دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٣٠٥
جاثی (نام کامل آن : جاثی عَلی ' رُکْبَتِه / رکبتَیْه ) ، یکی از صورتهای فلکی نیمکرة شمالی آسمان ، به معنای بر زانونشسته (بر دو کُندة زانونشسته ). این صورت فلکی ، به شکل مردی تصور شده که بر زانو نشسته ، با دو دستِ بازِ کشیده ، که یک دست را به سوی ستارگان جنوب اکلیل شمالی بلند کرده و دست دیگرش به نزدیکی ستارة نَسرِ واقع ( در صورت فلکیِ شِلْیاق ) می رسد و سرِ او پیش ستارة سرِ حَوّاست ( رجوع کنید به صوفی ، ص ٧٧؛ نیز رجوع کنید به همان ، ترجمة فارسی ، ص ٥٤).
در طرح جاثی ، سرمرد به سوی جنوب و پاهایش رو به شمال قرار می گیرند (شکل ١ رجوع کنید به صوفی ، تصویر ص ٨٥ و جدولهای ص ٨٦ ـ٨٧).
بر اساس اسطوره های فنیقی ، جاثی بر ملکارث ، خدای دریاها، دلالت می کرد (برنم ، ج ٢، ص ٩٦٠). در افسانه های کلدانی و بابلی ، جاثی و تِنّین * ، با خدای خورشید (اژدوبار )، کشندة اژدهایی به نام تیامت ، ارتباط دارند. تصویر اژدوبار
بر استوانه های سنگیِ به جا مانده از ٣٠٠٠ تا ٣٥٠٠ ق م
ثبت شده است ، در حالی که بر روی یک زانو نشسته و پای
او بر سر اژدهایی قرار دارد. بعدها در اسطوره های یونانی ،
خدای خورشید به هرکول تغییر یافت که از مشهورترین
خدایان اساطیری یونان باستان است (آلن ، ص ٢٣٩؛ برنم ، همانجا).
هرکول پسر زئوس (خدای خدایان ) و آلکمنه (از تبار برساوش * ) بود. وی مظهر قدرت به حساب می آمد و مردان هنگام خطر به وی پناه می بردند. ابداع بازیهای المپیک نیز به وی منسوب است ( > دایرة المعارف جدید اسطوره شناسی لاروس < ، ص ١٦٩، ١٧٦). هرکول به مقام خدایی رسید و فناناپذیر بود اما چون لباس سمّی دیانیرا را پوشید، مسموم شد و از این رو رنج می برد. وی برای پایان دادن به این رنج ، مرگ را پذیرفت و
زئوس او را به آسمان برد (برنم ، ج ٢، ص ٩٦٢ـ٩٦٣). امروزه در زبانهای اروپایی ، صورت فلکی جاثی را هرکولس می نامند.
از یونان و روم باستان ، سکه های گوناگونی با نقش هرکول به جا مانده است . بر روی سکه ای نقره ای که در ٤٣٠ ق م در شمال غربی آتن ضرب شده است ، هرکول بر زانو نشسته و در حال کشیدن کمان بزرگی است . سکه ای رومی (١٨٠ ق م ) هرکول را با گرزی بزرگ در دست و سپری از پوست شیر نشان می دهد ( رجوع کنید به همان ، ج ٢، ص ٩٦١ـ٩٦٢). احتمالاً چنین طرحهایی موجب شده اند که در نجوم دورة اسلامی ، جاثی را با داسی در دست تصویر کنند ( رجوع کنید به صوفی ، ص ٨٤ ـ ٨٥؛ شهمردان بن ابی الخیر، ص ٤٣٨).
منجمان یونان باستان ، مانند اِئودوکسوس و اِبَرخُس و بطلمیوس ، این صورت فلکی را با نامهای دیگری به معنای خم شده بر زانو می شناختند، در حالی که آراتوس (شاعر یونانی ، ٢٤٠ ق م ) آن را «بر زانو نشسته » می نامید. البته ، منشأ این نامگذاری در یونان باستان مشخص نیست (آلن ، همانجا).
