 با الفباهای‌ عربی‌ و ارمنی‌ در ارزروم‌ منتشر می‌شد و در 1308 ش‌/1929 به‌ ارز روم‌ تغییرنام‌ یافت‌؛ دیار بكر كه‌ از 1286 تا 1350 (=1310 ش‌) /1869ـ1931 در دیاربكر منتشر شد؛ قسطمونی‌ كه‌ از 1289 تا 1357 (=1316 ش‌)/1872 تا 1938 در قسطمونی‌ انتشار یافت‌؛ و خداوندگار كه‌ از 1285/1869 در بورسه‌ ، مركز ولایت‌ خداوندگار، منتشر شد و پس‌ از تغییرنام‌ به‌ بورسه‌ در دوره‌ جمهوریت‌ تا 1329 ش‌/1950 انتشار یافت‌ (قوتلو، ص‌ 99ـ102). تعداد روزنامه‌های‌ ولایتی‌ در 1290 به‌ بیست‌ عنوان‌ رسید و در سالهای‌ بعد بر این‌ تعداد افزوده‌ شد (كول‌اوغلو، همانجا). سنّت‌ انتشار جراید ولایتی‌ تا اوایل‌ دوره‌ جمهوریت‌ ادامه‌ داشت‌ (برای‌ فهرست‌ مفصّل‌ چنین‌ روزنامه‌هایی‌ كه‌ دربردارنده‌ اطلاعاتی‌ در باره‌ مكان‌ و زمان‌ انتشار و زبانهای‌ آنهاست‌ رجوع كنید به: قاباجالی‌، 2000، ص‌90؛ قوتلو، ص‌100ـ101). جراید ولایات‌، افزون‌ بر اطلاع‌رسانی‌ به‌ مردم‌، از نظر تربیتِ استعدادِ نویسندگی‌ افراد محلی‌ و ایجاد ارتباطهای‌ فرهنگی‌ بین‌ روشنفكران‌ ولایات‌ نیز حائز اهمیت‌ بودند ( رجوع كنید به: كول‌اوغلو، همانجا). تأسیس‌ قرائتخانه‌ در استانبول‌ و برخی‌ مراكز ولایات‌ نیز در توسعه‌ جریده‌خوانی‌ مؤثر بوده‌ است‌ (همانجا). در این‌ دوره‌ مجلاتی‌ نیز منتشر می‌شده‌ است‌. نخستین‌ مجله‌ شناخته‌ شده‌ تركی‌ عثمانی‌، وقایع‌ طبیه‌ ( رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ 3، ص‌ 730ـ732) است‌ كه‌ از جمادی‌الاولی‌ 1265، هجده‌ سال‌ پس‌ از انتشار نخستین‌ جریده‌ عثمانی‌، منتشر شده‌است‌. صاحب‌ امتیاز و مدیر این‌ مجله‌، عبدالحق‌ ملا، حكیم‌باشی‌ آن‌ دوره‌، بر آن‌ بوده‌ است‌ كه‌ وقایع‌ طبی‌ كشور عثمانی‌ را گزارش‌ كند، اخبار طبی‌ خارجی‌ را به‌ اطلاع‌ خوانندگان‌ برساند، مردم‌ را از نظر سلامتی‌ تربیت‌ كند، آنها را با اطلاعات‌ مفید قابل‌ فهم‌ مجهز گرداند و برخی‌ داروها و وسایل‌ پزشكی‌ را به‌ طبیبان‌ بشناساند. این‌ مجله‌ حدود ششصد مشترك‌ داشته‌ و در حدود سه‌ سال‌، 28 شماره‌ از آن‌ منتشر شده‌ است‌ (توپراق‌ ، ص‌ 14). در سالهای‌ بعد نیز چند مجله‌ طبی‌ چون‌ تحفه‌الطب‌ ، جریده‌ طبیه‌ عسكریه‌ ، و صحت‌ نما در عثمانی‌ منتشر شد (همان‌، ص‌ 114، 116). مجلات‌ منتشر شده‌ در سراسر دوران‌ پیش‌ از مشروطیت‌ دوم‌، عموماً جنبه‌ دایره‌المعارفی‌ داشتند و می‌كوشیدند در زمینه‌ فرهنگ‌ و به‌ویژه‌ دانشهای‌ غربی‌، به‌ خوانندگان‌ اطلاعاتی‌ بدهند. نامهای‌ برخی‌ مجلات‌، چون‌ مجموعه‌ فنون‌ ، رهبر فنون‌، ثروت‌ فنون‌، خزینه‌ فنون‌ ، نیز حاكی‌ از اهمیتی‌ است‌ كه‌ ناشران‌ و خوانندگان‌ چنان‌ مجلاتی‌ برای‌ دانشهای‌ غربی‌ (با تأكید بر واژه‌ «فنون‌»، در برابر «علوم‌») قائل‌ بوده‌اند. مجموعه‌ فنون‌ ( رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ 3، ص‌ 254ـ256)، كه‌ ترجمان‌ (ارگان‌) جمعیت‌ علمیه‌ عثمانی‌ * بود، در تاریخ‌ روزنامه‌نگاری‌ عثمانی‌ از اهمیت‌ خاصی‌ برخوردار است‌. در این‌ مجله‌، اكثر اعضای‌ جمعیت‌ مذكور ــ كه‌ از دانشمندان‌ برگزیده‌ عثمانی‌ در آن‌ دوره‌ بودند در رشته‌های‌ تخصصی‌ خود، چون‌ زمین‌شناسی‌، زیست‌شناسی‌، فیزیك‌، جغرافی‌، علمِ ثروت‌ و تجارت‌، فلسفه‌، فنون‌ و صنایع‌، مقاله‌ می‌نوشتند (بوداق‌، ص‌ 227). مجموعه‌ فنون‌ از محرّم‌ 1279 ماهانه‌ منتشر می‌شد و پس‌ از دو سال‌ انتشار مرتب‌، با فواصل‌ كوتاه‌ و بلند چاپ‌ شد و آخرین‌ شماره‌اش‌، پس‌ از توقفی‌ پانزده‌ ساله‌، در ربیع‌الاول‌ 1300 انتشار یافت‌. چاپ‌ لطیفه‌ای‌ در این‌ شماره‌، باعث‌ توقیف‌ مجله‌ای‌ به‌ آن‌ اهمیت‌ شد زیرا در آن‌ از كرم‌ شب‌تاب‌ (ییلدیز بؤجكی‌) سخن‌ رفته‌ بود و «ییلدیز» (نام‌ قصر سلطان‌ عبدالحمید) از كلمات‌ ممنوعه‌ بود (رجوع كنید به: همان‌، ص‌ 231ـ237). احمد حمدی‌ تان‌پینار اهمیت‌ این‌ مجله‌ را ــ كه‌ به‌ همت‌ منیف‌پاشا * منتشر می‌شد در عثمانی‌ قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌ قابل‌ مقایسه‌ با اهمیت‌ در فرانسه‌ سده‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌ دانسته‌ است‌ (ص‌ 181ـ182؛ برای‌ آگاهی‌ بیشتر رجوع كنید به: بوداق‌، ص‌ 226ـ 288؛ آكونال‌ ، ص‌ 117ـ 118). مجله‌ مجموعه‌ علوم‌ نیز ترجمان‌ جمعیت‌ علمیه‌ (ظاهراً غیرمرتبط‌ با جمعیت‌ علمیه‌ عثمانی‌) بود و با مجموعه‌ فنون‌ همانندیها و تفاوتهایی‌ داشت‌. این‌ مجله‌ از 1296 تا 1297 (جمعاً هفت‌ شماره‌) منتشر می‌شد (بوداق‌، ص‌ 274ـ 275). مخاطب‌ مجلات‌ تا آستانه‌ اعلان‌ مشروطیت‌ اول‌ نخبگان‌ بودند و بنابراین‌، تعداد عناوین‌ و نیز شمارگان‌ آنها اندك‌ بود، اما از 1288 به‌ بعد تحولاتی‌ رخ‌داد؛ احمد مدحت‌افندی‌، روزنامه‌نگار، با انتشار مجله‌ طغارجق‌ (انبان‌) در 1289 به‌ زبانی‌ عامه‌ فهم‌ و با موضوعات‌ متنوع‌ و موردپسند قشر وسیع‌تری‌ از مردم‌، كه‌ غالباً هم‌ از مطبوعات‌ و منابع‌ اروپایی‌ ترجمه‌ شده‌ بود، گامی‌ در جهت‌ خطاب‌ به‌ توده‌ مردم‌، كه‌ باسواد بودند و البته‌ بخش‌ ناچیزی‌ از جمعیت‌ عثمانی‌ را تشكیل‌ می‌دادند، بر داشت‌ (وارلیق‌ ، ص‌ 114). رویكرد این‌ مجله‌ تلفیق‌ بین‌ علوم‌ و فلسفه‌ اروپایی‌ و بینشهای‌ جدید با اعتقادات‌ اسلامی‌ و سنّتی‌ بود، ولی‌ چون‌ بدون‌ كسب‌ اجازه‌ منتشر می‌شد، پس‌ از ده‌ شماره‌، مجلس‌ معارف‌ آن‌ را تعطیل‌ كرد (توپراق‌، ص‌ 16). در 1288 از 31 نشریه‌ ادواری‌ منتشر شده‌ در استانبول‌ تنها سه‌ مجله‌ به‌ زبان‌ تركی‌ بود، اما این‌ رقم‌ در سال‌ بعد به‌ بیش‌ از دَه‌ رسید. بین‌ سالهای‌ 1289 تا 1297 در حدود بیست‌ عنوان‌ مجله‌ منتشر شد. دوره‌ دوم‌ ، از 1293 تا 1326. در سالهای‌ پایانی‌ دوره‌ اول‌ فشار بر مطبوعات‌ روزافزون‌ بود، چنان‌ كه‌ در شعبان‌ 1292 تصمیم‌ گرفته‌ شد نشریات‌ و كتابهای‌ دارای‌ ماهیت‌ سیاسی‌، پیش‌ از چاپ‌ ممیزی‌ شوند و در ماههای‌ اول‌ 1293، در آستانه‌ خلع‌ سلطان‌ عبدالعزیز، اعلام‌ گردید كه‌ تمام‌ مطبوعات‌ باید پیش‌ از چاپ‌ به‌ نظر اداره‌ مطبوعات‌ (مطبوعات‌ دایره‌سی‌) برسند. تصاویر مطبوعات‌ نیز مشمول‌ ممیزی‌ شدند و در برابر ورود مطبوعات‌ خارجی‌ هم‌ موانع‌ سخت‌تری‌ گذاشته‌ شد (همان‌، ص‌ 85 86)؛ با این‌همه‌، روزنامه‌نگاران‌ در كوتاه‌ مدت‌ راه‌ پیشرفت‌ حرفه‌ای‌ را از مرحله‌ گزارش‌ به‌ اظهارنظر و از اظهارنظر به‌ انتقاد و از انتقاد به‌ مخالفت‌ و از مخالفت‌ به‌ مبارزه‌طلبی‌ طی‌ كردند ( رجوع كنید به: لوئیس‌، ص‌150) و روزنامه‌نگاری‌ عثمانی‌ در دوره‌ اول‌ از نظر كمّی‌ و كیفی‌ توسعه‌ یافت‌، به‌طوری‌ كه‌ شمار جرایدی‌ كه‌ در فاصله‌ سالهای‌ 1284 تا 1295/ 1867ـ 1878 فقط‌ در استانبول‌ منتشر شده‌، بیش‌ از 110 عنوان‌ بوده‌ است‌. ازاین‌رو، این‌ دوره‌، به‌ ویژه‌ دوره‌ بین‌ خلع‌ عبدالعزیز از سلطنت‌ (10 جمادی‌الاولی‌ 1293) تا انحلال‌ مجلس‌ مبعوثان‌ اول‌ عثمانی‌ در 11 صفر 1295، از حیث‌ كثرت‌ شماره‌ جراید منتشر شده‌، دوره‌ اول‌ انفجار مطبوعاتی‌ نامیده‌ شده‌ است‌ ( رجوع كنید به: كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ 85؛ برای‌ دوره‌ دوم‌ انفجار مطبوعاتی‌ رجوع كنید به: ادامه‌ مقاله‌). علی‌رغم‌ آنكه‌ عبدالحمید دوم‌ در آغاز سلطنت‌ خود، به‌ پیروی‌ از دولتمردانی‌ كه‌ او را به‌ سلطنت‌ رسانده‌ بودند، به‌ حكومت‌ مشروطه‌ تن‌ داد ( رجوع كنید به: رئیس‌نیا، ج‌ 3، ص‌ 175ـ 185) و مجلس‌ مبعوثان‌ را افتتاح‌ كرد ( رجوع كنید به: همان‌، ج‌ 3، ص‌ 197ـ 198)، پس‌ از استقرار بر تخت‌ سلطنت‌ بر آن‌ شد كه‌، با به‌ تصویب‌ رساندن‌ لایحه‌ای‌ كه‌ محدودیتهایی‌ را بر مطبوعات‌ تحمیل‌ می‌كرد، آنها را از آزادیهایی‌ كه‌ با خلع‌ سلطان‌ عبدالعزیز به‌ دست‌ آورده‌ بودند و مادّه‌ 12 قانون‌ اساسی‌ كه‌ «مطبوعات‌ را در دایره‌ قانون‌» آزاد شناخته‌ بود، محروم‌ كند (همان‌، ج‌ 3، ص‌ 182، 238ـ239)، اما با مخالفت‌ اكثر نمایندگان‌ مجلس‌ مواجه‌ شد. در این‌ لایحه‌ پیشنهاد شده‌ بود كه‌ تأسیس‌ مطبوعات‌ مشروط‌ به‌ كسب‌ اجازه‌ از دولت‌، و فعالیت‌ آنها تحت‌ نظر دولت‌ مجاز باشد ( رجوع كنید به: كارال‌، ج‌ 8، ص‌ 407ـ410؛ رئیس‌نیا، ج‌ 3، ص‌ 239ـ240). سلطان‌ عبدالحمید اندكی‌ بعد مجلس‌ مبعوثان‌ را، به‌ بهانه‌ جنگ‌ روسیه‌ و عثمانی‌، بست‌ و با بسته‌ شدن‌ مجلس‌، محدودیتهای‌ شدیدی‌ بر مطبوعات‌ حاكم‌ شد ( رجوع كنید به: كارال‌، ج‌ 7، ص‌ 411) و با تحمیل‌ شرط‌ ممیزی‌ پیش‌ از چاپ‌ بر مطبوعات‌، آزادیهای‌ تازه‌ به‌ دست‌ آمده‌ از دست‌ رفت‌ (همان‌، ج‌ 7، ص‌ 413). برای‌ اعمال‌ ممیزی‌ هم‌ دو نهاد عریض‌ و طویل‌ تشكیل‌ شده‌ بود: انجمن‌ تفتیش‌ و معاینه‌ وزارت‌ معارف‌، كه‌ عهده‌دار ممیزی‌ كتابها و نشریات‌ ادواری‌ بود؛ و مدیریت‌ مطبوعات‌ وابسته‌ به‌ وزارت‌ كشور، كه‌ ممیزی‌ پیش‌ از انتشار روزنامه‌ها را برعهده‌ داشت‌ ( رجوع كنید به: توق‌گؤز ، ص‌ 42ـ43). در 1305، با لغو كلیه‌ مجوزهای‌ نشر مجله‌، اكثر مجلات‌ از ادامه‌ انتشار بازماندند و بدین‌ ترتیب‌ ضربه‌ شدیدی‌ بر نشریات‌ وارد آمد ( رجوع كنید به: همان‌، ص‌ 44ـ 45). گرفتن‌ جواز نشر مطبوعات‌ هم‌ كار بسیار دشواری‌ بود، زیرا جواز پس‌ از تأیید شخص‌ سلطان‌ صادر می‌شد و تأیید یا هرگز صورت‌ نمی‌گرفت‌ یا بسیار دیر اعلان‌ می‌شد. اورحان‌ كول‌اوغلو (1994، ص‌ 39) در این‌ مورد، با استناد به‌ اسناد یك‌ آرشیو، به‌ چگونگی‌ توقیف‌ روزنامه‌ اختر و ناكامی‌ مدیر آن‌ در گرفتن‌ امتیاز روزنامه‌ای‌ به‌ نام‌ خورشید پرداخته‌ است‌. بدین‌ترتیب‌، با استیلای‌ استبداد سی‌ ساله‌ عبدالحمیدی‌ بر كشور (كارپات‌، ص‌ 36) و تشدید روزافزون‌ ممیزی‌ (رئیس‌نیا، ج‌ 3، ص‌ 243ـ 247؛ قاباجالی‌، 2000، ص‌ 95)، از رونق‌ روزنامه‌نگاری‌ و شمار جراید، به‌ ویژه‌ جراید خبری‌ و سیاسی‌، به‌ سرعت‌ كاسته‌ شد؛ چنان‌ كه‌ تعداد روزنامه‌های‌ روزانه‌ كه‌ در عثمانی‌ منتشر می‌شدند، در 1308 به‌ شش‌ و چند سال‌ بعد به‌ سه‌ عنوان‌ تقلیل‌ یافت‌. این‌ سه‌ روزنامه‌ ــ كه‌ مساعده‌ دولتی‌ می‌گرفتند، اما در قبال‌ آن‌، نظارت‌ شدید دربار و شخص‌ سلطان‌ را تحمل‌ می‌كردند عبارت‌ بودند از ترجمان‌ حقیقت‌ ، صباح‌ و اقدام‌ ( رجوع كنید به: لوئیس‌، ص‌ 194). این‌ روزنامه‌ها از درج‌ اخبار و مقالات‌ مشكل‌آفرین‌ احتراز می‌كردند و بیشتر به‌ مطالب‌ و مباحث‌ علمی‌ و فنی‌ می‌پرداختند ( رجوع كنید به: قاباجالی‌، 2000، ص‌ 96ـ97؛ كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ 87 89؛ توپوز، ص‌ 73 80). در مقابل‌، روشنفكران‌ عثمانی‌، كه‌ ادامه‌ فعالیت‌ سیاسی‌ و مطبوعاتی‌ را در كشور ناممكن‌ یافته‌ بودند، در اروپا و مصر به‌ نشر جرایدی‌ پرداختند كه‌ غالباً از مشی‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌ * جانبداری‌ می‌كردند. به‌ این‌ ترتیب‌، در سالهای‌ پس‌ از 1311، در حالی‌ كه‌ در هر سال‌ پنج‌ ـ شش‌ روزنامه‌ جدید تبعیدی‌ منتشر می‌شد، در داخل‌ كشور هر سال‌ به‌ طور متوسط‌ فقط‌ یك‌ روزنامه‌ جدید انتشار می‌یافت‌ (كول‌اوغلو، ، ص‌ 89). برخی‌ از روزنامه‌های‌ برون‌مرزی‌، كه‌ به‌رغم‌ موانع‌، كم‌ و بیش‌ به‌ كشور راه‌ می‌یافتند، عبارت‌ بودند از: استقبال‌ ، مشورت‌ ، اذان‌ ، عثمانلی‌ ، قانون‌ اساسی‌ ، حق‌ ، حقیقت‌ ، خلافت ، اَنینِ (ناله‌) مظلوم‌ ، انتقام‌، نظام‌ عدالت‌، امل‌، مشروطیت‌، شورای‌ امت‌، ترقی‌ و اجتهاد (رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ 159ـ164؛ توپوز، ص‌ 40ـ42؛ د. ا.ترك‌ ، ج‌ 7، ص‌ 372؛ د. اسلام‌ ، همانجا). همچنین‌ در سالهای‌ 1297 تا 1307، پنجاه‌ عنوان‌ مجله‌ در عثمانی‌ منتشر می‌شد، اما شمار آنها از 1307 تا اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌ در 1326، از پنج‌ عنوان‌ تجاوز نمی‌كرد. این‌ سیر نزولی‌ بی‌گمان‌ ناشی‌ از تشدید فشار دوره‌ استبداد عبدالحمیدی‌ بوده‌ است‌. در این‌ دوره‌، تنها یك‌ مجله‌ مهم‌ منتشر شد و آن‌ ثروت‌ فنون‌ * بود (علاوه‌ بر مدخل‌ رجوع كنید به: دوغان‌ ، ص‌ 12ـ 15؛ توپراق‌، ص‌ 17ـ19؛ قاباجالی‌، 2000، ص‌ 97ـ 98؛ توق‌گؤز، ص‌ 53 به‌ بعد). در دوره‌ مورد بحث‌، مجلات‌ دیگری‌ هم‌ انتشار می‌یافتند، از جمله‌ در زمینه‌های‌ نظامی‌، مانندِ جریده‌ عسكریه‌ كه‌ از 1281 تا 1337 از طرف‌ «اركان‌ حربیه‌ عمومیه‌» (ستاد ارتش‌) منتشر می‌شد ( رجوع كنید به: توپراق‌، ص‌ 15)؛ تجاری‌، مانند مجله‌ دو زبانه‌ تركی‌ فرانسه‌ تقویم‌ تجارت‌ ( رجوع كنید به: همانجا)؛ فرهنگی‌، مانند انسانیت‌، ویژه‌ بانوان‌؛ و فكاهی‌ چون‌ دیوژن‌ ، چنغراقلی‌ تاتار (تاتار زنگوله‌دار) و خیال‌ (درمان‌، ص‌ 71ـ72). یكی‌ از نخستین‌ اقدامات‌ حكومت‌ عبدالحمید پس‌ از استقرار، جلوگیری‌ از انتشار مجلات‌ فكاهی‌ بود و از آن‌ پس‌ تا اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌ هیچ‌ مجله‌ فكاهی‌ اجازه‌ انتشار نیافت‌ (همانجا). ویژگی‌ بارز مجلات‌ دوره‌ دوم‌، سیاست‌ گریزی‌ بود. مجموعه‌ فنون‌ ، كه‌ اعلام‌ كرده‌ بود به‌ سیاست‌ نمی‌پردازد، اگر چه‌ از شماره‌ چهارم‌ تحت‌ عنوان‌ «خلاصه‌ پولیتیقه‌» اخبار سیاسی‌ دنیا را منعكس‌ می‌كرد، هرگز در باره‌ مسائل‌ و حتی‌ اخبار سیاسی‌ داخلی‌ مطلبی‌ چاپ‌ نكرد. در واقع‌، سیاست‌گریزی‌، به‌ویژه‌ در دوره‌ سلطنت‌ عبدالحمید، شعار بسیاری‌ از نشریات‌ ادواری‌ شد و حتی‌ در بسیاری‌ از جراید و مجلات‌ قید گردید (آكونال‌، ص‌ 117). دوره‌ سوم‌ ، از اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌ (23 جمادی‌الا´خره‌ 1326) تا اعلان‌ جمهوریت‌ (5 آبان‌ 1302/ 29 اكتبر 1923). با تجدید حیات‌ قانون‌ اساسی‌، نظام‌ ممیزی‌ برچیده‌ شد و مطبوعات‌ عثمانی‌ یك‌ شبه‌ به‌ آزادی‌ نامحدودی‌ دست‌ یافتند. در دوره‌ جمهوری‌، دوم‌ مرداد/ 24 ژوئیه‌ هر سال‌، به‌ مناسبت‌ سالگرد نخستین‌ انتشار بدون‌ ممیزی‌ مطبوعات‌ در روز بعد از اعلان‌ حریت‌، عید روزنامه‌نگاران‌ اعلام‌ شده‌ است‌. پس‌ از اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌، روزنامه‌های‌ جدید پیاپی‌ به‌ سه‌ روزنامه‌ دوره‌ استبداد، اقدام‌ و صباح‌ و ترجمان‌ حقیقت‌ (رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ 170ـ171)، افزوده‌ شد. اشتیاق‌ به‌ انتشار و خواندن‌ مطبوعات‌ چنان‌ شدت‌ یافته‌ بود كه‌ در دوره‌ 45 روزه‌ پس‌ از اعلان‌ حریت‌، بیش‌ از دویست‌ روزنامه‌ و مجله‌ منتشر گردید (قاباجالی‌، 2000، ص‌ 133) و شمارگان‌ روزنامه‌ها از دو هزار به‌ پنج‌ هزار نسخه‌ افزایش‌ یافت‌ كه‌ دوره‌ دوم‌ انفجار مطبوعاتی‌ نامیده‌ شده‌ است‌ (توپوز، ص‌ 103). در دوره‌ هشت‌ و نیم‌ ماهه‌ بعدی‌، تا حادثه‌ 22 ربیع‌الاول‌ 1327/ 13 آوریل‌ 1909 (31 مارت‌، قیام‌ ضدمشروطه‌ در استانبول‌ كه‌ به‌ ولایتهای‌ دیگر هم‌ سرایت‌ كرد و با سركوبی‌ آن‌، عبدالحمید دوم‌ از سلطنت‌ خلع‌ گردید؛ كارال‌، ج‌ 9، ص‌ 89 107؛ شاو، ج‌ 2، ص‌ 472ـ476؛ آقشین‌، 1987، ص‌ 125ـ 135)، حدود 350 عنوان‌ روزنامه‌ و مجله‌ منتشر شد (قاباجالی‌، همانجا). تمام‌ جریانهای‌ نوظهور سیاسی‌ و فكری‌، ترجمانهای‌ مطبوعاتی‌ خود را منتشر و پیشنهادهای‌ خویش‌ را در باره‌ راههای‌ رهایی‌ كشور از مشكلات‌ مطرح‌ می‌كردند. اقلیتهای‌ غیر ترك‌ و غیرمسلمان‌ هم‌، در رقابت‌ با یكدیگر، بر تعداد روزنامه‌های‌ خود می‌افزودند؛ با این‌همه‌، بیشتر آنها پس‌ از انتشار دو سه‌ شماره‌ تعطیل‌ می‌شدند ( رجوع كنید به: همانجا؛ شاپولیو، ص‌ 172ـ173). با گذشت‌ زمان‌، تب‌ تأسیس‌ روزنامه‌ فروكش‌ كرد؛ چنان‌ كه‌ تعداد آنها در 1326 به‌ 130، یك‌ سال‌ پس‌ از آن‌ به‌ 124 و در 1332 به‌ 70 عنوان‌ تقلیل‌ یافت‌ ( رجوع كنید به: د. اسلام‌ ، همانجا). با تشدید اختلافات‌ و كشمكشها بین‌ جمعیتها و احزاب‌، بسیاری‌ از جراید نیز، به‌ طرفداری‌ از آنها، در برابر یكدیگر صف‌آرایی‌ كردند (برای‌ ترجمانهای‌ مطبوعاتی‌ و جراید هوادار احزاب‌ اتحاد و ترقی‌، احرار عثمانی‌، دموكرات‌ عثمانی‌، و اتحاد محمدیه‌ رجوع كنید به: تونایا ، ج‌ 1، ص‌ 33، 47ـ 48، 175ـ176، 191). با پیروزی‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌ بر جمعیتها و احزاب‌ دیگر، نشریات‌ وابسته‌ به‌ آنها دستخوش‌ توقیف‌ و تعلیق‌ شدند (قاباجالی‌، 2000، ص‌ 136) و حتی‌ برخی‌ از روزنامه‌نگاران‌ مخالف‌ ترور گردیدند، اشخاصی‌ چون‌ حسن‌ فهمی‌، سردبیر روزنامه‌ سربستی‌ و مدافع‌ جمعیت‌ فداكاران‌ ملت‌، از جمعیتهای‌ مخالف‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌، در 15 ربیع‌الاول‌ 1327، هفت‌ روز پیش‌ از حادثه‌ 31 مارت‌؛ احمد صمیم‌، سردبیر روزنامه‌ صدای‌ ملت‌ و مدافع‌ حزب‌ احرار عثمانی‌، از احزاب‌ مخالف‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌، در اول‌ جمادی‌الا´خره‌ 1328؛ و زكی‌بیگ‌، متخصص‌ امور مالی‌ و مخالف‌ اتحادیون‌، در سومین‌ سالگرد اعلان‌ حریت‌ یعنی‌ 26 رجب‌ 1329 (تونایا، ج‌ 1، ص‌ 416ـ420؛ توپوز، ص‌ 107ـ 111؛ شاپولیو، ص‌ 177ـ182). یك‌ روزنامه‌نگار تاتار، كه‌ در سالهای‌ 1330 از استانبول‌ دیدن‌ كرده‌، به‌ تشدید فشار دولت‌ و وجود ممیزی‌ نظامی‌ بر مطبوعات‌ و به‌ویژه‌ سختگیری‌ بر روزنامه‌ها و مجلات‌ بدون‌ حامی‌، در مقایسه‌ با روزنامه‌های‌ بیگانه‌ و جراید اقلیتهای‌ قومی‌ و مذهبی دارای‌ حامیان‌ خارجی‌، سخن‌ گفته‌ است‌ (كریمی‌، ص‌ 338ـ339). تصاویر این مدخل:تقویم وقایع (سال اول، ش1، 25 جمادی الاولی 1247) منبع: دومان، ج3، ص 626جریده حوادث (سال اول، ش 1، اول جمادی الآخره 1256) منبع: دومان، ج3، ص51ترجمان احوال (سال اول، ش2، 13 ربیع الآخر 1277) منبع: دومان، ج3، ص652مجله مجموعه فنون (سال سوم، ش26، 1281) منبع: دومان، ج3، ص254اقدام (سال پانزدهم، ش0111، 10 رجب 1326) منبع: د.ا.ترک، ذیل: Ikdamمجله بوش بوغاز (سال اول، ش اول، 9 رجب 1326) منبع: دومان، ج3، ص47رسملی استانبول (سال اول، ش اول، 8 حزیران 1325/1327 ق) منبع: دومان، ج3، ص484مجله سبیل الرشاد (ش 466، 3 ربیع الآخر 1339) منبع: دومان، ج3، ص541مجله گنج قلملر (ش 15، اشباط 1327/1329ق) منبع: دومان، ج3، ص113چوجوق باغچه سی (ش 1، 13 کانون الثانی 1320/1322ق) منبع: دومان، ج3، ص72 ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٠٠٢

