دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٩٢٠
بَرْدُالْعَجوز (بَرْدِعَجوز/اَیّامُالْعَجوز/اَیّامُالشَّهلة) ، نام چندروز متوالی ـ اغلب هفت یا پنج روز ـ در اواخر زمستان که معمولاً هوا بسیار سرد و متغیر و با باد همراه است . این روزها، که در ایران و کشورهای حوزة شرقی و جنوبی دریای میانه (مدیترانه ) معروف است ، پس از زمهریر می آید (صفی پوری ، ذیل «عجز») و به آن «سرمای پیرزن » نیز می گویند (ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، ص ٢٦٣). کوشیار گیلانی * در زیج جامع می گوید: «ایام العجوز هفت روز باشد، اولش بیست و ششم از شُباط بود.» (مقالة اول ، فصل اول ، باب ششم ، گ ٦ پ )؛ و چون شباط در سالهای غیر کبیسه ٢٨ روز و در سالهای کبیسه ٢٩ روز است ، این ایام در سالهای غیر کبیسه سه روز آخر شباط و چهار روز اول آذار و در سالهای کبیسه ، چهار روز آخر شباط و سه روز اول آذار است (ابوریحان بیرونی ، ١٣٢١ ش ، ص ٢٩٦).
هر کدام از این روزها نزد عربها نامی دارد که عبارت است از: ١)صِنّ، سرما در آن شدت دارد؛ ٢)صِنَّبْر ( باد سرد ) ؛ ٣) وَبْر، آثار این ایام را از میان می برد؛ ٤) آمِر ( فرمان دهنده ) ، مردم را به ترس از خود امر می کند؛ ٥)مُرجوع کنید به تَمِر ( مشورت کننده ) ، دربارة اذیت مردم مشاوره می کند؛ ٦) مُعَلِّل ( دلیل آورنده ) ، مردم را می فریبد که اندکی از سرمای خود کاسته است ؛ ٧) مُطْفِی ءُالْجَمْر ( خاموش کنندة آتش ) ، سرمای آن از روزهای دیگر سخت تر است و به آن «مُکْفِی ءُ الْقِدْر» (خاموش کنندة ( آتش زیر ) دیگ ) هم می گویند؛ گاهی نیز روز ششم را «شَیبان » و روز هفتم را «مِلحان » می نامند (همان ، ص ٢٩٦ـ٢٩٧). میدانی (ص ٤٦٢) «مُکْفِی ءُ الظَّعْن » را به جای معلّل به کار برده ، اما عده ای آن را به این ایام افزوده اند (لین به نقل از ابوالغوث ، ذیل «عجز»)؛ برخی نیز شمار این روزها را به پنج کاهش داده اند (فراء، ص ٤٥ به نقل از ابن کُناسه ؛ ابن قتیبه ، ص ١١٩؛ لین به نقل از ابن کُناسه ، همانجا؛ زین الدین رازی ، ذیل «عجز») که در این صورت روزهای آمر و مرجوع کنید به تمر و معلّل حذف می شوند.
به نوشتة ابوریحان بیرونی (١٣٢١ ش ، ص ٢٩٩) برخی از اعراب برای پنجة دزدیده ( خمسة مسترقه ) میان آبان و آذرماه ، نامهایی چون اسامی ایام العجوز دارند. برخی نیز معتقدند که نام این روزها ایّام الْعَجُز (فرصت ، ص ٤٤٣، حاشیه : بردالْعَجُز) است ، یعنی روزهای پایانی ، زیرا در اواخر زمستان اند (ابوریحان بیرونی ، ١٣٢١ ش ، ص ٢٩٩؛ همو، ١٣٦٢ ش ، ص ٢٦٣؛ مرتضی زبیدی ، ذیل «عجز»).
به عقیدة عربها، هرگاه ستارة «صَرْفه » همزمان با طلوع خورشید غروب کند، باد و باران و سرما پدید می آید، ازینرو می گویند که این ایام در «نوءِ صرفه » ( رجوع کنید به انواء * ) است (ابن قتیبه ، ص ٦٠، ١١٩؛ مسعودی ، ج ٢، ص ٣٤١). اما علت دگرگون شدن هوا در این ایام آن است که خورشید در تربیع است یعنی تا نقطة اوج خود نود درجه فاصله دارد، و چون نقطة اوج خورشید ثابت نیست و حرکت بسیار کندی دارد، هنگام تربیع نیز در مدت زمانهای طولانی جابجا می شود. گنابادی (باب پانزدهم ، ص ١٢١) این نکته را از قول کندی و عبداللّه بن علی حاسب نقل کرده و گفته است که انطباق روزهای مذکور با ایام العجوز هنگامی درست است که اوج آفتاب در اواخر جوزا * ثابت باشد. عبداللّه بن علی حاسب ، معروف به عبداللّه قلم ، نیز با توجه به حرکت اوج خورشید، میزان جابجایی روزهای مزبور را نسبت به زمان بطلمیوس تعیین کرده و ازینرو روزهای بردالعجوزِ جدید «عجوزِ عبداللّه قلم » نامیده شده است (ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، ص ٢٦٣ـ٢٦٤).
