دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٩٠٩
حَمزاوى ، محمودبن محمد نَسيب، فقيه و مفسر و عالم حنفى قرن سيزدهم. بنيحمزه از خاندانهاى علمى حنفيمذهب در سرزمين شاماند كه عالمان برجستهاى از ميان آنها برخاستهاند. اسلاف اين خاندان ساكن حرّان بودند كه به دمشق مهاجرت كردند و در آن ديار منصب «نقابةالاشراف» (رجوع کنید به رفيعى علامرودشتى، ج ٢، ص ٣ـ٥٠) را برعهده گرفتند كه تا چند نسل تداوم يافت. نسب آنان به محمدبن اسماعيل اعرج، فرزند امام جعفر صادق عليهالسلام، ميرسد (رجوع کنید به محبّى، ج ٢، ص ١٠٥؛ بستانى، ج ٧، ص ٢١٤ـ٢١٦؛ تيمورپاشا، ص ٢٤٩ـ٢٥٠؛ د. اسلام، ذيل "Hamza al-Harrani" ).
محمود حمزاوى در ١٢٣٦ يا ١٢٣٤ (رجوع کنید به بيطار، ج ٣، ص ١٤٦٨؛ بغدادى، ج ٢، س ٤٢٠) در دمشق به دنيا آمد. مقدمات علوم را نزد پدرش آموخت، سپس فقه و اصول و تفسير و حديث و علوم ديگر را از كسانى چون سعيد حلبى، عبدالرحمان كزبرى، حامد عطار، حسن شَطّى و عمرآمدى فراگرفت (بيطار، ج ٣، ص ١٤٦٨، ١٤٧٥؛ تيمورپاشا، ص ٢٤٩؛ شيطى، ص ٣٢٠).
حمزاوى در ٢٤ سالگى به مناصب قضايى رسيد و در ١٢٦٦ به عضويت مجلس بزرگ ايالتى دمشق (كه ادارۀ آنجا را برعهده داشت) برگزيده شد. وى مديريت اوقاف شام و رياست امور املاك و اراضى عمومى را نيز برعهده داشت. او در ١٢٨٤ مفتى شام شد و تا آخر عمر در اين سمت باقيماند. در حادثۀ سال /١٨٦٠ ــ كه بر اثر اختلافات مذهبى، بسيارى از محلههاى مسيحينشين و كليساها در دمشق تخريب شدندــ حمزاوى به حمايت از آسيبديدگان و رفع نيازهاى آنان پرداخت و از اينرو، ناپلئون سوم، امپراتور فرانسه، از او قدردانى كرد (بيطار، ج ٣، ص ١٤٦٨ـ١٤٧٣؛ كردعلى، ج ٣، ص ٧٣ـ٩٣).
حمزاوى را فقيهى متبحر، مفسرى آگاه، اديبى توانا، خوشنويسى چيره، و متواضع و پركار وصف كردهاند. او در ١٣٠٥ در دمشق درگذشت و در مقبرۀ دَحْداح دفن شد (بيطار، ج ٣، ص ١٤٧٦؛ تيمورپاشا، ص ٢٤٨ـ٢٤٩).
حمزاوى كتابهاى بسيارى در فقه و اصول و تفسير نگاشت. مهمترين كتابهاى او عبارتاند از: تفسير دُرّالاسرار، كه آن را به سلطان عبدالمجيد عثمانى تقديم كرد؛ دليل الكُمَّل الى الكلام المهمل، در علم لغت؛ آثار متعدد فقهى، مانند الطريقةالواضحة اليالبيّنةالراجحة، الفرائدالبهيّة فى القواعدالفقهيّة، قواعدالاوقاف، كتاب فتوايىِ الفتاويالمحمودية، فقه منظوم با نام غريبالفتاوى و رسالههاى فقهى متعدد، كه همه اين آثار فقهى چاپ شدهاند؛ الكواكب الزاهرة فيالاحاديث المتواترة، در حديث؛ دو اثر كلامى العقيدةالاسلامية و بغيةالطالب؛ و ديوان شعر. وى همچنين شمارى از آثار فقهى و اصولى را به نظم درآورده است، كه از آن جملهاند: الجامعالصغير شيبانى و مِرْقاةالاصول ملاخسرو (براى اين آثار و آثار ديگر رجوع کنید به بيطار، ج ٣، ص ١٤٧٣ـ١٤٧٤؛ بغدادى، ج ١، ستون ٣٠٠، ٣٢٤؛ تيمورپاشا، ص ٢٤٨؛ زركلى، ج ٧، ص ١٨٥).
منابع :
(١) بطرس بستانى، كتاب دائرةالمعارف، بيروت، بيتا؛
(٢) اسماعيلپاشا بغدادى، هديةالعارفين: اسماءالمؤلفين و آثارالمصنفين، در حاجيخليفه، كشفالظنون عن اسامى الكتب و الفنون، بيروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٣) عبدالرزاق بيطار، حلية البشر فى تاريخ القرن الثالث عشر، چاپ محمد بهجة بيطار، بيروت ١٤١٣/١٩٩٣؛
(٤) احمد تيمورپاشا، اعلام الفكر الاسلامى فى عصر الحديث، قاهره ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٥) على رفيعى علامرودشتى؛
(٦) گنجينه شهاب، چاپ محمود مرعشى نجفى، قم ١٣٨٠؛
(٧) خيرالدين زركلى، الاعلام، بيروت ١٩٨٦؛
(٨) محمدجميل شيطى، اعيان دمشق، (بيجا) ١٩٧٢؛
(٩) محمد كردعلى، خطط الشام، بيروت ١٣٩٠/١٩٧٠؛
(١٠) محمدامينبن فضلاللّه محبّى، خلاصةالاثر فى اعيان القرن الحادى عشر، بيروت، بيتا؛
(١١) EI٢, s.v. "Hamza al-Harrani" (by N.Elisseeff).
/ ليلا خاناحمدى /
تاریخ انتشار اینترنتی:١٧/١٢/١٣٨٧