دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٢٠١
لمعات ، اثری فارسی در عرفان نظری، از شیخ فخرالدین ابراهیم همدانی، متخلص به عراقی.
با اینکه عراقی (١٣٦٣ش، ص٤٧) این کتاب را لمعات نامیده، در بعضی از نسخه های خطی نامهای دیگری برای آن ذکر شده است،از جمله لمعات انوار، اللمعات القدسیة فی العشق و لمعات العشاق (همان، مقدمۀ خواجوی، ص١٩؛ چیمه، ١٣٧٢ش، ص٨٨ ).
بنا بر گزارش جامی (ص٢)، چون این كتاب مشتمل بر لمعه ای(بارقه ای، پرتوی) از حقایق(عرفانی) بوده، عراقی آن را لمعات نامیده است. گفته اند كه عراقی لمعات را هر روز، در اثنای آنکه فصوص الحكم را نزد صدرالدین قونیوی می خواند، می نوشت (جامی، همانجا؛ احمدعلی، ص١٧٣) و چون كار نوشتن آن، ، در ٢٨ لمعه به پایان رسید( مانند فصوص كه در ٢٨ فص بود)، لمعات را به قونیوی نشان داد ، او نیز در تأیید و تمجید آن، لمعات را، به حقیقت، لُبّ فصوص خواند (جمالی دهلوی، ص١٠٩؛ فخرالزمانی، ص٣٧). بنابراین، احتمالاً عراقی تألیف این كتاب را در قونیه و پیش از وفات صدرالدین، یعنی ٦٧٣، به پایان رسانده است (رجوع کنید به جمالی دهلوی؛ احمدعلی، همانجاها؛ قس دولتشاه سمرقندی، ص٢٢٣، که نوشته عراقی آن را در كرمان، در خانقاه اوحد الدین كرمانی، تألیف كرده است).
سبک نگارش لمعات، موجز، ساده ، فصیح، و آمیخته با سجع و اشعار فارسی و عربی و آیات و احادیث و سخنان و اقوال عرفاست (صفا، ج٣، بخش دوم، ص١١٩٧؛ عراقی، ١٣٧٢ش، مقدمۀ محتشم، ص شصت و سه).
موضوع لمعات، بنا بر مقدمۀ مؤلف(١٣٦٣ش، ص٤٥)، در بیان مراتب عشق، و مطابق با شیوۀ سوانح احمد غزالی است ( نیزرجوع کنید به صفا، همانجا). عراقی در این كتاب دربارۀ عاشق و معشوق و عشق سخن گفته و در هر لمعهای نیز انحای گوناگون ارتباط عاشق و معشوق را بیان کرده است. در این کتاب، مراد وی از عاشق، خلق و از معشوق، حق است و«حُبّ» و «عشق» سریان فیض حق و وجود منبسط را در موجودات بیان می دارد. البته رابطۀ حق و خلق به معنای وجود دو چیز یا دو موجود نیست، بلكه به زعم عراقی (رجوع کنید به ١٣٦٣ش، ص ٤٩ ـ٥٠)، حق خود را در آیینۀ عاشقی و معشوقی بر خود عرضه می كند و حُسن خود را بر خود جلوه می دهد و از این رو، یک مشهود بیش نیست. بدین ترتیب، سرتاسر لمعات تبیینی شاعرانه برای اثبات وحدت وجود ابنعربی است(رجوع کنید به زرینكوب، ص١٤٩؛ چیمه ، ١٣٧٢ش، ص٩٠). وی از تجلیات حق در موجودات به دگرگونیهای درون عاشق بر اثر نگاه، سخن، عشوه¬ و ناز معشوق تعبیر میكند. بنابراین، درواقع، عراقی برای رفع ابهام از مطالب غامض¬ و مبهم فصوص، به ¬جای -استفاده از اصطلاحات ابنعربی مانند احدیت، واحدیت، حضرات، تجلی و غیره، دربارۀ ارتباط حق و مخلوقات از شیوۀ احمد غزالی، یعنی آوردن تعبیرات شاعرانهای همچون عشق و عاشق و معشوق، كرشمه، ناز و نیاز، استفاده كردهاست (پورجوادی، ص٩١).
لمعات خیلی زود نه تنها در میان عارفان و صوفیان، بلكه در میان برخی از امیران و شاهان، بخصوص در سلسلۀ شاهان گوركانی هند، از جمله داراشكوه، مقبول و محبوب گردید (چیمه، ١٣٧٦ش، ص٩٢-٩٣ ). این كتاب در كنار فصوص و فتوحات مكیه و قصاید ابنفارض و شروح آنها، از قرن هفتم به بعد در شمار كتابهای درسی عرفانی نیز درآمده است (صفا، ج٣، بخش اول، ص١٧٠). لمعات هم در كلیات آثار فخرالدین عراقی در ١٣٣٥ش به كوشش سعید نفیسی، و هم جداگانه بهكوشش محمد خواجوی در١٣٦٣ش، در تهران به چاپ رسیده است.