ابوالفتوح رازی (ج ٥، ص ٣٨٦) و طبرسی (ج ١٠، ص ٥١٦) به نقل از وَهْب بن مُنَبَّه ، ایامی را که ، بنابر قرآن کریم ، قوم عاد در آن هلاک شدند، بر همین ایام تطبیق داده اند: «سَخَّرَهَا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیالٍ وَ ثَمانِیَةَ اَیّامٍ حُسُوماً ...» (خداوند آن تندباد را هفت شب و هشت روز بر آنان مسلط کرد ...؛ حاقه : ٧؛ نیز «اَیّامٍ نَحِساتٍ» در فصّلت : ١٦ و «یَوْمِ نَحْسٍ» در قمر: ١٩)؛ و تسمیة آن به روایت کتب تاریخی (میرخواند، ج ١، ص ٧٥ـ٧٦؛ حمداللّه مستوفی ، ص ٢٦ـ٢٧؛ خواندمیر، ج ١، ص ٣٤) این است که در این ایام ، هفت شب و هشت روز بادی سخت وزید و خداوند به دعای هود پیامبر، قوم عاد را هلاک کرد، اما پیرزنی در زیرزمین خانه ای پنهان شده بر آنان مویه می کرد (ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، ص ٢٦٣)، روز هشتم پیرزن نیز از میان رفت (میرخواند، ج ١، ص ٧٦).
در فرهنگ عامه ، این اصطلاح تقریباً همیشه به افسانه ای اشاره می کند که پیرزنی نقش اصلی آن را دارد. به نوشتة منابع عربی ، پیرزنی پیشگو قوم خود را از وقوع سرمایی شدید در پایان زمستان ، که موجب هلاک گوسفندان می شد، آگاه کرد (جواد علی ، ج ٤، ص ٦٢٧) اما آنان ، بی اعتنا، به پشم چینی پرداختند و با سرد شدن هوا، گوسفندان هلاک شدند، ازینرو این ایام را بردالعجوز می خوانند (قزوینی ، ص ١١٧ـ ١١٨؛
حریری ، ص ٢٥١، پانویس ١٣). به روایتی دیگر، پسران پیرزن بیوه ای که قصد ازدواج داشت ، به شرطی به این امر راضی می شدند که او هشت شب را بیرون از خانه سپری کند، و چون پیرزن در شب هفتم درگذشت ، این روزهای سرد را به او نسبت می دهند (جواد علی ، همانجا). همچنین می گویند که میش پیرزنی باردار نشده بود ـ و چون میشها معمولاً در سرما باردار می شوند ـ نزد پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم رفت ، و به دعای آن حضرت ، سرمای رفته بازگشت و میش او آبستن شد، ازینرو این سرما را بردالعجوز می نامند (دهخدا، ذیل «برد»).
ابوریحان بیرونی در ضمن فهرست آثار خود رساله هایی را نیز که بزرگانِ معاصرش به نام وی ( ابوریحان ) نوشته اند، برشمرده که از جملة آنها رسالة سببَ بردِایّام العجوز ، تألیف ابوسهل مسیحی است (١٣٦٦ ش ، ص ٤١؛
اَذکائی ، ص ٦٣).
اصطلاح بردالعجوز در برخی متون ادبی فارسی برای وصف سرمای سخت به کار رفته است ، از جمله در اشعار نظامی گنجوی (ج ٢، بخش ٢، ص ١٩٦، بیت ٤، ج ٣، بخش ٢، ص ٢١، بیت ١) و مولوی (دفتر ششم ، بیت ١١٣٢) به همین صورت ؛
و در گلستان سعدی (ص ١٠١) به صورت «برد عجوز».
