دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٨٦٤
جمعه ، هفتمين روز هفته دارای جنبه عبادی، فقهی و اجتماعی ـ دينی مهم در فرهنگ اسلامی؛ همچنين نام نمازی با احكام خاص.
١) در قرآن و حديث و فقه. واژه جمعه ، از ريشه ج م ع ، به معنای گردآوردن و پيوستن است كه در عربی به سه شكل خوانده میشود: جُمُعَه، جُمْعَه و جُمَعَه (ابنفارس؛ ابناثير؛ فيروزآبادی؛ طريحی، ذيل «جمع»). بيشتر قاريان، در تنها آيهای كه نام اين روز را در بر دارد (جمعه: ٩)، آن را به شكل جُمُعَه خواندهاند (طوسی، التبيان ؛ ابنجوزی؛ قرطبی، ذيل آيه). معادلِ فارسيِ آن «آدينه» است (صفیپوری، ذيل «جمع»؛ دهخدا، ذيل «جمعه») و عرب جاهلی به آن «يومالعَروبة» میگفتند (ابنمنظور؛ مرتضی زبيدی، ذيل «جمع»).
در باره وجه تسميه اين روز گفتهاند كه يكی از اجداد پيامبر اكرم صلیاللّهعليهوآلهوسلم، كعببن لُؤَيّ، يا به قولی ديگر قُصَيّبن كِلاب، مردم را در اين روز گرد میآورد و برای آنان موعظه میكرد ( رجوع کنید به ابنمنظور،همانجا؛ ابنحجر عسقلانی، ج٢، ص٢٨١ـ ٢٨٢؛ مرتضی زبيدی، همانجا)؛ از اينرو، برخی (برای نمونه رجوع کنید به عسكری، ص ٢٦؛ سيوطی، ١٤٠٨، ص٣٠) تغييرنام اين روز را از يومالعروبة به جمعه، به كعب نسبت دادهاند (قس ابنمنظور؛ مرتضی زبيدی، همانجاها). برخی ديگر اين نامگذاری را به انصار مدينه منسوب دانستهاند، زيرا بر پايه برخی احاديث، اسعدبن زُراره پيش از هجرت پيامبر اكرم به مدينه، مردم را در اين روز گرد آورد و با آنان نماز گزارد و از آن پس نامجمعه برای اين روز برگزيده شد ( رجوع کنید به صنعانی، ج ٣، ص ١٥٩ـ ١٦٠؛ ابنحجر عسقلانی، همانجا؛ اصفهانی، ص ٣٦ـ ٣٧).
در احاديث وجوه ديگری هم برای نامگذاری اين روز ذكر شده است، از جمله گردآوردن گلِ آدم در اين روز، به پايان رسيدن آفرينش آسمانها و زمين در اين روز، گردآمدن مردم در اين روز برای نماز ( رجوع کنید به صنعانی، ج ٣، ص ٢٥٦؛ ابن حنبل، ج ٢، ص ٣١١؛ ابنخزيمه، ج ٣، ص ١١٨؛ ابنحزم، ج ٥، ص ٤٥؛ اصفهانی، ص ٣٦)، جمع شدن تمام مخلوقات در اين روز و گرفتن ميثاق از آنها بر ربوبيت خداوند متعال و نبوت پيامبر اكرم صلی اللّهعليهوآلهوسلم و ولايت حضرت علی عليهالسلام ( رجوع کنید به كلينی، ج ٣، ص ٤١٥؛ طبرسی، ذيل اعراف: ٥٤؛ مجلسی، ج ٨٦، ص ٢٧٧ـ ٢٧٨).
بنا بر احاديث، برخی وقايع مهم و تاريخی در اين روز رخ داده است يا خواهد داد، از جمله: خلقت حضرت آدم و حوا عليهماالسلام، هبوط حضرت آدم به زمين، پذيرفته شدن توبه آدم و وفات او، خاموش شدن آتش نمرود بر حضرت ابراهيم، فرستاده شدن قربانی برای حضرت ابراهيم، برداشته شدن بلا از حضرت ايوب، ولادت پيامبر اكرم و برخی معصومان عليهمالسلام (از جمله حضرت علی و حضرت فاطمه و حضرت مهدی عليهمالسلام)، واقعه غدير خم، ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا، شهادت برخی بزرگان (از جمله امام حسين، امام كاظم و امام رضا عليهمالسلام و زيدبن علی)، ظهور امام زمان، نابودی لشكر سفيانی، كشته شدن دجال، و برپا شدن قيامت ( رجوع کنید به شافعی، ج ١، ص ٢٤٠؛ صنعانی، ج ٣، ص ٢٥٩؛ مسلمبن حجاج، ج ٣، ص ٦؛ مجلسی، ج ٧، ص ٥٩، ج ٨٦، ص ٢٨١؛ اصفهانی، ص ٧٣ـ٧٧).
در باره ويژگيها، آداب و احكام روز جمعه آثار بسياری به استقلال تأليف شده، همچنين در برخی كتابها ضمناً به اين موضوع نيز پرداخته شده است كه برخی از آنها عبارتاند از: الخصال شيخ صدوق (متوفی ٣٨١)، جمالالاُسبوع اثر سيدبن طاووس (متوفی ٦٦٤)، خصائص يومالجمعة از شهيدثانی (متوفی ٩٦٥)، نوراللمْعَة فی خصائص الجمعة از سيوطی (متوفی ٩١١)، كتاب العروس فی خصائص يومالجمعة و فضائله از جعفربن احمد قمی (متوفی ٣٨١)، ابوابالجنات فی آداب الجمعات از محمدتقی احمدآبادی (متوفی ١٣٤٨)، زينه الاعياد فی اعمال الجمعة از احمد شُكر (متوفی بعد از ١٢٨٦)، الاسرار المُوَدَّعَة فی اعمال يومالجمعة نوشته مصطفیبن ابراهيم (متوفی ١٣٣٦)، التُحفة الكريمة فی الجمعة العظيمة از خليل مَرتا (متوفی ١٣٣٥؛ برای اطلاع بيشتر در باره اين آثار و نيز آگاهی از آثار ديگر رجوع کنید به نجاشی، ص ٨٧ ٨٨، ١٠١، ١٢٣، ٣٩٨؛ طوسی، الفهرست، ص ٦٩، ٩١ـ٩٢؛ حاجی خليفه، ج ١، ستون ٦٤، ج ٢، ستون ١٢٧٨، ١٥٦٥؛ آقابزرگ طهرانی، ج١، ص ٧٤، ج ٢، ص ٥٦، ٢٤٤، ج ٧، ص ١٧٥، ج ١١، ص ١٨١ـ ١٨٢، ج ١٥، ص ٢٥٣، ٣٤٤؛ سركيس، ج ١، ستون ١٠٨٥؛ كحّاله، ج١، ص٢٠٨، ج ٤، ص ١٢٧، ج ١٢، ص ٢٣٦). همچنين منابع حديثی و فقهی شيعه و اهلسنّت باب يا بابهايی را به روز جمعه اختصاص دادهاند (برای نمونه رجوع کنید به مالك بن انس، ج ١، ص ١٠١ـ١١٣؛
كلينی، ج ٣، ص ٤١٣؛
طوسی، تهذيب الاحكام ، ج٣، ص٢؛
بيهقی، ج٣، ص١٧٠ـ١٨٠؛
شروانی، ج ٢، ص٤٦٤ـ ٤٨٠؛
دسوقی، ج ١، ص ٣٧٢ـ٣٩٠).
روز جمعه در احاديث با اين عناوين آمده است: سيد ايام، افضل ايام (ابنماجه، ج ١، ص ٣٤٤ـ٣٤٥؛
نسائی، ج ٣، ص ٩١؛
طوسی، تهذيبالاحكام ، همانجا)، روز عيد، روز اَزْهر (كلينی، ج ١، ص٤٨٠؛
ابنبابويه، ١٣٦٢ ش، ج ٢، ص ٢٦٤؛
بيهقی، ج ١، ص ٢٩٩؛
سيوطی، ١٤٢١، ج ٣، ص ٤٩٨)، روز شاهد، روز عتيق (رهايی از آتش دوزخ)، روز خدا، روز حجّت (امام زمان عجلاللّهتعالی فرجهالشريف)، روز مولود (به سبب ولادت پيامبر اكرم) و روز عبادت (ابنابی شيبه، ج ٢، ص ٥٨؛
ابنماجه، ج ١، ص ٣٤٩؛
قمی، ذيل بروج: ٣؛
بيهقی، ج ٣، ص ٢٥٠؛
مجلسی، ج ٨٦، ص ٢٦٣؛
حرّعاملی، ج ٧، ص ٣٧٦ـ٣٨٢).
ويژگيهای متعددی در احاديث برای روز جمعه ذكر شده است، از جمله آنكه اگر كسی در روز جمعه فوت كند، از عذاب قبر در امان میماند (كلينی، ج ٣، ص ٤١٤ـ ٤١٥؛
طوسی، تهذيبالاحكام ، ج ٣، ص ٢ـ٣؛
سيوطی، ١٤٠٥، ص ١١٦ـ ١١٧؛
مجلسی، ج ٨٦، ص ٢٦٥)، در اين روز عذاب از اهل برزخ برداشته و درهای جهنم گشوده میشود ( رجوع کنید به سيوطی، ١٤٠٥، ص ٦٢، ١٢٠)، خير و كرامت برای بهشتيان فزونی میيابد (قمی، ذيل سجده: ١٦)، ارواح مؤمنان بازماندگانشان را زيارت میكنند، فرشتگان با پيامبر اكرم و اهل بيت عليهمالسلام تجديد عهد میكنند ( رجوع کنید به اصفهانی، ص ٤٩، ٥٧ -٥٩) و ثواب كارهای نيك دو برابر میشود ( رجوع کنید به كلينی، ج ٣، ص ٤١٤؛
قاضی نعمان، ج ١، ص١٨٠؛
طوسی، تهذيبالاحكام ، همانجا؛
سيوطی، ١٤٠٥، ص ٩٨؛
مجلسی، ج ٨٦، ص ٢٨٣).
در منابع فقهی و حديثی، اعمال و آداب گوناگونی برای روز جمعه ذكر شده كه يكی از مهمترين آنها اقامه نماز جمعه است ( رجوع کنید به بخش ٣: نماز جمعه). از ديگر آداب اين روز به جا آوردن غسل جمعه است. بيشتر فقهای شيعه و اهل سنّت، با استناد به احاديث بسياری كه در استحباب و فضيلتِ غسل جمعه وارد شده است، آن را از مستحبات مورد تأكيد به شمار آوردهاند (برای نظر اهلسنّت رجوع کنید به دارمی، ج ١، ص ٣٦١ـ٣٦٢؛
ابنعبدالبرّ، ج ٢، ص ٢٣٧؛
سيوطی، ١٤٠٥، ص ٣٤ـ٣٦؛
برای نظر فقهای امامی رجوع کنید به مجلسی، ج ٧٨، ص ١٢٢ـ١٢٣؛
حرّعاملی، ج ١، ص ٩٤٣ـ ٩٤٧؛
نجفی، ج ٥، ص ٢ ٥؛
غروی تبريزی، ج ٩، ص ٢٦٨). معدودی از فقهای متقدم شيعه و برخی از ظاهريان نيز حكم به وجوب غسل جمعه دادهاند ( رجوع کنید به ابنبابويه، ١٤٠٤، ج ١، ص ١١١، پانويس؛
ابنحزم، ج ٢، ص ٩؛
ابنعبدالبرّ، ج ٢، ص ٢٤٩؛
غروی تبريزی، ج ٩، ص ٢٦٨ـ٢٦٩؛
قس طوسی، كتاب الخلاف ، ج ١، ص ٦٧؛
نجفی، ج ٥، ص ٣). بنا بر احاديث، حكمت تشريع غسل جمعه رعايت پاكيزگی، بهويژه از سوی نمازگزاران، بوده است ( رجوع کنید به ابنعبدالبرّ، ج ٢، ص٢٤٠ـ ٢٤١؛
مجلسی، ج ٧٨، ص ٣، ١٢٤). به نظر معدودی از نويسندگان اهلسنّت، امروزه با توجه به پاكيزگی و نظافت متعارف، حكمت تشريع غسل جمعه منتفی شده است و استعمال بوی خوش میتواند جانشين آن باشد (ابنعبدالبرّ، ج ٢، ص ٢٣٩، ٢٤٩).
بيشتر فقهای شيعه و اهل سنّت استحباب يا وجوب غسل جمعه را مطلق دانستهاند (برای نمونه رجوع کنید به ابنبابويه، ١٤١٨، ص١٠٢؛
نووی، ج٤، ص٥٣٣؛
علامهحلّی، ج٢، ص١٣٨ـ ١٣٩؛
ابننُجَيم، ج ١، ص ١١٧)؛
اما، برخی فقهای اهل سنّت آن را برایاشخاص خاصیمستحب شمردهاند، ازجمله شركتكنندگان در نماز جمعه يا كسانی كه نماز جمعه بر آنان واجب است. بنا بر نظری ديگر، غسل جمعه هم برای شركتكنندگان در نماز جمعه و هم برای كسانی كه اهليت شركتكردن در آن را دارند، حتی اگر در نماز شركت نكنند، مستحب است ( رجوع کنید به ابنقدامه، ج ٢، ص ٢٠٢؛
رافعی قزوينی، ج ٤، ص ٦١٦؛
نووی، همانجا؛
علامه حلّی، ج ٢، ص ١٣٩).
بهنظر بيشتر فقهای شيعه و اهلسنّت، ابتدای زمان غسل جمعه طلوع فجر است (رافعی قزوينی، ج ٤، ص ٦١٤؛
نووی، ج ٤، ص ٥٣٤؛
بهوتی حنبلی، ج ١، ص ١٧٦؛
نجفی، ج ٥، ص ٧). معدودی از فقهای اهل سنّت طلوع خورشيد و برخی ديگر زوال (ظهر شرعی) را ابتدای آن ذكر كردهاند و برخی، از جمله اوزاعی، انجام دادن آن را قبل از طلوع فجر نيز روا دانستهاند (رافعی قزوينی، ج ٤، ص ٦١٩؛
برای تفصيل اين حكم و لوازم فقهی آن رجوع کنید به طوسی، كتاب الخلاف ، ج ١، ص ٢٤٢؛
علامه حلّی، ج ٢، ص١٤٠؛
رافعی قزوينی، ج ٤، ص ٦١٤؛
نَوَوی، ج ٢، ص ٢٠١ـ٢٠٢، ج ٤، ص ٥٣٢).
پايان وقت غسل جمعه، به نظر مشهور فقهای شيعه و اهل سنّت، زمان زوال (ظهر شرعی) است. برخی از فقهای شيعه احتمال استحباب غسل جمعه تا غروب آفتاب را مطرح كردهاند (رجوع کنید به بحرانی، ج ٤، ص ٢٢٦ـ٢٢٧؛
نجفی، ج ٥، ص ٨ ٩؛
امام خمينی، ج ١، ص ٩٧؛
زحيلی، ج ١، ص ٣٨٧). برخی از فقهای اهل سنّت بهترين زمان غسل جمعه را پيش از رفتن به نماز جمعه دانستهاند ( رجوع کنید به طوسی، كتابالخلاف ، ج ١، ص ٦٧؛
محقق حلّی، ج ١، ص ٤٤؛
زحيلی، همانجا). قضای غسل جمعه، به نظر مشهور فقها، تا انتهای روز شنبه و به قولی ديگر تا شب شنبه و بنا بر حديثی در تمام هفته است ( رجوع کنید به الفقه المنسوب للامام الرضا عليهالسلام ، ص ١٢٩؛
بحرانی، ج ٤، ص٢٢٩؛
ميرزای قمی، ج ١، ص ٢٥٧؛
نجفی، ج ٥، ص ١٩ـ ٢٣؛
برای مباحث ديگر در اين باره رجوع کنید به غسل *).
برخی آداب و كارهای مستحب ديگر از ديدگاه علمای شيعه و اهلسنّت در روز جمعه عبارتاند از: استفاده كردن از عطر و چيزهای خوشبوكننده، مسواك زدن، كوتاه كردن مو و ناخن و شارب، پوشيدن بهترين لباس، فراهم كردن مايحتاج اهل خانه، زيارت اهل قبور بهويژه قبر پدر و مادر، شركت در تشييع جنازه، عيادت بيماران و صدقه دادن (برای نظر علمای اهلسنّت رجوع کنید به شافعی، ج١، ص ٢٢٦؛
ابنماجه، ج ١، ص ٣٤٨ـ ٣٤٩؛
سيوطی، ١٤٠٥، ص ٣٦ـ٤٣، ٩٨، ١٠٤ـ١٠٥، ١٠٩؛
برای نظر علمای شيعه رجوع کنید به الفقه المنسوب للامام الرضا عليهالسلام ، ص ١٢٨ـ ١٢٩؛
قمی، ذيل جمعه: ٩؛
كلينی، ج ٣، ص ٤١٧، ج ٦، ص ٢٩٩؛
ابنبابويه، ١٣٦٢ ش، ج ٢، ص٣٩١؛
طوسی، تهذيب الاحكام ، ج ٣، ص١٠، ج ٩، ص١٠٠؛
اصفهانی، ص ٢٧٣، ٤٤٠ـ٤٤١). انجام دادن برخی كارها نيز در روز جمعه مكروه شمرده شده است، از جمله حجامت كردن، سفر كردن پيش از ادای نماز جمعه، روزه گرفتن بدون دليل موجه، اشتغال به كسب و كار و نيازهای دنيوی، صيد و ذبح حيوانات و شعر خواندن ( رجوع کنید به كلينی، ج ٦، ص ٢٣٦؛
طوسی، تهذيبالاحكام ، ج ٩، ص ١٣؛
هيثمی، ج ٥، ص ٩٢؛
سيوطی، ١٤٠٥، ص ١١٥ـ١١٦، ١٣١؛
اصفهانی، ص ٣٩ـ٤١، ٤٥٤ـ٤٥٥).
روز جمعه، در احاديث، روز عبادت خوانده شده ( رجوع کنید به ابنبابويه، ١٣٦٢ ش، ج ١، ص ٤١٦؛
همو، ١٤٠٤، ج ١، ص ٤٢٥) و به اين دليل برترين روز هفته دانسته شده است. به موجب احاديث، پيامبر اكرم و اصحاب ايشان و نيز ائمه عليهمالسلام از روز پنجشنبه خود را برای بهجا آوردن عبادات جمعه آماده میكردند (همو، ١٤٠٤، ج ١، ص ٤١٦؛
طوسی، تهذيبالاحكام ، ج ٣، ص ٢٣٦). از مهمترين كارهای عبادی روز جمعه اينهاست: بهجا آوردن نمازهای مستحب، مانند نمازهای نافله روز جمعه، نمازهای هديه به پيامبر اكرم و حضرت فاطمه، نماز اعرابی و نماز جعفر طيار ( رجوع کنید به ابنطاووس، ص ١٧١ـ١٩١، ٢٠٢ـ٢٠٦؛
اصفهانی، ص ١٨٨ـ٢١٠)؛
خواندن دعاهای اختصاصی روز جمعه (سيوطی، ١٤٠٥، ص ١٠١، ١٠٥؛
شهيدثانی، ج ١، ص ٢٨٥ـ٢٨٩؛
اصفهانی، ص ٢١١ـ ٢٦٥)؛
خواندن زيارتهای خاص اين روز، مانند زيارت امام حسين و امام زمان (اصفهانی، ص ٢٩٣ـ٣٠٣، ٤١٤ـ٤٣٣)؛
صلوات فرستادن بر پيامبر اكرم (برقی، ج ١، ص ٥٩؛
كلينی، ج ٣، ص ٤١٦، ٤٢٨؛
طوسی، تهذيبالاحكام ، ج ٣، ص ٤؛
برای صلوات خاص روز جمعه رجوع کنید به ابنطاووس، ص١٥٤ـ ١٥٥؛
سيوطی، ١٤٠٥، ص١٠٢ـ ١٠٤؛
اصفهانی، ص ٢٨٢ـ٢٩٣، ٤٤٨ـ٤٥٢)؛
تلاوت قرآن بهويژه برخی سورههايی كه به خواندن آنها سفارش شده است (ابنحنبل، ج ١، ص ٢٧٢، ٣٠٧، ٣١٦؛
دارمی، ج ٢، ص ٤٥٢، ٤٥٤؛
بخاری، ج ١، ص ٢١٤ـ٢١٥؛
سيوطی، ١٤٠٥، ص ٥٣، ٥٥، ٩٩؛
اصفهانی، ص ٩٩ـ١٠٤)؛
دعاكردن و طلب مغفرت از خداوند (كلينی، ج ٢، ص ٤٨٩ـ٤٩٠؛
بيهقی، ج ٣، ص٢٥٠؛
سيوطی، ١٤٠٥، ص ٧٤؛
برای ادعيه خاص امام سجاد در روز جمعه رجوع کنید به علیبن حسين ( ع) ، ص ٢٣٧ـ٢٤٣، ٣١٣ـ٣١٦، ٥٥٦ ٥٥٧، ٥٥٩ ٥٨٨)؛
فراگيری دين؛
انتظار فرج ولیعصر و دعاكردن برای ظهور او (كلينی، ج ١، ص ٤٠؛
ابنبابويه، ١٣٦٢ ش، ج ٢، ص ٣٩٣؛
ابنطاووس، ص ٣٠٧ـ ٣١٩؛
سيوطی، ١٤٠٥، ص ١٠٧).
