دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٣٥٨
جامع الاسرار و منبع الانوار ، کتابی در عرفان به عربی ، تألیف سید رکن الدین حیدربن علی بن حیدر حسینی آملی ، عارف و مفسر شیعی قرن هشتم . این اثر را جامع الانوار، مجمع الاسرار و منبع الانوار، نیز نامیده اند ( رجوع کنید به آملی ، ١٣٥٣ ش ، ج ١، ص ٩؛ کحّاله ، ج ٤، ص ٩١؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٥، ص ٣٩، ٤٣). سیدحیدرِ آملی * در دوران کهولت و در نجف تألیف آن را تمام کرد ( رجوع کنید به آملی ، ١٣٦٨ ش ، ص ٥؛ همو، ١٣٥٣ ش ، ج ١، ص ٥٣٦)؛ بنابراین ، به نظر می رسد که احتمال نگارش آن در ٧٥٢ ( رجوع کنید به همو، ١٣٦٨ ش ، مقدمة کوربن ، ص سی و هفت )، در ٣٢ سالگیِ مؤلف ، اشتباه باشد. سید حیدر جامع الاسرار را پس از رسائلی همچون منتخب التأویل ، الارکان ، الامانة ، و التنزیه نگاشته است (همان ، ص ٣).
مؤلف در مقدمة جامع الاسرار (همانجا) انگیزة تألیف کتاب را درخواست جماعتی از برادران صالح و سالک ذکر کرده است مبنی بر اینکه وی کتاب جامعی مشتمل بر اسرار انبیا و اولیا و به ویژه اسرار توحید و اقسام و توابع و لوازم آن بنویسد و از حقایق ، دقایق ، نکته ها و رموز توحید پرده بردارد و بر اساس قاعدة موحدان و محققانِ اهل اللّه و صوفیان و موافق با اصول و قواعد مذهب شیعة دوازده امامی ، اصول و فروع و شعب و شبهات و شکوک و مغالطه های آن اسرار را بررسی کند، به نحوی که تنازع صوفیه و شیعه از میان برخیزد و در رفع اختلاف آنان ، به کتاب دیگری احتیاج نباشد.
به گفتة وی (١٣٦٨ش ، ص ٦١٠، ٦١٢، ٦١٦)، جامع الاسرار تکرار لفظی و معنایی ندارد و جامعِاسرار انبیا و اولیا به حسب
ظاهر و باطن و متصف به مقام محمدی است و هدف اصلی آن تبیین توحید است و بهره برداری از آن منوط به توجه تام و صفای ذهن و خلوصِ اعتقاد و تسلیم کامل و یا با مدد گرفتن از عارف کامل محقق است .
از ویژگیهای جامع الاسرار تنوع در روش است ، چنانکه مؤلف در آن از دلایل نقلی (آیات و روایات )، دلایل عقلی ، و مواهب شهودی و مکاشفات خود و سایر مشایخ استفاده کرده و گاهی نیز در اثبات مسائلی چون عصمت امامان ، از مباحث کلامی بهره گرفته است (برای نمونه رجوع کنید به همان ، ص ٢٤٤ـ٢٥٣، ٤٠٠ـ٤١٣، ٤٣٦ـ٤٤٦).
جامع الاسرار شامل سه اصل و هر اصل آن شامل چهار قاعده است . بزرگ ترین اصل آن ، یعنی اصل اول ، در باب توحید و اقسام آن است و چهار قاعدة آن عبارت اند از: در بیان
فضیلت توحید، در تعریف توحید، در تقسیم توحید، و در بیان چگونگی توحید.
سیدحیدر در اصل دوم ، با تکیه بر آیات قرآنی و احادیث نبوی و روایات وَلَوی و سخنان مشایخ ، به تحلیل حقیقت توحید پرداخته و در قاعدة اول این اصل به کلام اللّه ، در قاعدة دوم به کلام انبیا، در قاعدة سوم به کلام اولیاءاللّه و در قاعدة چهارم به گفتار مشایخ عرفان استشهاد کرده است . گفتنی است که در قاعدة دوم به گفتار پیامبر اکرم ، در قاعدة سوم به کلام حضرت علی علیه السلام و در قاعدة چهارم به سخنان خواجه عبداللّه انصاری در منازل السائرین اکتفا کرده است ( رجوع کنید به همان ، ص ٢٨١ـ٣٢٦).
