دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٩٥٥
تنکابنی ، میرزامحمدطاهر ، فقیه ، مدرس فلسفه و از رجال سیاسی معاصر. در ١٢٨٠ در قریة کُردیچال ، از توابع کلاردشت ، به دنیا آمد. پدرش میرزافرج اللّه تنکابنی نام داشت (بامداد، ج ٢، ص ١٨٥؛ آقابزرگ طهرانی ، جزء١، قسم ٣، ص ٩٧٣). خانواده اش از طایفة بنی فقیه ساکن کُجور بودند و به تنکابنی مشهور شدند (بامداد، همانجا؛ قزوینی ، ص ٨٦).
محمدطاهر تا یازده سالگی در موطن خود و تا شانزده سالگی در بلوکِ لَنگای تنکابن مقدمات تحصیل را فرا گرفت (دهخدا، ذیل «طاهر تنکابنی ») و سپس به تهران آمد، ابتدا به مدارس کاظمیه و قنبرعلی خان و بعدها به مدرسة سپهسالار رفت (صدوقی سها، ص ٩٨). او به گفتة خود، در ١٣٠٥ پس از فوت استادش ، آقامحمدرضا قمشه ای ، شاگرد میرزا ابوالحسن جلوه شد و تا ١٣٢٤ نزد وی درس خواند (تنکابنی ، ص ٦٥٦). به گزارش منابع ، وی از شاگردان برجستة جلوه بوده و استادش به فضل وی اذعان کرده و پس از وفات جلوه ، بیشتر طلاب به محضر او روی آورده اند (مدرس گیلانی ، ص ٩٥؛
آقابزرگ طهرانی ، همانجا؛
امینی ، ص ١٣٣). وی در حکمت شاگرد آقاعلی مدرس زنوزی نیز بود (امینی ، همانجا).
تنکانبی اصول فقه را نزد میرزا محمدحسن آشتیانی خواند (شریف رازی ، ص ٣٦٧). او در معقول و منقول و ریاضیات مشهور شد و در فلسفه مشائی مسلک بود. در علم هیئت و فقه و اصول و ادبیات نیز صاحب نظر و از طب قدیم مطلع بود (بامداد، ج ٢، ص ١٨٦؛
امینی ، ص ١٣٣ـ١٣٤؛
صدوقی سها، همانجا). وی چند دوره کتاب قانون ابن سینا (حبیب آبادی ، ج ٧، ص ٢٣٠١) و به گفته بدیع الزمان فروزانفر (ص ٣٦٨) یک دوره شرح اشارات و تنبیهات و شفاء و نجاة ابن سینا و تمهیدالقواعد ترکة اصفهانی را تدریس کرده است . وی پس از بر قراری مشروطیت ، در مدرسه های قنبرعلی خان ، سپهسالار، سلطانی و مدرسة علوم سیاسی تدریس می کرد (عبرت نائینی ، ج ٢، ص ٧٣٢؛
بامداد؛
امینی ، همانجاها).
تنکابنی در دورة اول مجلس شورا (١٣٢٤) به نمایندگی از طلاب به مجلس رفت و در دورة سوم (١٣٣٣) نمایندة مردم تهران در مجلس شد و جزو فرقة دموکرات بود (بامداد؛
آقابزرگ طهرانی ، همانجاها؛
کسروی ، ص ١٦٨). در ١٣٣٣ به هنگام وقوع جنگ جهانی اول ــ که به مهاجرت آزادی خواهان انجامید ــ تنکابنی همراه با عده ای از وکلای وقت مجلس و مشروطه طلبان از تهران به قم رفت و از طرف ملّیون به
بروجرد اعزام شد و از آنجا به همراهی چند تن دیگر، از جمله سیدحسن مدرس ، به عراق مهاجرت کرد (بامداد، همانجا؛
امینی ، ص ١٣٥ـ١٣٦). در کودتای اسفند ١٢٩٩، به دستور سیدضیاءالدین طباطبائی دستگیر و زندانی شد (حبیب آبادی ، همانجا). در ١٣٠٠ش ، با اینکه در تهران نبود، مردم تهران او را به عنوان نمایندة دورة چهارم به مجلس معرفی کردند (امینی ، ص ١٣٦). داور، وزیر وقت دادگستری ، نیز وی را دعوت به همکاری کرد. تنکابنی مدتها رئیس دادگاههای شهرستان و سپس رئیس دادگاههای استان بود و تا ١٣٠٩ ش سمت مستشاری دیوان عالی کشور را به عهده داشت و از قضات دیوان عالی گردید (عاقلی ، ج ١، ص ١٥٦؛
سالنامة پارس ، سال ٤، ص ٣٦ مکرر، سال ٥، ص ٨٠).
در ١٣١٠ ش اعتراض تنکابنی و دیگران به اقدام رضاشاه ــ که املاک آنان را در تنکابن غصب کرده بود ــ به برکناری تنکابنی از مشاغل دولتی انجامید. او همچنین از تدریس در مدرسة سپهسالار منع و دو ماه در زندان قصر حبس شد. سپس وی را یک سال به کاشان و از آنجا به فارس تبعید کردند، اما او با وساطت فروغی به تهران آمد و دو باره به تدریس مشغول شد (امینی ، ص ١٣٦؛
مکی ، ج ٦، ص ١٠٧). نصرت اللّه امینی (ص ١٣٨) به نقل از تنکابنی ، گزارشی از برخی گفتگوهای وی را با تیمورتاش آورده است .
