دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٩٧٤
خرائطى، ابوبكرمحمدبن جعفر ، خرائطى، ابوبكرمحمدبن جعفر، محدّث و اديب قرن سوم. تاريخ تولد او مشخص نيست، اما باتوجه به سن وى در هنگام وفات، احتمالا در ٢٣٧ به دنيا آمده است (رجوع کنید به ادامه مقاله). اصل او از سامراست و از اينرو به سامرى و عسكرى نيز مشهور است (رجوع کنید به ابنماكولا، ج ٣، ص ٢٩٧؛ ابنعساكر، ج ٥٢، ص ٢٢٦). وجه نسبت او به خرائطى روشن نيست (رجوع کنید به سمعانى، ج ٢، ص ٣٣٩) ولى ظاهرآ اين نسبت به خانوادهاش برمىگردد زيرا برادرش احمدبن جعفر نيز خرائطى خوانده شده است (رجوع کنید به خرائطى، ١٤٢١، مقدمه غريد شيخ، ص ٦). از شرححال او اطلاعات اندكى در منابع موجود است و بيشتر شرححالنويسان همان مطالب خطيب بغدادى (ج ٢، ص ٥١٥ـ ٥١٦) و ابنعساكر (ج ٥٢، ص ٢٢٤ـ٢٢٧) را در شرححال او تكرار كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به سمعانى، همانجا؛ ياقوت حموى، ج ٦، ص ٢٤٧٠ـ٢٤٧١).
خرائطى ظاهرآ تحصيلات اوليه خود را در سامرا گذراند، چرا كه چند تن از استادان او، از جمله ابراهيمبن عبداللّهبن جُنيد و حمّادبن حسنبن عَنْسَبه، در سامرا ساكن بودهاند (رجوع کنید به خطيب بغدادى، ج ٧، ص ٣٥، ج ٨، ص ٢١). خرائطى مدتى نيز در بغداد سكونت داشت و از برخى محدّثان اين شهر، مانند عَبّادبن وليد غُبَرى، عمربن شَبّه، عَبّاسبن عبداللّه تَرقُفى و عباسبن محمد دُورى، حديث شنيد (براى فهرستى از مشايخ او رجوع کنید به ابنعساكر، ج ٥٢، ص ٢٢٤ـ٢٢٥؛ خرائطى، ١٤٢١، همان مقدمه، ص ٨ـ١٤). مدتى نيز شاگرد مُبَرَّد (اديب و لغوى؛ متوفى ٢٨٥) بود كه بر سكونت وى در بصره دلالت دارد (رجوع کنید به ذهبى، ج ١٣، ص ٥٧٦).
ابنعساكر (ج ٥٢، ص ٢٢٦) از دو بار سفر خرائطى به دمشق خبر داده است. همچنين خطيب بغدادى (ج ٢، ص ٥١٥) به نقل از ابومحمد عبدالعزيزبن احمدبن على كتانى دمشقى، از ورود خرائطى به دمشق در ٣٢٥ سخن گفته است، كه احتمالا تاريخ سفر دوم وى به دمشق است. حلقه درس او در دمشق مورد توجه قرار گرفت و محدّثان شامى براى شنيدن حديث نزد وى مىرفتند (ابنعساكر، ج ٥٢، ص ٢٢٤، ٢٢٦). خرائطى سپس به عسقلان رفت و در آنجا نيز به نقل حديث پرداخت (ذهبى، ج ١٥، ص ٢٦٨) و در ٣٢٧، در نود سالگى، همانجا وفات يافت (خطيب بغدادى، همانجا؛ قس ابنعساكر، ج ٥٢، ص ٢٢٦، كه وفات وى را در يافا ذكر كرده است).
خرائطى شعر نيز مىسروده، و صَفَدى (ج ٢، ص ٢٩٦ـ ٢٩٧) نمونههايى از اشعار او را نقل كرده است. كسانى چون عبدالوهاب كلابى و شهاببن محمدبن شهاب صورى و ديگران از او حديث نقل كردهاند (براى فهرست كسانى كه از او حديث نقل كردهاند رجوع کنید به ابنعساكر، ج ٥٢، ص ٢٢٥).
