دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٣٤
چابَهار/ چاهبهار ، شهرستان، خلیج و شهری بندری در استان سیستان و بلوچستان.
١) شهرستان چابهار، به مركزیت شهر چابهار، در جنوب استان سیستان و بلوچستان قرار دارد. این شهرستان مشتمل است بر سه بخش به نامهای مركزی، دَشتیاری و پُلان، و دو شهر به نامهای نگور و چابهار. این شهرستان از شمال به شهرستانهای نیكشهر و راسْك و از مغرب به شهرستان كُنارك * محدود میشود، از مشرق با پاكستان مرز مشترك دارد و دریای عمان در جنوب آن واقع است.
اراضی قسمت شمالی شهرستان در كوهستان و قسمت جنوبی آن در دشت قرار دارد. رشته كوه مكران، كه ادامه كوههای بشاگرد است، با جهت شرقی ـ غربی در شمال شهرستان امتداد دارد و منطقه چابهار را از كویر لوت (در شمال) جدا میكند (رجوع کنید به پوركرمانی و زمردیان، ص١٥٦، ١٥٨ـ١٥٩). تپههای شمال چابهار به طور طبیعی دو منطقه را از هم جدا كرده و دروازهای مشهور به جهنم را به وجود آورده است. اهالی، سمت جنوبی آن دروازه را كه به سوی چابهار است بهشت و سمت شمالی آن را كه به سوی نیكشهر است جهنم مینامند (برقعی، ص ١٥٨).
مهمترین رودهای شهرستان چابهار عبارتاند از: رود سیلابی باهوكلات به طول ٣١٣ كیلومتر، كه در طول مسیر به نامهای گوناگون (از جمله سرباز و گامِشْانْدَر) خوانده میشود؛ و رود دائم كاجه/ كاجو، از ریزابههای باهوكلات، به طول حدود ٢٢٠ كیلومتر، با مسیر كلی شمال غربی ـ جنوب شرقی (جعفری، ج ٢، ص ١٢٥ـ١٢٧،٣٤٠ـ٣٤٢، ٤٢٣).
جنگل حَرّا در خور باهو، محل تلاقی رودخانه باهوكلات به خلیج گواتر و محل ریزش سیلابهای دشتیاری، واقع است كه زیستگاه مناسبی برای جانوران بهشمار میرود (ریاضی، ص ٣٤).
اهالی چابهار به كشاورزی، باغداری، پرورش دام، ماهیگیری و قایقرانی و لنجسازی اشتغال دارند (برقعی، ص ١٦٢، ١٦٩؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ١٣٨، ص ٣٣). صنایع دستی آنجا شامل سوزندوزی، سكهدوزی، حصیربافی، و ساخت آلات موسیقی است (سازمان منطقه آزاد تجاری و صنعتی چابهار، ١٣٨١ ش).
بیشتر مردم چابهار بلوچاند. برخی طوایف مستقل آن عبارتاند از: جَدگال، هوت، جَت * ، گُمشادزهی، احمدزهی، شیری، بلوچ شَهْیكانی و بلوچ هَنزَم (مركز آمار ایران، ١٣٧٨ ش، ص ٩٠ـ٩١). بیشتر اهالی شهرستان عمدتاً سنّیحنفی و بقیه شیعه دوازده امامیاند. زبان آنان عمدتاً بلوچی است و به فارسی هم صحبت میكنند (رجوع کنید به فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ١٣٨، ص ٣٢ـ٣٣؛ نیز رجوع کنید به بلوكباشی، ص ٥٣١).
در تقسیمات كشوری ١٣١٦ ش، چابهار به همراه باهوكلات و قصرقند، به مركزیت قصرقند، یكی از شهرستانهای تابع استان مكران شد (ایران. قوانین و احكام، ١٣١٦ ش، ص ٧٦)، اما با تشكیل استان هشتم در مرداد همان سال، چابهار به عنوان بخش، تابع شهرستان خاش گردید (همان، ص ٩٠). در مرداد ١٣٢٦، حوزه بلوچستان به مركزیت زاهدان تشكیل شد و چابهار به عنوان فرمانداری با دو بخش به نامهای نیكشهر و دشتیاری در آن قرار گرفت (ایران. قانون تقسیمات كشوری آبان ١٣١٦، ص ٢٤ـ ٢٥). در ١٣٤١ ش، آبادی كنارك و در ١٣٤٥ ش آبادی نگور به شهر بدل شدند (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی، ١٣٨٢ ش، ذیل «استان سیستان و بلوچستان»). در تقسیمات كشوری شهریور ١٣٥٥، شهرستان چابهار به مركزیت شهر چابهار، مشتمل بر چهار بخش و چهار شهر و شانزده دهستان، تابع استان سیستان و بلوچستان بود (ایران. قوانین و احكام، ١٣٧٠ ش، ص ٦٦٥). در اردیبهشت ١٣٦٩، بخش نیكشهر شهرستان شد و بخش قصرقند از چابهار جدا گردید و در تركیب نیكشهر قرار گرفت (ایران. وزارت كشور، معاونت سیاسی، ١٣٧١ ش، ص ١٥٩). در ١٣٨٤ ش بخش كنارك تبدیل به شهرستان شد و به همراه بخش زرآباد و دهستانهای آن از تركیب این شهرستان خارج گردید (رجوع کنید به همو، ١٣٨٤ ش، ذیل «استان سیستان و بلوچستان»؛ نیز رجوع کنید به همو، ١٣٨٣ ش، ذیل «استان سیستان و بلوچستان»).