 

جرايد در قلمرو عثمانی‌ (١) ،

الف‌) از آغاز تا تنظیمات‌. نخستین‌ جریده‌ تركی‌ بیش‌ از یك‌ قرن‌ پس‌ از انتشار نخستین‌ كتاب‌ به‌ زبان‌ تركی‌ و بیش‌ از دو قرن‌ پس‌ از آغاز انتشار روزنامه‌ (هفته‌نامه‌) در اروپا، منتشر شد (شاپولیو ، ص‌ ١٠١ـ١٠٢؛ بوداق‌، ص‌ ١٠٢)؛ اما، پیش‌ از آغاز انتشار نخستین‌ روزنامه‌ تركی‌، نشریاتی‌ به‌ زبان‌ فرانسه‌ در تركیه‌ چاپ‌ و منتشر شده‌ بود.

دولت‌ عثمانی‌ با مطبوعات‌ اروپایی‌ نخستین‌بار در جریان‌ انقلاب‌ كبیر فرانسه‌ (١٧٩٨) مواجه‌ شد و از آن‌ استقبال‌ كرد؛ اما، زمانی‌ كه‌ متوجه‌ شد فرانسه‌، برای‌ تحریك‌ ساكنان‌ قلمرو عثمانی‌ (به‌ویژه‌ یونانیها) به‌ قیام‌، اعلامیه‌ها و نشریاتی‌ به‌ زبانهای‌ فرانسه‌ و یونانی‌ منتشر می‌كند، برای‌ جلوگیری‌ از آن‌ اقدام‌ كرد (كول‌ اوغلو ، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌٦٩). در چاپخانه‌ سفارت‌ فرانسه‌ در استانبول‌، دست‌كم‌ دو نشریه‌ چاپ‌ و توزیع‌ می‌شد: < نشریه‌ اخبار> در ١٢٠٩/١٧٩٥ و < روزنامه‌ فرانسوی‌ قسطنطنیه‌ > در ١٢١٠/١٧٩٦ (توپوز، ص‌ ٢٨ـ٣٠؛ قاباجالی‌ ، ٢٠٠٠، ص‌ ٤٧). در ١٢١٣/ ١٧٩٨ كه‌ ناپلئون‌ مصر را به‌ تصرف‌ در آورد، روزنامه‌ای‌ به‌ زبان‌ فرانسه‌ و روزنامه‌ای‌ دو زبانه‌، به‌ فرانسه‌ و عربی‌، منتشر كرد كه‌ در پی‌ عقب‌نشینی‌ ارتش‌ فرانسه‌ از مصر و انتقال‌ چاپخانه‌، انتشار آنها متوقف‌ شد و بنابراین‌ تأثیرشان‌ ناچیز بود (همانجا). همچنین‌، بازرگانان‌ فرانسوی‌ الاصل‌ از ١٢٣٦/١٨٢٠ به‌ بعد روزنامه‌هایی‌ به‌ زبان‌ فرانسه‌ در ازمیر منتشر می‌كردند (توپوز، ص‌٣٠ـ٣٣؛ لوئیس‌، ص‌٩٤) كه‌، به‌ سبب‌ انتقاد از دولت‌روسیه‌ (چون‌ آن‌ دولت‌ از دزدان‌ دریایی‌ اروپایی مشكل‌آفرین‌ برای‌ تجارت‌ حمایت‌ می‌كرد)، دولت‌ عثمانی‌ از آنها پشتیبانی‌ می‌كرد و به‌ سبب‌ دریافت‌ كمك‌ مالی‌ از دولت‌ و داشتن‌ مناسبات‌ حسنه‌ با آن‌، روزنامه‌های‌ نیمه‌رسمی‌ به‌ شمار می‌آمدند. برخی‌ از این‌ روزنامه‌ها بعداً به‌ استانبول‌ منتقل‌ شدند و همراه‌ دیگر روزنامه‌های‌ فرانسه‌ زبانِ پایتخت‌، تا دوره‌ جمهوریت‌ به‌ انتشار خود ادامه‌ دادند. علاوه‌ بر فرانسویها، یونانیها و ارمنیان‌ نیز روزنامه‌هایی‌ به‌ زبان‌ فرانسه‌ انتشار می‌دادند. روزنامه‌هایی‌ نیز چون‌ < پیك‌ شرق‌ طالع‌ >، <لحظات‌ شرق‌ طالع‌ > و < روزنامه‌ كشتیرانی‌ > به‌ انگلیسی‌ و روزنامه‌هایی‌ به‌ یونانی‌، ارمنی‌، لادینو (زبان‌ یهودیان‌ اسپانیایی‌)، عربی‌، فارسی‌ و دیگر زبانها نیز در دوره‌ مورد بحث‌ در شهرهای‌ مهم‌ عثمانی‌، چون‌ ازمیر، سلانیك‌، بیروت‌ و به‌ویژه‌ استانبول‌، منتشر شده‌ است‌ ( رجوع كنید به: كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ غیرتركی‌» >، ص‌ ٩٥ـ ٩٨).

مطبوعات‌ فارسی‌. نخستین‌ روزنامه‌ فارسی‌ كه‌ در عثمانی‌ منتشر شد، ضمیمه‌ فارسی‌ روزنامه‌ تقویم‌ وقایع‌ ( رجوع كنید به: ادامه‌ مقاله‌) بود كه‌ در فاصله‌ سالهای‌ ١٢٤٧ تا ١٢٥٣، یعنی‌ پیش‌ از آغاز انتشار كاغذ اخبار (نخستین‌ روزنامه‌ منتشر شده‌ در ایران‌ در ١٢٥٣، رجوع كنید به: بخش‌ ٢، الف‌)، در استانبول‌ و ولایات‌ شرقی‌ آناطولی‌ و بغداد توزیع‌ می‌شد (كول‌اوغلو، <«مطبوعات‌ غیرتركی‌» > ، ص‌ ٩٨)؛ اما، تاكنون‌ نسخه‌ای‌ از آن‌ به‌ دست‌ نیامده‌ است‌ (قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٥١).