اصل سوم در باب توابع و لواحق اسرار شریعتهای الاهی است که همة قواعد این اصل بر سه مفهوم بنیادین عرفان شیعی بنا شده است : قاعدة اول به بیان شریعت ، طریقت و حقیقت اختصاص دارد. قاعدة دوم در باب اسرار نبوت ، رسالت و ولایت ، و مشتمل بر دو بحث است : تعیین خاتم اولیای مطلق و تعیین خاتم اولیای مقید. در قاعدة سوم ، علاوه بر بحث از وحی و الهام و کشف ، از تفاوت علوم کسبی و علوم ارثی و کیفیت تحصیل علوم رسمی و علوم حقیقی سخن گفته و قاعدة چهارم را به بیان اسلام و ایمان و ایقان اختصاص داده است .
مؤلف در موارد متعددی از این اثر، آرای دیگران را، بدون تصرف ، نقل کرده و سپس به بررسی و نقد و تصحیح آنها پرداخته و در صورت لزوم ، مطالب تکمیلی بر آنها افزوده است (برای نمونه رجوع کنید به همان ، ص ٣٩٠ـ٤٥٣).
سیدحیدر در تألیف جامع الاسرار از این آثار استفاده کرده است : احیاء علوم الدین غزالی ، منازل السائرین خواجه عبداللّه انصاری ، شرح منازل السائرین تِلِمْسانی و عبدالرزاق کاشانی ، الفتوحات المکیه و فصوص الحکم و شروح آن و رسائل ابن عربی ، اوصاف الاشراف و رسالة علم خواجه نصیرالدین طوسی ، تأویلات عبدالرزاق کاشانی ، تفصیل النشأتین و
تحصیل السعادتین راغب اصفهانی ، شرح نهج البلاغه و منهاج العارفین هر دو از ابن میثم بحرانی در شرح کلام حضرت امیر، رسالة وجود مطلق صدرالدین ترکه و رسائل و دیگر نوشته های خودش (برای نمونه رجوع کنید به همان ، ص ٥٠، ٧٨ـ٨٠، ١١٨، ١٤٣، ١٥٠، ٢٣٨، ٣٢٦، ٣٧٢، ٣٩٨، ٤٣٥، ٤٦٨، ٤٩٧ـ ٤٩٨، ٦١٤).
اساسی ترین بحث جامع الاسرار این است که شیعیان حقیقی ، صوفیان اند و صوفیان حقیقی شیعیان اند. در این کتاب بی بهره بودن صوفیه از اسرار الاهی و انحصار این اسرار به امامان معصوم علیهم السلام رد شده است . از طرف دیگر، مؤلف نفی فضائل عرفانی را از امامان توسط صوفیه نپذیرفته و آن را از جهل صوفیه دانسته است و نیز بیان کرده که تنها فرقة حقة صوفیه ، فرقه ای است که از اسرار الاهی بهره مند است و به امامان معصوم ایمان ظاهری و باطنی دارد. به عقیدة وی ، امامان منبع علوم و معدن اسرارند و صوفیه نیز سرّ ولایت را از امامان دریافت کرده اند و تنها فرقة حقة شیعه ، شیعة دوازده امامی است (همان ، ص ٩، ٣٦، ٤١، ٢٢٤ـ ٢٢٥، ٦١٥).
سیدحیدر در بحث تعیین خاتم ولایت ، برخی از آموزه های اصلی ابن عربی و شارحان او، به ویژه قیصری ، را دگرگون ساخته و بر خلاف ابن عربی و برخی مریدانش ــ که حضرت عیسی علیه السلام را خاتم اولیای مطلق و ابن عربی را خاتم اولیای مقید معرفی می کنند ــ خاتم اولیای مطلق را حضرت علی علیه السلام و خاتم اولیای مقید را حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشریف معرفی کرده و سبب اشتباه ابن عربی و قیصری را در این مسئله پیروی آنان از مذهب تسنن و تعصب داشتن به آن دانسته است ( رجوع کنید به همان ، ص ٣٩٥ـ ٤٤٨؛ نیز رجوع کنید بهجهانگیری ، ص ٥٣٤ ـ ٥٣٥). به نظر کوربن (آملی ، ١٣٦٨ ش ، مقدمه ، ص چهارده ) با این تغییر یا اصلاح ، آموزه های ابن عربی تا به امروز در حکمت شیعی ادغام شده است .
برخی از ابتکارات سیدحیدر در جامع الاسرار اینهاست : ارجاع حضرات خمس به حضرات ثلاث ، ارائة وحدت وجود در قالب توحید وجودی ، طرح مسائل عرفانی در فضا و چارچوبی کاملاً شیعی ، و به عبارتی تأکید بر ارائة وجه عرفانی شیعه (برای نمونه رجوع کنید بهآملی ، ١٣٦٨ ش ، ص ٧٦ـ٧٧، ١٠٠، ٥٥٩).
