دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢٥٨
حسینیه (١) ، پركاربردترین مكان مذهبى در میان شیعیان با كاركرد اختصاصى در برگزارى مراسم سنّتى عزادارى و روضهخوانى به ویژه براى حضرت امام حسین علیهالسلام و یارانش، و نیز با كاركرد عمومى در برگزارى آیینهاى مذهبى و فرهنگى.
با وجود اهمیت زیاد مساجد در سراسر جهان تشیع، حسینیهها در اجراى مراسم ویژه سوگوارى* شیعى (سینهزنى، روضهخوانى* و ذكر مصائب اهلبیت، نوحهخوانى و وعظ و، در برخى مناطق، تعزیهخوانى) جایگاهى اختصاصى یافته كه مشتمل است بر مراسم دهه اول محرّم یا اول محرّم تا ٢٨ صفر؛ مراسم سوگوارى براى پیامبر و دیگر معصومان علیهمالسلام در دیگر ایام سال قمرى؛ مراسم میلاد و منقبتخوانى براى معصومان علیهمالسلام؛ و برگزارى مراسم ویژه ماه مبارك رمضان، از جمله شبهاى قدر و مجالس قرائت قرآن. اجراى مجالس ترحیم* شهروندان و برنامههاى مذهبى و فرهنگى نیز از فعالیتهاى معمول در حسینیههاست.
حسینیهها، به ویژه در ماههاى محرّم و صفر، كانون اصلى مراجعه و پررونقترین مركز ارتباط جمعىِ مناطق شیعهنشین بهشمار میروند. حضور مردم در این مكانها و همیارى آنان براى آمادهسازى و تأمین خدمات و اجراى مراسم، بدون در نظر گرفتن سن و جنسیت و وضع مالى و جایگاه و رتبه اجتماعى، امكان گستردهاى براى تقویت حس همدلى و همبستگى شیعیان فراهم میآورد و چون حسینیههاى هر محل معمولا حائز هویتِ محلى ویژه خود هستند، این كاركرد اجتماعى حسینیهها در مقیاس محله، مناسبات عمیق و ریشهدارى را در میان ساكنان ایجاد و تقویت میكند؛ به ویژه در ادوار متأخرتر، حسینیهها مركزى براى برنامههاى عامالمنفعه، از جمله تشكیل صندوقهاى قرضالحسنه، نیز هستند. كاركرد هویت بخشى و تقویت همبستگى در حسینیههاى متعلق به جمعیتهاى مهاجر یا مسافر در شهرهاى دیگر، مثلا حسینیههاى آذربایجانیها در تهران و حسینیههاى ایرانیان در عتبات عالیات، بارزتر است (رجوع کنید به ادامه مقاله).
به دلیل متأخر بودن واژه حسینیه و فقدان آن در متون كهن، این ساختار ظاهرآ در امتداد ساختارهاى مسجد*، زاویه و تكیه*، و در نتیجه تركیب و تلفیق و بازتولید بخشهایى از ساختار و كاركردهاى آنها، از عصر صفوى به بعد، و به احتمال بسیار نخستینبار در حوزه فرهنگى شیعى ایران، به وجود آمده است. در دوره آلبویه، به دستور معزالدوله دیلمى در ٣٥٢، مردم در روز عاشورا خیمههایى براى عزادارى در خیابانها برپامیكردند (فقیهى، ص ٤٦٦). بر پاكردن این خیمهها، به عنوان محلهاى موقت عزادارى حسینى، با استفاده از داربستهاى چوبى یا فلزى و پوشاندن آنها با پارچههاى برزنتى، همچنان مرسوم است، اما درباره احداث بناهاى دائم با عنوان حسینیه، در منابع متقدم گزارشى نیامده است. آیینهاى عزادارى در مساجد، مزارات معصومان، امامزاده*ها، بازار*ها، تكیهها و جز اینها برگزار میشده و اختصاص بنایى به نام حسینیه، به منظور عزادارى، به احتمال بسیار از دوره قاجار تثبیت شده است، چنانكه تاریخ بناى حسینیههاى مهم و معروف نیز تاریخى قدیمتر را نشان نمیدهد (رجوع کنید به دایرةالمعارف تشیع، ذیل مدخلهاى حسینیه).
