دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٣٠٦
فطری/ فطریات ، فطری/ فطریات، اصطلاحی در فلسفه و منطق. واژۀ فطری و فطرت در منطق، فلسفه، کلام و عرفان کاربردهای مختلفی دارد که همۀ آنها تا حدودی در یک مفهوم اساسی مشترکند و آن عبارت است از معرفت یا گرایشی که مقتضای نوع آفرینش انسان است و از طریق تجربه و تعلیم به دست نمیآید(رجوع کنید به فطرت*).
در منطق و فلسفه، گاهى منظور از فطرى ادراکات فطری است. ادراکات فطری را می توان بر دو قسم تصوری و تصدیقی دانست. ابن سینا تنها به تصدیقات فطری قائل است. از نظر وی مصداق تصدیقات فطری قضایای اولی و بدیهی است که نه از حس گرفته شدهاند و نه قابل استدلالند، مثل کل بزرگتر از جزء است. او این قضایا را در نجات (١٣٦٤،ج١، ص ١٢١- ١٢٢) فطری و جبلی، و در شفا(١٤٠٤، ص ٢٢٣) هم احکام عقل بالفطره و هم افاضۀ عقل فعال دانسته است ( نیز رجوع کنید به خندان ص ٧٨- ٨٣ ). سهروردی در حکمة الاشراق(١٣٨٠،ج٢، ص ١٨؛ قطب¬الدین شیرازی، ص ٥٠-٥١) و ملاصدرا در اللمعات المشرقیة (ص ٣) علم را، که شامل تصور و تصدیق است، به فطری که مرداف بدیهی است و غیر فطری تقسیم کردهاند. تصور فطری مانند تصور نور و ظلمت، و تصدیق فطری مانند کل بزرگتر از جزء است. مطهری (طباطبایی، ١٣٦٨ش، ج٢، پاورقی مطهری، ص٢٤، ٢٦-٢٧، ١١٣) نیز تنها به تصدیقات فطری قائل است، زیرا به نظر او انسان تصوری مقدّم بر تصورات تجربی، که از راه حس به دست آورده است، ندارد. به اعتقاد او ادراکات فطری در واقع تصدیقهای بدیهی اولی و اصول و مبادی عقلی و همان ادراکات مقدّم بر تجربهاند که همۀ اذهان درآنها توافق دارند و انکارناپذیرند(نیزرجوع کنید به خندان، ص ٧٣، ١٥٣- ١٥٦).
فطریات در منطق هم با ادراکات فطری متفاوت اند. در منطق، فطریات یکی از اقسام ششگانۀ قضایای یقینی (الواجب قبولها) است. ارسطو در منطق خود از فطریات نامی نیاورده، با وجود این، اصول متعارف در منطق ارسطو، نمونهای از فطریات است (رجوع کنید به ارسطو، منطق، برهان، ٧٢ الف، ٥-٢٥). فارابی(ص ١٥٩) از فطریات با عنوان معقوله بالطبع و ابن سینا (١٤٠٣، ج١، ص ٢١٩؛ ١٤٠٤، ص ٦٤) با عنوان «قضایا قیاساتها معها» و «فطریه القیاس» یاد کرده است. ابن سینا (همانجاها) آن را قضایایی دانسته که گویی قیاس آنها در فطرت مرکوز و نهفته است. برای تصدیق این قضایا، علاوه بر تصور موضوع و محمول، به تصور حد وسطی نیاز هست که این حد وسط همواره در ذهن حاضر است و به حرکت فکری و کسب آن نیازی نیست. دیگر منطقدانان بعد از ابنسینا، در تعریف فطریات، از او پیروی کردهاند (رجوع کنید به ساوی، ص ٢٢٢؛ سهروردی، ١٣٣٤، ص ٧٠؛ غزالی، ص ١٨٢- ١٨٣؛ قطب الدین رازی، ص ١٦٦- ١٦٧؛ مظفر، ج٣، ص ٢٩٨-٢٩٩).
