دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٩٨
چپ و چپگرایی در افریقای مسلمان غیرعرب ، چپ در افریقا بهتدریج و پس از جنگ جهانی دوم در پرتو مبارزه با استعمار رایج شد. در این زمان برخی از نخبگان و روشنفكران افریقایی در جستجوی باور و اندیشهای بودند كه بتوانند بر مبنای آن اختلافات داخلی را كاهش دهند و مردم را علیه استعمار بسیج كنند؛ از اینرو، اندیشه چپ به عنوان ایدئولوژی مبارزه با استعمار در میان افریقاییان مقیم اروپا گسترش یافت و آنان، پس از بازگشت به وطن، به تبلیغ آن پرداختند (دیویدسون، ص ٥٢٣ ـ٥٣٦؛ درتیام و مولیرا، ص ٨٠١). از سوی دیگر، چون افریقا تحت سلطه كشورهای استعمارگر غربی بود، بهتدریج پس از آغاز جنگ سرد، دامنه رقابتهای شرق و غرب به قاره افریقا نیز گسترش یافت و دولت شوروی خود را حامی مردم و هویت افریقایی و دشمن استعمار معرفی كرد. بدین ترتیب، از ١٣٢٥ تا ١٣٤٣ ش/ ١٩٤٦ـ١٩٦٤، ٣١ كشور افریقایی با حمایت گسترده بلوك شرق و در پرتو مبارزات جنبشهایی كه بسیاری از آنان چپگرا بودند، به استقلال رسیدند (درتیام و مولیرا، ص ٧٩٨، ٨٠٠ ـ٨٠٣؛ دخانیاتی، ص ٢٨٢). معدودی از رهبران افریقا، روشهای متناسب سرمایهداری و لیبرالیسم را برای كاهش فقر و وابستگی به غرب در نظر داشتند. این روشها، ایدئولوژی استعمارگران بود و همچنان جهانبینی نظام بینالمللیای را دنبال میكرد كه به تضعیف اقتصاد افریقا ادامه میداد (تامسون، ص ٣٨؛ كوك كرافت، ص ١٥١ـ١٥٢).
از سوی دیگر، برخی از رهبران افریقایی كوشیدند بین سوسیالیسم و اندیشههای چپ، كه در جوامع غربی و در خارج از افریقا نظریهپردازی شده بودند، و شرایط ویژه جامعه افریقایی پیوند ایجاد نمایند. بر این اساس، برخی از آنان بر این باور بودند كه در جوامع افریقایی، برخی اَشكال سوسیالیسم (مانند مالكیت اشتراكی زمین در روستاها و نوعی همكاری تعاونی در جوامع روستایی) وجود دارد، اما وضع افریقا با اروپا، كه مبنای نظریهپردازی ماركس و انگلس قرار گرفته، متفاوت است. آنان به نوعی سوسیالیسم افریقایی باور داشتند كه بتواند میان ارزشهای سنّتی و اندیشههای نو پیوند ایجاد كند؛ سوسیالیسمی كه به توسعه و پیشرفت و كاهش فقر و افزایش رفاه اجتماعی و احترام فردی منجر شود (رجوع کنید به اسمیت، ص ٢١٩ـ٢٢٠؛ آدهدجی، ص ٣٩٧ـ ٣٩٨؛ تامسون، ص ٥١). از جمله این رهبران افریقایی، احمد سكوتره (رئیسجمهوری گینه)، سدار سنگور (رئیسجمهوری سنگال)، جولیوس نایرهره (رئیس جمهوری تانزانیا) و قوام نكرومه (رئیسجمهوری غنا) بودند (رجوع کنید به بابو، ص ٥٥؛ تامسون، ص ٣٨ـ٣٩؛ براگینسكی، ص ٢٧٤؛ الهی، ص ٣١٣؛ آدهدجی، ص ٣٩٨).
