دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧٤٣
بِلگِرامی ، عبدالجلیل بن احمد حسینی واسطی ، شاعر پارسی گوی هند در قرن دوازدهم . وی از سادات واسطی است که در حدود ٦١٤ به بلگرام مهاجرت کردند (ریو، ج ٣، ص ٩٦٣). سلسلة نسب او به زید بن زین العابدین علیه السلام می رسد (بلگرامی ، ص ١٦١).
بلگرامی در ١٣ شوال ١٠٧١ در بلگرام به دنیا آمد. علوم عقلی و نقلی را از شیخ غلام نقشبندی لکهنوی (متوفی ١١٢٧؛ رحمان علی ، ص ١٠٨؛ قاسمی ، ص ٢٦) و سند حدیث را از سید مبارک محدث بلگرامی شاگرد نورالحق (رحمان علی ، همانجا؛ گوپاموی ، ص ٤٩٢) فرزند شیخ عبدالحق محدث دهلوی آموخت (گوپاموی ، همانجا). در ١١٠٤ رهسپار دکن شد. در اورنگ آباد با ناصرعلی سرهندی (متوفی ١١٠٨) شاعر پارسی گوی هند، ملاقات کرد (خوشگو، دفتر ٣، ص ١٥٧)، اما بزودی به وطن بازگشت و در ١١١١ به دربار اورنگ زیب (حک : ١٠٦٨ـ ١١١٨) راه یافت (قانع ، ص ٤٠٦). در فاصلة سالهای ١١١٢ تا ١١٣٠ منصبهای تیولداری (جاگیری ) و دبیری (بخشیگری ) و وقایع نگاری را به عهده داشت (همانجا؛ ایرانیکا ، ذیل «عبدالجلیل بلگرامی »؛ خوشگو، دفتر ٣، ص ١٥٦)، اما در ١١٣٠ همة این مناصب را به پسرش ، سیدمحمد، سپرد و خود به دهلی رفت (قانع ، همانجا) و سرانجام در ٢٣ ربیع الا´خر ١١٣٨ در شاهجهان آباد درگذشت و طبق وصیتش در زادگاهش بلگرام دفن شد (خوشگو، دفتر ٣، ص ١٥٧؛ رحمان علی ، ص ١٠٩؛ گوپاموی ، ص ٤٩٣). غلامعلی آزاد بلگرامی * (متوفی ١٢٠٠)، شاعر و تذکره نویس هند که نوه و شاگرد بلگرامی نیز بود، در رثای وی قصیده ای سروده است مشتمل بر ١٠١ بیت با چهار مطلع که همة مصراعهای آن ماده تاریخ وفات بلگرامی است (قانع ، ص ٤١٢).
بلگرامی در تفسیر و حدیث و تاریخ و لغت و ادب و شعر و موسیقی مهارت داشت و به زبانهای عربی و فارسی و ترکی و هندی شعر می سرود (رحمان علی ، ص ١٠٨؛ گوپاموی ، ص ٤٩٢). در شعر ابتدا «طرازی » و «واسطی » و سپس «عبدالجلیل » و «میرجلیل » تخلص می کرد (قاسمی ، ص ٢٦). در میان دانشوران و عالمان عصر خود و نیز امیران و رؤسا جایگاهی ویژه داشت . بیشتر تدریس می کرد و در فنّ شعر نقّادی معتبر بود (قاسمی ، ص ٢٧). وی بویژه در سرودن ماده تاریخ مهارت داشت و به مناسبتهای گوناگون ، مانند جلوس پادشاهان ، وزارت و امارت ، فتح و کشورگشایی و درگذشت بزرگان ، ماده تاریخ می سرود. از جمله هنگامی که اورنگ زیب در ١١١١ قلعة ستاره ، از قلعه های معروف دکن ، را فتح کرد، برای آن یازده قطعه ماده تاریخ به زبانهای فارسی و عربی و ترکی و هندی سرود، با عنوان «گلزار فتح شاه هند» و «طُویْنامه (= جشن نامة ) فیروزی شاه عالمگیر» (رحمان علی ، ص ١٠٨؛ بلگرامی ، ص ١٦٤).
دوران شعر هندی و فارسی در عصر اورنگ زیب معمولاً به سبب دو گرایش معروف است : مثنوی سرایی ، و احیای دلبستگی شاعران مسلمان هند به زبان هندی . در شعر بلگرامی نمونه های آشکار هر یک از این دو گرایش را می توان یافت که پس از وی آزاد بلگرامی آن را به نسلهای بعد منتقل کرد ( ایرانیکا ، همانجا).
