دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٠٤
خط (٥) ، خط (٥)
در زبانهاى تركى. ملل گوناگون براى تحرير و ضبط زبان خود، يا به وضع خط پرداخته اند يا با وامگيرى از همسايگان، براى خود خطى فراهم كردهاند.
براى زبان تركى ابتدا خط قومى خاصى (تركى باستان، اورخون) به كار مىرفت، اما در دوره هاى بعد تركان با فرهنگهاى گوناگون اقوام همسايه آشنا شدند و با آنها مناسباتى برقرار كردند و از زبانها و خطهايشان استفاده كردند (بولوچ، ص ٤٦). تركان از قرن دوم، در ادوار و مكانهاى مختلف تحت تأثير اديان و فرهنگ هايى كه پذيرفته اند يا در جوار آنها قرار گرفته اند، زبان خود را با خطهاى متفاوتى كتابت كرده اند (رجوع کنید به ادامه مقاله؛ د.ترك، ج٢، ص٦٢ـ٦٣؛ د.ا.ترك، ج ١٢، بخش ٢، ص ٤٧٦؛ د.ا.د. ترك، ج ١١، ص ٤٤ـ٤٩). هر يك از اين خطوط دوره رواج متمايزى داشته است؛ برخى عمر كوتاه داشته اند، بعضى به حيات خود ادامه داده ولى به صورت محلى باقى مانده اند، بعضى نيز از محيط خود فراتر رفته و از لحاظ مدنى و فرهنگى گسترش يافته اند (د. ترك، ج ٢، ص ٦٣).
خطهايى كه تركان در طول تاريخ داشتهاند و نظامهاى نوشتارى كه براى زبان تركى به كار بردهاند، عبارتاند از :
الف) خط گوكترك (اورخون، ]تركى باستان[). ظهور تركان در صحنه تاريخ سياسى، به سدههاى پيشازميلاد،هونبرمى گردد. گرچه شواهدى بر وجود خط در روزگار وجود ]قوم [دارد، اما درباره كيفيت خط آنان، اطلاع موثقى در دست نيست؛فقط مى توان گفت كه خط گوكترك، در روزگار گوكتركها (تركان باستان) رايج بوده است. مهمترين آثار بازمانده از نخستين الفباى تركى، كتيبههاى بيلگه قاغان/ خاقان، كولتگين و تونيوقوق، معروف به كتيبههاى اورخون، از زبان تركى باستاناند (ارجيلاسون، ١٩٩٣، صIX؛ همو،١٩٧٧،صV). رمزگشايى، خواندن و ارزيابى اين كتيبه ها در اواخر قرن سيزدهم امكانپذير شد؛ ويلهلم تامسن، زبانشناس دانماركى، براى نخستين بار در ١٣١١ آنهارا خواند(توپارلى و همكاران،ص٣٤؛ شمشير،ص١).
براساس شواهد كنونى، نخستين خط تركى كه در غرب به خط رونى شناخته شده همين خط تركى باستان است و نخستين حروف الفباى به كار رفته نزد تركان باستان به شمار مىرود (توپارلى و همكاران، همانجا). سبب نامگذارى اين خط به رونىِ در غرب، شباهتى است كه به خط رونىِ به كار رفته در كتيبههاى اسكانديناوى (نوْرس كهن) دارد (بانارلى، ج ١، ص ٥٨). رونى در زبان اسكانديناوى صفتى بر ساخته از واژه رون، به معناى اسرارآميز است (د. ا. د. ترك، ج ١١، ص ٤٥).
درباره ريشه حروف الفباى تركى باستان نزديك به پانزده نظريه وجود دارد (رجوع کنید به ارجيلاسون، ٢٠٠٤، ص ١٦٨ـ ١٦٩). دانشمندان ترك اين نظريات را قبول ندارند و بر اين باورند كه الفباى اورخون خط قومى تركها بوده است كه صدها سال در تَمغا (مُهر)هاى خود به كار مىبردهاند (>دايرةالمعارف زبان و ادبيات تركى<، ج ٧، ص ١٣٤). احمدجعفر اوغلو هفت نظريه مهمتر از نظريات ياد شده را، از طريق مقابله حروف با يكديگر بررسى كرده است (رجوع کنید به ج ١، ص١٢٠ـ١٢١). او كوشيده است تا اثبات كند كه خط تركى باستان را خود تركان ابداع كردهاند (رجوع کنید بههمان، ج ١، ص١٢٢ـ١٣٥؛ نيز رجوع کنید به ارجيلاسون، ٢٠٠٤، ص١٧٠). سَميح تِزجان (١٣٦٠/ ١٩٨١؛ ص ٣٩ـ٤٣) نيز اين نظريه را تأييد كرده است.