بنا بر احاديث، در وقت خاصی از اين روز دعا مستجاب میشود ( رجوع کنید به ابن حنبل، ج ٢، ص ٢٨٤؛
برقی، ج ١، ص ٥٨؛
كلينی، ج ٣، ص ٤١٦؛
بخاری، ج ١، ص ٢٢٤ـ٢٢٥؛
قس سيوطی، ١٤٠٥، ص ٧٥ـ٧٦؛
در باره اين زمان رجوع کنید به ابنطاووس، ص ٢٥٢؛
سيوطی، ١٤٠٥، ص ٧٧ـ٨١؛
مجلسی، ج ٨٦، ص ٢٦٩، ٢٧٣، ٢٧٩؛
اصفهانی، ص ٦٥ـ٦٧). گفتنی است برای برخی از روزهای جمعه، از جمله جمعههای ماههای رجب و رمضان، شرافت و آداب خاصی ذكر شده است ( رجوع کنید به اصفهانی، ص ٤٧٣ـ٤٧٦، ٤٧٩ـ٤٨١).
در احاديث، شب جمعه همرتبه روز جمعه دانسته شده است و آن را شب فرود آمدن ملائكه به زمين، عرضه شدن كارهای افراد به پيامبر اكرم يا به ارواح نزديكانِ تازه درگذشته انسان (سيوطی، ١٤٠٥، ص١١٠؛
اصفهانی، ص ٨٠) و شب سرور ائمه معرفی نموده ( رجوع کنید به كلينی، ج ١، ص ٢٥٤؛
ابنبابويه، ١٣٨٧، ص ١٧٦؛
مجلسی، ج ٨٦، ص ٢٧٢، ٢٨٢) و برای آن اعمال و آدابی مطرح كردهاند، از جمله توبه، عبادت، دعا و بهجا آوردن نماز مستحب (ابنبابويه، ١٤٠٤، ج ١، ص ٢٧١؛
قاضی نعمان، همانجا؛
طوسی، تهذيبالاحكام ، ج ٣، ص ٥؛
مجلسی، ج ٨٦، ص ٢٧٩، ٢٨٢؛
اصفهانی، ص ١٠٥ـ١١٤، ٣٠٤)، تلاوت قرآن و بهويژه تلاوت چند سوره معيّن (دارمی، ج ٢، ص ٤٥٤، ٤٥٧؛
سيوطی، ١٤٠٥، ص ٥٤ ٥٥، ٩٩ـ١٠٠؛
اصفهانی، ص ٨٧ ٩٩)، صلوات فرستادن بر پيامبر اكرم (سيوطی، ١٤٠٥، ص١٠٢؛
مجلسی، ج٨٦، ص٣١٢) و خواندن ادعيه از جمله دعای كميل (ابنطاووس، ١٢٩ـ ١٣٥؛
اصفهانی، ص١١٥ـ١٧٣).
منابع:
(١) آقابزرگ طهرانی؛
(٢) ابن ابی شيبه، المصنَّف فی الاحاديث و الا´ثار، چاپ سعيد محمد لحّام، بيروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٣) ابناثير، النهاية فی غريب الحديث و الاثر، چاپ محمود محمد طناحی و طاهراحمد زاوی، بيروت ١٣٨٣/١٩٦٣، چاپ افست قم ١٣٦٤ ش؛
(٤) ابنبابويه، التوحيد ، چاپ هاشم حسينی طهرانی، قم ١٣٨٧؛
(٥) همو، كتابالخصال ، چاپ علیاكبر غفاری، قم ١٣٦٢ ش؛
(٦) همو، كتاب من لايحضره الفقيه، چاپ علیاكبر غفاری، قم ١٤٠٤؛
(٧) همو، الهداية فی الاصول و الفروع ، قم ١٤١٨؛
(٨) ابنجوزی، زادالمسير فی علمالتفسير، چاپ محمدبن عبدالرحمان عبداللّه، بيروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٩) ابنحجر عسقلانی، فتحالباری بشرح صحيح البخاری، مصر ١٣٤٨، چاپ افست بيروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٠) ابنحزم، المحلّی، چاپ احمد محمدشاكر، بيروت: دارالجيل، [ بی تا. (؛
(١١) ابنحنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، بيروت: دارصادر، ) بی تا. (؛
(١٢) ابنخُزيمه، صحيح ابنخُزيمه ، چاپ محمد مصطفی اعظيمی، بيروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(١٣) ابنطاووس، جمالالاسبوع بكمال العمل المشروع، چاپ جواد قيومی اصفهانی، ) بی جا (: مؤسسه الا´فاق، ١٣٧١ ش؛
(١٤) ابنعبدالبرّ، فتحالمالك، بتبويب التمهيد لابن عبدالبرّ علی موطّأ الامام مالك، ترتيب و تحقيق مصطفی صميده، بيروت ١٤١٨/١٩٩٨؛
(١٥) ابنفارس؛
(١٦) ابنقدامه، المغنی، چاپ افست بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٧) ابنماجه، سنن ابنماجه، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٨) ابنمنظور؛
(١٩) ابننجيم، البحرالرائق شرح كنزالدقائق ، بيروت ١٤١٨/ ١٩٩٧؛
(٢٠) محمدتقی اصفهانی، ابوابالجنّات فی آداب الجمعات: آئين جمعه ، قم ١٣٦٣ ش؛
(٢١) يوسفبن احمد بحرانی، الحدائق الناضره فی احكام العترة الطاهرة، قم ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش؛
(٢٢) محمدبن اسماعيل بخاری، صحيحالبخاری، ) چاپ محمد ذهنی افندی (، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٢٣) احمدبن محمد برقی، كتابالمحاسن، چاپ جلالالدين محدث ارموی، قم )? ١٣٣١ ش (؛
(٢٤) منصوربن يونس بهوتی حنبلی، كشّافالقناع عن متنالاقناع ، چاپ هلال مصيلحی مصطفی هلال، بيروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٢٥) احمدبن حسين بيهقی، السننالكبری ، بيروت: دارالفكر، ) بی تا.(؛
(٢٦) حاجی خليفه؛
(٢٧) حرّعاملی؛
(٢٨) روحاللّه خمينی، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران، تحريرالوسيله، نجف١٣٩٠، چاپ افست قم ) بی تا. (؛
(٢٩) عبداللّهبن عبدالرحمان دارمی، سننالدارمی، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٣٠) محمدبن احمد دسوقی، حاشية الدسوقی علی الشرح الكبير، ) بيروت (: دار احياء الكتبالعربية، ) بی تا. (؛
(٣١) دهخدا؛
(٣٢) عبدالكريمبن محمد رافعی قزوينی، فتحالعزيز شرحالوجيز، ) بيروت (: دارالفكر، ) بی تا. (؛
(٣٣) وهبه زحيلی، الفقه الاسلامی و ادلته، دمشق ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٣٤) يوسف اليان سركيس، معجمالمطبوعات العربية و المعربة، قاهره ١٣٤٦/١٩٢٨، چاپ افست قم ١٤١٠؛
(٣٥) عبدالرحمانبن ابیبكر سيوطی، الدر المنثور فی التفسير بالمأثور، چاپ نجدت نجيب، بيروت ١٤٢١/٢٠٠١؛
(٣٦) همو، نوراللمعة فی خصائص الجمعة، چاپ محمد سعيد زغلول، بيروت ١٤٠٥؛
(٣٧) همو، الوسائل الی معرفة الاوائل، چاپ عبدالرحمان جوزو، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٣٨) محمدبن ادريس شافعی، الامّ ، چاپ محمد زهری نجار، بيروت ) بی تا. (؛
(٣٩) عبدالحميد شروانی، حاشية العلامة الشيخ عبدالحميد الشروانی، در حواشی الشروانی و ابنقاسم العبادی علی تحفة المحتاج بشرحالمنهاج، چاپ سنگی مصر ١٣١٥، چاپ افست ) بيروت (: داراحياء التراثالعربی، ) بی تا. (؛
(٤٠) زينالدينبن علی شهيد ثانی، رسائل الشهيدالثانی، قم ١٣٧٩ـ١٣٨٠ ش؛
(٤١) عبدالرحيمبن عبدالكريم صفی پوری، منتهیالارب فی لغة العرب، چاپ سنگی تهران ١٢٩٧ـ ١٢٩٨، چاپ افست ١٣٧٧؛
(٤٢) عبدالرزاقبن همام صنعانی، المصنف ، چاپ حبيبالرحمان اعظمی، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٤٣) طبرسی؛
(٤٤) فخرالدينبن محمد طريحی، مجمعالبحرين ، چاپ احمد حسينی، تهران ١٣٦٢ ش؛
(٤٥) محمدبن حسن طوسی، التبيان فی تفسيرالقرآن ، چاپ احمد حبيب قصير عاملی، بيروت ) بی تا. (؛
(٤٦) همو، تهذيبالاحكام ، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران١٣٩٠؛
(٤٧) همو، الفهرست ، چاپ جواد قيومی اصفهانی، قم ١٤١٧؛
(٤٨) همو، كتابالخلاف فی الفقه ، تهران ١٣٧٧ـ١٣٨٢؛
(٤٩) حسنبن عبداللّه عسكری، الاوائل، چاپ عبدالرزاق غالب مهدی، بيروت ١٤١٧/١٩٩٧؛
(٥٠) حسنبن يوسف علامه حلّی، تذكرة الفقهاء ، قم ١٤١٤ـ؛
(٥١) علیبن حسين (ع)، امام چهارم، الصحيفه السجاديه ، چاپ محمدباقر موحدی ابطحی، قم ١٤١١؛
(٥٢) علی غروی تبريزی، التنقيح فی شرح العروة الوثقی: كتاب الطهارة، تقريرات درس آية اللّه خوئی، ج ٩، قم ١٤١٤؛
(٥٣) الفقهالمنسوب للامام الرضا عليهالسلام، والمشتهرب فقهالرضا، مشهد: مؤسسه آلالبيت، ١٤٠٦؛
(٥٤) محمدبن يعقوب فيروزآبادی، ترتيب قاموسالمحيط ، چاپ طاهر احمد زاوی، بيروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٥٥) نعمانبن محمد قاضی نعمان، دعائم الاسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الاحكام ، چاپ آصفبن علی اصغر فيضی، قاهره ) ١٩٦٣ـ ١٩٦٥ (، چاپ افست قم ) بی تا. (؛
(٥٦) محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحكام القرآن ، بيروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٥٧) علیبن ابراهيم قمی، تفسير القمی ، چاپ طيب موسوی جزائری، قم ١٤٠٤؛
(٥٨) عمررضا كحّاله، معجمالمؤلفين، دمشق ١٩٥٧ـ١٩٦١، چاپ افست بيروت ) بی تا. (؛
(٥٩) كلينی؛
(٦٠) مالكبن انس، المُوَطّأ، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، بيروت ١٤٠٦؛
(٦١) مجلسی؛
(٦٢) جعفربن حسن محقق حلّی، شرايع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، چاپ عبدالحسين محمدعلی بقال، نجف ١٣٨٩/١٩٦٩؛
(٦٣) محمدبن محمد مرتضی زبيدی، تاجالعروس من جواهر القاموس ، چاپ علی شيری، بيروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٦٤) مسلمبن حجاج، صحيح مسلم، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٦٥) ابوالقاسم بن محمدحسن ميرزای قمی، غنائم الايّام فی مسائل الحلال و الحرام، قم ١٣٧٥ـ ١٣٧٨ ش؛
(٦٦) احمدبن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنفی الشيعه المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبيری زنجانی، قم ١٤٠٧؛
(٦٧) محمدحسنبن باقر نجفی، جواهر الكلام فی شرح شرائع الاسلام ، ج ٥، چاپ عباس قوچانی، بيروت ١٩٨١؛
(٦٨) احمدبن علی نسائی، سننالنسائی ، بشرح جلالالدين سيوطی و حاشيه نورالدينبن عبدالهادی سندی، استانبول ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٦٩) يحيیبن شرف نووی، المجموع: شرح المهذّب ، بيروت: دارالفكر، )بی تا.]؛
(٧٠) علیبن ابوبكر هيثمی، مجمعالزوائد و منبع الفوائد ، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٨.
/ محمدكاظم رحمانستايش /
٢) در فرهنگ و تمدن اسلامی. صرفنظر از آنچه به اشاره در قرآن (جمعه: ٩) يا به تفصيل و گاه جزءپردازيهای اغراقآميز در روايات، در باره روز جمعه آمده است ( رجوع کنید به قزوينی، ص ٦٦ـ٦٧؛
شاملو، ج ١١، ص ٢٥٧ـ٢٥٩)، مهمترين مشخصه و در عين حال كاركرد اين روز، نقش آن در نظام تقسيم روزهای ماه به واحدهای هفتتايی ( رجوع کنید به هفته * ) به عنوان روز پايانی يا تعطيل هفتگی بوده است. از همان اوايل شكلگيری جامعه مسلمانان در مدينه، علاوه بر جنبههای عبادی و كاركرد دينی ـ اجتماعی جمعه، نقشها و ظرفيتهای غيردينی (سياسی، رسانهای و اقتصادی) نيز در شمار مشخصههای هويتی اين روز در آمد.
جمعه، برخلاف شنبه (سبت/ شَباط) يهوديان، هرگز تعطيل مطلق و روز خودداری از كار كردن يا روز استراحتِ كامل به پيروی از استراحت خداوند پس از فراغت از كار خلقت نبوده است ( رجوع کنید به شيمل ، ص٧٣؛
د.اسلام ، چاپ دوم، ذيل " a ـ "Djum )، چه اين حقيقت را به منزله اصالت و ابداعی بودنِ مفهوم جمعه در فرهنگ اسلامی بدانيم، چه آن را حاصل تمايل پررنگ مسلمانان صدر اسلام به متمايز بودن يا دست كم احساس نيازِ هويتجويانه آنان به متمايز بودن از يهوديان و مسيحيان بينگاريم ( رجوع کنید به شاكد ، ص ١٤٦) و چه حتی آن را ناشی از حزم و دورانديشی بنيانگذاران سنّتِ اسلامی برای در امان ماندن از مايههای استهزای مفهوم يهوديِ «استراحت خداوند پس از شش روز آفرينش» (رجوع کنید به مردان فرخ، ص ٢١) تلقی كنيم ( رجوع کنید به شاكد، ص ١٤٥ـ١٤٦).
گويتين ( رجوع کنید به ص ١١١ـ١٢٥؛
د. اسلام ، همانجا) و شاكد ( رجوع کنید به ص ١٤٦)، دو محقق يهودی كه هر دو ــ البته با تبيينی متفاوت جمعه مسلمانان را پديداری دست دوم و اقتباسی از سنن پيش از اسلام دانستهاند، تفاوتهای جمعه اسلامی را با سبت يهودی يا روزهای گردهمايی عرب جاهلی انكار نكردهاند، گو اينكه تبيين فرآيند اخذ و اقتباس جمعه از يوم هاكنستِ عبری (به معنی روز گردهمايی و روز بازار هفتگی) يا عروبتا ی آرامی از ريشه RB ـ (به معنی باهم آميختن) و يا آدينه فارسی (اگر اصلاً از ريشه y a به معنی آمدن باشد)، بسيار دشوار است ( رجوع کنید به همانجا).
تعطيلی جمعه در اسلام، در اصل به منظور فراهم ساختن فرصتی برای برگزاری شعائر عبادی (نماز جمعه و اجزای تابع آن) بود كه هويت دينی اجتماع نوپای مسلمانان را به واسطه سازوكار تكرار، تحكيم و تثبيت میكرد و به تبعِ آن بود كه اين تعطيلی به مجموعهای از رفتارهای رايج در همه فرصتهای گردهمايی تسری يافت: رفتارهای جشنی، تفريحی، بازسازی و بازيابی كه اينها نيز به نوبه خود، مجدداً به تقويت مفهوم اجتماع اسلامی مساعدت میكردند. ازاينرو، تعطيليِ جمعه، تعطيلی فعاليتهای رسميِ روزمره و بهويژه فعاليتهای كاری بود تا مردم برای عبادت جمعه كه به نسبت وقت زيادی میگرفت، فرصت داشته باشند وگرنه، حركت و پويايی جامعه مسلمانان در روزهای جمعه، كمتر از روزهای ديگر هفته نبوده است.
تعطيلی رسمی روز جمعه، تقريباً از صدر اسلام برقرار بود ولی علاوه بر مهدی عباسی (حك :١٥٨ـ١٦٩) كه پنجشنبه را هم روز استراحت ديوانيان اعلام كرد (جهشياری، ص ١٢٥؛
احسن، ص ٢٨٥) و اين قانون در زمان معتصم (حك : ٢١٨ـ ٢٢٧) لغو شد ( رجوع کنید به همانجاها)، در زمان معتضد عباسی (حك : ٢٧٩ـ٢٨٩) روز سهشنبه هم تعطيل اعلام شد چرا كه بهزعم وی، تعطيلی جمعهها بيشتر صرف عبادت میشد و برای استراحت و تفريح كفايت نمیكرد. به دستور او به عوضِ تعطيلی امور رسمی در سهشنبهها، در روزهای جمعه بايد يك نفر برای رسيدگی به مظالم عامه و يكی هم برای رسيدگی به مظالم خاصه به مجلس مینشست ( رجوع کنید به صابی، ص ٢٧؛
نيز رجوع کنید به عواد، ص ٥٣ -٥٤).