بلگرامی آثار بسیاری به نظم و نثر داشته ، اما تنها برخی از آنها باقی مانده است . از جمله آثار منظومِ اوست : ١) دیوان شعر (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، ج ٩، قسم ٤، ص ١٢٤٨)؛ ٢) مثنوی امواج خیال ، در تعریف و توصیف شهر بلگرام ؛ ٣) مثنوی دربارة مرگ خدمتکارش که هنگام سفر به دکن او را همراهی می کرد؛ ٤) طوبی (منزوی ، ١٣٤٨ـ١٣٥١ ش ، ج ٤، ص ٢٩٩٥) یا مثنوی در بیان کدخدایی (= عروسی ) فرخ سیر پادشاه تیموری (متوفی ١١٣١) با دختر راجه اجیت سینگ در ١١٢٧. علی اصغر بلگرامی ، در فارسی بلگرام ، نام این مثنوی را «جواهرالفردوس » نوشته است ولی نسخة چاپی آن (چاپ سنگی ، لکهنو ١٨٨٢، ١٢٩٩، کلکته ١٨٨٢) دارای این عنوان نیست (قاسمی ، ص ٢٨). این مثنوی از نظر تاریخ و جامعه شناسی بسیار اهمیت دارد، زیرا شاعر علاوه بر نظم واقعه ای تاریخی ، از همة سنّتها و رسمها و جشنهای عروسیِ دوران خود، به زبانی ساده اما بتفصیل ، یاد کرده است ؛ ٥) مثنوی در بیان عروسی ارشادخان ، فرزند نواب امین الدوله انصاری ، که در ١١٣٧ سروده شده است ؛ ٦) پَدْماوَت ، مثنوی ملمّع ، به فارسی و هندی ، در بیان یکی از داستانهای باستانی هند، یعنی ماجرای عشق رَتَنْسینه و پَدماوَتی . این اثر شبیه قصّة پدماوتِ ملک محمد جایِسی * است که این داستان را نخستین بار او به زبان هندی تألیف کرد (رجوع کنید به اته ، ص ٩٣ـ٩٤؛ ریو، ج ٣، ص ١٠٣٦). بلگرامی با تألیف این اثر، سنّتی را که در میان ادیبان مسلمان هند با امیرخسرو دهلوی * آغاز شد و در زمان سلطنت اکبرشاه (حک :٩٦٣ـ١٠١٤) در پدماوت جایسی و دیوان هندیِ عبدالرحیم خان خانان به اوج اعتلا رسید به پایان رسانید، و آن توجه به شعر هندی بود ( ایرانیکا ، همانجا)؛ ٧) جواهرالکلام ، فرهنگ منظوم فارسی ، ترکی ، عربی ، هندی .
آثار منثور بلگرامی عبارت است از : ١) انشای عبدالجلیل ، به نثر متکلف فارسی آمیخته به نظم ، مشتمل بر شرح سفر مؤلف به دکن و فتح دژ ستاره ، و حاوی اطلاعات مهم تاریخی و ادبی (رجوع کنید به منزوی ، ١٣٦٢ـ١٣٧٠ ش ، ج ٥، ص ٢٦٥). میرحیدر متخلص به امیر بلگرامی ، که شاید همان امیرحیدربن نورحسین بن غلامعلی آزاد بلگرامی (متوفی ١٢١٧) باشد، عبارتهای دشوار عربی این اثر را در ١١٨٦ و با عنوان کلمات النبیل فی شرح انشاء میرعبدالجلیل شرح کرده است (منزوی ، ١٣٦٢ـ ١٣٧٠ ش ، ج ٥، ص ٢٦٦؛ نیز رجوع کنید به کتابخانة گنج بخش ، ج ١، ص ٥١١)؛ ٢) مکاتیب جلیل (یا منشآت جلیل که در هند به فارسی و فرانسوی چاپ شده است : مشار، ج ٤، ستون ٥٠١٦؛ یا رقعات جلیل یا انشای جلیل : منزوی ، همانجا)، نامه های بلگرامی به پسرش سیدمحمد است . این اثر به نثری ساده و پر از مطایبات است و در بیان وجوه گوناگون زندگی مؤلف ، شوق وافرش به گردآوری کتابها، شور و هیجان و گاه سرخوردگی از اشتغالات ادبیش ، حمایت وی از شاعران هندی ، و مناسباتش با اشراف مغول ، یکی از نمونه های خوب نثر فارسی هندی در قرن دوازدهم است ( ایرانیکا ، همانجا). نسخه ای از مکاتیب به خط نستعلیق مورخ ١١٢٨، مشتمل بر ٣٩ نامة عرفانی ، و نسخة دیگر آن مورخ ١١٣٠ است (آقابزرگ طهرانی ، ج ٢٢، ص ١٤٥؛ نیز رجوع کنید به دانشگاه تهران ، ج ١٤، ص ٣٦٢٣). به نوشتة علی اصغر بلگرامی در فارسی بلگرام ، عبدالجلیل نامه های ضیاءالله بلگرامی را نیز گرد آورده بود (قاسمی ، ص ٢٨).