الفباى تركى باستان، به سبب اهميت كتيبههاى بيلگه قاغان، كولتگين و تونيوقوق، الفباى اورخون نيز خوانده مىشود. به نظر تامسن، خط به كار رفته در كتيبه كولتگين (مورخ ١١٣) و كتيبه بيلگه قاغان (مورخ ١١٦)، شامل ٣٨ حرف است (رجوع کنید به تكين، ص ٢٢). از اين حروف چهار حرف نماينده جفتْ مصوتهاى a و e،ıوi، o و u، o و u هستند. ٣٤ حرف باقىمانده معرف صامتها هستند (توپارلى و همكاران، همانجا؛ د.ا. ترك، ج ١٢، بخش ٢، ص ٤٧٧؛ شمشير، ص ٢). حروف خط تركى باستان مجموعه نشانههايى به صورت خطوط عمودى و مورب است (رجوع کنید به ارجيلاسون، ٢٠٠٤، ص ١٦٦؛ تكين، همانجا). در اين خط حروف به هم متصل نمىشوند و از راست به چپ نوشته مىشوند (توپارلى و همكاران، همانجا؛ ارگين، ص ٢٥٩). اين خط، علاوه بر كتيبهها در كتابت آثار خطى نيز به كار برده مىشد. آثارى كه به نوشتههاى تركستان شرقى شهرت دارند، دليلى بر اين مدعا هستند. اين خط در ميان اويغورها، اخلاف تركان باستان، نيز مشاهده شده است (ارجيلاسون، ). ١٩٩٣، ص ١٤٢ـ ١٤٣) X-IX كتيبه شينه اوسو (تاريخ نصب: و كتيبه تاريات ــكه در سالهاى اخير كشف شده ــ بيانگر اين واقعيتاند (>دايرةالمعارف زبان و ادبيات تركى<، ج ٨، ص ٤٧٦). الفباى تركى باستان، با پارهاى تغييرات از آسيا تا نواحى مركزى اروپا گسترش يافته است (جعفراوغلو، ج ١، ص ١١٩) و در ميان خطوطى كه تركان تا پذيرفتن فرهنگ و تمدن اسلامى به كار مىبردند از حيث ايفاى نقش آواها و معانى واژههاى تركى، مناسبتر بوده و اهميت ويژهاى داشته است (توپارلى و همكاران، همانجا).
ب) خطاويغورى. حكومت تركان باستان در ١٢٦ سقوط كرد و حكومت تركان اويغور جانشين آن شد. دوره اويغورها (١٢٦ـ ٢٢٥)، از لحاظ فعاليتها و توسعه فرهنگى، درخشانترين دوره در ميان حكومتهاى ترك پيش از اسلام است (جعفراوغلو، ج١، ص ١٦٩؛ شمشير، همانجا). تركان اويغور الفباى تركى باستان را كنار نهادند و الفباى ويژهاى براى خود وضع كردند (بانارلى، ج١، ص ٧٦). الفباى اويغورى، در اصل برگرفته از الفباى سُغدى بود. اويغورها اين الفبا را با تغييراتى مناسب زبان تركى ساخته بودند (ارگين، ص٢٦٠؛ شمشير، همانجا؛ جعفراوغلو، ج ١، ص١٧٦).
خط اويغورى داراى هجده حرف است (ارگين، همانجا؛ جعفراوغلو، ج ١، ص ١٦٢). در الفباى اويغورى به ازاى جفت واجهاىa و e ، ı وi ، o وu ، o و u،b وp ، k وg ، s و ş تنها يك نشانه وجود دارد (د. ا. ترك، ج ١٢، بخش ٢، ص ٤٧٧). با وجود اين، الفباى اويغورى از اواخر قرن دوم تا اوايل قرن دوازدهم از تركستانشرقى تا كاخ سلطنتى عثمانى پذيرفته شده بود (ارجيلاسون، ١٩٩٣، ص X). الفباى اويغورى، بعد از الفباى تركى باستان، خطى است كه در طولانىترين زمان و وسيعترين حوزه جغرافيايى براى نوشتن زبان تركى به كار مىرفته است (توپارلى و همكاران، ص ٣٥؛ >دايرةالمعارف زبان و ادبيات تركى<، ج ٨، ص ٤٧٥).