از خرائطى آثار متعددى برجا مانده است (رجوع کنید به صفدى، ج ٢، ص ٢٩٧؛ بروكلمان، >ذيل<، ج ١، ص ٢٥٠). وى در اين آثار با بهرهگيرى از احاديث، حكايات اخلاقى و اشعار به بيان مضامين اخلاقى پرداخته است. عناوين، محتوا و شيوه نگارش آثار خرائطى شباهت فراوانى با آثار ابنابىالدنيا* (متوفى ٢٨١) دارد (رجوع کنید به ادامه مقاله). خرائطى در كتاب اعتلال القلوب به موضوع عشق در اخبار و روايات متداول پرداخته است. پيش از خرائطى برخى ديگر درباره اين موضوع بحث كرده بودند، از جاحظ (متوفى ٢٥٥)، در رسالههاى مختلف خود چون كتاب النساء، كتاب القيان و رساله مفاخرة الجوارى و الغيان؛ محمدبن داوود اصفهانى (متوفى ٢٦٩) در كتاب الزهرة؛ و محمدبن احمد وشّاء (متوفى ٣٢٥) در كتاب المُوَشَّى. خرائطى نيز در تداوم اين سنّت، با طرح مباحثى چون لزوم پناه بردن به خداوند از شر وسوسههاى نفس و عدم پيروى از هواى نفسانى به بررسى اين موضوع پرداخته است. خرائطى ضمن نقل احاديث نبوى و حكايات اخلاقى، اشعار فراوانى درباره مباحث ذكر شده گردآورى كرده است. وى در اين كتاب، مطالب فراوانى از ابواسحاق ابراهيمبن عبداللّهبن جنيد خُتُّلى (متوفى ٢٦٠) نقل كرده است (براى نمونه رجوع کنید به خرائطى، ١٤٢١، ص ٤٠ـ٤١، ٤٨، ٥٨ـ٥٩؛ نيز رجوع کنید به خطيب بغدادى، ج ٧، ص ٣٥). همچنين خرائطى در كتاب مَساوِى الاخلاق و مذمومها ضمن اشاره به صفات ناپسند اخلاقى و لزوم شناخت و دورى از آنها، با بهرهگيرى از احاديث نبوى، تصويرى از انسان اخلاقى در فرهنگ اسلامى را به تصوير كشيده است. از اين كتاب چند نسخه خطى باقى مانده (رجوع کنید به خرائطى، ١٤٠٢، مقدمه حافظ، ص٢٠) و مجدى سيدابراهيم (قاهره ١٤٠٩) و مصطفى ابىنصر شبلى (جده ١٩٩٢) متن آن را چاپ كردهاند. خرائطى به همين شيوه در كتاب مكارم الاخلاق و مَعاليها و محمودُ طرائقِها و مَراضيها به بحث درباره اخلاق پسنديده انسانى پرداخته است. چند نسخه از كتاب مكارم الاخلاق باقى مانده و بخشى از آن نيز منتشر شده است (رجوع کنید به همانجا). حافظ ابوطاهر سِلَفى گزيدهاى از اين كتاب را با عنوان المُنتقى من مكارم الاخلاق گردآوردهكه به كوشش محمد مطيع حافظ و غزوه بدير منتشر شده است (دمشق ١٩٨٦). كتاب ديگر خرائطى كتابُ فضيلةِ الشكرِللّه عَلى نعمته و ما يجبُ مِنَ الشكر للمُنعم عليه(دمشق ١٤٠٢) است كه شباهت فراوانى به كتاب الشكر ابنابىالدنيا دارد (همان مقدمه، ص ٢٣). او كتابى بهنام هواتف الجنان و عجيب ما يُحكى عن الكُهّان نيز تأليف كرده استكه در حقيقت اثرى در دلائلالنبوة است و در آن اشعار نقل شده از قول جنيان در تأييد نبوت پيامبر را گرد آورده است. اينكتاب به كوشش ابراهيم صالح در ضمن نوادرالرسائل (بيروت ١٩٨٢) بهچاپ رسيده است. بروكلمان (همانجا) نسخهاى با نام تعاليق لابن عيسى الدمشقى به خرائطى نسبت داده است. از دو اثر وى به نامهاى قَمْع الحِرص بالقناعة و كتاب القبور، نسخهاى در دست نيست (رجوع کنید به ياقوتحموى، ج٦، ص٢٤٧١؛ صفدى، ج ٢، ص ٢٩٧).
منابع :
(١) ابنعساكر، تاريخ مدينة دمشق، چاپ على شيرى، بيروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٢) ابنماكولا، الاكمال فى رفع الارتياب عن المؤتلف و المختلف من الاسماء و الكنى و الانساب، چاپ عبدالرحمانبن يحيى معلمى يمانى، حيدرآباد، دكن ١٣٨١ـ١٤٠٦/ ١٩٦٢ـ١٩٨٦؛
(٣) محمدبن جعفر خرائطى، اعتلال القلوب فى اخبار العشاق و المحبين، چاپ غريد شيخ، بيروت ١٤٢١/٢٠٠١؛
(٤) همو، كتاب فضيلة الشكرللّه على نعمته و مايجب من الشكر للمنعم عليه، چاپ محمد مطيع حافظ و عبدالكريم يافى، دمشق ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٥) خطيب بغدادى؛
(٦) محمدبن احمد ذهبى، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، چاپ بشار عواد معروف، بيروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(٧) سمعانى؛
(٨) صفدى؛
(٩) ياقوت حموى، معجمالادباء، چاپ احسان عباس، بيروت ١٩٩٣؛
(١٠) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur, Leiden ١٩٣٧-١٩٤٢, Supplementband, ١٩٤٣-١٩٤٩.
/ هادى بِزْدىثانى /