لمعات از یكسو به سبب استقبال صوفیان از آن و از سوی دیگر به سبب ایجاز و ابهامات خود نیاز به شرح داشت، ازاینرو شروح و تعلیقات متعددی بر آن نوشته شده است، بخصوص صوفیان سلاسل سهروردیه، چشتیه، قادریه و شطاریه بر لمعات به این امر پرداخته اند كه خود نشانهای از تأثیر این کتاب بر تصوف و عرفان اسلامی است (رجوع کنید به چیمه، ١٣٧٦ش، ص٩٠، ٩٢). شروح لمعات در ایران از قرن هشتم و نهم، و در پاكستان و هند از قرن دهم و یازدهم شروع شده است (چیمه، همان، ص٩٢). برخی شروح این كتاب عبارتاند از: شرح صاینالدین علی ترکۀ اصفهانی به نام الضوء؛ شرح یارعلی شیرازی به نام اللمحات فی شرح اللمعات؛ شرح خاوری هندی؛ شرح درویشعلیبن یوسف کوکهری، از متصوفۀ قرن نهم؛ و شرح برهانالدین عبدالله ختلانی، عارف و شاعر قرن نهم (عراقی، ١٣٣٥ش، مقدمۀ نفیسی، صلح ـ لط؛ صفا، ج٣، قسمت دوم، ص١١٩٧ـ١١٩٨). برخی از شروح لمعات به چاپ رسیده اند، از جمله اشعةاللمعات از نورالدین عبدالرحمان جامی، شرح لمعات سیدعبدالله برزشآبادی* و شاهنعمتاللهولی ( برزشآبادی، مقدمۀ خواجوی، ص١٣؛ برای اطلاع بیشتر دربارۀ شروح لمعات در ایران و هند رجوع کنید به چیمه، همان، ص٩١ـ٩٢ ؛ عراقی، مقدمۀ محتشم، ص شصت و هشت ـ هفتاد ).
منابع :
(١)احمد علی،قصر عرفان، چاپ محمدباقر،لاهور١٩٦٥؛
(٢) شهابالدین امیر عبدالله برزشآبادی، شرح لمعات شیخ فخرالدین عراقی، چاپ احمد قدسی، تهران ١٣٧٩ش؛
(٣) نصرالله پورجوادی ، سلطان طریقت، سوانح زندگی و شرح آثار خواجه احمد غزالی، تهران١٣٥٨ش؛
(٤) عبدالرحمانبن احمد جامی، اشعة اللمعات در گنجینۀ عرفان ، چاپ حامد ربانی، تهران، ]تاریخ مقدمه: ١٣٥٢ش[؛
(٥) حامدبن فضل الله جمالی دهلوی، سیرالعارفین، دهلی ١٣١١؛
(٦) محمد اختر چیمه، «بررسی شروح لمعات عراقی»، در نگرشی بر آثار عراقی،با همكاری گروهی از نویسندگان، به كوشش كمال حاج سیدجوادی، تهران ١٣٧٦ش؛
(٧) همو، مقام شیخ فخرالدین ابراهیم عراقی در تصوف اسلامی، اسلام آباد١٣٧٢ش/ ١٩٩٤؛
(٨) دولتشاه سمرقندی، تذكرة الشعراء، چاپ ادوارد براون، تهران١٣٨٢ش؛
(٩) عبدالحسین زرینكوب، دنبالۀ جستجو در تصوف ایران، تهران١٣٦٢ش؛
(١٠) ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران ، تهران ١٣٦٣ش؛
(١١) جمالالدین فخرالدین عراقی، لمعات به انضمام سه شرح از شروح قرن هشتم هجری، چاپ محمد خواجوی، تهران١٣٦٣ش/١٤٠٤؛
(١٢) همو، كلیات، چاپ سعید نفیسی، تهران ١٣٣٥ش؛
(١٣) همو، مجموعه آثار ، نسرین محتشم (خزاعی)، تهران ١٣٧٢ش؛
(١٤)عبدالنبی فخرالزمانی قزوینی، تذكرۀ میخانه، چاپ احمد گلچینمعانی، تهران١٣٦٢ش.
/ محمد خواجوی /
تاریخ انتشار اینترنتی: ١٢/٠٦/١٣٩١