دومین‌ روزنامه‌ فارسی‌ زبان‌ مهم‌ منتشر شده‌ در پایتخت‌ عثمانی‌، اختر بود كه‌ در فاصله‌ سالهای‌ ١٢٩٢ تا ١٣١٤ انتشار می‌یافت‌ ( رجوع كنید به: رئیس‌نیا، ج‌ ٣، ص‌ ٢٧٧ به‌ بعد؛ پروین‌، ج‌ ١، ص‌ ٢٤٦ به‌ بعد). به‌ نوشته‌ كول‌اوغلو (همانجا)، در فاصله‌ تعطیل‌ شدن‌ اختر و اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌ در عثمانی‌ (٢٤ جمادی‌الا´خره‌ ١٣٢٦) تنها یك‌ روزنامه‌ و پس‌ از مشروطیت‌ دوم‌ شش‌ روزنامه‌ فارسی‌ [ در استانبول‌ ] منتشر شده‌ است‌. وی‌ نامی‌ از آن‌ روزنامه‌ها نبرده‌، اما روزنامه‌ فارسی‌ منتشر شده‌ پیش‌ از ١٣٢٦، احتمالاً روزنامه‌ شاهسون‌ بوده‌ كه‌ محمدعلی‌ تربیت‌ (وی‌ یك‌ شماره‌ از آن‌ را در اختیار داشته‌)، سال‌ انتشارش‌ را ١٣٠٦ یا شاید اندكی‌ پیشتر دانسته‌ و طالبوف‌ تبریزی‌ و سیدمحمد شبستری‌ (ابوالضیاء) را از ناشران‌ آن‌ به‌ شمار آورده‌ است‌ (تربیت‌، ١٣٣٧ش‌، ص‌٤٥٦ـ ٤٥٨؛ نیز رجوع كنید به: همو، ١٣١٤ش‌، ص‌ ٤١٠؛ صدرهاشمی‌، ج‌ ٣، ص‌ ٥٦؛ رابینو، ص‌ ١٧٣ـ ١٧٤). روزنامه‌های‌ فارسی‌زبان‌ منتشر شده‌ در دوره‌ پس‌ از اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌ در استانبول‌، به‌ ترتیب‌ تاریخ‌ آغاز انتشار، عبارت‌اند از: شمس‌ ، آزادی‌ ، سروش‌ ، فكر استقبال‌ ، و شیدا .

شمس، كه‌ از ٨ شعبان‌ ١٣٢٦ آغاز به‌ انتشار كرد، روزنامه‌ هفتگی‌ مصور خبری‌ ـ سیاسی‌ بود و اخبار جامعه‌ ایرانیان‌ مقیم‌ استانبول‌ و «انجمن‌ سعادت‌ ایرانیان‌» (پروین‌، ج‌ ٢، ص‌ ٦٩٢) و نیز اخبار مقاومت‌ تبریز در برابر قوای‌ استبداد را منعكس‌ می‌كرد (كسروی‌، ص‌ ٧٢٦). چون‌ این‌ روزنامه‌ در استانبول‌، پس‌ از «اعلان‌ حریت‌» منتشر می‌شد، نویسنده‌اش‌ با برخورداری‌ از «فكری‌ باز و قلمی‌ آزاد» می‌توانست‌ «بدون‌ پروا، از خائنین‌ و درباریان‌ بدگویی‌» كند (رابینو، ص‌ ١٨٢). سفارت‌ ایران‌ در استانبول‌ صورت‌ تلگرام‌ حجج‌اسلام‌ نجف‌ اشرف‌ در محكومیت‌ محمدعلی‌ میرزا را، كه‌ روزنامه‌ شمس‌ به‌ صورت‌ فوق‌العاده‌ منتشر كرده‌ بود، به‌ پیوست‌ گزارشی‌، در ١٣٢٦ به‌ وزارت‌ خارجه‌ ایران‌ فرستاد ( رجوع كنید به: گزیده‌ اسناد سیاسی‌ ایران‌ و عثمانی‌ ، ج‌ ٧، ص‌ ١٠ـ١١). انتشار شمس‌ ده‌ سال‌ ادامه‌ یافت‌ (پروین‌، ج‌ ٢، ص‌ ٦٩٢). اگرچه‌ در سر مقاله‌ شماره‌ نخست‌ آن‌ وعده‌ داده‌ شده‌ بود كه‌، برای‌ بی‌بهره‌ نماندن‌ «برادران‌ ترك‌زبان‌» استانبول‌، گاهی‌ نیمی‌ از آن‌ به‌ فارسی‌ و نیمی‌ به‌ تركی‌ نگاشته‌ می‌شود، مطالب‌ تركی‌ این‌ نشریه‌ در سراسر دوران‌ انتشارش‌ ناچیز بود (همانجا؛ نیز رجوع كنید به: صدر هاشمی‌، ج‌ ٣، ص‌ ٨٢ ٨٤؛ كهن‌، ج‌ ٢، ص‌ ٤٨٨ـ ٤٩٠). دوره‌ این‌ روزنامه‌ در كتابخانه‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ و كتابخانه‌ مركزی‌ دانشگاه‌ تهران‌ موجود است‌.

از روزنامه‌ آزادی‌ ، فقط‌ یك‌ شماره‌، در ٨ محرّم‌ ١٣٢٧، منتشر شده‌ است‌ (تربیت‌، ١٣٣٧ ش‌، ص‌ ١٧٤؛ صدرهاشمی‌، ج‌ ١، ص‌ ١٤٤ـ ١٤٥؛ رابینو، ص‌ ٣٨؛ پروین‌، همانجا).

سروش‌ را علی‌اكبر دهخدا، پس‌ از تعطیل‌ شدن‌ صوراسرافیل‌ اروپا، به‌ یاری‌ انجمن‌ سعادت‌ ایرانیان‌ و اشخاصی‌ چون‌ یحیی‌ دولت‌آبادی‌ و سیدمحمد توفیق‌، از ١٢ جمادی‌الا´خره‌ ١٣٢٧ در استانبول‌ انتشار داد و واپسین‌ شماره‌ آن‌ (شماره‌١٤) در ١٠ ذیقعده‌ ١٣٢٧ منتشر شد. این‌ روزنامه‌، كه‌ به‌ اعتباری‌ ادامه‌ صوراسرافیل‌ * به‌ شمار می‌آید، از نظر مبارزه‌ با استبداد و تبلیغ‌ آزادی‌ و مشروطه‌ از ارزش‌ خاصی‌ برخوردار است‌ (رابینو، ص‌١٦٨ـ ١٧٠؛ رضوانی‌، ص‌ ٥٠٢ ٥٠٣؛ دهخدا، ج‌ ١، سرآغاز دبیرسیاقی‌، ص ‌سیزده‌ـ چهارده‌،ج‌٢، پیشگفتار دبیرسیاقی‌، ص‌هشت‌ ـ هفده‌).

از روزنامه‌ فكر استقبال‌ نیز، همچون‌ آزادی‌ ، فقط‌ یك‌ شماره‌، به‌ مدیریت‌ ع‌. ل‌. شریعت‌زاده‌، در ٢١ شعبان‌ ١٣٢٨، به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌ (صدر هاشمی‌، ج‌ ٤، ص‌ ٨٤ ٨٥؛ رابینو، ص‌ ٢٠٥).

شیدا ، كه‌ نخستین‌ شماره‌اش‌ در ٢٩ شوال‌ ١٣٢٩ چاپ‌ شد، روزنامه‌ای‌ مصور و نیمه‌ فكاهی‌ بود كه‌ انجمن‌ دانشجویان‌ ایرانی‌ مقیم‌ استانبول‌ آن‌ را به‌ دو زبان‌ فارسی‌ و تركی‌ منتشر می‌كردند. آخرین‌ شماره‌این‌ نشریه‌ (شماره‌ پنجم‌) در ٢ محرّم‌ ١٣٣٠ انتشار یافت‌ (تربیت‌، ١٣٣٧ش‌، ص‌ ٤٨٥ـ ٤٨٦؛ صدرهاشمی‌، ج‌٣، ص‌٩٣). طنزهای‌ تصویری‌ (كاریكاتورهای‌) شیدا را حسین‌ طاهرزاده‌ بهزاد، كاریكاتوریست‌ روزنامه‌های‌ آذربایجان‌ و حشرات‌الارض‌ چاپ‌ تبریز، ترسیم‌ می‌كرد (پروین‌، ج‌٢، ص‌ ٦٦٨).

افزون‌ بر روزنامه‌های‌ مذكور، مجله‌های‌ پارس‌ و خاور نیز به‌ زبان‌ فارسی‌ در استانبول‌ منتشر می‌شد. از اردیبهشت‌ ١٣٠٠ تا نیمه‌ تیرماه‌ همان‌ سال‌، از مجله‌ پارس‌ شش‌ شماره‌ منتشر شد. ابوالقاسم‌ لاهوتی‌ (متوفی‌ ١٣٣٦) صاحب‌ امتیاز و مدیر آن‌ بود و جلال‌ انسی‌ [زاده] مدیرمسئول‌ آن‌ (صدرهاشمی‌، ج‌ ٢، ص‌٤٦). جلال‌ انسی‌ احتمالاً همان‌ روزنامه‌نگاری‌ است‌ كه‌ جریده‌ كشكول‌ را در فاصله‌ سالهای‌ ١٣٠٠ تا ١٣١٠/ ١٨٨٣ـ ١٨٩٢ به‌ زبانهای‌ تركی‌ و فارسی‌ در تفلیس‌ منتشر می‌كرد و پس‌ از توقیف‌ آن‌، به‌ عثمانی‌ مهاجرت‌ نمود و در آنجا به‌ خدمت‌ دولت‌ عثمانی‌ در آمد. او احتمالاً پیش‌ از ١٣٠٧ ش‌ درگذشته‌ است‌ ( رجوع كنید به: آق‌چوره‌ اوغلی‌، ص‌ ٣٣٦؛ د. آ. ، ج‌ ٥، ص‌ ٣٦١، ج‌ ٩، ص‌ ٤٩٤ـ ٤٩٥؛ یوكسل‌، ص‌ ٩٧ـ ٩٨). گردانندگان‌ مجله‌ سی‌ صفحه‌ای‌ پارس‌ بر آن‌ بودند تا ملل‌ غرب‌ را با زبان‌ و ادب‌ فارسی‌ و ملل‌ شرق‌ را با افكار و آثار ادبی‌ غربی‌ آشنا كنند و از این‌ روی‌ آن‌ را به‌ دو زبان‌ فارسی‌ و فرانسه‌ منتشر می‌كردند. لاهوتی‌ سردبیر بخش‌ فارسی‌ آن‌ بود و حسن‌ مقدّم‌ سردبیر و نویسنده‌ بخش‌ فرانسوی‌ آن‌. پارس‌ با استقبال‌ برخی‌ محافل‌ ادبی‌ فرانسه‌ مواجه‌ شد و برخی‌ از نویسندگان‌ فرانسوی‌، چون‌ آندره‌ ژید ، با آن‌ همكاری‌ می‌كردند ( رجوع كنید به: خان‌ملك‌ ساسانی‌، ص‌ ٢٠٩ـ٢١١؛ آرین‌پور، ج‌ ٢، ص‌ ٣٠٢ـ ٣٠٤، ٣٨٢؛ صدرهاشمی‌، ج‌ ٢، ص‌ ٤٦ـ٤٧).

مجله‌ ماهانه‌ علمی‌، ادبی‌ و اقتصادی‌ خاور ، به‌ صاحب‌ امتیازی‌ و مدیریت‌ سیدحسن‌ شمس‌ تبریزی‌ (به‌ نوشته‌ خان‌ملك‌ ساسانی‌، ص‌ ٣٠٧، وی‌ قزوینی‌الاصل‌ بوده‌ است‌) و مدیرمسئولی‌ سیدمحمد توفیق‌ ــ كه‌ هر دو در نشر روزنامه‌ شمس‌ همكاری‌ داشتند و سردبیری‌ حسین‌ دانش‌، در ٤٤ صفحه‌ به‌ قطع‌ خشتی‌ از محرّم‌ ١٣٤٣/ مرداد ١٣٠٣ آغاز به‌ انتشار كرد. گردانندگان‌ مجله‌، كه‌ گویا از هواداران‌ رضاخان‌ سردار سپه‌ بودند، این‌ نشریه‌ را «ترجمان‌ افكار ایرانیان‌ تركیه‌نشین‌» و رساننده‌ ندای‌ ایرانیان‌ آن‌ سامان‌ به‌ گوش‌ مركز و نگاهبان‌ حقوق‌ و شئون‌ آنان‌ می‌دانستند. پیش‌ از آغاز انتشار مجله‌ خاور ، روزنامه‌ای‌ نیز به‌ همان‌ نام‌، به‌ مدیریت‌ سیدحسن‌ شمس‌ از شوال‌ ١٣٣٢ در استانبول‌ منتشر می‌شد، كه‌ در واقع‌، ادامه‌ روزنامه‌ شمس‌ بود.

تقویم‌ وقایع‌. در آستانه‌ صدور «خط‌ همایون‌ گلخانه‌» (١٢٥٥/ ١٨٣٩) و آغاز شدن‌ دوره‌ تنظیمات‌ * ، دولتمردان‌ اصلاح‌طلب‌ عثمانی‌ به‌ اهمیت‌ وجود مطبوعات‌ در داخل‌ كشور وقوف‌ نداشتند و آن‌ را چندان‌ جدّی‌ نمی‌گرفتند. آنان‌ مطبوعات‌ را سلاحی‌ در برابر خارج‌ تلقی‌ می‌كردند و از همین‌ روی‌، حامی‌ مطبوعات‌ خارجی‌ زبان‌ بودند، حتی‌ مطبوعاتی‌ كه‌ بیگانگان‌ منتشر می‌كردند (تان‌پینار، ص‌ ١٤٧). آنچه‌ سلطان‌ محمود دوم‌ را به‌ تأسیس‌ روزنامه‌ای‌ تركی‌زبان‌ مصمم‌ كرد، انتشار روزنامه‌ هفتگی‌ وقایع‌ مصریه‌ به‌ زبانهای‌ تركی‌ و عربی‌، به‌فرمان‌ محمدعلی‌ پاشا * حاكم‌ مصر، در ١٢٤٤ بود (دومان‌، ج‌ ٣، ص‌ ٧٢٤ـ٧٢٩؛ لوئیس‌، ص‌ ٩٥). در ١٢٤٧، سلطان‌ محمود دوم‌ فرمان‌ تأسیس‌ تقویم‌وقایع‌ را صادر كرد (شاپولیو، ص‌ ١٠٠ـ ١٠١؛ قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٤٨ـ٤٩) و نخستین‌ شماره‌ آن‌ در جمادی‌الاولی‌ ١٢٤٧ در هشت‌ صفحه‌ منتشر شد (قاباجالی‌، همانجا؛ بوداق‌، ص‌ ١٠١). قرار بر آن‌ بود كه‌ جریده‌ هفتگی‌ باشد؛ اما، انتشار آن‌ نامنظم‌ بود (از ٨ تا ٤٦ شماره‌ در سال‌). علت‌ اصلی‌ نامنظمی‌، نه‌ زیادی‌ و كمی‌ حوادث‌، بلكه‌ در درجه‌ اول‌ زیادی‌ و كمی‌ علاقه‌ صدراعظمها به‌ آن‌ بود (رجوع كنید به: قاباجالی‌، همانجا). سلطان‌ محمود دوم‌ شخصاً به‌ انتشار آن‌ علاقه‌مند بود و حتی‌، به‌ قولی‌، مقالاتی‌ بدون‌ امضا از موضع‌ یك‌ نوآور اروپاگرا برای‌ آن‌ می‌نوشت‌ (بركس‌، ص‌ ١٢٦). موضع‌ جریده‌ در سالهای‌ نخست‌ انتشار، ترویج‌ اصلاح‌طلبی‌ و نوعی‌ لیبرالیسم‌ بود، البته‌ بدون‌ داشتن‌ حق‌ انتقاد از عملكردهای‌ دولت‌ (شاپولیو، ص‌ ١٠٤). اخبار و مطالب‌ آن‌ مجموعاً تحت‌ شش‌ عنوان‌ «امور داخلیه‌»، «امور خارجیه‌»، «مواد عسكریه‌»، «فنون‌»، «توجیهات‌ علمیه‌» (انتصابات‌ علما)، «تجارت‌ و اسعار» درج‌ می‌گردید ( رجوع كنید به: قاباجالی‌، همانجا؛ بوداق‌، ص‌ ١٠٣ـ١٠٤). تقویم‌وقایع‌ ، كه‌ به‌ مثابه‌ ترجمان‌ رسمی‌ دولت‌ عثمانی‌ بود، در پنج‌ هزار نسخه‌ انتشار می‌یافت‌ و برای‌ مقامات‌ دولتی‌، كارمندان‌ عالی‌رتبه‌، علما، اعیان‌ و اشراف‌، سفرای‌ خارجی‌ و نیز مشتركان‌، فرستاده‌ می‌شد (شاپولیو، همانجا).