از سوى دیگر، به نظر میرسد روند غلبه بسامدى واژه حسینیه در خرده فرهنگ عزادارى سنّتى شیعى، به خلط میان این واژه و واژه تكیه منجر شده باشد. گفته شده كه تفاوت كلى تكیه و حسینیه در این است كه در وسط تكیهها سكویى براى اجراى تعزیه تعبیه میشده و برگزارى تعزیه از عصر صفوى به بعد از ویژگیهاى تكیهها محسوب میگردیده، اما حسینیه به طور خاص، محل سینهزنى و روضهخوانى بوده است (رجوع کنید به سلطانزاده، ١٣٦٢ش، ص ١٨٢). با این وصف، این وجه تمایز چندان دقیق نیست، زیرا در بسیارى از حسینیهها نیز برگزارى تعزیه معمول بوده است.
در واقع، تسمیه مكانهاى ویژه عزادارى حسینى، در مناطق گوناگون شیعهنشین تابع مناسبات و ادبیات محلى بوده است و از میان این تلقیهاى متنوع نمیتوان به استخراج قاعده پرداخت. مثلاً در ایران و عراق، بیشتر واژه تكیه و، در روندى رو به رشد، حسینیه در كنار واژههایى چون میدان و چهارسوق به كار میرفته است، اما شیعیان عمان و بحرین از واژه مَأتم، شیعیان شبه قاره و پاكستان از واژههاى امامبارا*/ امامباره و عاشورخانه و عزاخانه، و در افغانستان از واژه منبر استفاده میكردهاند (رجوع کنید به توسلى، ص ٨٢؛
جانباللهى، ص ١٥ـ٢٠؛
د.اسلام، چاپ دوم، ذیل"Imam-bara"؛
دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، ذیل«اِمامْ باره»؛
>دایرةالمعارف جهان اسلام آكسفورد<، ذیل واژه؛
تاسى، ٥٣؛
فرهنگ، ص ٣٠٨ـ٣١٨؛
ولى، ص ١٢٥ـ١٢٦). در ایران معاصر، بیشترِ مكانهاییكه براى برگزارى مراسم عزادارى حسینى بنا میشوند حسینیه نامیدهمیشوند (رجوع کنید به معتمدى، ج١، ص١٤٥ـ ٣٥١) و تقریباً دیگر هیچ مكان نوساختهاى را با این كاربرد، تكیه نمینامند و حتى در بازسازیها، نام تكیهها را به حسینیه یا مسجد برمیگردانند (رجوع کنید به همان، ج١، ص٥١٠؛
شاطرى، ص٣٣).
حسینیهها معمولاً معمارى سادهاى دارند و فضایى سرپوشیده براى تجمعاند، گو اینكه در بسیارى موارد از لحاظ موقعیت در بافتِ شهرى (مثلاً در شهرهاى نائین، زواره، تفت و میبد)، حسینیهها نقطه ارتباط اصلى میان خیابانها هستند و بخش مهمى از كالبد معمارى شهر را تشكیل میدهند و مهمترین فضاى سرپوشیده هر محله تلقى میشوند (سلطانزاده، ١٣٧٤ش، ص ١٣١). در شهرهاى زیارتىِ پراهمیتى چون كربلا و نجف، حسینیهها براى پذیرایى از مسافران نیز به كار میروند؛
مانند حسینیه تهرانیها در كربلا، كه بزرگترین حسینیه آنجا به شمار میرفت و با هدایا و نذورات مردم تهران ساخته شده بود. این حسینیه، علاوه برداشتن شبستانى وسیع در طبقه اول و زیرزمینهاى بزرگ و متعدد، بیش از دویست اتاق براى سكونت زائران داشت. این حسینیه در جریان قیام شیعیان عراق در ١٣٧٠ش، به دست ارتش بعث ویران شد (انصاریقمى، وقف، سال ٢، ش ٣، ص ٨٤).
حسینیهها معمولاً بناهایى منفردند ولى گاهى در مجموعهاى شامل باغ، مسجد، ایوان، حمام و بازارچه و جز اینها نیز بنا میشوند، مانند حسینیه مشیر در شیراز (رجوع کنید به همایونى، ص ١٠ـ١٤؛
دایرةالمعارف تشیع، ذیل «حسینیه مشیر») و حسینیه امیر سلیمانى در تهران كه شامل كتابخانه و درمانگاه نیز هست (رجوع کنید به تابنده، ص ٢٤٩ـ٢٥٥؛
دایرةالمعارف تشیع، ذیل «حسینیه امیرسلیمانى»).
