دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٢٨١
گلبدن بیگم، ، گلبدن بیگم، دختر بابر( بنیانگذار امپراتوری مغول) و مؤلف کتاب گلبدن نامه. صالحه سلطان، ملقب به گلبدن بیگم، در ٩٢٩ در کابل به دنیا آمد (گلبدنبیگم، ص ١٠).
اولین خبر دربارۀ وی، سفر او و گروهی از بانوان دربار در ٩٣٦ از کابل به اگره، برای پیوستن به دربار بابر، است. گلبدن بیگم در ٩٤٧ پس شکست برادرش، همایون، از شیر شاه سوری، به کابل رفت و تا زمان قدرت گیری دوبارۀ همایون در ٩٥٢، در آنجا ماند (رجوع کنید به همان، ص ٤٩). وی در ٩٤٦ با خضرخان خواجه جغتائی، خواهرزادۀ بابر، ازدواج کرد. خضرخان در دورۀ حکومت همایون به مقام امیرالامرایی رسید (حسنی، ج ٥، ص ٣٢٨؛ د. اسلام، ذیل مدخل؛ هروی، ج ٢، ص ٤٢٨).
گلبدن بیگم در جنگ قدرت میان برادرانش از همایون حمایت کرد و در تمام مدت پناهندگی همایون به ایران، در کابل حضور داشت و از اقدامات برادرانش برضد همایون ناخشنود بود. جانبداری گلبدن بیگم از همایون سبب شد کامران میرزا، برادر و رقیب همایون، رفتار نامناسبی با گلبدن داشته باشد و او را وادارد تا به همسرش، خضرخان، نامه بنویسد و از وی بخواهد همراه نیروهایش به کامران میرزا بپیوندد، اما گلبدن بیگم به بهانۀ بیسوادی خضرخان، از این کار سرباز زد و مخفیانه به او پیغام داد که طرف کامران میرزا را نگیرد (رجوع کنید به گلبدن بیگم، ص ١١٧). خبر دیگر در بارۀ زندگی گلبدن بیگم، سفر حج وی در ٩٨٢ است، که بیش از سه سال به طول انجامید (بایزید بیات، ص ٧، ٣٥٥؛ بداؤنی، ج ٢، ص ١٤٧؛ حسنی، ج ٥، ص ٣٢٨). از دیگر اخبار راجع به گلبدن بیگم، وساطت برای شاهزاده سلیم نزد اکبرشاه در ١٠١١ است که به علت ارتکاب خطایی بزرگ، کسی جرأت میانجگری نداشته است (علامی، ج ٢/٣، ص ٨١٥). به نظر میرسد این کار از آخرین کارهای گلبدن بیگم بوده و وی در همین سال درگذشته است (گلبدن بیگم، ص ٩؛ بدخشانی، ص ٦٩).
گلبدن بیگم از زنان صاحب رای و دانشمند روزگار خود بود و زبانهای ترکی و فارسی را به خوبی میدانست (حسنی، ج ٥، ص ٣٢٨؛ اصغر، ص ٩٨). بر اساس همین تواناییها، جلالالدین اکبر پادشاه از وی خواست تا حوادث دوران پدر(بابر) و برادرش(همایون) را بنویسد تا منبع ابوالفضل علامی باشد در تألیف حوادث عصر بابر وهمایون در اکبرنامه (رجوع کنید به گلبدن بیگم، ص ٢٩؛ بیات، ص ١). در نتیجه، وی کتاب گلبدننامه را نوشت، مشتمل بر دو بخش: بخش اول، خاطرات دورۀ بابر؛ و بخش دوم، وقایع عصر همایون که به حادثۀ کور شدن کامران میرزا در سال ٩٦١ خاتمه مییابد. قسمت آخر کتاب، که وقایع سه سال آخر حکمرانی همایون بوده، از میان رفته است. نکته مهم و جالب توجه در تاریخنگاری گلبدننامه، پرداختن به احوال زنان در خلال بیان حوادث است (برای اطلاعات بیشتر در این باره رجوع کنید به گلبدننامه، ص ٥٦، ٥٩ـ ٦٧، ٦٩، ٧٤).
زبان گلبدن نامه فارسی آمیخته با لغات مغولی و اصطلاحات هندی است (برای نمونه، رجوع کنید به همان، ٢٩، ٤٠- ٤١، ٦٩، ٧٠، ٨٢، ١١٣، ١١٦، ١٥٢)، با بیان محاورهای، جملات کوتاه و به کار بردن ترکیبات خاص (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به همان، ص ٥٦، ٦٩). کلنل جرج ویلیام هامیلتون در ١٨٦٨ نسخۀ خطی این کتاب را خرید و به مجموعه نسخ خطی موزۀ بریتانیا سپرد (همان، مقدمه ایرج افشار، ص ١٦). گلبدن نامه را نخستین بار آنتس بوریج به انگلیسی ترجمه کرد که در ١٩٠٢ منتشرشد. رشیداختر بدوی، از روی چاپ بوریج، در١٣٤٥ش/ ١٩٦٦ آن را به اردو ترجمه و در لکهنو چاپ کرد (اصغر، ص ١٠١).
منابع :
(١) اصغر، آفتاب، تاریخنویسی هندو پاکستان (تیموریان بزرگ از بابر تا اورنگ زیب)، اسلامآباد ١٣٦٤؛
(٢) محمدبن معتمد بدخشانی، تاریخ محمدی، چاپ امتیاز علی عرشی، علیگره ١٩٦٠؛
(٣) عبدالحی حسنی، نزههالخواطر و بهجه المسامع والنواظر، دکن ١٩٨١؛
(٤) گلبدن بیگم، گلبدننامه، به کوشش ایرج افشار، تهران١٣٨٣ش؛
(٥) ابوالفضلبن مبارک علامی، اکبرنامه، چاپ مولوی آغا احمد علی و مولوی عبدالرحیم، کلکته ١٨٧٧ـ ١٨٨٨؛
(٦) نظامالدین احمد هروی، طبقات اکبری، بی، تی، ام، ای، سی، اس، ایشیاتیک سوسیاتی بنگال، بی تا؛
(٧) EI٢, “Gulbadan Begam” (by H. Beveridge).
/ رقیه سخایی/
تاریخ انتشار اینترنتی : ١٣٩٢/٠٣/٠٥