عموميت تعطيلی جمعه كه شامل فرقههای منشعب از اسلام مثل يزيديه * ( رجوع کنید به حسنی، ص٢٠) يا گاه غيرمسلمانان، مثل زردشتيان ( رجوع کنید به دروويل ، ص ٣٣١) هم میشد، هرگز با سختگيريهايی از نوع آنچه در فرهنگ يهود رواج داشت قابل مقايسه نبوده است چنانكه علاوه بر مواردی از نقض تعطيلی جمعه و جابهجايی آن با روزهای ديگر هفته در نزد برخی فرق مخالف با خلافت سنّی (مثلاً تعطيلی دوشنبه به جای جمعه نزد قرمطيان رجوع کنید به طبری، ج١٠، ص ٢٦)، در اواخر دوره عباسی نيز ظاهراً بر اثر نفوذ يهود، مسلمانان شنبهها بازارها را تعطيل میكردند و روز را بهتفريح میگذراندند و در عوض، جمعهها دكانهای خود را داير میداشتند ( رجوع کنید به ابنجوزی، ج ١٧، ص ٢٣ـ ٢٤؛
زيات، ص ٤١ـ٤٦؛
احسن، ص ٢٨٦)، هرچند، ابوشجاع روذراوری وزير (متوفی ٤٨٨) به ابنخرقی محتسب دستور داد، كسانی ــ از جمله بزازان را كه در اين كار به يهود تشبه جسته بودند تنبيه كند ( رجوع کنید به ابنجوزی، همانجا؛
عواد، ص ٥٨؛
احسن، همانجا). صرفنظر از اين موارد، معمول آن بود كه بازارها و مراكز خريد و فروش را جمعهها، پس از برگزاری نماز جمعه، داير كنند تا مردم خريدهای هفتگی خود را انجام دهند ( رجوع کنید به ادامه مقاله)، چنانكه قصابان معمولاً حيوانات را در اين روز ذبح و برای فروش آماده میكردند ( رجوع کنید به جاحظ، ١٩٧١، ص ١١١، ١٢٢؛
احسن، ص ٢٨٥) و زنان، جمعهها را به پختن نان مورد نياز در ديگر ايام هفته صرف میكردند ( رجوع کنید به ابنبطوطه، ج ١، ص٢٩٠)؛
بهطور كلی، جمعهها بهسبب آن كه معمولاً برای طبقه مزدبگير، روز دريافت اجرت و برای علمای دين و پرهيزگاران روز عبادت بود و نيز برای كودكان، روز تعطيلی مكتبخانهها، سخت مورد توجه بود (برای نمونههايی از ذكر محبوبيت جمعه و تعطيلی آن نزد مردم و بهويژه كودكان و كراهت از شنبه كه به معنی پايان فرصت هفتگی استراحت و تفريح بود رجوع کنید به ابوحيان توحيدی و مسكويه، ص٨٠؛
صابی، همانجا؛
مقّری، ج ٣، ص ١٠٩؛
احسن، ص ٢٨٥؛
واعظ قزوينی، ص ٣٥؛
صائب، ج ٢، ص ١٣، ج ٥، ص ٢٦٢٢، ج ٦، ص ٣٢٤٥؛
برای نمونهای از گردهمايی علمی علما در شبهای جمعه رجوع کنید به ابنابی اُصَيبعه، ص ٤٤٢). اما اگر گزارشهايی كه بر اساس آنها، در مواردی مردم جمعه را گم كرده بودند ( رجوع کنید به جاحظ، ١٣٥٢، ص ١٢٩: در باره مردم منصوره و بحرين؛
شرلی، ص ٢٣، ٥١: در باره مردم عثمانی) پذيرفتنی باشد، بايد آنها را محدود به همين موارد استثنايی در مناطق دورافتاده دانست (قس شرلی، ص ٢٣، پانويس ٤).
هنوز در بسياری از كشورهای اسلامی، جمعه روز تعطيل هفتگی است (برای فهرستی از كشورهای عضو كنفرانس اسلامی كه جمعه را روز تعطيل رسمی خود اعلام كردند رجوع کنید به د. ا. د. ترك ، ج ١٥، ص ١٣٢، جدول). در برخی كشورها چون عربستان و ايران بر حفظ هويت جمعه تأكيد بيشتری صورت میگيرد ولی در برخی كشورهای اسلامی كه در آنها يكشنبه رسماً تعطيل است، روز جمعه به صورت نيمهتعطيل و بيشتر يك تعطيليِ دينی تلقی میشود ( رجوع کنید به شيمل، ص ٧٣ـ ٧٤؛
د. اسلام ، همانجا). دولتِ غيردينی تركيه نيز از ١٣١٤ ش/ ١٩٣٥، رسماً تعطيلی هفتگی جمعه را لغو كرده و آن را به يكشنبه انتقال داده است ( د. ا. ترك ، ذيل "Cuma" ؛
د. ا. د. ترك ، همانجا).
نماز جمعه ــ مهمترين فعاليت عبادی روز جمعه بهويژه بهسبب خطبههايش، برای حاكمان مسلمان، فرصتی مناسب فراهم میساخت تا ضمن برقراری ارتباط با مردم، از امكانات رسانهای اين روز نيز به خوبی استفاده كنند. اعلام تغيير خليفه، سلطان يا حاكمان ردههای پايينتر، ولايت عهدی، اخذ بيعت از مردم، اعلام براندازی، شورش يا استقلال و خودمختاری، عزل و نصب كارگزاران ارشد، اعلام فرمانهای حكومتی، ضرب سكه جديد، لعن مخالفان، معرفی مدرّسان جديد مدرسههای بزرگ و... معمولاً قبل يا بعد از ادای نماز جمعه يا در ضمن ايراد خطبه اين نماز انجام میگرفت (برای چند نمونه رجوع کنید به طبری، ج١٠، ص ٥٣ ٥٤؛
ابنصاحب الصلاة، ص ٢١٧؛
ابناثير، ج ٣، ص ١٩٣؛
ابنعماد، ج ٢، ص ١١٧). نماز جمعه همچون نمازهای عيد، برای نمايش قدرت و شكوه حكومت، فرصتی غيرقابل چشمپوشی تلقی میشد. حضور خليفه يا سلطان برای ملاقات عمومی با مردم و شنيدن تظلم آنان در نماز جمعه ــ همچون سلام يا بارعامهای جمعه مخصوصاً از اين حيث كه علاوه بر اتباع خود او، شماری از بيگانگان و نمايندگان دولتهای ديگر نيز از نزديك از زنده و به سلامت بودن وی اطمينان میيافتند، حائز اهميت بود و به شايعاتی كه میتوانستند دردسرساز شوند، خاتمه میداد ( رجوع کنید به ابنبطوطه، ج ١، ص ٣٣٨ـ٣٣٩؛
ايپشيرلی ، ص ١٣٦؛
آيدين، ص ٤٥٦؛
د. اسلام ، چاپ دوم، ذيل "Maeasim.٤"؛
د. ا. د. ترك ، ذيل "Cuma Selamligi"؛
د. ترك ، ذيل "Cuma" ؛
نيز رجوع کنید به علامی، ج ١، ص ٣٥٨؛
بار * ، جلوس * ، سلام * ).
گاه با تلفيق موقعيت زمانی جمعه با موقعيت مكانی مساجد جامع در شهرهای بزرگ، برای رسيدگی تقريباً مستقيم به مسائل شرعی و مشكلات مردم فرصتی تدارك میشد. مثلاً عالِم مُفتی يا قاضی شهر، جمعهها در مسجد مینشست و مردم در مسائل مختلف از او استفتا میكردند (رجوع کنید به ابنبطوطه، ج ١، ص ٣٦). در سرزمينهای عثمانی، در اين روز ديوانی به نام ديوانِ جمعه/ جمعه ديوانی/ حضور مرافعهسی به رياست وزير اعظم، هم به امور شرعی و هم به مسائل عرفی مردم رسيدگی میكرد. وزير اعظم، تظلم مردم را بیواسطه میشنيد و امور را برحَسَبِ مراتب به قاضی عسكر يا كارگزاران ديگر چون عسسباشی، سوباشی و چاووشباشی كه در ديوان جمعه عضو بودند ارجاع میداد (اوزون چارشيلی ، ص ١٣٨ـ١٤٠؛
ايپشيرلی، ص ١٦٤؛
آيدين، ص ٤٥٧؛
د. ترك ، ذيل "Divan" ). ظاهراً فرمانها و اسناد رسمی را نيز در روزهای جمعه مُهر میكردند ( د. اسلام ، چاپ دوم، ذيل .("Khatam, Khatim" از پرداخت مبالغی با عنوانِ جمعگی در روزهای جمعه به فقرای شهر در عصر سلطان سكندر لودی (حك : ٨٩٤ـ٩٢٣) در هند نيز گزارشهايی در دست است ( رجوع کنید به فرشته، ج ١، ص ١٨٦).
پس از ادای نماز جمعه و انجام متعلقات آن (همچون دعاها و شعارهای سياسی و لعن مخالفان حكومت و...)، فرصت باقی مانده از روز جمعه، معمولاً صرف برخی رفتارهای جشنی (رجوع کنید به جشن * ، بخش ٤، قسمت ج) میشد چرا كه مسلمانان بنا بر سنّت ــ بیآن كه در قرآن تصريحی بدان شده باشد جمعه را عيد میدانستهاند و علاوه بر رعايت مستحباتِ توصيه شده برای اين روز، برای شب يا روز جمعه، خوراك ويژه تدارك میديدند ( رجوع کنید به جميل، ص١٠٠؛
شهری باف، ج ٢، ص ٢٤١؛
جَبَرتی، ج ١، ص ٢٨٨)، جشنهای عروسی يا بخشهايی از آن را در اين روز برپا میداشتند ( رجوع کنید به مطهربن طاهر مقدسی، ج ٢، ص ٥٥؛
قزوينی، ص ٦٨ـ٦٩؛
خاطر، ج ١، ص ٢٧٩)، گاه نوزادان متولد اين روز را تبركاً عيد يا جمعه میناميدند ( رجوع کنید به خاطر، ج ١، ص ٣٢٧)، در مساجد يا مكانهای تجمع ديگر همچون قهوهخانهها به قصهگويی و شعرخوانی ( رجوع کنید به ابنجوزی، ج ١١، ص ١٣١؛
احسن، ص ٢٨٥)، ترانهخوانی، استماع موسيقی، رقص و پايكوبی میپرداختند (ابوالفرج اصفهانی، ج ٨، ص ٣٢١؛
طعمه، ص ١٩٦)؛
جشن ختنه كودكان را با ساز و آواز و راهپيمايی در خيابانها میگرفتند چنانكه گاه سروصدای آنان مانع استماع صدای خطيب جمعه میگرديد ( رجوع کنید به جبرتی، ج ١، ص ٦٤٨)، برای سيروسياحت به تفرجگاهها يا ميدانهای شهر میرفتند و مسابقات ورزشی از جمله تيراندازی، دو، اسبدوانی، چوگانبازی برگزار میكردند يا در زورخانهها برای تماشای ورزشهای پهلوانی جمع میشدند يا در كوی و برزن جنگ خروس به راه میانداختند (برای نمونه رجوع کنید به جاحظ، ١٩٧١، ص ٢٤ـ ٢٥؛
جبرتی، ج ٢، ص ٧؛
جملی كارری ، ص ٢٦؛
سيلوا ای فيگروا، ص ١٥٨؛
فرانكلين، ص ٢٢؛
الفينستون، ص ٣٤٢ـ٣٤٣)، به زيارت * مكانهای مقدّس يا فاتحه اهل قبور يا ملاقاتِ زندانيان میرفتند ( رجوع کنید به جبرتی، ج ٢، ص ٧٨؛
تاورنيه، ج ١، ص ٢٩٩ـ٣٠٠؛
سياستالملوك ، ص ٣٧٠)، فقيران و يتيمان را مینواختند ( رجوع کنید به ابونعيم، ص ٢٩٠؛
باستانی پاريزی، ١٣٧٨ ش، ص ٣٠٧، پانويس ٣؛
د. اسلام ، چاپ دوم، ذيل "Masdjid. VII" ). در برخی موارد برای برقراری بهتر نظم در شهرها در روز جمعه، مقررات ويژه اعلام میگرديد؛
مثلاً در برخی شهرها و قلعهها، دروازه شهر را تا هنگام عصر نمیگشودند (رجوع کنید به ابناثير، ج ٨، ص ٢٠٩)، از ورود گلههای اسب به داخل شهر ممانعت میكردند ( رجوع کنید به ابنكثير، ج ١٣، ص ٦٤) و سروصدا و طبلكوبی و جشن در اين روز را ممنوع میساختند ( رجوع کنید به جبرتی، ج ١، ص ٦٤٨).
با آن كه برای روز جمعه در تمدن اسلامی، لباس ويژهای توصيه نشده بود، برخی مثلاً خلفای عباسی در اين روز، همچون اعياد ديگر، جامههای سياهرنگ در بر میكردند (ابنكثير، ج ٦، ص ٨) يا بعضی از صحابه، عمامه سياه بر سر مینهادند (برای نمونه رجوع کنید به ابنحجر عسقلانی، ج ٤، ص٧٠، ش ٤٦٤٤).
معمولاً در شهرهايی كه در آنها نماز جمعه برگزار میگرديد چنانكه اشاره شد، جمعهبازاری نيز برپا میشد كه غالباً بيش از روزْ بازارهای ديگر ايام هفته مورد استقبال قرار میگرفت زيرا روستاييان و ساكنان اطراف شهرها، در اين روز، هم به عبادتشان میرسيدند و هم خريدهای هفتگی خود را انجام میدادند از همينرو، بنا كردن اسواق در كنار مساجد جمعه يك تدبير تجاری كارآمد به شمار میرفت ( رجوع کنید به كوتوك اوغلو ، ص ٦٠٩؛
د. اسلام ، چاپ دوم، ذيل "Suk.٧")، گو اينكه در شهرهای كوچك و روستاها نيز برپايی جمعه بازارهای محدودتر به عنوان نيازی هفتگی، معمول بوده است ( رجوع کنید به ابنخرداذبه، ص ١٨٩؛
محمدبناحمد مقدسی، ص ٢٩؛
ادريسی، ج ١، ص ٢٦٧؛
قلقشندی، ج ٥، ص ٧؛
تاورنيه، ج ٢، ص ١٢٦ـ١٢٧).
علاوه بر اين جنبههای عمومی، جمعهها برای بعضی گروهها يا در موقعيتهای زمانی خاص نيز محمل برگزاری برخی آداب و آيينها بود. برای نمونه گروهی از شيعيان كه معتقد بودند امام زمان، در روز جمعهای از سردابی در جامع سامرا ظهور خواهد كرد، هر جمعه بعد از نماز، اسبی ابلق را با زين مُطلّا بر در جامع میبردند تا مركب امام باشد (دولتشاه سمرقندی، ص ٥٤؛
باستانی پاريزی، ١٣٧٧ ش، ص ٥٣؛
همو، ١٣٨١ ش، ص ٤١٣ـ٤١٤). هنوز زنان كربلايی هر عصر جمعه در زيارتگاهی موسوم به مقام المهدی در كنار نهرالحسينيه جمع میشوند، نذورات میپردازند، شمع میافروزند و عريضههای خود را بر كاغذی نوشته، در گلولهای گِلين نهاده به داخل نهر میاندازند و مردان نيز صبحهای جمعه در آنجا دعای ندبه میخوانند (طعمه،ص١٦٠ـ١٦١). برگزاری مجالس روضهخوانی يا ذكر مناقب امامان شيعه در روزها يا شبهای جمعه در مساجد، حسينيهها، تكايا يا منازل اشخاص (كه در افغانستان اختصاصاً جمعهخوانی ناميده میشود) نيز در ميان شيعيان مرسوم است ( رجوع کنید به فرانكلين، ص ٥٧؛
فرهنگ، ص ٣١٣، ٣١٧؛
مظفرالدين قاجار، ص ٤٢، ١١٩، ١٢٥؛
نيز رجوع کنید به روضهخوانی * ). در برخی مناطق، در شب جمعه آخر سال، سفره حضرت خضر میچيدند؛
در آذربايجان و همدان، شب جمعه ايام چارچار (چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله كوچك زمستان)، به نام شب خِدِرنبی بسيار محترم شمرده میشده است، برای اين شب قاووتی از آرد گندم برشته و آرد نخودچی و عدسی بو داده تهيه میشد كه به اعتقاد عوام، خضر با نشان گذاشتن بر روی اين قاووت آن را متبرك میساخت (عناصری، ص٦٨٠ـ٦٨١؛
برای جمعه خضر در عراق رجوع کنید به حبيب، ص ٣٢، ٣٤).
معمولاً در نخستين جمعه پاييز يعنی يك هفته پيش از مراسم قالیشويان در امامزاده سلطانعلی اردهال، مراسم اعلام تاريخ برگزاری قالیشويان با عنوان جمعه جار در فين و كاشان برپا میشود، در دومين جمعه پاييز، جمعه قالی ــ مراسم اصلی قالیشويان برگزار میشود و در جمعه سوم ــ جمعه نِشَلگیها يا جمعه هفته قالی مردم دهكده نشلگ عزاداری میكنند ( رجوع کنید به بلوكباشی، ص ٣٨ـ٣٩، ٥٠، ٦٣؛
روحالامينی، ص١٧٠ـ ١٧٣، ١٨١ـ١٨٢).
در برخی مناطق، آخرين جمعه ماه رمضان ــ جمعهالوداع با انبوهی از آداب عاميانه دينی چون تهيه چل بسماللّه، دعانويسی برای رفع سياهسرفه، دفع سترونی، عمليات بختگشايی، حلواپزان و جز آنها همراه بوده است (در ايران رجوع کنید به كتيرائی، ص١١٦؛
وكيليان، ج ١، ص ١٥٢ـ١٥٣؛
شاملو، ج ١١، ص٢٥٨؛
در عراق رجوع کنید به طعمه، ص ٢٦٧).
برخی مكانهای مقدّس يا زيارتگاهها تنها در شبها يا روزهای جمعه به روی مردم باز میشد؛
نماز گزاردن در درون كعبه ( رجوع کنید به ابنبطوطه، ج ١، ص ١٤٧ـ ١٤٨)، انتقال منبر شريف پيامبر به كنار ديوار كعبه ـ ميان حجرالاسود و ركن عراقی به همراه پارهای رفتارهای آيينی ( رجوع کنید به همان، ج ١، ص ١٧٣)، بازكردن درهای مسجد اميرالمؤمنين علی عليهالسلام در بصره صرفاً در روزهای جمعه ( رجوع کنید به همان، ج ١، ص ١٩٧)، زيارت مصحف شريفی كه عثمان به شام فرستاده بود و در خزانه مسجد دمشق نگهداری میشده و قسم خوردنِ اصحاب دعوا به اين قرآن ( رجوع کنید به همان، ج ١، ص ١٠٦)، زيارت خرقه شريف نبوی در عثمانی ( رجوع کنید بهد. اسلام ، چاپ دوم، ذيل "Khirka-yi Sh erif" ؛
نيز رجوع کنید به جلوس * ) معمولاً در روزهای جمعه صورت میگرفت (برای نمونهای از زيارتگاههای جمعگی در ايران رجوع کنید به رضائی، ص ١٣٨).
جمعه نزد صوفيان نيز بسيار ارجمند بود و به تعبيری ( رجوع کنید به سهروردی، ص ٥٣٦) سالك بايد محصول اعمال صالحه خود را كه در طول ايام هفته انجام داده بود در روز جمعه میدرويد. از مجالس ذكر جمعگی صوفيان كه معمولاً «حضرت» ناميده میشود يا مجالس ذكر ديگر گروههای مذهبی پس از نماز جمعه، سماع مولويه پس از برگزاری نماز جمعه در استانبول و قاهره، مثنوی خوانی در خانقاههای قونيه، دعاخوانی جمعیِ صوفيان برای سلامتی پادشاه و حاكم و جز اينها گزارشهای بسيار هست (برای نمونه رجوع کنید به ابنبطوطه، ج ١، ص ٣٠١؛
ميرزا سميعا، ص ١٨؛
يونگ ، ص ١٧٠؛
دخيلاللّه، ص ٢٦١؛
د. اسلام ، چاپ دوم، ذيل "Duruz", "Hadra", "Mawlawiyya.l", "Mawlawoyya.٥", "Tidjaniyya"). برخی زهاد و عباد ــ صوفی يا غيرصوفی نيز در طول ايام هفته در منازل يا خلوتخانههای خود انزوا پيشه میكردند و تنها در جمعهها برای ادای نماز جمعه به ميان مردم می آمدند ( رجوع کنید به سهروردی، ص ٢٢٢؛
باخرزی، ج ٢، ص ٣١٢؛
برای نمونههای مختلف رجوع کنید به ابنعماد، ج٥، ص٩؛
سبكی، ج ٦، ص ٥٠، ش٥٨٨، ج ٧، ص ٦٩، ش ٧٥٨).
