دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٤٥٤
جبال (١) (جمع جَبَل ) یا کورة جَبَل یا قُهِستان یا قوهستان (معرّب کوهستان ) یا بلاد جبال ، قسمتی از مناطق کوهستانی مغرب ایران در اصطلاح جغرافیانویسان قدیم اسلامی . جبال در تقسیمات سیاسی پیش از اسلام ، ماه یا ماد (ماد بزرگ ) خوانده می شد و گاهی به آن پَهله می گفتند. به نوشتة ابوریحان بیرونی (ص ١١٢ـ١١٣)، «در دورة اشکانیان یکی از ملوک طوایف عراق و بلاد ماه ، که همان جبال است ، مالک شد». به گفتة ابن ندیم (ص ١٥) پهلویه منسوب است به پهله که نام پنج شهر است : اصفهان ، ری ، همدان ، ماهِ نهاوند و آذربایجان (؟). بنابراین ، پیش از اسلام شهرهای جبال را فهله / پهله می گفتند. پس از او ابن خرداذبه (ص ٥٧)، از بلادالبَهْلَویین (شهرهای پهلویان ؛ شهرهای پهله ) مانند ری ، اصفهان ، همدان ، دینور و نهاوند، مِهْرَجانْقَذَق * ، ماسَبَدان * و قزوین (با شهرکهای مبارک و موسی ) سخن گفته است . ابوریحان بیرونی (ص ٢٢٩) نیز از بُلدانِ فَهله (شهرهای پهله )، مانند اصفهان و ری و غیره که در جشن اسفندارمذ (مزدبگیران ) مراسمی در آنها برگزار می شد، نام برده است .
در ٢٩٠، ابن رُسته (ص ١٠٥ـ١٠٦، ١٦٦)، کورة جبل از ایرانشهر را مشتمل بر ماَسَبدان ، مهرجان قذق ، ماه کوفه / ماهُالکوفه ، ماه بصره ، همدان و قم دانسته و افزوده است که ماه کوفه همان دینور است و ماه بصره همان نهاوند. طبق منابع موجود، در قرن سوم ، چون اموال (خراج ) دینور را به اهل کوفه که آنجا را فتح کرده بودند، می دادند دینور را ماهِ کوفه نیز می نامیدند و چون خراج ماهِ نهاوند (= ماهِ دینار) به سپاهیان بصره ، که آنجا را گشوده بودند، داده می شد به آنجا ماهِ بصره هم می گفتند (ابن فقیه ، ص ٢٥٩؛
یعقوبی ، ص ٢٧١).
جغرافی نویسان مسلمان در ضبط حدود سیاسیِ جبال در دوره های مختلف ، اتفاق نظر ندارند، به طوری که در شمال ، گاهی آن را به کوه دیلمان و گاهی به دریای خزر محدود کرده اند. به نوشتة مؤلف حدودالعالم در ٣٧٢ (ص ١٣٩ـ١٤٠)، «مشرق وی ( جبال ) ، بعضی از حدود پارس است و بعضی از بیابان کرکس کوه ، بعضی از خراسان و جنوب وی ، حدود خوزستان است و مغرب وی ، بعضی از حدود عراق است و بعضی از حدود آذربادگان ، شمال وی کوه دیلمان است و این ( ناحیه ایست ) بسیار کشت و برز و آبادان و جای دبیران و ادیبان و بسیار نعمت و از وی کرباس و جامه ... ( ابریشم ) و زعفران خیزد». همچنین وی (ص ١٤٠ـ١٤٣) ٢٤ شهر از شهرهای ناحیة جبال را نام برده که از آن جمله اصفهان و همدان ، ری و شهرهای دیگر است .
در قرن چهارم ، اصطخری (ص ١٩٥) جبال را مشتمل بر شهرهای بزرگی مانند همدان و دینور و اصفهان و قم ، و شهرهای کوچک تری مانند قاشان (کاشان ) و نهاوندلور (لُر) و کرج و بُرج دانسته است . پس از او مقدسی (ص ٣٨٤ـ ٣٨٥) در بارة جبال نوشته است سرزمینی است که گیاه آن زعفران و آشامیدنی مردم آن ، عسل و شیر است و درختان گردو و انجیر دارد. دارای سه کوره (اصفهان ، ری و همدان ) و هفت ناحیه (قم ، قاشان ، صیمره ، کرج ، ماه کوفه ، ماه بصره ( نهاوند ) و شَهْرِزور) است . زلزله خیز است و هوایی سرد دارد. به نوشتة قزوینی در نیمة اول قرن ششم ، به جبال ، قهستان هم می گفتند. وی افزوده است که آنجا از مشرق به بیابان خراسان و فارس ، از مغرب به آذربایجان ، از شمال به بحر خزر و از جنوب به عراق و خوزستان محدود می شود (ص ٢٢٨). در اوایل قرن هفتم ، به گفتة یاقوت حموی (ذیل مادّه ) به جبال ، عراق عجم می گفتند.
نیز رجوع کنید به عراق عجم *
منابع :
(١) ابن خرداذبه ؛
(٢) ابن رسته ؛
(٣) ابن فقیه ؛
(٤) ابن ندیم ؛
(٥) ابوریحان بیرونی ، آثار الباقیة ؛
(٦) اصطخری ؛
(٧) حدودالعالم ؛
(٨) زکریابن محمد قزوینی ، کتاب آثار البلاد و اخبارالعباد ، چاپ فردیناند ووستنفلد، گوتینگن ١٨٤٨، چاپ افست ویسبادن ١٩٦٧؛
(٩) مقدسی ؛
(١٠) یاقوت حموی ؛
(١١) یعقوبی ، البلدان .
/ خسرو خسروی /