براساس شواهد، قديمترين متون نوشته شده با خط اويغورى، به اواخر قرن سوم تعلق دارد. با وجود اين، الفباى اويغورى حتى قرنها پس از آنكه اويغورها موجوديت سياسى خود را از دست داده بودند، كاربرد داشت. اين الفبا پس از اسلام آوردن تركان و پذيرفتن الفباى برگرفته از عربى، در حكومتهاى تركستان و كريمه نيز رايج بود (جعفراوغلو، ج ١، ص ١٧٨ـ ١٨٠؛ بانارلى، ج ١، ص ١٣٥). از رواج اين الفبا در حكومت تيموريان و شاخههاىآن، اطلاعاتى در دست است. معتبرترين نسخههاى قوتادغوبيليگ* ]سعادتنامه [عَتَبة الحقايق، كه از مهمترين آثار كهن تركى به شمار مىروند، به اين خط نوشته شدهاند (د. ا. د. ترك، ج ١١، ص ٤٦؛ >دايرةالمعارف زبان و ادبيات تركى<، ج ٨، ص ٤٧٥؛ جعفراوغلو، ج ١، ص ١٧٩). نامه ابوسعيد گوركان به اوزون حسن، سلطان آققوينلو در ٨٧٣ نيز با الفباى اويغورى نوشته شده است. در دربار عثمانى نيز منشيانى با خط اويغورى آشنا بودند و نامههاى ارسالى به اميران ترك آسياى ميانه را به اين خط مىنوشتند؛ براى نمونه، ظفرنامهاى كه سلطان محمد فاتح در ٥ ربيعالاول ٨٧٨، پس از جنگ اوتْلوق بِلى، براى اوزون حسن فرستاد به خط اويغورى است. الفباى اويغورى را مغولان و مانْجوها سالهاى طولانى، در قلمرو جغرافيايى پهناورى به كار مىبردند (رجوع کنید به تزجان، ص ٣٩ـ ٤٣؛ ارجيلاسون، ١٩٩٣، همانجا؛ جعفراوغلو، ج ١، ص ١٨١ـ ١٨٦). به اين ترتيب، الفباى اويغورى، پس از مدتها رواج در آسياى ميانه و همچنين در دربار عثمانى، سرانجام در قرن دوازدهم كاملا فراموش شد (تزجان، ص ٤٣؛ د.ا. د. ترك، ج ١١، ص ٤٥). خط اويغورى ابتدا از راست به چپ نوشته مىشد (ارگين، همانجا)، اما پس از قرن هشتم تحتتأثير خط چينى، از بالا به پايين نوشته شد (>دايرةالمعارف زبان و ادبيات تركى<، ج ٨ ، ص ٤٧٦).
ج) خط سغدى. يكى از خطوطى است كه تركان اويغور به كار مىبردهاند (ارگين، ص ٢٦٤؛ جعفراوغلو، ج ١، ص ١٦٢؛ بانارلى، ج ١، ص ٧٥). اين الفبا را تركان نخستينبار در كتيبه قره بَلاساغون به كار بردهاند (توپارلى و همكاران، ص ٣٥؛ جعفراوغلو، ج ١، ص ١٦٤). ابتدا تصور مىشد اين كتيبه به خط اويغورى است، اما مولر خط آن را سغدى شناسايى كرد (رجوع کنید به جعفراوغلو، همانجا). اين خط داراى ٢٢ حرف است (توپارلى و همكاران، همانجا؛ جعفراوغلو، ج ١، ص ١٦٩). حروف الفباى سغدى تاحدودى مشابه الفباى اويغورى است. ابننديم، نخستين كسى است كه درباره الفباى سغدى مطالبى آورده است (رجوع کنید به ص٢٠؛ نيز رجوع کنید به جعفراوغلو، ج ١، ص ١٦٤، ١٦٦؛ نيز رجوع کنید به سغدى*، زبان؛ نيز رجوع کنید به بخش ٣).
