دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٤٦
جزائرلی غازی حسنپاشا ، قپودانِ دریا (دریا سالار) و صدراعظم عثمانی در دهه نخست قرن سیزدهم. او به جزائرلی (منسوب به الجزایر) و غازی (قهرمان نبردِ چشمه * و فاتحِ لمنی/لمنوس ) مشهور است (جودتپاشا، ج ٣، ص ٢٥٨ـ ٢٥٩، ج ٤، ص ٢٧٤) و برای سبیل بلند و شمشیرْ گونهاش به «پالابیق» (سبیلْ بلند) نیز معروف بود (ثریا، ج ٢، ص ١٥٩؛ نیز رجوع کنید به سامی، ١٣١٧، ذیل «پالا»). تاریخ دقیق تولد او مشخص نیست؛ احتمالاً، در حدود ١١٢٧ به دنیا آمده است ( د. ا. ترك ، ذیل "Hasan Pasa, Cezayirli Gazi" ). وی، كه اصالتاً قفقازی بود، در مرز ایران اسیر شد و به خدمت تاجری مسلمان اهل تكیرداغ * به نام حاجی عثمان (اوزون چارشیلی ، ج ٢، ص ٤٤٦) یا به روایتی حاجی محمد (ثریا، همانجا؛ جاوید، ١٩٦٩، ص ٤١) درآمد و با فرزندانِ وی بزرگ شد، اما به دلیل پرخاشگری و درگیری با بچههای او، در حدودِ هجده یا بیست سالگی آزاد شد و با دریافتِ سرمایهای، به قصدِ تجارت، از تكیرداغ خارج شد (اوزون چارشیلی، همانجا).
در نبرد عثمانی با اتریش و روسیه (١١٤٨/ ١٧٣١)، جزائرلی، در اُجاق ینیچری (كانونِ سپاه جدید) ثبت نام كرد و در محاصره بلگراد * و نبردِ حِصارجِق به شجاعت شهره گشت. پس از جنگ، به تكیرداغ بازگشت و با امینه خانم، دختر حاجی عثمان، ازدواج كرد (جاوید، همانجا؛ نیز رجوع کنید به ثریا، ج ٢، ص ١٦٠؛ د.ا. ترك ، همانجا). سپس تحت تأثیر دریانوردان مشهور عثمانی، عازمالجزایر شد و در بین راه كشتی دشمن را تصرف كرد. دای (= حاكمِ) الجزایر ( رجوع کنید به پاكالین ، ج ١، ص ٤٠٧) كشتی را به وی بخشید و قهوهخانهای برای گذران زندگی به او هدیه كرد (ثریا، ج ٢، ص ١٥٩؛ جاوید، ١٩٦٩، ص ٤١ـ٤٢). جزائرلی مدتها با اسپانیاییها و دیگر معارضان، در خشكی و دریا جنگید و در جنگهای دریایی مهارت یافت، آنگاه امیرتِلِمسان گردید و در میان مردم الجزایر به ابوالبروت معروف شد (سامی، ١٣٠٦ـ١٣١٦، ذیل «جزایرلی حسنپاشا»؛ جاوید، ١٩٦٩، ص ٤٢؛ جودتپاشا، ترجمه عربی، ص ٢٥٩). چون والی الجزایر قصدِ جانِ جزائرلی را كرد، وی به دربارِ پادشاهِ ناپل و سیسیل، كارلوس سوم (حك : ح ١١٤٨ـ١١٧٣/ ١٧٣٥ـ ١٧٥٩)، گریخت و سپس در ١١٧٤/١٧٦٠، نزدِ فردیناند اول، جانشین كارلوس سوم در ناپل و سیسیل، رفت و به كمك سفیر ناپل به استانبول عزیمت كرد ( رجوع کنید به اوزون چارشیلی؛ د. ا. ترك ، همانجاها).