شهرستان چابهار از راه دریا با كشورهای واقع در كرانههای دریای عمان و خلیجفارس ارتباط دارد. راه زمینی بندر چابهار ـ راسك از شهرستان چابهار میگذرد. همچنین شهرهای این شهرستان با راه اصلی (زمینی) و از طریق بندر چابهار ـ پیشین، به شهرهای پاكستان مرتبط میشوند. بندر گواتر از طریق شهر نگور با راه اصلی بندر چابهار ـ راسك ارتباط مییابد.
در ١٣٧٥ ش، جمعیت شهرستان چابهار ٩١٢ ، ١٥٤ تن بوده است كه از این میان ٨٢٩ ، ٥١ تن (ح ٣٣%) شهرنشین و بقیه روستانشین بودهاند (مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش ب ، ص پنجاهوپنج).
شهرستان چابهار آثار قدیمی بسیاری دارد كه از جمله آنهاست: قلعه، حصار و دو برج در طیس؛ قلعه پیروز گَتَّه با دیوارهای عظیمی از سنگ تراشیده و قلوه سنگ و ساروج با ضخامت ٥ر٢ متر (در بعضی جاهها چهار متر) و ارتفاع دوازده متر؛ دو غار مصنوعی و یك غار طبیعی معروف به بانْ مَسیتی (در زبان بلوچی «بان» به معنای مرد صالح و خداپرست و «مسیتی» به معنای معبد و پرستشگاه) در دامنه كوه شهبازبند، با مقبرهای كوچك درون غار طبیعی (رجوع کنید به اقتداری، ص ٦١٦، ٦٢٥، و جاهای دیگر؛ برای اطلاع بیشتر در باره این آثار رجوع کنید به طیس*)؛ قلعه گواتر، برفراز تپهای در امتداد جاده ساحلی چابهارـ گواتر، كه آثاری متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد دارد (رجوع کنید به سازمان منطقه آزاد تجاری و صنعتی چابهار، ١٣٨١ ش)؛ زیارتگاهی با گنبدی سفید كه گفته میشود مدفن سیدعبدالرسول و مورد احترام جمعی شیعیمذهب با نام حیدرآبادی است (برقعی، ص ١٦٩)؛ و زیارتگاهی به نام خضر در كنار دریا (همان، ص ١٦٨ـ١٦٩).
٢) خلیج چابهار. این خلیج كوچكِ نعلی شكل در شمال دریای عمان و جنوب استان سیستان و بلوچستان قرار دارد (برای اطلاع از تفاوت آن با خلیج بزرگ رجوع کنید به فشاركی، ذیل "Gulf", "Bay" ). خلیج چابهار از مشرق و شمال شرقی به شهرستان چابهار و از شمال غربی و مغرب به شهرستان كنارك محدود میشود. عرض دهانه آن حدود پانزده كیلومتر، فاصله شمال تا جنوب آن حدود بیست كیلومتر و فاصله مشرق تا مغرب آن میان بیست تا ٢٥ كیلومتر است. ژرفای آب در دهانه خلیج ٥ر١٤ متر است و به دلیل عمقِ كمِ آب در نزدیكی ساحل، كشتیهای بزرگ در حدود ٥ر١ كیلومتری بندر چابهار، در عمق حدود هفت متری، لنگر میاندازند (كیهان، ص ١١٢؛ شاه حسینی، ص ١٨).
٣) شهر بندری چابهار ، مركز شهرستان چاهبهار. در جنوب شرقی خلیج چابهار و در منطقه مُكران *واقع است. میانگین حداكثر دمای مطلق آن حدود ْ٣٦، میانگین حداقل آن حدود ْ٥ر١٦ (سازمان هواشناسی كشور، ص ١٦٩)، میانگین بارش سالانه آن حدود ٩٠ میلیمتر، و میانگین رطوبت آن، حدود ٦٨% و در تابستانها حدود ٩٠% است (همان، ص ١٧١).
