دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٦٤١
حاتمى ، محمدبن حسن، كنیهاش ابوعلى، شاعر، كاتب، نقاد و لغوى بغدادى قرن چهارم. وى به یكى از اجدادش، حاتم، منسوب بود (ابنخلّكان، ج ٤، ص ٣٦٧). ثعالبى (متوفى ٤٢٩؛ ج ٣، ص١٢٠)، به اشتباه، نام پدر او را ابوعلى ذكر كرده است و یاقوت حموى (متوفى ٦٢٦؛ ج ١٨، ص ١٥٤) و سیوطى (متوفى ٩١١؛ ج ١، ص ٨٧)، بدون اشاره به این اشتباه، مطالبى را از ثعالبى نقل كردهاند. بروكلمان (متوفى ١٩٥٦؛ >ذیل<، ج ١، ص ١٩٣) حاتمى را با نام محمدبن حسین معرفى كرده و دهخدا (ذیل «حاتمى») شرححال محمدبن حسن و محمدبن حسین را ذیل دو مدخل جداگانه آورده است.
غلام ثَعلب* و ابندُرَید* از استادان حاتمى بودند كه وى اخبار آنان را در مجالس ادبى نقل میكرد (خطیب بغدادى، ج ٢، ص ٦٢٠؛ سمعانى، ج ٢، ص ١٤٨؛ یاقوت حموى، ج ١٨، ص ١٥٤). قاضى ابوالقاسم علیبن مُحَسِّن تَنوخى (رجوع کنید به تنوخى*، خاندان) شاگرد حاتمى بود و از وى روایت میكرد (خطیب بغدادى؛ سمعانى، همانجاها).
حاتمى متكبر بود و بیپرده سخن میگفت (ابوحیان توحیدى، ج ١، ص ١٣٥)، شاید به همین دلیل در مراكز ادبى معاصر خود كمتر مطرح شد (رجوع کنید به زكیمبارك، ج ٢، ص ١٣٧ـ ١٣٨) و مورد خشم و هجو اهل علم، از جمله ابنحَجّاج*، قرار گرفت (یاقوت حموى، ج ١٨، ص ١٥٤).
او در بغداد، تحت تأثیر مُهَلَّبى*، در مناظرهاى از متنبّى* انتقاد كرد (رجوع کنید به قفطى، ١٣٧٤، ج ٣، ص ١٠٣؛ بروكلمان، همانجا). انتقادهاى او شایان توجه است، چنانكه زكیمبارك (ج ٢، ص ١٣٧)، با نقل نمونهاى از آن، وى را همسطح ناقدان دقیق عصر جدید دانسته است.
او محفوظات زیادى داشت (ابوحیان توحیدى، همانجا). در شعر و نثر ماهر بود (یاقوت حموى، همانجا؛ قفطى، ١٣٨٥، ج ١، ص ٢٨٨) و براى بزرگان و امراى بغداد مینوشت (قفطى، ١٣٧٤، همانجا). ابیاتى در مدح القادرباللّه* عباسى از او روایت شده است (رجوع کنید به ثعالبى، ج ٣، ص ١٢٠ـ١٢١). او مانند بدویان از الفاظ سنگین و پیچیده استفاده میكرد (ابوحیان توحیدى، همانجا). با وجود حجم اندك اشعار حاتمى (قفطى، ١٣٨٥، همانجا)، ثعالبى (ج ٣، ص١٢٠) وى را سرآمد شاعران معاصرش دانسته است. نمونهاى از اشعار حاتمى در برخى كتابها نقل شده است (رجوع کنید به ثعالبى، ج ٣، ص١٢٠ـ١٢٤؛ یاقوت حموى، ج ١٨، ص ١٥٥ـ١٥٦؛ سیوطى، ج ١، ص ٨٨ـ٨٩).
او تألیفات بسیارى در زبان و ادبیات و نقد ادبى داشته، اما فقط اندكى از آنها باقیمانده است (رجوع کنید به زكیمبارك، ج ٢، ص ١٣٥ـ١٣٦).
الرسالة الحاتمیة فیما وافق المتنبى فى شعره كلامَ ارسطو فى الحكمة (نام دیگر آن: المقابلة بین المتنبى و الحكیم ارسطو)، بزرگترین اثر در دسترس از اوست (سزگین، ج ٢، ص ٤٨٨). وى در این رساله، ماهرانه و به ظاهر بدون غرضورزى، حكمتهاى اشعار متنبى را با حكمتهاى ارسطو مطابقت داده است (زكیمبارك، ج ٢، ص ١٤١). در این رساله از ١٢٠ بیت از اشعار متنبى انتقاد شده است (صفدى، ج ٢، ص ٣٤٣؛ زكیمبارك، ج ٢، ص ١٤١ـ١٤٥).