در پی گزارش فرماندار الجزایر مبنی بر اختلاس وی از خزانه تلمسان، اموال جزائرلی مصادره شد، ولی با اثبات نادرستی این گزارش، اموالش را پس دادند (سامی، ١٣٠٦ـ ١٣١٦، همانجا) و با حمایت صدراعظم، قوجه راغبپاشا، به فرماندهی كشتی شهباز بحری منصوب شد ( د. ا. ترك ، همانجا؛ نیز رجوع کنید به جاوید، ١٩٦٩، همانجا). در ١١٧٦، به رتبههای ریاله (فرمانده كشتی سلطنتی در مدیترانه) و سواری (فرمانده كشتی فرماندهی) رسید و در شوال ١١٧٩ پاتْرونا/ پادورنا (امیرالبحر بزرگ) و در ١١٨٠ قپودانه همایونْ كاپتانی (فرمانده كشتی پرچمدارِ دریاسالار) شد (جودتپاشا، ج١، ص١٥٩؛ گوكیای ، ص ٧٢؛ جاوید، ١٩٩٨، ص ٧؛ د.ا.ترك ، همانجا). با شروعِ مجدد جنگ روس و عثمانی در ١١٨٢/ ١٧٦٨، روسها كه در دریای سیاه نیروهای عثمانی را مغلوب ساخته بودند، به قصدِ نفوذ در دریای اژه و ایجاد شورش در میانِ مسیحیانِ مقیم رومایلی، به فرماندهی اورلوف و دریاسالاری انگلیسی به نام الفینستون، با جعفربیگ، دریاسالار رودِس، درگیر شدند ولی پیروزی قطعی نیافتند (هامر ـ پورگشتال ، ج ٨، ص ٣٥٨؛ جودتپاشا، ج ١، ص ١٥٨؛ نیز رجوع کنید به د. ا. ترك، همانجا). نیروهای عثمانی به جزیره ساقز كشیده شدند و جنگ در اطراف جزایر قویون ، بین جزائرلی و دریاسالار اسپریدوف رخداد ( رجوع کنید به جودتپاشا، ج ١، ص ١٥٩). نیروی دریایی عثمانی، كه در تاریكی شب واردِ بندر چشمه شده بود، با خمپاره و تیرهای آلوده به نفت روسها (معروف به شیوه انگلیسی) روبهرو شد و سرانجام همه كشتیها سوخت و غرق شد (١٤ ربیعالاول ١١٨٤/ ٨ ژوئیه ١٧٧٠). به این ترتیب، راه دریای سفید (اژه) به استانبول بسته شد (هامر ـ پورگشتال؛ جودتپاشا؛ د. ا. ترك، همانجاها). روسها، در پی پیروزی در نبردِ چشمه، در ١٦ جمادیالا´خره ١١٨٤/ ٧ اكتبر ١٧٧٠ لمنی را تصرف كردند ( د. ا. ترك، همانجا). جزائرلی به محض شنیدنِ خبر، دستور داد كه سه هزار نیرو به فرماندهی مولدُوانْچی علیپاشا آماده شوند و چون محافظان قلعه لمنی، به سبب طولانی شدن محاصره، آماده تسلیم بودند، با هشتصد فدایی به سرعت به لمنی رفت و در ٢٨ جمادیالا´خره ١١٨٤/ ١٩ اكتبر ١٧٧٠ آنجا را از روسها پس گرفت (اوزون چارشیلی، ج ٢، ص ٤٤٧). هامر ـ پورگشتال وقایع چشمه و لمنی را در ١٢١٤/١٨٠٠ مستقیماً از شاهد ماجرا شنیده و نقل كرده است ( رجوع کنید به ج ٨، ص ٣٥٨ـ٣٥٩). بارون دوتوت ، معاصرِ جزائرلی، نیز كه این فتح را ناممكن میدانست، در خاطراتِ خود، از موفقیت او ابراز حیرت نموده است (رجوع کنید به د. ا. ترك ، همانجا).
جزائرلی، پس از تصرف لمنی، دشمن را از بندر مـُندرس و بندر مایدوس راند و به چناق قلعه (نزدیك تنگه داردانل) بازگشت. مصطفی سوم (حك :١١٧١ـ١١٨٧)، سلطان عثمانی، برای این پیروزی، به او تاج گل طلایی و منصبِ وزارت و سرعسكری بُغاز (تنگه داردانل) و لقبِ غازی اعطا نمود (هامر ـ پورگشتال، ج ٨، ص ٤٢٤؛ نیز رجوع کنید به جاوید، ١٩٦٩، ص ٤٢؛ اوزون چارشیلی، همانجا).
