دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٩٩٧
بنی نضیر ، قبیلة یهود ساکن در مدینه تا نخستین سالهای هجرت و نام یکی از غزوات پیامبر در سال چهارم هجری . قبیلة بنی نضیر پیش از ظهور اسلام در یثرب (مدینه ) ساکن شدند. دربارة منشأ آنان روایات متفاوت است . یعقوبی آنها را طایفه ای از قبیلة جُذام * می داند که یهودی شدند و در کوه نضیر اقامت گزیدند و از آن پس به نام این کوه خوانده شدند (ج ٢، ص ٤٩). روایت دیگر آنان را از نسل هارون بن عمران دانسته که پس از وفات موسی علیه السّلام و پیش از مهاجرت قبایل عرب اوس و خزرج بدانجا که به سبب سیل عَرِم صورت گرفت ، در آن ناحیه ساکن شده بودند (ابوالفرج اصفهانی ، ج ٢٢، ص ٣٤٣ـ٣٤٤؛ ابن اثیر، ج ١، ص ٤١٠؛ نیز رجوع کنید به یهود در همین دانشنامه ) بر پایة گزارشهایی از این دست ، به دنبال جنگ رومیان با یهود (٧٠ میلادی ) بنی نضیر نیز مانند دیگر قبایل یهود به حجاز گریختند و در بُطْحان از نواحی مدینه ساکن شدند (ابوالفرج اصفهانی ، ج ٢٢، ص ٣٤٤؛ یاقوت حموی ، ج ٥، ص ٢٩٠؛ د. جودائیکا ، ذیل «نضیر»). ابن سعد (ج ٢، ص ٥٧) منزلگاه آنان را ناحیة الغَرْس ذکر کرده است . بنی نضیر و سایر یهودیان ساکن مدینه ثروت فراوانی گرد آوردند. پس اوس و خزرج برای غلبه بر یهودیان از غسانیان کمک خواستند. غسانیان با سپاهی به حجاز آمدند و بسیاری از یهودیان را کشتند و از آن پس اوس و خزرج بر یهودیان مسلط شدند (ابوالفرج اصفهانی ، ج ٢٢، ص ٣٤٤ـ ٣٤٥)، بعدها بنی نضیر، در نزاعهای اوس و خزرج جانب اوس را می گرفتند (حلبی ، ج ٢، ص ٢٦٤).
مقارن ظهور اسلام ، و پیش از جنگ اُحد قبیلة بنی نضیر ظاهراً با ابوسفیان ارتباط داشتند ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «نضیر، بنو»). پس از هجرت پیامبر به مدینه ، بنی نضیردر شمار دیگر یهودیان با مسلمانان ، پیمان مصالحه بستند و عهد کردند که در صورت حملة دشمنان به مدینه در کنار مسلمانان به دفاع بپردازند و از تأمین مالی و جانی کفار قریش و برقراری روابط تجاری با آنان خودداری کنند (ابن هشام ، ج ٢، ص ١٤٨ـ١٥٠). اما از آنجا که بنی نضیر پیمان خود را زیر پا گذاشتند، در ربیع الاول چهارم هجری (ابن سعد، همانجا؛ قس ذهبی ، ص ٢٤٣) غزوة بنی نضیر به وقوع پیوست .
در این سال ، عمروبن امیه که از بئر مَعونَه * بازمی گشت دو تن از افراد قبیلة بنی عامر را، که از پیامبر امان داشتند، کشت .
عامربن طُفَیل از پیامبر دیه طلب کرد (ابن هشام ، ج ٣، ص ١٩٩؛ حلبی ، ج ٢، ص ٢٦٣) و پیامبر صلّی اللّه علیه وآله و سلّم برای پرداخت دیه از بنی نضیر که هم پیمان بنی عامر بودند کمک خواست (ابن سعد، همانجا؛ طبری ، ج ٢، ص ٥٥١؛ واقدی ، ج ١، ص ٣٦٤). بنی نضیر کمک به پیامبر را پذیرفتند، اما در توطئه ای برای قتل ایشان ، عمروبن جِحاش را مأمور کردند که آن حضرت را در پای دیوار قلعه با سنگی از پای درآورد (ابن هشام ، ج ٣، ص ١٩٩ـ٢٠٠). پیامبر از طریق وحی از نیرنگ آنان آگاه شد و به ایشان ده روز مهلت داد تا با اموال منقول خود، جز اسلحه ، از مدینه خارج شوند و سالانه برای برداشت محصول خرما بازگردند (واقدی ، ج ١، ص ٣٦٩؛ ابن هشام ؛ یعقوبی ؛ د. جودائیکا ، همانجا).