در معرفتِ اربابِ ساعات، باور بر اين بوده كه سياره زهره، رب روز جمعه است (ابوريحان بيرونی، ص ١٧١؛
قس اخوانالصفا، ج ١، ص ١٢٥؛
نيز رجوع کنید به روحالامينی، ص ١٩٧ـ ١٩٩). بنا بر سنّت، در كتابهای علوم غريبه اسلامی كه به اخبار و رواياتِ منقول از قول پيامبر و امامان، بسيار وابستهاند، مجموعهای از تفألهای خير برای اين روز ياد شده است: عقد و تزويج، خريدوفروش گاو و گوسفند و استر، نوبريدن و نوپوشيدن، حجامت و دارو خوردن و... ( رجوع کنید به كليات مجمع الدعوات كبير، ص ٣٢٩؛
كتاب جامعالدعوات ، ص ٣٥). با اين حال طبيعی است كه باورهای عاميانه دينی مسلمانان در چارچوب روايات صحيح محدود نمانده است؛
جمعه در فرهنگ عوام نيز موضوعِ باورهای مختلف و در بسياری موارد، مغاير با اين دسته از روايات شده است؛
مثلاً برخلاف احاديثی كه در آنها جمعه سخت مبارك دانسته و گفته شده كه در اين روز، ساعتی سعد هست كه در آن هر دعای خيری برآورده خواهد شد ( رجوع کنید به ابوداوود، ج ١، ص ٢٧٥ـ٢٧٦؛
ابنشعبه، ص ١٠٦)، برخی عوام معتقدند در روز جمعه ساعتی نحس هست و ازاينرو هيچ كار مهمی را نبايد در اين روز آغاز كرد ( رجوع کنید به جندی، ص ١١٥). جندی در مقالهای كه در رد اين باور نوشته، منشأ آن را در باور مسيحيان به اين كه عيسی در روز جمعه به صليب كشيده شده، دانسته است (ص١٢٠). نمونههايی از تَشاؤمها و هشدارهای عوام در باره جمعه اينهاست: جمعه «سنگين» است و كارها در اين روز به كندی به انجام میرسند (اسديان خرمآبادی و همكاران، ص ٢١٩)، در روز جمعه نبايد حجامت كرد و كَرِه گرفت (وسترمارك، ص ١٣٣، ١٣٩)، جمعه برای آغاز مسافرت يا عزيمت مهمان از خانه ميزبان، شگون ندارد (هدايت، ص ١٨٥؛
دونالدسون ، ص ١٢٧)، نگه داشتن جسد ميت در روز جمعه تا دفن آن در روز بعد، ناميمون است (پولاك، ص ٢٤٨؛
شاملو، ج ١١، ص ٢٥٨)، اصلاح كردن و آرايش، رخت شستن، تقسيم گله، چيدن پشم گوسفندان و تشكيل جلسه در اين روز، بدشگون است (هدايت، ص ٨٤، ٨٦؛
شاملو، همانجا؛
شهری باف، ج ١، ص ٤٩٦؛
بارت ، ص ١٣٧؛
برای نمونههايی از نبايدهای روز جمعه كه بيشتر جنبه اخلاقی داشتهاند، مثلاً كراهت خوردن پياز در شبِ جمعه رجوع کنید به عنصرالمعالی، ص٧٠؛
شكورزاده، ص ٦٣٠ـ٦٣١). همچنين برخی عوام، گناه كردن در شب جمعه را مستوجب كيفری مضاعف می دانستند.
نمونههايی از خوشبينيهای مردم در باره روز جمعه نيز اينهاست: چيدنِ ناخنها در روز جمعه بيماری را دور میدارد و ثروت می آورد (قزوينی، ص ٦٦ـ٦٧؛
رضائی، ص ٦٣٦)، بچهای كه نطفهاش در شب جمعه بسته شود، خطيب میشود ( كتاب جامعالدعوات، ص ١١١؛
كتيرائی، ص ٢٤٢، پانويس ٢)، مولود روز جمعه، عمری دراز خواهد يافت و مبارك قدم خواهد بود ( كليات مجمع الدعوات كبير ، ص ٣٢٩)، در شب جمعه، گرگ به گله نمی زند و مال را دزد نمی برد (اسديان خرمآبادی و همكاران، ص ٢١٩)، و ارواح مردگان شبهای جمعه آزاد می شوند و به خانوادههايشان سر می زنند (شكورزاده، ص ٢٢٥؛
هدايت، ص ٦٣، ٦٨، ٧٠، ٨٥؛
برای نمونههای ديگر رجوع کنید به شهریباف، ج ٣، ص ٢٧٦؛
شاملو، همانجا).
برخی ديگر از باورهای عاميانه در باره جمعه، با عمليات ويژه حاجتخواهی همراهاند؛
در تهران قديم، زنان و دختران برای بختگشايی و نذر، شبهای جمعه به سراغ توپ مرواريد * رفته بر آن دخيل می بستند (شهری باف، ج ١، ص ٧٦؛
برای موارد ديگری از عمليات بختگشايی در جمعهها در اصفهان و يزد رجوع کنید به شكورزاده، ص ٨٩ـ٩٠). چيدنِ سفره * حضرت رقيه در سه شب جمعه متوالی و تهيه و نذر آجيل مشكلگشا در سه، پنج يا هفت شب جمعه آخر ماه ( رجوع کنید به شهری باف، ج ١، ص ١٤١؛
شكورزاده، ص ٥٩، ٧٠ـ٧١، ٧٤) و نذرِ چهل صبح جمعه زيارت حضرت عبدالعظيم در ری (شهری باف، ج ٣، ص ٤٤٦) برای حصول حاجات، بسيار سودمند دانسته می شد.
در علم تعبيرخواب، باور بر آن بود كه اگر كسی جمعه را به خواب ببيند يا ببيند كه نماز جمعه می خواند، تعبيرش آن است كه امورش اصلاح گردد و بركت يابد و كار او از سختی به آسانی گرايد يا به سفری پر بركت برود (ابنسيرين، ص ٦٢؛
نابلسی، ج ١، ص ١٠٦ـ١٠٧). همچنين اعتقاد بر اين بود كه جمعه در قيامت، برای كسانی كه آن را ارج می نهند به صورتِ جوانی زيبا متجسم خواهد شد (شيمل، ص ٢٣٦). برای نمونههايی از حضور جمعه در تعاويذ، طلسمات و عمليات جادويی ( رجوع کنید به ابنبسطام، ص ١٨٣ـ١٨٤؛
كتاب جامعالدعوات ، ص ١٨٤، ٢٢٤؛
بخاری، ص ٤٣ـ٤٤، ٤٨) و در هواشناسی عاميانه ( رجوع کنید به قطب راوندی، ص ٢٣٤؛
اسديان خرمآبادی و همكاران، ص ١٤٥؛
يوسفی، ص ١٩٩)، و در ضربالمثلها رجوع کنید به ثعالبی، ذيل «كلب»؛
دهخدا، ج ٢، ص ٥٨٦؛
برای برخی باورهای ديگر رجوع کنید بهوسترمارك، ص ١٢٧؛
آلاحمد، ص ٤٦؛
شاملو، ج ١١، ص٢٥٧ـ ٢٥٩؛
باستانی پاريزی، ١٣٨١ ش، ص ٣٨٥؛
د. اسلام ، ذيل "Al-Khadir").
منابع:
(٧١) جلال آلاحمد، اورازان ، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٧٢) ابن ابی اصيبعه، عيون الانباء فی طبقات الاطباء ، چاپ نزار رضا، بيروت [ ١٩٦٥ (؛
(٧٣) ابناثير؛
(٧٤) ابنبسطام (حسينبن بسطام) و ابنبسطام (عبداللّهبن بسطام)، طبالائمّة، چاپ محسن عقيل، بيروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٧٥) ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطة، چاپ محمد عبدالمنعم عريان، بيروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٧٦) ابنجوزی، المنتظم فی تاريخالملوك و الامم ، چاپ محمدعبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بيروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٧٧) ابنحجر عسقلانی، الاصابة فی تمييز الصحابة، چاپ علی محمد بجاوی، بيروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٧٨) ابنخرداذبه؛
(٧٩) ابنسيرين، تفسير الاحلامالكبير ، بيروت ١٤٠٩/١٩٨٨؛
(٨٠) ابنشعبه، تحف العقول عن آلالرسول، بيروت ١٣٩٤/١٩٧٤؛
(٨١) ابنصاحب الصلاة، المنّ بالامامة: تاريخ بلاد المغرب و الاندلس فی عهد الموحدين، چاپ عبدالهادی تازی، بيروت ١٩٨٧؛
(٨٢) ابنعماد؛
(٨٣) ابنكثير، البداية و النهاية، بيروت ١٤١١/١٩٩٠؛
(٨٤) ابوالفرج اصفهانی؛
(٨٥) علیبن محمد ابوحيان توحيدی و احمدبن علی مسكويه، الهوامل و الشوامل ، چاپ احمد امين و احمد صقر، قاهره ١٣٧٠/١٩٥١؛
(٨٦) سليمانبن اشعث ابوداوود، سنن ابیداود ، چاپ محمد محيیالدين عبدالحميد، ) قاهره،بی تا. (، چاپ افست ) بيروت، بی تا.(؛
(٨٧) ابوريحان بيرونی، كتابالبيرونی فی تحقيق ماللهند، حيدرآباد دكن ١٣٧٧/١٩٥٨؛
(٨٨) احمدبن عبداللّه ابونعيم، كتاب ذكر اخبار اصبهان، چاپ سون ددرينگ، ليدن ١٩٣١ـ١٩٣٤، چاپ افست تهران ) بی تا.(؛
(٨٩) اخوانالصفا، رسائل اخوان الصفاء و خلان الوفاء ، بيروت: دارصادر، ) بی تا. (؛
(٩٠) محمدبن محمد ادريسی، كتاب نزهة المشتاق فی اختراق الآفاق ، قاهره: مكتبة الثقافة الدينية، ) بی تا. (؛
(٩١) محمد اسديان خرمآبادی، محمدحسين باجلان فرخی، و منصور كيائی، باورها و دانستهها در لرستان و ايلام، تهران ١٣٥٨ ش؛
(٩٢) يحيی بن احمد باخرزی، اوراد الاحباب و فصوص الآداب ، ج ٢: فصوص الآداب، چاپ ايرج افشار، تهران ١٣٥٨ ش؛
(٩٣) محمدابراهيم باستانی پاريزی، در شهرنی سواران، تهران ١٣٧٧ ش؛
(٩٤) همو، شمعی در طوفان، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٩٥) همو، كلاه گوشه نوشين روان مغ ، تهران ١٣٨١ ش؛
(٩٦) باقربن عثمان بخاری، جواهرالاوليا، تصحيح و تحشيه و مقدمه غلام سرور، اسلامآباد ١٣٥٥ ش؛
(٩٧) علی بلوكباشی، قالیشويان: مناسك نمادين قالیشويی در مشهد اردهال ، تهران ١٣٧٩ ش؛
(٩٨) ياكوب ادوارد پولاك، سفرنامه پولاك ، ترجمه كيكاوس جهانداری، تهران ١٣٦١ ش؛
(٩٩) عبدالملكبن محمد ثعالبی، التمثيل و المحاضرة، چاپ عبدالفتاح محمدحلو، قاهره ١٣٨١/١٩٦١؛
(١٠٠) عمروبن بحر جاحظ، البخلاء، چاپ طه حاجری، قاهره ) ١٩٧١ (؛
(١٠١) همو، رسائل الجاحظ ، چاپ حسن سندوبی، ) قاهره ( ١٣٥٢/١٩٣٣؛
(١٠٢) عبدالرحمان جبرتی، تاريخ عجائب الآثار فی التراجم و الاخبار ، بيروت: دارالجيل، )بی تا. (؛
(١٠٣) جووانی فرانچسكو جملی كارری، سفرنامه كارری ، ترجمه عباس نخجوانی و عبدالعلی كارنگ، ) تبريز ( ١٣٤٨ ش؛
(١٠٤) نينا جميل، الطعام فی الثقافة العربية، لندن ١٩٩٤؛
(١٠٥) علی جندی، «يومالجمعة: يوم سعد و يمن و عيد»، مجلة الازهر، سال ٤٧، ش ١١ (محرّم ١٣٩٥)؛
(١٠٦) محمدبن عبدوس جهشياری، كتاب الوزراء و الكتاب، چاپ عبداللّه اسماعيل صاوی، قاهره ١٣٥٧/١٩٣٨؛
(١٠٧) جورج حبيب، «خضرالياس»، التراث الشعبی ، سال ١، ش ١١ (ربيعالآخر ـ جمادی الاولی ١٣٩٠)؛
(١٠٨) عبدالرزاق حسنی، «الاعياد الدينية لدی الطائفة اليزيدية»، همان، سال ٤، ش ٧ (١٩٧٣)؛
(١٠٩) لحد خاطر، العادات و التقاليد اللبنانية، بيروت ٢٠٠٢؛
(١١٠) علی بن محمد دخيلاللّه، التّجانيّة، رياض )? ١٤٠١ (؛
(١١١) گاسپار دروويل، سفر در ايران ، ترجمه منوچهر اعتماد مقدّم، تهران ١٣٦٧ ش؛
(١١٢) دولتشاه سمرقندی، تذكرة الشعراء ، چاپ محمد رمضانی، تهران ١٣٣٨ ش؛
(١١٣) علی اكبر دهخدا، امثال و حكم ، تهران ١٣٥٢ ش؛
(١١٤) جمال رضائی، بيرجندنامه: بيرجند در آغاز سده چهاردهم خورشيدی ، به اهتمام محمود رفيعی، تهران ١٣٨١ ش؛
(١١٥) محمود روحالامينی، آيينها و جشنهای كهن در ايران امروز ، تهران ١٣٧٦ ش؛
(١١٦) حبيب زيات، «ايام السبوت بدمشق فی عهدالعباسيين»، المشرق، سال ٣٦ (اذار ١٩٣٨)؛
(١١٧) عبدالوهاب بن علی سبكی، طبقاتالشافعية الكبری، چاپ محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره١٩٦٤ـ ١٩٧٦؛
(١١٨) عمربن محمد سهروردی، كتاب عوارف المعارف، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
سياست الملوك، ) از مؤلفی ناشناس، گزيده چاپشده ] در
(١١٩) J. Sadan, "A new source of the Buyid period" in Israel Oriental studies, vol. a, Tel-Aviv: Tel-Aviv University, ١٩٧٩;
(١٢٠) گارسيا دسيلوا ای فيگروا، سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ، ترجمه غلامرضا سميعی، تهران ١٣٦٣ ش؛
(١٢١) احمد شاملو، كتاب كوچه ، حرف ج، تهران ١٣٨١ ش؛
(١٢٢) آنتونی شرلی و ربرت شرلی، سفرنامه برادران شرلی ، ترجمه آوانس، چاپ علی دهباشی، تهران ١٣٦٢ ش؛
(١٢٣) ابراهيم شكورزاده، عقايد و رسوم مردم خراسان ، تهران ١٣٦٣ ش؛
(١٢٤) جعفر شهری باف، طهران قديم ، تهران ١٣٨١ ش؛
(١٢٥) هلالبن محسن صابی، الوزراء، او، تحفة الامراء فی تاريخ الوزراء ، چاپ عبدالستار احمد فراج، [ قاهره ( ١٩٥٨؛
(١٢٦) محمدعلی صائب، ديوان ، چاپ محمد قهرمان، تهران ١٣٦٤ـ١٣٧٠ ش؛
(١٢٧) طبری، تاريخ (بيروت)؛
(١٢٨) سلمان هادی طعمه، كربلا فی الذاكره ، بغداد ١٩٨٨؛
(١٢٩) ابوالفضلبن مبارك علامی، اكبرنامه ، چاپ آغا احمدعلی، كلكته ١٨٧٧ـ١٨٨٦؛
(١٣٠) جابر عناصری، «بهمن، مظهر عقل اول و امشاسپند آشتی و نيكانديشی»، چيستا، سال ٢، ش ٦ (بهمن ١٣٦١)؛
(١٣١) كيكاوسبن اسكندر عنصرالمعالی، قابوسنامه، چاپ غلامحسين يوسفی، تهران ١٣٥٢ ش؛
(١٣٢) ميخائيل عواد، «العطلة الاسبوعية فی الدولة العباسية»، مجلة المجمع العلمی العربی ، ج ١٨، ش ١ و ٢ (ذيحجه ١٣٦١ و محرّم ١٣٦٢)؛
(١٣٣) ويليام فرانكلين، مشاهدات سفر از بنگال به ايران در سالهای ١٧٨٧ـ ١٧٨٦ ميلادی ، ترجمه محسن جاويدان، تهران ١٣٥٨ ش؛
(١٣٤) محمد قاسمبن غلامعلی فرشته، تاريخ فرشته ( گلشن ابراهيمی )، ) لكهنو (: مطبع منشی نولكشور، ) بی تا. (؛
(١٣٥) محمدحسين فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شيعيان افغانستان ، قم ١٣٨٠ ش؛
(١٣٦) زكريابن محمد قزوينی، عجائب المخلوقات و غرايب الموجودات (تحرير فارسی)، چاپ نصراللّه سبوحی، ) تهران ( ١٣٦١ ش؛
(١٣٧) سعيدبن هبة اللّه قطب راوندی، قصص انبياء ، چاپ غلامرضا عرفانيان يزدی، مشهد ١٤٠٩؛
(١٣٨) قلقشندی؛
(١٣٩) كتاب جامعالدعوات ، چاپ عبداللّه طهرانی، بمبئی: مطبع نادری، ١٣٤١؛
(١٤٠) محمود كتيرائی، از خشت تا خشت ، تهران ١٣٧٨ ش؛
(١٤١) كليات مجمع الدعوات كبير ، ) بمبئی ? ١٣٧٦ (، چاپ افست تهران ١٣٣٥ ش؛
(١٤٢) مردان فرخ، چهار باب از كتاب شكندگمانی ويچار: گزارش گمان شكنی ، چاپ صادق هدايت، تهران ١٩٤٣؛
(١٤٣) مظفرالدين قاجار، شاه ايران، دومين سفرنامه مظفرالدين شاه به فرنگ ، به تحرير فخرالملك، تهران ١٣٦٢ ش؛
(١٤٤) محمدبن احمد مقدسی؛
(١٤٥) مطهربن طاهر مقدسی، كتاب البدء و التاريخ ، چاپ كلمان هوار، پاريس ١٨٩٩ـ١٩١٩، چاپ افست تهران ١٩٦٢؛
(١٤٦) احمدبن محمد مقّری، نفحالطيب، چاپ احسان عباس، بيروت ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(١٤٧) ميرزا سميعا، تذكرة الملوك ، چاپ محمد دبيرسياقی، تهران ١٣٦٨ ش؛
(١٤٨) عبدالغنی بن اسماعيل نابلسی، تعطير الانام فی تعبيرالمنام ، چاپ افست قم ١٣٧٨؛
(١٤٩) محمدرفيع واعظ قزوينی، ديوان ، چاپ حسن سادات ناصری، ) تهران ( ١٣٥٩ ش؛
(١٥٠) احمد وكيليان، رمضان در فرهنگ مردم ، ج ١، تهران ١٣٧٠ ش؛
(١٥١) صادق هدايت، نيرنگستان ، تهران ١٣٤٢ ش؛
(١٥٢) فريده يوسفی، فرهنگ و آداب و رسوم سوادكوه ، ) ساری ] ١٣٨٠ ش؛
(١٥٣) Muhammad Manazir Ahsan, Social life under the Abbasids , London ١٩٧٩;
(١٥٤) Mehmet Akif Aydin, "The Ottoman legal system" in History of the Ottoman state, society & civilisation , ed. Ekmeleddin Ihsanoglu, vol.١, Istanbul ٢٠٠١;
(١٥٥) Fredrik Barth, Nomads of south Persia , Oslo ١٩٦٥;
(١٥٦) Bess Allen Donaldson , The wild rue: a study of Muhammadan Magic and folklore in Iran , London ١٩٣٨;
(١٥٧) Mountstuart Elphinstone, An account of the kingdom of Caubul , Karachi ١٩٧٢;
(١٥٨) EI ٢ , s.vv. "Djuma" (by S. D. Goitein), "Duruz" (by M. G. Hodgson), "Hadra" (by D. B. Macdonald), "Al-Khadir (Al-Khidr)" (by A. J. Wensinck), "Khatam, Khatim" (by J. Allan), "Khirka- yi Sherif" (by Nurhan Atasoy), "Marasim.٤: in the Ottoman empire" (by A. H. De Groot), "Masdjid. VII: in west Africa" (by A. Samb), "Mawlawiyya.١: Origins and ritual of the order "(by T. Yazici), "ibid.٥: The last vestiges of the order in the Arab world and the Balkans" (by F. De Jong), "Suk.٧: in Ottoman Anatolia and the Balkans" (by Suraiya Faroqhi), "Tidjaniyya" (by Jamil M. Abun-Nasr);
(١٥٩) S. D. Goitein, Studies in Islamic history and institutions , Leiden ١٩٦٨;
(١٦٠) Mehmet Ipsirli, "Ottoman state organization" in History of the Ottoman state, society & civilisation , ibid;
(١٦١) IA , s.v. "Cuma" (by Kasim Kufrali);
(١٦٢) Fredrick de Jong, Turuq and turuq-linked institutions in nineteenth century Egypt , Leiden ١٩٧٨;
(١٦٣) Mubahat Kutukoglu, "The structure of the Ottoman economy" in History of the Ottoman state, society & civilisation , ibid;
(١٦٤) Annemarie Schimmel, Deciphering the signs of God: a phenomenological approach to Islam , Albany, NY., ١٩٩٤;
(١٦٥) Shaul Shaked, From Zoroastrian Iran to Islam Aldershot, Engl. ١٩٩٥;
(١٦٦) Jean-Baptiste Tavernier, Les six voyages de Turquie et de Perse , introduction et notes de Stephane Yerasimos, Paris ١٩٨١;
(١٦٧) TA , s.v. "Cuma", "Divan";
(١٦٨) TDVIA , s.vv. "Cuma Selamligi" (by Mehmet Ipsirli), "Hafta tatili. Islami donem" (by Cevdet Kucuk);
(١٦٩) Ismail Hakki Uzuncarsili, Osmanli devletinin saray teskilati , Ankara ١٩٨٨;
(١٧٠) Edward Westermarck, Pagan survivals in Mohammedan civilisation , Amsterdam ١٩٧٣.
