دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣١١
جیرفت ، شهرستان، سدّ و شهری در استان كرمان.
١) شهرستان جیرفت . در جنوب استان واقع است. از شمال به شهرستان كرمان، از مشرق به شهرستان بم*، از جنوب به شهرستانهای عَنبرآباد و كَهنوج *و از مغرب به شهرستان بافت* محدود میشود و مشتمل است بر سه بخش به نامهای مركزی، جِبالْبارِز و ساردوئیه، یازده دهستان و سه شهرِ درب بهشت، جبالبارز و جیرفت (مركز شهرستان).
جیرفت در دره نسبتاً پهنی گسترده شده است. رشتهكوه بارز *(جبال بارز)، كه مرز طبیعی شهرستانهای جیرفت و بم است، بهطول حدود ١٥٦ كیلومتر از شمالغربی تا جنوبشرقی كشیده شده و كوهستان بَهْرْآسِمان (بلندترین قله ح ٨٨٦ ، ٣ متر) در شمال شهرستان امتداد دارد (جعفری، ج ١، ص ١٢١، ١٧٣). گسل جیرفت، كه از مشرق شهر جیرفت آغاز میشود و به سمت جنوب ادامه مییابد، در این شهرستان است (درویشزاده، ص ١٧١). زمینهای جیرفت با هلیلرود *و شعبههای آن آبیاری میشود. رود فرق از شعبههای هلیلرود، آبشاری به ارتفاع ١٧٠ متر دارد (جعفری، ج ٢، ص ٨٦، ٢٣٦، ٣٠٠، ٤٣٢، ٤٨٠؛ صفا، ص ٨، ١٤). یكی از بلندترین آبشارهای ایران، به نام سَرندكوه درین، به ارتفاع ١٧٧ متر، در جیرفت واقع است (صفا، ص ١٥٤).
جیرفت سه منطقه آب و هوایی دارد: سرد، گرم و معتدل. نفوذ رطوبت اقیانوس هند به آن، سبب ریزش بارانهای سیلآسا میشود. در تابستان باد بسیار گرمی (در محل معروف به «هوشا» و «كوه باد») از كوههای شمال و شمالشرقی بهطرف دشت جیرفت میوزد. این باد ــ كه مدت وزشِ آن، گاهی به هفت شبانهروز میرسد ــ رطوبت هوای جیرفت را كاهش میدهد (صفا، ص ٤).
از لحاظ كشاورزی، شهرستان جیرفت مستعدترین ناحیه استان كرمان محسوب میشود و بهسبب تنوع آب و هوا، هم محصولات گرمسیری و هم محصولات سردسیری دارد و ازاینرو، به «هند كوچك» معروف است (همان، ص ٣).
اهالی جیرفت شیعه دوازده امامیاند و به فارسی با گویش محلی گفتگو میكنند ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ١١٩، ص ٥٦). برخی ایلها، از جمله آسیابر، جبالبارزی، مِهْنی، بلوچِ سلیمانی، ایل عرب سَرحَدی در این شهرستان ییلاق و قشلاق میكنند (مركز آمار ایران، ١٣٧٨ ش، ص ١٢٣ـ ١٢٥).
جمعیت شهرستان در ١٣٧٥ ش، ٨٧٤ ، ٢٠٨ تن بوده كه از این میان ٧٩٠ ، ٧٤ تن (ح ٣٦%) شهرنشین و بقیه روستانشین بودهاند (مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش، ص شصت).
راه اصلی كرمان ـ بندرعباس از این شهرستان میگذرد. در ١٣٥١ ش، با احداث پل سنگی بزرگی با ٢٢ دهنه بر روی هلیلرود، شهر جیرفت در كرانه چپ و آبادی كَهیرو در كرانه راست باهم مرتبط شدند (صفا، ص ١٣).