جزائرلی در جمادیالا´خره ١١٨٤ قپودانِ دریا (دریاسالار) شد و تا ذیحجه ١١٨٦ در این سمت باقی بود، ولی با مرگ مصطفی سوم و جلوس عبدالحمید اول (حك :١١٨٧ـ١٢٠٣)، از این سمت عزل شد و به عنوان سرعسكر رُسچُك/ روسچوق (رازگارد) به فرمان سلطان عبدالحمید اول برای شركت در جنگ با روس، عازم رسچك (در بلغارستان كنونی) گردید (فرید، ص ٣٣٧؛ اوزون چارشیلی، همانجا)؛ اما با پیروزی روسها، به فرماندهی سواروف و رومانزوف، دولت عثمانی مجبور به امضای معاهده كوچك قینارجه در ١٢ جمادیالاولی ١١٨٨/ ٢١ ژوئیه ١٧٧٤ گردید (فرید، ص ٣٤١ـ٣٤٢).
جزائرلی پس از معاهده كوچك قینارجه، بار دوم قپودانِ دریا (١١٨٨) شد و پانزده سال در این سِمَت به خدمت پرداخت تا جایی كه صدراعظمها را كنار زد و اتابك سلطنت شد (جاوید، ١٩٦٩، همانجا؛ نیز رجوع کنید به جودتپاشا، ج ٣، ص ٣٨٧) و توانست روندِ نوسازی نیروی دریایی عثمانی را، بدون مخالفت داخلی، پیش ببرد. تحت نظر او مدرسه علوم ریاضی بارون دوتوت به مدرسه مهندسی پیشرفته و جامعی به نام مهندسخانه بحری همایون توسعه یافت (شاو ، ج ١، ص ٢٥٢؛ نیز رجوع کنید به الدولة العثمانیة، ج ١، ص ٤٢٢، ج ٢، ص ٥٠٥؛ شكیب ارسلان، ص ٢٥٣). كوششهای او در دو زمینه بود: ١) ایجادِ كارخانههای كشتیسازی جدید با دعوت از صنعتگران فرانسوی برای تولید كشتیهای جدید با الگوی فرانسوی ـ بریتانیایی، ولی سبكتر كه در آبراهههای كم عرضِ اژه قادر به حركت باشند. وی تا ١١٩٩ توانست ناوگانی بالغ بر ٢٢ كشتی غولپیكر جنگی تشكیل دهد، اما به دلیل رواج رشوهخواری و منصب فروشی، در بهبود وضع افسران و كاركنان موفقیتی نیافت (گودوین ، ص ١٠٧). ٢) ایجادِ دوره آموزشی دریایی با امكانات و پادگانهای ویژه برای تربیت افسران مقتدر و مسلط به شیوههای جدید رزمایش (مانور)های دریایی با هیئتی متشكل از بارون دوتوت و كمبل اسكاتلندی و دیگران (شاو؛ گودوین، همانجاها). اما عبدالحمید، به سبب جنگ با كشورهای معارض و بهویژه نگرانی از مرزهای ایران و سیاست تهاجمی كریمخان زند به آناطولی شرقی و بصره، آماده حمایت از اصلاحات جزائرلی نبود. فقط وقتی سلیمانپاشا حكومت ممالیك را به عراق بازگرداند (١١٨٨ـ١١٨٩)، نگرانی عثمانیها از ایران به مدت یك قرن بر طرف شد. جنگ طولانی با روسیه، كه سبب ضعفِ اقتدار عثمانی شده بود، شروع فعالیتهای جداییخواهانه در مناطقی چون سوریه را در پی داشت. جزائرلی، به پشتوانه تجربهاش، مأموریت یافت شورش ظاهرالعُمَر * را سركوب كند (شاو، ج ١، ص ٢٥٢ـ٢٥٤؛ نیز رجوع کنید به شهابی، قسم ١، ص ١١١؛ ینی، ص ٣١٧ـ٣٢٣، ٤٦٢ـ٤٦٤). شیخ ظاهر در آن زمان بر صیدا و عكا دست یافته و، با استفاده از عواید زمینهای تیولی و اجارهای، اقتدار سیاسی كسب كرده بود. جزائرلی به عكا رفت و پس از غلبه بر ظاهر، اموال او را به نفع خزانه عثمانی تصرف كرد (شهابی، قسم ١، ص ١١١ـ١١٤؛ ینی، ص ٤٦٤ـ٤٦٥).