/ ابراهيم موسی پور /
٣) نماز جمعه، نمازی دو ركعتی با دو خطبه پيش از آن، كه به جای نماز ظهر در روز جمعه به جماعت اقامه میشود و درصورت وجود شرايطی ( رجوع کنید به ادامه مقاله)، شركت كردن در آن برای مسلمانان واجب است. اين نماز، پس از نمازهای پنجگانه، مهمترين نماز به شمار میرود. برگزاريِ باشكوه نماز جمعه در طول تاريخ اسلام، همواره از مهمترين نمادهای همبستگی مسلمانان شناخته میشده است.
پيشينه. بر پايه برخی احاديث، نماز جمعه قبل از هجرت و در سال دوازدهم بعثت در مكه تشريع شد. در اين سال، پيامبر اكرم صلی اللّهعليهوآلهوسلم، كه امكان برگزار كردن نماز جمعه را در مكه نداشت، در نامهای از مُصعَببن عُمَير خواست كه نمازجمعه را در مدينه اقامه كند (طبرانی، ج ١٧، ص ٢٦٧؛
احمدی ميانجی، ص ٢٣٩). بر اساسِ گزارشی ديگر (رجوع کنید به ابنماجه، ج ١، ص ٣٤٤؛
سيوطی، ج ٨، ص ١٥٠)، نخستين نماز جمعه را اسعدبن زُرارَه در مدينه اقامه كرد. بنا بر اين گزارش، انصار پيشنهاد كردند كه روز جمعه روز اجتماع مسلمانان تعيين شود، مانند يهود كه روزهای شنبه و نصارا كه روزهای يكشنبه گردهم می آيند (طبرسی، ج١٠، ص ٤٣١ـ٤٣٢). برخی، در جمع ميان اين دو گروه از احاديث، گفتهاند كه اولين نماز جمعه به دعوت اسعدبن زراره و به امامت مصعببن عمير اقامه شد ( رجوع کنید به ابنحجر عسقلانی، ج٤، ص٥١٧؛
زحيلی، ج ٢، ص٢٦١).
شماری از مؤلفان، نخستين اقامهكننده نماز جمعه را شخص پيامبر اسلام دانسته و گفتهاند كه اين نماز در نخستين جمعه پس از هجرت به مدينه، در قبيله سالمبن عَوْف و در وادی زانوناء برپا شد (برای نمونه رجوع کنید به مسعودی، ج ٣، ص ١٩). برخی ديگر، با توجه به احاديث ياد شده، اين نماز را نخستين نماز جمعه پيامبر اكرم دانستهاند نه اولين نماز جمعه در صدر اسلام ( رجوع کنید به ابنشَبّه نميری، ج ١، ص ٦٨؛
طبرسی، ج١٠، ص ٤٣٢). پس از شهر مدينه، اولين مكانی كه در آن نماز جمعه برگزار شد، روستای عبدالقيس در بحرين بود (حلبی، ج ٢، ص ٥٩).
پس از عصر نبوی، بر اساس گزارشهای تاريخی، اقامه نماز جمعه در دوره خلفای نخستين و نيز در دوره حكومت حضرت علی (٣٥ـ٤٠) و امام حسن (سال ٤٠) عليهماالسلام متداول بود ( رجوع کنید به طبری، ج٣، ص٤٤٧، ٢٧٤٠؛
سمعانی، ج ٤، ص٥٥٤؛
ابنعساكر، ج ١٣، ص ٢٥١؛
ابنكثير، ج ٤، جزء ٧، ص ١٨٩؛
محمودی، ج ١، ص ٤٢٧، ٤٩٩، ج ٢، ص ٥٩٥، ٧١٤، ج ٣، ص ١٥٣، ٦٠٥). در دوران امويان (٤١ـ١٣٢)، عباسيان (١٣٢ـ ٦٥٦) و حكومت عثمانيان نيز نماز جمعه را خلفا يا كارگزاران آنها اقامه می كردند كه با خطبه خواندن به نام خليفه وقت يا دعا كردن برای او همراه بود ( رجوع کنید به يعقوبی، ج ٢، ص ٢٨٥، ٣٦٥؛
طبری، ج ٨، ص ٥٧٠، ٥٧٩، ٥٩٤، ج ٩، ص ٢٢٢؛
ابنتغری بردی، ج ١١، ص ٣٧٦؛
حرّعاملی، ج ٧، ص ٣٣٤؛
فريد، ص ١١٨، ٢٣١).
خلفا، امامان جمعه مركز خلافت را منصوب می كردند ( رجوع کنید به ابنجوزی، ج ١٤، ص ٣٨٣، ج ١٥، ص ٣٥١) و انتخاب خطبای جمعه ولايات برعهده اميران و واليان بود ( رجوع کنید به قلقشندی، ١٣٨٣، ج١٠، ص ١٥، ١٩ـ٢٠؛
همو، ١٩٨٠، ج ٣، ص٩٠). بر پايه برخی احاديث، امامان شيعه عليهمالسلام و پيروان ايشان، از باب تقيه يا به دلايلی ديگر، گاه در مراسم نماز جمعه شركت می كردند ( رجوع کنید به زراری، ج ٢، ص ٢٧؛
نوری، ج ٦، ص٤٠؛
جابری، ص ٢٤). همچنين گاهی مخالفان حكومتها، برای ابراز مخالفت خود، از شركت كردن در نماز جمعه خودداری می نمودند (برای نمونه رجوع کنید به ابنجوزی، ج ١٦، ص ٣١ـ٣٢؛
محمدباقر مجلسی، ج ٤٤، ص ٣٣٣). حاضر نشدن در نماز جمعه سابقهای ناخوشايند برای اشخاص بهشمار می رفت ( رجوع کنید به طبری، ج ٤، ص ٣٢٨).
نمازهای جمعه معمولاً در مسجدجامع هر شهر ــ كه گاه به نامهايی چون مسجداعظم، مسجد جماعت، مسجد جمعه و مسجد آدينه نيز خوانده می شد برگزار می گرديد ( رجوع کنید به كلينی، ج ٤، ص ١٧٦؛
ماوردی، ص ١٦٤؛
ناصرخسرو، ص ٧٥ـ٧٦؛
شمسالائمه سرخسی، ج ٢، ص ٢٣). جامع خوانده شدن اين مساجد به سبب برگزار شدن اجتماعاتی مانند نمازجمعه در آن بوده است (كاسانی، ج ٢، ص ١١٣؛
نيز رجوع کنید به جامع * ، مسجد).
گاه عواملی، مانند رشد و توسعه شهرها، وجود فِرَق و مذاهب گوناگون در يك شهر و ملاحظات سياسی و امنيتی حكمرانان، موجب می شد كه در يك شهر چندين نماز جمعه برگزار شود ( رجوع کنید به ابنجوزی، ج ١٣، ص ٥ ٦؛
ياقوت حموی، ذيل «جمعه»؛
ابنكثير، ج ٥، جزء ١٠، ص ١٠٥؛
ج ٦، جزء ١١، ص ٣٣٢). به گزارش ابنبطوطه، در قرن هفتم در يازده مسجد بغداد نماز جمعه برپا می شد (ج ١، ص ٢٣٣). در دوره مماليك، بهسبب فزونی جمعيت، نماز جمعه در مساجد محلی و مدارس نيز برگزار میشد (قلقشندی، ١٣٨٣، ج ٣، ص ٣٦٢).
از جمله قديمترين گزارشهای موجود در باره نماز جمعه در جوامع شيعی، اقامه نماز جمعه در مسجد بَراثا * (مسجدی وابسته به شيعيان در بغداد) در ٣٢٩ به امامت احمدبن فضل هاشمی بوده كه تداوم يافته است ( رجوع کنید به خطيب بغدادی، ج ١، ص ٤٣٠) و حتی در فتنه ٣٤٩، كه نماز جمعه بغداد تعطيل شد، وقفهای در اقامه نماز جمعه در براثا پيش نيامد (ابناثير، ج ٨، ص ٥٣٣) ولی در ٤٢٠، با انتصاب خطيبی سنّی مذهب از جانب خليفه، مدتی اقامه نماز متوقف شد (ابنجوزی، ج ١٥، ص ١٩٨ـ٢٠١). همچنين نماز جمعه در جامع ابنطولون در ٣٥٩ و جامعازهر در ٣٦١ برگزار می شد (قمی، ج ٢، ص ٤١٧؛
جعفريان، ١٣٧٩ ش، ج ٣، ص ٢٥٨ـ٢٥٩). قرائنی (مانند وجود مساجد جامع در شهرهای شيعهنشين، از جمله شهر قم) نيز بر اقامه نماز جمعه در قرون نخستين هجری در اين شهرها دلالت دارد (جعفريان، ١٣٧٢ ش، ص ٢٣ـ ٢٥).
از دوره حكومت شاهاسماعيل اول صفوی (٩٠٥ـ٩٣٠)، اقامه نماز جمعه بهتدريج در جامعه شيعی ايران گسترش يافت. علت اين امر از يك سو انتقاد حكومت عثمانی از شيعيان به سبب برگزار نكردن نماز جمعه و از سوی ديگر تلاش علمای شيعه، بهويژه محقق كركی (متوفی ٩٤٠)، برای اشاعه نماز جمعه در ايران بود ( رجوع کنید به منتظری، ص ٧؛
جعفريان، ١٣٧٢ ش، ص ٢٦ـ٢٧). با وجود همراهی بسياری از فقها، از جمله شماری از علمای جبلعامل، با محقق كركی و پشتيبانی حكومت صفوی از آنان، چون سنّت اقامه نماز جمعه در ميان شيعيان چندان رايج نبود و در ميان علما مخالفان جدّی داشت (از جمله شيخ ابراهيم قطيفی، متوفی ح٩٥٠)، رسميت بخشيدن به آن در جامعه شيعی ايران بهتدريج صورت گرفت (جابری، ص٥٠ـ٥٤؛
جعفريان، ١٣٧٢ ش، ص ٢٨). بحث و مناقشه در باره حكم نماز جمعه در زمان غيبت امام معصوم و وجوب و حرمت آن، در عهد شاه سليمان اول صفوی (حك : ١٠٧٧ يا ١٠٧٨ـ ١١٠٥) به جايی رسيد كه وی مجلسی از فقها را با حضور وزير اعظم خود ترتيب داد تا در باره حكم نماز جمعه به نتيجهای واحد برسند (قزوينی، ص ١٧٢ـ١٧٣).
شاهطهماسب اول (حك :٩٣٠ـ٩٨٤)، به توصيه محقق كركی، برای هر شهری امام جمعه انتخاب كرد (آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٤، قسم ١، ص ١٧٦؛
جابری، ص٥٠ـ٥١). در زمان شاهعباس اول (حك : ٩٩٦ـ ١٠٣٨) رسماً منصب امامتِ جمعه ايجاد شد (آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ٢٥، ص ٢٨). معمولاً شيخالاسلام هر شهر اين منصب را داشت، اما گاه عالمانی كه شيخالاسلام نبودند، مانند ملامحسن فيض كاشانی (متوفی ١٠٩١)، به درخواست شاه، امامت جمعه را برعهده می گرفتند (جعفريان، ١٣٧٩ ش، ج ٣، ص ٢٣٧).
نخستين نماز جمعه را در عصر صفوی، محقق كركی در مسجد جامع عتيق اصفهان اقامه كرد. از ديگر امامان جمعه مهم اين دوره، شيخ بهائی (متوفی ١٠٣٠ يا ١٠٣١)، ميرداماد (متوفی ١٠٤١)، محمدتقی مجلسی (متوفی ١٠٧٠)، محمدباقر مجلسی (متوفی ١١١٠ يا ١١١١)، سبزواری (متوفی ١٠٩٠) و شيخ لطفاللّه اصفهانی (متوفی ١٠٣٢) بودند (برای اين موارد و موارد ديگر رجوع کنید به محمدتقی مجلسی، ج ٤، ص ٥١٣؛
خوانساری، ج ٢، ص ٦٨، ٧٨، ١٢٢ـ١٢٣؛
بحرانی، ص ٦١، ٩٥، ١٣٦، ٤٤٥).
امامت جمعه در دوره قاجار (١٢١٠ـ١٣٤٤)، همچون دوره صفوی، منصبی حكومتی بهشمار می رفت (منتظری، همانجا). اين منصب در اين دوره، به موازات كاهش اعتبار مناصب مذهبی، بهتدريج اهميت دينی و سياسی خود را از دست داد. در اواخر دوره قاجار، برخی امامان جمعه در برابر علمای مشروطهخواه، كه مخالف حكومت استبدادی بودند، قرار گرفتند (جعفريان، ١٣٧٢ ش، ص ٣٢). توجه به نام بسياری از ائمه جمعه شهرهای بزرگ در دوره افشاريه (١١٤٨ـ١٢١٠) و قاجاريه، نشان میدهد كه منصب امامت جمعه در اين دوران جنبه موروثی يافته بوده است و برخی خاندانها آن را برعهده داشتهاند، از جمله خاندان خاتونآبادی * در تهران و اصفهان، خاندان مجلسی و محمد مقيم يزدی (اولين امام جمعه يزد، متوفی ١٠٨٤؛
رجوع کنید به همو، ١٣٧٩ ش، ج ٣، ص ٢٧١؛
محمدمقيم يزدی، مقدمه مدرسی، ص٥٠؛
برای ديگر ائمه جمعه اين دوران در شهرهای ايران رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ٢، ص ٧٦، ٨٨، ج ٣، ص ٢٥٢، ٣٠١، ٣٧٠ـ٣٧١، ج ٤، ص ٣٢٢، ج ٦، ص ٥ ٦، ١٠٠، ج ٩، ص ٧٨٥، ١٠٨٧ـ ١٠٨٨؛
رضانژاد، ص ١٢٣ـ ١٤٥).
در دوران پهلوی (١٣٠٤ـ١٣٥٧ ش) امامان جمعه، بهويژه در شهرهايی مانند تهران، چون ارتباط رسمی با حكومت داشتند، غالباً از مقبوليت مردمی برخوردار نبودند و اقامه نماز جمعه نيز چندان رونق نداشت (محمد يزدی، ص ٨٤). گفتنی است كه برخی عالمان بر پايه فتوا به وجوب تخييری يا تعيين نماز جمعه، اين نماز را اقامه میكردند كه چون به حكومت وابسته نبود، با اقبال عمومی مواجه می شد (برای نمونه رجوع کنید به كشوری، ص ١٣٣).
پس از پيروزی انقلاب اسلامی (١٣٥٧ ش)، برگزاری نماز جمعه در ايران دوباره رونق يافت. اولين نماز جمعه در اين دوره به امامت آيتاللّه سيدمحمود طالقانی (متوفی ١٣٥٨ ش) ــ كه امام خمينی وی را به اين سمت انتخاب كرده بود در ٥ مرداد ١٣٥٨ در دانشگاه تهران برگزار شد. همچنين اقامه نماز جمعه در ديگر شهرهای ايران مطرح شد و مردم در اين شهرها تقاضای تعيين امام جمعه كردند. با گسترش اقامه نماز جمعه در ايران، امام خمينی، به پيشنهاد آيتاللّه خامنهای كه در آن زمان رئيسجمهور بود، مسئوليت ساماندهی و پيگيری مسائل مربوط به نماز جمعه را به مركزی در قم سپرد و در ١٣٧١ ش، با حكم آيتاللّه خامنهای در مقام رهبر جمهوری اسلامی، شورايی با عضويت نه تن از روحانيان، به نام «شورای سياستگذاری ائمه جمعه»، مسئوليت اين كار را برعهده گرفت (شورای سياستگذاری ائمه جمعه، سخنی در آغاز ، ص ٢).
در فاصله سالهای ١٣٥٨ تا ١٣٦١ ش، چند تن از امامان مشهور جمعه، بر اثر اقدامات تروريستی، به شهادت رسيدند، از جمله سيدمحمدعلی قاضی طباطبايی (شهادت در ١٣٥٨ ش) و سيداسداللّه مدنی (شهادت در ١٣٦٠ ش) در تبريز، سيدعبدالحسين دستغيب شيرازی (شهادت در ١٣٦٠ ش) در شيراز، محمد صدوقی (شهادت در ١٣٦١ ش) در يزد و عطاءاللّه اشرفی اصفهانی (شهادت در ١٣٦١ ش) در كرمانشاه ( روزها و رويدادها ، ج ٢، ص ٨١، ٢٢٩، ج ٣، ص ١٠٢ـ١٠٣، ٢٩٧).
كتابها و آثار. در منابع جامع فقهيِ مذاهب اسلامی، از ابتدا يك باب از مبحث نماز (كتاب الصلوة) به موضوع نماز جمعه اختصاص داشته است ( رجوع کنید به مالكبن انس، ج ١، ص ١٠١ـ١١٢؛
شافعی، ج ١، ص ١٨٨ـ٢٠٩؛
كلينی، ج ٣، ص ٤١٨ـ ٤٢٨؛
ابنبابويه، ١٤١٥، ص ١٤٤ـ ١٤٨؛
شمسالائمه سرخسی، ج ٢، ص ٢١ـ٣٦؛
ابن قدامه، ج ٢، ص ١٤٣ـ٢٢٢؛
ابنحجر عسقلانی، ج ٢، ص٤٥٠ـ٥٤٤). در واقع، نگارش آثار فقهی و رسالههای مستقل در باره نماز جمعه، به سبب جايگاه مهم اين عبادت در فقه اسلامی، از قرون اوليه متداول بوده است. از جمله اين آثار است: كتاب الجمعة، از محمدبن ادريس شافعی (متوفی ٢٠٤)؛
كتاب الجمعة و العيدين، تأليف احمدبن موسی اشعری (متوفی ح ٣٠٠)؛
كتاب الجمعة، از عبدالرحمان نَسائی (متوفی ٣٠٣)؛
كتاب صلاة الجمعة، از محمدبن احمد جُعفی، معروف به صابونی (متوفی بعد از ٣٣٩)؛
كتاب صلاة يوم الجمعة، از محمدبن مسعود عياشی (متوفی بعد از ٣٤٠)؛
كتاب الجمعة و الجماعة، از ابوالقاسم جعفربن محمدبن قولويه (متوفی ٣٦٩)؛
كتاب الجمعة و العيدين ، تأليف احمدبن ابی زهر؛
كتاب الجمعة و الجماعة، از شيخصدوق (متوفی ٣٨١)؛
و كتاب عمل الجمعة، از احمدبن عبدالواحد (متوفی ٤٢٣؛
برای آگاهی در باره اين كتابها و كتابهای ديگر رجوع کنید به ابننديم، ص ٢١٥، ٢٤٤، ٢٦٤، ٢٧١؛
نجاشی، ص ٨٧ ٨٨، ١٠١، ١٢٣، ٣٤٧، ٣٥٢، ٣٨٩، ٣٩٨؛
طوسی، ١٣٨٠، ص ٤٩، ٦٧، ١٦٥؛
حاجی خليفه، ج ١، ستون ٨٥٨، ج ٢، ستون ١٤٠٩، ١٥٦٥؛
كحّاله، ج ٢، ص ٨، ١٨٧؛
بحرانی، ص ٣٧٧، ٣٩٨).
