دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٢٧٢
بَزْدَه ، شهر کوچکی در شش فرسنگیِ مغرب نخشب (نَسَف ) بر سر راه بخارا، در ماوراءالنهر. در نیمة اول قرن چهارم ، بزده با کَسْبَه ، یکی از دو قصبة نخشب به شمار می آمد (اصطخری ، ص ٢٥٦). ابن حوقل (ص ٥٢١) فاصلة بزده تا نسف را شش فرسخ نوشته است . در نیمة دوم قرن چهارم «بزده شهرکیست کم مردم و بسیار کشت و بَرْز ( = زراعت ) و ایشان را یکی خشک رودست کی اندر وی بعضی از سال آب رَوَد، و بیشتر آبشان از چاهها و دولابهاست » ( حدودالعالم ، ص ١٠٨). مقدسی (ص ٢٦٨) بزده و کسبه را از شهرهای نسف می داند. به نوشتة ادریسی (ج ١، ص ٤٩٢) در قرن ششم «بزده و کسبه ، شهرهای کوچک و آباد بودند و در آنها، مساجد و منبرها و جماعات » وجود داشت . بارتولد (ج ١، ص ٣١٣) نیز به مسجد جامع بزده اشاره کرده است . به نوشتة سمعانی (ج ٢، ص ٢٠١ـ٢٠٢)، بزده قلعه ای استوار بود در شش فرسنگی نسف بر کنار راه بخارا، و علمای مشهور آن علی بن محمد بَزدَوی * فقیه حنفی ، و محمدبن محمد بزدوی * (ابوالیسر) فقیه و قاضی حنفی بوده اند. در قرن هفتم ، بزده را، بَزْدَوَه نیز می گفته اند؛ و از متقدمین منسوب به آن عزیزبن سُلَیم بن منصور، از مردم بصره بود که با قتیبة بن مسلم (باهلی ) به خراسان آمد و در آنجا اقامت گزید (یاقوت حموی ، ج ١، ص ٦٠٤).
منابع :
(١) ابن حوقل ، صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢) محمدبن محمد ادریسی ، کتاب نزهة المشتاق فی افتراق الا´فاق ، قاهره ( بی تا. ) ؛
(٣) ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک و ممالک ، ترجمة فارسی قرن پنجم / ششم هجری ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٤) واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان نامه : ترکستان در عهد هجوم مغول ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٥٢ ش ؛
(٥) حدودالعالم من المشرق الی المغرب ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(٦) عبدالکریم بن محمد سمعانی ، الانساب ، چاپ عبدالرحمن بن یحیی معلمی یمانی ، حیدرآباد دکن ١٣٨٣/١٩٦٣؛
(٧) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٨) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥.
/ حسین قرچانلو /