جیرفت در ١٣١٦ ش شهرستانی مشتمل بر سه بخش در استان جنوب بود (ایران. قوانین و احكام، ١٣١٦ ش، ص ٧٥). در ١٩ دی همان سال، با ضبط سبزواران، از بخشهای تابع شهرستان بم شد (همان، ص ٨٩ ـ٩٠) و در ١٣٢٩ ش، با همین ضبط، شهرستان گردید (ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، ج ٢، ص ٣٦٨،٤٤٠ـ٤٤٦). در ١٣٣٠ ش جیرفت شهرستانی مشتمل بر چهار بخش به مركزیت شهر سبزواران (= جیرفت) ذكر شده است (حسینعلی رزمآرا، ج ٨، ص ١٠٥ـ١٠٦). در تقسیمات كشوری ١٣٥٥ ش، شهرستان جیرفت مشتمل بر دو بخش بود و در استان كرمان قرار داشت. در ١٣٦٩ ش، شهرستان جیرفت به مركزیت شهر جیرفت، مشتمل بر چهار بخش (مركزی، جبالبارز، ساردوئیه و عنبرآباد) و ٢٢ دهستان و دو شهر (جیرفت و عنبرآباد)، تشكیل شد (ایران. قوانین و احكام، ١٣٧٠ ش، ص ٨٣٢ ـ٨٣٣). در ١٣٧٧ ش، دو شهر جبالبارز و درب بهشت و ١٢١ آبادی در تركیب آن جای داشتند. در فروردین ١٣٨٢ بخش عنبرآباد از آن جدا و شهرستان مستقلی شد (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی، ١٣٨٢ ش، ذیل «استان كرمان»).
آثار باستانی و تاریخی این شهرستان عبارتاند از: ١) بقایای انسانهای پارینهسنگی و نوسنگی كه در غارهایی در كوههای دَلفارد و جبالبارز یافته شده است. ٢) محوطه نسبتاً وسیعی معروف به شهر دقیانوس كه در آن بقایای شهری تاریخی دیده میشود. این محوطه در دو سوی هلیلرود، از شمال آبادی زِینَلآباد (در حدود بیست كیلومتری شمالغربی جیرفت) و مزرعه نجفآباد(در حدود چهارده كیلومتری شمالغربی جیرفت)، در كرانه چپ رود حسینآباد (در حدود بیست كیلومتری شمالشرقی كهنوج) در كرانه راست رود تا كُنارْصَندَل و امیرآباد بالا (در حدود سی كیلومتری جنوب جیرفت) را در بر میگیرد. در این محوطه، كه در محل معروف به كِلْنِگْ است، این آثار دیده میشود: سكههایی متعلق به دوره اشكانی؛ آثار نهری بزرگ (در محل معروف به كَمِهاری) منشعب از رودِشور، كه ویرانی آن را به غزها نسبت دادهاند؛ قلعه «گبرها» در آبادی بِهجَردِ بالا (در هفت كیلومتری مغرب جیرفت) و قلعهای در شمال آبادی هُوكِرد كه ظاهراً محل ارگ شهر بوده است. همچنین شهرستان چند زیارتگاه دارد به نامهای حضرت امیر در آبادی قلعهكوچك (حدود ٣٥ كیلومتری جنوب جیرفت)، «دوازده امام» در آبادی اللّهآباد (در حدود پنجاه كیلومتری جنوبغربی جیرفت)، «پیركَهُور» در آبادی تَلْسَمَند (در حدود ٧٩ كیلومتری جنوبشرقی جیرفت) و آرامگاهی به نام امیرحیدر، متعلق به دوره صفوی، در دهستان اسفندقه (صفا، ص ١٥، ٢٢، ٣٥ـ٣٦، ٦٩؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ١١٥، ص ١٢، ٤٢، ٥٧).
٢) سدّ جیرفت یا هلیلرود، پنجمین سد بتونی ایران، كه در حدود ٤٥ كیلومتری شمالغربی شهر جیرفت، در محلی معروف به «تنگِ نرآب»، بر روی هلیلرود احداث شده است. ارتفاع این سد ١٣٤ متر، طول تاج آن ٢٥٠ متر و گنجایش كل مخزن آن ٤٣٠ میلیون متر مكعب است و با شش دریچه، قدرت تخلیه ٤٠٠ ، ٦ متر مكعب آب را در هر ثانیه و توانایی تولید سیهزار كیلووات برق را دارد. دریاچه سد (به مساحت تقریبی دوازده هكتار) حدود ٢٠٠ ، ١٤ هكتار از زمینهای شهرستان را آبیاری میكند (فرهنگی، ص ٩٦؛ صفا، ص ١٣ـ١٤). ساخت سد جیرفت در ١٣٥٤ ش آغاز شد و در ١٣٧٢ ش خاتمه یافت (فرهنگی، همانجا).