در میان فرزندان و نوادگان عبدالجلیل ، علاوه بر سیدمحمد مذکور، متوفی ١١٨٥ و صاحب مختصرالمُستَطْرف و تاریخ تبصرة الناظرین به زبان فارسی ، نوة دختری عبدالجلیل ، سیدیوسف بن محمد اشرف نیز مشهور است . این عالم حنفی ، که در ١١١٦ متولد شد، شاگرد سیدعبدالجلیل و محمد طفیل أترولوی و همدرس پسرخاله خویش غلامعلی آزاد بلگرامی * بود، در ١١٧٢ درگذشت و تنها اثر یادشده از وی الفرع النّابت من الاصل الثابت در توحید شهودی است (رحمان علی ، ص ٨٣، ٢١٩ـ٢٢٠؛ صدیق حسن خان ، ج ٣، ص ٢٣٨ـ٢٣٩، ٢٤٨ـ٢٤٩؛ حسنی ، ج ٦، ص ٢٦١، ٤٢٤). عبدالله بن سید آل احمد، متولد ١٢٤٨ و متوفی ١٣٠٥ نیز از مشاهیر خاندان واسطی حسینی است که معلوم نیست از احفاد عبدالجلیل باشد. از او آثاری نیز باقی مانده است که تذکره ای به نام دفتر عصمت دربارة زنان شاعر از آن جمله است (رحمان علی ، ص ١٠٤ـ١٠٥؛ حسنی ، ج ٨، ص ٢٨٥).
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی ، الذریعة الی تصانیف الشیعة ، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) کارل هرمان اته ، تاریخ ادبیات فارسی ، ترجمه با حواشی رضازادة شفق ، تهران ١٣٥١ ش ؛
(٣) تقی رضا بلگرامی ، «علامه میرعبدالجلیل واسطی بلگرامی کی فارسی تاریخ گوئی »، دانش ، ش ٢٢ (تابستان ١٣٦٩)؛
(٤) عبدالحی حسنی ، نزهة الخواطر و بهجة المسامع و النواظر ، حیدرآباد دکن ١٣٨٢ـ١٤١٠/ ١٩٦٢ـ١٩٨٩؛
(٥) بندربن داس خوشگو، سفینة خوشگو ، دفتر ٣: تذکرة شعرای فارسی ، چاپ سیدشاه محمدعطاءالرحمان عطاکاکوی ، پتنه ١٣٧٨/١٩٥٩؛
(٦) دانشگاه تهران . کتابخانة مرکزی ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، نگارش محمدتقی دانش پژوه ، تهران ، ج ١٤، ١٣٤٠ ش ؛
(٧) رحمان علی ، تذکرة علمای هند ، لکهنو ١٣٣٢/١٩١٣؛
(٨) صدیق حسن خان ، ابجدالعلوم ، ج ٣، بیروت ١٢٩٦؛
(٩) شریف حسین قاسمی ، «مثنوی میرعبدالجلیل بلگرامی در بیان عروسی فرخ سیر پادشاه تیموری »، مجلة روابط فرهنگی هند و ایران ، ج ٣١، ش ١ و ٢ (١٩٧٨)؛
(١٠) غلام علی شیرین عزت الله قانع ، تذکرة مقالات الشعراء ، چاپ حسام الدین راشدی ، کراچی ١٩٥٧؛
(١١) کتابخانة گنج بخش ، فهرست کتابهای فارسی چاپ سنگی و کمیاب کتابخانة گنج بخش ، تألیف عارف نوشاهی ، اسلام آباد ١٣٦٥ـ١٣٦٩ ش ؛
(١٢) محمد قدرت الله گوپاموی ، تذکرة نتائج الافکار ، بمبئی ١٣٣٦؛
(١٣) خانبابا مشار، فهرست کتابهای چاپی فارسی ، تهران ١٣٥٠ـ١٣٥٥ ش ؛
(١٤) احمد منزوی ، فهرست مشترک نسخه های خطی فارسی پاکستان ، اسلام آباد ١٣٦٢ـ١٣٧٠ش ؛
(١٥) همو، فهرست نسخه های خطی فارسی ، تهران ١٣٤٨ـ ١٣٥١ ش ؛
(١٦) Encyclopaedia Iranica , s.v. " ـ Abd-al-J § alil Belgra ¦ m ¦ â " (by M. Siddiqi);
(١٧) Charles Rieu, Catalogue of the Persian manuscripts in the British Museum , Oxford ١٩٦٦.
/ طاهره اسماعیل زاده /