اگر چه‌ یكی‌ از انگیزه‌های‌ محمود دوم‌ برای‌ تأسیس‌ روزنامه‌، انتشار وقایع‌ مصریه‌ بود، اقدام‌ وی‌ به‌ افزودن‌ ضمیمه‌هایی‌ به‌ زبانهای‌ فرانسه‌ و یونانی‌ و ارمنی‌ و بلغاری‌ و عربی‌ و فارسی‌، با هدف‌ اصلی‌ آگاه‌ كردن‌ تمام‌ حكام‌ و دولتمردان‌ از مواضع‌ اصلی‌ و سیاستهای‌ دولت‌، گستردگی‌ برنامه‌ وی‌ را نشان‌ می‌دهد. درگیری‌ نظامی‌ بین‌ مصر و عثمانی‌ در صفحات‌ روزنامه‌های‌ دو طرف‌ جنگ‌ نیز بازتاب‌ یافت‌. در این‌ میان‌ ضمیمه‌ فرانسه‌زبان‌ تقویم‌وقایع‌ ، به‌ نام‌ < دیده‌بان‌ عثمانی‌ >، سهم‌ مهمی‌ داشت‌ (كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ ٦٩ـ٧٠). این‌ ضمیمه‌، كه‌ روی‌ هم‌ رفته‌ مستقل‌ از تقویم ‌وقایع‌ بود، به‌ مدیریت‌ و نویسندگی‌ الكساندر بلاك‌ منتشر می‌شد. وی‌ از روزنامه‌نگاران‌ فرانسوی‌تبار ساكن‌ ازمیر بود كه‌ در نتیجه‌ دفاع‌ از مواضع‌ دولت‌ عثمانی‌، از جانب‌ سلطان‌ محمود به‌ استانبول‌ دعوت‌ شد و در فراهم‌ آوردن‌ مقدمات‌ انتشار تقویم‌ وقایع‌ نیز سهیم‌ بود. انتشار < دیده‌بان‌ > ــ كه‌ هدف‌ از آن‌ توضیح‌ و تشریح‌ سیاست‌ دولت‌ عثمانی‌ به‌ اروپاییان‌ و دفاع‌ از آن‌ بود چهار روز پس‌ از انتشار نخستین‌ شماره‌ تقویم‌ وقایع‌ آغاز شد و، به‌ طور نامنظم‌ و با توقفهای‌ كوتاه‌ و بلند، تا حدود ١٢٦٦ ادامه‌ یافت‌. < دیده‌بان‌ > اگر چه‌ ترجمه‌ تقویم‌ وقایع‌ به‌ شمار نمی‌آمد، اما بیشتر خبرهای‌ رسمی‌ مندرج‌ در تقویم‌ ، در آن‌ هم‌ درج‌ می‌گردید و در عین‌ حال‌ در بردارنده‌ نوشته‌هایی‌ بود كه‌ مواضع‌ دولت‌ را در باره‌ مسائل‌ گوناگون‌ منعكس‌ می‌كرد (كول‌اوغلو، <«مطبوعات‌ غیرتركی‌» >، ص‌٩٥؛ توپوز، ص‌ ٣٣ـ٣٤؛ قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٥١). به‌ سبب‌ تأثیر< دیده‌بان‌ > در پیشبرد سیاست‌ دولت‌عثمانی‌ دراروپا، محمدعلی‌ پاشا هم‌، به‌ تقلید از آن‌،< دیده‌بان‌ مصری‌ > را از ١٢٤٨ انتشار داد (كول‌اوغلو،< «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌٧٠).

تقویم‌ وقایع‌ ، كه‌ بعدها روزانه‌ منتشر می‌شد، با فراز و فرودهایی‌، تا اضمحلال‌ فرمانروایی‌ عثمانی‌ دوام‌ آورد و مدتی‌ پس‌ از انتشار شماره‌ ٤٦٠٩ آن‌ در ربیع‌الاول‌ ١٣٤١/ آبان‌ ١٣٠١، با تصویب‌ مجلس‌ كبیر ملی‌ تركیه‌ به‌ رسمی‌ جریده‌ (جریده‌ رسمی‌) تغییر نام‌ داد و پس‌ از انتشار ٧٦٣ شماره‌، رسمی‌ گزته‌ (روزنامه‌ رسمی‌) نامیده‌ شد (توپوز، ص‌ ٥ ٧؛ شاپولیو، ص‌ ١٠٦ـ١٠٧).

ب‌) از تنظیمات‌ تا اعلان‌ جمهوری‌. تاریخ‌ مطبوعات‌ عثمانی‌ را، از آغاز تنظیمات‌ تا اعلان‌ جمهوری‌، به‌ سه‌ دوره‌ می‌توان‌ تقسیم‌ كرد:

دوره‌ اول‌ ، از آغاز تنظیمات‌ (١٢٥٥) تا به‌ سلطنت‌ رسیدن‌ عبدالحمید دوم‌ (١٢٩٣). روزنامه‌نگاری‌ در این‌ دوره‌، رشد و توسعه‌ بسیار یافت‌. جریده‌ حوادث‌ ، دومین‌ روزنامه‌ تركی‌ و نخستین‌ روزنامه‌ نیمه‌ رسمی‌، از اول‌ جمادی‌الا´خره‌ ١٢٥٦ منتشر شد. ناشر آن‌ تاجری‌ انگلیسی‌ به‌ نام‌ ویلیام‌ چرچیل‌ بود كه‌، به‌ عنوان‌ منشی‌، در سفارت‌ ایالات‌ متحده‌ در استانبول‌ نیز كار می‌كرد ( د. ا. د. ترك‌ ، ذیل‌ de-i havadisCeri ). اعطای‌ امتیاز نشر روزنامه‌ به‌ وی‌، به‌ دلایل‌ سیاسی‌ و امری‌ تحمیلی‌ به‌ دولت‌، با استفاده‌ از حق‌ قضاوت‌ كنسولی‌ (كاپیتولاسیون‌) بود ( رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ ١٠٨ـ١٠٩؛ گرچك‌ ، ص‌ ٣٥ـ٣٦؛ بوداق‌، ص‌١٠٤ـ ١٠٥). جریده‌ حوادث‌ ، به‌ علت‌ بالا نرفتن‌ شمار خوانندگانش‌ از ١٥٠ نفر و كمی‌ شمارگان‌، تعطیل‌ گردید، اما باتوجه‌ به‌ انتشار نامنظم‌ جریده‌ رسمی‌ دولتی‌، یعنی‌ تقویم ‌وقایع، و پایین‌تر بودن‌ سطح‌ آن‌ از سطح‌ روزنامه‌های‌ اقلیتهای‌ عثمانی‌، از كمك‌ مالی‌ دولت‌ برخوردار شد و با استفاده‌ از امكانات‌ تقویم‌خانه‌ عامره‌ به‌ حیات‌ خود ادامه‌ داد و عهده‌دار برخی‌ از وظایف‌ روزنامه‌ رسمی‌ مذكور ــ چون‌ درج‌ بدون‌ تفسیر اخبار اداری‌ تحت‌ عنوان‌ «حوادثات‌ داخلیه‌»، در كنار بخشهای‌ «حوادثات‌ خارجیه‌» و «اعلانات‌» (بوداق‌، ص‌١١٠) شد و عملاً به‌ صورت‌ روزنامه‌ای‌ نیمه‌ رسمی‌ ایفای‌ وظیفه‌ كرد ( رجوع كنید به: د. ا. د. ترك‌ ، همانجا). گزارشهایی‌ كه‌ چرچیل‌ در جریان‌ جنگ‌ كریمه‌ (١٢٦٩ـ ١٢٧٢/ ١٨٥٣ـ١٨٥٦)، از منطقه‌ جنگی‌ ــ كه‌ به‌ عنوان‌ خبرنگار بعضی‌ از روزنامه‌ها در آنجا حضور داشت‌ برای‌ درج‌ در جریده‌ حوادث‌ مخابره‌ می‌كرد، شمارگان‌ آن‌ را به‌ سرعت‌ بالا برد. استقبال‌ از این‌ گزارشها چنان‌ زیاد بود كه‌ جریده‌ ناگزیر از چاپ‌ شماره‌های‌ ویژه‌ای‌ به‌ نام‌ روزنامه‌ جریده‌ حوادث‌ یا روزنامه‌ شد (توپوز، ص‌ ٩؛ قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٦٢). پس‌ از انتشار روزنامه‌ ترجمان‌ احوال‌ ( رجوع كنید به: ادامه‌ مقاله‌) در حدود بیست‌ سال‌ پس‌ از آغاز انتشار جریده‌ حوادث‌ ، چرچیل‌ برای‌ از میدان‌ به‌ در بردن‌ رقیب‌ تازه‌، ضمیمه‌ای‌ به‌ نام‌ روزنامه‌ جریده‌ حوادث‌ را به‌ مدیریت‌ پسرش‌، آلفرد، به‌ صورت‌ روزانه‌ (پنج‌ شماره‌ در هفته‌) انتشار داد. پس‌ از درگذشت‌ چرچیل‌، واپسین‌ شماره‌ جریده‌ حوادث‌ (ش‌ ١٢١٢) در ٢٦ جمادی‌الاولی‌ ١٢٨١ منتشر شد و روزنامه‌ جریده‌ حوادث‌ جای‌ آن‌ را گرفت‌ و تا ١٣٣٧، نخست‌ با مدیریت‌ آلفرد و بعدها با صاحب‌ امتیازی‌ و مدیریت‌ اشخاص‌ دیگر، به‌ حیات‌ خود ادامه‌ داد (قاباجالی‌، همانجا). جریده‌ حوادث‌ آغازگر نوآوریهایی‌ در روزنامه‌نگاری‌ تركی‌ بود كه‌ اهم‌ آنها عبارت‌اند از: نوشتن‌ مطالبی‌ در باره‌ نمایش‌ (تئاتر) و درج‌ خلاصه‌ برخی‌ نمایشنامه‌ها كه‌ در تماشاخانه‌ای‌ در استانبول‌ برای‌ اروپاییان‌ اجرا می‌گردید (تان‌پینار، ص‌ ١٤٦ـ١٤٧، ٢٧٩)؛ درج‌ مطالب‌ آگاهی‌دهنده‌ در باره‌ موضوعاتی‌ چون‌ دنیای‌ جدید، هندوستان‌، دیرین‌شناسی‌، بیماریها، بیمه‌، عقل‌، و حكومت‌ پارلمانی‌ (ماردین‌، ص‌ ٢٨٧)؛ اعزام‌ خبرنگار به‌ مناطق‌ گوناگون‌؛ درج‌ آگهی‌، از جمله‌ آگهی‌ ترحیم‌ و شرح‌حال‌ درگذشتگان‌؛ چاپ‌ نامه‌های‌ خوانندگان‌؛ و باب‌ كردن‌ پاورقی‌نویسی‌ ( د. ا. د. ترك‌ ، همانجا). نثر روزنامه‌ای‌ نیز، كه‌ بعدها تكامل‌ یافت‌، از همین‌ روزنامه‌ آغاز شد (ماردین‌، ص‌ ٢٨٧).

از دیگر روزنامه‌های‌ مهم‌ این‌ دوره‌، كه‌ روزنامه‌نگاری‌ در عثمانی‌ را وارد مرحله‌ جدیدی‌ كرد، ترجمان‌ احوال‌ بود ( رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ ٣، ص‌ ٦٥١ـ٦٥٢). مدیر این‌ روزنامه‌ آگاه‌افندی‌ (دولتمرد عثمانی‌، متوفی‌ ١٣٠١) بود كه‌ مدتی‌ در سفارت‌ عثمانی‌ در پاریس‌ به‌ خدمت‌ اشتغال‌ داشت‌ (توپوز، ص‌ ١٣ـ١٤) و سردبیر آن‌ ابراهیمِشناسی‌ * (روشنفكر نوآور و برجسته‌ عثمانی‌، متوفی‌ ١٢٨٨) بود (بركس‌، ص‌ ١٩٧) كه‌ در پاریس‌ تحصیل‌ كرده‌ بود (ماردین‌، ص‌ ٢٨١ـ٢٨٢). انتشار ترجمان‌ احوال‌ در ٥ ربیع‌الا´خر ١٢٧٧ آغاز شد. در آستانه‌ انتشار آن‌، در دو مركز عمده‌ مطبوعاتی‌ عثمانی‌، یعنی‌ در استانبول‌ و ازمیر، در مقابل‌ شانزده‌ روزنامه‌ غیر تركی‌ (به‌ زبانهایی‌ چون‌ فرانسه‌، ایتالیایی‌، یونانی‌، ارمنی‌، بلغاری‌ و عبری‌)، تنها دو روزنامه‌ تركی‌ منتشر می‌شد (كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ ٧٥).

انتشار ترجمان‌ احوال‌ را ــ كه‌ نخستین‌ روزنامه‌ غیر رسمی انتشار یافته‌ به‌ همت‌ اتباعِ تركِ مسلمان‌ دولت‌ عثمانی‌ بود سرآغاز فعالیت‌ مطبوعات‌ واقعی‌ ترك‌ (كوران‌ ، ص‌ ٤٩٩) و راه‌گشای‌ روزنامه‌نگاری‌ ملی‌ در تركیه‌ (شاپولیو، ص‌ ١١٦) دانسته‌اند و با آنكه‌ تقویم‌ وقایع‌ سی‌ سال‌ پیش‌ از آن‌ منتشر شده‌ بود، صدمین‌ سالگرد روزنامه‌نگاری‌ تركیه‌ را در صدمین‌ سال‌ انتشار ترجمان‌ احوال‌ ، اكتبر ١٩٦٠/ آبان‌ ١٣٣٩، جشن‌ گرفتند ( رجوع كنید به: توپوز، ص‌ ١٠). ابراهیم‌ شناسی‌ در سر مقاله‌ شماره‌ نخست‌ ترجمان‌ احوال‌ كوشیده‌ بود بر حق‌ اظهارنظر در باره‌ امور وطن‌، به‌مثابه‌ یكی‌ از حقوق‌ شهروندی‌، استدلال‌ و تأكید كند كه‌ روزنامه‌ وسیله‌ بیان‌ نظر مردم‌ است‌ (تان‌پینار، ص‌ ٢١١؛ شاپولیو، ص‌ ١١٨). ترجمان‌ احوال‌ ابتدا هفتگی‌ بود، ولی‌ به‌تدریج‌ بیش‌ از یك‌ شماره‌، و حتی‌ شش‌ شماره‌، از آن‌ در هفته‌ منتشر می‌شد (قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٦٤). انتشار آن‌، صاحب‌ جریده‌ حوادث‌ را به‌ رقابت‌ برانگیخت‌ و در روزنامه‌ جریده‌ حوادث‌ ( رجوع كنید به: سطور پیشین‌) به‌ مقابله‌ با ترجمان‌ احوال‌ پرداخت‌. مناظره‌ آشكار این‌ دو روزنامه‌، نخستین‌ مجادله‌ مطبوعاتی‌ را در تاریخ‌ روزنامه‌نگاری‌ تركیه‌ پدید آورد (همانجا؛ د.ا.د.ترك‌ ، همانجا؛ د.ا.ترك‌ ، ج‌ ١١، ص‌ ٥٤٩). در این‌ مناظره‌ روزنامه‌های‌ غیرتركی‌ استانبول‌ نیز شركت‌ كردند و بحثی‌ با این‌ مضمون‌ درگرفت‌ كه‌ روزنامه‌های‌ فرانسوی‌ و انگلیسی‌ و رومی‌ و ارمنی‌ در قلمرو عثمانی‌ بسیار آزادتر از دیگر روزنامه‌های‌ عثمانی‌ هستند و هر چه‌ می‌خواهند می‌نویسند. آنكه‌ از مساوات‌ محروم‌ است‌، نه‌ اقلیتهای‌ عثمانی‌ كه‌ اكثر ملت‌اند (كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ ٧٧). در ترجمان‌ احوال‌ ، اخبار حوادث‌ داخلی‌ و خارجی‌، متن‌ فرمانهای‌ همایونی‌ و احكام‌ و اعلانهای‌ دولتی‌، آگهیهای‌ تجاری‌، مقالات‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ آموزنده‌، و از همه‌ مهم‌تر، برای‌ نخستین‌ بار مقالات‌ سیاسی‌، ترجمه‌ای‌ یا تألیفی‌، به‌ویژه‌ به‌ زبانی‌ ساده‌ و عامه‌فهم‌، درج‌ می‌گردید. نمایشنامه‌ منظوم‌ فكاهی‌ یك‌ پرده‌ای‌ < عروسی‌ شاعر> نوشته‌ شناسی‌، كه‌ نخستین‌ نمایشنامه‌ تركی‌ به‌شمار آمده‌ است‌، در همین‌ نشریه‌ چاپ‌ شد ( رجوع كنید به: تان‌پینار، ص‌ ٢٠٤ـ ٢٠٨؛ آقشین‌ ، ١٩٩٠، ص‌ ٣٢١). «هیئت‌ سابقه‌ قسطنطنیه‌» از قُسطاقی‌ افندی‌ نیز از یونانی‌ ترجمه‌ و به‌ صورت‌ پاورقی‌ در همین‌ روزنامه‌ به‌چاپ‌ رسید (تان‌پینار، ص‌ ٢٠٦، ٢١١) و از آن‌ پس‌، پاورقی‌نویسی‌ نیز در مطبوعات‌ عثمانی‌ باب‌ شد. ترجمان‌ احوال‌ ــ كه‌ از نقد ضمنی‌ دولت‌ ابایی‌ نداشت‌ نخستین‌ توقیف‌ موقتی‌ (دو هفته‌ای‌) در عثمانی‌ را، گویا به‌ علت‌ چاپ‌ مقاله‌ای‌ انتقادی‌ به‌ قلم‌ ضیاءپاشا * در یكی‌ از شماره‌های‌ سال‌ ١٢٧٧ در باره‌ امور معارف‌، تجربه‌ كرد (شاپولیو، ص‌ ١١٨). ترجمان‌ احوال‌ ، به‌ سبب‌ غنای‌ مطالب‌ و صورت‌بندی‌ و صفحه‌آرایی‌، در مقایسه‌ با دو روزنامه‌ قبلی‌، تكامل‌یافته‌تر و اثرگذارتر بود (بوداق‌، ص‌ ١١٣). واپسین‌ شماره‌ به‌ دست‌ آمده‌ این‌ روزنامه‌ ــ كه‌ پیش‌ از فرار آگاه‌افندی‌ به‌ فرانسه‌ منتشر شد شماره‌ ٧٩٢، مورخ‌ ٢٣ شوال‌ ١٢٨٢، است‌ (توپوز، ص‌ ١٢). آگاه‌افندی‌ پس‌ از فرار به‌ فرانسه‌ در ١٢٨٣/ ١٨٦٧، در نشر مطبوعات‌ ضد حكومت‌ عثمانی‌، چون‌ مخبر و حریت‌ (رجوع كنید به: ادامه‌ مقاله‌)، با دیگر «نوعثمانیان‌» (گروهی‌ از روشنفكران‌ مخالف‌ حاكمیت‌ استبدادی‌ عثمانی‌) همكاری‌ كرد (قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٦٥؛ قوتلو ، ص‌ ٧٧).