ابوریحان بیرونی (١٣٦٢ش ،ص ٩٣) جاثی را هفتمین صورت فلکی نیمکرة شمالی آسمان دانسته و نوشته که صورت او همچون نام اوست . در نجوم دورة اسلامی ، عبارت جاثی علی رکبته (= بر زانو نشسته )، ترجمة توصیفهای یونانیان از شکل این صورت فلکی است . همچنین مسلمانان نام «راقص » را از رومیها گرفته اند (روم ، ذیل "Hercules" ؛ آلن ، ص ٢٤٣). این نامگذاری به دلیل تصوری بوده که از وضع ایستادن جاثی داشتند. منوچهری (ص ٥٦) از جاثی با نام هرقل (معرّب واژة یونانی هرکول ) یاد کرده و آن را شمشیر به کمر وصف نموده است . نام عربی «جاثی » بعدها به صورت Elhathi به زبانهای اروپایی راه یافت و درخشان ترین ستارة این صورت فلکی ، یعنی «رأس الجاثی » ( رجوع کنید بهادامة مقاله )، Ras Elhathi/ Alhethi نامیده شد که امروزه به صورت Rasalgethi به کار می رود (آلن ، همانجا؛ کونیچ و اسمارت ، ص ٣٩). در چهارمین ویرایش زیج آلفونسی (تألیف گروهی از منجمان در ٦٧٠/ ١٢٧٢)، نام Rasaben نیز به صورت فلکی جاثی و رأس الجاثی اطلاق شده است . این نامگذاری به سبب نزدیکی جاثی به ستارة «رأس الثعبان » در صورت فلکی تنّین بوده است (به نقل آلن ، همانجا).
عبدالرحمان صوفی ، منجم مشهور دورة اسلامی (متوفی ٣٧٦؛ ص ٧٧ـ ٨٣، ٨٦ ـ ٨٧)، به پیروی از بطلمیوس (ص ٣٤٨ـ ٣٤٩)، ٢٨ ستارة طرح اصلی جاثی را وصف کرده است .
همچنین بطلمیوس (ص ٣٨٩) و صوفی (ص ٨١) ستارة نهم عَوّاء * را که در عصای عوّاء (عصاء الصَنّاج / عصاء ذات الکلاب ) قرار گرفته است ، میان جاثی و عوّاء مشترک می دانند (نیز رجوع کنید بهشهمردان بن ابی الخیر، همانجا). صوفی (ص ٧٨) در توصیف شکل صورت فلکی جاثی در مواردی از بطلمیوس انتقاد یا گاهی طرح وی را کامل کرده است ، مثلاً در توصیف ستارگان دست راست جاثی ، به تک ستاره ای که بطلمیوس خارج از طرح صورت قرار داده ( ـ جاثی ) اشاره کرده و عقیده دارد که باید این ستاره در مچ دست قرار گیرد و همچنین ستاره ای که در یک ذراع (تقریباً ْ٢) جنوب آن ( ـ جاثی ) قرار گرفته (احتمالاً ٢٩ ـ جاثی ) و بطلمیوس به آن اشاره ای نکرده است ، باید بر سر دست باشد. در موردی دیگر، ستاره ای از قدر ششم (٩٠ ـ جاثی ) را در زیر زانوی چپ وصف کرده و نوشته : «چنانکه گویی بر عضلة ساق است ». این ستاره را نیز بطلمیوس ذکر نکرده است ( رجوع کنید بهص ٨٣؛ قس مور، ذیل "Hercules" ). با وجود این ، صوفی در طرح ستارگان جاثی دست نبرده و عیناً بر اساس نظر بطلمیوس آنها را ترسیم کرده است ( رجوع کنید به شکل ١). به نوشتة صوفی
(ص ٨١ ـ٨٢)، اعراب قدیم مجموعه ای از نُه ستارة دو دستِ جاثی و ستاره های هفتم و نهم شلیاق را ــ که همگی در یک ردیف قرار داشتند ــ نَسَق شامی و ستارگان حوالی نسق را تماثیل می نامیدند. البته خوارزمی در مفاتیح العلوم (ص ٢٣٦)،
تماثیل را نام دیگری برای کل ستارگان جاثی دانسته است .