هرچند تأليف اثر در باره نماز جمعه ادامه داشته است، در دوره صفوی در پی رواج اقامه نماز جمعه در ايران، رسالهنويسی فقهای امامی در اين باره، جدّیتر شد (جعفريان، ١٣٧٢ ش، ص ٣٧). نخستين رساله را در اين دوره محقق كركی در ٩٢١، برای اثبات جواز اقامه نماز جمعه در عصر غيبت امام معصوم، نگاشت كه در واقع رسالهای در موضوع ولايت فقيه به شمار می رود. برخی از معاصران و شاگردان كركی در نقد نظريه او و برای اثبات حرمت يا رد وجوب عينی نماز جمعه در عصر غيبت، رسالههايی نگاشتند، از جمله فرزندان او حسن (متوفی بعد از ٩٧٢) در البلغة و عبدالعالی (متوفی ٩٩٣) در اللمعة. همچنين مخالف سرسخت او، ابراهيمبن سليمان قطيفی (متوفی ح٩٥٠)، در رسالهای به رد نظر محقق كركی، مبنی بر وجوب نماز جمعه درصورت اقامه آن توسط فقيه جامع شرايط، در عصر غيبت، پرداخت (بحرانی، ص ١٦١؛
آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ٣، ص ١٤٦، ج ١٥، ص ٦٢، ٧٣). بسياری از فقهای صاحبنام رسالههايی در باره نماز جمعه به زبان عربی يا فارسی تأليف كردند كه برخی از آنها در رد يا دفاع از رسالههای ديگر بود (جعفريان، ١٣٧٢ش، ص٣٧ـ ٣٨؛
همو،١٣٧٩ش،ج٣، ص٢٥١؛
برای نمونه اين آثار رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ٣، ص٤٨١ـ٤٨٢، ج٧، ص٢٨٥، ج١٠، ص١٧٥، ٢٠٢ـ٢٠٣، ج١١، ص ٢٠٣، ج ١٥، ص ٦٥، ٧١، ٧٧، ٨٠ ٨١)، از جمله رديه محمدبن عبدالفتاح تنكابنی معروف به سراب * بر رساله ملاعبداللّه تونی ( رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ١٥، ص ٦٧؛
نيز رجوع کنید به تونی * ، ملاعبداللّه).
برخی ديگر از رسالههای مهم اين دوره در بحث نماز جمعه عبارتاند از: رساله صلاة الجمعه شهيد ثانی، الشهاب الثاقب فيض كاشانی (متوفی ١٠٩١)، اللمعة فی تحقيق صلاة الجمعة قاضی نوراللّه شوشتری (شهادت در ١٠١٩) و رساله صلاة الجمعة فاضل هندی (متوفی ١١٣٧؛
در باره اين رسالهها و رسالههای ديگر رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ١٥، ص ٦٢ـ٨٢، ١٢٩، ٢٣٧، ٢٦٨، ٣٤٤). مجموعهای شامل دوازده رساله فقهی در باره نماز جمعه به كوشش رسول جعفريان گردآوری و چاپ شده است.
اين رسالهها، به لحاظ رويكرد فقهی، بر چهار قسماند: رسالههايی كه درصدد اثبات وجوب عينی نماز جمعهاند، رسالههايی كه جايز بودن اقامه نماز جمعه يا وجوب تخييری آن را در عصر غيبت اثبات میكنند، رسالههايی كه برای اثبات حرمت نماز جمعه نگاشته شدهاند، و رسالههايی كه نظر مؤلفان آنها دقيقاً روشن نيست (جعفريان، ١٣٧٢ ش، ص ٥٨ ٩٢).
علاوه بر موارد مذكور، از ميان رسالهها و كتابهای بسياری كه در باره نماز جمعه نگاشته و چاپ شده است، اين آثار درخور ذكرند: نوراللمعة فی خصائص الجمعة (چاپ ١٤٠٥) و اللمعة فی تحقيق الركعة لادراك الجمعة (چاپ ١٣٦٦ ش/١٩٨٧)، هر دو از جلالالدين عبدالرحمان سيوطی (متوفی ٩١١)؛
خير لمعة فی صلاة الجمعة، نوشته سيداحمدبن سيدصالح موسوی قزوينی (چاپ ١٣٤٩)؛
اللمعة الساطعة فی تحقيق صلاة الجمعة و الجامعة، نوشته سيدطيب جزايری (چاپ ١٣٧٤)؛
ضياءاللمعة فی صلاة الجمعة، از سيدمحمد حسين موسوی (چاپ ١٣٦٠)؛
الحجة فی وجوب صلوة الجمعه فی زمن الغيبة، اثر محمد مقيم يزدی؛
عنوان الطاعة فی اقامة الجمعة و الجماعة، از اسماعيلبن احمد حسينی مرعشی (چاپ ١٣٦٧ ش)؛
صلاة الجمعة مرتضی حائری (چاپ ١٤٠٩)؛
و نماز جمعه و مسائل مربوط به آن ، از علی مشكينی (چاپ ١٤٠١؛
در باره اين كتابها و كتابهای ديگر رجوع کنید به جعفريان، ١٣٧٢ ش، ص ٩٣ـ ١٠٥).
در دوره صفوی تأليف كتابهايی حاوی خطبههای نماز جمعه متداول شد كه بساتين الخطبا ، از ميرزاعبداللّه افندی (متوفی ح ١١٣٠)، از مشهورترين آنهاست. از ديگر كتابهای مهم در اين باره است: الخُطَب مولی محسن فيض كاشانی (متوفی ١٠٩١)؛
الخطب للجمعة و الاعياد ميرداماد (متوفی ١٠٤١)؛
الخطب شيخ يوسف بحرانی (متوفی ١١٨٦)؛
الخُطَبِ ابننباته خطيب (متوفی ٣٧٤)؛
و ديوان الخطب الجمعية جمالالدين ابوبكر محمد (متوفی ٧٦٨)، معروف به ابننباته مصری، كه از نوادگان خطيب بود ( رجوع کنید به بحرانی، ص١٠٠، ١٢٧؛
آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ٧، ص ١٨٣ـ١٨٧).
احكام فقهی. فقهای شيعه و اهل سنّت، برای اثبات وجوب نماز جمعه، به آيه ٩ سوره جمعه و احاديث متعدد ( رجوع کنید به ابنحنبل، ج ٣، ص ٤٢٤ـ٤٢٥؛
نسائی، ج ٣، ص ٨٥ ٨٩؛
حرّعاملی، ج ٧، ص ٢٩٥ـ٣٠٢؛
نوری، ج ٦، ص١٠) و اجماع استناد كرده و ترككننده آن را، به استناد ادله مذكور، شايسته عقوبت دانستهاند ( رجوع کنید به شوكانی، ج ٣، ص ٢٥٤ـ٢٥٥؛
طوسی، ١٤٠٧ـ١٤١٧، ج ١، ص ٥٩٣؛
محقق حلّی، ١٣٦٤ ش، ج ٢، ص ٢٧٤). برخی فقها در استناد به آيه ٩ سوره جمعه، برای وجوب اقامه نماز جمعه، مناقشه كرده و گفتهاند كه اين آيه در صدد تشريع و اثبات وجوب اقامه نماز جمعه نيست، بلكه شركت كردن در نماز جمعهای را كه به شكل صحيح برپا شده، لازم دانسته و در مقام توبيخ كسانی است كه با وجود اقامه شدن نماز جمعه صحيح، از حضور در آن خودداری میكنند و به تجارت يا امور ديگر میپردازند ( رجوع کنید به منتظری، ص ٦؛
غروی تبريزی، ج ١، ص ١٦ـ١٧).
در باره فلسفه تشريع نماز جمعه وجوه گوناگونی ذكر شده است، از جمله: تقويت روح همبستگی اسلامی و رشد ابعاد اجتماعی اسلام، ايجاد وحدت و الفت بيشتر ميان مسلمانان، اصلاح و تزكيه فرد و جامعه با اطلاعرسانی عمومی، تأكيد بر وعظ و آموزش احكام اسلامی، و مطرح كردن مسائل مهم اجتماعی و سياسی ( رجوع کنید به زحيلی، ج ٢، ص ٢٦١؛
امام خمينی، ج ١، ص ٢٠٧ـ ٢٠٨؛
الموسوعة الفقهية، ذيل «صلاة الجمعه»؛
لطيفی، ص ١٦٠ـ١٧٥).
در احاديث، ترككننده نماز جمعه سخت نكوهيده شده و فضيلتهای متعددی برای اين نماز ذكر شده است، از جمله بخشوده شدن گناهان در هر نماز جمعه تا نماز جمعه ديگر ( رجوع کنید به ابنبابويه، ١٣٦٤ ش، ص ٢٣٣؛
مفيد، ص ١٦٣؛
متقی، ج ٧، ص ٧١٩ـ٧٢٠؛
شوكانی، ج ٣، ص ٢٥٢ـ٢٥٤؛
نوری، ج ٦، ص ٦١). همچنين از نماز جمعه به حج فقرا تعبير شده است (حرّعاملی، ج ٧، ص٣٠٠).
در باره اهميت حضور در نماز جمعه گفتنی است كه حضرت علی عليهالسلام زندانيان را برای شركت كردن در آن آزاد می كرد (نوری، ج ٦، ص ٢٧). همچنين فقيهان مذاهب اسلامی خودداری كردن از اعمالی را كه اشتغال به آنها موجب اهمال در اقامه نماز يا از دست دادن آن می شود، مانند كارهای تجاری و دادوستد، لازم دانسته و با استناد به آيه ٩ سوره جمعه ــ كه در آن مؤمنان به محض شنيدن ندای نماز، به دست كشيدن از بيع و تلاش برای رسيدن به نماز جمعه مأمور شدهاند حكم به حرمت اشتغال به اين قبيل كارها دادهاند؛
البته حنبليان، با استناد به اين آيه، تنها اشتغال به عقد بيع را حرام شمرده و انجام دادن عقود ديگر، مانند اجاره و نكاح، را ممنوع ندانستهاند (نجفی، ج ١١، ص ٣٠٤ـ٣٠٥؛
زحيلی، ج ٢، ص ٢٦٤).
به نظر فقها، زمان حرمت خريدوفروش از اذان ظهر يا شروع شدن خطبههای نماز آغاز میشود، البته فقها حرمت خريد و فروش را قبل از اذان، در صورتی كه موجب محروم شدن از نماز شود، بعيد ندانستهاند ( رجوع کنید به همانجاها). اين حرمت اختصاص به كسانی دارد كه نماز جمعه بر آنها واجب است ( رجوع کنید به ادامه مقاله)، ولی مالكبن انس اين كار را برای بردگان، كه نماز جمعه بر آنان واجب نيست، نيز حرام دانسته است ( رجوع کنید به طوسی، ١٤٠٧ـ ١٤١٧، ج ١، ص ٦٣١؛
زحيلی، همانجا). اگر همزمان با نماز معاملهای صورت گيرد، حنفيان و شافعيان باوجود منع از آن، چنين معاملهای را صحيح دانستهاند، هرچند مالكيان و حنبليان و برخی فقهای شيعه به بطلان آن حكم كردهاند (محقق حلّی، ١٣٦٤ ش، ج ٢، ص ٢٩٦ـ٢٩٧؛
زحيلی، ج ٢، ص ٢٦٥). فقهای مذاهب مختلف در باره اينكه از چه زمانی تلاش برای حضور در نماز واجب میشود، آرای گوناگونی مطرح كردهاند. با اين همه، آنان، با استناد به احاديث، حضور زود هنگام در مراسم نماز را مستحب دانستهاند ( رجوع کنید به علامه حلّی، [ ١٣١٦ ] ـ١٣٣٣، ج ١، ص ٣٢٩؛
همو، ١٤١٤، ج ٤، ص ١٠١؛
زحيلی، ج ٢، ص ٢٦٣ـ ٢٦٤؛
قس غروی تبريزی، ج ١، ص ١٦ـ ١٨).
آغاز وقت نماز جمعه هنگام زوال خورشيد است؛
تنها حنبليان، برخلاف نظر مشهور مذاهب ديگر، اقامه نماز جمعه را قبل از زوال (مانند نمازهای عيد) جايز دانستهاند ( رجوع کنید به مفيد، ص ١٦٤؛
نجفی، ج ١١، ص ١٣٤ـ ١٣٥؛
زحيلی، ج ٢، ص ٢٧٢ـ ٢٧٣). پايان وقت اقامه نماز جمعه به نظر اهل سنّت، انتهای وقت اختصاصی نماز ظهر است، زيرا نماز جمعه جانشين نماز ظهر به شمار می رود (زحيلی، ج ٢، ص ٢٧٣). به نظر مشهور فقهای شيعه، آخر وقت نماز جمعه هنگامی است كه سايه «شاخص» به اندازه خودش شود، هرچند برخی گفتهاند حديثی كه به صراحت بر اين مطلب دلالت كند، وجود ندارد ( رجوع کنید به مقدس اردبيلی، ج ٢، ص٣٣٠ـ٣٣١؛
نجفی، ج ١١، ص ١٣٥ـ١٣٦).
اذان نماز جمعه تا زمان عثمان (حك : ٢٣ـ ٣٥)، پس از استقرار خطيب بر فراز منبر و پيش از شروع خطبه گفته می شد؛
اما، به دستور او قبل از اين اذان، اذانی ديگر در بازار مدينه گفته شد تا مردم برای نماز گردآيند (ابنشبّه نميری، ج ٣، ص ٩٥٨ـ٩٥٩؛
ابنكثير، ج ٤، جزء ٧، ص ١٥٤). در برخی منابع ( رجوع کنید به شافعی، ج ١، ص ١٩٥؛
شهيد اول، ١٤١٢، ص ١٠٦) اين كار به معاويه نسبت داده شده است. در منابع فقهی و حديثی، از اين اذان به اذان دوم (با احتساب اذان نماز جمعه) يا اذان سوم (با احتساب اقامه نماز جمعه يا اذان صبح) تعبير شده است ( رجوع کنید به بخاری، ج ٢، ص ٣٢٧؛
نسائی، ج ٣، ص ١٠١؛
كلينی، ج ٣، ص٤٢٢؛
طوسی، ١٤٠١، ج ٣، ص ١٩؛
نجفی، ج ١١، ص٣٠٠؛
عظيمآبادی، ج ٣، ص ٣٠٣). به نظر مشهور فقهای شيعه، اين اذان بدعت و حرام است ( رجوع کنید به ابنادريس حلّی، ج ١، ص ٢٩٥ـ ٢٩٦؛
علامه حلّی، ١٤١٤، ج ٤، ص ١٠٦؛
امام خمينی، ج ١، ص ٢١٢)؛
اما، برخی به كراهت آن قائلاند ( رجوع کنید به طوسی، ١٣٨٧، ج ١، ص ١٤٩؛
محقق حلّی، ١٣٦٤ ش، ج ٢، ص ٢٩٦؛
شهيد اول، ١٤١٩، ج ٣، ص ٢٣٢). فقهای اهل سنّت در باره بدعت بودن يا استحباب اين اذان اختلافنظر دارند ( رجوع کنید به شافعی، ج ١، ص ٢٢٤؛
مباركفوری، ج ٣، ص ٤٠ـ٤١؛
عظيمآبادی، همانجا).
نماز جمعه برای همه افراد واجب نيست، بلكه به استناد احاديث ( رجوع کنید به حرّعاملی، ج ٧، ص ٢٩٥ـ٢٩٧؛
شوكانی، ج ٣، ص ٢٥٧ـ٢٥٩)، از عهده برخی افراد برداشته شده است كه عبارتاند از: زنان؛
بردگان؛
مسافران؛
بيماران و كسانی كه توانايی شركت كردن در نماز جمعه را ندارند، مانند نابينايان، ناشنوايان و پيران؛
كسانی كه از ضرر مالی يا جانی، بر اثر شركت كردن در نماز جمعه، ترس دارند؛
و كسانی كه بيش از دو فرسخ از محل اقامه نماز جمعه فاصله دارند ( رجوع کنید به مفيد، همانجا؛
حسينی عاملی، ج ٨، ص ٤٦٣ـ٤٨٣؛
زحيلی، ج ٢، ص ٢٦٥ـ ٢٦٨). با اينكه نماز جمعه برای اين افراد واجب نيست، برخی فقها، در صورت حضور آنان در نماز جمعه، اقامه نماز را واجب و نمازشان را صحيح دانستهاند (رجوع کنید به حرّعاملی، ج ٧، ص ٣٣٧ـ ٣٣٨؛
حسينی عاملی، ج ٨، ص ٣٥٢ـ٣٥٧).
در نماز جمعه، علاوه بر مقدمات و شروطی كه در تمام نمازهای واجب بايد رعايت شود، شروط ديگری نيز برای وجوب يا صحت نماز لازم است. از جمله اين شروط، اقامه نماز به جماعت و حضور حداقل چند نفر در نماز است. فقهای مذاهب اسلامی در باره حداقل تعداد كسانی كه حضورشان برای انعقاد نماز جمعه ضروری است، اختلافنظر دارند: حنفيان، حضور حداقل سه تن علاوه بر امام جمعه، شافعيان و حنبليان حضور حداقل چهل تن، و مالكيان حضور دست كم دوازده تن از اهالی شهر را لازم دانستهاند ( رجوع کنید به كاسانی، ج ١، ص ٢٦٦؛
ابن قدامه، ج ٢، ص ١٧٢؛
دسوقی، ج ١، ص ٣٧٧؛
زحيلی، ج ٢، ص ٢٧٥ـ٢٧٦). برخی فقهای شيعه ( رجوع کنید به علمالهدی، ١٤٠٥ـ ١٤١٠، ج ١، ص ٢٢٢؛
ابنادريس حلّی، ج ١، ص٢٩٠؛
فاضل هندی، ج ٤، ص ٢١٥) بر پا ساختن نماز جمعه را با حضور پنج تن واجب شمردهاند و برخی ديگر ( رجوع کنید به طوسی، ١٤٠٠، ص ١٠٣؛
ابنبَرّاج، ج ١، ص ١٠٠) برگزاری نماز جمعه را با حضور پنج تن مستحب و با حضور هفت تن واجب دانستهاند. به نظر فقهای شيعه، حضور اين تعداد تنها در ابتدای انعقاد نماز جمعه لازم است ( رجوع کنید به حسينی عاملی، ج ٢، ص ١٠٣).
شرط ديگر اقامه نماز جمعه به محل آن مربوط میشود. به نظر حنفيان، برای اقامه نماز جمعه شرط است كه محل اقامه آن، امير يا قاضی داشته باشد و از اينرو، نماز جمعه تنها در شهرها اقامه میشود و برپا داشتن آن برای ساكنان روستاها واجب نيست؛
ولی، شافعيان و مالكيان برپايی نماز جمعه را در تمام شهرها و روستاها جايز و آن را صحيح شمردهاند. به نظر حنبليان، اقامه نماز جمعه در روستايی كه كمتر از چهل نفر جمعيت دارد و نيز برای چادرنشينان واجب نيست (زحيلی، ج ٢، ص ٢٦٦ـ٢٦٩، ٢٧٤ـ٢٧٥)، ولی فقهای امامی، ساكن شهر يا روستا بودن را شرط اقامه نماز يا مانع آن ندانسته و فقط سكونت نمازگزاران را در محلی ثابت لازم دانستهاند، حتی اگر محل سكونت آنان چادر باشد (حسينی عاملی، ج ٢، ص ١٤٤؛
نجفی، ج ١١، ص ٢٧٩؛
نيز رجوع کنید به توضيح المسائل مراجع ، ج ١، ص ٨٧٤).