بهرهبرداری از سد جیرفت به همراه بندهای انحرافی و آبراههها، علاوه بر تأمین آبِ زمینهای كشاورزی شهرستان جیرفت، آبیاری حدود ٥٠٠ ، ٤ هكتار از زمینهای كهنوج را نیز میسر میكند (نیكنفس دهقانی، ص ٨).
٣) شهر جیرفت، مركز شهرستان، در ارتفاع حدود ٦٩٠ متری، در حدود ٢٤٨ كیلومتری جنوبشرقی شهر كرمان، در مسیر كرمان ـ بندرعباس قرار دارد. اراضی آن در دشت گسترده شده است. هلیلرود در شمال و مشرق آن جریان دارد. آب وهوای آن گرم و خشك است. حداكثر دمای شهر ْ٤٧ در مرداد و كمترین آن ْ٢ در بهمن و بارش سالانه آن حدود ٢٥١ میلیمتر ضبط شده است (سازمان هواشناسی كشور، ص ٤٥٤).
شهر جیرفت، علاوه بر در اختیار داشتن فرودگاه داخلی، با راه اصلی به طول حدود ٢٨٢ كیلومتر به سمت جنوبغربی، با بندرعباس و به طول حدود ٢٤٨ كیلومتر به سمت شمالغربی با مركز استان كرمان، و از ٩٥ كیلومتری همین راه به سمت مشرق با زاهدان مرتبط میشود. شهر دارای كارخانههای روغنكشی و پنبهپاككنی است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ١١٥، ص ١٢٨؛ نیكنفس دهقانی، ص ٩).
جیرفت در ١٣٣٠ ش به شهر تبدیل شد (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی، ١٣٨٢ ش، ذیل «استان كرمان»). در سرشماری ١٣٧٥ ش، جمعیت آن ٢٠١ ، ٥٩ تن بوده است (مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش، ص هشتادویك).
آثار مهم تاریخی این شهر عبارتاند از: ویرانههای شهری تاریخی در حدود دو كیلومتری جنوبغربی شهر جیرفت، كه به گمان برخی، مكان شهر تاریخی جیرفت یا مكان شهر كمادین/ قمادین(رجوع کنید به ادامه مقاله) است؛و دو امامزاده به نامهای بیبیشهربانو و شاهسواران (فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ١١٥، ص١٢٨).
پیشینه. نام جیرفت متشكل از دو كلمه «جیر» به معنای پَست و پایین و «اُفت» به معنای افتادن است. نام شهر را از جمله به معنای كناررود هم دانستهاند (رجوع کنید به برهان، ج ٢، ص ٦٠٥؛ صفا، ص ٢؛ حاجعلی رزمآرا، ص ٢٣).
از پیشینه قبل از اسلام جیرفت اطلاع چندانی در دست نیست. گفتهاند (سایكس، ص ٤٨ـ٤٩، ٤٤٤ـ٤٤٥؛ گابریل، ١٩٥٢، ص ١٢؛ همو، ١٣٧١ ش، ص ٢٧٨؛ باستانی پاریزی، ج ١، ص ١١) «گدروزیا» ــ كه سپاهیان اسكندر در راه بازگشت از هند، و كراتروس (سردار وی) برای مذاكره با پادشاه گدروزیا در ٣٢٥ ق م در آن توقف كردند و استرابون، مورخ یونانی،در ٦٣ ق م در ذكر قلمرو ایالت كارمانیا (كرمان) از آن یاد كرده (ج ١، ص ٥٠١) ــ ظاهراً قدیمترین نام جیرفت است. یاقوت حموی (ذیل «جِزدَوس») نام جِیرَفت را به عنوان قصبه ولایت جِردَوس در كرمان به كار برده است.