نماى داخلى و بیرونى بیشتر حسینیهها ساده است، ولى برخى حسینیهها از لحاظ تزیینات داخلى و بیرونى از نمونههاى حائز اهمیتاند، مانند حسینیه شیخ محمدتقى فرحى و حسینیه آقا شیخ على در بهشهر مازندران و حسینیه مشیر (رجوع کنید به همایونى، همانجا؛
ستوده، ج ٤، بخش ١، ص ٦٩٠ـ٦٩١). در این میان، حسینیه ارشاد* نیز هست كه با اهداف فرهنگى و اجتماعى در حدود سال ١٣٤٥ش در تهران تأسیس شده و از معمارى مدرن متناسب با كاركرد خاص خود، از جمله تالار برگزارى سخنرانى برخوردار است.
تأمین هزینههاى احداث و نگهدارى و برگزارى مراسم در حسینیهها را برخى بانیانِ متمول برعهده میگیرند و معمولاً درآمدها یا املاكى را به این منظور وقف میكنند. گاه این هزینهها را مردم به صورت دسته جمعى برعهده میگیرند. برخى نیز منزل خود را به طور دائم یا موقت به صورت حسینیه درمیآورند. غیر از انگیزه عمومى مذهبى، نذر براى شفاى بیماران یا حصول موفقیت در كارى مهم نیز انگیزه احداث این حسینیههاى دائم یا موقت است (رجوع کنید به انصاریقمى، همانجا؛
شهریباف، ج٢، ص٣٦٠؛
طعمه، ص١٨٠ـ١٨١؛
>دایرةالمعارف جهان اسلام آكسفورد<، همانجا).
گاه نام واقف یا بانى را بر روى حسینیه میگذارند، مثل حسینیه سیدمحمد صالح در كربلا، حسینیه اصطهباناتى در نجف و حسینیه مؤمن على یزدى در كاظمین (رجوع کنید به انصاریقمى، وقف، سال ٢، ش ١، ص ٧٧، ش ٣، ص ٨٤، سال ٣، ش ١، ص ١٠١) یا آنها را به نام اصناف میخوانند، مانند حسینیه خیاطها، حسینیه دباغها، حسینیه صباغها، هر سه در بیرجند (رضائى، ص ١٢٦ـ١٢٧) یا حسینیه خرازها، حسینیه نجارها، حسینیه قنادها و حسینیه بزازها، همگى در سبزوار (محمدى، ص ٢٦١). حسینیههایى كه اهالى برخى شهرها در شهرهاى دیگر بنا میكنند، به نام گروه مهاجران یا زائران خوانده میشوند، مانند حسینیه اصفهانیها، حسینیه تهرانیها، حسینیه قمیها، و حسینیه آذربایجانیها، همگى در كربلا (انصاریقمى، وقف، سال ٢، ش ٣، ص ٨٣ـ٨٤). برخى حسینیهها نیز به نام محلهاى كه در آن واقع شدهاند خوانده میشوند، از جمله در نائین، ابیانه و كاشان (رجوع کنید به سلطانزاده، ١٣٧٤ش، ص ١٣٠؛
بلوكباشى، ص ٥٩، ٦١؛
مشهدى نوشآبادى، ص ١٠). نامگذارى حسینیهها به نام امامان و معصومان و فرزندان آنها نیز مرسوم است (رجوع کنید به معتمدى، ج ١، ص ١٥١، ١٦٥، ١٦٨، ١٨٠ و جاهاى دیگر).
حسینیهها از پر شمارترین فضاهاى دینى و مذهبى در جهان تشیعاند، به طورى كه تقریباً در همه محلههاى شیعى دست كم یك حسینیه دائم وجود دارد. گفته شده كه لكهنو در اواسط دهه ١٢١٠/ اوایل دهه ١٨٠٠ حدود دوهزار و تهران در اواخر دهه ١٣٤٠ش حدود ٦٣٠ حسینیه داشته است (>دایرةالمعارف جهان اسلام آكسفورد<، همانجا). همچنین براساس آمار ١٣٧٥ش، ٧٥٢،٨ حسینیه در ایران وجود داشته كه بیش از ١١% كل اماكن دینى و مذهبى كشور را تشكیل میداده است (میرمحمدى، ص ٧١ـ٧٢).