ظاهراً اعراب قدیم بخشهایی از صورتهای فلکی جاثی ، حوا * و حیّه * را روضه (بهشت ) می نامیدند که نسق شامی در مرز شمالی آن قرار می گرفت (آلن ، همانجا). در بعضی روایتها، ستارة نوزدهم در پای چپ جاثی را، به تنهایی نَسَق نامیده اند (صوفی ، ص ٨٢). به نوشتة صوفی (همانجا) عامة مردم ستاره ای را که در قوزک پای چپ جاثی قرار دارد، به همراه ستارگان سوم ، چهارم و پنجم از مجموعة عوایذ در تنّین ، به صورت صلیبی افتاده (صلیب الواقع ) تصور کرده اند. صوفی آن را شبیه شکل صلیب صورت فلکی دلفین * می داند. اعراب ستارة یازدهم در پهلوی راست جاثی را به همراه ستاره های بیست وسوم تا بیست وهشتم ، از ران تا ( ساق ) پای راست جاثی ، را ضِباع (کفتارها) می نامیدند (همانجا). به نوشتة صوفی (همانجا) مجموعه ای از ستارگان عوّاء را نیز ضباع نامیده اند.
بطلمیوس (همانجا) قدرهای ٢٨ ستارة جاثی را چنین وصف کرده است : شش تا از قدر سوم ، هفده تا از قدر چهارم ،
دو تا از قدر پنجم و شش تا از قدر ششم . اما صوفی (ص ٨٦ ـ ٨٧) بر اساس رصدهای خود، ستارگان جاثی را پنج تا از
قدر سوم ، پانزده تا از قدر چهارم ، پنج تا از قدر پنجم و سه
تا از قدر ششم آورده است . ستارة اول جاثی ــ که آن را رأس الجاثی یا کلب الراعی (= سگ نگهبان ) نیز نامیده اند ــ مهم ترین و مشهورترین ستارة این صورت بوده که آن را بر صفحة اسطرلاب رسم می کرده اند (همان ، ص ٧٧، ٨٢؛ عرضی دمشقی ، ص ٣٨٤).
صوفی (ص ٧٨، ٨٣) در توصیف بخشهای گوناگون جاثی ، به وجود ستارگانی از قدر پنجم و ششم اشاره کرده است ، که به نوشتة وی ، بطلمیوس و رصدکنندگان پیشین به آن توجه نکرده بودند. ابوریحان بیرونی (١٣٧٣ـ ١٣٧٥، ج ٣، ص ١٠٢٨ـ ١٠٣٠)، قدر ستارگانِ جاثی را بر اساس نظر بطلمیوس و صوفی ، در فهرستی مقایسه کرده است .
جاثی با صورتهای عقاب ، عوّاء، اکلیل شمالی ، تنّین ، شلیاق ، حوّا، سَهْم ، حیّه و روباهک هم مرز است . محدودة شرقی ـ غربی این صورت فلکی از بُعد ١٥ ساعت و ٤٧ دقیقه تا ١٨ ساعت و ٥٦ دقیقه و محدودة شمالی ـ جنوبی آن از مِیل ْ٥١ + تا ْ٤ + است ( رجوع کنید به شکل ٢). جاثی ، ٨٥ ستاره درخشان تر از قدر ٥ر٥ دارد و ١٥ر١٢٢٥ درجة مربع (یعنی ٩٧٠ر٢%) از آسمان را می پوشاند (بکیچ ، ص ٢١٤). ستارة رأس الجاثی ( ـ جاثی ) ستاره ای متغیر است که درخشندگی آن بین قدر ١ر٣ تا ٩ر٣ در دوره ای نود روزه تغییر می کند (برنم ، ج ٢، ص ٩٥٦). به
تغییر درخشندگی این ستاره در دورة باستان و دورة اسلامی توجه نشده است . اگرچه رأس الجاثی ، به لحاظ موقعیت ، در طرح جاثی اهمیت داشته است ، اما امروزه ستارگان و ـ جاثی به ترتیب با قدرهای ٧٨ر٢ و ٨١ر٢ درخشان ترین ستارگان جاثی به لحاظ ظاهری هستند (همان ، ج ٢، ص ٩٦٦، ٩٦٨). خوشة کروی ١٣ M ، مهم ترین جرم غیرستاره ای در جاثی است . این خوشه در١٣ مسیر ظاهری ستارة ـ جاثی به ـ جاثی قرار دارد و بیش از صد هزار ستاره را شامل می شود. ١٣ M در آسمان تاریک با چشم غیرمسلح به صورت توده ابری کم نور دیده می شود. اما در مآخذ نجوم باستان و دورة اسلامی به آن اشاره ای نشده است . نخستین بار ادموند هالی ، منجم انگلیسی ، در ١١٢٦/ ١٧١٤ این خوشة ستاره ای را کشف کرد و آن را سحابی پنداشت (بکیچ ، همانجا؛ آلن ، ص ٢٤٢). در نجوم جدید مشخص شده است که خورشید و منظومة شمسی ، در حرکت فضایی خود در کهکشان ما، به سوی نقطه ای در صورت فلکی جاثی (حدود ْ٣ جنوب ستارة ـ جاثی ) در حال حرکت اند (بکیچ ، همانجا؛ میتون ، ذیل "apex" ).