ترجمان‌ احوال‌ ، كه‌ همكاری شناسی‌ با آن‌ بیش‌ از شش‌ ماه‌ طول‌ نكشید (قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٦٥)، برای‌ وی‌ حكم‌ سكوی‌ پرش‌ را داشت‌ ( د.ا.ترك‌ ، همانجا)؛ چه‌، مدتی‌ پس‌ از كناره‌گیری‌ از آن‌، مقدمات‌ لازم‌ را برای‌ انتشار روزنامه‌ای‌ به‌نام‌ تصویر افكار ، احتمالاً با كمك‌ مادّی‌ شاهزاده‌ مراد (برادرزاده‌ سلطان‌ عبدالعزیز) و شاهزاده‌ فاضل‌پاشای‌ مصری‌ ( رجوع كنید به: ادامه‌ مقاله‌)، فراهم‌ آورد (بوداق‌، ص‌ ١٢٣) و نخستین‌ شماره‌ آن‌ را در ١٢٧٨ منتشر كرد (ماردین‌، ص‌ ٢٨٣). وی‌، كه‌ به‌ نظری‌ نخستین‌ روشنفكر عثمانی‌ بود كه‌ به‌ تأثیر جدّی‌ روزنامه‌ در شكل‌گیری‌ افكار عمومی‌ باور داشت‌ (بوداق‌، ص‌ ١٢٤)، در «مقدمه‌» نخستین‌ شماره‌ تصویر افكار ، نوشته‌ كه‌ هدف‌ از انتشار روزنامه‌، دادن‌ اخبار درست‌ و یاد دادن‌ اندیشیدن‌ در باره‌ منافع‌ و مسائل‌ خویش‌، به‌ مردم‌ است‌ و هر حكومتی‌ با كوشش‌ در راه‌ منافع‌ مردم‌ است‌ كه‌ بر اقتدار خود می‌افزاید (هایتا، ص‌١٠؛ توپوز، ص‌ ١٥). این‌ مقدمه‌ از نظر ترویج‌ اندیشه‌ آزادی‌خواهی‌ اهمیت‌ دارد (اولكن‌ ، ص‌ ٦٢). تصویر افكار دوبار در هفته‌ انتشار می‌یافت‌ و آگهیهای‌ امور خیریه‌ و فرهنگی‌ در آن‌ رایگان‌ چاپ‌ می‌شد (شاپولیو، ص‌١٢٠). انتشار آن‌ تا شماره‌ ٢٥٩ با مدیریت‌ و سردبیری شناسی‌ ( رجوع كنید به: قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٦٧) ادامه‌ یافت‌ و پس‌ از فرار او به‌ علل‌ سیاسی‌ به‌ پاریس‌ در بهار ١٢٨١ (ماردین‌، ص‌ ٢٨٤)، سردبیری‌ آن‌ به‌ نامق‌ كمال‌ * (متوفی‌ ١٣٠٦)، سپرده‌ شد. در دوره‌ نامق‌ كمال‌، روزنامه‌ از لحاظ‌ سیاسی‌ صریح‌تر شد. سرمقاله‌های‌ نافذِ نامق‌ كمال‌ در باره‌ مسائل‌ خارجی‌ و داخلی‌، حساسیت‌ مقامات‌ را برانگیخت‌ (لوئیس‌، ص‌ ١٤٨ـ١٤٩) و او، به‌ علت‌ درج‌ مقاله‌ای‌ باعنوان‌ «لایحه‌ای‌ در باره‌ مسئله‌ شرق‌» در شماره‌ ٤٦٥ روزنامه‌ (٤ ذیقعده‌ ١٢٨٣)، ممنوع‌القلم‌ شد و از شماره‌ ٤٦٩ (١٧ ذیقعده‌ ١٢٨٣) تا شماره‌ ٨٣٠ (١٢٨٥) روزنامه‌ تحت‌نظر محموداكرم‌ رجائی‌زاده‌ * (متوفی‌ ١٣٣٢) منتشر گردید (هایتا، ص‌ ١٢ـ١٣؛ توپوز، ص‌ ١٥ـ١٦؛ < دایره‌المعارف‌ زبان‌ و ادبیات‌ ترك‌>، ج‌ ٨، ص‌ ٢٧٩). تصویر افكار به‌ سبب‌ مزایای‌ آن‌، از نظر استفاده‌ از فنّاوری‌ چاپ‌ و به‌ویژه‌ كاربرد حروف‌ جدید ــ كه‌ به‌ ابتكار شناسی‌ تهیه‌ شده‌ و در حروف‌چینی‌ تسهیلاتی‌ ایجاد كرده‌ بود (قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٦٧ـ ٦٨؛ شاپولیو، ص‌ ١٢٥) و اعمال‌ شیوه‌ نقطه‌گذاری‌ و صفحه‌آرایی‌ ابتكاری‌ برای‌ عرضه‌ هرچه‌ بهتر مطالب‌ و نیز داشتن‌ محتوای‌ متنوع‌ و غنی‌ و دادن‌ آگاهیهای‌ مورد نیاز جامعه‌ دهه‌های‌ پایانی‌ قرن‌ سیزدهم‌ و در آستانه‌ انقلاب‌ مشروطیت‌ اول‌ عثمانی‌ به‌ زبانی‌ ساده‌ و رسا، طیف‌ گسترده‌ای‌ از خوانندگان‌ را به‌ خود جلب‌ كرد؛ چنانكه‌، به‌ قولی‌، به‌ شمارگان‌ بی‌سابقه‌ ٠٠٠ ، ٢٤ نسخه‌ای‌ دست‌ یافت‌ و از رقیبان‌ پیشی‌ گرفت‌ ( رجوع كنید به: كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ ٧٧). مقالات‌ روشنگرانه‌ شناسی‌، نامق‌ كمال‌ و همفكرانشان‌ در تصویر افكار، یكی‌ از عوامل‌ پدیدآمدن‌ نوعثمانیان‌ به‌شمار آمده‌ است‌ (كوران‌، ص‌ ٤٩٩). بی‌سبب‌ نیست‌ كه‌ نامق‌ كمال‌، شناسی‌ را، با آنكه‌ هرگز عضو تشكیلات‌ نوعثمانیان‌ نبوده‌، «رئیس‌ نوعثمانیان‌» نامیده‌ است‌ ( رجوع كنید به: د.ا.ترك‌ ، ج‌ ١١، ص‌٥٥٠). با انتشار تصویر افكار، در پی‌ انتشار ترجمان‌ احوال‌ و در كنار آن‌، جبهه‌ روزنامه‌های‌ غیررسمی‌ در مقابل‌ دو روزنامه‌ رسمی‌ و نیمه‌رسمی‌ تقویم‌ وقایع‌ و جریده‌ حوادث‌ ، تقویت‌ و دوره‌ مطبوعات‌ مستقل‌ آغاز شد ( رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ ١٢٠).

تصویر افكار، گذشته‌ از انتشار مقالات‌ ترجمه‌ای‌ یا تألیفی‌ در زمینه‌ علوم‌ طبیعی‌ و اجتماعی‌، در ترویج‌ بینشهای‌ جدید غربی‌ و شكل‌گیری‌ روشنفكری‌ در عثمانی‌ مؤثر بود ( رجوع كنید به: ماردین‌، ص‌٢٩٠ـ٢٩٢) و در آغازگری‌ «ادبیات‌ جدیده‌» * نیز سهم‌ بارزی‌ داشت‌. به‌ نظر گیب‌ (ج‌ ٥، ص‌ ٢٦)، تصویر افكار هم‌ نخستین‌ روزنامه‌ غیررسمی‌ و هم‌ نخستین‌ بر زبان‌ آورنده‌ مكتب‌ نو (ادبیات‌ جدیده‌) بود و برای‌ نخستین‌ بار نویسنده‌ای‌ عثمانی‌، كه‌ زبان‌ و ادبیات‌ اروپایی‌ می‌دانست‌، در آن‌ روزنامه‌ بر آن‌ شده‌ بود كه‌ بر اساس‌ این‌ زبان‌ و ادبیات‌، اسلوب‌ ادبیات‌ تركی‌ را بازسازی‌ كند. او شناسی‌ را نخستین‌ نویسنده‌ عثمانی‌ دانسته‌ كه‌ ادبیات‌ را از وسیله‌ تفریح‌ نخبگان‌ بودن‌ به‌ ابزاری‌ برای‌ آگاهی‌ بخشیدن‌ به‌ مردم‌ تبدیل‌ كرد و از همین‌رو، او را بنیانگذار مكتب‌ ادبیات‌ جدیده‌ عثمانی‌ به‌ شمار آورده‌ است‌ (همان‌، ج‌ ٥، ص‌ ٢٨؛ در باره‌ روزنامه ‌نگاری‌ شناسی‌ نیز رجوع كنید به: پارلاتیر، ص‌ ٤١ـ٤٤).

در دوره‌ مورد بحث‌، به ‌ویژه‌ از حدود ١٢٧٦ بر شمار مطبوعات‌ عثمانی‌ افزوده‌ شد. گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ تا ١٣٠٧ در حدود دویست‌ روزنامه‌ و مجله‌ در عثمانی‌ منتشر شد كه‌ برخی‌ از آنها پس‌ از انتشار یك‌ یا دو سه‌ شماره‌، به‌ علل‌ مختلف‌، تعطیل‌ شدند.