در زمان فتح آن در دوره اسلامی، جیرفت قصبه (مركزِ) كرمان بهشمار میرفت. بهنوشته محمدبن جریر طبری (ج ٤، ص١٨٠؛ نیز رجوع کنید به ابناثیر، ج ٣، ص ٤٣ـ٤٦)،جیرفت در سال ٢٣، آخرین سال خلافت عمربن خطاب، به دست سهیلبن عَدی فتح شد. بار دیگر در زمان خلافت عثمانبن عفان (٢٣ـ٣٥)، مجاشعبن مسعود سُلَمی آن را گشود (بلاذری، ص ٥٥١)، اما ظاهراً اهالی منطقه تا دوره عباسیان (١٣٢ـ٦٥٦)، پیرو آیین زردشت بودند و اسلام را رسماً در آن دوره پذیرفتند (حافظ ابرو، ج ٣، ص٢٠). در سده اول، ولایت كرمان، به ویژه شهر جیرفت، از عمدهترین مراكز خوارج بهشمار میرفت و مُهَلّببن ابیصُفره اَزْدی، در سال ٧٧ در آنجا با خوارج جنگید كه منجر به شكست و رانده شدن آنان از جیرفت شد (طبری، ج٦، ص ٣٠١). در ١٣٠، جیرفت نبردگاه عامربن ضُباره با شَیبانبن عبدالعزیز یشكُری، به سبب مخالفت شیبان با مروان بنمحمد، آخرین خلیفه اموی، بود كه به شكست شیبان انجامید (همان، ج ٧، ص ٣٥٢).
یعقوب لیث صفار (حك: ٢٤٧ـ ٢٦٥)، پس از سركوبی اهالی متمرد جیرفت و قوم كوفچ *، آنجا را تسخیر كرد. مقارن حكومت صفاریان، بر آبادانی جیرفت افزوده شد (افضلالدین كرمانی، ١٣٥٦ ش، ص ١٢٢ـ١٢٣؛ حافظابرو، همانجا؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله). شاید بتوان بیشترین اهمیت جیرفت را در این دوره و حتی پس از آن، قرارگرفتن شهر در محلاتصال دو راه اصلی دانست: یكی راه هندوستان، از طریق جالْق (شهر مرزی در سیستان و بلوچستان) و دیگری راه خلیجفارس، از طریق بندرعباس (بارتولد، ص ١٤١). كالاهای تجار از قُمادینِ جیرفت (رجوع کنید به ادامه مقاله) به دیگر نقاط كشور صادر میشد.
در سده سوم، ابنخرداذبه (ص ٤٩، ٥٤) جیرفت را از شهرهای بزرگ كرمان، در بیست فرسخی بم، معرفی كرده است. شهر در سده چهارم مركز كوره جیرفت، مجمع تجار، بزرگتر از اصطخرِ فارس و بسیار آباد بود. دژی با چهار دروازه به نامهای شاپور، بم، سیرجان و مصلی داشت و دارای مسجدجامع، بازار، حمامهای پاكیزه، میوههای سردسیری و گرمسیری چون خرما و جوز و ترنج، و معادن بسیار، به ویژه نقره، بود و در جویهای آن زر یافت میشد (اصطخری، ص ١٦٦؛ مقدسی، ص ٤٦١، ٤٦٦؛ حدودالعالم، ص ١٢٦). جغرافینویسان این دوره، از دیورود (هلیلرود)، كه قدرت گرداندن شصت آسیاب را داشت، و دیههای معروف به «خوره» در جیرفت مطالبی آوردهاند (رجوع کنید به حدودالعالم، ص ٣١، ١٢٦؛ جیهانی، ص ١٢٩ـ١٣٠). كوره جیرفت دارای شهرهای بسیار بود و شهری به نام هرمزملك (نباید آن را با هرمزكنونی یكی دانست)، متعلق به دوره ساسانی، در راه جیرفت ـ بم قرار داشت (اصطخری، ص ١٦١). در ٣٢٤، جیرفت كه همچنان مركز كرمان محسوب میشد، بهدست معزالدوله دیلمی افتاد. در ٣٦٠ عضدالدوله دیلمی آنجا را تصرف كرد (ابناثیر، ج ٨، ص ٣٢٤ـ٣٢٦، ٦١٣ـ٦١٤). در ٣٩٠ ابونصربن عزالدوله بختیار (از امرای دیالمه) و سپس بهاءالدوله (فرزند عضدالدوله) و سال بعد طاهربن احمد صفاری (حاكم سیستان) جیرفت را تسخیر كردند (همان، ج ٩، ص١٦٠ـ١٦١، ١٦٦ـ١٦٧). در اواسط سده پنجم، به سبب ضعف