دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٧٤
بانْده (باندا) ، ناحیه و شهری در هندوستان .
١) ناحیة بانده . (جمعیت در ١٣٦٠ ش /١٩٨١:
حدود ٩٩٠ ، ٥٥٣ ، ١ تن )، در ایالت اوتارپرادش در شمال هندوستان ، از مشرق به اللّه آباد * و از جانب شمال به کانپور * ، از شهرهای بزرگ اوتارپرادش ، متصل است . کوههای ویندیا در شمال بانده قرار دارد. رود جمنا * با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی در شمال آن جاری است ، و رود کن ، از شعب رود جمنا با جهت جنوبی ـ شمالی پس از عبور از مغرب ناحیه ، به آن می پیوندد. منطقه ای زراعتی و دارای دامداری است که محصولات عمده آن را برنج ، نخود و ارزن تشکیل می دهد. زیارتگاه مهمّ اهالی
به نام چیتراکوت ، در نزدیک کاروی واقع است که آثار باستانی از عصر حجر در آن یافت شده است ( بریتانیکا ، ذیل «بانده »).
٢) شهر بانده . مرکز ناحیة بانده (جمعیت در ١٣٦٠ ش / ١٩٨١: حدود ٣٧٩ ، ٧٢ تن )، در محل تلاقی جاده با راه آهنی مهمّ قرار دارد. رود کن از مغرب آن می گذرد و آبراهی به همین نام در مشرق آن احداث شده است . شهر، بازار فراورده های کشاورزی است . محصول صادراتی آن عقیقهایی است که از بستر رود کن به دست می آید. بانده از لحاظ بافت شهری وضع مناسبی ندارد ( د. اردو، ذیل «بانده »).
شهر دارای چند مسجد از جمله مسجد جامع و معبد هندوهاست . مسجد جامع آن را آخرین نواب ، علی بهار دوّم ، ساخته است که مشوّق فرهنگ و ادب و حامی شاعران پارسی گوی و اردو زبان بود (همانجا). در بیرون شهر بانده ، ویرانه های قلعة کالنجر از قرن دوازدهم هنوز برجاست ( بریتانیکا ، ذیل «بانده »). این شهر در طی جنگهای میان مسلمانان و نیروهای مراتهه ای ( رجوع کنید به مراتهه * ها) فرانسویان و انگلیسیها بارها دست به دست گشته و آسیب فراوان دیده است (همانجا).
یشینه . از گذشتة دور بانده اطلاعی نداریم . در سدة دوازدهم / هیجدهم ، دهکدة کوچکی بیش نبود. در این
زمان ، شمشیر بهادر، که مادرش مسلمان بود، آنجا را مرکز ناحیه ای قرار داد که از پیشوا باجی رائوی اول (حک : ١١٣٩ـ١١٥٣/ ١٧٢٦ـ١٧٤٠) به ارث برده بود. از آن پس بانده اهمیّت یافت ( د. اردو ، ذیل «بانده »). در ١١٧٥/١٧٦١، شمشیر بهادر در سوّمین جنگ پانی پت * دوش به دوش نیروهای مراتهه ای با انگلیسیها به نبرد پرداخت و سخت مجروح شد و در بهر تیپور * درگذشت (همانجا). در ١٢٢٧/ ١٨١٢، ذوالفقار بهادر با انگلیسیها به توافق رسید و آنان نیز حقوق او را نسبت به باندا به عنوان «جاگیر * » (تیول )
به رسمیت شناختند و به او لقب نواب داده شد (همانجا).
در ١٢٧٣/١٨٥٧، قیام کنندگان در بانده به سرپرستی نواب بانده که برضد انگلیسیها قیام کرده بودند، با شدت عمل وزیر محمدخان مواجه شدند (اشرف ، ص ٨٠). در همان سال ، قشون انگلیس برای سرکوبی نهضت مقاومت در نزدیک بانده ، در حدود ١٤٤ کیلومتری مغرب اللّه آباد، با ارتش هفت هزار نفری که حدود هزار تن آن از سپاهیان ارتش بنگال بودند، با نواب بانده به جنگ پرداختند، و در نتیجه ، نواب بانده به دیگر نیروهای قیام کننده که مراکز مقاومت تشکیل داده بودند، پیوست (اشرف ، ص ١٧٧؛ بوریج ، ج ٣، ص ٦٨٢ـ٦٨٣).
منابع :
(١) اردو دائرة المعارف اسلامیّه ، لاهور ١٣٨٤ـ١٤١٠/١٩٦٤ـ١٩٨٩، ذیل «بانده » (نوشتة بزمی انصاری )؛
(٢) Mujeeb Ashraf, Muslim attitudes towards British rule and western culture in India: in the first half of the Nineteenth century, Delhi ١٩٨٢;
(٣) William Henry Beveridge, A Comprehensive history of India: civil, military and social, London ١٨٧١;
(٤) The New Encyclopaedia Britannica, Micropaedia , Chicago ١٩٨٥, s.v. "Ba ¦ nda";
(٥) The Times atlas of the world , London ١٩٨٥.
/ مینو یوسف نژاد ـ گروه جغرافیا /