دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١١٢٥
برهانپوری ، برهان الدین بن کبیر محمدبن علی صدیقی ، مشهور به «راز الهی »، از عارفان قرن یازدهم هجری . از وی با نام «برهان الدین بکری شطّاری برهانپوری » نیز یاد شده است (حسنی ، ج ٥، ص ٩٣). نسب وی از سوی پدر به ابوبکر و از مادر به امام حسین علیه السلام می رسد. او در دهکده ای از سرزمین خاندیس ( = خاندیش ) (هند) متولد شد. تاریخ ولادتش معلوم نیست ؛ متجاوز از هشتاد سال عمر کرد (همان ، ج ٥، ص ٩٣ـ ٩٤) و به گزارش خافی خان (ج ٢، ص ٥٥٥)، در بیست و دومین سال جلوس اورنگ زیب (عالمگیرشاه ) (١٠٦٨ـ١١١٨)، یعنی ١٠٨٩، درگذشت .
برهان الدین در شهر برهانپور رشد کرد و علوم رسمی اسلامی را در همانجا آموخت . او مرید شیخ عیسی بن قاسم شطّاری بود و همواره به درویشان خانقاه او خدمت می کرد و در علم و معرفت نیز بهره های فراوانی از شیخ گرفت و جانشین او شد (حسنی ، ج ٥، ص ٩٣(.
در منابع ، از مریدان وی نامی برده نشده است . اما عاقل خان رازی ، گردآورندة ملفوظات برهان الدین ( رجوع کنید به دنبالة مقاله ) خود را از مریدان برهانپوری خوانده است (منزوی ، ج ٣، ص ١٣٧٤ـ ١٣٧٥). دربارة ارادت و اعتقاد مریدانش به وی ، گویند که برخی از آنها «فناء فی الشیخ » شده و در عالم بی خودی سُکْر، شیخ را خدا دانسته اند؛
و چون نصایح شیخ برای اصلاح ایشان مؤثر نیفتاده ، شیخ آنها را نزد قاضی فرستاده تا حکم شرع دربارة ایشان جاری شود (خافی خان نظام الملکی ، ج ٢، ص ٥٥٥). همچنین برخی از امرا و پادشاهان به وی ارادت داشتند و در مشکلات خود از او یاری می خواستند، چنانکه اورنگ زیب پیش از جنگ با برادرش ، داراشکوه ، عزم دیدار شیخ کرد تا برای پیروزی خود طلب دعا کند. از آنجا که شیخ ملاقات با سلاطین را خوش نمی داشت ، او را نپذیرفت . اما روزی اورنگ زیب بر در خانقاه ، موفق به دیدار شیخ می شود و با او به شکایت از داراشکوه و بیان اعتقاد خود به احکام دین و رعیت پروری می پردازد و از شیخ برای موفقیت خویش درخواست دعا می کند. شیخ به زبان فارسی به او می گوید: «از فاتحة ما فقیران کم اعتبار چه ( حاصل ) می شود! شما که پادشاهید به نیّت خیر و عدالت و رعیت پروری ، فاتحه بخوانید؛
ما هم دست به فاتحه برمی داریم » (همان ، ج ٢، ص ٥٥٣ـ٥٥٤؛
حسنی ، ج ٥، ص ٩٣ـ٩٤).
از برهان الدین آثاری به جا مانده که همگی به زبان فارسی است : ١) مجموعة ملفوظات که عاقل خان رازی در ١٠٥٣ با نام ثمرات الحیاة گرد آورده است (منزوی ، همانجا؛
نوشاهی ، ١٣٦٣ ش ، ص ٤٠؛
حسنی ، ج ٥، ص ٩٤)؛
٢) ابراهیم گاذر ( گازر؟ ) الهی نیز در ١٠٨٧، ملفوظات شیخ را گرد آورده و پس از مرگ گردآورنده ، عبدالحی حسنی حسینی آن را با نام روایح الانفاس جمع کرده و بر آن مقدمه ای نگاشته است (منزوی ، ج ٣، ص ١٥٣٠ـ ١٥٣١؛
حسنی ، ج ٥، ص ٩٤)؛
٣) شرح آمنت باللّه که در پاره ای منابع (منزوی ، نوشاهی ) به برهان الدین نسبت داده شده ، اما در دیباچة یکی از نُسخ این کتاب ، مؤلف آن خواجه قطب الدین بختیار اوشی دانسته شده است (منزوی ، ج ٣، ص ١٥٧٩؛
نوشاهی ، ١٣٦٢ ش ، ص ١٥٨). این کتاب در شرح عرفانی کلمات «آمَنتُ بِاللّهِ وَ مَلائکتِه وَ رُسُلِه والیومِالا´خِر والقدرِ خَیرُه وَ شَرهُ من اللّه تعالی و البعثِ بَعدَالموت و ...» نگاشته شده است (منزوی ، همانجا)؛
٤) شرح اسماءاللّه الحسنی ' (حسنی ، ج ٥، ص ٩٤).
منابع :
(١) عبدالحی حسنی ، نزهة الخواطر و بهجة المسامع والنواظر ، حیدرآباد دکن ١٣٨٢ـ١٤١٠/١٩٦٢ـ١٩٨٩؛
(٢) محمدهاشم خافی خان نظام الملکی ، منتخب اللباب ، ج ٢، کلکته ١٨٧٤؛
(٣) احمد منزوی ، فهرست مشترک نسخه های خطی فارسی پاکستان ، اسلام آباد ١٣٦٢ـ ١٣٧٠ ش ؛
(٤) عارف نوشاهی ، فهرست نسخه های خطی فارسی انجمن ترقی اردو : کراچی ، اسلام آباد ١٣٦٣ ش ؛
(٥) همو، فهرست نسخه های خطی فارسی موزه ملی پاکستان : کراچی ، اسلام آباد ١٣٦٢ ش .
/ فاطمه فنا /