د) خط مانوى. يكى ديگر از خطوطى كه تركان اويغور از آن بهره جستهاند خط مانوى است (تزجان، ص ٤٢؛ ارگين، ص ٢٦٤؛ شمشير، ص ٢؛ جعفراوغلو، ج ١، ص ١٦٢). اين خط را، آن دسته از تركان كه به آيين مانوى گرويده بودند، در روزگار قاغانبوگو(١٤٢ـ١٦٣) به كار گرفتند و تا قرن سوم از آن استفاده كردند (د. ا. د. ترك، ج ١١، ص ٤٦؛ بانارلى، ج ١، ص ٧٥). خط مانوى برگرفته از خط استرانجلوى سريانى بود كه مرحله گذار الفباى غيرمتصل آرامى به الفباى متصل سريانى محسوب مىشود (د. ا. د. ترك، همانجا؛ جعفراوغلو، ج ١، ص ١٨٧). خط مانوى كمتر از خط اورخون و بيشتر از خط اويغورى با كتابت تركى سازگارى دارد (د. ا. د. ترك، همانجا؛ جعفراوغلو، ج ١، ص ١٨٨). در خط مانوى نيز مانند خط اويغورى براى جفت واكههاى a و e، ı وi ، o و u ، u وo (د.ا. ترك، ج ١٢، بخش ٢، ص ٤٧٧) و جفت همخوانهاىb و p،kوg ، sو ş نشانههاى واحدى وجود دارد.
در اين خط نيز، مانند خط اويغورى وقتى واكههاىu , o در آغاز كلمهاى قرار گيرند، با نشانه مانوى همخوانهاى حروف «الف» و «واو» نيز ]يعنى به صورت «او»[ نمايش داده مىشود. واكههاى تصوير ö و ü در آغاز كلمه به صورت «الف» + «واو» + «يود» (نام حرف «ى» در الفباى مانوى رجوع کنید به ٦) و در هجاى اول كلمات نيز با «واو + يود» نوشته مىشوند تا از u , oبازشناخته شوند. واكههاى ı و i اول واژهها نيز با « e (عِ)+ يود» نشان داده مىشوند (د. ا. د. ترك، همانجا؛ جعفراوغلو، ج ١، ص ١٨٧)، اما در ميان واژهها با «يود» نوشته مىشوند. خط سُغدى نيز مانند خط اويغورى از راست به چپ نوشته مىشود. متنهاى تركى كه با الفباى مانوى نوشته شدهاند به لهجه «آرغو»ى تركى هستند. بعضى از متنهاى تركى به خط مانوى در ١٣١٥ش/ ١٩٣٦ به خط كنونى تركيه بازگردانده شدهاند (د.ا. د. ترك،همانجا).
ه ) خط براهمى. يكى ديگر از خطوطى كه تركى با آن نوشته شده، خط براهمى هند است (رجوع کنید به بخش ٤) كه در دوره اِمارت (خانىِ) قوچا اويغور به كار برده شد (تزجان، ص ٤٢؛ ارگين، ص ٢٦٤؛ شمشير، ص ٣؛ جعفراوغلو، ج ١، ص ١٦٢). خط براهمى ــكه در نوشتن سنسكريت در سرزمين هند به كار مىرفت ــ همراه با آيين بودايى به آسياى ميانه راه يافت. تركان بودايى مذهب، اين خط را با اعمال تغييراتى براى نوشتن تركى به كار بردند. خط براهمى كه از چپ به راست نوشته مىشود، خطى هجايى است (شمشير؛ د. ا. د. ترك، همانجاها). اين خط در قرنهاى چهارم و پنجم، فقط در تورفان* و حوالى آن كاربرد داشته است (د. ا. د. ترك، همانجا) و چون براى ياد گرفتن و ياد دادن آسان نبوده، در ميان تركان قديم رواج نداشته است (شمشير، همانجا). گرچه متنهاى تركى نوشته شده به اين خط بسيار معدودند، اما براى زبانشناسان اهميت فوقالعادهاى دارند (تزجان، همانجا).
و) خط نسطورى ـ سريانى. معدودى از تركان ايغور، از الفباى سريانى براى نوشتن تركى بهره جستهاند (تزجان؛ ارگين؛ جعفراوغلو، همانجاها). تركهايى كه در ناحيه سِمِريه چيه (يدى سو) در تركستان زندگى مىكردند و تركان اونگوت ساكن مغولستان كه همگى به آيين مسيح گرويده بودند، از اين خط استفاده مىكردند. پارهاى از سنگقبرهاى آنان كه از قرنهاى ششم و هفتم بر جامانده به تركى و با خط نسطورى ـ سريانى است (شمشير؛ د. ا. د. ترك، همانجاها). خط سريانى از راست به چپ نوشته مىشود و داراى ٢٢ همخوان است (د. ا. د. ترك، همانجا؛ نيز رجوع کنید به بخش ٢).