در نیجریه در سالهای ١٣٣١ تا ١٣٣٤ ش/ ١٩٥٢ـ١٩٥٥، شمار احزاب چپ افزایش یافت، اما پس از استقلال این كشور در ١٣٣٩ ش/ ١٩٦٠، بهسبب تفاوت مشی دولتمردان و عدم حمایت سیاسی و مالی از آنان،شمار احزاب چپگرا به دو حزب پویایی نیجریه و اتحادیه مترقی نیروهای شمال تقلیل یافت و در ١٣٤٣ ش/١٩٦٤ شورای ملی نیجریه و كامرون، به عنوان حزب حاكم، نوعی از سوسیالیسم را به نام سوسیالیسم عملگرای افریقایی عرضه كرد (آماكری، ص ٥، ٤١ـ٤٢، ٤٦، ٥٢؛ كیزربو و همكاران، ص ٤٥٩؛ آدامولكن، ص ٥٧ـ ٥٨). دیگر احزاب چپگرایی كه پس از استقلال به عنوان حزب حاكم فعالیت میكردند، عبارت بودند از: حزب افریقایی برای استقلال گینه بیسائو (تاریخ استقلال: شهریور ١٣٥٢/ سپتامبر ١٩٧٣)، حزب ائتلاف خلق در غنا (تاریخ استقلال: ١٣٤٣ ش/١٩٦٤) و حزب اتحاد ترقیخواه سنگال (تاریخ استقلال: ١٣٣٩ ش/ ١٩٦٠؛ رجوع کنید به سورت كنل و باهن، ص ١٧٥ـ١٧٦، ١٨٧؛ كیزربو و همكاران، ص ٤٧٢ـ٤٧٥، ٤٨٣؛ كوك، ص ١٦٣). همچنین در كشور مالی، از ١٣٣٨ ش/ ١٩٥٩ از الگوهای چپ برای اداره كشور استفاده شد (رجوع کنید به احمدی نوحدانی، ص ١٤٢، ١٤٥ـ١٤٦،٣٢٠؛ كوك، ص ٢٢٤). چپ و سوسیالیسم افریقایی از حل مشكلات جوامع افریقایی ناتوان بود؛ ازاینرو، از حملات منتقدان در امان نماند. برخی ناموفقی آن را بهسبب پیروی نكردن از ماركسیسم كلاسیك دانسته و برخی، آن را فقط ابزاری برای سركوب و محدود كردن آزادیهای مدنی معرفی كردهاند (تامسون، ص ٣٩ـ٤٠). پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اندیشه چپ در افریقا جای خود را به الگوهای لیبرالیستی داده است (كیزربو و همكاران، ص ٤٨٦، ٤٨٩).
منابع:
(١) سیروس احمدی نوحدانی، فرهنگ و تمدن كشور مالی، مشهد ١٣٨٤ ش؛
(٢) ویلیام اجت اسمیت، نیهرره، ترجمه عبداللّه گلهداری، تهران ١٣٥٥ ش؛
(٣) حسین الهی، تاریخ آفریقا، [تهران( ١٣٦٨ ش؛
٤- م. براگینسكی،بیداری آفریقا: بررسی جنبشهای آزادیبخش ملی در آفریقای استعماری ، ترجمه ج. علوینیا و ا.ح. رضوانی، )تهران( ١٣٥٢ ش؛
(٥) علی دخانیاتی، تاریخ افریقا،)تهران: توكا، بیتا]؛
(٦) بزیل دیویدسون، افریقا: تاریخ یك قاره، ترجمه هرمز ریاحی و فرشته مولوی، تهران ١٣٦٩ ش؛
(٧) ژوزف كوك، مسلمانان افریقا، ترجمه اسداللّه علوی، مشهد ١٣٧٣ ش؛
(٨) لارنس كوك كرافت، راه افریقا: سفری از گذشته تا امروز، ترجمه خسرو قدیری، تهران ١٣٧٢ ش؛
(٩) Ladipo Adamolikun, Politics and administration in Nigeria , Ibadan ١٩٨٦;
(١٠) Adebayo Adedeji, "Comparative strategies of economic decolonization in Africa", in General history of Africa , vol.٨, ed. Ali A. Mazrui, Heinemann, Calif.: Unesco, ١٩٩٣;
(١١) A.A. Amakiri, The left in Nigerian politics , Ilupeju, Lagos ١٩٩٨;
(١٢) Abdul Rahman Mohamed Babu, African socialism, or, socialist Africa ?, Dar es Salaam ١٩٨١;
(١٣) Iba Der Thiam and James Mulira, "Africa and the socialist countries", in General history of Africa , ibid;
(١٤) Joseph Ki-Zerbo, Ali A. Mazrui, and Christophe Wondji, "Nation-building and changing political values", in ibid;
(١٥) Jean Suret-Canale and Albert Adu Boahen, "West Africa ١٩٤٥-٦٠", in ibid;
(١٦) Alex Thomson, An introduction to African politics , London ٢٠٠٤.
/ محمدرضا شكیبا /