توسعه‌ انتشار جراید و مجلات‌ مذكور، كه‌ برخی‌ از آنها به‌ انتقاد صریح‌ از دولت‌ می‌پرداختند، مقامات‌ عثمانی‌ را به‌ اتخاذ تدابیر بازدارنده‌ واداشت‌. در نخستین‌ گام‌، نظامنامه‌ چاپخانه‌ (باسمه‌خانه‌ نظامنامه‌سی‌) تدوین‌ شد، كه‌ تأسیس‌ چاپخانه‌ و چاپ‌ كتاب‌ و نشر مطبوعات‌ را منوط‌ به‌ كسب‌ اجازه‌ می‌كرد. پیش‌ از آن‌، قانون‌ جزای‌ سال‌ ١٢٧٤ در بر دارنده‌ موادی‌ برای‌ مجازات‌ متخلفان‌ چاپ‌ كتاب‌ و مطبوعات‌ بود، همچنانكه‌ در ١٢٤١ یك‌ مدیریت‌ مطبوعات‌ (مطبوعات‌ مدیرلیكی‌)، وابسته‌ به‌ وزارت‌ معارف‌ عمومیه‌، برای‌ نظارت‌ بر مطبوعات‌ تأسیس‌ شده‌ بود ( رجوع كنید به: قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٧٥ـ٧٦). نظامنامه‌ مطبوعات‌، كه‌ نخستین‌ قانون‌ منسجم‌ مطبوعات‌ به‌شمار می‌آید، در ١٢٨١ و بر اساس‌ قانون‌ مطبوعات‌ ناپلئون‌ سوم‌ در فرانسه‌ تدوین‌ گردید. این‌ نظامنامه‌، با لغو شرط‌ ممیزی‌ پیش‌ از چاپ‌، یكی‌ از موانع‌ توسعه‌ مطبوعات‌ عثمانی‌ را از میان‌ برداشت‌. برای‌ رسیدگی‌ به‌ تخلفات‌ مطبوعاتی‌ هم‌ دادگاه‌ ویژه‌ای‌ به‌ نام‌ مجلس‌ احكام‌ عدلیه‌ تشكیل‌ یافت‌ و بدین‌ترتیب‌ صلاحیت‌ حكومت‌، در تعیین‌ و اعمال‌ مجازات‌ برای‌ مطبوعات‌، از میان‌ رفت‌. نظامنامه‌ مورد بحث‌، ضمن‌ فراهم‌ آوردن‌ زمینه‌ مساعد برای‌ توسعه‌ مطبوعات‌ در عثمانی‌، محدودیتهایی‌ برای‌ مطبوعات‌ بیگانه‌ ــ كه‌ تا آن‌ زمان‌ پاسخگوی‌ هیچ‌ نهاد دولتی‌ نبودند تعیین‌ كرد و در مادّه‌ ٣ آن‌ تصریح‌ شد كه‌ با بیگانگان‌ نیز مثل‌ اتباع‌ كشور رفتار خواهد شد. بدین‌ترتیب‌، از حق‌ قضاوت‌ كنسولی‌ در حوزه‌ مطبوعات‌ جلوگیری‌ به‌ عمل‌ آمد. در واقع‌، روزنامه‌هایی‌ كه‌ اروپاییان‌ در قلمرو عثمانی‌ منتشر می‌كردند، به‌ اتكای‌ حق‌ قضاوت‌ كنسولی‌، خواستار چنان‌ آزادی‌ نامحدودی‌ بودند كه‌ غالباً در كشورهای‌ خود نیز از آن‌ محروم‌ بودند. تلاش‌ برای‌ گسترش‌ دامنه‌ شمول‌ حق‌ قضاوت‌ كنسولی‌ به‌ قلمرو مطبوعات‌ تا حدود ١٣٠٠/ اواسط‌ دهه‌ ١٨٨٠ ادامه‌ داشت‌؛ اما، این‌ تلاشها نتیجه‌ای‌ نداشت‌، زیرا باب‌عالی‌ مقاومت‌ می‌كرد و سفارتخانه‌ها هم‌، در این‌ مورد خاص‌، از باب‌عالی‌ بیشتر حمایت‌ می‌كردند تا روزنامه‌نگاران‌ خویش‌. نظامنامه‌ وظایف‌ جدیدی‌ بر عهده‌ برخی‌ نهادهای‌ از پیش‌ تأسیس‌ شده‌ چون‌ اتاق‌ ترجمه‌ باب‌عالی‌ (باب‌ عالی‌ ترجمه‌ اوطه‌سی‌) و مدیریت‌ مطبوعات‌ گذاشت‌. این‌ نظامنامه‌ از شعبان‌ ١٢٨١ اجرا شد و تا ١٣٣٧/ ١٢٩٨ ش‌، جز در ادواری‌ كوتاه‌، از اعتبار رسمی‌ برخوردار بود و اگرچه‌ از آن‌ انتقادهایی‌ شد، مطبوعات‌ آن‌ زمان‌ آن‌ را مثبت‌ ارزیابی‌ كردند؛ مثلاً، ترجمان‌ احوال‌ آن‌ را، بدان‌جهت‌ كه‌ مطبوعات‌ داخلی‌ را از حقوقی‌ برابر با مطبوعات‌ انگلیسی‌ و فرانسوی‌ و ارمنی‌ و یونانی‌ برخوردار كرده‌، «لطفی‌ بزرگ‌ و باعث‌ تشكر» خواند (كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌»>، ص‌ ٧٩ـ٨٠). با این‌همه‌، باب‌عالی‌، كه‌ عالی‌پاشا در شوال‌ ١٢٨٣ در رأس‌ آن‌ قرار گرفته‌ بود، نظامنامه‌ مطبوعات‌ را برای‌ نظارت‌ بر مطبوعات‌ و جلوگیری‌ از تندروی‌ آنها ناكافی‌ دانست‌، به‌ویژه‌ در زمانی‌ كه‌ جریانهای‌ تجزیه‌طلبانه‌، دولت‌ را تهدید می‌كرد و قیام‌ كرت‌ بحرانی‌تر شده‌ بود (دانشمند، ج‌ ٤، ص‌ ٢٢٣) و اعضا و هواداران‌ جمعیت‌ نوعثمانی‌ مشروطه‌خواه‌، كه‌ در ١٢٨١ شكل‌ گرفته‌ بود (ماردین‌، ص‌ ٢٨ـ٣٢)، در مطبوعات‌ فعال‌ بودند؛ از این‌رو، عالی‌پاشا در ٧ ذیقعده‌ ١٢٨٣ قرارنامه‌ای‌ صادر كرد كه‌ به‌ قرارنامه‌ عالی‌ معروف‌ شد ( رجوع كنید به: همان‌، ص‌ ٣٦). این‌ قرارنامه‌ به‌ حكومت‌ اجازه‌ می‌داد «در صورتی‌ كه‌ مصالح‌ عمومی‌ كشور ایجاب‌ كند»، مستقل‌ از نظامنامه‌ مطبوعات‌، نشریات‌ مضرّ و مخرب‌ را تحت‌ تعقیب‌ قرار دهد. در پایان‌ آن‌ هم‌ یادآوری‌ شده‌ بود كه‌ قرارنامه‌ موقتی‌ است‌ و پس‌ از منتفی‌ شدن‌ عللی‌ كه‌ به‌ صدورش‌ انجامیده‌، لغو خواهد شد. روزنامه‌های‌ تركی‌ مستقل‌ برای‌ حفظ‌ حقوقی‌ كه‌ با نظامنامه‌ مطبوعات‌ به‌ دست‌ آورده‌ بودند، مقاومت‌ كردند (كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ ٨١ -٨٢). اقدامات‌ دولت‌ عالی‌پاشا برای‌ مهاركردن‌ مطبوعات‌، سرآغاز یك‌ دوره‌ فشار محدودكننده‌ روزافزون‌ بر آنها بود؛ مثلاً، روزنامه‌هایی‌ چون‌ مخبر و وطن‌ توقیف‌ شدند (همان‌، ص‌ ٨٢). مخبر به‌ صاحب‌ امتیازی‌ فیلیپ‌افندی‌ و با سردبیری‌ و نویسندگی‌ علی‌ سعاوی‌ (متوفی‌ ١٢٩٥) ــ كه‌ شورشگر پرشوری‌ بود ( رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ ١٢٦ـ ١٢٨) و با جمعیت‌ اتفاق‌حمیت‌ (هسته‌ اولیه‌ «نوعثمانیها») ارتباط‌ داشت‌ (ماردین‌، ص‌ ٣٤) از شعبان‌ ١٢٨٣ انتشار یافت‌ و با مقالات‌ انتقادی‌ و افشاگرانه‌ سعاوی‌ و ضیاء بیگ‌ (ضیاء پاشا*)، در باره‌ موضوعاتی‌ چون‌ سیاست‌سازشكارانه‌ دولت‌ در قبال‌ مسائل‌ كرت‌ و بلگراد و وامهای‌ خارجی‌ و بحران‌ مالی‌، خشم‌ عالی‌پاشا را چنان‌ برانگیخت‌ كه‌ وی‌ در ذیقعده‌ ١٢٨٣ دستور داد روزنامه‌ توقیف‌ و سعاوی‌ به‌ قسطمونی‌ تبعید شود (همان‌، ص‌ ٣٥، ٥١ـ٥٢؛ تان‌پینار، ص‌ ٢٢٤ـ٢٢٥). آیینه‌ وطن‌ ، نخستین‌ روزنامه‌ شبیه‌ به‌ مجله‌ و مصور عثمانی‌، هم‌زمان‌ با مخبر آغاز به‌ انتشار كرد و بعداً به‌ وطن‌ تغییرنام‌ داد. این‌ روزنامه‌ مدتی‌ توقیف‌ شد و سپس‌، از جمادی‌الا´خره‌ ١٢٨٥ با نام‌ استانبول‌ منتشر شد و طنز تصویری‌ (كاریكاتور) را نخستین‌ بار همین‌ روزنامه‌ در مطبوعات‌ عثمانی‌ متداول‌ كرد (قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٨٦). به‌ دنبال‌ توقیف‌ مخبر و تبعید سعاوی‌، ضیاءبیگ‌ به‌ قبرس‌ انتقال‌ یافت‌ (ماردین‌، ص‌ ٥٢) و نامق‌ كمال‌ نیز مأمور ارزروم‌ شد، زیرا با نوشتن‌ مقالات‌ انتقادی‌، به‌ویژه‌ مقاله‌ «لایحه‌ای‌ در باره‌ مسئله‌ شرق‌» در تصویر افكار (جان‌ ، ص‌ ١٣٧)، و هم‌ صدایی‌ با مخبر و چاپ‌ متن‌ دستور توقیف‌ مخبر و اعتراض‌نامه‌ فیلیپ‌افندی‌ بر توقیف‌ آن‌، عالی‌پاشا را به‌ خشم‌ آورده‌ بود (تان‌پینار، ص‌ ٢٢٥). با تبعید آگاه‌افندی‌ به‌ قسطمونی‌، ترجمان‌ احوال‌ هم‌، مانند تصویر افكار كه‌ به‌ توقیفی‌ یك‌ ماهه‌ محكوم‌ شده‌ بود، از انتشار بازماند (همانجا). در زمانی‌ كه‌ نامق‌ كمال‌ و ضیاءبیگ‌ هنوز در استانبول‌ بودند، مصطفی‌ فاضل‌پاشای‌ مصری‌، برادر اسماعیل‌پاشا (خدیو مصر)، كه‌ در دربار عثمانی‌ به‌ مقام‌ وزارت‌ رسیده‌ و در آستانه‌ توقیفها و تبعیدهای‌ یادشده‌، به‌ عللی‌ از استانبول‌ رانده‌ شده‌ بود، در بهار ١٢٨٢ به‌ پاریس‌ رفت‌ و با ثروت‌ كلانی‌ كه‌ داشت‌، زندگی‌ باشكوهی‌ برای‌ خود ترتیب‌ داد و در مخالفت‌ با دربار عثمانی‌، مدافع‌ مشروطیت‌ شد (رجوع كنید به: ماردین‌، ص‌ ٣٧ به‌ بعد؛ كارال‌، ج‌ ٧، ص‌ ٣٠٣ـ ٣٠٥). وی‌ پس‌ از اطلاع‌ از گرفتاریهایی‌ كه‌ برای‌ روزنامه‌نگاران‌ نوعثمانی‌ و مشروطه‌خواهِ مورد بحث‌ پیش‌ آمده‌ بود، آنان‌ را برای‌ ادامه‌ فعالیت‌ به‌ فرانسه‌ دعوت‌ كرد و وسایل‌ انتقال‌ ایشان‌ و چند نوعثمانی‌ دیگر را در اوایل‌ ١٢٨٤/ اواسط‌ ١٨٦٧ فراهم‌ آورد (ماردین‌، ص‌ ٥٢- ٥٣؛ دانشمند، ج‌ ٤، ص‌ ٢١٢ـ٢١٣؛ تان‌پینار، ص‌ ٢٢٥ـ٢٢٦؛ كارال‌، ج‌ ٧، ص‌ ٣٠٥ـ ٣٠٦). برخی‌ از مطبوعات‌ عثمانی‌ خبر ورود نوعثمانیان‌ به‌ پاریس‌ را با عناوینی‌ چون‌ منجیان‌ تركیه‌، و پیشاهنگانِ (مقدمه‌الجیشِ) ترقی‌پروران‌ درج‌ كردند (بوداق‌، ص‌ ٨٠ ٨١). با امكانات‌ مالی‌ كه‌ فاضل‌پاشا در اختیار روزنامه‌نگاران‌ نوعثمانی‌ گذاشت‌، آنان‌ توانستند با انتشار روزنامه‌هایی‌ چون‌ مخبر، علوم‌، موقتاً ، حریت‌ و انقلاب‌ ، مواضع‌ خود را در برابر حكومت‌ عثمانی‌ و آرمانها و خواستهایشان‌ را بازگو كنند كه‌ عمده‌ترین‌ آنها عبارت‌ بود از: تعلق‌ حاكمیت‌ به‌ ملت‌، اعلان‌ قانون‌ اساسی‌ و افتتاح‌ مجلس‌ ملی‌ و نظارت‌ آن‌ بر دولت‌، ترقی‌ و توسعه‌ معارف‌، و دفاع‌ از حق‌ حاكمیت‌ و تمامیت‌ ارضی‌ و استقلال‌ عثمانی‌ (جان‌، ص‌ ٢٨). مخبر نخستین‌ روزنامه‌ تركی‌ منتشر شده‌ در خارج‌ از عثمانی‌ بود كه‌ از اواخر ربیع‌الا´خر ١٢٨٤/ اوت‌ ١٨٦٧ تا اواسط‌ شعبان‌ ١٢٨٥/ اوایل‌ نوامبر ١٨٦٨ به‌ نویسندگی‌ سعاوی‌، جمعاً در پنجاه‌ شماره‌، انتشار یافت‌ (توپوز، ص‌ ١٩، ٣٨). در بالای‌ نخستین‌ صفحه‌ نخستین‌ شماره‌ مخبر نوشته‌ شده‌ بود مخبر ، مملكتی‌ را یافته‌ كه‌ گفتن‌ حقیقت‌ در آنجا ممنوع‌ نیست‌ و باز منتشر می‌شود (شاپولیو، ص‌١٣٠). نشریه‌ هفتگی‌ حریت‌ هم‌، مانند مخبر ، به‌ عنوان‌ ناشر افكار جمعیت‌ نوعثمانیان‌، از ٨ صفر ١٢٨٥/ ٢٩ ژوئن‌ ١٨٦٨ با همكاری‌ نامق‌ كمال‌ (وی‌ پس‌ از انتشار شماره‌ ٦٣ از آن‌ كناره‌گیری‌ كرد < رجوع كنید به: دایره‌المعارف‌ زبان‌ و ادبیات‌ ترك‌ >، ج‌ ٦، ص‌ ٥١٣؛ د.ا.د.ترك‌ ، ذیل‌ "Hurriyet" ) و ضیاءپاشا، تا شماره‌ ٨٨ (٦ شوال‌ ١٢٨٥/ ٢٠ ژانویه‌ ١٨٦٩) در لندن‌ و از آن‌ پس‌، تا واپسین‌ شماره‌اش‌، یعنی‌ شماره‌ یكصد، در ژنو منتشر گردید (جان‌، ص‌ ٢٨؛ توپوز، ص‌ ٣٩). حریت، پس‌ از كناره‌گیری‌ نامق‌ كمال‌ و بازگشت‌ مصطفی‌ فاضل‌پاشا به‌ استانبول‌ و سازش‌ وی‌ با دربار عثمانی‌، با كمك‌ مالی‌ اسماعیل‌ خدیوپاشا منتشر می‌شد و از حكومتی‌ مبتنی‌ بر اصول‌ «مشورت‌» اسلامی‌ دفاع‌ می‌كرد ( رجوع كنید به: د.ا.د.ترك‌ ، همانجا). سعاوی‌ هم‌، پس‌ از ترك‌ لندن‌، مجله‌ روزنامه‌گون‌ علوم‌ را در پاریس‌ و پس‌ از آن‌ موقتاً را در لیون‌ منتشر كرد. انقلاب‌ را هم‌، كه‌ انقلابی‌تر از دیگر نشریات‌ برون‌مرزی‌ نوعثمانیها بود، محمدبیگ‌ و واصف‌پاشا در ١٢٨٧/١٨٧٠ در ژنو انتشار دادند (ماردین‌، ص‌ ٦٠، ٦٧، ٢٤٢، ٣٨٣). محمدبیگ‌ پیش‌ از آن‌ اتحاد را، با مقالاتی‌ به‌ تركی‌، یونانی‌، ارمنی‌ و عربی‌، در پاریس‌ منتشر كرده‌ بود (همان‌، ص‌٦٠). جمعیت‌ نوعثمانیها در اروپا، به‌ عللی‌ چون‌ نامتجانس‌ بودن‌ اعضای‌ آن‌ و سازش‌ مصطفی‌ فاضل‌پاشا با دربار عثمانی‌ و صرف‌نظر كردنش‌ از همراهی‌ با آنها، به‌تدریج‌ از هم‌ پاشید و بنابراین‌ مطبوعاتشان‌ در اروپا هم‌، پس‌ از فرونشستن‌ شور و شوق‌ اولیه‌ و بازگشت‌ اكثر آنها به‌ عثمانی‌، تعطیل‌ شد (همان‌، ص‌ ٥٤ ٦٨).

فشار بر مطبوعات‌، با استناد به‌ قرارنامه‌ عالی‌، تا مرگ‌ عالی‌پاشا در جمادی‌الا´خره‌ ١٢٨٨ ادامه‌ داشت‌؛ بااین‌ همه‌، شمار جراید در سالهای‌ مورد بحث‌ در عثمانی‌ روزافزون‌ بود. جراید مهم‌ این‌ سالها عبارت‌ بودند از: ترقی‌ ، حدیقه‌، ممیز، بصیرت‌، و عبرت‌. روزنامه‌ ترقی‌ از ربیع‌الاول‌ ١٢٨٦ منتشر شد و چند بار هم‌ توقیف‌ گردید. این‌ روزنامه‌ دارای‌ ضمیمه‌های‌ جداگانه‌ فكاهی‌ و بانوان‌ بود ( رجوع كنید به: قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٨٦ ٨٧). ضمیمه‌ بانوان‌، كه‌ با نام‌ « مخدَّرات‌ » منتشر می‌شد، نخستین‌ روزنامه‌ مخصوص‌ بانوان‌ در عثمانی‌ بود (<دایره‌المعارف‌ زبان‌ و ادبیات‌ ترك‌ >، ج‌ ٤، ص‌ ٣٣٢).

حدیقه‌ جریده‌ای‌ علمی‌ بود كه‌ عاشرافندی‌، صاحب‌ امتیازش‌، آن‌ را از ١٢٨٦ منتشر كرد و كسانی‌ چون‌ ابوالضیاء توفیق‌ (متوفی‌ ١٣٣١)، احمد مدحت‌افندی‌ (متوفی‌ ١٣٣٠)، شمس‌الدین‌ سامی‌ (متوفی‌ ١٣٢٢) و نامق‌كمال‌ با آن‌ همكاری‌ داشتند (توپوز، ص‌ ٢٧).

ممیز هم‌ در ١٢٨٦ منتشر شد و نخستین‌ روزنامه‌ مخصوص‌ كودكان‌ در عثمانی‌، به‌ صورت‌ ضمیمه‌ آن‌، انتشار می‌یافت‌ (همان‌، ص‌ ٢٦).

بصیرت‌ را علی‌ بصیرتچی‌ از شوال‌ ١٢٨٧ منتشر كرد. این‌ روزنامه‌ از هیئت‌ تحریریه‌ قوی‌ برخوردار بود و هر روز، جز جمعه‌ها و یكشنبه‌ها، چاپ‌ می‌شد و به‌ سبب‌ انعكاس‌ وسیع‌ اخبار جنگ‌ فرانسه‌ و پروس‌ در ١٨٧١/١٢٨٨ شمارگان‌ آن‌ به‌ ده‌ هزار نسخه‌ رسید و صاحب‌ امتیاز آن‌، برای‌ طرفداری‌اش‌ از پروس‌، از بیسمارك‌ جایزه‌ گرفت‌. پس‌ از كشته‌ شدن‌ سعاوی‌ در حادثه‌ قصرچراغان‌ ــ كه‌ می‌خواست‌ مراد پنجم‌ را به‌ جای‌ سلطان‌ عبدالحمید به‌ سلطنت‌ برساند (كارال‌، ج‌ ٨، ص‌٥٠٠ ٥٠١) بصیرتچی‌ نیز به‌ علت‌ همكاری‌ با سعاوی‌، در ربیع‌الاول‌ ١٢٩٥ زندانی‌ و سپس‌ به‌ بیت‌المقدّس‌ تبعید شد (شاپولیو، ص‌ ١٣٦ـ١٤٣؛ قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٨٥ـ٨٦؛ توپوز، ص‌ ٢٤ـ ٢٥).

عبرت‌ یكی‌ از روزنامه‌های‌ مهم‌ دوره‌ مورد بحث‌ است‌. این‌ روزنامه‌ را آلكسان‌ سافاریان‌ از شعبان‌ ١٢٨٦ ابتدا به‌ نام‌ كوكب‌ شرق‌ منتشر كرد. كوكب‌ شرق‌ ضمیمه‌ای‌ ویژه‌ بانوان‌ نیز داشت‌ كه‌ چندان‌ نپایید. نام‌ روزنامه‌، پس‌ از سه‌ ماه‌، به‌ عبرت‌ تغییر داده‌ شد. این‌ نشریه‌، بعد از تغییرنام‌ هم‌ توفیقی‌ نیافت‌ و حتی‌ به‌ مرز تعطیل‌ رسید تا آنكه‌ نامق‌ كمال‌، كه‌ پس‌ از بازگشت‌ از اروپا موفق‌ به‌ گرفتن‌ امتیاز روزنامه‌ نشده‌ بود، با سه‌ دوست‌ نوعثمانی‌اش‌ آن‌ را برای‌ دو سال‌ اجاره‌ كرد و بدین‌ترتیب‌، عبرت‌ از ربیع‌الا´خر ١٢٨٩ به‌ سردبیری‌ نامق‌ كمال‌ منتشر شد ( رجوع كنید به: < دایره‌المعارف‌ زبان‌ و ادبیات‌ ترك‌ >، ج‌ ٤، ص‌ ٣٣٤) و در مدتی‌ كوتاه‌ به‌ شمارگان‌ بی‌سابقه‌ ٠٠٠ ، ٢٥ نسخه‌ دست‌ یافت‌ و شمارگان‌ آن‌ در آن‌ دوره‌ از ٠٠٠ ، ١٢ نسخه‌ كمتر نشد و به‌ عنوان‌ ناشر افكار نوعثمانیان‌ تندرو شناخته‌ شد. عبرت‌ به‌ صورت‌ روزانه‌ (پنج‌ شماره‌ در هفته‌) انتشار می‌یافت‌ و در آن‌ به‌ مسائل‌ مبتلابه‌ كشور بیش‌ از اخبار اهمیت‌ داده‌ می‌شد. استقبال‌ از این‌ نشریه‌ چنان‌ بی‌سابقه‌ بود كه‌ در حدود یك‌ ماه‌ پس‌ از آغاز انتشار، برای‌ مدت‌ چهار ماه‌ توقیف‌ گردید و هركدام‌ از نویسندگان‌ آن‌، به‌ عنوان‌ مأمور، به‌ ولایتی‌ اعزام‌ و در واقع‌، از استانبول‌ تبعید گردیدند ( رجوع كنید به: كول‌اوغلو، <«مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ ٨٣). نامق‌ كمال‌، پس‌ از بازگشت‌ از مأموریت‌، بار دیگر با قرارگرفتن‌ در رأس‌ عبرت‌ و دفاع‌ از آزادی‌ اندیشه‌ و نظام‌ پارلمانی‌ و دعوت‌ از همه‌ مسلمانان‌ برای‌ اتحاد، بر نفوذ روزنامه‌ افزود ( رجوع كنید به: همان‌، ص‌ ٨٤)؛ با این‌ همه‌، دوره‌ اخیر عبرت‌ ، كه‌ از شماره‌ ٩٧ آغاز شده‌ بود، پس‌ از انتشار شماره‌ ١١٠ (٨ ذیحجه‌ ١٢٨٩) دوباره‌ توقیف‌ شد. اندكی‌ پس‌ از رفع‌ توقیف‌ دوم‌، در نتیجه‌ استقبال‌ بی‌نظیر مردم‌ و نیز تظاهراتی‌ كه‌ پس‌ از اجرای‌ نمایشنامه‌ وطن‌ یا خود سلستره‌ ، نوشته‌ نامق‌ كمال‌ ( رجوع كنید به: تان‌پینار، ص‌ ٣٥٨ـ٣٥٩)، در ٣ صفر ١٢٩٠ به‌ عمل‌ آمد، به‌ فرمان‌ سلطان‌ عبدالعزیز عبرت‌ برای‌ همیشه‌ توقیف‌ شد و هر یك‌ از اعضای‌ هیئت‌ تحریریه‌ آن‌ به‌ جایی‌ تبعید گردیدند و نامق‌ كمال‌ به‌ ماغوسه‌ (فاماگوستا) در جزیره‌ قبرس‌ تبعید شد. این‌ تبعید تا خلع‌ سلطان‌ عبدالعزیز و صدور فرمان‌ عفو از سوی‌ سلطان‌ مراد پنجم‌ در اواخر بهار ١٢٩٣ (كارال‌، ج‌ ٧، ص‌ ٣٥٣) ادامه‌ یافت‌ ( د.ا.ترك‌ ، ج‌ ٩، ص‌ ٦٣). در مجموع‌، ١٣٢ شماره‌ از عبرت‌ به‌ چاپ‌ رسید. این‌ روزنامه‌ بهترین‌ مروّج‌ آرمانهای‌ آزادی‌خواهانه‌ در دوره‌ تنظیمات‌ شناخته‌ شده‌ است‌ ( د.اسلام‌، چاپ‌ دوم‌، ذیل ""Dj arida.III ). در حالی‌ كه‌ در فاصله‌ سالهای‌ ١٢٧٦ تا ١٢٨٣، فقط‌ هفده‌ نشریه‌ در استانبول‌ منتشر شده‌ بود (كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ ٨٥)، در فاصله‌ ده‌ ساله‌ پیش‌ از اعلان‌ مشروطیت‌ اول‌ (ذیحجه‌ ١٢٩٣)، ده‌ها نشریه‌ جدید در استانبول‌ و شهرهای‌ دیگر عثمانی‌ منتشر گردید (برای‌ مشخصات‌ دیگر نشریات‌ دوره‌ تنظیمات‌ رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ ١٥١ـ ١٥٦؛ توپوز، ص‌ ٢٦ـ ٢٧؛ د.ا.ترك‌ ، ج‌ ٧، ص‌ ٣٦٩ـ٣٧٠؛ د.ترك‌ ، ذیل‌ ""Basin؛ میدان‌ لاروس‌ ، ج‌ ٢، ص‌ ١٧٨؛ د.اسلام‌ ، همانجا؛ نیز رجوع كنید به: ادامه‌ مقاله‌).