امرای دیلمی، بیشتر نواحی كرمان و از جمله جیرفت را اقوام كوفچ غارت میكردند. قاوردبن چَغری بیگ داوود، مؤسس سلجوقیان كرمان، در ٤٤٣ آنان را سركوب و جیرفت را تسخیر كرد (حافظابرو، ج ٣، ص ٢٣ـ٢٤). در دوره حكومت سلجوقیان كرمان، بهویژه در دوره محمدبن ارسلانشاه (حك: ٥٣٧ ـ٥٥١)، بر آبادانی جیرفت افزوده شد و به دستور وی رباطها، مساجد و مدارس بسیاری در آنجا احداث شد (افضلالدین كرمانی، ١٣٢٦ ش، ص ٢٧). در همین دوره برای نخستین بار از موضعی (شهركی) بهنام قُمادین یاد شده كه بارتولد (ص ١٤١) آن را محلهای خارج از شهر و مسكن عمده تجار خارجی دانسته است. بهنوشته افضلالدین كرمانی (١٣٤٣ ش، ص١٠٠)، قمادین مخزن نفایس چین، خطا/ ختا، هندوستان، حبشه، زنگبار، روم، مصر، ارمینیه، آذربایجان، ماوراءالنهر، عراق، خراسان و فارس بود.
جیرفت تا اوایل نیمه دوم سده ششم، شهری نیكو بود و امالقرای كرمان محسوب میشد (ادریسی،ج ١، ص ٤٣٤؛ بیهقی، ص ٣٢)، اما در ٥٦٢ به سبب شایع شدن بیماری و مرگ، طغرل شاهبن محمد و تركان و غلامان شهر را غارت كردند (افضلالدین كرمانی، ١٣٤٣ ش، ص ٥١). جیرفت پس از مرگ طغرلشاه، به سبب اختلاف فرزندان وی برای كسب قدرت، رو به انحطاط و ویرانی گذاشت و از اهمیت تجاری آن تا حد زیادی كاسته شد(رجوع کنید به همان، ص ١٧٦؛ همو، ١٣٥٦ ش، ص ٧٩)، چنانكه در ٥٦٦، بهرامشاه، قمادینِ جیرفت را غارت و شهر و روستاهای آن را ویران كرد (همو، ١٣٤٣ ش، ص ٦١ـ٦٢). در ٥٧٥، جیرفت با حمله وحشیانه غزهای رانده شده از سرخس، به كلی ویران شد (همو، ١٣٢٦ ش، ص ٨٧ ـ ٨٩). پس از آن جیرفت مدتی، در دوره ملك دینارغز (والی كرمان، متوفی ٥٩١)، در آرامش نسبی به سر برد (همان، ص ١٦١). در آن دوره، دارالملك كرمان بود و به دلیل آب و هوای مطبوع لقب «جَنَّه اَرْبَعَةِ اَشهُر» (بهشت چهار ماه) داشت (همو، ١٣٥٦ ش، ص ١٢٦، ١٦٣). در سال ٦٠٠، امیرقطبالدین مبارز، از ملوك شبانكاره، دور شهر حصار كشید و قدرت دفاعی آن را بالا برد (همان، ص ٢١٧). در ٦١٩، منطقه به دست قراختاییان (قتلغخانیان) افتاد(همان، ص ٢٢٢ـ٢٢٣؛ ناصرالدین منشی كرمانی، ص ٢٢ـ٢٣). ظاهراً پس از آنكه جیرفت اهمیت خود را تا حدی به دست آورد و در ردیف شهرهای بزرگ كرمان قرار گرفت (رجوع کنید به یاقوت حموی، ذیل «جِیرَفْت»)، بر اثر حمله مغولها، در ٦٢١ به كلی ویران شد (نَسَوی، ص ١٢٦، ١٣٢). در اواسط قرن هفتم، كه ماركوپولو از شهر دیدن كرده، از ویرانی آن به دست تاتارها (مغول) گزارش داده و نام شهر جیرفت (یا شاید قمادین) را «كاماندو » و ناحیه مجاور آن را «رئوبارل » (رودبار، اكنون دهستانی در جیرفت) ضبط كرده است (ص ٥٨ ـ٦٠). به گفته وی (همانجا)، برخی از شهرهای ناحیه، از ترس حمله دزدانِ قبیله قراوناس (ظاهراً ساكن مكران)، با دیوارهای بلند گلی محصور شده بودند. ظاهراً شهر پس از ویران شدن به دست مغولها، دیگر آباد نشد و نام جیرفت تا مدتها (دستكم تا سده چهاردهم) فقط به ناحیه آن اطلاق میشد (رجوع کنید به لسترنج، ص ٣١٤؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله).