شرط ديگر صحت نماز جمعه، كه فقيهان شيعه و بيشتر مذاهب اهل سنّت ذكر كردهاند، رعايت فاصله مكانی مناسب ميان نماز جمعهها يا متعدد نبودن آن در يك شهر است. به نظر فقهای امامی، حداقل يك فرسخ فاصله ميان دو نماز جمعه لازم است و اگر اين شرط رعايت نشود، نماز جمعه متأخر باطل خواهد بود ( رجوع کنید به حسينی عاملی، ج ٢، ص١٣٠ـ١٣٥؛
نجفی، ج ١١، ص ٢٤٥). برخی فقهای حنفی تعدد نماز جمعه را در يك شهر جايز دانستهاند و شماری ديگر در شهرهايی كه در حكمِ دو شهر مجزايند، به جواز آن حكم دادهاند (كاسانی، ج ١، ص٢٦٠). ديگر مذاهب اهل سنّت تعدد نماز جمعه را در يك شهر، چه كوچك باشد چه بزرگ، جز در موارد ضرورت (مانند كثرت نمازگزاران، جنگ يا مسافت طولانی ميان نواحی گوناگون شهر) جايز ندانستهاند (زحيلی، ج ٢، ص ٢٧٩ـ٢٨٢).
شرط ديگری كه برخی مذاهب اسلامی، از جمله حنفيان، بدان قائلاند، حضور سلطان برای امامت نماز جمعه يا نايب او يا كسی است كه از سلطان اجازه اقامه نماز جمعه را داشته باشد؛
حتی حضور يا اجازه حاكم ستمگر اين شرط را برآورده میسازد. همچنين حنفيان اجازه عام سلطان را برای حضور مردم در مسجدجامع برای اقامه نماز جمعه لازم دانستهاند ( رجوع کنید به ابنماجه، ج١، ص ٣٤٣؛
كاسانی، ج ١، ص ٢٦١؛
زحيلی، ج ٢، ص ٢٧٧). مستند حنفيان برای اين شرط، جلوگيری از بروز اختلاف و پيروی از سيره عملی پيامبر اكرم ذكر شده است ( رجوع کنید بهشمسالائمه سرخسی، ج ٢، ص ١٢٠)، ولی فقهای بيشتر مذاهب اهل سنّت، برای صحت نماز جمعه (مانند ديگر عبادات بدنی) حضور يا اجازه سلطان را شرط نكردهاند و از جمله به امامت حضرت علی عليهالسلام در نماز جمعه، هنگامی كه عثمان در محاصره مخالفان بود، استناد كردهاند ( رجوع کنید بهشافعی، ج ١، ص ١٩٢؛
ابن قدامه، ج ٢، ص ١٧٣ـ١٧٤؛
نووی، المجموع ، ج ٤، ص ٥٠٩). با اين همه، در طول تاريخ اسلام امامت جمعه همواره منصبی حكومتی بوده است (جعفريان، ١٣٧٩ ش، ج ٣، ص ٢٥٥).
شرط مذكور در فقه شيعه، البته به گونهای ديگر (يعنی حضور يا اجازه امام معصوم)، مطرح بوده و بر پايه آن، جايز بودن يا نبودنِ اقامه نماز جمعه در عصر غيبت امام معصوم عليهالسلام از موضوعات بحث برانگيز در ميان فقهای امامی شده و چند نظريه در اين باره مطرح گرديده كه از مهمترين آنهاست: حرمت، وجوب تعيينی و وجوب تخييری (برای اقوال ديگر رجوع کنید به رضانژاد، ص ٢٨). برخی فقهای متقدم شيعه، از جمله سَلاّر ديلمی (ص ٧٧) و ابنادريس حلّی (ج ١، ص ٣٠٤) و به پيروی از ايشان، بسياری از فقهای متأخرتر از جمله فاضل هندی، مشروعيت نماز جمعه را مشروط به حضور امام معصوم يا حضور فردی دانستهاند كه از سوی معصوم به امامت جمعه منصوب شده باشد ( رجوع کنید به فاضل هندی، ج ١، ص ٢٤٦ـ ٢٤٨؛
طباطبائی، ج ٤، ص ٧٣ـ ٧٥؛
نراقی، ج ٦، ص٦٠؛
احمد خوانساری، ج ١، ص ٥٢٤). پيروان فتوای حرمت نماز جمعه، با اين استدلال كه حضور يا اجازه امام شرط صحت آن است و در عصر غيبت چنين اجازهای وجود ندارد، برپا داشتن نماز جمعه را در اين عصر جايز نمیدانند ( رجوع کنید به همانجاها). همچنين برخی گفتهاند كه وليّ فقيه در كارهايی كه نياز به اختيارات وسيع (بَسطِ يد) دارد، مانند برپا كردن نماز جمعه و امر به جهاد، از سوی معصوم نيابت ندارد ( رجوع کنید به منتظری، ص ٥٧ - ٥٨). از جمله ادله مورد استناد قائلان به حرمت، احاديثی است كه در آنها تعابيری مانند «امام» و «امام عَدل تَقی» آمده و گفته شده كه مخالفت با امام در مورد نماز جمعه باعث هلاكت است، يا برپا داشتن نماز جمعه جز با حضور امام عادل و پرهيزگار صحيح نيست (قاضی نعمان، ج ١، ص ٢٣٤؛
نوری، ج ٦، ص ١٣ـ١٤). امام سجاد عليهالسلام (ص ٤٧٤) نيز امامت جمعه را مقامی مخصوص برگزيدگان خدا دانسته است. برخی فقهای متأخرتر، منظور از تعابير مذكور در اين احاديث را امام معصوم ندانسته و آن را به مفاهيمی عامتر، كه شامل امام جماعت نيز بشود، تفسير كردهاند. به نظر آنان، در اين احاديث تأكيد اصلی بر لزومِ به جماعت برگزار شدن بوده است (برای نمونه رجوع کنید به حرّعاملی، ج ٧، ص٣١٠).
از سوی ديگر، در بيشتر منابع متقدم فقهی شيعه، كه در دسترس است، هرچند به استناد احاديث بر وجوب نماز جمعه تأكيد شده، امامت امام معصوم يا نايب او به صراحت شرط نشده است (برای نمونه رجوع کنید به كلينی، ج ٣، ص ٤١٨ـ٤١٩؛
ابنبابويه، ١٤١٧، ص ٥٧٣). با اين همه، فقيهان اماميِ قرون بعد، از جمله شروط اقامه نماز جمعه را حضور يا اجازه سلطان عادل ( رجوع کنید به مفيد، ص ٦٧٦؛
علمالهدی، ١٤١٧، ص ٢٦٥؛
طوسی، ١٣٨٧، ج ١، ص ١٤٣) يا امام عادل ( رجوع کنید به علمالهدی، ١٤٠٥ـ١٤١٠، ج ١، ص ٢٧٢، ج ٣، ص ٤١) برشمردهاند. شرط عدالت را برای امام جمعه تنها فقهای شيعه مطرح كردهاند و اهل سنّت بدان قائل نيستند (محقق حلّی، ١٣٦٤ ش، ج ٢، ص ٢٧٩ـ٢٨٠). با اين همه، نمیتوان دريافت كه مراد از اين تعابير، لزوم حضور يا اجازه امام معصوم در نماز جمعه، حتی در عصر غيبت، است يا آنكه صرفاً بر جواز حاضر نشدن در نماز جمعههايی كه حاكمان جور برگزار میكنند، دلالت دارد ( رجوع کنید به فيض كاشانی، ١٣٦٥ـ١٣٧٤ ش، ج ٨، ص ١١٢٧).
به گفته بروجردی، هرچند شيخطوسی در برخی آثار خود (١٣٨٧، همانجا؛
همو، ١٤٠٧ـ١٤١٧، ج ١، ص ٦٢٦) ظاهراً شرط حضور امام را پذيرفته، در كتاب النهاية (ص ١٠٧، ٣٠٢) بر آن است كه اجازه عام امامان بر اقامه نماز جمعه در عصر غيبت، برای فقهای دارای صلاحيت يا مؤمنان صادر شده است. سيره امامان شيعه و برخی احاديث راجع به جواز اقامه نماز جمعه در روستاها را میتوان از جمله ادله اين نظر دانست ( رجوع کنید به منتظری، ص ٣٢ـ٣٤).
هر چند فتوای وجوب تعيينی از ابتدای غيبت كبری كموبيش در ميان فقها مطرح بوده است (رجوع کنید به رضانژاد، ص ٢٩ـ٦٥)، وجوب تعيينی نماز جمعه در دوره غيبت امام را شهيد ثانی در قرن دهم به طور جدّی مطرح كرد ( رجوع کنید به١٣٧٩ـ١٣٨٠ ش، ص ١٩٧). برخی از فقها، از جمله نوادهاش صاحب مدارك، نيز از او پيروی كردند ( رجوع کنید به موسوی عاملی، ج ٤، ص ٢٥) و اين نظر در دوره صفوی، بهويژه با توجه به زمينههای اجتماعی و سياسی موجود، رواج يافت ( رجوع کنید به محمد مقيم يزدی، مقدمه مدرسی، ص ٥٣ -٥٤). به نظر برخی از فقيهان، هرگاه شرايط اقامه نماز جمعه مانند عصر حضور امام فراهم باشد، اقامه آن واجب است و اين امر نيازی به نصب عام يا خاصِ امام معصوم ندارد. همچنين گفتهاند نماز جمعه، مانند امر افتا و قضا، از شئون فقيهان در عصر غيبت است. بيشتر قائلان به وجوب اقامه نماز جمعه در عصر غيبت گرايش اخباری داشتهاند، هرچند شهيد ثانی و شماری ديگر از اصوليان سرشناس نيز پيرو اين نظر بودهاند (برای ديگر قائلان و تفاصيل ادله رجوع کنید بهشهيدثانی، ١٤٠٣، ج ١، ص ٢٩٩ـ٣٠١؛
موسوی عاملی، همانجا؛
فيض كاشانی، ١٤٠١، ص ٤٧ـ١٠٢؛
آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ١٥، ص ٦٣، ٦٧، ٧٣؛
جابری، ص ٥٤ - ٥٥).
بسياری از فقهای ادوار ميانی و متأخر شيعه به فتوای وجوب تخييری قائلاند، از جمله محقق حلّی (١٤٠٩، ج ١، ص ٧٦)، علامه حلّی (١٤١٢ـ١٤٢٠، ج ٢، ص ٢٣٨ـ٢٣٩)، ابنفهد حلّی (ج ١، ص ٤١٤)، شهيد اول (١٤١٢ـ١٤١٤، ج ١، ص ١٨٦) و محقق كركی (ج ١، ص ١٥٨ـ١٧١). مراد از وجوب تخييری نماز جمعه اين است كه بر پا داشتن آن به خودی خود مستحب است، ولی با اقامه و به جا آوردن آن نماز ظهر ساقط میشود (نراقی، ج ٦، ص ٥٩؛
مصطفی خمينی، ج ٢، ص ٢٩٤؛
نيز رجوع کنید به توضيحالمسائل مراجع ، ج ١، ص ٨٧١ -٨٧٢). به نظر اين گروه از فقها، احاديثی كه بر وجوب نماز جمعه دلالت دارند عاماند و زمان غيبت امام را نيز در برمیگيرند. بنابراين، باتوجه به تحقق اجماع بر عدم وجوب تعيينی نماز جمعه در عصر غيبت، بايد به وجوب تخييری آن قائل شد ( رجوع کنید به علامه حلّی، ١٤١٤، ج ٤، ص ٢٧؛
محقق كركی، ص ١٦٣؛
حسينی عاملی، ج ٨، ص ٢١٦؛
قس جابری، ص ٩٢). همچنين ادله ديگری، مانند سيره ياران ائمه و نيز فقهای متقدم مبنی بر اقامه نكردن نماز جمعه، از جمله مستندات اين فتواست (برای تفاصيل ادله رجوع کنید به مبلغی، ص ٢١١ـ٢١٦).
نظريه وجوب تخييری در ميان فقهای متأخر، يعنی از قرن سيزدهم به بعد، مقبوليت يافته است ( رجوع کنید به كاشفالغطاء، ج ٣، ص ٢٤٨؛
نجفی، ج ١١، ص ١٥١؛
امام خمينی، ج ١، ص ٢٠٥؛
برای ديگر قائلان به آن رجوع کنید به دانش پژوه، ج ١٤، ص ٣٦٠٤). بهطور كلی، در ميان فقهای اصولی گرايش به نظريه وجوب تخييری نماز جمعه شايعتر است، هرچند شماری از آنان قائل به حرمت آن شدهاند (جعفريان، ١٣٧٢ ش، ص ٣٧). برخی از قائلان به وجوب تخييری نماز جمعه، تلاش كردن برای انعقاد نماز جمعه را واجب تخييری دانستهاند، ولی پس از تشكيل نماز جمعه، حضور در آن را برای واجدان شرايط، واجب تعيينی به شمار آوردهاند ( رجوع کنید به شهيد اول، ١٤١٤ـ١٤٢١، ج ١، ص ١٦٣؛
غروی تبريزی، ج ١، ص ١٦).
نماز جمعه با دو خطبه آغاز میشود كه در واقع جانشين دو ركعت اول نماز ظهر است (علمالهدی، ١٤٠٥ـ١٤١٠، ج ٣، ص ٤١؛
رافعی قزوينی، ج ٤، ص ٥٧٦؛
نَوَوی، المجموع، ج ٤، ص ٥١٣؛
قس حرّعاملی، ج ٧، ص ٣١٢ـ٣١٣)، البته شيخصدوق محل خطبهها را بعد از دو ركعت نماز و به جای دو ركعت آخر نماز ظهر دانسته است (١٤١٨، ص ١٤٦). به نظر او، نخستين كسی كه دو ركعت نماز جمعه را پس از خطبهها بهجا آورد، عثمانبن عفان بود (همانجا؛
قس حرّعاملی، ج ٧، ص ٣٣٢).
همه فقهای مذاهب اسلامی ايراد دو خطبه و فاصله انداختن ميان آن دو را واجب دانستهاند (رجوع کنید به شافعی، ج ١، ص ٢٧٢ـ٢٧٣؛
دمياطی، ج ٢، ص ٧٠؛
محقق حلّی، ١٤٠٩، ج ١، ص ٧٤؛
نجفی، ج ١١، ص ٢٢٣)، فقط حنفيان، با استناد به عمل ابنعباس، يك خطبه را كافی شمردهاند (كاسانی، ج ١، ص ٢٦٣). به نظر فقها، نمازگزاران بايد انجام دادن هر كاری را كه آنان را از شنيدن خطبهها باز میدارد، مانند صحبت كردن يا نماز خواندن، ترك كنند (رجوع کنید به شمسالائمه سرخسی، ج ٢، ص ٢٩ـ ٣٠؛
ابنادريس حلّی، ج ١، ص ٢٩١، ٢٩٥؛
نووی، روضة الطالبين ، ج ١، ص ٥٧٣؛
خوئی، ج ١، ص ١٨٧؛
نيز رجوع کنید به توضيحالمسائل مراجع ، ج ١، ص ٨٨٨، ٨٩٢).
خطيب جمعه، علاوه بر داشتن شروط لازم برای امامجماعت ( رجوع کنید به توضيحالمسائل مراجع ، ج ١، ص ٨٧٢- ٨٧٣؛
نيز رجوع کنید به جماعت * )، بايد واجد شرايط ديگری نيز باشد، از جمله بهرهمند بودن از گفتار رسا، شجاعت و صراحت در بيان مطالب، و آشنايی با مصالح اسلام و مسلمانان. همچنين بهتر است امام جمعه از ميان عالمترين و شريفترين افراد برگزيده شود (ابنعطار، ص ٨٩- ٩٦؛
امامخمينی، ج ١، ص ٢٠٩؛
توضيحالمسائل مراجع ، ج ١، ص ٨٧٩- ٨٨٠).
به نظر بيشتر فقهای مذاهب اسلامی، خطبههای جمعه بايد پس از زوال ايراد شود، البته اقوالی مانند استحباب، وجوب و جوازِ ايرادِ خطبهها پيش از زوال نيز مطرح شده است (رجوع کنید به شافعی، ج ١، ص ٢٢٣؛
رافعی قزوينی، ج ٧، ص ٣٥٣؛
نووی، المجموع، ج ٤، ص ٥١٢ـ٥١٣؛
علامه حلّی، ١٤١٤، ج ٤، ص ٦٨ـ٦٩؛
حائری، ص ١٩٣ـ١٩٩). همچنين در منابع فقهی و حديثی، رعايت كردن برخی آداب در زمان ايراد خطبهها، به خطيب سفارش شده است، از جمله رعايت كردن بلاغت كلام در خطابه، پوشيدن ردايی از بُرد يمنی يا عدنی، عمامه بر سر داشتن، ايراد خطبهها به صورت ايستاده، در دست داشتن عصا يا شمشير يا چيزی مانند اينها، سلام كردن به جمع نمازگزار، پوشيدن پاكيزهترين لباس و بهكار بردن بوی خوش، و بلند كردن صدا بهطوری كه نمازگزاران صدای او را بشنوند ( رجوع کنید به ابنادريس حلّی، ج ١، ص ٢٩٤ـ٢٩٥؛
حرّعاملی، ج ٧، ص ٣٤١؛
امام خمينی، ج ١، ص ٢٠٩؛
زحيلی، ج ٢، ص ٢٨٣ـ٢٩٨؛
نيز رجوع کنید به توضيحالمسائل مراجع ، ج ١، ص ٨٨٠ - ٨٨٢، ٨٩٥ -٨٩٦).
فقهای مذاهب اسلامی در باره اينكه در خطبه نماز جمعه دستكم چه سخنانی بايد حتماً آورده شود، آرای مختلفی ابراز كردهاند. شافعيان وجود پنج ركن را در خطبه شرط كردهاند: حمد خدا، صلوات بر پيامبر، سفارش به تقوا در هر دو خطبه، دعا كردن برای مؤمنان در خطبه دوم و خواندن آيهای از قرآن در يكی از خطبهها ( رجوع کنید به خطيب شربينی، ج ١، ص ٢٨٥ـ٢٨٧). برخی از حنفيان صرفاً تهليل (گفتنِ لاالهالااللّه) و تكبير را در خطبه نماز كافی دانستهاند (ابننجيم، ج ٢، ص ٢٦١). به نظر مشهور فقهای شيعه، خطبه دستكم بايد مشتمل بر حمد خدا، صلوات بر پيامبر، وعظ و توصيه به تقوا، و قرائت سورهای كوچك از قرآن باشد ( رجوع کنید به سلاّر ديلمی، ص ٧٧؛
حرّعاملی، ج ٧، ص ٣٤٤؛
توضيح المسائل مراجع ، ج ١، ص ٨٧٨ ٨٧٩).
پس از ايراد دو خطبه، دو ركعت نماز جمعه خوانده میشود. به نظر فقهای مذاهب اسلامی، خواندن سوره جمعه در ركعت اول و سوره منافقون در ركعت دوم يا سوره اعلی در ركعت نخست و سوره غاشيه در ركعت دوم، پس از سوره حمد، مستحب است. آنان خواندن سورهها با صدای بلند (جَهْر) را نيز مستحب دانستهاند ( رجوع کنید به مفيد، ص ١٤١؛
كاسانی، ج ١، ص٢٦٩؛
خطيب شربينی، ج ١، ص٢٩٠؛
نجفی، ج ١١، ص ١٣٣ـ١٣٤).
به نظر فقهای شيعه، خواندن قنوت در ركعت اول قبل از ركوع و در ركعت دوم پس از آن مستحب است ( رجوع کنید به طوسی، ١٤٠١، ج ٣، ص ٢٤٥؛
همو، ١٤٠٧ـ١٤١٧، ج ١، ص ٦٣١ـ ٦٣٢؛
توضيحالمسائل مراجع ، ج ١، ص ٨٧٨). شيخصدوق (١٤٠٤، ج ١، ص ٣١٦، ٤١١) اين قنوتها را واجب دانسته است. در فقه اهل سنّت چنين حكمی ديده نمیشود.
بنا بر فقه اسلامی، اقتدا كردن به امام در ركعت دوم نماز جمعه كافی است، يعنی میتوان يك ركعت از نماز جمعه را به جماعت اقامه كرد و ركعت ديگر را به انفراد ادامه داد (نجفی، ج ١١، ص ١٤٧؛
زحيلی، ج ٢، ص ٢٧٣)، حتی حنفيان همراهی با امام جمعه را در بخشی از ركعت دوم، مانند تشهد يا سجده سهو، برای تحقق شركت در نماز كافی دانستهاند (زحيلی، همانجا).
