دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٨٣
خلخالى، حسين بن حسن حسينى ، خلخالى، حسين بن حسن حسينى، از دانشمندان حنفىمذهب قرن دهم و يازدهم. كحّاله (ج ٣، ص ٢٢١، ٣١٩) دوبار و با دو نام مختلف شرححال او را ذكر كرده است. درباره زندگى خلخالى (منسوب به خلخال) اطلاع چندانى در دست نيست. تاريخ ولادت وى در منابع ذكر نشده است. آقابزرگ طهرانى در الذريعة (ج ٦، ص ٤١)، با توجه به زمان كتابت دو اثر وى، وفات او را بعد از ١٠٢٤ دانسته است. با اين همه، بيشتر منابع تاريخ وفاتش را ١٠١٤ ذكر كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به حاجىخليفه، ج ١، ستون ٨٨٨؛ بروكلمان،>ذيل<، ج ٢، ص ٥٩١؛ قس حاجىخليفه، ج ١، ستون ٥١٦، كه وفات خلخالى را حدود ١٠٣٠ ذكر كرده است).
خلخالى نزد حبيباللّه باغنوى شيرازى* (متوفى ٩٩٤) تحصيل كرد و با يوسفبن محمدجان قراباغى (متوفى بعد از ١٠٣٠) هم عصر بود (محبّى، ج ٢، ص ١٢٢؛ تربيت، ص ١١٦ـ١١٧). از شاگردان وى بايد از عبدالكريمبن سليمانبن عبدالوهاب كورانى ياد كرد (رجوع کنید به محبّى، همانجا). خلخالى در مناظره و نقد، توانايى خاصى داشت (رجوع کنید به تربيت، ص ١١٧). همچنين گفته شده كه وى از برخى عقايد تشيع، همچون عصمت امامان عليهمالسلام، انتقاد كرده است (رجوع کنید به ميرحامد حسين، ج ٤، ص ٢٦٦ و پانويس ٢).
وى در حوزههاى گوناگون علوم اسلامى، همچون كلام، تفسير، منطق، نجوم و نحو، صاحبنظر بوده و آثار متعددى از او به جا ماندهاست. از جمله آثار كلامى وى حاشيه بر شرح العقايد العضدية است (رجوع کنید به كحّاله، همانجا؛ زركلى، ج ٢، ص ٢٣٥). وى اين كتاب را در رد كتابى از يوسفبن محمدجان قراباغى نگاشت. قراباغى رساله ديگرى در رد حاشيه خلخالى نوشت و خلخالى بر آن نيز رديهاى نگاشت. از اين رديه اخير خلخالى نسخههاى متعددى موجود است (رجوع کنید به تربيت، همانجا؛ آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٦، ص ١٢٥؛ همو، ١٤٤١، ص ١٦٦؛ المكتبةالازهرية، ج ٣، ص١٥٠). آثار ديگر وى عبارتاند از: حاشية على رسالة اثبات الواجبِ دوانى (رجوع کنید به تربيت؛ بروكلمان، همانجاها؛ جبورى، ج ٢، ص ١٤٣؛ قس محبّى، همانجا؛ آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١١، ص ١١، كه اثباتالواجب را از آثار او دانستهاند)، رسالة فى المبدأالاوّل و صفاته (رجوع کنید بهبغدادى، ج ١، ص ٣٢١؛ اردلان جوان، ج ١، ص ٤٧٧) و حاشيه بر شرح تجريد (بروكلمان، همانجا).
خلخالى، در باب منطق، حاشيهاى بر شرح دوانى بر تهذيبالمنطقِ تفتازانى دارد كه آن را براى فرزندش، برهانالدين محمد، نوشته است (رجوع کنید به حاجىخليفه، همانجا؛ آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٦، ص ٤١؛ همو، ١٤١١، همانجا).
در تفسير قرآن نيز حاشيةٌ عَلى اَنوارِالتنزيلِ بيضاوى را نوشته كه نسخههاى متعددى از آن موجود است (رجوع کنید به حاجىخليفه، ج ١، ستون ١٩٢؛ آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣؛ اردلان جوان، همانجاها؛ جبورى، ج ١، ص ٩٣). حاشيةٌ عَلى حاشيةِ العصام على تفسيرِ البيضاوى را نيز از آثار او دانستهاند (رجوع کنید بهمحبّى؛ كحّاله، همانجاها)؛ احتمالا ايندو نام از آنِ يك اثر است كه در منابع با دو نام از آنها ياد شده است.
آثار خلخالى در هيئت و نجوم عبارتاند از شرحالدائرة الهندية فى تحقيقِ وَقتِالزَّوال فى تفسير قوله تعالى «لِدُلُوكِ الشَّمسِ (اسراء: ٧٨)»؛ و طريق معرفة وقتالزوال و سمتالقبلة بالأدلّة الهندسية (زركلى؛ بروكلمان، همانجاها).
خلخالى همچنين در علم نحو شرحى بر كافية ابنحاجب نگاشته است (رجوع کنید به بروكلمان؛ كحّاله، همانجاها).
منابع :
(١)محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، الذريعة الى تصانيفالشيعة، چاپ علىنقى منزوى و احمد منزوى، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلامالشيعة: الروضة النضرة فى علماءالماة الحادية عشرة، بيروت ١٤١١/١٩٩٠؛
(٣) على اردلان جوان، فهرست كتب خطى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى، ج ١، مشهد ١٣٦٥ش؛
(٤) اسماعيل بغدادى، هديةالعارفين، ج ١، در حاجىخليفه؛
(٥) محمدعلى تربيت، دانشمندان آذربايجان، تهران ١٣١٤ش؛
(٦) عبداللّه جبورى، فهرسالمخطوطات العربيّة فى مكتبة الأوقاف العامة فى بغداد، بغداد ١٣٩٣ـ١٣٩٤/١٩٧٣ـ١٩٧٤؛
(٧) حاجىخليفه؛
(٨) خيرالدين زركلى، الاعلام، بيروت ١٩٩٩؛
(٩) عمررضا كحّاله، معجمالمؤلفين، دمشق ١٩٥٧ـ١٩٦١، چاپ افست بيروت [.بىتا]؛
(١٠) محمدامينبن فضلاللّه محبّى، خلاصة الاثر فى اعيانالقرن الحادىعشر، ]قاهره[ ١٢٨٤؛
(١١) المكتبةالازهرية، فهرسالكتب الموجودة بالمكتبة الازهرية، قاهره ١٣٦٤ـ ١٣٦٨/ ١٩٤٥ـ١٩٤٩؛
(١٢) ميرحامد حسين، خلاصة عبقات الانوار فى امامة الائمة الاطهار، بقلم على حسينى ميلانى، قم ١٤٠٤ـ١٤٠٨؛
(١٣) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur, Leiden١٩٤٣-١٩٤٩, Supplementband,١٩٣٧-١٩٤٢.
/ زهرا شفاعى /