در سده هشتم حمداللّه مستوفی (ص ١٤٠) از نخلستان فراوان و خرمای ارزان در آن یاد كرده است.
از حوادث مهم دوره صفوی، حمله بلوچها به جیرفت و غارت آنجا (مشیزی، ص ٦١٤، ٦٢١) بوده است.
در اوایل دوره قاجار، وزیری كرمانی (ص ١١٥، ١١٧ـ ١١٨) جیرفت را بلوكی (ظاهراً به مركزیت دوساری) با خانههایی از كَپَر و كُتّوك و جمعیتی بالغ بر هشت هزار تن ذكر كرده است. در زمان او جایی در بلوك جیرفت كه بتوان آن را شهر نامید وجود نداشته است و در محلّ شهر قدیمی جیرفت، پس از باران میتوانستند اشیای قیمتی بیابند (ص ١١٦). وی حتی در ذكر اسامی قرای معتبر آن (ص ١١٧)، از آبادی جیرفت (شهر كنونی) نام نبرده است. ظاهراً نخستینبار در دوره محمدشاه قاجار (حك:١٢٥٠ـ١٢٦٤)، فیروزمیرزا فرمانفرما (ص٦٩ـ٧٥ ) نامی از شهر جیرفت كنونی، با ضبط سبزواران، آورده است. در آن زمان، دوساری كماكان مركز بلوكات جیرفت، سارد و جبال بارز بود.
در ١٢٦٧/١٨٥٠ كیت آبوت، كنسول انگلیس در تهران، به قصد تحقیق در بیابانهایمركزی ایران، به جیرفت رفت و از خرابههای معروف به شهرِ دقیانوس (شهر جیرفت تاریخی) دیدن كرد (گابریل، ١٩٥٢، ص ١٨٨ـ١٨٩). در ١٣٢١/١٩٠٣، سرپرسیسایكس (ص ١٤٤) در باره قبرستانی در جیرفت (ظاهراً متعلق به قرن یازدهم) مطالبی آورده است. وی مكان شهر تاریخی جیرفت را مقابل دَشتِ كوچ، در حدود ده كیلومتری مغرب شهر كنونی جیرفت، ذكر كرده است (ص ١٤٥). بارتولد (ص ١٤١) نوشته كه مكان آن نزدیك آبادی كریمآباد (ظاهراً كریمآباد بالا)، در حدود ٢٢ كیلومتری جنوب جیرفت كنونی، و قمادین نزدیك آبادی سَرگَز (چهارده كیلومتری شمالغربی شهر جیرفت كنونی) است. وی در جنوب مكان اخیر، در محلی معروف به باغ بابو، مرهمدانی متعلق به دوره یونانی یافته و آن را دلیلی بر وجود سپاهیان اسكندر در آنجا دانسته است. در ١٣٣٠، جادههای جیرفت ناامن بود، زیرا بلوچها كاروانها (عمدتاً كاروانهای هندیها و انگلیسیها) را غارت میكردند ( كتاب آبی، ج٥، ص١٠١٤، ١٢٠٩، ج٦، ص١٢٨٤ـ ١٢٨٥).