پیشینه. نام چابهار در برخی منابع خطی، بهار ضبط شده ( جغرافیای بلوچستان ، ص ٢٨٩)، شاید به این دلیل كه معبد یا دیر هندیها، به نام بیهار/ بهار (در سنسكریت: ویرادا)، در آنجا بوده است. لوریمر (ج ٧، ص ٣٥٢) نام آن را تحریف شده «چاه باغ» میداند. در ١١٧١، دولت ایران چابهار و گواتر را، كه در اجاره سلطان مسقط بود، تصرف كرد(نورزاده بوشهری، ص ١٦١). به نوشته ویلسون (ص ٢١٩)، در ١٢٠٨/١٧٩٣، پس از تجزیه مملكت عمان، سید سلطان، مسقط و گواتر و چابهار را تصرف كرد. در منابع دوره قاجار، نخستینبار نام چابهار در ١٢٩٢ در كتابچه میرزامهدیخان سرتیپ قاینی آمده است. به نوشته او (ص ١٩٣)، در ١٢٨٩ وكیلالملك [حاكم كرمان و بلوچستان در سالهای ١٢٨٦ـ ١٢٩٥( آنجا را تسخیر كرد. در ١٣٠٤ در سفرنامه بلوچستان از ماهان تا چاهبهار، تألیف ناصرالدوله، آمده كه قلعه چابهار صد ذرع در صد ذرع )ذرع معادل ٠٤ر١ متر ( در بالای بلندی و در دویست ذرعی دریاست و از سنگ و گل ساخته شده و امروزه (هنگام تألیف سفرنامه) ویران است. تنها چند خانوار حیدرآبادی شیعه در آنجا ساكناند. در مشرق آن قلعه دیگری متصل به آن، تقریباً پنجاه ذرع در پنجاه ذرع، هست كه در آنجا هم دو خانوار شیعه زندگی میكنند. مسجد كوچكی در میان قلعه بزرگ دیده میشود كه بنّای آن شخصی به نام شیی براربن نورمحمد بوده است (ص ٨٩ ـ٩١). ظاهراً جز حیدرآبادیهای شیعه و بلوچهای سنّی، گروههایی از اتباع خارجی، مانند هندیها و بریتانیاییها، نیز در چابهار ساكن بودهاند، زیرا در ١٣١٥ هنگامی كه آصفالدوله والی كرمان بود، سرپرسی سایكس واسطه حل دعاوی آنان شده بود (رجوع کنید به سایكس، ص ٣٤٨). به نوشته ویلسون (ص ٣٠٦ـ٣٠٧)، در ١٢٨١/١٨٦٤، در دوره سلطنت ناصرالدین شاه، خط تلگرافی از كراچی به گواتر و در ١٢٨٦/١٨٩٦ خطی از گواتر )از طریق چابهار ] به جاسك امتداد یافت كه طول آن به هفتصد میل میرسید و یكی از مراكز دفتر آن در چابهار بود. در ١٣٢٠ ش، بندر چابهار در مكران، ٢٠٠ ، ١ خانوار جمعیت داشت كه از طریق صید ماهی و قایقرانی زندگی میكردند و مهمترین ساختمان آن بنای سه طبقهای بود كه انگلیسیها حدود نود سال پیش ساخته بودند و محل پست و تلگراف آنان بود، كشتیها در دو كیلومتری بندر لنگر میانداختند و با قایق كالای خود را به ساحل میرساندند (رزمآرا، ص ٨٠ ـ٨١).