وی در جامع الاسرار بر تثلیث عالم (اعم از تثلیث ، فردیت تثلیثی اعتباری ، فردیت تثلیثی خارجی ) تأکید کرده و سعی در ارائة تثلیثیِ مطالبِ عرفانی داشته است . بر این اساس ، حضرات خمس را به حضرات سه گانه ارجاع داده (همان ، ص ٣٥١ـ٣٥٢، ٥٥٩) و اصل سوم را بر مبنای سه مفهوم بنیادین عرفان شیعی مطرح کرده و ضمن پذیرش تثلیث محمدی (عطر، نماز و زن ) و تثلیث الاهی (علم ، اراده و امر)، تثلیث عیسوی (پدر، پسر، روح القدس ) را رد کرده است (همان ، ص ٣٥١ـ٣٥٢).
در جامع الاسرار (ص ٣٤٤، ٣٤٦ـ٣٤٧)، شریعت و طریقت و حقیقت ، به عنوان حقیقت واحدی که دارای اعتبارات گوناگون اند، معرفی می شود. همچنین مؤلف ، الحاد اسماعیلیه را در نفهمیدن چگونگی برتری ولایت بر نبوت ، و الحاد نُصَیْرِیّه (فرقه ای از غالیان در نواحی شام ) را در نفهمیدن حقیقت ولایت و خواص آن بیان می کند (همان ، ص ٣٨٧ـ ٣٨٨).
سیدحیدر از آرای فلاسفه در باب قاعدة الواحد (نفی صدور کثیر از واحد) و نفی علم حق به جزئیات ، و آرای معتزله و اشاعره در باب وجود و ذات حق و عینیت یا زیادت صفات حق انتقاد کرده و معتقد است که با تحصیل علوم رسمی و کسبی (= علم کلام و فلسفه ) نه تنها معرفت اللّه حاصل نمی شود بلکه شکوک و شبهه های انسان افزایش می یابد (همان ، ص ٤٧٤ـ ٤٧٨، ٤٨١ـ ٤٨٨).
حکما و عرفای بزرگی چون شیخ بهائی (متوفی ١٠٣٠) و قطب الدین نیریزی (متوفی ١١٧٣) با جامع الاسرار آشنا بوده و مؤلفش را سید جلیل القدر و عارف معتقد به وحدت وجود خوانده اند (افندی اصفهانی ، ج ٢، ص ٢٢١؛ آملی ، ١٣٦٢، مقدمة خواجوی ، ص بیست و نه ، پانویس ١).
از جامع الاسرار نسخه های خطی متعددی از زمانهای گوناگون به جا مانده که حاکی از شناخته شده بودن آن نزد اندیشمندان و محققان است ( رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، ج ٥، ص ٣٨ـ ٣٩؛ حسینی اشکوری ، ج ١٣، ص ٣٧٧؛ دانش پژوه ، ج ٨، ص ١٥٠ـ ١٥١، ٦٢٩، ج ٩، ص ٩٢٥). این کتاب به تصحیح عثمان اسماعیل یحیی و هانری کوربن و با مقدمه ای از هر یک از آنها، به انضمام کتاب شناسی آثار سیدحیدر آملی که عثمان یحیی تنظیم کرده بود، در ١٣٤٧ ش چاپ و در ١٣٦٨ ش تجدید چاپ شد.
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) حیدربن علی آملی ، اسرارالشریعة و اطوار الطریقة و انوارالحقیقة ، چاپ محمد خواجوی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٣) همو، جامع الاسرار و منبع الانوار ، چاپ هانری کوربن و عثمان اسماعیل یحیی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٤) همو، المقدمات من کتاب نص النصوص فی شرح فصوص الحکم لمحیی الدین ابن العربی ، ج ١، چاپ هانری کوربن و عثمان اسماعیل یحیی ، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(٥) عبداللّه بن عیسی افندی اصفهانی ، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء ، چاپ احمد حسینی ، قم ١٤٠١ـ ؛
(٦) محسن جهانگیری ، محیی الدین ابن عربی : چهرة برجستة عرفان اسلامی ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٧) احمد حسینی اشکوری ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة عمومی حضرت آیة اللّه العظمی مرعشی نجفی ، قم ١٣٥٤ـ١٣٧٦ ش ؛
(٨) محمدتقی دانش پژوه ، فهرست کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، تهران ، ج ٨ ، ١٣٣٩ ش ، ج ٩، ١٣٤٠ ش ؛
(٩) عمررضا کحّاله ، معجم المؤلفین ، دمشق ١٩٥٧ـ١٩٦١، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) .
/ سیدجعفر سجادی /