ز) خط چينى. الفباى چينى را در واقع تركان براى نوشتن تركى به كار نبردهاند (تزجان، همانجا)، اما بيگانگان براى ضبط صحيح واژههاى تركى از زبانهاى ديگر استفاده كردهاند كه يكى از قديمترين آنها خط چينى است (رجوع کنید به شمشير، همانجا). به كار بردن اين خط به سبب آن بوده است كه چينيها نخستين قوم متمدن بودند كه تركها در زندگى استقرار يافته خود با آنها مناسباتى داشتند. تاريخنگاران چينى، به سبب ارتباطى كه با تركها داشتند، اسامى اشخاص، اماكن يا عناوينى را كه به تركى بود، به خط خود ضبط مىكردند و امروز كلمات بسيارى از اينگونه در دست است (تزجان، همانجا؛ د. ا. د. ترك، ج ١١، ص ٤٦ـ ٤٧). در مكاتبات ميان حكومت چين و حكومت هونها از خط چينى استفاده شده است (بانارلى، ج ١، ص ٧٤).
ح) خط پچنگ. اين خط در واقع نوعى از خط اورخون ينى سئى است و از راست به چپ نوشته مىشود. در ناحيه نادى سنت ميكولوش مجارستان ظرفهايى از قرنهاى سوم و چهارم به دست آمده كه از قديم به دفينه آتيلا شهرت داشته است. بر روى اين ظروف، نوشتههايى به خط پچنگ حك شده است (د.ا. د. ترك، ج ١١، ص ٤٧).
ط ) خط تبّتى. اين خط را در فاصله قرنهاى اول تا چهارم، برخى اقوام ترك به كار بردهاند (شمشير، همانجا؛ جعفراوغلو، ج ١، ص ١٦٢). در اين خط كه براساس خط براهمى است، هر و نشانه بيانگر يك هجاست. اين خط داراى ٣٥ هجا ]ىبسيط [١٠٥ هجاى مركّب است. از چپ به راست نوشته مىشود و صرفآ در متون مذهبى بودايى به كار رفته است (د.ا.د.ترك، همانجا).
ى) خط پاسّه ـ پا. يكى از خطهاى مورد استفاده تركان بوده كه از خط تبتى منشعب شده است (شمشير، همانجا). اين خط به نام وضعكنندهاش لاما (روحانى) پاسّه ـ پاى تبتى، به اين نام خوانده شده است. وى به دعوت قوبيلاى قاآن به دربار او رفت و اين خط را ــكه داراى حروفى چهارگوش است ــ براى زبان مغولى ابداع كرد. اين خط جانشين خط اويغورى شد كه تا آن موقع براى نوشتن مغولى به كار برده مىشد. خط پاسّه ـ پا داراى ٤٤ علامت هجايى است و از بالا به پايين و از چپ به راست نوشته مىشود. اين خط در فاصله سالهاى ٦٧١ تا٧١٠ در دستگاه ديوانى مغول به كار مىرفت و متون بسيار اندكى با اين الفبا برجا مانده است (د. ا. د. ترك، همانجا؛ فريدريش، ص ١٦٥، ١٨١).
ك) خط عربى. پس از اسلام آوردن تركان، يعنى از قرن چهارم، در صحنه پهناورى از قلمرو حكومتهاى ترك مسلمان خط عربى رواج يافت (شمشير، همانجا). زمانى كه تركها با خط عربى آشنا شدند، خطشان اويغورى بود (رجوع کنید به ارگين، ص ٢٦٤ـ ٢٦٨). در مرحله گذار از خط اويغورى به عربى مدتى هر دو خط در قلمرو تركان به كار مىرفت و گاهى در يك نوشته سطرى به اويغورى نوشته مىشد و همان سطر با خط عربى در زير آن تحرير مىشد (همان، ص ٢٦٨). خط عربى داراى ٢٨ حرف بود، اما در طول هزار سالى كه آن را به عنوان خط اسلامى به كار گرفتند (بانارلى، ج ١، ص ١٣٥؛ ارجيلاسون، ١٩٩٣، ص x)، از تعداد حروف آن به ٣١ رسيد (بولوچ، ص ٤٧). اين خط راست به چپ نوشته مىشد و در سراسر سرزمينهاى ترك زبان گسترده بود و به انواع گويشهاى تركى، با اين الفبا، آثار و كتيبههاى بسيارى به وجود آمد. خط كتابى رايج در دوره عثمانى عمومآ خط كتابى نَسْخ* و خط تحريرى رِقْعه* بود (ارگين، در همانجا). امروزه، بسيارى از مردمان ترك ]و تركزبان[ عراق و ايران و تركمنها تركى را با الفباى عربى مىنويسند (ارجيلاسون، ١٩٩٣؛ د. ا. د. ترك، همانجاها). آثار ماندگار و باارزش تاريخى بسيارى با اين خط و به زبان تركى، تأليف شدهاست. در تركيه و ديگر نواحى جهان اسلام، در كتابخانههاى عمومى و كتابخانههاى خصوصى، ميليونها نسخه از آثار تركى مكتوب به خط عربى موجود است. نخستين كسانى كه تركى را به اين خط نوشتند ايلكخانيان (قراخانيان) بودند كه اسلام آورده بودند و از اواسط قرن چهارم، تحرير تركى به اين خط را آغاز كردند. محمود كاشغرى در فاصله سالهاى ٤٦٥ـ٤٦٧ كتاب ديوان لغاتالترك* را ــكه واژهنامهاى تركى ــ عربى طبق قواعد زبان عربى است ــ به گويش تركى قراخانى تأليف كرد. از نخستين كتابهايى كه در آناطولى (آسياى صغير) به گويش اغوزى نوشته شده، كتابى است به نام بهجةالحدائق فى موعظةالخلايق كه در ٧٠٣ استنساخ شده و امروزه در بخش كتابهاى خطى و چاپى قديمى كتابخانه بورسه، به شماره ثبت ٥، نگهدارى مىشود. در اين اثر، كلمات تركى به قاعده عربى نوشته شدهاند (د. ا. د. ترك، همانجا).