در ١١٩٢/١٧٧٨، مذاكرات با روسیه در باره كریمه، به هراس از جنگ دیگری ختم شد و جزائرلی دستور داد كه در دریای سیاه رزمایش نظامی صورت گیرد، اما به هدفش نرسید و كشتیهای عثمانی غرق شدند. سرانجام، سلطان عبدالحمید اول با تصویب علما در آینالی قواق/ آینالیكاواك، با الحاق كریمه به روسیه و دخالت نكردن در امور آن موافقت كرد (گوگچه، ص٥٠ - ٥١؛ واصف افندی ، ص ١٠٤ـ ١٠٥؛ نیز رجوع کنید به آكسان ، ص ١٨٤). از آن پس، كاترین دوم (حك : ١١٧٥ـ ح ١٢١١/ ١٧٦٢ـ ١٧٩٦)، امپراتریس روسیه، كریمه را پایگاهی برای پیشروی به داخل سرزمینهای عثمانی كرد. جزائرلی، كه از موفقیتهای روسها آگاهی داشت، برای مقابله با نفوذ روسها، همزمان با توسعه استحكامات، به رزمایش دریایی در اژه و موره (جنوب یونان) و گرید (كرت) نیز اقدام كرد (واصف افندی، ص ٢١٤، ٢٠٥).
در رجب ١١٩٣، مأموریت سركوب شورشهای موره (جنوب یونان) به جزائرلی محول شد. او نیز آرناودهای شورشی (آلبانیاییها) را اخراج و از رعایا رفع ظلم كرد و حكومتِ موره به او واگذار شد (جاوید، ١٩٦٩، همانجا؛ نیز رجوع کنید به د. ا. ترك ، همانجا).
جزائرلی سه بار (در ١١٩٥، ١١٩٩ و ١٢٠٠) قائممقام صدارت شد و سهم مهمی در اداره كشور داشت (جودتپاشا، ج ٢، ص ١٥٤، ج ٣، ص ١٣٠، ٢٥٨، ٣٨٧ـ ٣٨٨، سند ش ١١ـ ١٢؛ واصف افندی، ص ٢٣١، ٣١٤). بار دوم تصدی او به عنوانِ قائممقام، بعد از سقوط رقیبش، خلیل حمیدپاشا، بود كه به ناحق شایع شده بود قصد كنار زدن سلطان عبدالحمید را دارد (جودتپاشا، ج ٣، ص ١٢٩ـ١٣٢، ٢٦١؛ شاو، ج ١، ص ٢٥٧).
در ١٠ شعبان ١٢٠٠/ ٨ ژوئن ١٧٨٦، جزائرلی غازی حسن پاشا، با مأموریت بازیابی اقتدار عثمانی در مصر، به اسكندریه رفت و پس از پیروزی اولیه بر حكومت مشترك ابراهیم بیگ و مرادبیگ، كه به تشویق فرانسویها داعیه استقلال داشتند، كوشید به اصلاحِ امور مصر بپردازد. وی، یگِن محمدپاشا، والی مصر، را آزاد كرد و هر چند به سبب پیچیدگی اوضاع اجتماعی نتوانست سلسله ممالیك را براندازد، با ایجاد تفرقه میان امرای ممالیك، اقتدار عثمانی را بازگرداند و سرانجام، پس از ششماه اقامت در مصر، به استانبول بازگشت ( رجوع کنید به جودتپاشا، ج ٣، ص٣٠٠ـ ٣٠٨؛ د. ا. ترك ، همانجا؛ هولت ، ص٣٨٠). ولی پس از بازگشت، مأمور مذاكره با روسها در باب اختلافات دو دولت شد، اما مذاكرهاش با روسها نتیجهای نبخشید و چون باب عالی تحت نفوذ هوادارانِ جنگ بود، یوسفپاشا، به پشتگرمی پروس و انگلیس و فرانسه، در ٢٩ شوال ١٢٠١/ ١٧٨٧ به روسیه اولتیماتوم داد. با رد اولتیماتوم از سوی روسیه، بولگاكوف، سفیر روس، در یدی كوله (قصرِ هفت برج) زندانی