گذشته‌ از استانبول‌، در دوره‌ موردبحث‌ در مراكز ولایات‌ هم‌ جرایدی‌ منتشر می‌شده‌ است‌. بنا به‌ تصویب‌ و پیگیریهای‌ دولتمردان‌ اصلاح‌طلب‌ تنظیمات‌، از ١٢٨٠ به‌بعد چاپخانه‌هایی‌ در ولایات‌ تأسیس‌ گردید. در این‌ چاپخانه‌ها اوراق‌ دولتی‌، سالنامه‌ها و تقویم‌، روزنامه‌های‌ رسمی‌ ولایتی‌ و همچنین‌ كتابها و گاه‌ روزنامه‌های‌ غیررسمی‌ چاپ‌ می‌شد. جراید ولایات‌، كه‌ شمارگانشان‌ غالباً در حدود پانصد نسخه‌ یا كمتر بود، معمولاً دو زبانه‌ بودند، یعنی‌ بخشی‌ به‌ تركی‌ و بخش‌ دیگر به‌ زبان‌ متكلمان‌ غیرترك‌ ولایات‌، همچون‌ یونانی‌، ارمنی‌، بلغاری‌، عربی‌، و عبری‌؛ حتی‌ در ولایاتی‌ چون‌ سلانیك‌، نشریات‌ چندزبانه‌ بودند. در برخی‌ ولایات‌ روزنامه‌هایی‌ نیز به‌ زبان‌ تركی‌، با الفبای‌ یونانی‌ یا ارمنی‌، چاپ‌ می‌شد (كول‌اوغلو، <«مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ ٨٥).

نخستین‌ روزنامه‌ ولایتی‌، طونه‌ نام‌ داشت‌ كه‌ روزنامه‌ رسمی‌ ولایت‌ طونه‌ بود و در شوال‌ ١٢٨١، در دوره‌ والیگری‌ مدحت‌پاشا * (١٢٣٨ـ١٣٠١)، در روسجق‌ (واقع‌ در ساحل‌ دانوب‌ ( طونه‌ ) و در مرز بلغارستان‌ و رومانی‌) منتشر شد. برخی‌ دیگر از جراید معروف‌ ولایات‌ عبارت‌ بودند از: انوار شرقیه‌ كه‌ از ١٢٨٤ با الفباهای‌ عربی‌ و ارمنی‌ در ارزروم‌ منتشر می‌شد و در ١٣٠٨ ش‌/١٩٢٩ به‌ ارز روم‌ تغییرنام‌ یافت‌؛ دیار بكر كه‌ از ١٢٨٦ تا ١٣٥٠ (=١٣١٠ ش‌) /١٨٦٩ـ١٩٣١ در دیاربكر منتشر شد؛ قسطمونی‌ كه‌ از ١٢٨٩ تا ١٣٥٧ (=١٣١٦ ش‌)/١٨٧٢ تا ١٩٣٨ در قسطمونی‌ انتشار یافت‌؛ و خداوندگار كه‌ از ١٢٨٥/١٨٦٩ در بورسه‌ ، مركز ولایت‌ خداوندگار، منتشر شد و پس‌ از تغییرنام‌ به‌ بورسه‌ در دوره‌ جمهوریت‌ تا ١٣٢٩ ش‌/١٩٥٠ انتشار یافت‌ (قوتلو، ص‌ ٩٩ـ١٠٢). تعداد روزنامه‌های‌ ولایتی‌ در ١٢٩٠ به‌ بیست‌ عنوان‌ رسید و در سالهای‌ بعد بر این‌ تعداد افزوده‌ شد (كول‌اوغلو، همانجا). سنّت‌ انتشار جراید ولایتی‌ تا اوایل‌ دوره‌ جمهوریت‌ ادامه‌ داشت‌ (برای‌ فهرست‌ مفصّل‌ چنین‌ روزنامه‌هایی‌ كه‌ دربردارنده‌ اطلاعاتی‌ در باره‌ مكان‌ و زمان‌ انتشار و زبانهای‌ آنهاست‌ رجوع كنید به: قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌٩٠؛ قوتلو، ص‌١٠٠ـ١٠١). جراید ولایات‌، افزون‌ بر اطلاع‌رسانی‌ به‌ مردم‌، از نظر تربیتِ استعدادِ نویسندگی‌ افراد محلی‌ و ایجاد ارتباطهای‌ فرهنگی‌ بین‌ روشنفكران‌ ولایات‌ نیز حائز اهمیت‌ بودند ( رجوع كنید به: كول‌اوغلو، همانجا). تأسیس‌ قرائتخانه‌ در استانبول‌ و برخی‌ مراكز ولایات‌ نیز در توسعه‌ جریده‌خوانی‌ مؤثر بوده‌ است‌ (همانجا).

در این‌ دوره‌ مجلاتی‌ نیز منتشر می‌شده‌ است‌. نخستین‌ مجله‌ شناخته‌ شده‌ تركی‌ عثمانی‌، وقایع‌ طبیه‌ ( رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ ٣، ص‌ ٧٣٠ـ٧٣٢) است‌ كه‌ از جمادی‌الاولی‌ ١٢٦٥، هجده‌ سال‌ پس‌ از انتشار نخستین‌ جریده‌ عثمانی‌، منتشر شده‌است‌. صاحب‌ امتیاز و مدیر این‌ مجله‌، عبدالحق‌ ملا، حكیم‌باشی‌ آن‌ دوره‌، بر آن‌ بوده‌ است‌ كه‌ وقایع‌ طبی‌ كشور عثمانی‌ را گزارش‌ كند، اخبار طبی‌ خارجی‌ را به‌ اطلاع‌ خوانندگان‌ برساند، مردم‌ را از نظر سلامتی‌ تربیت‌ كند، آنها را با اطلاعات‌ مفید قابل‌ فهم‌ مجهز گرداند و برخی‌ داروها و وسایل‌ پزشكی‌ را به‌ طبیبان‌ بشناساند. این‌ مجله‌ حدود ششصد مشترك‌ داشته‌ و در حدود سه‌ سال‌، ٢٨ شماره‌ از آن‌ منتشر شده‌ است‌ (توپراق‌ ، ص‌ ١٤). در سالهای‌ بعد نیز چند مجله‌ طبی‌ چون‌ تحفه‌الطب‌ ، جریده‌ طبیه‌ عسكریه‌ ، و صحت‌ نما در عثمانی‌ منتشر شد (همان‌، ص‌ ١١٤، ١١٦). مجلات‌ منتشر شده‌ در سراسر دوران‌ پیش‌ از مشروطیت‌ دوم‌، عموماً جنبه‌ دایره‌المعارفی‌ داشتند و می‌كوشیدند در زمینه‌ فرهنگ‌ و به‌ویژه‌ دانشهای‌ غربی‌، به‌ خوانندگان‌ اطلاعاتی‌ بدهند. نامهای‌ برخی‌ مجلات‌، چون‌ مجموعه‌ فنون‌ ، رهبر فنون‌، ثروت‌ فنون‌، خزینه‌ فنون‌ ، نیز حاكی‌ از اهمیتی‌ است‌ كه‌ ناشران‌ و خوانندگان‌ چنان‌ مجلاتی‌ برای‌ دانشهای‌ غربی‌ (با تأكید بر واژه‌ «فنون‌»، در برابر «علوم‌») قائل‌ بوده‌اند.

مجموعه‌ فنون‌ ( رجوع كنید به: دومان‌، ج‌ ٣، ص‌ ٢٥٤ـ٢٥٦)، كه‌ ترجمان‌ (ارگان‌) جمعیت‌ علمیه‌ عثمانی‌ * بود، در تاریخ‌ روزنامه‌نگاری‌ عثمانی‌ از اهمیت‌ خاصی‌ برخوردار است‌. در این‌ مجله‌، اكثر اعضای‌ جمعیت‌ مذكور ــ كه‌ از دانشمندان‌ برگزیده‌ عثمانی‌ در آن‌ دوره‌ بودند در رشته‌های‌ تخصصی‌ خود، چون‌ زمین‌شناسی‌، زیست‌شناسی‌، فیزیك‌، جغرافی‌، علمِ ثروت‌ و تجارت‌، فلسفه‌، فنون‌ و صنایع‌، مقاله‌ می‌نوشتند (بوداق‌، ص‌ ٢٢٧). مجموعه‌ فنون‌ از محرّم‌ ١٢٧٩ ماهانه‌ منتشر می‌شد و پس‌ از دو سال‌ انتشار مرتب‌، با فواصل‌ كوتاه‌ و بلند چاپ‌ شد و آخرین‌ شماره‌اش‌، پس‌ از توقفی‌ پانزده‌ ساله‌، در ربیع‌الاول‌ ١٣٠٠ انتشار یافت‌. چاپ‌ لطیفه‌ای‌ در این‌ شماره‌، باعث‌ توقیف‌ مجله‌ای‌ به‌ آن‌ اهمیت‌ شد زیرا در آن‌ از كرم‌ شب‌تاب‌ (ییلدیز بؤجكی‌) سخن‌ رفته‌ بود و «ییلدیز» (نام‌ قصر سلطان‌ عبدالحمید) از كلمات‌ ممنوعه‌ بود (رجوع كنید به: همان‌، ص‌ ٢٣١ـ٢٣٧). احمد حمدی‌ تان‌پینار اهمیت‌ این‌ مجله‌ را ــ كه‌ به‌ همت‌ منیف‌پاشا * منتشر می‌شد در عثمانی‌ قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌ قابل‌ مقایسه‌ با اهمیت‌ <دایره‌المعارف‌ بزرگ‌ > در فرانسه‌ سده‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌ دانسته‌ است‌ (ص‌ ١٨١ـ١٨٢؛ برای‌ آگاهی‌ بیشتر رجوع كنید به: بوداق‌، ص‌ ٢٢٦ـ ٢٨٨؛ آكونال‌ ، ص‌ ١١٧ـ ١١٨).

مجله‌ مجموعه‌ علوم‌ نیز ترجمان‌ جمعیت‌ علمیه‌ (ظاهراً غیرمرتبط‌ با جمعیت‌ علمیه‌ عثمانی‌) بود و با مجموعه‌ فنون‌ همانندیها و تفاوتهایی‌ داشت‌. این‌ مجله‌ از ١٢٩٦ تا ١٢٩٧ (جمعاً هفت‌ شماره‌) منتشر می‌شد (بوداق‌، ص‌ ٢٧٤ـ ٢٧٥).

مخاطب‌ مجلات‌ تا آستانه‌ اعلان‌ مشروطیت‌ اول‌ نخبگان‌ بودند و بنابراین‌، تعداد عناوین‌ و نیز شمارگان‌ آنها اندك‌ بود، اما از ١٢٨٨ به‌ بعد تحولاتی‌ رخ‌داد؛ احمد مدحت‌افندی‌، روزنامه‌نگار، با انتشار مجله‌ طغارجق‌ (انبان‌) در ١٢٨٩ به‌ زبانی‌ عامه‌ فهم‌ و با موضوعات‌ متنوع‌ و موردپسند قشر وسیع‌تری‌ از مردم‌، كه‌ غالباً هم‌ از مطبوعات‌ و منابع‌ اروپایی‌ ترجمه‌ شده‌ بود، گامی‌ در جهت‌ خطاب‌ به‌ توده‌ مردم‌، كه‌ باسواد بودند و البته‌ بخش‌ ناچیزی‌ از جمعیت‌ عثمانی‌ را تشكیل‌ می‌دادند، بر داشت‌ (وارلیق‌ ، ص‌ ١١٤). رویكرد این‌ مجله‌ تلفیق‌ بین‌ علوم‌ و فلسفه‌ اروپایی‌ و بینشهای‌ جدید با اعتقادات‌ اسلامی‌ و سنّتی‌ بود، ولی‌ چون‌ بدون‌ كسب‌ اجازه‌ منتشر می‌شد، پس‌ از ده‌ شماره‌، مجلس‌ معارف‌ آن‌ را تعطیل‌ كرد (توپراق‌، ص‌ ١٦). در ١٢٨٨ از ٣١ نشریه‌ ادواری‌ منتشر شده‌ در استانبول‌ تنها سه‌ مجله‌ به‌ زبان‌ تركی‌ بود، اما این‌ رقم‌ در سال‌ بعد به‌ بیش‌ از دَه‌ رسید. بین‌ سالهای‌ ١٢٨٩ تا ١٢٩٧ در حدود بیست‌ عنوان‌ مجله‌ منتشر شد.

دوره‌ دوم‌ ، از ١٢٩٣ تا ١٣٢٦. در سالهای‌ پایانی‌ دوره‌ اول‌ فشار بر مطبوعات‌ روزافزون‌ بود، چنان‌ كه‌ در شعبان‌ ١٢٩٢ تصمیم‌ گرفته‌ شد نشریات‌ و كتابهای‌ دارای‌ ماهیت‌ سیاسی‌، پیش‌ از چاپ‌ ممیزی‌ شوند و در ماههای‌ اول‌ ١٢٩٣، در آستانه‌ خلع‌ سلطان‌ عبدالعزیز، اعلام‌ گردید كه‌ تمام‌ مطبوعات‌ باید پیش‌ از چاپ‌ به‌ نظر اداره‌ مطبوعات‌ (مطبوعات‌ دایره‌سی‌) برسند. تصاویر مطبوعات‌ نیز مشمول‌ ممیزی‌ شدند و در برابر ورود مطبوعات‌ خارجی‌ هم‌ موانع‌ سخت‌تری‌ گذاشته‌ شد (همان‌، ص‌ ٨٥ ٨٦)؛
با این‌همه‌، روزنامه‌نگاران‌ در كوتاه‌ مدت‌ راه‌ پیشرفت‌ حرفه‌ای‌ را از مرحله‌ گزارش‌ به‌ اظهارنظر و از اظهارنظر به‌ انتقاد و از انتقاد به‌ مخالفت‌ و از مخالفت‌ به‌ مبارزه‌طلبی‌ طی‌ كردند ( رجوع كنید به: لوئیس‌، ص‌١٥٠) و روزنامه‌نگاری‌ عثمانی‌ در دوره‌ اول‌ از نظر كمّی‌ و كیفی‌ توسعه‌ یافت‌، به‌طوری‌ كه‌ شمار جرایدی‌ كه‌ در فاصله‌ سالهای‌ ١٢٨٤ تا ١٢٩٥/ ١٨٦٧ـ ١٨٧٨ فقط‌ در استانبول‌ منتشر شده‌، بیش‌ از ١١٠ عنوان‌ بوده‌ است‌. ازاین‌رو، این‌ دوره‌، به‌ ویژه‌ دوره‌ بین‌ خلع‌ عبدالعزیز از سلطنت‌ (١٠ جمادی‌الاولی‌ ١٢٩٣) تا انحلال‌ مجلس‌ مبعوثان‌ اول‌ عثمانی‌ در ١١ صفر ١٢٩٥، از حیث‌ كثرت‌ شماره‌ جراید منتشر شده‌، دوره‌ اول‌ انفجار مطبوعاتی‌ نامیده‌ شده‌ است‌ ( رجوع كنید به: كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ ٨٥؛
برای‌ دوره‌ دوم‌ انفجار مطبوعاتی‌ رجوع كنید به: ادامه‌ مقاله‌).