علاوه بر تركى شرقى و گويش اغوزى آناطولى، يكى از گويشهاى ديگرى كه به الفباى عربى نوشته شده است، گويش تركى ]ناحيه[ وُلگا ـ بلغار است. تركان بلغار كه از اواخر قرن اول تا اواسط قرن هشتم در ناحيه ]ساحل رود[ ولگا حكومت مىكردند، اسلام آورده بودند و با خط عربى مىنوشتند (همانجا). علاوه بر اين، در نواحى چوواش، تاتار و باشقير روسيه تا نيمه دوم قرن هشتم، از الفباى عربى استفاده مىكردند (همانجا). غير از تركان صارى اويغور، آلتايى، تووا، خاكاس، ياكوت، چوواش، گاگاوز/ گاگوز/ غاغاوز و قرائيم كه در محدوده اتحاد جماهير شوروى سابق و دور از جهان اسلام مانده بودند، تمام تركان از قرن چهارم تا دهه ١٣٠٠ش خط تركى برگرفته از عربى را به كار مىبردند (ارجيلاسون، ١٩٩٣، همانجا). خط تركى برگرفته از عربى، امروزه در تركستان شرقى (چين) خط رسمى تركهاى اويغور و قزاق است (همانجا).
ل) خط ارمنى. در قرنهاى دهم و يازدهم، ارمنيان كريمه، اوكراين و لهستان، به گويش قپچاقى كه آن را به الفباى ارمنى مىنوشتند، آثارى پديد آوردند (تزجان، ص ٤٣). علاوه بر آن ارمنيان دوره عثمانى و جمهورى تركيه نيز در نوشتن تركى، خط ارمنى را به كار مىبردند (د. ا. د. ترك، ج ١١، ص ٤٧ـ٤٨).
م) خط عبرى. از ميان اقوام ترك، كليميان قرائيم، زبان خود ]تركى[ را به الفباى عبرى مىنوشتند. تركان قرائيم مقيم ليتوانى و لهستان، و آنهايى كه تا جنگ جهانى دوم (١٩٣٩ـ١٩٤٥) در كريمه مىزيستند، آثار دينى خود را با حروف عبرى نوشتهاند (همان، ج ١١، ص ٤٨).
ن) خط يونانى. در قرن ششم ميلادى، براى تبليغ مسيحيت در ميان اقوام ترك حوالى خزر، عهد جديد، كه به تركى برگردانيده شده بود، به الفباى يونانى نوشته شد (بانارلى، ج١، ص٧٤). يكىاز قديمترين نمونههاى متون تركى نوشته شده به الفباى يونانى متعلق به قرن دهم است. در قرنهاى دوازدهم و سيزدهم، يونانيان ]مسيحيان ارتدوكس ترك زبان [از اين الفبا استفاده كردهاند (د.ا.د.ترك، همانجا؛ ارگين، ص ٢٦٤؛ تزجان، همانجا). نخستين اثر چاپى با اين الفبا، كتاب مذهبى گلزار امام مسيحى است كه در ١١٣١ در استانبول چاپ شدهاست. علاوه بر آن، تا اواخر قرن سيزدهم نيز نشرياتى مانند گازِتاى آناطولى با اين الفبا چاپ مىشد (د. ا. د. ترك، همانجا). در ١٣١٤ش/١٩٣٥، متأخرترين كتاب به تركى قرهمانى در قبرس با ]اين الفبا به چاپ رسيده است (تزجان، همانجا).
