دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٨٤١
حِجْر ، شهرى در شمالغربى عربستان. این شهر در ناحیه یا وادى حجر، میان مدینه و تبوك، و بین حجاز و شام واقع است (بكرى، ج ٢، ص ٤٢٦؛ یاقوت حموى، ذیل مادّه). به گفته ابنخرداذبه (ص١٥٠، ١٩١)، حجر در میانه دمشق و مكه، و بین جُنَینه و وادیالقُرى واقع است. نام این شهر را لغتشناسانى چون ابندرید (ص ٤٣٦) و جغرافیانویسان و مورخانى مانند ابنحائك (ص ٢٤٥) و اصفهانى (ص ٣٩٧) و ابنبطوطه (ج ١، ص ١٢٧) به صورت حِجْر یا حجرثمود ضبط كردهاند؛ اما صورتهاى دیگرى نیز از این نام دیده شده است. حجر در سده پنجم پیش از میلاد، در منابع لاتین اگره نامیده میشد و از شهرهاى حجاز بود (رجوع کنید به جوادعلى، ج ٢، ص ٤٨). در سال ٦٥قم، نبطیان بر حجر مسلط شدند و ظاهرآ اوج شكوفایى حجر پیشاز اسلام در دوران آنها بوده است (رجوع کنید به همان، ج٢، ص٢٤٩).
اهمیت تاریخى حجر به حضور قوم ثمود* در این محل بازمیگردد و به همین سبب، بسیارى آن را دیار ثمود نیز نامیدهاند (براى نمونه رجوع کنید به ابنقتیبه، ص ١٨؛
مقدسى، ص ٦٧؛
بكرى؛
یاقوت حموى، همانجاها).
حجر در زمان پیامبر اكرم در قلمرو اسلامى قرار گرفت و پیامبر پیش از غزوه تبوك* شبى با یاران خود در حجر بیتوته كرد، اما یاران خود را از آشامیدن آب چاهها و وضو گرفتن با آن و داخل شدن به خانههاى بازمانده از اهل ثمود برحذر داشت (رجوع کنید به ابنهشام، ج ٤، ص ١٦٤ـ١٦٥؛
ازرقى، ج ٢، ص ١٣٢ـ ١٣٣؛
بكرى، همانجا). برخى بر آناند كه منظور از جبال در آیه ٨٢ سوره حجر*، كوههاى اَثالِث (یا اثالب) نزدیك حجر است (رجوع کنید به جیهانى، ص ٤٧؛
یاقوت حموى، همانجا؛
ابوالفداء، ص ٨٩).
در بیشتر منابع اسلامى، نام حجر همراه وادیالقُرى* آمده است (براى نمونه رجوع کنید به ابنخرداذبه، ص١٥٠؛
اصطخرى، ص ١٩؛
جیهانى، همانجا؛
كحّاله، ص ٣٤ـ٣٥). به گفته ابنهشام (ج ٤، ص ١٧٤)، این شهر داراى مسجدى بوده كه احتمالاً همان مسجدى است كه مقدسى (ص ٨٤) آن را مسجد صالح خوانده است. در قرن سوم، حجر بازارى داشت كه از اهمیت تجارى شهر حكایت میكند (رجوع کنید به اصفهانى،همانجا)، اما در سده چهارم، روستایى كوچك با ساكنان اندك وصف شده است (رجوع کنید به اصطخرى، ص ١٩؛
جیهانى، همانجا). در اواخر همین سده، مقدسى (ص ٥٣، ٨٤) آن را از شهرهاى كوچك ناحیه قُرح به مركزیت وادیالقرى به شمار آورده و از چاههاى بسیار و كشتزارهاى آن سخن گفته است (نیز رجوع کنید به ابنبطوطه، همانجا).
حجر موقعیت و اهمیت ارتباطى نیز داشته، چرا كه شهرى در مسیر مكه بوده است و كاروانهاى حجاج شام در آنجا منزل میكردند (ابوالفداء، همانجا).
مطالب مربوط به حجر، از سده هشتم تا دوره معاصر اندك است. در سده هشتم، حمداللّه مستوفى (ص ١٥) و در سده چهاردهم، كحّاله (همانجا) و فؤاد حمزه (ص٢٢٠) آنجا را قریهاى در وادیالقرى ذكر كردهاند. امروزه حجر، مدائن صالح نامیده میشود كه برگرفته از نام حضرت صالح علیهالسلام، پیامبر قوم ثمود، است (رجوع کنید به ثمود*). از لحاظ تقسیمات سیاسى، این شهر تابع شهرستانِ (محافظه) علاء از استانِ (منطقه) مدینه است و با شهر علاء (مركز محافظه) حدود ٢٥ كیلومتر فاصله دارد، در ١١٠ كیلومترى جنوبغربى شهر تیماء* واقع است و با راه فرعى به طول بیش از پنجاه كیلومتر به راه اصلى مدینه ـ تبوك متصل میشود (رجوع کنید به اطلس المملكة العربیة السعودیة، ص ١٤ـ١٥، ١٩٠، ٢٣٧).