اساس پذیرش فطریات، قضایای ریاضی است. به لحاظ منطقی درک قضایای ریاضی، همچون «الف نصف ب است»، نیازمند حد وسط است. «قضیه ٢ نصف ٤ است» و «٣٩ نصف ٧٨ است»، هر دو نیازمند حد وسط هستند. با این تفاوت که در اولی حد وسط بی درنگ درک میشود و در دومی درک حد وسط نیازمند تأمل است. این دو قضیه فطریاند، زیرا حد وسط هر دو در ذهن حاضر است، اما سرعت انتقال ذهن به آن حدوسط متفاوت است ( ابن سینا، ١٤٠٤، همانجا). کاربرد اصطلاح فطری در مورد قضایای ریاضی نزد منطقدانان دورۀ اسلامی رایج بوده است (برای نمونه، رجوع کنید به ساوی، همانجا؛ علامه حلی، ص ٢٠١- ٢٠٢).
برخی از منطقدانان، فطریات را به دلیل نیازمندی آنها به حد وسط، جزء مبادی برهان به حساب نمیآورند (نصیرالدین طوسی، ص ٣٤٥- ٣٤٦؛ علامه حلی، همانجا). برخی معتقدند که فقط اولیات، ضروری بالذاتاند و سایر یقینیات، از جمله فطریات، به بدیهیات اولیه باز میگردند و به واسطۀ اولیات ضروریاند. ازاین¬ رو فطریات را بدیهیات ثانویه نیز خواندهاند (طباطبایی، ص ١٨-٢٠؛ نیز رجوع کنید به بیدهندی، ص ١٠٢- ١٠٣). به نظر محمد باقر صدر (ص ٤٣٤) فطریات شبیهترین قضایای یقینی به اولیات¬اند، زیرا اولیات و فطریات هر دو مقدّمات پیشینی (پیش از تجربه) هستند.
منابع :
(١)ابنسینا، الشفاء، المنطق، ج٣، فن٥: البرهان، چاپ ابراهيم مدكور و سعید زاید، قاهره ١٣٨٣/١٩٦٤، چاپ افست قم ١٤٠٤؛
(٢) همو، النجاة من الغرق فی بحر الضلالات، تهران١٣٦٤؛
(٣) همو، الاشارات و التنبیهات، مع الشرح لنصیرالدین طوسی و شرح الشرح لقطب الدین رازی، تهران ١٤٠٣؛
(٤) محمد بیدهندی، "برهان روش تحقیق در فلسفه اسلامی"، نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی اصفهان، ش ٧، ١٣٧٥؛
(٥) علی اصغر خندان، ادراکات فطری درآثار شهید مطهری، ابن سینا، دکارت، لاک و چامسکی، قم ١٣٨٣؛
(٦) قطب الدین رازی، تحرير القواعد المنطقيه شرح الرساله الشمسيه، قم١٣٦٣ش؛
(٧) شهاب الدین یحیی سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، چاپ هانری کربن، تهران ١٣٨٠ش؛
(٨) همو، منطق التلویحات، تهران ١٣٣٤ش؛
(٩) عمر بن سهلان ساوی، البصائرالنصیریة، چاپ رفیق العجم، بیروت ١٩٩٣؛
(١٠) قطب الدین شیرازی، شرح حکمة الاشراق، قم ١٣١٣ش؛
(١١) محمد باقر صدر، الاسس المنطقیة للاستقراء، بیروت١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٢) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی، منطق نوین مشتمل بر اللمعات المشرقیة فی الفنون المنطقیة، با ترجمه و شرح عبدالمحسن مشکوه الدینی، تهران بی تا؛
(١٣) محمد حسین طباطبایی، اصول فلسفه و روش رئالیسم، تهران ١٣٦٨ش؛
(١٤) همو، رسائل سبعه، قم ١٣٦٢ش؛
(١٥) حسن بن يوسف علامه حلّی، جوهر النضید، قم ١٣٦٣ش؛
(١٦) ابو حامد غزالی، معیار العلم فی المنطق، بیروت ١٤١٠؛
(١٧) محمد بن محمد فارابی، المنطقیات للفارابی، قم ١٤٠٨؛
(١٨) محمد رضا مظفر، المنطق، قم ١٣٧٨ش؛
(١٩) نصیرالدین طوسی، اساس الاقتباس، تهران ١٣٦١ش؛
(٢٠) Aristotle, The complete works of Aristotle, vol.١, ed. Jonathan Barnes, Princeton١٩٩٥.
/ ملیحه احسانی نیک/
تاریخ انتشار اینترنتی:
١٣٩٢/٠٥/٠٣