س) خط لاتين. اين خط نخستينبار در اوايل قرن هشتم، به كوشش مبلّغان مذهبى مسيحى و بازرگانان در تحرير نسخه خطى تركى كودكْس كومانيكوس، كه اثرى تاريخى در تاريخ زبان تركى است، به كار برده شد (همانجا). تركى به كار رفته در متون اين نسخه، گويش قپچاقى وابسته به زبان تركى رايج در آسياى ميانه در قرن هشتم است (بانارلى، ج ١، ص ٣٥٩). كودكس كومانيكوس، در كتابخانه سن مارك ونيز نگهدارى مىشود و اروپاييان بارها درباره آن تحقيق كردهاند (رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٣٥٩ـ ٣٦٠). بيگانگانى كه اين اثر را پديد آوردهاند، براى نخستينبار، تركى را به حروف لاتين گوتيك و يونانى نوشتهاند (تزجان، همانجا). خط امروزى تركى كه در ١٣٠٧ش/ ١٩٢٨ به دستور آتاتورك به عنوان خط رسمى تركيه كنونى تعيين شد، براساس حروف لاتين وضع شده و متشكل از ٢٩ حرف است كه ٨ حرف بيانگر واكهها و ٢١ حرف بيانگر همخوانهاى تركى است. در اين الفبا حرفى وجود ندارد كه نوشته شود و خوانده نشود (ارگين، ص ٢٨٩؛ تيمورتاش، ص ٩٥؛ براى حروف الفباى تركى و ويژگيهاى آن رجوع کنید به همان، ص ٩٨؛ >علوم كاربردى زبان و نگارش تركى<، ص ٧٧).
خط لاتين تركى با خط ساير زبانهايى كه با خط لاتين نوشته مىشوند تفاوتهايى دارد. براى مثال واجهاى q، w، xدر الفباى تركى وجود ندارد، يا حرفهاى تركى ö، ü و çدر برخى از زبانهاى غربى وجود ندارند (تيمورتاش؛ >علوم كاربردى زبان و نگارش تركى<، همانجاها).
ع) خط سيريلى. اين خط بيشتر نزد تركان ساكن روسيه و آسياى ميانه كاربرد دارد (ارجيلاسون، ١٩٩٣، ص X). در گويشها و زبانهاى غير از تركى تركيه و عثمانى، پس از خط عربى، خط سيريلى بيشترين كاربرد را داشته است (د. ا. د. ترك، ج ١١، ص ٤٩). نخستين زبان تركى كه به خط سيريلى نوشته شده زبان چوواشى است. در اوايل قرن دوازدهم، مبلّغان روسى كه براى تبليغ آيين مسيح به سراغ قوم چوواش مقيم ناحيه وُلگا ـ كاما (يعنى اخلاف تركهاى سابق بلغار) رفته بودند، براى نخستينبار زبان چوواشى را به خط سيريلى نوشتند. در نخستين دستور زبان چوواشى، كه فرهنگستان (آكادمى) علوم روسيه در ١١٨٣/١٧٦٩ منتشر كرده، خط سيريلى چوواشى از ٣٥ حرف تشكيل يافته است. دومين زبان از خانواده تركى كه با الفباى سيريلى نوشته شده، تركى ياكوت (ساها/ سها) است. نخستين الفباى اين زبان در ١٢٣٤/١٨١٩ وضع شده است.
تاريخ آغاز تحرير ساير زبانهاى تركى با خط سيريلى به اين قرار است: تركى قرهچاى ـ بالكار ١٣١٥ش/ ١٩٣٦؛ تركى قمق١٣١٧ش/ ١٩٣٨؛ تركى نوغاى ١٣١٧ش/ ١٩٣٨؛ تركى تاتارى كريمه ١٣١٧ش /١٩٣٨؛ تركى تاتارى ١٣١٨ش/ ١٩٣٩؛ تركى آذرى (آذربايجانى) ١٣١٨ش/ ١٩٣٩؛ تركى باشقير ١٣١٩ش/١٩٤٠؛ تركى قرقيزى ١٣١٩ش/١٩٤٠؛ تركمنى ١٣١٩ش /١٩٤٠؛ تركى ازبكى ١٣١٩ش/١٩٤٠؛ تركى قرهقالپاق ١٣١٩ش/ ١٩٤٠؛ تركى تووا ١٣٢٢ش/ ١٩٤٣؛ تركى اويغورى ١٣٢٦ش / ١٩٤٧؛ تركى خاكاس ١٣٢٨ش/ ١٩٤٩؛ تركى قزاقى ١٣٢٨ش/ ١٩٤٩؛ تركى گاگاوز ١٣٣٦ش/ ١٩٥٧ (رجوع کنید به د.ا.د.ترك، همانجا؛ ارجيلاسون، ١٩٩٣، ص Xl-X).