شد و دولت عثمانی به فتوای مفتیزاده احمد ( رجوع کنید به جودتپاشا، ج٤، ص٢٥٣) به روسها اعلام جنگ داد (فرید، ص ٣٦١؛ نیز رجوع کنید به والتر، ص٣٢٩؛ رجوع کنید به گوگچه، ص٢١٤). در ابتدای توجه روسها به جانب ایران و داغستان، چون جزائرلی با صدراعظم عثمانی بر سرِ اداره جنگ اختلافنظر داشت، عثمانی حمله گستردهای نكرد (جودتپاشا، ج٤، ص١٨ـ ٢٥؛ شاو، ج١، ص ٢٥٨)، اما اتریش ایالات صربنشین را تصرف نمود و روسیه به فرماندهی پاتیومكین ، قلعه اوزی/ آچاكوف را در اوكراین محاصره كرد. طبقِ فرمانِ حكومتی، جزائرلی مأمور شكستن محاصره آنجا گردید، ولی بهسبب شیوههای جنگی برترِ روسها و نیز كمی عمق آبِ بندرِ آچاكوف، كه امكان حركت كشتیهای عثمانی در آن نبود، شكست خورد (والتر، ص٣٣٠؛ نیز رجوع کنید به د. ا. ترك، همانجا؛ ایلتر، ص ٥٤٨ـ٥٤٩)، سپس در ییلان آداسی بر روسها غلبه یافت، ولی نتوانست از سقوط قلعه مستحكم اوزی (آچاكوف) جلوگیری كند (٧ ربیعالاول ١٢٠٣/ ٦ دسامبر١٧٨٨) و به استانبول بازگشت ( د. ترك، ذیل "Pasa, Cezayirli Gazi ("Hasan. با اینكه سقوط آچاكوف، سبب تأثر عمومی و تنزل اعتبار جزائرلی شد، وی تا مرگ عبدالحمید اول و جلوس سلیم سوم (حك : ١٢٠٣ـ١٢٢٢) قائم مقام باقی ماند (جودتپاشا، ج ٤، ص ٢٣٤؛ د. ا. ترك ، همانجا).
سلطان جوان، جزائرلی را از قپودان پاشایی عزل كرد و سرعسكری قلعه اسماعیل واقع در رومانی را به وی داد (جاوید، ١٩٦٩، ص ٤٣؛ اوزون چارشیلی، ج ٢، ص ٤٤٨). با شكستهای صدراعظم كتخدا حسنپاشا (صدارت از ٣ رمضان ١٢٠٣ تا ١٥ ربیعالاول ١٢٠٤) در فوكشانِ رومانی و بوزائو و بلگراد (١٢٠٣/١٧٨٩)، و موفقیت جزائرلی در تاراندن روسها از مقابل قلعه اسماعیل، جزائرلی نزد سلطان عثمانی جایگاه برتری یافت (رجوع کنید به والتر، همانجا؛ شكیب ارسلان، ص ٢٥٨) و مقارنِ انقلاب كبیر فرانسه و تصویب حقوق بشر، فرمانده كل نیروها (سردارِ اكرم) و نیز صدراعظم شد (ربیعالاول ١٢٠٤/ ٣ دسامبر ١٧٨٩؛ جاوید، ١٩٩٨، ص ٧؛ نیز رجوع کنید به د. ا. ترك، همانجا). دوران صدارت كوتاه وی در شومن/ شوملا بلغارستان گذشت (جاوید، ١٩٩٨، همانجا) و در ١٤ رجب ١٢٠٤/ ٣٠ مارس ١٧٩٠ در همانجا درگذشت و در تكیه بكتاشی دفن شد (ثریا، ج ٢، ص ١٥٩). بنا به روایتی ( رجوع کنید به جاوید، ١٩٩٨، ص٢٥٠)، وی به قتل رسید، ولی به روایت كتخدا (قائم مقام)، جزائرلی بر اثر سرماخوردگی درگذشت (رجوع کنید به د. ا. ترك ، همانجا). از او، به نسبت مقام و موقعیتش، ثروت اندكی باقیماند؛ چهارهزار آقچه برای همسرش (متوفی ١٢٢٤). تنها دخترش قبل از جزائرلی، در ١٢٠٢، درگذشته بود (ثریا، ج ٢، ص ١٦٠).