منابع :
ابوریحان بیرونی ، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم ،
(١) چاپ جلال الدین همائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢) همو، کتاب القانون المسعودی ، حیدرآباد دکن ١٣٧٣ـ ١٣٧٥/ ١٩٥٤ـ١٩٥٦؛
محمدبن
(٣) احمد خوارزمی ، مفاتیح العلوم ، چاپ ابراهیم ابیاری ، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
شهمردان بن ابی الخیر، روضة المنجمین ، چاپ عکسی
از نسخة خطی کتابخانة ملک ، با مقدمه و فهرستها و اصطلاحات
(٤) نجومی از جلیل اخوان زنجانی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
عبدالرحمان بن عمر صوفی ، کتاب صورالکواکب ، چاپ عکسی از نسخة خطی کتابخانة
(٥) بودلیان ، ش ١٤٤ Marsh. ، فرانکفورت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٦) همان : ترجمة صورالکواکب عبدالرحمن صوفی ، به قلم نصیرالدین طوسی ، چاپ معزالدین مهدوی ، تهران ١٣٥١ ش ؛
(٧) مؤیدالدین عرضی دمشقی ، تاریخ علم الفلک العربی ( کتاب الهیئة )، چاپ جورج صلیبا، بیروت ١٩٩٠؛
(٨) احمدبن قوص منوچهری ، دیوان ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٩) Richard Hinckley Allen, Star names: their lore and meaning , New York ١٩٦٣;
(١٠) Michael E. Bakich, The Cambridge guide to the constellations , Cambridge ١٩٩٥;
Robert Burnham Jr., Burnham , s celestial handbook: an
(١١) observer , s guide to the universe beyond the Solar System , New York ١٩٧٨;
(١٢) Paul Kunitzsch and Tim Smart, Short guide to modern star names and their derivations , Wiesbaden ١٩٨٦;
(١٣) Jacqueline Mitton, A concise dictionary of astronomy , Oxford ١٩٩١;
(١٤) Patrick Moore, Guide to stars and planets , London ١٩٩٣;
(١٥) New Larousse encyclopedia of mythology , introduction by Robert Graves, London: Hamlyn, ١٩٨١;
(١٦) Claudius Ptolemy, Ptolemy , s Almagest , translated and annotated by G. J. Toomer, London ١٩٨٤;
(١٧) Adrian Room, Dictionary of astronomical names , London ١٩٨٨.
/ حمیدرضا گیاهی یزدی /
تصاویر این مدخل:
شکل ١- صورت فلکی جاثی در کتاب صورالکواکب از عبدالرحمان صوفی منبع: عبدالرحمان بن عمرصوفی ،کتاب صورالکواکب ،چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه بودلیان ،ش١٤٤،Marsh، فرانکفورت ١٤٠٦/١٩٨٦
شکل٢- محدوده و طرح صورت فلکی جاثی درمیان صورت های فلکی دیگر. درنقشه جدید منبع:Patrick Moor, Guide to stars and plants , London١٩٩٣