دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٢٢
جیلی ، ابوالفضل احمدبن صالح، محدّث، مورخ و فقیه حنبلی. وی به سرزمین جیل (گیل، گیلان) منسوب (رجوع کنید به سمعانی، ج ٢، ص ١٤٥) و به ابنشافع نیز معروف بوده است (ذهبی، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٢٠، ص ٥٧٢؛ زركلی، ج ١، ص ١٣٧، پانویس ٢). او در ١٨ ذیقعده ٥٢٠ (ابنرجب، ج ١، ص ٣١١) در بغداد به دنیا آمد و در همانجا زیست (ابندبیثی، ص ١٠٥). پدرش أبوالمعالی صالحبن شافع (متوفی ٥٤٣) و جدّش ابومحمد شافعبن صالح (متوفی ٤٨٠) از بزرگان حنابله بغداد بودند (ابنرجب، ج ١، ص ٤٩، ٢١٣ـ٢١٤). جیلی در كودكی نزد پدرش دانش آموخت و همراه وی از محدّثانی همچون ابوغالب احمدبن حسنبن بناء، ابوالحسین محمدبن فرّاء، قاضی ابوبكر انصاری و ابوالقاسم هبهاللّهبن احمد حریری حدیث شنید (ذهبی، همانجا؛ صفدی، ج ٦، ص ٤٢١؛ ابنرجب، همانجا)، سپس خود به كسب دانش پرداخت و قرآن را به روایات مختلف نزد ابومحمد عبداللّهبن علیبن احمد (نوه دختری ابومنصور خیاط) و دیگران فراگرفت (ذهبی؛ صفدی؛ ابنرجب، همانجاها). جیلی به آموختن حدیث عنایتی تمام داشت (ذهبی، ١٩٨٤، ج ٤، ص ١٩٠) و پس از چهل سالگی نیز به طلب حدیث ادامه داد (ابندبیثی، همانجا) و در محضر كسانی چون عبدالملكبن ابوالقاسم كروخی، ابوبكربن زاغونی، حافظ ابوالفضلبن ناصر و بسیاری دیگر به سماع حدیث پرداخت. در واقع، وی در محضر ابنناصر پرورش یافت و به همینسبب، در حدیث دنبالهرو او شمرده میشود (ابنجوزی، ج ١٨، ص ١٨٨؛ ابندبیثی؛ ذهبی، همانجاها؛ صفدی، ج ٦، ص٤٢١ـ٤٢٢). جیلی هر چند تا پایان عمر به كسب حدیث اشتغال داشت، به سبب مرگش در میانسالی (٤٥ سالگی)، حدیث چندانی از وی روایت نشده است (ابنرجب، ج١، ص٣١٢). كسانی همچون ابن اخضر، حافظ عبدالغنی، شیخموفق (ذهبی، ١٤٠١ـ١٤٠٩، همانجا)، علیبن احمد زیدی، ابراهیم بن محمود شعار و عمرالقرشی (ابندبیثی، همانجا) از او روایت كردهاند. علمای رجال، جیلی را در حفظ و نقل حدیث توثیق و به علم و تقوا و قرائت نیكو و خط خوش ستودهاند و از وی با عنوان حافظ و در زمره مشاهیر محدّثان یاد كردهاند (ابننقطه، ج ٢، ص ٤٨٩ـ٤٩٠؛ ابناثیر، ج١١، ص ٣٥٩؛ ابندبیثی؛ ذهبی،١٤٠١ـ١٤٠٩، همانجاها؛ ابنرجب، ج ١، ص ٣١١ـ٣١٢).
ذهبی (همانجا) از جیلی با عنوان معدِّل یاد كرده؛ از اینرو، احتمالاً وی در دستگاه قضا شغل تصدیق عدالت شهود را برعهده داشته است (رجوع کنید به سمعانی، ج ١٢، ص ٢٢٢،٣٤٢).
جیلی در ٣ شعبان ٥٦٥، به علت سینهپهلو و بیماری مغزی (سرسام؛ ابنرجب، ج ١، ص ٣١٣)، در بغداد وفات یافت و در كنار پدرش، در آرامگاه احمدبن حنبل، به خاك سپرده شد (ابننقطه، ج ٢، ص ٤٩٠؛ ابنرجب، همانجا).
تاریخ جیلی، كه اثری از آن در دست نیست، ذیلی بر كتاب تاریخ بغداد *خطیب به شمار میآید كه در آن حوادث و وفیات پس از مرگ خطیب (٤٦٣) را تا پس از ٥٦٠ به صورت سالشمار شرح كرده بوده است، اما مرگ وی مانع از پاكنویس كردن و انتشار آن كتاب گردید (ابندبیثی، همانجا؛ ذهبی، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٢٠، ص ٥٧٣؛ ابنرجب، ج ١، ص ٣١٢). بعداً ابننقطه (متوفی ٦٢٩) منتخب تاریخ جیلی را فراهم آورد و ابنرجب نیز در كتاب خود بخشهایی از آن را نقل كرد. ابننجار (متوفی ٦٤٣) نیز در ذیلی كه بر تاریخ بغداد نوشته، از ذیل جیلی بهره فراوان بردهاست (ابنرجب، همانجا).
منابع:
(١) ابناثیر؛
(٢) ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٣) ابندبیثی، ذیل تاریخ بغداد، بیروت ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
(٤) ابنرجب، كتاب الذیل علی طبقات الحنابله، بیروت ١٣٧٢؛
(٥) ابننقطه، تكمله الاكمال، چاپ عبدالقیوم عبد ربالنبی، مكه ١٤٠٨ـ ١٤١٨؛
(٦) محمدبن احمد ذهبی، سیراعلام النبلاء ، چاپ شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت ١٤٠١ـ١٤٠٩/١٩٨١ـ ١٩٨٨؛
(٧) همو، العبر فی خبر منغبر، ج٤، چاپصلاحالدین منجد، كویت ١٩٨٤؛
(٨) خیرالدین زركلی، الاعلام، بیروت ١٩٩٩؛
(٩) سمعانی؛
(١٠) صفدی.
/ مرتضی رحیمی محمدآبادی /