در باره جزائرلی گفتهاند كه جسور، بسیار شجاع، غیور، مدیر و مدبّر، رازدار و صادق نسبت به دولت، و دادگر و نیكوكار بود ( رجوع کنید به واصف افندی، ص ٣٢٢ـ٣٢٣؛ سامی، ١٣٠٦ـ١٣١٦؛ ثریا، همانجاها؛ اوزون چارشیلی، ج ٢، ص ٤٤٧، ٤٥٠). معاصر وی، واصف افندی، او را به نحوی مبالغهآمیز ستوده و گفته است كه وی خداترس و بیعیب بود ( رجوع کنید به همانجا)؛ اما، دیگر نویسنده معاصر وی، جاوید، در عین ستودن صفات نیك او، به خونریزیهایش اشاره كرده است ( رجوع کنید به ١٩٦٩، همانجا). جودتپاشا (ج ٣، ص ٢٥٩ـ٢٦٠) قتل نایبِ صیدا را نقطه سیاهی در كارنامه او دانسته است (نیز رجوع کنید به سامی، ١٣٠٦ـ١٣١٦، همانجا).
جزائرلی در میان دولتمردان عثمانی شخصیت برجستهای بود، چنانكه در نامه محرمانه شاهزاده سلیم (بعداً سلیم سوم، حك :١٢٠٣ـ١٢٢٢/ ١٧٨٩ـ١٨٠٧) به لوئی شانزدهم، پادشاه فرانسه (حك : ح ١١٨٨ـ١٢٠٧/ ١٧٧٤ـ١٧٩٢)، آمده است: «او را در برابر دشمنانِ دین پست نكنید، زیرا در همه فرنگستان نامش بزرگ است و به خدا او خدمتگزارِ صادق دولت است.» عبدالحمید اول نیز در نامه همایونی از او تقدیر كرده است ( رجوع کنید به د. ا. د. ترك ، همانجا). این موقعیت ممتاز در میان دُوَل بیگانه نیز شناخته شده بود (همانجا).
از جزائرلی آثار متعددی باقیمانده است، از جمله بیمارستان، تِرسانه * (زرادخانه نیروی دریایی)، چشمههایی در جزیره لِمنی و جزیره چشمه، مسجدجامع مصلحالدین و حمامی در ویزه، تكیههایی در شومن، حصاری برای تروا و اسكلهای در ینیمحله (ثریا، ج ٢، ص ١٥٩؛ جاوید، ١٩٦٩، همانجا؛ اوزون چارشیلی، ج ٢، ص ٤٤٩ـ٤٥٠). معروف است كه وی شیر درندهای را اهلی كرده بود و آن را مانند گربهای همیشه به همراه داشت ( رجوع کنید به واصفافندی، ص ٣٢٦؛ الدولة العثمانیة، تصویر١٦٠). بر مُهرِ او به خط تعلیق این عبارت حك شده بود: «مارآهُ المؤمنونَ حسناً فهو عنداللّهِ حَسَن» ( د. ا. ترك ، همانجا).
چاكری یمنی، از عالمان دوره عبدالحمید، كتابی به نامِ غزوات غازی حسن پاشا ، در باره جنگها و شورشهای زمان جزائرلی غازی تألیف كرده كه در كتابخانه سلیمانیه موجود است ( د. ا. د. ترك ، ذیل "Cezayirli Gazi Hasan Pasa" ؛ نیز رجوع کنید به اوزون چارشیلی، ج ٢، ص ٤٥٠).