به نظر همه فقها، سفر كردن پس از زوال و پيش از آغاز شدن نماز جمعه، برای كسی كه نماز جمعه بر او واجب است، حرام است. حنفيان و مالكيان سفر كردن پيش از زوال را جايز يا مكروه و شافعيان و حنبليان سفر كردن از طلوع فجر تا پايان نماز جمعه را حرام دانستهاند. به نظر فقهای شيعه، سفر كردن پيش از زوال مكروه است، البته برخی فقها بر آناند كه هرگاه شخصی امكان اقامه نماز جمعه را در مكانی ديگر داشته باشد، سفر كردن حتی بعد از زوال هم برای او جايز است ( رجوع کنید به نجفی، ج ١١، ص ٢٨٢ـ٢٨٧؛
زحيلی، ج ٢، ص ٢٦٩ـ٢٧٠).
در صورت همزمانی عيد و جمعه، بيشتر حنفيان، مالكيان و شافعيان اقامه هر دو نماز را واجب دانستهاند ( رجوع کنید به شافعی، ج ١، ص ٢٧٤؛
ابن قدامه، ج ٢، ص ٢١٢ـ٢١٣؛
بهوتی حنبلی، ج ٢، ص ٤٣). برخی از فقهای شيعه نيز به اين نظر پايبندند (نجفی، ج ١١، ص ٣٩٦ـ٣٩٧)؛
اما، به نظر حنبليان و ديگر فقيهان شيعه، در اين فرض، به استناد احاديث، شركت كردن در نماز جمعه واجب نيست ( رجوع کنید به حرّعاملی، ج٧، ص٤٤٧ـ ٤٤٨؛
نجفی، ج١١، ص ٣٩٥ـ٣٩٦؛
زحيلی، ج ٢، ص٢٧٠ـ٢٧١؛
برای مقدمات مستحب نماز جمعه رجوع کنید به ابنحنبل، ج ٣، ص ٨١؛
كلينی، ج ٣، ص ٤١٧؛
متقی، ج ٧، ص ٣١٠؛
نيز رجوع کنید به بخش اول مقاله).
منابع:
(١٧١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذريعة الی تصانيفالشيعة، چاپ علینقی منزوی و احمد منزوی، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٧٢) همو، طبقات اعلامالشيعة: نقباءالبشر فیالقرنالرابع عشر، مشهد ١٤٠٤؛
(١٧٣) ابناثير؛
(١٧٤) ابنادريس حلّی، كتابالسرائر الحاوی لتحريرالفتاوی ، قم ١٤١٠ـ١٤١١؛
(١٧٥) ابنبابويه، الامالی ، قم ١٤١٧؛
(١٧٦) همو، ثواب الاعمال و عقابالاعمال ، نجف ١٩٧٢، چاپ افست قم ١٣٦٤ ش؛
(١٧٧) همو، كتاب من لايحضره الفقيه ، چاپ علیاكبر غفاری، قم ١٤٠٤؛
(١٧٨) همو، المقنع ، قم ١٤١٥؛
(١٧٩) همو، الهداية فی الاصول و الفروع ، قم ١٤١٨؛
(١٨٠) ابنبرّاج، المهذّب ، قم ١٤٠٦؛
(١٨١) ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطة، چاپ محمد عبدالمنعم عريان، بيروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٨٢) ابنتغری بردی، النجوم الزاهره فی ملوك مصر و القاهره ، قاهره [? ١٣٨٣ ( ١٣٩٢/ )? ١٩٦٣ ( ١٩٧٢؛
(١٨٣) ابنجوزی، المنتظم فی تاريخالملوك والامم ، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بيروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(١٨٤) ابنحجر عسقلانی، فتح الباری شرح صحيحالبخاری، چاپ عبدالعزيزبن عبداللّهبن باز، بيروت ١٤١٨/١٩٩٧؛
(١٨٥) ابن حنبل، مسند احمدبن حنبل ، استانبول ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(١٨٦) ابنشبّه نميری، تاريخ المدينة المنورة: اخبار المدينة النبوية، چاپ فهيم محمد شلتوت، بيروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(١٨٧) ابنعساكر، تاريخ مدينة دمشق، چاپ علیشيری، بيروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(١٨٨) ابنعطار، كتاب ادب الخطيب، چاپ محمد سليمانی، بيروت ١٩٩٦؛
(١٨٩) ابنفهد حلّی، المهذب البارع فی شرح المختصر النافع ، چاپ مجتبی عراقی، قم ١٤٠٧ـ١٤١٣؛
(١٩٠) ابنقدامه، المغنی ، چاپ افست بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٩١) ابنكثير، البداية و النهاية، چاپ احمد ابوملحم و ديگران، بيروت ج ٤، ) ١٤٠٥/١٩٨٥ (، ج ٥ و ٦، ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٩٢) ابنماجه، سنن ابنماجه ، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٩٣) ابننجيم، البحر الرائق شرح كنزالدقائق ، بيروت ١٤١٨/١٩٩٧؛
(١٩٤) ابننديم؛
(١٩٥) علی احمدی ميانجی، كتاب مكاتيب الرسول، ) تهران ( ١٣٦٣ ش؛
(١٩٦) يوسفبن احمد بحرانی، لؤلؤة البحرين، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، قم ) بی تا. (؛
(١٩٧) محمدبن اسماعيل بخاری، صحيحالبخاری، ) چاپ محمد ذهنی افندی(، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٩٨) منصوربن يونس بهوتی حنبلی، كشّاف القناع عن متن الاقناع ، چاپ محمدحسن شافعی، بيروت ١٤١٨/١٩٩٧؛
(١٩٩) توضيح المسائل مراجع: مطابق با فتاوای دوازده نفر از مراجع معظّم تقليد ، گردآوری محمدحسن بنی هاشمی خمينی، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ١٣٧٨ ش؛
(٢٠٠) كاظم جابری، صلاة الجمعه: تاريخياً و فقهياً ، قم ١٣٧٦ ش؛
(٢٠١) رسول جعفريان، صفويه در عرصه دين، فرهنگ و سياست ، قم ١٣٧٩ ش؛
(٢٠٢) همو، نماز جمعه: زمينههای تاريخی و آگاهيهای كتابشناسی، ) تهران ( ١٣٧٢ ش؛
(٢٠٣) حاجی خليفه؛
(٢٠٤) مرتضی حائری، صلاة الجمعه ، قم ١٤٠٩؛
(٢٠٥) حرّ عاملی؛
(٢٠٦) محمدجوادبن محمد حسينی عاملی، مفتاح الكرامة فی شرح قواعد العلامة، چاپ افست قم: موسسه آلالبيت، ) بی تا. (؛
(٢٠٧) علی بن ابراهيم حلبی، السيرة الحلبية، بيروت ) ١٣٢٠ (، چاپ افست ) بی تا. (؛
(٢٠٨) خطيب بغدادی؛
(٢٠٩) محمدبن احمد خطيب شربينی، مغنی المحتاج، ) بی جا (: دارالفكر، ) بی تا. (؛
(٢١٠) روحاللّه خمينی، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران، تحرير الوسيله ، بيروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٢١١) مصطفی خمينی، تحريرات فی الاصول ، تهران ) ١٣٦٦ ( ١٣٧٢ ش؛
(٢١٢) احمد خوانساری، جامع المدارك فی شرح المختصر النافع، علق عليه علی اكبر غفاری، ج ١، تهران ١٣٥٥ ش؛
(٢١٣) محمدباقربن زينالعابدين خوانساری؛
(٢١٤) ابوالقاسم خوئی، منهاجالصالحين ، قم ١٤١٠؛
(٢١٥) محمدتقی دانشپژوه، فهرست كتابخانه مركزی دانشگاه تهران ، ج ١٤، تهران ١٣٤٠ ش؛
(٢١٦) محمدبن احمد دسوقی، حاشية الدسوقی علی الشرحالكبير، ) بيروت (: داراحياء الكتب العربية، ) بی تا. (؛
(٢١٧) عثمان بن محمد شطا دمياطی، اعانة الطالبين علی حل الفاظ فتح المعين، بيروت: داراحياء التراثالعربی، ) بی تا. (؛
(٢١٨) عبدالكريم بن محمد رافعی قزوينی، فتحالعزيز شرحالوجيز، )بيروت (: دارالفكر، ) بی تا. (؛
(٢١٩) عزالدين رضانژاد، صلاة الجمعه: دراسة فقهية و تاريخية، قم ١٤١٥؛
(٢٢٠) روزها و رويدادها، تهيه و تنظيم دفتر عقيدتی سياسی فرماندهی معظم كل قوا، ج ٢، تهران: نشر رامين، ١٣٧٨ ش، ج ٣، تهران: زهد، ١٣٧٧ ش؛
(٢٢١) وهبه مصطفی زحيلی، الفقه الاسلامی وادلّته، دمشق ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٢٢٢) احمدبن محمد زراری، تاريخ آلزراره، ) اصفهان، بی تا. (؛
(٢٢٣) حمزه بن عبدالعزيز سلاّر ديلمی، المراسم العلوية فی الاحكام النبوية، چاپ محسن حسينی امينی، بيروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢٢٤) سمعانی؛
(٢٢٥) سيوطی؛
(٢٢٦) محمدبن ادريس شافعی، الامّ ، چاپ محمد زهری نجار، بيروت ) بی تا. (؛
(٢٢٧) محمدبن احمد شمسالائمه سرخسی، كتابالمبسوط ، قاهره ١٣٢٤ـ ١٣٣١، چاپ افست استانبول ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٢٨) شورای سياستگذاری ائمه جمعه، آشنايی با تشكيلات، ) تهران ( ١٣٨٢ ش؛
(٢٢٩) محمد شوكانی، نيل الاوطار: شرح منتقی الاخبار من احاديث سيد الاخبار ، مصر: شركه مكتبه و مطبعه مصطفی البابی الحلبی، ) بی تا. (، چاپ افست بيروت ) بی تا. (؛
(٢٣٠) محمدبن مكی شهيد اول، البيان ، چاپ محمد حسون، قم ١٤١٢؛
(٢٣١) همو، الدروسالشرعية فی فقهالامامية، قم ١٤١٢ـ١٤١٤؛
(٢٣٢) همو، ذكری الشيعة فی احكام الشريعة، قم ١٤١٩؛
(٢٣٣) همو، غاية المراد فی شرح نكتالارشاد، قم ١٤١٤ـ١٤٢١؛
(٢٣٤) زينالدينبن علی شهيد ثانی، رسائل الشهيدالثانی ، قم ١٣٧٩ـ١٣٨٠ ش؛
(٢٣٥) همو، الروضة البهية فی شرح اللمعة الدمشقية، محمد كلانتر، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٣٦) علیبن محمدعلی طباطبائی، رياض المسائل فی بيان الاحكام بالدّلائل، بيروت ١٤١٢ـ١٤١٤/١٩٩٢ـ١٩٩٣؛
(٢٣٧) سليمانبن احمد طبرانی، المعجمالكبير، چاپ حمدی عبدالمجيد سلفی، چاپ افست بيروت ١٤٠٤ـ ? ـ١٤٠؛
(٢٣٨) طبرسی؛
(٢٣٩) طبری؛
(٢٤٠) محمدبن حسن طوسی، تهذيب الاحكام ، چاپ حسن موسوی خرسان، بيروت ١٤٠٤/١٩٨١؛
(٢٤١) همو، الفهرست، چاپ محمد صادق آلبحرالعلوم، نجف ١٣٨٠؛
(٢٤٢) همو، كتاب الخلاف، قم ١٤٠٧ـ١٤١٧؛
(٢٤٣) همو، المبسوط فی فقهالامامية، ج ١، چاپ محمدتقی كشفی، تهران ١٣٨٧؛
(٢٤٤) همو، النهاية فی مجرد الفقه و الفتاوی ، بيروت ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(٢٤٥) محمد اشرفبن امير عظيمآبادی، عونالمعبود: شرح سنن ابیداوود ، چاپ عبدالرحمان محمد عثمانی، بيروت ١٤٢١/٢٠٠١؛
(٢٤٦) حسنبن يوسف علامه حلّی، تذكرة الفقهاء، قم ١٤١٤ـ ؛
(٢٤٧) همو، كتاب منتهی المطلب، چاپ سنگی تبريز ) ١٣١٦ ( ١٣٣٣؛
(٢٤٨) همو، مختلف الشيعة فی احكام الشريعة، قم ١٤١٢ـ ١٤٢٠؛
(٢٤٩) علی بن حسين علمالهدی، رسائل الشريفالمرتضی ، چاپ مهدی رجائی، قم ١٤٠٥ـ١٤١٠؛
(٢٥٠) همو، مسائل الناصريّات ، تهران ١٤١٧/ ١٩٩٧؛
(٢٥١) علیبن حسين(ع)، امام چهارم، الصحيفة السجادية، چاپ محمدجواد حسينی جلالی، قم ١٣٨٠ ش؛
(٢٥٢) علی غروی تبريزی، التنقيح فی شرح العروة الوثقی، تقريرات درس آية اللّه خوئی، ج ١، قم ١٤١٨/ ١٩٩٨؛
(٢٥٣) محمدبن حسن فاضل هندی، كشف اللثام ، چاپ سنگی تهران ١٢٧١ـ ١٢٧٤، چاپ افست قم ١٤٠٥؛
(٢٥٤) محمد بك فريد، تاريخالدولة العلية العثمانية، چاپ احسان حقی، بيروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢٥٥) محمدبن شاه مرتضی فيض كاشانی، الشهاب الثاقب فی وجوب صلاة الجمعة العينی، قم ١٤٠١؛
(٢٥٦) همو، كتابالوافی، چاپ ضياءالدين علامه اصفهانی، اصفهان ١٣٦٥ـ١٣٧٤ ش؛
(٢٥٧) نعمان بن محمد قاضی نعمان، دعائم الاسلام و ذكر الحلال و الحرام، چاپ عارف تامر، بيروت ١٤١٦/١٩٩٥؛
(٢٥٨) عبدالنبی بن محمدتقی قزوينی، تتميم املالآمل، چاپ احمد حسينی، قم ١٤٠٧؛
(٢٥٩) احمدبن علی قلقشندی، صبحالاعشی فی صناعة الانشا، قاهره ١٣٣١ـ ١٣٣٨/ ١٩١٣ـ١٩٢٠، چاپ افست ١٣٨٣/١٩٦٣؛
(٢٦٠) همو، مأثر الانافة فی معالم الخلافة، چاپ عبدالستار احمد فراج، كويت ١٩٦٤، چاپ افست بيروت ١٩٨٠؛
(٢٦١) عباس قمی، كتاب الكنی و الالقاب ، صيدا ١٣٥٧ـ ١٣٥٨، چاپ افست قم ) بی تا. (؛
(٢٦٢) ابوبكربن مسعود كاسانی، كتاب بدائع الصنائع فی ترتيب الشرائع، كويته ١٤٠٩/ ١٩٨٩؛
(٢٦٣) جعفربن خضر كاشفالغطاء، كشفالغطاء عن مبهمات الشريعة الغراء ، قم ١٣٨٠ ش؛
(٢٦٤) عمررضا كحاله، معجمالمؤلفين، دمشق ١٩٥٧ـ ١٩٦١، چاپ افست بيروت ) بی تا. (؛
(٢٦٥) احمدرضا كشوری، فرزانگان خوانسار ، قم ١٣٧٨ ش؛
(٢٦٦) كلينی؛
(٢٦٧) محمود لطيفی، «عبادت برتر و اسرار آن»، حكومت اسلامی ، سال ٩، ش ٢ (تابستان ١٣٨٣)؛
(٢٦٨) مالكبن انس، المُوَطّأ ، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٢٦٩) علی بن محمد ماوردی، الاحكام السلطانية و الولايات الدينية، بغداد ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٢٧٠) محمدبن عبدالرحمان مباركفوری، تحفة الاحوذی بشرح جامعالترمذی، بيروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٢٧١) احمد مبلغی، «عناصر تأثيرگذار در وجوب تعيينی نماز جمعه در روش اخباريان»، حكومت اسلامی ، سال ٩، ش ٢ (تابستان ١٣٨٣)؛
(٢٧٢) علیبن حسامالدين متقی، كنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، چاپ بكری حيّانی و صفوه سقا، بيروت ١٤٠٩/ ١٩٨٩؛
(٢٧٣) محمد باقربن محمدتقی مجلسی؛
(٢٧٤) محمدتقیبن مقصود علی مجلسی، لوامع صاحبقرانی، المشتهر بشرح الفقيه ، ج ٤، قم ١٣٧٤ ش؛
(٢٧٥) جعفربن حسن محقق حلّی، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام ، چاپ صادق شيرازی، ) تهران ( ١٤٠٩؛
(٢٧٦) همو، المعتبر فی شرح المختصر ، ج ٢، قم ١٣٦٤ ش؛
(٢٧٧) علیبن حسين محقق كركی، رسائلالمحقق الكركی، چاپ محمد حسون، رساله ٣ : رسالة صلاة الجمعه، قم ١٤٠٩ـ١٤١٢؛
(٢٧٨) محمدباقر محمودی، نهجالسعادة فی مستدرك نهجالبلاغة، بيروت، ج ١، ) بی تا. [، ج ٢، ١٣٩٦/١٩٧٦، ج ٣، ١٣٩٧/١٩٧٧؛
(٢٧٩) مسعودی، مروج (بيروت)؛
(٢٨٠) محمدبن محمد مفيد، المقنعة، قم ١٤١٠؛
(٢٨١) احمدبن محمد مقدس اردبيلی، مجمعالفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، چاپ مجتبی عراقی، علی پناه اشتهاردی، و حسين يزدی اصفهانی، ج ٢، قم ١٣٦٢ ش؛
(٢٨٢) حسينعلی منتظری، البدر الزاهر فی صلاة الجمعة و المسافر ، تقريرات درس آية اللّه بروجردی، قم ١٣٦٢ ش؛
(٢٨٣) الموسوعة الفقهية ، ج ٢٧، كويت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامية، ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٢٨٤) محمدبن علی موسوی عاملی، مدارك الاحكام فی شرح شرائع الاسلام ، قم ١٤١٠؛
(٢٨٥) ناصر خسرو، سفرنامه ناصرخسرو علوی ، برلين [? ١٣٤١ (، چاپ افست تهران ) بی تا. (؛
(٢٨٦) احمدبن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنّفی الشيعة المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبيری زنجانی، قم ١٤٠٧؛
(٢٨٧) محمدحسنبن باقر نجفی، جواهر الكلام فی شرح شرائع الاسلام ، ج ١١، چاپ عباس قوچانی، بيروت ١٩٨١؛
(٢٨٨) احمدبن محمد مهدی نراقی، مستند الشيعة فی احكام الشريعة، قم، ج ٦، ١٤١٥؛
(٢٨٩) احمدبن علی نسائی، سنن النسائی، بشرح جلالالدين سيوطی و حاشيه نورالدين بن عبدالهادی سندی، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٢٩٠) حسينبن محمدتقی نوری، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ، قم ١٤٠٧ـ ١٤٠٨؛
(٢٩١) يحيیبن شرف نووی، روضة الطالبين و عمدة المفتين ، چاپ عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بيروت ) بی تا. [؛
(٢٩٢) همو، المجموع: شرح المهذّب، بيروت: دارالفكر، [ بی تا. (؛
(٢٩٣) ياقوت حموی؛
(٢٩٤) محمد يزدی، «وظايف روحانيت»، در نقش روحانيت در نظام اسلامی: گزارشی از دوازدهمين گردهمايی سراسری ائمهی جمعه، ) تهران (: شورای سياستگذاری ائمه جمعه، ١٣٧٥ ش؛
(٢٩٥) محمد مقيمبن محمدعلی يزدی، الحجة فی وجوب صلوة الجمعة فی زمنالغيبة، چاپ جواد مدرسی، ) بی جا، بی تا. ]؛
(٢٩٦) يعقوبی.
/ محمدكاظم رحمانستايش /