عبدالله بن اُبَی ، رئیس منافقان مدینه ، بنی نضیر را از اطاعت پیامبر بازداشت و وعده داد که همراه با بنی قُرَیظَه * از آنان دفاع کند (واقدی ، ج ١، ص ٣٦٨؛ طبری ، ج ٢، ص ٥٥٣). ازینرو پیامبر، عبداللّه بن مَکتوم را در مدینه جانشین خود قرار داد و با لشکری به فرماندهی علی علیه السلام (واقدی ، ج ١، ص ٣٧١؛ ابن هشام ، همانجا)، پانزده روز (طبری ؛ ابن سعد، همانجاها) یا شش شب (ابن هشام ، ج ٣، ص ٢٠٠) بنی نضیر را در محاصره گرفت . در دورة محاصره ، عَزْوَک یهودی به پیامبر سوءقصد کرد که به دست علی علیه السلام کشته شد (واقدی ، ج ١، ص ٣٧١). سپس پیامبر فرمان داد تا درختان خرمای بنی نضیر در بُوَیْرَة را قطع کنند (یاقوت حموی ، همانجا؛ ابن کثیر، ج ٤، ص ٧٧؛ بکری ، ج ١، ص ٢٨٥). سرانجام یهودیان تسلیم شدند و پذیرفتند که تنها با یک بار شتر از اموالشان ، بجز اسلحه و نقره و طلا، از مدینه خارج شوند (یعقوبی ، ج ٢، ص ٤٨ـ٤٩؛ حلبی ، ج ٢، ص ٢٦٦؛ واقدی ، ج ١، ص ٣٧٢). بعضی از آنان از جمله حُیَیّبن اَخطب که دخترش صفیه پس از فتح خیبر در سال هفتم هجری به همسری پیامبر درآمد و ابی الحقیق (همسر اول صفیه )، به خیبر رفتند، و برخی به شام مهاجرت کردند (حلبی ، ج ٢، ص ٨٤، ٢٠٧؛ ابن کثیر، ج ٤، ص ٧٥ـ٧٦، ١٩٦ـ ١٩٨؛ ابن اثیر، ج ٢، ص ١٢٢). از آنجا که جنگی در نگرفته بود اموال برجای مانده در حکم غنیمت نبود و تصرّف در آن به اختیار پیامبر بود (حشر: ٦ـ ٨) ازینرو پیامبر با توافق انصار آن را میان مهاجران تقسیم کرد تا وظیفة حمایت از مهاجران توسط انصار پایان پذیرد (ابن هشام ، ج ٣، ص ٢٠١ـ٢٠٢؛ ابن اثیر، ج ٢، ص ١١٩؛ حلبی ، ج ٢، ص ٨٥؛ حسنی ، ص ٤٣٩).
سورة حشر (آیات ١ـ١٧) دربارة غزوة بنی نضیر و اخراج این قبیله است . پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم ، نیز بنی نضیر را میان قوم خود مانند بنی مُغیره در قریش می دانست (ابن سعد، ج ٢، ص ٥٨؛ واقدی ، ج ١، ص ٣٧٥). شعرایی چون قَیْس بَحْر الاَشْجَعی ، سَمّاک یهودی و عباس بن مِرداس سُلَمی قصیده هایی در آوارگی و کشته شدن کعب بن اشرف و مدح رجال بنی نضیر سروده اند (ابن هشام ، ج ٣، ص ٢٠٥ـ٢١٣؛ آیتی ، ص ٣٣٩).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) محمدابراهیم آیتی ، تاریخ پیامبر اسلام ، چاپ ابوالقاسم گرجی ، تهران ١٣٥٩ ش ؛
(٣) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
(٤) ابن سعد، الطبقات الکبری ، بیروت ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
(٥) ابن کثیر، البدایة و النهایة ، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٦) ابن هشام ، السیرة النبویة ، چاپ مصطفی سقّا، ابراهیم ابیاری ، و عبدالحفیظ شلبی ، مصر ١٩٣٦؛
(٧) علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی ، الاغانی ، بیروت ١٩٥٥؛
(٨) عبدالله بن عبدالعزیز بکری ، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع ، چاپ مصطفی سقّا، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٩) هاشم معروف حسنی ، سیرة المصطفی ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٠) علی بن ابراهیم حلبی ، السیرة الحلبیّة ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١١) محمدبن احمد ذهبی ، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، المغازی ، چاپ عمر عبدالسلام تدمری ، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(١٢) عفیف عبدالفتاح طباره ، یهود از نظر قرآن ، ترجمة علی منتظمی ، تهران ١٣٥٢ ش ؛
(١٣) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الطبری : تاریخ الامم و الملوک ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، بیروت ( ١٣٨٢ـ١٣٨٧/ ١٩٦٢ـ١٩٦٧ ) ؛
(١٤) محمدبن عمر واقدی ، کتاب المغازی للواقدی ، چاپ مارسدن جونز، لندن ١٩٦٦؛
(١٥) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(١٦) احمدبن اسحاق یعقوبی ، تاریخ الیعقوبی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٧) EI ٢ , s.v. "Nad ¦ â ¤ r, Banu'l" (by V. Vacca);
(١٨) Encyclopaedia s.v. Judaica , Jerusalem ١٩٧٨-١٩٨٢, "Nad ¦ â ¤ r" (by Eli Davis).
/ فاطمه حاجی قاسم /