حاتمى در الرسالة الحاتمیة المُوضِحَة فى ذكر سرقات ابیالطیب المتنبى و ساقط شعره، كه شرح مختصر اولین ملاقات او با متنبّى است، سرقتهاى شعرى متنبى، را گردآورده است (زكیمبارك، ج ٢، ص ١٣٩ـ١٤١؛ بروكلمان، >ذیل<، ج ١، ص ١٤١). محمدیوسف این رساله را در ١٣٤٥ش/ ١٩٦٥ در بیروت بهچاپ رساند (براى چاپهاى دیگر رجوع کنید به بروكلمان؛ سزگین، همانجاها). قفطى (متوفى ٦٤٦؛ ١٣٧٤، ج ٣، ص ١٠٣، پانویس ٢) از رسالهاى از حاتمى با نام جبهةالادب فى امر المتنبى و ماجریله معه نام برده كه احتمالا همین رساله است.
اثر دیگر او حِلْیةالمُحاضرة فى صناعة الشعر است كه در ١٣٣١ در دو مجلد در فاس بهچاپ رسیده (ابنخلّكان، ج ٤، ص ٣٦٧؛ بروكلمان، >ذیل<، ج ١، ص ١٩٣؛ سزگین، ج ٢، ص ١٠٦) و از منابع ابنابیالاصبع* در تألیف تحریرالتحبیر بوده است (رجوع کنید به ابنابیالاصبع، كتاب ٢، ص ٨٧ـ٨٨، ٤٦٢).
الهِلْباجَة (تَقریعالهلباجة) اثرى از حاتمى درباره شعر، شعرا و نقد است كه آن را براى وزیر آلبویه، ابنسَعْدان، نگاشته است. هلباجة نام مستعار مردى است كه حاتمى در این كتاب، بدون اشاره به نام اصلیاش، او را نكوهش كرده است (یاقوت حموى، ج ١٨، ص ١٥٦، ١٥٩؛
صفدى، همانجا).
آثار دیگر حاتمى عبارتاند از: رسالة الاَدْهَم، درباره واقعه اَدْهَم (ثعالبى، ج ٣، ص١٢٠؛
قفطى، ١٣٨٥، همانجا)؛
سرّالصّناعة و اسرارالبلاغة، المَجاز، الحالى و العاطـِل، هرسه درباره شعر؛
الرسالة الناجیة؛
عیونالكاتب؛
البراعة (الشّراب البراعة)؛
مُنْتَزَع الاخبار و مَطْموع (مطبوع) الاشعار؛
مختصرالعربیة (ناتمام)؛
المِعیار و الموازنة (ناتمام)؛
و رساله المُغَسِّل، در وصف ابوالحسنِ بَتّى* (یاقوت حموى، ج ١٨، ص ١٥٦؛
سیوطى، ج ١، ص ٨٧ـ٨٨؛
بغدادى، ج ٢، ستون ٥٦). جرجانى (متوفى ٤٧١؛
ص ١١٥) از امالى منسوب به حاتمى سخن گفته است.
تاریخ وفات حاتمى ٣٨٨ ذكر شده است (خطیب بغدادى، ج ٢، ص ٦٢٠؛
سمعانى، ج ٢، ص ١٤٨).
منابع :
(١) ابن ابیالاصبع، تحریر التحبیر فى صناعةالشعر و النثر و بیان اعجازالقرآن، كتاب ٢، چاپ حفنى محمد شرف، قاهره ١٣٨٣؛
(٢) ابنخلّكان؛
(٣) ابوحیان توحیدى، كتاب الامتاع و المؤانسة، چاپ احمد امین و احمد زین، بیروت (بیتا.)؛
(٤) اسماعیل بغدادى، هدیةالعارفین، ج ٢، در حاجى خلیفه، ج ٦؛
(٥) عبدالملكبن محمد ثعالبى، یتیمةالدهر، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٦) احمدبن محمد جرجانى، المنتخب من كنایات الادباء و ارشادات البلغاء، بیروت ١٤٠٥/ ١٩٨٤؛
(٧) خطیب بغدادى؛
(٨) دهخدا؛
(٩) محمد زكى مبارك، النثر الفنى فى القرن الرابع، بیروت [?١٣٥٢/ ١٩٣٤[؛
(١٠) سمعانى؛
(١١) عبدالرحمانبن ابیبكر سیوطى، بغیةالوعاة فى طبقات اللغویین و النحاة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ١٣٨٤؛
(١٢) صفدى؛
(١٣) علیبن یوسف قفطى، انباه الرواة على انباهالنحاة، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، ج ٣، قاهره ١٣٧٤/١٩٥٥؛
(١٤) همو، المحمدون منالشعراء، چاپ محمد عبدالستارخان، حیدرآباد، دكن ١٣٨٥/١٩٦٦؛
(١٥) یاقوت حموى، معجم الادباء، بیروت ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(١٦) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur, Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩, Supplementband, ١٩٣٧-١٩٤٢;
(١٧) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, Leiden ١٩٦٧- .
/ زهرا نهاوندى /