منابع :
(١) محمدرضا انصاریقمى، «موقوفات ایرانیان در عراق»، وقف : میراث جاویدان، سال ٢، ش ١ (بهار ١٣٧٣)، ش ٣ (پاییز ١٣٧٣)، سال ٣، ش ١ (بهار ١٣٧٤)؛
(٢) على بلوكباشى، نخلگردانى: نمایش تمثیلى از جاودانگى حیات شهیدان، تهران ١٣٨٠ش؛
(٣) على تابنده، خورشید تابنده: شرح احوال و آثار عالم ربّانى و عارف صمدانى حضرت آقاحاج سلطانحسین تابنده گنابادى «رضاعلیشاه» (طابثراه)، تهران ١٣٧٣ش؛
(٤) محمود توسلى، «حسینیهها ـ تكایا ـ مصلیها»، در معمارى ایران: دوره اسلامى، به كوشش محمدیوسف كیانى، ج ١، تهران: جهاد دانشگاهى، ١٣٦٦ش؛
(٥) محمدسعید جانباللهى، تأثیر اماكن مذهبى بر بافت محلات سنتى شهرستان تفت»، در مجموعه مقالات مردمشناسى، دفتر٣، (تهران): سازمان میراث فرهنگى كشور، مركز مردم شناسى، ١٣٦٦ش؛
(٦) دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، زیرنظر كاظم موسوى بجنوردى، تهران ١٣٦٧ش ـ، ذیل «اِمامْباره» (از یداللّه غلامى)؛
(٧) دایرةالمعارف تشیع، زیرنظر احمدصدر حاجسید جوادى، كامران فانى، و بهاءالدین خرمشاهى، تهران ١٣٦٦ش ـ، ذیل «حسینیه ارشاد» (از حسن یوسفیاشكورى)، «حسینیه امیرسلیمانى»، «حسینیه مشیر» (از پرویز ورجاوند)؛
(٨) جمال رضائى، بیرجندنامه: بیرجند در آغاز سده چهاردهم خورشیدى، به اهتمام محمود رفیعى، تهران ١٣٨١ش؛
(٩) منوچهر ستوده، از آستارا تا اِستارباد، تهران ١٣٤٩ش ـ ؛
(١٠) حسین سلطانزاده، روند شكلگیرى شهر و مراكز مذهبى در ایران، تهران ١٣٦٢ش؛
(١١) همو، نائین: شهر هزارههاى تاریخى، تهران ١٣٧٤ش؛
(١٢) علیاصغر شاطرى، واژهنامه محرّم (كاشان)، كاشان ١٣٨٣ش؛
(١٣) جعفر شهریباف، طهران قدیم، تهران ١٣٨١ش؛
(١٤) سلمان هادى طعمه، كربلاء فى الذاكرة، بغداد ١٩٨٨؛
(١٥) محمدحسین فرهنگ، جامعهشناسى و مردمشناسى شیعیان افغانستان، قم ١٣٨٠ش؛
(١٦) علیاصغر فقیهى، آلبویه و اوضاع زمان ایشان با نمودارى از زندگى مردم در آن عصر، تهران ١٣٥٧ش؛
(١٧) محمود محمدى، فرهنگ اماكن و جغرافیاى تاریخى بیهق (سبزوار) براساس معجمالبلدان یاقوت و تاریخ بیهق، سبزوار ١٣٨١ش؛
(١٨) محمد مشهدى نوشآبادى، نوشآباد در آینه تاریخ: آثار تاریخى و فرهنگ، كاشان ١٣٧٨ش؛
(١٩) حسین معتمدى، عزادارى سنتى شیعیان در بیوت علما و حوزههاى علمیه و كشورهاى جهان، ج ١، قم ١٣٧٨ش؛
(٢٠) حمیدرضا میرمحمدى، «پراكندگى جغرافیایى اماكن مذهبى كشور در قالب استانى»، مسجد، ش ٥٨ (مهر و آبان ١٣٨٠)؛
(٢١) محمدطه ولى، المساجد فى الاسلام، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٨؛
(٢٢) صادق همایونى، حسینیه مشیر، عكاسى از عباس بهمنى و منوچهر چهرهنگار شیرازى، تهران ١٣٧١ش؛
(٢٣) EI٢, s.v. "Imam-bara", (by K. A. Nizami);
(٢٤) The Oxford encyclopedia of the Modern Islamic world, ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s.v. "Husayniyah" (by Gustav Thaiss);
Garcin de Tassy, Muslim festival in India and other essays, tr. and ed M. Waseem, Delhi ١٩٩٧.
/ محمد مشهدینوشآبادى /
تصاویر این مدخل:
نمای کامل کاشیکاری هفت رنگ در ایوان شمالی حسینیه مشیر (قبل از آتش سوزی) ، شیراز ، عکس از : کریم امامی منبع: جابر عناصری ، سلطان کربلا ، تهران ١٣٨٢ش ص ٨٥