ظاهراً از اوایل سده چهاردهم به بعد نام شهر كنونی جیرفت بهعنوان قصبه بلوك جیرفت و گاهی با ضبط سبزواران در منابع دیده شده است (رجوع کنید به كیهان،ج ٢، ص ٢٥١؛
ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، ج٢، ص ٤٤١). در حدود ١٣٣٠ ش سبزواران و دیگر بخشهای شهرستان جیرفت از حاصلخیزترین نقاط استان هشتم (كرمان و مكران) به شمار میرفت و مردم آنجا به كشت غلات، خرما، برنج و حبوبات اشتغال داشتند. غلات و برنج آن صادر میشد و جمعیت شهر سبزواران، به سبب كوچ ایلات و تفاوت آب و هوا، در تابستانها اندك و در زمستانها بیشتر بود (حسینعلیرزمآرا،ج٨،ص١٠٥، ٢٢٨ـ٢٢٩). در اواسط همین سده، خشكسالی و قحطی در جیرفت، بهویژه در ١٣٤١ش، منجر به كشتهشدن بسیاری از اهالی آنجا شد. خشكسالی اكنون هم در جیرفت دیده میشود (صفا، ص ١٣٨ـ١٣٩).
منابع:
(١) ابناثیر؛
(٢) ابنخرداذبه؛
(٣) محمدبن محمد ادریسی، كتاب نزهه المشتاق فی اختراق الا´فاق، قاهره: مكتبه الثقافه الدینیه،[بیتا.(؛
(٤) اصطخری؛
(٥) احمدبن حامد افضلالدین كرمانی، تاریخ افضل، یا، بدایعالازمان فی وقایع كرمان، چاپ مهدی بیانی، تهران ١٣٢٦ ش؛
(٦) همو، تاریخ كرمان: سلجوقیان و غز در كرمان، )تحریر(محمدابراهیم خبیصی، چاپ باستانی پاریزی، تهران ١٣٤٣ ش؛
(٧) همو، كتاب عقدالعلی للموقف الاعلی، چاپ علیمحمد عامری نائینی، تهران ١٣٥٦ ش؛
(٨) ایران. قوانین و احكام، مجموعه قوانین سال ١٣١٦، تهران: روزنامه رسمی كشور شاهنشاهی ایران، )? ١٣١٦ ش(؛
(٩) همو، مجموعه قوانین و مقررات مربوط به وزارت كشور: از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان سال ١٣٦٩، تهران ١٣٧٠ ش؛
(١٠) ایران. وزارت كشور، تقسیمات كشور شاهنشاهی ایران، تهران ١٣٥٥ ش؛
(١١) ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار وثبت احوال، كتاب جغرافیا و اسامی دهات كشور، ج ٢، تهران ١٣٢٩ ش؛
(١٢) ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی. دفتر تقسیمات كشوری، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شماره مصوبات آن، تهران ١٣٨٢ ش؛
(١٣) همو، نشریه عناصر و واحدهای تقسیمات كشوری، ) تا پایان آبان ١٣٨٤( تهران ١٣٨٤ ش؛
(١٤) محمدابراهیم باستانی پاریزی، وادی هفت واد: بحثی در تاریخ اجتماعی و آثار تاریخی كرمان، ج ١، تهران ١٣٥٥ ش؛
(١٥) محمدحسینبن خلف برهان، برهان قاطع، چاپ محمدمعین، تهران ١٣٦١ ش؛
(١٦) بلاذری؛
(١٧) علیبن زید بیهقی، تاریخ بیهق، چاپ احمد بهمنیار، )تهران ١٣٦١ ش (؛
(١٨) عباس جعفری، گیتاشناسی ایران، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٩ ش؛
(١٩) ابوالقاسم بن احمد جیهانی، اشكالالعالم، ترجمه علیبنعبدالسلام كاتب، چاپ فیروز منصوری، تهران ١٣٦٨ ش؛
(٢٠) عبداللّهبن لطفاللّه حافظابرو، جغرافیای حافظابرو، چاپ صادق سجادی، تهران ١٣٧٥ شـ ؛
(٢١) حدودالعالم؛
