دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٦٧٣
حاجیمراد ، از فرماندهان كوهنشینان قفقاز در جنگ با روسیه تزارى. او در حدود ١٢١٠/ اواخر دهه ١٧٩٠، در خونزاخ، مركز آوارها، در شمال داغستان به دنیا آمد. مادرش شغل دایگى داشت و چون با همسرش، كوچك محمد، اختلاف پیدا كرد، به خانه خانِ آوار پناهنده شد و مراد كودكى خود را با امیرزادگان آوار گذراند (د. ا. د. ترك، ذیل مادّه).
حاجیمراد در جوانى به نیروهاى غازى محمد (متوفى ١٢٤٨)، رهبر نهضت داغستان، پیوست و در جنگهاى وى با روسها شركت جست (همانجا)، اما در پى اختلاف میان باهوبیكه (همسرِ خانِ آوار) با غازى محمد، حاجیمراد به طرفدارى از خانواده خان برخاست و از مبارزه با روسها كناره گرفت. جانشین غازیمحمد، حمزه بیگ، در ١٩ ربیعالآخر ١٢٥٠ باهوبیكه و پسرانش را كشت (همانجا). به خونخواهى آنان، حاجیمراد و برادرش عثمان در مسجد خونزاخ، حمزهبیگ را كشتند. عثمان نیز به قتل رسید، اما حاجیمراد از مهلكه گریخت (محمدى، ص٢٨؛ مكلین، ص ٨٠؛ میرزاحسن افندى، ص ٢٠٠) و به احمدخان مختولى، از خانهاى آوار و متحد روسها، پیوست (>دایرةالمعارف بزرگ شوروى<، ج٢٨، ص ٤٤٦). اندكى بعد در ١٢٥٦، احمدخان مختولى وى را متهم كرد كه با شیخ شامل* داغستانى (متوفى ١٢٨٧)، جانشین حمزهبیگ، ارتباط دارد بنابراین او را دستگیر كرد و به مقرّ روسها در تَمِرخان شوره، در شمال داغستان فرستاد (میرزاحسن افندى، ص ٢٠٩؛ مكلین، ص ٨١). حاجیمراد در نزدیكى روستاى بسترو با دشوارى بسیار گریخت (د. ا. د. ترك، همانجا).
حاجیمراد در اوایل ١٢٥٧، براى همراهى با شیخ شامل در مبارزه با روسها، اعلامآمادگى كرد و در اندك زمانى از یاران نزدیك شامل گردید و در لشكركشى او به آوارستان شركت جست. در ١٢٥٩ كه سرزمین آوارها جزو قلمرو شامل گردید، او حاجیمراد را به عنوان نایب خود در میان آوارها برگزید(>دایرةالمعارف بزرگ شوروى<، همانجا؛ مكلین،ص ٨١ـ٨٢؛ د. ا. د. ترك، همانجا). از آن پس، این دو حدود ده سال همكارى نمودند. در ١٢٦٢ حاجیمراد در لشكركشى به كاباردها* (قبارطهها)، روسها را نزدیك رود تِرِك* شكست داد و تمرخان شوره را نیز تصرف كرد، اما در ١٢٦٤ در گِرگِبیل، روستاى كوچك كوهستانى در داغستان، از روسها شكست خورد. حمله دوباره او به تمرخان شوره در ١٢٦٥ و چچن سفلا در ١٢٦٦ موفق نبود، گرچه در همان سال توانست قلعه بابارانتكایا را در گرجستان شرقى تصرف كند (د. ا. د. ترك، همانجا). در ١٢٦٧، حاجى مراد لشكركشى ناموفقى نیز به طبرسران كرد (>دایرةالمعارف بزرگ شوروى<، همانجا). شكستهاى نظامى حاجیمراد در این سالها و نیز برخى اقدامات او، نظیر كشتنِ برادرِ شمخالِ بویناق (شاهولى) و اسیر كردنِ همسر شاهولى (سلطنت بیگدتى) و فرزندان كوچكش، سبب رنجیدگى شیخ شامل شد (میرزاحسن افندى، همانجا). شهرت حاجیمراد به عنوان شخص دوم نهضت نیز از دیگر اسباب نگرانى شیخ شامل بود (مكلین، ص ١٠٧). این تیرگى مناسبات با اقدام شامل در اعلام جانشینى پسر خود، غازى محمد، و خلع حاجیمراد از سمَت «نیابت امام» در میان آوارها و مصادره اموال او به اوج خود رسید و موجب جداشدن حاجیمراد از شامل شد (د.ا.د.ترك، همانجا؛ محمدى، ص ٤٠).
در محرّم ١٢٦٨، حاجیمراد به چچن گریخت و به روسها پناه برد. او را نزد وورونتسوف، نایبالسلطنه قفقاز در تفلیس، فرستادند. حاجیمراد كه خانوادهاش در گروزنى به اسارت شامل در آمده بودند و شایعه كوركردن پسرش را نیز شنیده بود، از روسها براى رویارویى با شامل درخواست سلاح كرد (د. ا. ترك، همانجا؛ مكلین، ص ١٠٧ـ١٠٨)، اما روسها كه به او اعتماد نداشتند، در برابر درخواستش وقتگذرانى كردند (مكلین، همانجا). حاجیمراد بهناچار پس از شش ماه گریخت، اما در ٤رجب ١٢٦٨ در مناطق كوهستانى اطراف تفلیس به دام روسها افتاد و همراه تنى چند از همراهانش كشته شد (مكلین، ص١٠٨ـ ١٠٩؛ محمدى، ص ٤١). احمدخان مختولى، دشمن دیرین او، سر وى را برید و به تفلیس فرستاد كه مدتى در بیمارستان نظامى این شهر به نمایش گذارده شد (مكلین، ص ١٠٩). آرامگاه او در روستاى تنقیت است (د. ا. د. ترك، همانجا).
درباره حاجیمراد ترانهها و افسانههاى عامیانه بسیارى در قفقاز رواج دارد. لئوتولستوى، كه همزمان با حضور وى در تفلیس در آن شهر بود، رُمانى به نام حاجیمراد، درباره آخرین روزهاى زندگى و مرگ وى، نوشته است (مكلین، ص١٠٧).
منابع :
(١) ذكراللّه محمدى، «شیخ شامل رهبر قیام مردم قفقاز علیه تزارها»، مجله مطالعات آسیاى مركزى و قفقاز، سال٢، ش٣ (زمستان ١٣٧٢)؛
(٢) فیتس روى مكلین، شیخشامل داغستانى، ترجمه و تلخیص كاوه بیات، تهران ١٣٧٠ش؛
(٣) میرزاحسن افندى، آثار داغستان، پطرزبورگ ١٣١٢؛
(٤) Great Soviet encyclopedia, New York ١٩٧٣-١٩٨٣;
(٥) TDVIA, s.v. "Haci Murad" (by Mustafa Budak).
/ افسانه منفرد /