نخستین مستشرقى كه در نیمه دوم سده سیزدهم/ نوزدهم به این شهر رفت و تصاویرى از آن تهیه كرد، داوتى بود، سپس اویتینگ و اوبر و فیلبى از آنجا دیدن كردند. در ١٣٢٥/ ١٩٠٧ ژوسن و ساویناك نیز ساختمانهاى مدائن صالح را به تفصیل شرح دادند (رجوع کنید به فؤاد حمزه، همانجا؛
د. اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه). از حجر كتیبههاى بسیارى به زبانهاى گوناگون و آثار متعددى ،از جمله قصر بِنت و بیت شیخ، باقیمانده است (رجوع کنید به جوادعلى، ج ٨، ص ١٧٥ـ١٧٦،٢١٠؛
فؤاد حمزه، ص ٢٢٠ـ ٢٢١).
بهجز حجرِ وادیالقرى یا حجرِ ثمود، مكان یا شهرهاى دیگرى با همین نام در منابع قدیم و جدید دیده میشود كه بیشتر در جزیرةالعرباند و در میان آنها حِجر یا حَجر یمامه از بقیه معروفتر است و درباره آن، كه در قدیم محل بازارهاى اعراب و مدتى مركز ناحیه یمامه* بوده است، مطالب فراوانى هست (براى نمونه رجوع کنید به حربى، ص ٦١٦ـ٦١٧؛
ابنخرداذبه، ص ١٥١؛
ابنحائك، ص ٢٧٤؛
اصفهانى، ص ١٣٤، ٣٥٧؛
ابوالفداء، ص ٩٧؛
كحّاله، ص ٣٣، ٤١ـ٤٢؛
ابوخلیل، ص ٤٨ـ ٤٩). حجراسماعیل*، نیز گاهى حجرِ مكه خوانده شده است. بهجز این دو، رود و شهر حجر در حضرموت یا حجرِ یمن (رجوع کنید به یعقوبى، ج ١، ص ٢٠١؛
ابنخرداذبه، ص ١٤٣؛
كحّاله، ص ٥٢٨)، حُجر كه موضع و بخشى از مِخلاف در یمن بوده (ابنخرداذبه، ص ١٤١؛
ابوالفداء، همانجا)، حِجر بصره (طبرى، ج ٩، ص ٤٢٥، ٤٢٨) و حَجرِ منطقه بحرین (ابنحائك، ص ٢٤٩) نیز معروفاند. نام حجر در اشعار جمیلبن عبداللّه* (ص ٣٦، ٧٠، ١٣٨) آمده است كه بر حجر ثمود دلالت دارد.
منابع :
(١) ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطة، چاپ محمد عبدالمنعم عریان، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(٢) ابنحائك، صفة جزیرة العرب، چاپ محمدبن على أكوع، بغداد ١٩٨٩؛
(٣) ابنخرداذبه؛
(٤) ابندرید، كتاب جمهرة اللغة، چاپ رمزى منیربعلبكى، بیروت ١٩٨٧ـ١٩٨٨؛
(٥) ابنقتیبه، المعارف، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٦) ابنهشام، السیرةالنبویة، چاپ مصطفى سقا، ابراهیم ابیارى، و عبدالحفیظ شلبى، بیروت: داراحیاء التراث العربى، (بیتا.)؛
(٧) اسماعیلبن على ابوالفداء، كتاب تقویمالبلدان، چاپ رنو و دسلان، پاریس ١٨٤٠؛
(٨) شوقى ابوخلیل، اطلس التاریخ العربى الاسلامى، بیروت ١٤٢٣/٢٠٠٢؛
(٩) محمدبن عبداللّه ازرقى، اخبار مكة و ماجاء فیها من الآثار، چاپ رشدى صالح ملحس، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣، چاپ افست قم ١٣٦٩ش؛
(١٠) اصطخرى؛
(١١) حسنبن عبداللّه اصفهانى، بلاد العرب، چاپ حمد جاسر و صالح على، ریاض ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(١٢) اطلس المملكة العربیة السعودیة، ریاض: وزارة التعلیم العالى، ١٤٢٠/٢٠٠٠؛
(١٣) عبداللّهبن عبدالعزیز بكرى، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، چاپ مصطفى سقّا، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٤) جمیلبن عبداللّه، دیوان، بیروت ١٣٨٦/١٩٦٦؛
(١٥) جوادعلى، المفصل فى تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت ١٩٧٦ـ ١٩٧٨؛
(١٦) ابوالقاسمبن احمد جیهانى، اشكال العالم، ترجمه علیبن عبدالسلام كاتب، چاپ فیروز منصورى، تهران ١٣٦٨ش؛
(١٧) ابراهیمبن اسحاق حربى، كتابالمناسك و اماكن طرق الحج و معالم الجزیرة، چاپ حمد جاسر، ریاض ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٨) حمداللّه مستوفى، نزهة القلوب؛
(١٩) طبرى، تاریخ (بیروت)؛
(٢٠) فؤاد حمزه، قلب جزیرةالعرب، ریاض ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(٢١) عمررضا كحّاله، جغرافیة شبه جزیرةالعرب، چاپ احمدعلى، مكه ١٣٨٤/١٩٦٤؛
(٢٢) مقدسى؛
(٢٣) یاقوت حموى؛
(٢٤) یعقوبى، تاریخ؛
(٢٥) EI٢, s.v. "Al-Hidjr" (by F. S. Vidal).
/ محمدحسین اشرف /