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) ابن قتیبه ، کتاب الانواء ، حیدرآباد دکن ١٣٧٥/١٩٥٦؛
(٣) ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم ، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢، ج ٤، ص ٤١٣؛
(٤) ابن منظور، لسان العرب ، بیروت ( تاریخ مقدمه ١٣٠٠ ) ، ذیل «عجز»؛
(٥) حسین بن علی ابوالفتوح رازی ، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ، قم ١٤٠٤؛
(٦) محمدبن احمد ابوریحان بیرونی ، ترجمة آثار الباقیه ابوریحان بیرونی ، به قلم اکبر دانا سرشت ، تهران ١٣٢١ ش ؛
(٧) همو، التفهیم لاوائل صناعة التنجیم ، چاپ جلال الدین همایی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٨) همو، فهرست کتابهای رازی و نامهای کتابهای بیرونی ، تصحیح و ترجمه و تعلیق مهدی محقق ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٩) پرویز اذکائی ، کارنامه ی بیرونی : کتابشناسی و فهرست آثار ، تهران ١٣٥٢ ش ؛
(١٠) فریدون جنیدی ، زروان : سنجش زمان در ایران باستان ، تهران ١٣٥٨ ش ، ص ٤٧؛
(١١) قاسم بن علی حریری ، مقامات الحریری ، ( قاهره ١٣٢٦ ) ؛
(١٢) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، تاریخ گزیده ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٣) غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر، تاریخ حبیب السیر ، چاپ محمد دبیر سیاقی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٤) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ ش ـ ، ذیل «عجوز، ایام »؛
(١٥) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیر نظر محمد معین ، تهران ١٣٢٥ـ١٣٦١ ش ؛
(١٦) محمدبن ابی بکر زین الدین رازی ، مختار الصحاح ، بیروت ١٩٨٨؛
(١٧) مصلح بن عبدالله سعدی ، گلستان سعدی ، چاپ غلامحسین یوسفی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١٨) محمد پادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج : فرهنگ جامع فارسی ، چاپ محمد دبیر سیاقی ، تهران ١٣٦٣ ش ، ذیل «برد عجوز»؛
(١٩) سعید شرتونی ، اقرب الموارد فی فصح العربیة و الشواردِ ، قم ١٤٠٣، ذیل «عجز»؛
(٢٠) عبدالرحیم صفی پوری ، منتهی الارب فی لغة العرب ، چاپ سنگی تهران ١٢٩٧ـ ١٢٩٨، چاپ افست تهران ١٣٧٧؛
(٢١) فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢٢) جواد علی ، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام ، بیروت ١٩٧٦ـ ١٩٧٨؛
(٢٣) یحیی بن زیاد فراء، الایام و اللیالی و الشهور ، چاپ ابراهیم ابیاری ، قاهره ١٩٥٦؛
(٢٤) محمد نصیربن جعفر فرصت ، آثارالعجم : در تاریخ و جغرافیای مشروح بلاد و اماکن فارس ، چاپ علی دهباشی ، چاپ افست تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٥) زکریابن محمد قزوینی ، عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات ، چاپ فاروق سعد، بیروت ١٩٧٨؛
کوشیاربن لبان کوشیار گیلانی ، زیج جامع ، نسخة خطی ترجمة فارسی مقالة اول زیج جامع ، ترجمة محمدبن عمر
(٢٦) منجم تبریزی ، نسخة خطی کتابخانة دانشگاه لیدن ، ش ١٠٥٦؛
(٢٧) مظفربن محمد قاسم گنابادی ، شرح بیست باب ملا مظفر (دربارة رسالة بیست باب در معرفت تقویم اثر ملاعبدالعلی بیرجندی )، ( بی جا ) ١٢٧٦؛
(٢٨) محمدبن محمد مرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهر القاموس ، چاپ عبدالستار احمد فراج ... ( و دیگران ) ، کویت ١٣٨٥ـ١٤٠٦/ ١٩٦٥ـ١٩٨٦؛
(٢٩) علی بن حسین مسعودی ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، چاپ شارل پلاّ ، بیروت ١٩٦٥ـ١٩٧٩؛
(٣٠) ابوالفضل مصفّی '، فرهنگ اصطلاحات نجومی ، تهران ١٣٦٦ ش ، ذیل «ایام عجوز»؛
(٣١) جلال الدین محمدبن محمد مولوی ، مثنوی معنوی ، تصحیح رینولد ا. نیکلسون ، چاپ نصرالله پورجوادی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣٢) احمدبن محمد میدانی ، السامی فی الاسامی ، عکس نسخة مکتوب به سال ٦٠١ هجری قمری محفوظ در کتابخانة ابراهیم پاشا ـ ترکیه ، تهران ١٣٤٥ ش ؛
(٣٣) محمدبن خاوند شاه میرخواند، تاریخ روضة الصفا ، تهران ١٣٣٨ـ١٣٣٩ ش ؛
(٣٤) الیاس بن یوسف نظامی ، سبعة حکیم نظامی ، چاپ وحید دستگردی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣٥) محمد جعفر یاحقی ، فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی ، تهران ١٣٦٩ ش ، ذیل «برد عجوز»؛
(٣٦) عبدالحمید یونس ، معجم الفولکلور ، بیروت ١٩٨٣، ذیل «العجوز»؛
(٣٧) EI, s.v . "Ayya ¦ m al-`Adju ¦ z" (by P. Galand - Pernet);
(٣٨) Edward William Lane, An Arabic - English lexicon, Beirut ١٩٨٠;
(٣٩) TDVIA, s.v. "Berdد'l-Acu z "(by Abdدlkadiro zcan).
/ طاهره اسماعیل زاده /