بسیاری از رجال و عالمان صدر مشروطه شاگرد تنکابنی بوده اند (مرسلوند، ج ٢، ص ٢٩٤) که مشهورترین آنان عبارت اند از: علی محمد تویسرکانی مشهور به جولِستانی ، میرزاعبدالکریم طهرانی مشهور به روشن ، بدیع الزمان فروزانفر، محمدعلی فروغی ، محمود نجم آبادی ، موسی عمید و سیدمحمدتقی مدرس رضوی (صدوقی سها، ص ٧٤، ٩٩؛
آقابزرگ طهرانی ، جزء١، قسم ٣، ص ٩٧٣ـ٩٧٤؛
راهنمای کتاب ، ص ٢٤٧؛
سجادی ، ص ٨ ـ٩).
گفته اند که تنکابنی خطی خوش می نوشته و اشعار فارسی و عربی بسیاری از بر داشته است ؛
اهل ذکر و تهجد و ریاضت بوده ، و مناعت طبعش مَثَل بوده است (امینی ، ص ١٣٤). تنکابنی در اواخر عمر به علت کهولت و ضعف مزاج منزوی شد و در ١٣١٨ ش بیمار گردید و در ١٣٢٠ ش درگذشت . بنا به وصیتش ، او را در کنار مقبرة جلوه در ابن بابویه شهر ری دفن کردند (دهخدا، همانجا؛
عبرت نائینی ، ج ٢، ص ٧٣٧).
به گفتة قزوینی (ص ٨٦)، تنکابنی کتابخانة نفیسی از نسخ خطی و چاپی داشته است . وی بخشی از کتابخانة خود را، هنگامی که در بیمارستان بستری بود، به مجلس شورای ملی فروخت و پس از فوت او باقیماندة کتابها به همانجا منتقل شد (امینی ، ص ١٤٠؛
دهخدا، همانجا).
آثار تنکابنی عبارت است از: تعلیقه و یادداشت بر نسخه های خطی آثار ابن سینا، خواجه نصیر و ملاصدرا از جمله حاشیه بر کتاب جوهر النضید و چند رسالة منطقی (حبیب آبادی ، ج ٧، ص ٢٣٠٢). عمدة این یادداشتها در مجلدات پنجم و نهم فهرست کتابخانة مجلس شورای ملی آمده است ؛
«کتب درسی قدیم » (در فرهنگ ایران زمین ، ج ٢٠، ١٣٥٣ش ، ص ٣٩ـ٦٠) که معرفی متون درسی متداول میان طلاب و محصلان علوم دینی است (حبیب آبادی ، ج ٧، ص ٢٣٠٦)؛
«مختصر شرح احوال میرزای جلوه » (چاپ شده در مجلة آینده ، ج ٢، ش ٩، دی ١٣٠٦، ص ٦٥٤ـ٦٥٦) و «رساله در چشم پزشکی » (چاپ شده در نامة فرهنگستان علوم ، سال ٢، ش ٢، پاییز ١٣٧٤، ص ٩٢ـ١٠٠).
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی ، طبقات اعلام الشیعة ، جزء١: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر ، مشهد ١٤٠٤؛
(٢) نصرت اللّه امینی ، «میرزاطاهر تنکابنی »، راهنمای کتاب ، سال ١٧، ش ١ـ٣ (فروردین ـ خرداد ١٣٥٣)؛
(٣) مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران در قرن ١٢ و ١٣ و ١٤ هجری ، تهران ١٣٥٧ش ؛
(٤) محمدطاهربن فرج اللّه تنکابنی ، «مختصر شرح احوال میرزای جلوه »، آینده ، ج ٢، ش ٩ (دی ١٣٠٦)؛
(٥) محمدعلی حبیب آبادی ، مکارم الا´ثار در احوال رجال دو قرن ١٣ و ١٤ هجری ، ج ٧، اصفهان ١٣٧٤ ش ؛
(٦) دهخدا؛
(٧) راهنمای کتاب ، سال ٦، ش ٣ (خرداد ١٣٤٢)؛
(٨) سالنامة پارس ، سال ٤ (١٣٠٨ش )، سال ٥ (١٣٠٩ش )؛
(٩) ضیاءالدین سجادی ، «زندگی نامة استاد مدرس رضوی »، در جشن نامة استاد مدرس رضوی : مجموعة مقالات علمی و ادبی ، زیر نظر ضیاءالدین سجادی ، تهران : انجمن استادان زبان و ادب فارسی ، ١٣٥٦ش ؛
(١٠) محمدشریف رازی ، اختران فروزان ری و طهران ، یا، تذکرة المقابر فی احوال المفاخر ، قم : مکتبة الزهراء، ( بی تا. ) ؛
(١١) منوچهر صدوقی سها، تاریخ حکماء و عرفاء متأخر بر صدرالمتألهین ، تهران ١٣٥٩ش ؛
(١٢) باقر عاقلی ، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی ، تهران ١٣٦٩ـ١٣٧٠ ش ؛
محمدعلی عبرت نائینی ، تذکرة مدینة الادب ،
(١٣) چاپ عکسی تهران ١٣٧٦ ش ؛
محمدحسن فروزانفر، مباحثی از
(١٤) تاریخ ادبیات ایران ، چاپ عنایت اللّه مجیدی ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(١٥) محمد قزوینی ، «وفیات معاصرین »، یادگار ، سال ٥، ش ٤ـ ٥ (آذر ـ دی ١٣٢٧)؛
(١٦) احمد کسروی ، تاریخ مشروطة ایران ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٧) مرتضی مدرس گیلانی ، منتخب معجم الحکماء ، چاپ منوچهر صدوقی سها، تهران ١٣٨١ ش ؛
(١٨) حسن مرسلوند، زندگینامة رجال و مشاهیر ایران ، ج ٢، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٩) حسین مکی ، تاریخ بیست سالة ایران ، ج ٦، تهران ١٣٦٢ ش .
/ حسن سیّدعرب /