دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٣٥٣
الجامع ، از نامهای خدا. این کلمه که از مشتقات ریشة ج م ع به معنای گردهم آوردن است ، به عنوان نام خدا در قرآن به کار نرفته اما به صورت اسم فاعل برای خدا در دو آیه آمده است (آل عمران : ٩؛ نساء: ١٤٠). در این دو آیه و در بسیاری از آیات دیگری که مشتقات ج م ع در آنها به کار رفته است ، به گردهم آوردن مردم در روز قیامت اشاره شده (برای نمونه رجوع کنید به آل عمران : ٢٥؛ انعام : ١٢؛ مرسلات : ٣٨؛ جاثیه : ٢٦؛ برای سایر آیات رجوع کنید بهعبدالباقی ، ذیل «جمع »)، چنانکه این روز، به همین سبب ، یوم الجمع نامیده شده است ( رجوع کنید بهشوری : ٧؛ تغابن : ٩؛ نیز رجوع کنید بهزمخشری ، ج ٤، ص ٢١٠، ٥٤٨).
الجامع به عنوان نام خدا، علاوه بر احادیثی که نامهای خدا در آنها اِحصا شده ( رجوع کنید به بیهقی ، ج ١، ص ٢٣؛ کفعمی ، ١٤١٢، ص ٢٢ـ٢٣)، در بند نهمِ دعای جوشن کبیر نیز آمده است ( رجوع کنید بهکفعمی ، ١٤٠٥، ص ٢٤٨).
عالمان اسلامی در بارة معنای این نام یا صفتِ خدا، اقوال مختلفی ذکر کرده اند. برخی از معانی ذکر شده برای الجامع ، اغلب بر اساس آیات قرآن ، ناظر به اَفعال خداوند در روز قیامت است که مشهورترین آنها گردهم آوردن مردم در این روز برای پاداش دادن به آنها یا مجازات کردن آنهاست ( رجوع کنید به زجاج ، ص ٦٣؛ قشیری ، ١٩٨٣، ص ٦٩؛ سمعانی ، ص ٥٦٧؛ کَفْعَمی ، ١٤١٢، ص ٥٩). همچنین گفته شده جامع به این معناست
که خدا در قیامت اجزای پراکندة انسان را در کنار یکدیگر
جمع می کند یا اینکه جسد و روح او را، پس از جدایی ،
به هم می رساند (قشیری ، ١٩٦٨، ص ٨٨؛ فخررازی ، ص ٣٤٣). برخی نیز معنای الجامع را مرتبط با فعل الاهی در این جهان دانسته اند، چنانکه فخررازی (همانجا) احتمال داده که جامع بودن خدا به معنای آن است که او اجزای پراکندة موجودات
را با ترکیبی مخصوص در کنار هم جمع می کند یا بر اساس
آیة «...وَل'کِنَّاللّهُ ألَّفَ بَیْنَهُمْ...» (انفال : ٦٣)، او جمع کنندة
دلهای دوستان است .
غزالی (ص ١٥٤ـ ١٥٥)، ظاهراً به تبع قشیری (١٩٦٨، همانجا)، به تفصیل در بارة معنای این جهانیِ جامع سخن گفته است . به نظر وی ، جامع به معنای گردهم آورندة بین متماثلات ، متباینات و متضادات است . گردهم آوردن متماثلات مانند گردهم آوردن عدة فراوانی از انسانها بر روی زمین و محشور کردن آنها در روز قیامت است . گردهم آوردن متباینات ، مانند گردآوردن زمین و آسمان و ستارگان ، هوا و دریاها، حیوانات و گیاهان و معادن است که هر یک از آنها از حیث شکل و رنگ و بو و طعم و اوصاف با دیگری متباین است و خدا همة آنها را گردهم آورده یا اینکه استخوان و عصب و گوشت و پوست و خون و مغز و دیگر اجزای متباین بدن را جمع کرده است . جمع بین متضادات مانند جمع کردن میان حرارت و برودت ، و یبوست و رطوبت در مزاج حیوانات است که هر یک با دیگری تنافر و تضاد بسیار دارد (نیز رجوع کنید به کفعمی ، ١٤١٢، همانجا). در مقابل ، عده ای الجامع را از صفات ذات ، به معنای جامعِ هرگونه
خیر و دارندة همة کمالات و فضائل دانسته اند ( رجوع کنید به همانجا؛ سبزواری ، ص ١٩٨).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) احمدبن حسین بیهقی ، الاسماء و الصفات ، چاپ عبدالرحمان عمیره ، بیروت ١٤١٧/١٩٩٧؛
(٣) ابراهیم بن سری زجاج ، تفسیر اسماءاللّه الحسنی ، چاپ احمد یوسف دقاق ، دمشق ١٩٧٤؛
(٤) زمخشری ؛
(٥) هادی بن مهدی سبزواری ، شرح الاسماء، او، شرح دعاء الجوشن الکبیر ، چاپ نجفقلی حبیبی ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٦) احمدبن منصور سمعانی ، روح الارواح فی شرح الاسماءالملک الفتّاح ، چاپ نجیب مایل هروی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٧) محمد فؤاد عبدالباقی ، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم ، قاهره ١٣٦٤، چاپ افست تهران ?( ١٣٩٧ ) ؛
(٨) محمدبن محمد غزالی ، المقصد الاسنی فی شرح معانی اسماءاللّه الحسنی ، چاپ فضله شحاده ، بیروت ١٩٧١؛
(٩) محمدبن عمر فخررازی ، شرح اسماءاللّه الحسنی للرازی ، و هوالکتاب المسمی لوامع البینات شرح اسماءاللّه تعالی و الصفات ، چاپ طه عبدالرؤوف سعد، قاهره ١٣٩٦/١٩٧٦، چاپ افست تهران ١٣٦٤ ش ؛
(١٠) عبدالکریم بن هوازن قشیری ، التحبیر فی التذکیر ، چاپ ابراهیم بسیونی ، قاهره ١٩٦٨؛
(١١) همو، الفصول فی الاصول ، چاپ ریچارد فرانک ، MIDEO ، ش ١٦ (١٩٨٣)؛
(١٢) ابراهیم بن علی کفعمی ، المصباح ، چاپ سنگی ( تهران ) ١٣٢١، چاپ افست قم ١٤٠٥؛
(١٣) همو، المقام الاسنی فی تفسیرالاسماء الحسنی ، چاپ فارس حسون ، قم ١٤١٢.
/ محسن معینی /