(٢٢) حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب؛
(٢٣) علی درویشزاده، زمین شناسی ایران، تهران ١٣٨٠ ش؛
(٢٤) حاجعلی رزمآرا؛
(٢٥) جغرافیای نظامی ایران: كرمان، تهران ١٣٢٣ ش؛
٢٦- حسینعلی رزمآرا؛
(٢٧) سازمان هواشناسی كشور، سالنامه آماری هواشناسی: ٧٦ـ ١٣٧٥، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٢٨) عزیزاللّه صفا، تاریخ جیرفت و كهنوج، )كرمان] ١٣٧٣ ش؛
(٢٩) طبری، تاریخ (بیروت)؛
(٣٠) فیروز میرزابن عباسمیرزا فرمانفرما، سفرنامه كرمان و بلوچستان، چاپ منصوره اتحادیه (نظام مافی)، تهران ١٣٦٠ش؛
(٣١) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران، ج ١١٥: سبزواران، تهران: اداره جغرافیائی ارتش، ١٣٦٢ ش؛
(٣٢) بیژن فرهنگی، نگرشی بر سدهای ایران: گذشته، حال، آینده، تهران ١٣٧٢ ش؛
(٣٣) كتاب آبی: گزارشهای محرمانه وزارت امور خارجه انگلیس در باره انقلاب مشروطه ایران، چاپ احمد بشیری، تهران: نشر نو، ١٣٦٢ـ١٣٦٩ش؛
(٣٤) مسعود كیهان، جغرافیای مفصل ایران، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش؛
(٣٥) آلفونس گابریل، عبور از صحاری ایران، ترجمه فرامرز نجد سمیعی، مشهد١٣٧١ش؛
(٣٦) مركز آمار ایران، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر كوچنده ١٣٧٧: نتایج تفصیلی كل كشور، تهران١٣٧٨ ش؛
(٣٧) همو، سرشماری عموی نفوس و مسكن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی كل كشور، تهران ١٣٧٦ ش؛
(٣٨) میرمحمد سعیدبن علی مشیزی، تذكره صفویه كرمان، چاپ محمد ابراهیم باستانیپاریزی، تهران ١٣٦٩ ش؛
(٣٩) مقدسی؛
(٤٠) ناصرالدین منشی كرمانی، سمطالعلی للحضره العلیا، چاپ عباس اقبال، تهران ١٣٦٢ ش؛
(٤١) محمدبن احمد نسوی، سیرت جلالالدین مینكبرنی، چاپ مجتبی مینوی، تهران ١٣٦٥ ش؛
(٤٢) نقشه تقسیمات كشوری جمهوری اسلامی ایران، مقیاس ٠٠٠ ، ٥٠٠ ،٢ :١، تهران: سازمان نقشهبرداری كشور، ١٣٨٣ ش؛
(٤٣) نقشه راههای ایران، مقیاس ٠٠٠ ، ٥٠٠ ،٢ : ١، تهران: سازمان نقشهبرداری كشور، ١٣٧٧ ش؛
(٤٤) اسلام نیك نفس دهقانی، بررسی گویش جیرفت و كهنوج، كرمان ١٣٧٧ ش؛
(٤٥) احمدعلی وزیری كرمانی، جغرافیای كرمان،چاپ باستانی پاریزی، تهران ١٣٥٣ ش؛
(٤٦) یاقوت حموی؛
(٤٧) Vasily Vladimirovich Barthold, An historical geography of Iran , tr. Svat Soucek, Princeton, N. J. ١٩٨٤;
(٤٨) Alfons Gabriel, Die Erforschung Persiens , Vienna ١٩٥٢;
(٤٩) Guy Le Strang, The lands of the Eastern Caliphate , Cambridge ١٩٣٠;
(٥٠) Marco Polo, The travels of Marco Polo ,tr. and ed. William Marsden, London ١٩٤٦;
(٥١) Strabo, The geography of Strabo , with an English translation by Horace Leonard Jones, vol. ١, London ١٩٤٩;
(٥٢) Percy Molesworth Sykes, Ten thousand miles in persia or eight years in Iran , New York ١٩٠٢.
/ معصومه بادنج /