منابع:
(١) احمد اقتداری، آثار شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیجفارس و دریای عمان ، تهران ١٣٧٥ ش؛
(٢) ایران. قانون تقسیمات كشوری آبان ١٣١٦، قانون تقسیمات كشور و وظایف فرمانداران و بخشداران، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦، چاپ دوم، تهران [بیتا. (؛
(٣) ایران. قوانین و احكام، مجموعه قوانین سال ١٣١٦ ، تهران: روزنامه رسمی كشور شاهنشاهی ایران، )? ١٣١٦ ش (؛
(٤) همو، مجموعه قوانین و مقررات مربوط به وزارت كشور: از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان ١٣٦٩ ، تهران ١٣٧٠ ش؛
(٥) ایران. وزارت راه و ترابری، دفترچه مسافات راههای كشور، تهران)? ١٣٦٦ ش(؛
(٦) ایران. وزارت كشور، تقسیمات كشور شاهنشاهی ایران، تهران ١٣٥٥ ش؛
(٧) ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی. دفتر تقسیمات كشوری، سازمان تقسیمات كشوری جمهوری اسلامی ایران ، تهران ١٣٧١ ش؛
(٨) همان، تهران ١٣٧٦ ش؛
(٩) همو، نشریه اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی ( به همراه مراكز )، تهران ١٣٨٣ ش؛
(١٠) همان، تهران ١٣٨٢ ش؛
(١١) همو، نشریه عناصر و واحدهای تقسیمات كشوری ) تا پایان آبان ١٣٨٤(، تهران ١٣٨٤ ش؛
(١٢) محمد برقعی، نظری به بلوچستان، )بیجا(: مازیار، ١٣٥٦ ش؛
(١٣) علی بلوكباشی، «چابهار و بلوچهای آن»، مجله دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ، سال ١٦، ش ٥ ـ٦ (مرداد ١٣٤٨)؛
(١٤) محسن پوركرمانی و محمدجعفر زمردیان، «بحثی پیرامون ژئومورفولوژی استان سیستان و بلوچستان: چاهبهار»، فصلنامه تحقیقات جغرافیائی ، سال ٢، ش ٣ (زمستان ١٣٦٦)؛
(١٥) عباس جعفری، گیتاشناسی ایران، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٩ ش؛
(١٦) جغرافیای بلوچستان ، نوشته سال ١٣٠٤ قمری، ظاهراً از مهدی، چاپ ایرج افشار، در فرهنگ ایران زمین ، ج ٢٨ (١٣٦٨ ش)؛
(١٧) حاج علی رزمآرا، جغرافیای نظامی ایران: مكران ، تهران ١٣٢٠ ش؛
(١٨) برهان ریاضی، حوزه آبریز رودخانه باهوكلات: منطقهای با ویژگیهای منحصر بفرد، تهران ١٣٦٥ ش؛
(١٩) سازمان منطقه آزاد تجاری و صنعتی چابهار، منطقه آزاد تجاری و صنعتی چابهار، )تهران ١٣٨١ ش((لوح فشرده)؛
(٢٠) سازمان هواشناسی كشور، سالنامه آماری هواشناسی: ٧٦ـ ١٣٧٥، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٢١) ابراهیم شاهحسینی، «چابهار بندری كه از خواب گران برمیخیزد» ، ماهنامه آبزیان، سال ٧، ش١ (فروردین ١٣٧٥)؛
(٢٢) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ١٣٨: چابهار ، تهران: سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح، ١٣٧٢ ش؛
(٢٣) پریدخت فشاركی، فرهنگ جغرافیا ، تهران ١٣٧٩ ش؛
(٢٤) مهدی قاینی، كتابچه سیاحتنامه بلوچستان ، چاپ ایرجافشار، در فرهنگ ایران زمین ، ج ٢٨ (١٣٦٨ش)؛
(٢٥) مسعود كیهان، جغرافیای مفصل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش؛
(٢٦) مركز آمار ایران، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر كوچنده ١٣٧٧: جمعیت عشایری دهستانها، كل كشور ، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٢٧) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی استان سیستان و بلوچستان ، تهران ١٣٧٦ ش الف ؛
(٢٨) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی كل كشور ، تهران ١٣٧٦ ش ب ؛
(٢٩) عبدالحمیدبن فیروز ناصرالدوله، سفرنامه بلوچستان: از ماهان تا چاهبهار ، با مقدمه محمد ابراهیم باستانی پاریزی، چاپ محمدرسول دریاگشت، كرمان١٣٧٠ش؛
(٣٠) نقشه تقسیماتكشوری جمهوری اسلامی ایران، مقیاس ٠٠٠ ، ٥٠٠ ،٢: ١، تهران: سازمان نقشهبرداری كشور، ١٣٨٣ ش؛
(٣١) ) نقشه توپوگرافی ایران] ، مقیاس ٠٠٠ ، ٠٠٠ ،٢ : ١، تهران: اداره جغرافیایی ارتش، ١٣٦٢ ش؛
(٣٢) نقشه جمهوری اسلامی ایران: براساس تقسیمات كشوری، مقیاس ٠٠٠ ، ٦٠٠ ، ١:١، تهران: گیتاشناسی، ١٣٨٣ش؛
(٣٣) اسماعیل نورزاده بوشهری، ایران كنونی و خلیجفارس ، تهران ١٣٢٥ ش؛
(٣٤) آرنولد تالبوت ویلسون، خلیجفارس ، ترجمه محمد سعیدی، تهران ١٣٤٨ ش؛
(٣٥) J. G. Lorimer, Gazetteer of the Persian Gulf, 'Oman, and central Arabia , Buckinghamshire ١٩٨٦;
(٣٦) Percy Molesworth Sykes, Ten thousand Miles in Persia or eight years in Iran , New York ١٩٠٢.
/ خسرو خسروی /
تصاویر این مدخل:
زیارتگاه سید غلامرسول (عبدالرسول) منبع: سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان سیستان و بلوچستان