منابع:
(١) عزیز سامح ایلتر، الاتراك العثمانیون فی افریقیا الشمالیة، ترجمة محمود علی عامر، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٢) محمد ثریا، سجل عثمانی ، استانبول ١٣٠٨ـ١٣١٥/١٨٩٠ـ١٨٩٧، چاپ افست انگلستان ١٩٧١؛
(٣) احمد جاوید، وُردِ مُطَرّا ، در احمد تائب عثمانزاده، حدیقة الوزرا، استانبول ١٢٧١، چاپ افست فرایبورك ١٩٦٩؛
(٤) احمد جودتپاشا، تاریخ جودت، استانبول ١٣٠٩؛
(٥) همان، تعریب عبدالقادر افندی دنا، چاپ عبداللطیفبن محمد حمید، بیروت ١٤٢٠/١٩٩٩؛
(٦) الدولة العثمانیة : تاریخ و حضارة، نقله الی العربیة صالح سعداوی، استانبول: مركز الابحاث للتاریخ و الفنون و الثقافة الاسلامیة، ١٩٩٩؛
(٧) شمسالدینبن خالد سامی، قاموسالاعلام ، چاپ مهران، استانبول ١٣٠٦ـ١٣١٦/ ١٨٨٩ـ ١٨٩٨؛
(٨) همو، قاموس تركی ، چاپ احمد جودت، استانبول ١٣١٧؛
(٩) شكیب ارسلان، تاریخ الدّولة العثمانیة، چاپ حسن سماحی سویدان، دمشق ١٤٢٢/٢٠٠١؛
(١٠) حیدر احمد شهابی، لبنان فی عهدالامراء الشهابیین، چاپ اسد رستم و فؤاد افرام بستانی، بیروت ١٩٦٩؛
(١١) محمدبك فرید، تاریخ الدولة العلیة العثمانیة، چاپ احسان حقی، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٢) جمال گوگچه، قفقاز و سیاست امپراتوری عثمانی ، ترجمه وهاب ولی، تهران ١٣٧٣ ش؛
(١٣) والتر، تاریخ روسیه: از پیدایش تا ١٩٤٥ ، ترجمه نجفقلی معزّی، تهران ١٣٣٨ ش؛
(١٤) جرجیینی، «ظاهرالعمر»، المقتطف ، ج ٢٨، ش ٤ و ٥ (محرّم و صفر ١٣٢١)؛
(١٥) Virginia H. Aksan, An Ottoman statesment in war and peace: Ahmed Resmi Efendi, ١٧٠٠-١٧٨٣ , Leiden ١٩٩٥;
(١٦) Ahmed Cavid, Hadika-i vekayi، , ed. Adnan Baycar, Ankara ١٩٩٨;
(١٧) Orhan Saik Gokyay, "Osmanli Donanmasi ve kapudan-I derya ile ilgili tesrifat Hakkinda Belgeler", Tarih Enstitusu Dergisi , vol.١٢, no. ١٢ (١٩٨١-١٩٨٢);
(١٨) Godfrey Goodwin, The Janissaries , London ١٩٩٧;
(١٩) Joseph von Hammer-Purgstall, Geschichte des osmanischen Reiches , Graz ١٩٦٣;
(٢٠) P.M. Holt, "The later Ottoman Empire in Egypt and the fertile crescent", in The Cambridge history of Islam , vol. ١A , ed. P.M. Holt, Ann K.S. Lambton, and Bernard Lewis, London: Cambridge University Press, ١٩٨٠;
(٢١) IA, s.v. "Hasan Pasa, Cezayirli Gazi " (by I. H. Uzuncarsili);
(٢٢) Mehmet Zeki Pakalin, Osmanli tarih deyimleri ve terimleri sozlugu , Istanbul ١٩٧١-١٩٧٢;
(٢٣) Stanford J. Shaw, History of the Ottoman Empire and modern Turkey , Cambridge ١٩٨٥;
(٢٤) TA , s.v. "Hasan Pasa, Cezayirli Gazi";
(٢٥) TDVIA , s.v. "Cezayirli Gazi Hasan Pasa" (by Mahir Aydin);
(٢٦) Ismail Hakki Uzuncarsili, Osmanli tarihi , vol.٢, Ankara ١٩٨٣;
(٢٧) Ahmed vasfi Efendi, Mehasinu'l-asar ve hakaiku'l-ahbar , ed. Mucteba Ilgurel, Ankara ١٩٩٤.
/ ناصر شعاریان /