تركها در طول تاريخ پنج خط يا الفباى مهم داشتهاند كه عبارتاند از: ١) الفباى گوك ترك (اورخون: تركى باستان) كه نخستين الفباى تركها و الفباى ملى آنها بودهاست. ٢) الفباى تركى اويغورى (ساراى، ص٨٠). ٣) الفباى عربى كه از قرن چهارم تا روزگار ما به كار مىرفته است. ٤) خطوط برگرفته از سيريلى، كه در اتحاد جماهير شوروى سابق و روسيه امروز، در ميان تركان مقيم روسيه، قفقاز و آسياى ميانه رواج دارند. ٥) خط تركيه امروزى، كه برگرفته از الفباى لاتين است و از ١٣٠٧ش/ ١٩٢٨ الفباى تركيه شده است. از اين خط، تركهاى قبرس، تراكيه غربى (در يونان) و بعضى از تركان بالكان، قفقاز و آسياى ميانه نيز استفاده مىكنند. امروزه تركان، سه الفباى لاتين، عربى و سيريلى را به كار مىبرند (ارجيلاسون، ١٩٩٣، ص X).
منابع :
(١) ابننديم (تهران)؛
(٢) يوهانس فريدريش، تاريخ خطهاى جهان و سير تحولات آنها از آغاز تا امروز، ترجمه فيروز رفاهى، تهران ١٣٦٨ش؛
(٣) Nihad Sami Banarli, Resimli Turk edebiyati tarihi, Istanbul ١٩٨٧.
(٤) Sadettin Buluc, "Osmanlilar devrinde alfabe tart ismalari", in Harf devrimi'nin ٥٠. yili sempozyumu'ndan ayri basim, Ankara: Turk Tarih Kurumu Yayinlari, ١٩٨١.
(٥) Ahmet Caferoglu,Turk dili tarihi, Istanbul ٢٠٠١.
(٦) Ahmet Bican Ercilasun,Bugunku Turk alfabeleri , [Ankara] ١٩٧٧.
(٧) idem,Orneklerle bugunkuTurk alfabeleri Ankara ١٩٩٣.
(٨) idem, Turk dili tarihi, Ankara ٢٠٠٤.
(٩) Muharrem Ergin, "Turklerde yazi ve alfabeler", in Turkdunyasi el kitabi, vol. ٢, Ankara: Turk Kulturunu Arastirma Enstitusu, ١٩٩٢.
(١٠) IA, s.v. "Turkler. II: dil" (by Nuri Yuce).
(١١) Mehmet Saray, Gaspirali Ismail Bey'den Ataturk'e Turk dunyasinda dil ve kultur birligi, Istanbul ١٩٩٣.
(١٢) Bilal N.Simsir, Turk yazi devrimi, Ankara ١٩٩٢.
(١٣) Talat Tekin, Orhon yazitlari, Ankara ١٩٨٨.
(١٤) Semih Tezcan, "Turklerde yazi kulturunun baslangici ve gelisimi", in Harf devrimi'nin ٥٠. yili sempozyumu'ndan ayri baslm, ibid.
(١٥) Faruk K. Timurtas, Tarih icinde Turk edebiyati, Ankara ٢٠٠٥.
(١٦) Recep Toparli, Turan Karakas, and Hanifi Vural, Turk dili, sivas: Seyran Yayinlari, [n.d.].
(١٧) TA, s.v. "Alfabe: alfabe ve sosyoloji".
(١٨) Turk dili ve edebiyati ansiklopedisi, Istanbul: Dergah Yayinlari, ١٩٧٦-١٩٩٨, s.vv. "orhun ve yenisey kitabeleri", (by Tuncer Gulensoy), "Uygurlar" (by Mustafa Kutlu and MehmetEmin Agar).
(١٩) TDVIA, s.v. "Elifba: Turkce'nin yazildigi alfabeler" (by Mustafa S. Kacalin).
(٢٠) Uygulamali Turk dili vekompozisyon bilgileri, by Yakup Karasoy and et al., ed. Yakup Karasoy, Ankara: Akcag, ٢٠٠٧.
/ على تميزال/