علی‌رغم‌ آنكه‌ عبدالحمید دوم‌ در آغاز سلطنت‌ خود، به‌ پیروی‌ از دولتمردانی‌ كه‌ او را به‌ سلطنت‌ رسانده‌ بودند، به‌ حكومت‌ مشروطه‌ تن‌ داد ( رجوع كنید به: رئیس‌نیا، ج‌ ٣، ص‌ ١٧٥ـ ١٨٥) و مجلس‌ مبعوثان‌ را افتتاح‌ كرد ( رجوع كنید به: همان‌، ج‌ ٣، ص‌ ١٩٧ـ ١٩٨)، پس‌ از استقرار بر تخت‌ سلطنت‌ بر آن‌ شد كه‌، با به‌ تصویب‌ رساندن‌ لایحه‌ای‌ كه‌ محدودیتهایی‌ را بر مطبوعات‌ تحمیل‌ می‌كرد، آنها را از آزادیهایی‌ كه‌ با خلع‌ سلطان‌ عبدالعزیز به‌ دست‌ آورده‌ بودند و مادّه‌ ١٢ قانون‌ اساسی‌ كه‌ «مطبوعات‌ را در دایره‌ قانون‌» آزاد شناخته‌ بود، محروم‌ كند (همان‌، ج‌ ٣، ص‌ ١٨٢، ٢٣٨ـ٢٣٩)، اما با مخالفت‌ اكثر نمایندگان‌ مجلس‌ مواجه‌ شد. در این‌ لایحه‌ پیشنهاد شده‌ بود كه‌ تأسیس‌ مطبوعات‌ مشروط‌ به‌ كسب‌ اجازه‌ از دولت‌، و فعالیت‌ آنها تحت‌ نظر دولت‌ مجاز باشد ( رجوع كنید به: كارال‌، ج‌ ٨، ص‌ ٤٠٧ـ٤١٠؛
رئیس‌نیا، ج‌ ٣، ص‌ ٢٣٩ـ٢٤٠). سلطان‌ عبدالحمید اندكی‌ بعد مجلس‌ مبعوثان‌ را، به‌ بهانه‌ جنگ‌ روسیه‌ و عثمانی‌، بست‌ و با بسته‌ شدن‌ مجلس‌، محدودیتهای‌ شدیدی‌ بر مطبوعات‌ حاكم‌ شد ( رجوع كنید به: كارال‌، ج‌ ٧، ص‌ ٤١١) و با تحمیل‌ شرط‌ ممیزی‌ پیش‌ از چاپ‌ بر مطبوعات‌، آزادیهای‌ تازه‌ به‌ دست‌ آمده‌ از دست‌ رفت‌ (همان‌، ج‌ ٧، ص‌ ٤١٣). برای‌ اعمال‌ ممیزی‌ هم‌ دو نهاد عریض‌ و طویل‌ تشكیل‌ شده‌ بود: انجمن‌ تفتیش‌ و معاینه‌ وزارت‌ معارف‌، كه‌ عهده‌دار ممیزی‌ كتابها و نشریات‌ ادواری‌ بود؛
و مدیریت‌ مطبوعات‌ وابسته‌ به‌ وزارت‌ كشور، كه‌ ممیزی‌ پیش‌ از انتشار روزنامه‌ها را برعهده‌ داشت‌ ( رجوع كنید به: توق‌گؤز ، ص‌ ٤٢ـ٤٣). در ١٣٠٥، با لغو كلیه‌ مجوزهای‌ نشر مجله‌، اكثر مجلات‌ از ادامه‌ انتشار بازماندند و بدین‌ ترتیب‌ ضربه‌ شدیدی‌ بر نشریات‌ وارد آمد ( رجوع كنید به: همان‌، ص‌ ٤٤ـ ٤٥). گرفتن‌ جواز نشر مطبوعات‌ هم‌ كار بسیار دشواری‌ بود، زیرا جواز پس‌ از تأیید شخص‌ سلطان‌ صادر می‌شد و تأیید یا هرگز صورت‌ نمی‌گرفت‌ یا بسیار دیر اعلان‌ می‌شد. اورحان‌ كول‌اوغلو (١٩٩٤، ص‌ ٣٩) در این‌ مورد، با استناد به‌ اسناد یك‌ آرشیو، به‌ چگونگی‌ توقیف‌ روزنامه‌ اختر و ناكامی‌ مدیر آن‌ در گرفتن‌ امتیاز روزنامه‌ای‌ به‌ نام‌ خورشید پرداخته‌ است‌. بدین‌ترتیب‌، با استیلای‌ استبداد سی‌ ساله‌ عبدالحمیدی‌ بر كشور (كارپات‌، ص‌ ٣٦) و تشدید روزافزون‌ ممیزی‌ (رئیس‌نیا، ج‌ ٣، ص‌ ٢٤٣ـ ٢٤٧؛
قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٩٥)، از رونق‌ روزنامه‌نگاری‌ و شمار جراید، به‌ ویژه‌ جراید خبری‌ و سیاسی‌، به‌ سرعت‌ كاسته‌ شد؛
چنان‌ كه‌ تعداد روزنامه‌های‌ روزانه‌ كه‌ در عثمانی‌ منتشر می‌شدند، در ١٣٠٨ به‌ شش‌ و چند سال‌ بعد به‌ سه‌ عنوان‌ تقلیل‌ یافت‌. این‌ سه‌ روزنامه‌ ــ كه‌ مساعده‌ دولتی‌ می‌گرفتند، اما در قبال‌ آن‌، نظارت‌ شدید دربار و شخص‌ سلطان‌ را تحمل‌ می‌كردند عبارت‌ بودند از ترجمان‌ حقیقت‌ ، صباح‌ و اقدام‌ ( رجوع كنید به: لوئیس‌، ص‌ ١٩٤). این‌ روزنامه‌ها از درج‌ اخبار و مقالات‌ مشكل‌آفرین‌ احتراز می‌كردند و بیشتر به‌ مطالب‌ و مباحث‌ علمی‌ و فنی‌ می‌پرداختند ( رجوع كنید به: قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٩٦ـ٩٧؛
كول‌اوغلو، < «مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ ٨٧ ٨٩؛
توپوز، ص‌ ٧٣ ٨٠). در مقابل‌، روشنفكران‌ عثمانی‌، كه‌ ادامه‌ فعالیت‌ سیاسی‌ و مطبوعاتی‌ را در كشور ناممكن‌ یافته‌ بودند، در اروپا و مصر به‌ نشر جرایدی‌ پرداختند كه‌ غالباً از مشی‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌ * جانبداری‌ می‌كردند. به‌ این‌ ترتیب‌، در سالهای‌ پس‌ از ١٣١١، در حالی‌ كه‌ در هر سال‌ پنج‌ ـ شش‌ روزنامه‌ جدید تبعیدی‌ منتشر می‌شد، در داخل‌ كشور هر سال‌ به‌ طور متوسط‌ فقط‌ یك‌ روزنامه‌ جدید انتشار می‌یافت‌ (كول‌اوغلو، <«مطبوعات‌ عثمانی‌» >، ص‌ ٨٩). برخی‌ از روزنامه‌های‌ برون‌مرزی‌، كه‌ به‌رغم‌ موانع‌، كم‌ و بیش‌ به‌ كشور راه‌ می‌یافتند، عبارت‌ بودند از: استقبال‌ ، مشورت‌ ، اذان‌ ، عثمانلی‌ ، قانون‌ اساسی‌ ، حق‌ ، حقیقت‌ ، خلافت ، اَنینِ (ناله‌) مظلوم‌ ، انتقام‌، نظام‌ عدالت‌، امل‌، مشروطیت‌، شورای‌ امت‌، ترقی‌ و اجتهاد (رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ ١٥٩ـ١٦٤؛
توپوز، ص‌ ٤٠ـ٤٢؛
د. ا.ترك‌ ، ج‌ ٧، ص‌ ٣٧٢؛
د. اسلام‌ ، همانجا).

همچنین‌ در سالهای‌ ١٢٩٧ تا ١٣٠٧، پنجاه‌ عنوان‌ مجله‌ در عثمانی‌ منتشر می‌شد، اما شمار آنها از ١٣٠٧ تا اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌ در ١٣٢٦، از پنج‌ عنوان‌ تجاوز نمی‌كرد. این‌ سیر نزولی‌ بی‌گمان‌ ناشی‌ از تشدید فشار دوره‌ استبداد عبدالحمیدی‌ بوده‌ است‌. در این‌ دوره‌، تنها یك‌ مجله‌ مهم‌ منتشر شد و آن‌ ثروت‌ فنون‌ * بود (علاوه‌ بر مدخل‌ رجوع كنید به: دوغان‌ ، ص‌ ١٢ـ ١٥؛
توپراق‌، ص‌ ١٧ـ١٩؛
قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٩٧ـ ٩٨؛
توق‌گؤز، ص‌ ٥٣ به‌ بعد).

در دوره‌ مورد بحث‌، مجلات‌ دیگری‌ هم‌ انتشار می‌یافتند، از جمله‌ در زمینه‌های‌ نظامی‌، مانندِ جریده‌ عسكریه‌ كه‌ از ١٢٨١ تا ١٣٣٧ از طرف‌ «اركان‌ حربیه‌ عمومیه‌» (ستاد ارتش‌) منتشر می‌شد ( رجوع كنید به: توپراق‌، ص‌ ١٥)؛
تجاری‌، مانند مجله‌ دو زبانه‌ تركی‌ فرانسه‌ تقویم‌ تجارت‌ ( رجوع كنید به: همانجا)؛
فرهنگی‌، مانند انسانیت‌، ویژه‌ بانوان‌؛
و فكاهی‌ چون‌ دیوژن‌ ، چنغراقلی‌ تاتار (تاتار زنگوله‌دار) و خیال‌ (درمان‌، ص‌ ٧١ـ٧٢). یكی‌ از نخستین‌ اقدامات‌ حكومت‌ عبدالحمید پس‌ از استقرار، جلوگیری‌ از انتشار مجلات‌ فكاهی‌ بود و از آن‌ پس‌ تا اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌ هیچ‌ مجله‌ فكاهی‌ اجازه‌ انتشار نیافت‌ (همانجا).

ویژگی‌ بارز مجلات‌ دوره‌ دوم‌، سیاست‌ گریزی‌ بود. مجموعه‌ فنون‌ ، كه‌ اعلام‌ كرده‌ بود به‌ سیاست‌ نمی‌پردازد، اگر چه‌ از شماره‌ چهارم‌ تحت‌ عنوان‌ «خلاصه‌ پولیتیقه‌» اخبار سیاسی‌ دنیا را منعكس‌ می‌كرد، هرگز در باره‌ مسائل‌ و حتی‌ اخبار سیاسی‌ داخلی‌ مطلبی‌ چاپ‌ نكرد. در واقع‌، سیاست‌گریزی‌، به‌ویژه‌ در دوره‌ سلطنت‌ عبدالحمید، شعار بسیاری‌ از نشریات‌ ادواری‌ شد و حتی‌ در بسیاری‌ از جراید و مجلات‌ قید گردید (آكونال‌، ص‌ ١١٧).

دوره‌ سوم‌ ، از اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌ (٢٣ جمادی‌الا´خره‌ ١٣٢٦) تا اعلان‌ جمهوریت‌ (٥ آبان‌ ١٣٠٢/ ٢٩ اكتبر ١٩٢٣). با تجدید حیات‌ قانون‌ اساسی‌، نظام‌ ممیزی‌ برچیده‌ شد و مطبوعات‌ عثمانی‌ یك‌ شبه‌ به‌ آزادی‌ نامحدودی‌ دست‌ یافتند. در دوره‌ جمهوری‌، دوم‌ مرداد/ ٢٤ ژوئیه‌ هر سال‌، به‌ مناسبت‌ سالگرد نخستین‌ انتشار بدون‌ ممیزی‌ مطبوعات‌ در روز بعد از اعلان‌ حریت‌، عید روزنامه‌نگاران‌ اعلام‌ شده‌ است‌. پس‌ از اعلان‌ مشروطیت‌ دوم‌، روزنامه‌های‌ جدید پیاپی‌ به‌ سه‌ روزنامه‌ دوره‌ استبداد، اقدام‌ و صباح‌ و ترجمان‌ حقیقت‌ (رجوع كنید به: شاپولیو، ص‌ ١٧٠ـ١٧١)، افزوده‌ شد. اشتیاق‌ به‌ انتشار و خواندن‌ مطبوعات‌ چنان‌ شدت‌ یافته‌ بود كه‌ در دوره‌ ٤٥ روزه‌ پس‌ از اعلان‌ حریت‌، بیش‌ از دویست‌ روزنامه‌ و مجله‌ منتشر گردید (قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ١٣٣) و شمارگان‌ روزنامه‌ها از دو هزار به‌ پنج‌ هزار نسخه‌ افزایش‌ یافت‌ كه‌ دوره‌ دوم‌ انفجار مطبوعاتی‌ نامیده‌ شده‌ است‌ (توپوز، ص‌ ١٠٣). در دوره‌ هشت‌ و نیم‌ ماهه‌ بعدی‌، تا حادثه‌ ٢٢ ربیع‌الاول‌ ١٣٢٧/ ١٣ آوریل‌ ١٩٠٩ (٣١ مارت‌، قیام‌ ضدمشروطه‌ در استانبول‌ كه‌ به‌ ولایتهای‌ دیگر هم‌ سرایت‌ كرد و با سركوبی‌ آن‌، عبدالحمید دوم‌ از سلطنت‌ خلع‌ گردید؛
كارال‌، ج‌ ٩، ص‌ ٨٩ ١٠٧؛
شاو، ج‌ ٢، ص‌ ٤٧٢ـ٤٧٦؛
آقشین‌، ١٩٨٧، ص‌ ١٢٥ـ ١٣٥)، حدود ٣٥٠ عنوان‌ روزنامه‌ و مجله‌ منتشر شد (قاباجالی‌، همانجا). تمام‌ جریانهای‌ نوظهور سیاسی‌ و فكری‌، ترجمانهای‌ مطبوعاتی‌ خود را منتشر و پیشنهادهای‌ خویش‌ را در باره‌ راههای‌ رهایی‌ كشور از مشكلات‌ مطرح‌ می‌كردند. اقلیتهای‌ غیر ترك‌ و غیرمسلمان‌ هم‌، در رقابت‌ با یكدیگر، بر تعداد روزنامه‌های‌ خود می‌افزودند؛
با این‌همه‌، بیشتر آنها پس‌ از انتشار دو سه‌ شماره‌ تعطیل‌ می‌شدند ( رجوع كنید به: همانجا؛
شاپولیو، ص‌ ١٧٢ـ١٧٣). با گذشت‌ زمان‌، تب‌ تأسیس‌ روزنامه‌ فروكش‌ كرد؛
چنان‌ كه‌ تعداد آنها در ١٣٢٦ به‌ ١٣٠، یك‌ سال‌ پس‌ از آن‌ به‌ ١٢٤ و در ١٣٣٢ به‌ ٧٠ عنوان‌ تقلیل‌ یافت‌ ( رجوع كنید به: د. اسلام‌ ، همانجا). با تشدید اختلافات‌ و كشمكشها بین‌ جمعیتها و احزاب‌، بسیاری‌ از جراید نیز، به‌ طرفداری‌ از آنها، در برابر یكدیگر صف‌آرایی‌ كردند (برای‌ ترجمانهای‌ مطبوعاتی‌ و جراید هوادار احزاب‌ اتحاد و ترقی‌، احرار عثمانی‌، دموكرات‌ عثمانی‌، و اتحاد محمدیه‌ رجوع كنید به: تونایا ، ج‌ ١، ص‌ ٣٣، ٤٧ـ ٤٨، ١٧٥ـ١٧٦، ١٩١). با پیروزی‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌ بر جمعیتها و احزاب‌ دیگر، نشریات‌ وابسته‌ به‌ آنها دستخوش‌ توقیف‌ و تعلیق‌ شدند (قاباجالی‌، ٢٠٠٠، ص‌ ١٣٦) و حتی‌ برخی‌ از روزنامه‌نگاران‌ مخالف‌ ترور گردیدند، اشخاصی‌ چون‌ حسن‌ فهمی‌، سردبیر روزنامه‌ سربستی‌ و مدافع‌ جمعیت‌ فداكاران‌ ملت‌، از جمعیتهای‌ مخالف‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌، در ١٥ ربیع‌الاول‌ ١٣٢٧، هفت‌ روز پیش‌ از حادثه‌ ٣١ مارت‌؛
احمد صمیم‌، سردبیر روزنامه‌ صدای‌ ملت‌ و مدافع‌ حزب‌ احرار عثمانی‌، از احزاب‌ مخالف‌ حزب‌ اتحاد و ترقی‌، در اول‌ جمادی‌الا´خره‌ ١٣٢٨؛
و زكی‌بیگ‌، متخصص‌ امور مالی‌ و مخالف‌ اتحادیون‌، در سومین‌ سالگرد اعلان‌ حریت‌ یعنی‌ ٢٦ رجب‌ ١٣٢٩ (تونایا، ج‌ ١، ص‌ ٤١٦ـ٤٢٠؛
توپوز، ص‌ ١٠٧ـ ١١١؛
شاپولیو، ص‌ ١٧٧ـ١٨٢). یك‌ روزنامه‌نگار تاتار، كه‌ در سالهای‌ ١٣٣٠ از استانبول‌ دیدن‌ كرده‌، به‌ تشدید فشار دولت‌ و وجود ممیزی‌ نظامی‌ بر مطبوعات‌ و به‌ویژه‌ سختگیری‌ بر روزنامه‌ها و مجلات‌ بدون‌ حامی‌، در مقایسه‌ با روزنامه‌های‌ بیگانه‌ و جراید اقلیتهای‌ قومی‌ و مذهبی دارای‌ حامیان‌ خارجی‌، سخن‌ گفته‌ است‌ (كریمی‌، ص‌ ٣٣٨ـ٣٣٩).

تصاویر این مدخل:
تقویم وقایع (سال اول، ش١، ٢٥ جمادی الاولی ١٢٤٧) منبع: دومان، ج٣، ص ٦٢٦
جریده حوادث (سال اول، ش ١، اول جمادی الآخره ١٢٥٦) منبع: دومان، ج٣، ص٥١
ترجمان احوال (سال اول، ش٢، ١٣ ربیع الآخر ١٢٧٧) منبع: دومان، ج٣، ص٦٥٢
مجله مجموعه فنون (سال سوم، ش٢٦، ١٢٨١) منبع: دومان، ج٣، ص٢٥٤
اقدام (سال پانزدهم، ش٠١١١، ١٠ رجب ١٣٢٦) منبع: د.ا.ترک، ذیل: Ikdam
مجله بوش بوغاز (سال اول، ش اول، ٩ رجب ١٣٢٦) منبع: دومان، ج٣، ص٤٧
رسملی استانبول (سال اول، ش اول، ٨ حزیران ١٣٢٥/١٣٢٧ ق) منبع: دومان، ج٣، ص٤٨٤
مجله سبیل الرشاد (ش ٤٦٦، ٣ ربیع الآخر ١٣٣٩) منبع: دومان، ج٣، ص٥٤١
مجله گنج قلملر (ش ١٥، اشباط ١٣٢٧/١٣٢٩ق) منبع: دومان، ج٣، ص١١٣
چوجوق باغچه سی (ش ١، ١٣ کانون الثانی ١٣٢٠/١٣٢٢ق) منبع: دومان، ج٣، ص٧٢